این همه اعدام و خون ریزی برای چیست؟

خامنه ای و باند تبهکارش از این غلیان و جوش وخروش ، شب و روز در وحشت به سر می برند و علت شتاب در اعدام جوانان بی گناه ، صدور احکام سنگین برای فعالان جنبش زنان ، دانشجوئی ، کارگری ، روزنامه نگاران و نویسندگان ، وکلا و هنرمندان و هر چه بیشتر عرصه را بر زندانیان سیاسی تنگ کردن همه را می بایستی در همین ترس و وحشت کودتاچیان از غلیان آتشفشانی که برآن نشسته اند جستجو کرد .

در زاهدان 4 نفر دیگر و در قم 8 نفر به دار آویخته شدند و دستگاه خون ریز قضاوت اسلامی ، اعدامهای بیشتری را هم در روزهای آینده وعده داده است . فقط به کارنامه جنایت یک ماه گذشته ی جمهوری اسلامی نگاه کنید و شتاب آدم کشی و درنده خوئی رژیم را ملاحظه نمائید ، راستی رژیمی که مدعی است ریشه "فتنه" را از بیخ و بُن خشکانده است و سران اش را هم بزودی محاکمه و مجازات خواهد کرد از چه می ترسد که هر از چند روز بی گناهانی را با اتهامات واهی به بالای دار می فرستد ، مگر نه اینکه کودتاچیان تبهکار طی یکسال و نیم گذشته و به ضرب کشتارهای خیابانی و زندان و تجاوز و شکنجه ، مدعی اند که کنترل اوضاع را بدست گرفته اند وحکومت نظامی پنهان و آشکار خود را در تمامی زوایای جامعه برقرار ساخته اند ، پس این همه اعدام و آدم کشی برای چیست ؟ این همه چوبه دار و پیکرهای جوانان بی گناه این سرزمین در بالای آنها برای چیست؟

ظاهراً نیروهای نظامی و انتظامی و اراذل و اوباش لباس شخصی برهمه جا و همه چیز تسلط دارند ، طرح حذف یارانه ها نیز گویا با موفقیت به مرحله اجرا در آمده است و امامان نمازهای جمعه در داخل و حزب الله لبنان و حماس فلسطین هم درخارج ، همچنان درمدح و مشروعیت رهبری سید علی خامنه ای شعار می دهند و مخالفان بیت رهبری را عامل صهیونیسم و استکبار جهانی می خوانند! اما هرکس که نداند شخص خامنه ای و باند تبهکار پیرامون او بهتر از هرکس دیگری به وخامت وبحرانی که سرتاپای جمهوری اسلامی را فرا گرفته است واقف اند، بی تردید شخص خامنه ای که اعدام ها و دستگیری ها و شکنجه ها و تجاوزها و محاکمات فرمایشی با صلاحدید و مستقیماً زیر نظراو صورت گرفته و می گیرد ، خوب می داند که این بار مانند به خاک وخون کشیدن جنبش دانشجوئی در سال 1376 نیست که بتوان ریاکارانه با چند قطره اشک از دانشجویان دانشگاه "دلجوئی" بعمل آورد و بین خود و اراذل و اوباشی که جنایات کوی دانشگاه را در آن زمان مرتکب شدند فاصله ایجاد نمود . حماقت خامنه ای در پشتیبانی و حمایت از باند امنیتی کودتاچی احمدی نژاد و اقدامات تبهکارانه بعدی آنان ، این بار امکان هر مانور ریاکارانه ای را از خامنه ای سلب نموده است ، روی همین اصل است که خامنه ای بهتر از هرکسی می داند که این بار از همه سو انگشت اتهام بسوی شخص او دراز است و این اوست که بر آتشفشانی از خشم و تنفر مردم ایران نشسته است و هیچ راه بازگشتی را برای خود باقی نگذارده است .

آری خامنه ای قاتل و جنایتکاران پیرامون او خوب می دانند که در پشت سیمای آرام وغم زده ی خیابانهای تهران و شهرستانها که به ضرب و زور کشتارهای خیابانی و برپا کردن چوبه های دار و پرکردن زندانها و شکنجه گاهها از زنان و مردان آزادیخواه ایرانی حاصل گردیده است ، آتشفشانی در غلیان و جوش و خروش است که اگر این آتشفشان سر باز نماید در یک چشم بهم زدن همه آنان را به خاکستر بدل خواهد ساخت . خامنه ای و باند تبهکارش از این غلیان و جوش وخروش ، شب و روز در وحشت به سر می برند و علت شتاب در اعدام جوانان بی گناه ، صدور احکام سنگین برای فعالان جنبش زنان ، دانشجوئی ، کارگری ، روزنامه نگاران و نویسندگان ، وکلا و هنرمندان و هر چه بیشتر عرصه را بر زندانیان سیاسی تنگ کردن همه را می بایستی در همین ترس و وحشت کودتاچیان از غلیان آتشفشانی که برآن نشسته اند جستجو کرد .

خامنه ای و باند امنیتی پیرامون او، فاز اول کودتای انتخاباتی خود را با موفقیت به انجام رساندند و توانستند قدرت را به هر ترتیبی که بود در دست خود حفظ نمایند اما برای اینکه موفقیت فاز اول هرکودتائی تثبیت شود لازمه اش این است که فاز دوم کودتا نیز که همانا مرعوب و خاموش ساختن جامعه و گستردن روحیه شکست و یأس در اذهان عمومی می باشد با موفقیت به انجام رسد که باند کودتاچی خامنه ای در فاز دوم کودتا شکست خورده اند. جانیان کودتاچی هرچه کشته اند و زندان و تجاوز وشکنجه کرده اند نتوانسته اند که روحیه ی شکست و یأس و ناامیدی را بر مردم ایران و فعالان سیاسی و جنبش های اجتماعی غالب سازند که اگر توانسته بودند دیگر نیازی به این همه اعدام پی در درپی و دامن زدن به خشم وتنفر بیشر نداشتند . اگر براستی آنچنانکه کودتاچیان و بلندگوهای دروغ پردازشان روزانه صدها بارتکرار میکنند که : « به حول و قوه الهی فتنه گران شکست خورده و منکوب شده اند » دیگر این همه خشنونت و چنگ ودندان نشان دادن برای چیست ؟ جزاین است که کودتاچیان ابله هنوز تصور می کنند که با تکرار و تشدید آدم کشی و ایجاد فضای رعب و وحشت می توان روحیه شکست و ناامیدی را در میان مردم بپاخاسته ایران جاری ساخت ؟ و البته این تصوّر ابلهانه ی باند کودتاچی حاکم برمیهن ما تا واپسین دم حیات ننگین شان ادامه خواهد یافت و هرچه به لحظه سقوط و مرگ نزدیک ترشوند مرتکب جنایات بیشتری خواهند شد ، تمام رژیم های فاشیستی قرن بیستم چنین بوده و چنین کرده اند و باند فاشیستی خامنه ای که یکی از ته مانده های آن دوران است در این میان مستثنی نیست.

و سخن آخر اینکه همه شرایط برای تشییع جنازه رژیم فاسد و جنایتکار جمهوری اسلامی فراهم است و هرگاه اراده ملی ایرانیان به حرکت درآید این رژیم تبهکار دیری نخواهد پائید که به زیر خاک رود و جز یک نام ننگین چیزی ازآن باقی نماند . در هیچ زمانی و تا بدین حد این رژیم ضدبشری مشروعیت خود را در میان مردم ایران از دست نداده و به پرتگاه سقوط نزدیک نشده بوده است ، در حال حاضر تنها جائی که مشروعیت جمهوری اسلامی هنوز پا برجاست در میان اراذل و اوباش شرور و چاقوکشان ولگردان بسیجی و گروههای تروریستی در برخی از کشورهای عربی است که آنهم اگر روزی دلارهای بادآورده نفت ایران به حلقومشان سرازیر نشود دیگر برای جمهوری اسلامی سینه نخواهند زد .

درست است که کودتاچیان آدم کش خیابانهای تهران و شهرستانها را به اشغال خود درآورده اند و چنین وانمود می کنند که براوضاع مسلط اند ولی دهها عرصه دیگر برای مبارزه و نافرمانی مدنی بر روی جامعه ای که اراده کرده است از زیر یوغ حکومت قرون وسطائی جمهوری اسلامی بیرون بیاید و نظم نوینی را جایگزین قوانین عصر حجری نماید باز است که ورود به این عرصه ها می تواند شریان های حیاتی رژیم ضدبشر حاکم را قطع واین رژیم را به لحظه مرگ محتوم نزدیک تر نماید . بدون شک فعالان جنبش رهائی بخش و مدنی ملت سلحشور ایران اشکال و شیوه های کارآمد نافرمانی های مدنی را در بستر یک جنبش ملی و سراسری ، در میان اقشار و طبقات مختلف جامعه تبلیغ و ترویج خواهند کرد و گرگ وحشی و خونین پوزه جمهوری اسلامی را در هرگوشه بدام خواهند انداخت و لحظه مرگش را نزدیک تر خواهند ساخت . به امید آن روز.

12 دی ماه 1389

2 ژانویه 2011

 

انتشار از: