پیام تاریخی 16 آذر: اتحاد – مبارزه – پیروزی

روزها و مناسبت های تاریخی یکی پس از دیگری از راه می رسند و مردم سلحشور و درپیشایش آنان نسل جوان و سرنوشت سازایران ، در هریک از این روزها ومناسبت ها ، با خیزش های ملیونی خود لرزه براندام پوسیده و فاسد جمهوری خون وجنون اسلامی می افکنند و فریاد آزادیخواهانه خود را به گوش جهانیان و بیت کودتاچی کر و کور رهبری می رسانند .

هدف کودتاچیان : ایجاد تفرقه و ترس ووحشت و شکست جنبش

روزها و مناسبت های تاریخی یکی پس از دیگری از راه می رسند و مردم سلحشور و درپیشایش آنان نسل جوان و سرنوشت سازایران ، در هریک از این روزها ومناسبت ها ، با خیزش های ملیونی خود لرزه براندام پوسیده و فاسد جمهوری خون وجنون اسلامی می افکنند و فریاد آزادیخواهانه خود را به گوش جهانیان و بیت کودتاچی کر و کور رهبری می رسانند . و این خیزش ها آنقدر ادامه پیدا خواهد کرد و آنقدر بردست و پای حکومت جهل و جنایت اسلامی خواهد پیچید تا دیکتاتورهای آدمکش را از نفس بیندازد و ملت شریف و آزاده ایران را بر سرنوشت خویش حاکم گرداند .

از 56 سال پیش ، یعنی از آن روزی که سه دانشجوی آزادیخواه دانشگاه تهران : احمد قندچی ، مهدی شریعت رضوی ، مصطفی بزرگ نیا در راهرو دانشکده فنی ، به ضرب گلوله های چکمه پوشان رژیم کودتای 28 مرداد در خون خود غلطیدند تا به امروز که هزاران دانشجوی ایرانی ، به جرم آزادیخواهی ودگر اندیشی ، در زندانها و شکنجه گاههای جمهوری اسلامی ، توسط اراذل و اوباش حکومت وحشی و ضد ایرانی ولایت فقیه ، تسلیم چوبه های اعدام شده اند ، دانشجویان مبارزایران هیچگاه پرچم آزادیخواهی و مبارزه با استبداد را برزمین ننهاده اند . در سخت ترین و سیاه ترین روزهای پس از انقلاب 57 ، یعنی زمانی که دارودسته های ضد علم و دانش و تازه به قدرت رسیده خمینی ، با انقلاب فرهنگی خود دانشگاه را تعطیل و هزاران دانشجو و استاد را اخراج و دسته دسته از دانشجویان را روانه زندانها و شکنجه گاهها و میدان های اعدام کردند و زمانی که براثر کشتارهای وحشیانه و اعدام هزاران آزادیخواه و دگراندیش ایران ، روحیه شکست و نامیدی و یأس بر جامعه مستولی بود ، بازهمچنان دانشگاه و دانشجویان مبارزایران بودند که مشعل آزادیخواهی را در کشوربخت برگشته ما روشن نگاه داشتند . و چه برازنده است عنوان "سنگر آزادی" بر دانشگاههای ایران که بر تارک این مراکز علم واندیشه می درخشد .

شعار اتحاد – مبارزه – پیروزی که دهها سال است به نماد جنبش دانشجوئی ایران تبدیل سده است شعاری است با قدمت تاریخی و برآمده از دو تجربه تاریخی جنبش ملی مشروطیت و جنبش ملی نفت ایران چرا که نسل های نخست جنبش دانشجوئی ایران و فعالان این جنبش در سالهای 1320 و 1330 به تجربه دریافته بودند که در مقابل کودتاچیان علیه آزادی و استقلال ایران فقط با حربه ی اتحاد و مبارزه ، می توان به پیروزی رسید ، روی همین اصل است که شعار اتحاد – مبارزه – پیروزی ، بیش از 60 سال است که به نماد جنبش دانشجوئی ایران تبدیل شده و دانشجویان مبارز، این شعار را نسل به نسل در مقابل دشمنان آزادی ایران و ایرانی سر داده اند تا به امروز که نسلی سبز و خردمند در تمامی دانشگاههای ایران روئیده است ، نسلی که با گام های استوار خود وهمراه با سایر نیروهای آزادیخواه ایران می رود که بر شکست های پس از انقلاب مشروطیت نقطه ی پایانی نهد و بر آرمانهای آزادیخواهانه و عدالت طلبانه ایرانیان جامه عمل بپوشاند .

اگر با چشم عقل وخرد به شعار اتحاد – مبارزه – پیروزی که نماد جنبش دانشجوئی ایران است نگاه کنیم ، براستی که رمزتمام پیروزی های موقتی جنبش ها در وفاداری و تعهد به این شعاربوده است و از طرف دیگرعلت شکست تمام خیزش ها و مبارزات مردم ایران در طی یکصد سال اخیر بخاطر عدم وفاداری و پای بندی به پیام نهفته در این شعار جنبش دانشجوئی ایران بوده است . بعبارت دیگراگر شکست ها و ناکامی های مردم ایران ، در راه کسب آزادی ، استقلال و عدالت اجتماعی را مورد کنکاش و بررسی قرار دهیم همیشه عامل داخلی در این شکست ها نقش تعیین کننده داشته است گرچه عامل خارجی نیز به عنوان حامی و پشتیبان عامل داخلی به ایفای نقش پرداخته است .

بدون شک زمانی که محمدعلی شاه قاجارمستبد و شیخ فضل الله نوری مرتجع به کمک قزاق های روسی علیه جنبش مشروطیت ایران کودتا کردند و مجلس نوپای شورای ملی را به توپ بستند اگر اتحاد و اتفاق و مبارزه مشترک تمام نیروهای آزادیخواه و ترقی خواه اعم از مذهبی و ملی و سوسیالیست و همه اقلیت های قومی و مذهبی ایران نمی بود امکان نداشت که مردم ایران بتوانند جبهه مستبدین و مرتجعین را درهم شکنند . آن پیروزی بزرگ و تشکیل دولت و مجلس ملی و برقراری حکومت قانون فقط و فقط در سایه اتحاد و همدلی و پیکار مشترک ایرانیان تحقق پذیر گردید .

و بدون تردید در جریان جنبش ملی نفت به رهبری زنده یاد دکتر مصدق اگر خیانت آیت الله کاشانی و فدائیان اسلام و عوام فریبی آنان نمی بود و اگر شعارهای نابجا و تفرقه افکنی های حزب توده (در جهت تأمین منافع شوروی سابق) و در نهایت انفعال و بی عملی تشکیلات های این حزب در برابر کودتاچیان نمی بود هرگز کودتاچیان 28 مرداد 1332 نمی توانستند دولت ملی مصدق را سرنگون و جنبش ملی آزایخواهانه و استقلال طلبانه مردم ایران را با شکست مواجه سازد .

همین طور در مورد انقلاب بهمن 57 که از ابتدای مبارزات با خواسته هائی از قبیل آزادی بیان و قلم ، آزادی انتخابات ، آزادی زندانیان سیاسی و غیره آغاز شد ، اگر زمانی که خمینی پس از ورود به ایران ، نخستین پیمان شکنی های خود را به منصه ظهور رساند و چهره ارتجاعی خود را بر همگان آشکار ساخت روشنفکران جامعه و احزاب و گروههای سیاسی در مقابل اهداف پلید و ضد دمکراتیک او ایستاده بودند و صفوف آزادیخواهان ایران دچار تفرقه وتشتت نکرده بودند مسلماً هرگز فاجعه استقرار و تحکیم جمهوری اسلامی و تسلط قومی وحشی و ضدبشر برسرنوشت ایران و ایرانی اتفاق نمی افتاد و این شکست تاریخی و دوران سیاه حکومت اسلامی بر مردم بلا دیده ما تحمیل نمی گردید .

پس درهردو شکست تاریخی ، هم در مورد شکست جنبش ملی نفت ، هم در مورد شکست انقلاب بهمن 57 ، عامل اساسی شکست را باید در تفرقه و ایجاد چند دستگی در صفوف ملت ایران و نیروهای سیاسی جستجو کرد و در هر دو مورد رد پای خطاهای فاحش و بعضاً خیانت رهبران پاره ای ازاحزاب و گروههای سیاسی سنتی ایران را می توان مشاهده کرد گرچه برخی از بازیگران آن دو شکست تاریخی ، برای فرار از مسئولیت پذیری و پوزش خواهی از ملت شریف ایران ، در تحلیل ها و تاریخ نگاری ها خود تلاش کرده و می کنند که عوامل دیگری را مسئول و مسبب آن دوشکست تاریخی معرفی نمایند که البته این هم خیانت دیگری است افزون بر خیانت های قبلی چرا که اینگونه افراد و گروهها با کتمان حقایق تاریخی و یا با تحریف تاریخ گذشته ، نسل جوان ایران را از دسترسی به خطاهای گذشته که در حقیقت می تواند چراغی باشد فرا راه نسل جوان امروز محروم می سازند .

و اینک پس از یک قرن مبارزه بی امان در راه آزادی ، و از میان دریائی از خون زنان و مردان آزادیخواه این سرزمین نسل جوان و سبزی روئیده است که از شکست های پدران خود در ادوار گذشته درس ها آموخته است و خوب می داند که حکومت خون و جنون اسلامی ، این روزها علاوه بر کشتار و شکنجه و آزار آزادیخواهان و ایجاد رعب و وحشت در میان مردم ، تفرقه افکنی و ایجاد چند دستگی در میان صفوف مردم و نیروهای آزادیخواه را در دستور کار خود قرار داده است و تلاش دارد که در این جنبش ملی و سراسری نفوذ کرده و آنرا از دورن نیز مورد ضربه قرار دهد .

تزریق خشونت به جنبش سبز و مدنی نسل جوان ایران یکی از تاکتیک های پلیدی است که اراذل واوباش جمهوری اسلامی از همان روزهای نخست بدان متوسل شده اند و تمام شواهد حاکی ازاین است که قوای سرکوب گر بیت رهبری در روز 16 آذرنیز تصمیم دارند که صحنه های دیگری از توحش خود را به نمایش بگذارند به امید اینکه حرکت های بعدی جنبش را در ماههای آتی دچار وقفه سازند ، دانشجویان مبارز دانشگاههای ایران که برگزار کننده مراسم شانزدهم آذر در تهران و شهرستانها می باشند باید مراقب اراذل و اوباش حکومتی باشند که در این روز می خواهند تبهکاری های خود را به دانشجویان نسبت دهند .

نکته آخر اینکه امسال 16 آذر مصادف گردیده است با خیزش عمومی ملت ایران علیه بیت فاسد و کودتاچی رهبری خامنه ای – احمدی نژاد ، جنبش دانشجوئی ایران که دهها سال مبارزه با دیکتاتوری شیخ و شاه را در کارنامه تابناک خود دارد و دراه آزادی و استقلال و بهروزی مردم ایران هزاران هزار شهید داده است می بایستی از این فرصت طلائی استفاده کرده و مبارزه خود را با مبارزه سایر اقشار و طبقات جامعه پیوند زده و آنان را به دست زدن به اعتصاب عمومی برای فلج کردن حکومت کودتا تشوق و ترغیب نماید .

روزها و مناسبت ها یکی پس از دیگری از راه می رسند و مردم قهرمان ایران از هریک از این مناسبت ها خیزشی می سازند و از هر خیزس درس ها و تجربه ها می گیرند برای خیزش بعدی و این مبارزه بی وقفه ادامه خواهد یافت تا خیزش بزرگ و نهائی فرا رسد و طومار حیات ننگین بیت رهبری را در هم نوردد . و دور نیست آن روز.

12 آذرماه 1388

3 دسامبر 2009

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.