از حذف سنتی تا پرورش دیکتاتوری در سایه ی آزادی

اصولا حذف از عدم تحمل و برنتافتن و پاسخگویی نشات می گیرد٬ روشی خلافِ اخلاق و برای خاموش نمودن عقاید و نظرات و سرکوب اندیشیدن صورت می گیرد. تفکرات جاه طلبی در هر سطوحی همواره از این شیوه برخوردار و تبعیت می کنند تا دگر اندیش را به کنج انزوا رانده و خاموش کنند .

تحجر رفتاری حذف در کشور ما همواره جزیی از رفتارهای اجتماعی بوده که تا کماکان نیز متاسفانه ادامه دارد و باعث شده همیشه یک نظر بر اکثریت قالب شده و آنانی که باوری دگر گونه را بیان می کنند مورد هجمه و انواع اتهام قرار گرفته اند تا جایی که نظر قالب با استفاده از قوه قهریه در نهایت به حذف فیزیکی نیز تن داده است. این بد هنجاری ی که در فضای عاری از آزادی شکل می بندد جامعه را به سوی تک بعدی و تک اندیشی چنان سوق می دهد که تعصب و خشک اندیشی حاکم می شود و آزادیِ بیان به عنوان ابتدایی ترین حق بشری به جرم مبدل می گردد. وجود آزادی بیان در سایه ی قانون مدنی ِ دمکراتیک شکل می گیرد که موجب رونق آگاهی و ایجاد تبادل افکار می شود و هر صدایی شنیده خواهد شد که در چنین حالتی تولید اندیشه رخ می دهد که عکس آن هم صادق که در جوامع تک صدایی مانند ایران با چاشنی ِ چماق نیز همراه است جاریست. شاید اگر به بنیاد این معضل در جامعه ی سنتی ِ خود که همیشه با این چالش روبرو بوده اشاره کنیم حضور مداوم شریعت بر تاروپود اجتماعی ِ مردم منجر شده تا میزان سنجش در هر امری در ترازوی مذهب وزن شود، مذهبی که در آن هیچ حقی برای دیگران قایل نیست و به تمام دستور و تکلیف است که تمرد از آن هم قرار گرفتن مقابل با خدا باشد نوعی بیگانگی با قانون در بافت جامعه پدیدار می آورد که سنگ بر سنگ بند نمی شود و در چنین شرایطی هم اگر حاکم خود را کمر بسته و یا نماینده ی آن مذهب رواج یافته بداند که جز سقوط در پیش دیدگان هیچ نخواهد گذاشت و به طرق مختلف حذف در کلیه ی صحنه ها رشد و شیوع پیدا می نماید که می توان از آن با عنوان حذف به شیوه ی سنتی نام برد. 
اما در گونه یی دیگر از که با آن گرفتاری های مان دو صد چندان شده است می شود نام برد که در راستای همان وجود خفقان حاکم کسانی گریخته اند و به کشورهای دمکراتیک با پذیرفتن قواعد و قاعده های دمکراسی پناه آورده و سکنی گزیده اند و برای از بین بردن موانعی که سد راه آزادی ها شده اند به فعالیت مشغول هستند به امید روزی که دریچه های تنفس روزی باز شود و همگی بتوانند سخن بگویند و نظرها و عقایدشان را ابراز کنند اما در کمال ناباوری هر گاه دیده می شود به محض ابراز عقیده دست دراز و سرد حذف پیدا می شود و با همان گفتمان تلخِ تکراریِ چون با ما نیست پس از ما نیست مواجه می شود و از گردونه خارجش می کنند، و گاه هم دیده ایم که به دلیل به خطر افتادن منافع مالی به جای پاسخگویی به تهدید و ارعاب روی می آورند و به تخریب شخصیت می پردازند که با بهانه های مختلف از حرکات انجام شده به دفاع نیز بر می خیزند که نص صریح پرورش دیکتاتوری در سایه ی آزادی و با نام آزادی است که نامش را باید حذف دمکراتیک گذاشت! آن گاه ما می توانیم به وجود رفتاری آزادیخواهانه که نویدش را برای مردم و مملکت در یوغ استبداد داریم در خود پی ببریم که آن چه را در وجود ما نهادینه کرده اند تا بازتاب منش جمهوری اسلامی باشد را ریشه کن نماییم چرا که دمکراسی می گوید تو آزادی سخن بگویی اما این پروانه را نمی دهد که هر چه خواست انجام دهید پس باید فریاد کشید تا همه آزاد شوند ما همه در بندیم.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.