آقای رفسنجانی، 31 سال خیانت به مردم ایران کافی نیست؟

اجلاس مجلس خبرگان رهبری با بیانیه ای سرشار از دشنام و افترا به مخالفان نظام جمهوری اسلامی و رهبری خامنه ای که در حقیقت بیش از 90 در صد ازمردم ایران را تشکیل می دهند و با تشکرو تقدیراز نیروهای نظامی و انتظامی و اراذل و اوباش که گویا موفق شده اند چشم فتنه را کورکنند به پایان رسید ، موضوع این نوشته پرداختن به ماهیت این مجلس ضدمردمی و بیانیه پایانی اجلاس آن نیست که

اجلاس مجلس خبرگان رهبری با بیانیه ای سرشار از دشنام و افترا به مخالفان نظام جمهوری اسلامی و رهبری خامنه ای که در حقیقت بیش از 90 در صد ازمردم ایران را تشکیل می دهند و با تشکرو تقدیراز نیروهای نظامی و انتظامی و اراذل و اوباش که گویا موفق شده اند "چشم فتنه" را کورکنند به پایان رسید ، موضوع این نوشته پرداختن به ماهیت این مجلس ضدمردمی و بیانیه پایانی اجلاس آن نیست که حیف از وقت و قلمی که صرف مشتی فسیل عهد عتیقی که از بشریت وانسانیت بوئی نبرده اند گردد . در این مختصرفقط می خواهم به آخرین موضع رئیس مزّور این مجلس که در ماههای اخیر با مانورهای خود موجب توهم پاره ای از ساده اندیشان گردیده است بپردازم .

هاشمی رفسنجانی که درهمان سالهای نخست انقلاب ، از جانب مردم ایران به "روباه مکّار" شهرت یافت ، چهره ناشناخته ای نیست وهمه می دانند که ایشان ، از لحظه تأسیس جمهوری اسلامی تا به امروز، تقریباً در تمامی توطئه ها و اقدامات ضد ملی وضدمردمی رژیم جمهوری اسلامی ، نقش اساسی داشته است ، بطوریکه بسیاری از صاحب نظران وتحلیگران مسائل سیاسی ایران ، براین عقیده اند که : بدون کشتی بانی هاشمی رفسنجانی ، کشتی شکسته ی حکومت اسلامی هرگز قادر نبود که از بحران های گوناگون ، طی سه دهه اخیر عبورکند وتا به اینجا برسد . بی هیچ تردیدی وضعیت کنونی که اینک شاهد آن هستیم ، نتیجه اقدامات و سیاست هائی است که رفسنجانی در خلال 31 سال گذشته ، مستقیم و غیرمسقیم در اتخاذ آن سیاست ها نقش کلیدی داشته است . از میان انبوه خیانت ها و جنایت های ایشان ، ازتوطئه اعدام های سریع و غیرقانونی سران رژیم سابق ، توطئه عزل دولت بازرگان و ریاست جمهوری بنی صدر، توافق با خمینی در مورد کشتارهای دهه 60 ، خلع آیت الله منتظری از مقام نیابت رهبری و پوشاندن لباس ولایت فقیهی بر تن سید علی خامنه ای ، طرح نقشه ترور چهره های شاخص اپوزیسیون جمهوری اسلامی در خارج ازکشور و غارت ملیاردها دلار از پول مردم ایران و صدها نمونه دیگر را می توان نام برد . ناگفته نماند که هاشمی رفسنجانی به اتفاق سیدعلی خامنه ای ، محسن رضائی ، و چند تن دیگر از سران جمهوری اسلامی ، بخاطر بمب گذاری و دست داشتن در ترورهای جمهوری اسلامی در خارج از کشور ، در چند دادگاه اروپائی و امریکای لاتین ، غیاباً محاکمه و محکوم شده اند و بمحض اینکه پای این افراد به آن کشورها برسد دستگیر خواهند شد .

باری اینک که حکومت اسلامی به همت خیزش های ملیونی و سرتاسری مردم ایران ، با بزرگترین بحران سیاسی واجتماعی و مشروعیتی خود ، از بدو تولد تا به امروزمواجه گردیده است ، طبق معمول و به سنت دیرینه ی این حکومت ، هاشمی رفسنجانی به عنوان ناجی نظام جهل وجنایت ، یکبار دیگر وارد میدان شده و در پشت پرده مشغول ایفای نقش تاریخی خود یعنی زد وبند و توطئه گری برای بیرون کشاندن حکومت اسلامی از باتلاقی است که در آن گرفتار آمده است .

خیزش های سبز مردم ایران طی هشت ماه گذشه ، دشمن اصلی مردم را دراین مرحله از جنبش بدرستی تشخیص داده و بیت رهبری و دستگاه ولایت فقیه را هدف قرارداده اند ، طرح شعارهائی از قبیل "جمهوری ایرانی " و "رفراندم" و "رهبرما قاتله ، ولایت اش باطله" همه نشان دهنده ی این واقعیت هستند که جنبش آزادیخواهانه مردم ایران که با شعار "رأی من کو؟" آغاز گردید ، در مسیر رشد و تکاملی خود ، تمامیت حکومت اسلامی و قانون اساسی آنرا را به چالش گرفته است. البته باید اذعان نمود که پس از کودتای انتخاباتی خامنه ای – احمدی نژاد ، در میان سران تبهکارحکومت اسلامی ، هاشمی رفسنجانی ، زودتر از دیگران خطر را تشخیص داد و درنامه ای که برای خامنه ای نوشت اورا از خطر انفجار"آتش فشانی که در سینه های مردم ایران نهفته است" آگاه کرد . او درهر فرصتی تلاش کرد که خطیر بودن شرایط کنونی را به خامنه ای و دارودسته ی نظامی –امنیتی حاکم ، گوشزد کند و"مصلحت نظام" را در دلجوئی از مردم و پاسخ به برخی از خواسته آنان ، یاد آور شود .

هاشمی رفسنجانی در طی هشت ماه گذشته و در ارتباط با مبارزات مردم ایران ، دو روئی وچهره مذبذب خویش و نشستن درمیان دو صندلی را بارها به معرض نمایش گذاشته است ، آنجا که قدرت و پیشرفت جنبش را احساس کرده برای اینکه از قافله عقب نماند ، سخنانی مبنی برلزوم " دلجوئی" از مردم برزبان رانده است !! و آنجا که قدرت سرکوب وتوپ وتشر کودتاچیان را متوجه خود دیده است ، بلافاصله به مدح وثنای رهبری و ولایت فقیه پرداخته است . ادامه این ریاکاری و دو دوزه بازی رفسنجانی در ماههای اخیر ، کار را بجائی رسانید که خامنه ای در لفافه ی "خواص" او را خطاب قرار داد و از او خواست که تکلیف خود را روشن کرده و حساب خود را از"سران فتنه" جدا نموده و از آنان فاصله بگیرد . و چنین بنظر می رسد که نهیب خامنه ای و کودتاچیان به رفسنجانی کار خودش را کرده است و ایشان را به جایگاه اصلی خود که همانا پاسداری از ولایت خون ریز خامنه ای می باشد باز گردانده است .

هاشمی رفسنجانی در مقام ریاست "مجلس خبرگان رهبری" در نطق افتتاحیه این مجلس ، یکبار دیگر دشمنی خویش را نسبت به مردم ایران و سر سپردگی خود را نسبت به خامنه ای و ولایت خون ریزاش که هم اکنون بدرستی مورد آماج ملت آزادیخواه و سلحشور ایران قرار گرفته است اعلام داشت . آقای رفسنجانی ، که طی 31 سال گذشته ، درهرمقام وموقعیتی ، جزخیانت و جنایت در حق مردم ستمدیده ایران ، چیزی در کارنامه سیاه خود ندارد ، اخیراً برای همقطاران تبهکار خود در مجلس خبرگان ، خیزش های حق طلبانه ی مردم ایران را نتیجه "زاد و ولد" کسانی می داند که از اول با نظام اسلامی مخالف بوده و حالا هم مخالف اند ! رفسنجانی که این روزها برای تفرقه افکنی در صفوف جنبش وجلوگیری از غرق شدن کشتی شکسته ولایت فقیه به میدان آمده ، موقعیت کنونی را برای تهی مغزان خبرگان رهبری اینگونه تحلیل می نماید که گویا اکثریت معترضان و مخالفانی که در ماههای اخیر به خیابان آمده اند کسانی هستند نظام و ولایت فقیه و قانون اساسی را قبول دارند که باید حساب آنان را اقلیت فریب خورده و ساختارشکن ! جدا کرد و تلاش نمود که این اکثریت وفادارو معترض را در زیر پرچم رهبری متحد ساخت ! رفسنجانی که بسیاری از سازش کاران و واماندگان سیاسی برای "برون رفت از بحران" به او دل خوش کرده اند در سخنان خود در مجلس خبرگان به صراحت اعلام داشت که : « من امروز کسی را بهتر از رهبری نمی شناسم که محور این وحدت باشد .» و مردم ایران این سخن از دهان کسی می شنوند که همین شخص ، پس از خیزش ملیونی وسرتاسری مردم در روزهای 13 آبان و 16 آذر، در مشهد گفته بود که : «اگر مردم ما را نخواهند باید برویم» ریا کاری و عوامفریبی تا به کجا ؟

برای اینکه به دو روئی و نان به نرخ روز خوری هاشمی رفسنجانی بیشتر پی بره شود در اینجا قسمتی از سخنان ایشان در اجلاس اخیر خبرگان رهبری نقل می شود :

« عده‌اي از اول مخالف اصل نظام بودند كه اكنون هم هستند و زاد و ولد كرده‌اند و عده‌اي هم شايد فريب خوردند و مسائلي پيش آمد ولي آنهايي كه اسلام ، حاكميت آن و مكتب اهل‌بيت كه دستاورد انقلاب است و قانون اساسي كه يادگار علماي صدر انقلاب و سند محكم بين وفاداران نظام است ، بايد اين قانون اساسي ، اهل‌بيت ، ولايت و رهبري را محور قرار دهند و كساني كه اينها را قبول ندارند بحث ديگري دارند كه اكثريت نيستند. براي ما مهم است كه اين مجموعه را در صحنه نگه داريم و كاري نكنيم تيرهايي كه نبايد به سمت رهبري و نظام برود ، به آن سمت رفته و ايشان سيبل شود ( توضیح نگارنده - سیبل عبارت از علامتی است که در تمرین تیراندازی به آن علامت تیراندازی می کنند) و من بيش از همه مي‌دانم كه رهبري مي‌خواهند صحنه خيلي داغ نشود و كسي آسيب نبيند همان‌طور كه بعد از حادثه كهريزك ايشان بيانيه زدند، درخواست دلجويي كردند و دستور مجازات عاملان آن را دادند. رهبري الان هم مراقب هستند تا طغيان پيش نيايد و حرف‌هاي بيخودي زده نشود. »

« بين وفاداران انقلاب و ساختارشكنان كه با قانون‌ اساسي يا رهبري مشكل دارند، مرز وجود دارد كه اين مرز جعلي نيست و نبايد اجازه دهيم مخدوش شود . ترديد ندارم كساني كه اصول قانون اساسي را قبول دارند مي‌خواهند اين مرز را رعايت كنند. من امروز كسي را بهتر از رهبري نمي‌شناسم كه محور اين وحدت باشد كه البته همه مي‌توانند موثر باشند واگر ايشان راه را بر عهده بگيرندكه گرفته‌اند از طريق راهنمايي ايشان خبرگان كه نفوذ زيادي در مردم دارند مي‌توان حركت كرد. »

و به مصداق ضرب المثل معروف فارسی که می گوید : " پیش نماز که فلان کار را بکند ، پس نماز بهمان کار را خواهد کرد " پس از سخنان رئیس خبرگان در مدح وثنای مقام رهبری و ضرورت "وحدت" مردم در زیر علم پاره پاره خامنه ای ، فسیل دیگری بنام آخوند رمضانی گوی سبقت را از آقای رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان ربود و مدعی شد که :

« با فراگیر شدن ولایت آیت الله خامنه ای ، امروز صحبت از مدیریت مقام معظم رهبری است که در سرتاسر اروپا علاقه مندان فراوانی دارد و قدرتی است که می تواند حرف اول را در دنیا بزند . تشنگی معارف اسلامی در غرب آنقدر زیاد شده است که می گویند در آینده ای نزدیک اسلام یک سوم اروپا را می گیرد .»

اینک بگذارید برپیشانی آن دسته از به اصطلاح روشنفکران دینی و غیر دینی که بجای یاری رساندن به نسل جوان و بپاخاسته ایران ، منتظر اند از که از طریق تضادها و اختلافات جانیانی از قماش خامنه ای و رفسنجانی ، درایران به آزادی و استقلال و حقوق بشر برسند ، عرق شرم نشیند .

5 اسفند 1388

24 فوریه2010

 

انتشار از: