بهائی، مرغ عزا وعروسی در توبره خونین شریعت مداران

گرچه سرکوب سیستماتیک بهائیان ایران در طی 31 سال گذشته بطور دائم ادامه داشته است و هموطنان بهائی ما در هیچ دوره ای از حیات نکبت بار حکومت اسلامی یک لحظه آسایش و آرامش نداشته اند ، اما با روی کار آمدن دولت امام زمانی احمدی نژاد که آبشخورش گنداب آخوندهای انجمن حجتیه از قبیل مصباح یزدی می باشد ، فشارها و تضییقات علیه بهائیان ایران دوچندان شد بطوریکه از زمان روی کار آمدن دولت جمکرانی احمدی نژاد ، هر از گاهی در گوشه وکنار این کشور، اراذل و اوباش حکومتی به تحریک شریعت مدارانی مرتجع...

کینه حیوانی شریعت مداران فاسد و مرتجع علیه شهروندان بهائی ایران ، مربوط به دیروز و امروز نیست که این کینه ، سابقه 150 ساله دارد و حاصل آن تا به امروز کشتار و آواره کردن دهها هزار تن از هموطنان بهائی ما بوده است ، از نسل کشی و فتوای قتل عام هزاران تن از بابیان در زمان حکومت شاهان و شیخان قاجار که بگذریم ، انقلاب مشروطه ایران و قانون اساسی برآمده از آن انقلاب ، بر کشتارها و فشارهای حکومتی علیه بهائیان نقطه پایانی نهاد . می گویم کشتارها و فشارهای دولتی ، از این جهت که خاتمه یافتن بابی کشی حکومتی و رفع تبعیض ها و فشارهای دولتی علیه بهائیان ، بدین معنی نبود که پس از انقلاب مشروطه ، شریعت مداران مرتجع از کینه توزی و نفرت پراکنی علیه دگراندیشان ایران و علیه سایرادیان ومذاهب و بویژه بهائیان ایران دست بردارند ، درست است که انقلاب مشروطیت ایران ، شریعت مداران را تا حدود زیادی از قدرت سیاسی به حاشیه راند ولی آنان از آن پس برسر هرمنبر و محرابی ، ضمن دعاگوئی و مدح و ثنای "پهلوی های اسلام پناه" به نفرت پراکنی خود و تحریک عوام جاهل علیه دگراندیشان وپیروان سایر مذاهب و بویزه بهائیان ایران ادامه داده و حتی در مواردی اقدام به تروز دگراندیشان و حمله به دفاتر احزاب و روزنامه ها نمودند بدون اینکه دولت وقت ، هیچگونه ممانعتی را بر سر راه اقدامات تروریستی آنان ایجاد نماید ( ترور دگراندیشان و آزادیخواهان فرهیخته ای چون احمد کسروی ، محمد مسعود ، حسین فاطمی و غیره وغیره بدست گروهی موسوم به "فدائیان اسلام" و حمله ی آنان به دفاتر احزاب و روزنامه ها و محافل بهائیان در مقابل چشم نیروهای انتظامی رژیم پهلوی انجام می گرفت)

همین موجودات خبیث و خطرناک از قبیل آیت الله مصباح یزدی ، آیت الله جنتی ، آیت الله یزدی ، آیت الله خزعلی و غیره که امروزه رهبری مذهبی اراذل و اوباش حکومتی و چاقوکشان و چماقداران دولتی را دردست دارند و جیره خواران خود را به قتل و شکنجه و تجاوز به دختران و پسران آزادیخواه ایران تشویق می نمایند ، اگربه گذشته و تاریخچه زندگی شان رجوع کنید ، همگی ازکسانی بوده اند که در زمان حکومت شاه ، جزو آستان بوسان و جیره خواران دربار پهلوی بوده ، و در آن زمان تحت لوای "انجمن حجتیه" سرگرم مبارزه با دگراندیشان ایران و ترویج خرافات و کینه توزی و نفرت پراکنی علیه بهائیان ایران بوده اند .

با پیروزی انقلاب بهمن 57 و قدرت گیری مجّدد شریعت مداران ، بهائیان ایران جزو نخستین گروههای اجتماعی ایران بودند که با یک بخشنامه جمهوری نوبنیاد اسلامی ، ازتمام مشاغل دولتی اخراج و در معرض دستگیری و آزار وشکنجه و اعدام قرار گرفتند . اتهامی که شریعت مداران تازه به قدرت رسیده برای توجیه جنایات خود در حق بهائیان وارد می ساختند ، عضویت در "فرقه ضاله بهائی" و جاسوسی برای "امپریالیسم و صهیونیسم جهانی" بود . ظاهراً قرار داشتن مرکز دینی بهائیان در حیفا (یکی از شهرهای اسرائیل) بهانه ای بود که حکومت نوبنیاد جهل وجنایت اسلامی ، بهائیان ایران را در اذهان عوام جاهل ، به عنوان عوامل وجاسوسان صهیونیسم در ایران معرفی نماید ، و کسی هم نبوده و نیست که از این شریعت مداران دروغگو و عوامفریب سئوال کند که : در زمان حکومت شاهان وشیخان قاجارکه شما تبهکاران شریعت مدار ، هزاران بابی بی گناه را قتل عام کردید ، آیا آنان هم عوامل "امپریالیسم و صهیونیسم" بودند ؟ آیا بابی ها یعنی اجداد همین بهائیان امروزی در آن زمان برای اسرائیل و امریکا جاسوسی کرده بودند که آنگونه مورد کینه حیوانی شما شریعت مداران قرار گرفتند و قتل عام شدند ؟! و عقل سلیم می داند که سرزمین (شامات وفلسطین) که بابیان ایران پس از قتل عام و از جور و ستم شاه و شیخ قاجار به آنجا پناه بردند و به دور از سلطه شریعت مداران شیعه مذهب برای خود در گوشه ای از آن سرزمین ، عبادتگاهی را بنا نهادند در آن زمان ، بخشی از امپراطوری عثمانی ا سنی مذهب بوده است و درآن زمان اصولاً در خاورمیانه چیزی بنام صهیونیسم وکشوری بنام اسرائیل وجود نداشته است .

گرچه سرکوب سیستماتیک بهائیان ایران در طی 31 سال گذشته بطور دائم ادامه داشته است و هموطنان بهائی ما در هیچ دوره ای از حیات نکبت بار حکومت اسلامی یک لحظه آسایش و آرامش نداشته اند ، اما با روی کار آمدن دولت "امام زمانی" احمدی نژاد که آبشخورش گنداب آخوندهای "انجمن حجتیه" از قبیل مصباح یزدی می باشد ، فشارها و تضییقات علیه بهائیان ایران دوچندان شد بطوریکه از زمان روی کار آمدن دولت جمکرانی احمدی نژاد ، هر از گاهی در گوشه وکنار این کشور، اراذل و اوباش حکومتی به تحریک شریعت مدارانی مرتجع ، خانه وکاشه بهائیان را به آتش کشیدند و یا با بولدوزر با خاک یکسان کردند ، دانشجویان بهائی را از دانشگاههای ایران اخراج نمودند و تا توانستند دستگیری و آزار بهائیان را افرایش دادند تا باقیمانده پیروان آئیین بهائی از ایران کوچ کنند و نسل کشی حکومت اسلامی در مورد این دسته از هموطنان ما کامل گردد.

در ماههای اخیر ، حکومت باندهای جمکرانی برای مقابله با جنبش خجسته سبز و سرتاسری ملت ایران که ابتدا در اعتراض به کودتای انتخاباتی باند خامنه ای – احمدی نژاد آغاز شد و خواسته های خود را گام به گام به سطح بالاتری ارتقاء داده است ، موج سرکوب و ایجاد رعب و وحشت را در تمامی سطوح جامعه و از جمله در میان اقلیت های مذهبی و ملی ایران و از جمله بهائیان گسترش داده اند .

در آخرین خیزش سبز و مسالمت آمیز مردم ایران در روزعاشورا ، اراذل و اوباش حکومت اسلامی ، سواره و پیاده بجان مردم افتادند و دوباره صحنه هائی از توحش خود را در مقابل دیدگان جهانیان به معرض نمایش گذاشتند و مردم دنیا دیدند که مردم مظلوم و ستمدیده ایران ، برای آزادی و استقلال و عدالت اجتماعی ، با دست خالی در برابر چه دشمن جانورصفت و درنده خوئی بطور مسالمت آمیز قیام نموده اند . پس از کشتار و سرکوب وحشیانه در روز عاشورا ، حکومت کودتائی و "امام زمانی" احمدی نژاد ، علاوه بر متهمان سابق ، این بار انگشت اتهام را بطرف بهائیان ایران نیز دراز کرد و آنان را هم به لیست "سران فته" و برپا کنندگان خیزش سبز عاشورا متهم ساخت !

سرداران بیت کودتا ، برای تکمیل سناریوی مسخره ی خود و داغ کردن تنور"توطئه براندازی و توهین به مقدسات انقلابی و اسلامی" !! اعلام کرده اند که از خانه برخی از بهائیان "اسلحه و مهمات" بدست آورده اند ! این اتهام های واهی درحالی از طرف مقام های امنیتی و قضائی حکومت اسلامی بر بهائیان ایران وارد می شود که بسیاری از مردم ایران و جهان می دانند که این دسته از هموطنان بی آزار و صلح جوی ما ، بر طبق آئین مذهبی خود ، بطور کلی با هرگونه خشنونت و اعمال قهرآمیزی مخالف هستند و مجاز نیستند که برای پیش برد اهداف مذهبی و اجتماعی خود ، دست به اسلحه ببرند به خشونت متوّسل شوند .

نکته آخر و جان کلام اینکه در اطلاعیه های آقایان موسوی و کروبی ، دفاع از آزادی و برابری تمام ادیان و مذاهب درایران که یکی از خواسته های دیرینه و اساسی مردم ایران می باشد ، تا به امروز مسکوت گذارده شده است که می تواند برای آزادیخواهان و هواداران خیزش سبز این کشور سئوال برانگیز باشد چونکه در کشوری با تنوع و تکثرادیان و مذاهب وگوناگونی اقوام و عشایر، اجرای تساوی و برابری ادیان و اقوام ایرانی در قبال قانون ، لازمه و پیش شرط هرگونه تغییر و تحّول دمکراتیک اجتماعی است .

قانون اساسی جمهوری اسلامی که خواست بازگشت به آن دربرخی از اطلاعیه های آقایان موسوی و کروبی و سایراصلاح طلبان برروی آن تأکید می شود ! خود سرچشمه و رواج دهنده ی تبعیض مذهبی و فرقه ای و تبعیض جنسیتی و انواع تبعیض های طبقاتی در جامعه ایران است . این قانون اساسی که شرسار ازانواع و اقسام تبعیض هااست از نظر مردم ایران مطرود است و باید جای خود را به یک قانون اساسی که ناظر و مدافع حقوق برابر شهروندی ، برای تمام آحاد این سرزمین ، صرفنظر از وابستگی های مذهبی ، جنسیتی ، قومی و فرقه ای ، بدهد . ملاک و معیار شناخت اصلاح طلب واقعی از اصلاح طلب دروغین دراین نکته نهفته است که اصلاح طلب واقعی ، خواهان برچیده شدن این تبعض های ناروا است و اصلاح طلب دروغین با زبان بی زبانی خواهان ادامه این تبعض های گنجانده شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی است .

نسل جوان و برآمده از خیزش های سبز ایرانیان باید که مراقب اطلاعیه ها و بیانیه هائی که این روزها در داخل و خارج صادر می گردد باشد و آنها را با نگاهی انتقادی وسازنده به نقد و پالایش بکشد تا مبادا یکبار دیگر در بزنگاه تاریخ ، دست آورد های جنبش سبز و ضدتبعض کنونی که با خون صدها تن از جوانان این مرز و بوم آبیاری شده است توسط مشتی فرصت طلب به یغما رود . اگر شاد روان آیت الله منتظری در لباس روحانی و مقام مرجعیت تقلید بسیاری از شیعیان ، در اواخرعمر و بدون ترس و ملاحظات سیاسی ، شرافتمدانه از حقوق شهروندی بهائیان ایران دفاع نمود و تحسین ملتی را متوجه خود ساخت ونام نیکی را برای خود بیادگار گذاشت ، امروزه دیگر هیچ مدعی اصلاح طلبی نمی تواند تجاهل کرده و بر این همه تبعض های گوناگون در جامعه ایراان و درقانون اساسی جمهوری اسلامی چشم بپوشد و رفع این تبعیض ها را به آینده ای نامعلوم حواله دهد . هرگونه طبقه بندی کردن حقوق شهروندان ایرانی براساس دین و مذهب و جنسیت قوم و قبیله و فرقه ، یعنی همان چیزی که قانون اساسی جمهوری اسلامی بر آن بنا نهاده شده و برآن مهر تأیید می نهد ، محکوم و در آینده ای نه چندان دور به ذباله دان تاریخ سپرده خواهد شد ، مردم سلحشور ایران این پیام را در ماههای اخیر بارها به گوش ناشنوای حاکمان دیوانه و خون ریز رسانده اند .

29 دی ماه 1388

19 ژانویه 2010

 

انتشار از: