توافق اتمی‌ با کلاه شرعی

اوباما بجای ابراز شرمندگی از نامه سناتورهای آمریکائی در باره میزان اعتبار توافق کذایی بدون کسب نظر موافقت کنگره که کاملا بجا و قانونی بود، باید نگران ارزش کلام و امضای طرف مقابل و تاریخ مصرف آن باشد. زیرا اگر تذکرات نمایندگان کنگره آنگونه که دستگاه دیپلماسی اوباما می‌گوید بی‌ ارزش بود، او بلافاصله بدنبال کلاه شرعی قطعنامه شورای امنیت نمی‌رفت.

 

نمایشنامه کمدی مذاکرات هسته‌ای با رژیم ملایانی که از سوی دو سوم از کشورهای شرکت کننده در همین مذاکرات( آمریکا، آلمان، انگلیس و فرانسه) تا به همین امروز به عنوان محور شرارت، حامی‌ تروریسم، ناقض حقوق بشر، دارای قوانین قضایی غیر انسانی‌، سرکوبگر و دهها عنوان دیگر خطاب میشود، با نزدیک شدن به روزهای " ظاهراً" پایانی، هر روز بیشتر و بیشتر مضحک میشود و دلیل آنرا در دخالت سناریستهای مختلفی‌ باید یافت که درطول این مدت در تدوین این نمایش دخیل بوده اند و مایلند، پایان مورد نظر خود را در انتهای نمایش شاهد باشند.

قدم زدنهای عاشقانه ظریف و جان کری در کنار رود دانوب، زوزهٔ‌های اعتراض آمیز دلواپسانی که نگران روز پس از توافق هستند، نطق آتشین بی‌ بی‌ نتانیاهو در کنگره آمریکا و یادآوری "تعهد" آمریکا درقبال اسرائیل از زمان آیزنهاور، هشدار توأمان ۴۷ سناتور امریکایی به خامنه‌ای و اوباما، اظهار "نگرانی‌" رهبر مسلمین جهان از عدم رسیدن به توافق با شیطان بزرگ، کاهش محبوبیت نتانیاهو در آخرین "نظرسنجی ها" و نهایتاً اظهار شرمندگی اوباما از نامه سناتورهای آمریکائی به خامنه‌ای و چرخش ۵+۱ بسوی شورای امنیت برای بافتن کلاهی شرعی، همگی‌ بر این مسئله دلالت دارد که علیرغم اظهار خشنودی کردن‌های مکرر از پیشرفت مذاکرات علیرغم وجود اختلافات اساسی‌، هر دو طرف میدانند که این توافق مانند ساختن بنا بروی ماسه‌های روان است. 

مذاکراتی که قرار است به این چالش طولانی و پیچیده جهانی‌ خاتمه دهد،  از هر دو سؤ با تقیه و پشت درهای بسته شروع شد، ادامه یافت و اینک علامت پایان در انتهای تونل این ماراتن مسخره پدیدار شده است، اما پرسش‌های اساسی‌ و زیادی را در ذهن پرسشگرانی که فریب لبخندهای فریبنده و دعواهای "اغلب" زرگری نخورده اند، باقی‌ میگذارد.

 

اولین پرسش این است که اتکأ به فتوای یک رهبر مذهبی‌ که با چالشهای اساسی‌ و جدی در زمینه "مرجعیت"، رهبری ،" سلامت روانی‌ و جسمی‌" در درون نظام و کشور روبروست و بنا به گزارش‌های متعدد و مختلف دو سال بیشتر زنده نخواهد ماند، تا چه اندازه هوشمندانه و منطقی‌ است. مگر اینکه حافظه تاریخی  مذاکره کنندگان یا برکشیدن عبای "مقدس" تقوا، آنها را از بیاد آوردن، فتوای قتل سلمان رشدی که برای فرار از تنگنای جام زهر جنگ توسط خمینی صادر شد و ۱۰ سال تمام، ضمن تضمین ادامه حیات و تحکیم رژیم و برداشتن اولین گام‌ها در مسیر اتمیزه کردن کشور کرد باز میدارد.  اولین نسل جهادیون بین الملل را زیر چتر همین فتوا متحد و سازماندهی کرد و پیام دوستی خود را از بیروت تا بوئنوس آیرس و از دانمارک تا ژاپن بگوش مخالفان خود و بقیه جهان رساند. 

جالب تر اینکه در نقطه شروع و پایان آن دهه سیاه که سایه سیاه ترور سراسر جهان، بویژه اروپا را به گروگان گرفته بود و فریب اتمی‌ سال ۲۰۰۳ نیز همین تیم‌ خندان  و بشاش که امروز جمهوری خون و ترور را نمایندگی می‌کند، سکان دار اصلی‌ ماجرا بود.

شاید بتوان بخش پنهان ماجرای فتوای قتل سلمان رشدی توسط آیات الله بی‌ آبرویی که جام زهر دردناکی را سرکشیده بود و راز سر به مهر نقش پیامبر اصلاحات محمد خاتمی را در شکل گیری این بی‌ آبرویی ملی‌ را از میا‌‌ن منابع معتبر موجود یافت.

بنا به شهادت آقای غیاث الدین  صدیقی از "انستیتو مسلم" بریتانیا که در فوریه سال ۱۹۸۹ به همراه دکتر کلیم صدیقی اسلام شناس هوادار انقلاب ایران در کنفرانسی "در باره کتاب آیات شیطانی" که توسط وزارت ارشاد اسلامی ترتیب یافته بود، در تهران حضور داشته،  روز ۱۴ فوریه و زمانی‌ که در فرودگاه منتظر هواپیما برای بازگشت به خانه بودند، آقای خاتمی که در آن زمان وزیر ارشاد بود به دیدار آنها آمده و از دکتر کلیم درخواست می‌کند که چند دقیقه‌ای به تنهایی‌ با او صحبت کند.

پس از خاتمه گفتگوی کوتاه دو نفره، دکتر کلیم در توضیح دلیل آن "مشورت محرمانه" توضیح میدهد که آقای خاتمی همینک مستقیما بدیدار خمینی میرود و پیش از رفتن میخواست نظر مرا در باره سلمان رشدی بداند و من هم به او گفتم لازم است که اقدامی "جدی" صورت گیرد.

پرواز مسافران لغو و آنها به هتل باز میگردند. سه  ساعت بعد خبر صدور فتوای قتل سلمان رشدی و همه کسانی که دست اندرکار ترجمه، چاپ و نشر این کتاب هستند، از اخبار سراسری بعد از ظهر تهران به سراسر جهان مخابره شد و عصر دیگری در جهان آغاز شد، خمینی صدور انقلاب را آغاز کرده بود. ( لینک زیر، دقیقه ۲۴)

طی‌ ۱۰ سال رژیم به سلاخی مخالفان داخلی‌ پرداخت و دهها تن‌ از مخالفان رژیم در سراسر جهان توسط تروریستهای صادراتی تهران ترور شدند. همزمان صدها تن‌ از شهروندان دیگر کشورها کشته، زخمی یا به گروگان گرفته شدند تا در زمان مناسب و نشان دادن چهره رحمانی درون رژیم معامله یا با تروریستهای خودی معاوضه شوند، اما برای سیاستمداداران بی‌ اخلاق غربی، ملاها همچنان طرفهایی بودند که میشد و باید با آنها گفتگو کرد.

پایان ماجرا هم با سید خندان بود که برای رهائی نظام مقدس خود از انزوای بین المللی دوباره و اینبار با اسم رمز اصلاحات به صحنه آمد. پرونده میکنوس به بایگانی سپرده شد و پرونده آمیا نیز آهسته و پیوسته در همان مسیر به بقیه پرونده‌های خونین و متعفن حقوق بشری و تروریستی رژیم تهران می‌پیوندد. 

در تاریخ ۲۴ سپتامبر ۱۹۹۸ کمال خرّازی وزیر خارجه اخموی سید خندان پس از ماهها مذاکره "پنهانی‌" با مقامات بریتانیایی زیر نظر کوفی عنان، در حضور کلیه رسانه‌های معتبر جهان رسما بر فتوای امام، رهبر دینی و سیاسی و بنیانگزار نظامش خط بطلان کشید و آنرا بی‌ ارزش اعلام کرد.( همان لینک، دقیقه ۱:۲۵)

پرسش نهایی‌ این است که زمانی‌ که فتوای آیات اللهی که رهبری، زعامت و حتی امامتش برای بسیاری از ایرانیان و اغلب شیعیان و در مورد خاص سلمان رشدی برای همه مسلمین جهان واجب شرعی بود، پس از مرگش با گردش قلم سیاستمداری به هیچ انگاشته میشود، در فردای مرگ خامنه ای، کدامیک از امضا کنندگان موافقتنامه "احتمالی‌" تضمین خواهد کرد که برادران قاچاقچی و دیگر احمدی‌ نژادهای رژیم خود را ملزم به تبعیت از فتوای کسی‌ کنند که در میا‌‌ن خودی‌ها با بحران شخصیت، قدرت و مشروعیت روبروست؟

فراموش نکنید که تیم‌ مذاکره کننده اتمی‌ سید خندان در پیامد پیدا شدن دم خروس اتمی‌ و پنهان کاری ۱۰ ساله درست در زمانی‌ که او مشغول رنگ کردن جامعه جهانی‌ با شعار مصادره شده "گفتگوی تمدنها" بود، متشکل از همین روباه‌های خندان بود. همین روحانی کلید دار بود که با امضای پیمان سعدآباد جاده را برای ۸ سال پنهان کاری بیشتر، ساخت تاسیسات جدید و چنانچه خود در طی‌ مناظرات انتخاباتی با افتخار از آن یاد میکرد، رساندن سطح توانایی‌‌های هسته‌ای رژیم را به نقطه غیر قابل بازگشت هموار کرد و شما را با شرایط جدید و سناریو جدید روبروی احمدی‌ نژاد قرار داد ، جواد ظریفکار هم که مردی برای تمام فصول رذالت است، همیشه یک پای ثابت تمام فریبها و نیرنگ‌ها بوده و هست.

اوباما بجای ابراز شرمندگی از نامه سناتورهای آمریکائی در باره میزان اعتبار توافق کذایی بدون کسب نظر موافقت کنگره که کاملا بجا و قانونی بود، باید نگران ارزش کلام و امضای طرف مقابل و تاریخ مصرف آن باشد. زیرا اگر تذکرات نمایندگان کنگره آنگونه که دستگاه دیپلماسی اوباما می‌گوید بی‌ ارزش بود، او بلافاصله بدنبال کلاه شرعی قطعنامه شورای امنیت نمی‌رفت.

واقعیت این است که همه طرفهای درگیر در این مذاکرات شدیدا برای رسیدن به یک "توافق" نیاز شدید و فوری دارند. برای اوباما پس از باخت غیر منتظر در قمار "اخوان المسلمین" در برابر موج ناسیونالیسم نو که در مصر ظهور کرد و میلیاردها دلار از بودجه سری پنتاگون را به باد داد، شاید این تنها شانس می‌بود که با کارنامه‌ای مانند موهایش خاکستری، کاخ سفید را ترک کند، اما ظاهراً جمهوریخواهان این را هم از او دریغ میکنند و از پیامبری که با دو شعار "تغییر" و "امید" آمده بود، به عنوان یکی‌ از بی‌ خاصیت‌ترین و منفعل‌ترین رئیس جمهورهای تاریخ آمریکا یاد خواهد شد که در طی‌ ۸ سال زمامداری قویترین و بزرگترین کشور دنیا، در بدترین زمان بدترین تصمیمات را گرفته است.

رژیم تهران برای فرار از حلقه محاصره اقتصادی و سیاسی و تجدید سازمان برای انجام مرحله پایانی پروژه هلال شیعه و تکمیل تدریجی‌ بمب اتمی‌ شیعه، در برابر بمب اتمی‌ سنی‌‌ها که زرّادخانه‌اش در پاکستان، اما کلیدش در ریاض است، نیازمند رسیدن به یک توافق به هر قیمت است و اعلام احتمال قبول تعلیق ۱۰ ساله از سوی ایران توسط ظریف و حذف تدریجی‌ تحریمها تاییدی بر استیصال شدید رژیم است.

در جایی‌ که هدف از امضا این موافقتنامه ترمیم جو بی‌ اعتمادی ناشی‌ از شیطنتها و دست درازی‌های رژیم تهران است و به موازات مذاکرات مستمر موجود، تحرکات مخرب رژیم در منطقه همچنان ادامه دارد و دامنه آن گسترش می‌یابد و همچنان ایجاد، تقویت، تجهیز، آموزش و تسلیح گروه‌های مختلف شبه نظامی در برابر دولتهای قانونی ادامه داد که آخرین دستاورد آن‌ کودتای نظامی در یمن بود. علیرغم وجود اسناد و مدارک فراوان در فضای مجازی که از دسامبر ۲۰۱۳ گزارش‌های رسمی‌ و مستندی را درباره برپایی سه کمپ نظامی در اریتره از جانب سپاه قدس برای آموزش نظامی حوثی‌ها و انتشار آن در روزنامه الوطن عربستان، دستگاه دیپلماسی آمریکا میتواند بگوید تذکرات امنیتی کشور و همپیمان خود را در تداوم سیاستهای مرموز خود نادیده گرفته، اما نمیتواند ادعا کند که از خطر سقوط یمن بدامن تهران بی‌ خبر بوده است و بی‌ تحرکی این دستگاه در برابر فرود اولین پرواز ماهان ایر در فردای سقوط صنعا بدست حوثی‌ها که یادآور هجوم کاروانهای "کمکهای مردمی سپاه" به کربلا و نجف در فردای سقوط مجسمه صدام حسین در میدان فردوس بغداد بود، بهترین دلیل برای توجیه اینانکار دانسته است.(۲ و ۳)

‌اروپایی‌ها هم در کنار آمریکاییها به بازار تشنه ایران و نفت ارزان برای ترمیم کوتاه مدت اقتصاد خود که علیرغم تبلیغات پوچ و دروغین هنوز از شوک قبلی‌ در کما بسر میبرد و امیدی هم به بهبود آن در آینده نزدیک نمیرود، شدیدا نیازمندند و برای رسیدن به توافقی به هر قیمت بیقراری میکنند و مثل همیشه منافع کوتاه مدت را فدای اهداف دراز مدت میکنند و بهای آنرا هم از جیب مردم همان کشور یا منطقه میپردازند، غافل از اینکه این کابوس دیر یا زود در خانه آنها را غافلگیر و برای همیشه به گروگان خواهد گرفت.

این توافق چنانچه حاصل شود، در کوتاه مدت آمار بورس‌های مختلف، بیکاری و البته دلارهای بیشماری را جابجا می‌کند، اما میراث آن برای مردم ایران ادامه رنج، فقر و بی‌ آبرویی بیشتر، برای وارثان خامنه‌ای منابع مالی‌ سرشار، بازوان نظامی مقتدر و هماهنگ در ۴ پایتخت عربی‌ ، توانایی‌ دستیابی به اولین بمب شیعه ، تسخیر جزیره‌ العرب و برپایی امپراتوری خلیفه گری شیعه که از امروز آنرا زمزمه میکنند و برای منطقه و جهان کابوسی پایان ناپذیرخواهد بود.

 

۱۴ مارس ۲۰۱۵

 

1-    https://www.youtube.com/watch?v=2bqmVrajbjk

2-    https://www.youtube.com/watch?v=gYBPP2lvEWU

3-    http://www.alwatan.com.sa/politics/News_Detail.aspx?ArticleID=171338&CategoryID=1

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.