توافق آنها، توقع ما!

بیش از 37 سال از عمر حکومت اسلامی گذشت و هنوز گروهی بر سر ماهیت انسان ستیزانه، ایرانفروشانه و ضد ملی حکومت اسلامی اما و اگر می گذارند. این اما و اگرها های مدافعان آشکار و پنهان، بیشرم و شرمگین بقاء نظام اسلامی تا هنگامی که عملکرد حکومت، منافع آنها را تامین کند ادامه خواهد داشت و نمی توان بر انها خرده گرفت که چرا از منافع سیاسی – اجتماعی خود دفاع می کنند.

بنابراین روی سخن نه با "توافق چی ها"، بلکه با ملت ایران (شهروندان کشور) است که باید از زیر بار سمپاشی های حکومت و جارچی هایش بیرون آیند. از عزیمتگاه منافع کشور و ملت ایران در سیاست دخالت نموده و روندها را بسود فردای بهتر، که تنها با رهائی از زیر سلطه اسلامگرایان میسر است، هدایت کنند.

توافق آنها:

روحانیت شیعه در جریان انقلاب ضد استبدادی بقدرت رسید و سوار بر دوش جنبش اسلامی - شیعه گرایانه، ایجاد حکومت اسلامی در ایران و صدور آن به جهان را در دستور کار قرار داد. در نخستین فاز، فتح قدس از راه کربلا، از نفس افتاد و رهبر جام زهر را نوشید و نزدیک به سه دهه "غرامت جنگی" تحت عناوین گوناگون به حاشیه نشینان خلیج فارس، کشورهای عربی، ترکیه، روسیه، غرب و ... پرداخته است.

"غرامت جنگی" تاوان جهانگشائی شیعه گری است و برای کاستن از میزان غرامت ها، خواستند به توصیه محسن رضائی عمل کنند که در سال 1367 (دو روز قبل از اتش بس) نوشت؛ تا 5 سال دیگر هیچ امکان پیروزی نداریم. ممکن است در صورت داشتن وسائلی که در طول 5 سال بدست می آوریم، قدرت عملیات انهدامی ویا مقابله به مثل را داشته باشیم. و پس از پایان سال 1371 ما دارای 350 تیپ پیاده، 2500 تانک، 3000 توپ، 300 هواپیما، 300 هلیکوپتر و قدرت ساخت تعداد قابل توجهی از سلاح های لیزر و اتم که از ضرورتهای جنگ در آن موقع که هست باشیم، می توان گفت که بامید خدا بتوان عملیات آفندی (تهاجمی) داشته باشیم.

پس از نامه محسن رضائی، خمینی به آتش بس تن داد و حکومت اسلامی در مسیر تسلیح هسته ای قرار گرفت. در سال 1991 اقدام به خرید اورانیومی از چین کرد که برای غنی سازی مورد استفاده قرار گیرد و این روند سیاسی از عزیمتگاه عظمت طلبی اسلام شیعه، با هزینه فقر، فلاکت و ویرانی ایران ادامه یافت تا اینکه حکومت در لوزان سوئیس به اخر خط رسید و در برابر ائتلاف سیاسی غرب و نیز صف آرائی کمربند سنی بدور کشور، تسلیم شد تا از خطر سقوط  حکومت اسلامی پیشگیری شود.

 حکومت اسلامی زیر سند شکست را امضاء کرده، و ناتوان از پاسخگوئی به ملت ایران در باره سیاستهای ویرانگرانه اش در 37 سال گذشته، حاشیه پردازی کرده و بشیوه "مرد اسیر در دست راهزنان" استدلال می کند.  

"مردی همراه با زنش در سفر بود. عده ای راهزن به آنان رسیدند تمام دارایی های آنها را برداشتند و دایره ای دور مرد کشیدند و گفتند اگر پایت را از این دایره بیرون بگذاری حسابت را می رسیم. سپس جلوی چشمش به زنش تجاوز کردند . وقتی راهزنان رفتند زن اعتراض کرد که چرا آن مرد هیچ حرکتی از خود نشان نداد . مرد گفت : خبر نداری که من پدرشان را در آوردم. هنگامی که به تو تجاوز می کردند چند بار یواشکی پایم را از دایره بیرون گذاشتم".

حکومت اسلامی ظاهرا با غرب به توافق رسیده و آقای ظریف و حامیان سیاسی او به جشن و پایکوبی مشغول اند، زیرا  "چند بار حکومت آخوندها (این لکه ننگ بر دامان ایران و ایرانیت) یواشکی پایش را از دایره بیرون گذاشته است".

 توقع ما :

ملت ایران چگونه می تواند توقع از حکومتی داشته باشد که منافع سیاسی، اجتماعی و تاریخی اش را نه تنها نمایندگی نمی کند، بلکه رسالت آن نابودی و ریشه کن کردن هویت، تاریخ، فرهنگ، اخلاق و به روز سیاه نشاندن ایران و ایرانیان است.

حکومت اسلامی قلبش برای اسلام و اسلامگرایان می تپد و ایران و ایرانیان تنها ابزاری برای اهداف فلسطین، غزه، نجف، کربلا، آخوندها و شبکه های مافیائی پیرامونی آنها و ... هستند.

ملت ایران باید نخست از حکومت اسلامی در جامعه جهانی و منطقه رفع مسئولیت کند و اعلام نماید که حاکمان کنونی هرگز منافع و مصالح ملت ایران را نمایندگی نکرده و ما نیز گروگان گروه ها و شبکه های تروریستی و آدمکشی اسلامگرایان شیعه هستیم.

ملت ایران خواهان خاتمه دادن به حکومت اسلامی، برچیدن کامل قراضه های اتمی در کشور، خلع قدرت روحانیت شیعه از حکومت و تامین ازادی ادیان و محکومیت صف آرائی دینی، قومی و نژادی در منطقه می باشد.

منافع کوتاه مدت و درازمدت ما؛

1-پیگیری سیاست فلج کردن جنگ طلبان حکومتی 2- برچیدن کامل قراضه هائی تحت عناوین مراکز نیروگاه های هسته ای 3-افشاء مافیاهای سیاسی، اقتصادی، مذهبی متشکل در کشور  3-حفظ سلامت محیط زیست و پیشگیری از الوده سازی آن 4-نفی رقابت مذهبی، تسلیحاتی، دخالتگری در امور سایر کشورها 5- مبارزه برای ایجاد نظام سکولار دمکراتیک در ایران بعنوان تضمین کننده آزادی، دمکراسی تعمیق یابنده، آسایش و زندگی شایسته برای ملت و صلح پایدار در منطقه

سخن اخر؛

آنچه حکومت اسلامی را به مواضع تقابل با جهانیان کشانده ، همانا تعهد به اسلام و اسلامگرایان و خصلت مذهبی حکومت است. تا زمانی که حکومت اسلامی در ایران فرمان میراند، الزاما باید پاسخگوی الزامات اسلام و اسلامگرائی باشد و سرکوب آئینی، سیاسی، فرهنگی، جنگ طلبی، آتش افروزی میان مذاهب و ... از نتایج اجتناب ناپذیر آن است.

برای برخورد ریشه ای با خطر جنگ، تخریب محیط زیست، تداوم تبعیض و بیدادگری باید ریشه های ایدئولوژیک – سیاسی و فرهنگی حکومت دینی را از طریق روشنگری خشکاند تا مدنیت، اگاهی سکولار دمکراتیک و آزادی جایگزین توحش اسلامگرایان حاکم گردد.

توافق آنها در لوزان سوئیس شاید چند صباحی عمر نظام را طولانی تر کند، اما فراموش نکنیم که ادامه حقارت آفرینی های 37 سال گذشته برای ایران و ایرانیان بوده و همچنان حاکمان یواشکی پای شان را از دایره بیرون می گذارند و بخود مدال می دهند.

توقع ما اینست که جهانیان بدانند حکومت اسلامی بیگانه با ایران و ایرانیت است و ملت ایران برآنست تا از کلیت نظام سیاسی – مذهبی حاکم عبور کند و دنیا سیمای راستین ایران را بشناسد. نمایندگی ایران توسط حکومت آخوندی، خود بزرگترین توهین به ملت ایران بوده و توقع ما اعاده حیثیت از ایران و ایرانیان در انظار جهانیان است!

بخش: 
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سیاوش عزیز، اکثر آذربایجانی ها مقلد آیت الله شریعتمداری بودند، همانطور که همه می دانید، ایشان مخالف سرسخت پدیده ائی بنام ولایت فقیه بود، که بعد از حمله حزب اللهی های اصفهان و قم و نابود شدن دفاتر حزب خلق مسلمان و دستگیری آنها و تصرف رادیو تلویزون تبریز بود که خمینی توانست بر آذربایجان تسلط یابد، در آذربایجان افراد کمتری در رفراندوم شرکت کردند،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ساراخ گرامی، بنا بر حساب شما ۹۸ درصد جامعه فارسی به خمینی رأی دادند. ۲ درصد بقیه با حساب شما میبایست ترکان باشند که به خمینی رأی نداده اند. آیا من اشتباه میکنم یا اینکه شما نظر دیگری دارید؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبالی عزیز، انتخاب مغرضانه و موزیانه زبان فهلوی توسط کسروی برای القاء و تداعی زبان فهله ها یا عمله ها در ذهن خواننده و یا شنونده ترکزبان، شاید اولین جوک موزیانه ائی بود که توسط کسروی یعنوان ریشه زبان آذری برای ترکها ساخته شد، جای تعجب و سئوال است که به چه علتی افرادی مثل ستارخان و آیت الله شریعتمداری در مرکز، سر به نیست می شوند، و در عوض همه مطرودین و منفورین جامعه آذربایجان، از پدر رضا شاه گرفته تا کسروی، موسوی تبریزی و اردبیلی، خلخالی و خامنه ائی به پست های حساسی دولتی در مرکز گمارده می شوند و خمینی تنها کسی بود که با ٩٨ در صد رأی از جامعه فارسی به پست رهبری با اختیارات ولایت فقیه می رسد ، که در رساله او هم چیزی بجز لواط و زناء و جماع و استبراء با انسان و حیوان و یا سنگسار زنان بجرم زناء محسنه و حدّ شرعی و تعزیر و صدور فتوا های آنچنانی چیز دیگری نمی توان پیدا کرد،
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ساراخ گرامی؛
ای کاش می توانستم حرکتهای توده وار مردمی که توسط فاشیسم دینی برای اهداف اسلامگرایان بخیابانها کشیده شدند را به تصویر می کشیدم تا هرگز کسی جنبش های کور ارتجاعی (مذهبی، نژادی، قومی و ایدئولوژیک) را ستایش نکند. حق با شماست که متاسفانه آذری نمی دانم ولی کمی با کردی و ارومیه آشنا هستم و هرگز ارزو نمی کنم روزی فرا رسد که قرار باشد بر اساس زبان، تبار و قوم مستقل شوند تا عثمانی گرایان نقشه نسل کشی ارامنه را در ارومیه تکرار کنند.
فاجعه بخودی خود پیشاروی مردم ظاهر نمیشود؛ سیاستهای امروز ارتجاع اسلامی، قومی و نژادی هیزم های آتش های فردا هستند.
من به راهکارهای دمکراتیک مشخص اشاره کردم که از یکسو مرزهای شفاف با مرگزگرائی و نظام های آمرانه دارد، و از سوی دیگر برای حفظ خانه مشترک ایرانیان، هیچگونه تردیدی بخود راه نداده و در برابر ویرانگری های ارتجاع از هر سنخی می ایستد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبال عزیز زیر سایه نعمات ارتباطات کامپیوتری شرایط در آذربایجان جنوبی کاملاّ عوض شده‌، آگاهی چنان سریع در سرزمین ما گسترش یافته است که دیگر اکثر جوانان برای بریدن از مرکز فکر می کنند، آسیمیلاسیون صد ساله رضا خانی دیگر خواصیت خود را از دست داده و تنها چیزی که امروز مطرح است رهائی بدون قید و شرط از هژمونی و اتوریته مرکز است، حتی تکرار فاجعه ٢١ آذر هم قادر نخواهد بود انرژی انباشته شده صد ساله را فرو نشاند، فروپاشی ایران مطرح نیست، مقاومت افکار مرکز گرا، ایران را به یوگسلاوی دوم تبدیل خواهد کرد، آینده تاریکی در پیش است، ای کاش شما کمی ترکی بلد بودید و یک هفته در تبریز و یا ارومیه در میادین فوتبال و یا صحبت با مردم کوچه بازار اوضاع دستتان می آمد،
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ساراخ گرامی؛
پرسش من اینست که این چه نگرشی ست که مرا در جایگاهی قرار می دهد که باید در مورد چگونگی کنار آمدن با اقوام غیر "فارس" سخن بگویم؟
این تفکیک قومی، نژادی، دینی و ایدئولوژیک برای من غیر قابل هضم است و نگرش از عزیمتگاههای ذکر شده را توهین به انسان دانسته و شایسته هیچ ایرانی نمی دانم. از همینرو با حرکت از موضع انسان، ازادی و سکولار دمکراسی مرزهای روشنی با نیروهای ارتجاعی دارم و بر پرچمی که زیر آن ایستاده ام (پيمان نامهء عصر نو)، راه حلی انسانی و دمکراتیک برای فردای ایران ارائه شده است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اقبالی عزیز شما با ملتهای غیر فارس در ایران چگونه کنار خواهید آمد، آیا مثل استالین در آذربایجان شمالی بر خورد خواهید کرد و معترضین را بنام پانترکیست و تجزیه طلب و نوکر امپریالیسم، به خواسته های آنها سرپوش خواهید گذاشت؟ نتیجه عمل استالین زمینه ساز فروپاشی شوروی را فراهم نمود، البته در ایران هم توسط رضا شاه با فارسیزه کردن ملتهای غیر فارس، زمینه فروپاشی از نوع شوروی در ایران فراهم شده، حسن کوتاه آمدن شما در مقابل ملتهای غیر فارس در ایران اینست که حداقل در صورت فروپاشی، ایران تبدیل به یوگسلاوی نمی شود،
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با درود به آقای صادق گرامی؛
1- ممنون از توجه شما و کمنتاری که نوشتید.
2-در مورد موانع و مشکلاتی که به آنها اشاره کردید باید عرض کنم ضمن تائید نظر شما، بر این باورم که در یکدهه گذشته حرکتی نو و امیدبخش اغاز شده است که من تبلور آنرا در جنبش سکولار دمکراسی ایران می بینم.
3- برای نخستین بار اپوزیسیون انحلال طلب (مدافعان خلع قدرت از جکومت اسلامی) از طیف های گوناگون و با پیشینه های متفاوت زیر یک سقف گرد آمده تا بمنظور ساختن ایران فردا، بر محور آلترناتیو سکولار دمکراسی متشکل شده اند. گرچه این حرکت نوپاست؛ اما ریشه در مطالبات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و .. ملت ایران دارد و براستی چتر بزرگی است که می تواند به نیازهای راستین اقشار و طبقات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اتنیکی پاسخ دهد.
4- نهاد هماهنگی جنبش سکولار دمکراتهای ایران پیمان نامه ای را در اختیار کوشندگان اپوزیسیون برانداز قرار داده که ما از

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای اقبالی گرامی حرف شما در باره نظام درست ولی چند کلمه در باره مخالفان نظام.. نخست اینکه نظام بخودی خود سرنگون نمیشود و این اقدام باید از سوی مخالفان صورت گیرد. توجه دارید که مخا لفان نظام تا کنون اقدامی هماهنگ صورت نداده اند .
بنظر من این مخالفان در حقیقت بهترین خدمتگزار نظام ولایت هستند. نه حرف مشترکی دارند ونه هدف مشترکی .سازمان مجاهدین هر دست و پیام دوستی را پس زدند .جریانات چپ هدفی جز استقرار سوسیالیسم ندارند. جریانات قومی تجزیه میخواهند.فرض بفرمایئد که همین امروز نظام از بین رفت ما با یک جنگ داخلی دینی از سوی مجاهدین و قومی ا زسوی تجزیه طلبان و کار گری از سوی چپها روبرو هستیم.جریانات نامبرده متاسفانه باوری به دمکراسی و همزیستی مسالمت امیز و سلوک اجتماعی ندارند .این جریانات نخواستند باهم و در کنار هم یک اعتصاب عمومی در ایران برای حقوق

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اقبالی, چنین باد, ولی در سرزمین از ما بهتران با همه بدی هایشان, آنها حقیقت را قبول میکنند. مثلا جهت شخص نا مطلوبی در میان خودی ها ( با عرض معذرت که در مثل جای مناقشه نیست) میگویند
" He may be a son-of-a-bitch, but he's our son-of-a-bitch ". یعنی گرچه ممکن است او مادر بخطا باشد ولی بهر حال مادربخطای خود ماست.
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
1-انقلاب 1357 گوهر اسلامی نداشت، بلکه در یک روند اسلامی شد! زمانی که غرب و شبکه روحانیت شیعه دست بکار شدند، رهبری مبارزات از کارخانجات، ادارات، محلات به مساجد انتقال یافت. ارتجاع اسلامی در توافق با غرب شعارها و اهداف انقلاب را ربودند و بربریت را جایگزین دیکتاتوری کردند.
2- اسلام و اسلامگرائی در لایه های معین جامعه نفوذ کرده و نتوانست در جامعه شهروندی و برای اقوام تاریخی - ایرانی "خودی" شود. از همینرو مشروطه راحت در دل ملت جا باز کرد. انقلاب اسلامی نه با اشغال خارجی، بلکه به کمک نیروی اسب تراوا انجام گرفت و تا کنون دوام آورده است.
3- مانع اصلی هر تحول آزادیخواهانه و دمکراتیک حکومت اسلامی است و از همینرو نوک تیز حمله متوجه این "ام الفساد" می باشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فرد بی اطلاعی چون من, زمانی که فرمایشات جناب اقبالی را میخواند مطمئن میشود که این مریخی های دو سر و چهار گوش با سفینه های فضایی به ایران حمله و تا کنون آنرا اشغال کرده اند. شاید هم درست بگویند! اما حقیقت آنست که نه مریخی ها بلکه خود ما , و انهم نه از طریق رای و انتخاب بلکه از راه انقلاب کشور را اشغال کردیم. و اگر شیعه را مسئول این نابسامانی ها میدانیم پانصد سال پیش خود ما و نه کس دیگر, مملکت را به زور شمشیر شیعه و مخالفان را از دم تیغ گذراندیم و سپس آنرا بال و پر دادیم و اکنون که کشتی به گل نشسته, کی بود کی بود براه افتاده و " هریک از گوشه ای فرارفتیم ". جناب اقبالی, " چون نیک نگه کرد پر خویش در آن دید - گفتا زکه نالیم که از ماست که برماست"