حق امنیت برای زنان ، یک مطالبه عمومی است

علیه آپارتاید جنسیتی (عاج)
جامعه امن از ابتدائی ترین حقوق هر انسانی است اما ایدئولوژی های حاکم بر افراد جامعه و حکومت، بجای انسان دیدن زنان و مردان بدون دخالت دادن یک نگاه جنسیتی، انسان ها را اول زن و مرد می بینند و در مرحله بعد نیز با سلب امنیت حقوقی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی از زنان، آنها را در واقع از انسانیت انسانی خود سلب می کنند و در نتیجه فقط مردان به عنوان انسان تعریف و به حساب می آیند.

((به عنوان یک زن مهمترین مطالبه من امنیت است)).  این جمله ای است که در ذهن تک تک زنان دنیا وجود دارد چون هیچ دختر بچه و زنی، امنیتی که پسربچه ها و مردان حس می کنند را احساس نمی کنند. حق امنیت در واقع حق رهایی از تبعیض و نگاه های جنسیتی و سکسیسم است.
امنیت روحی و روانی زنان از بهداشت روانی مردان جامعه، از امنیت اخلاقی حاکم بر ارزش های اجتماعی و همینطور از سیاست های حکومت حاکم سرچشمه می گیرد. اگر ارزش های تبلیغ شده حکومتی و هنجارهای پذیرفته شده اجتماعی، تنها فرهنگ مردسالار سنتی یا مذهبی و عرفی را بازتاب دهند، از امنیت برای زنان در جامعه خبری نخواهد بود.
گاهی حتی امنیت روانی نیمی از جامعه -یعنی امنیت زنان- با رواج و شیوع یکی از انواع بیماری های اجتماعی از قبیل چشم چرانی، دست درازی، فریب و یا متلک پرانی در بین مردانی که در سنت، مذهب و جهل دست و پا می زنند، تحت الشعاع قرار می گیرد و از "زن" در اینجاست که سلب امنیت (و در نتیجه سلب حقوق) شده است.
جامعه امن از ابتدائی ترین حقوق هر انسانی است اما ایدئولوژی های حاکم بر افراد جامعه و حکومت، بجای انسان دیدن زنان و مردان بدون دخالت دادن یک نگاه جنسیتی، انسان ها را اول زن و مرد می بینند و در مرحله بعد نیز با سلب امنیت حقوقی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی از زنان، آنها را در واقع از انسانیت انسانی خود سلب می کنند و در نتیجه فقط مردان به عنوان انسان  تعریف و به حساب می آیند.
خشونت علیه زنان از فقدان امنیت برای زنان به وجود آمده و پایدار مانده است، امنیت شغلی و پایداری شغل وجود ندارد و زنان در محل کار خود نیز مورد آزار و مزاحمت های گوناگون لفظی، جسمی و گاها جنسی قرار می گیرند. امنیت قضائی برای زنان در جوامع اسلامی و توسعه نیافته، زیر صفر یعنی منفی است و دادگاه ها بجای احقاق حق برای زنان، آنها را بخاطر استفاده از حق شکایت و دسترسی به حقوق خود محاکمه می کنند و حق را فقط به "انسان های تعریف شده در دین و قانون" یعنی مردان می دهند! امنیت اجتماعی زنان نیز توسط پلیسی که باید مدافع حقوق مردم باشد بطور روزمره و مداوم نقض و پایمال می شود. پلیس در جوامع اسلامی مطیع قوانین اسلامی است نه یک نیروی حفاظت از امنیت شهروندان در برابر خطرات و مزاحمان: ترویج خشونت در این سیستم از پلیس آغاز می شود!
امروزه از هر سه زن یک زن مورد خشونت قرار می گیرد و حافظان امنیت مردم یعنی حکومت و پلیس، در جوامع توسعه نیافته با سیستم ایدئولوژیکی و مذهبی، بر زنان یورش می برند و حقوق آنها را نقض و مورد اهانت قرار می دهند.
در هر نقطه به تناسب حماقت ایدئولوژیکی هر حکومت، حجاب اجباری می شود، دامن اجباری می شود، دامن ممنوع می شود، شلوار برای زنان ممنوع می شود، رانندگی زنان ممنوع می شود، حجاب اختیاری ممنوع می شود، مسافرت و تحصیل زنان بدون اجازه مردان اقوام شان ممنوع می شود و صد ها مورد دیگر که بصورت دستوری، امنیت زنان را بمنظور تامین امنیت و خواسته های مردان و حکومتگران ضد مردمی به خطر می اندازد. این نمونه خود از نمونه های حکومت مردم (=مرد) بر مردم (=زن) است که ضدفرهنگ مردسالاری آن را تولید و برقرار کرده است (مردم سالاری دینی، ایدئولوژیکی و...).
تنها راهکار تامین امنیت واقعی زنان، توانمند سازی همه جانبه زنان در عرصه های اقتصادی، سیاسی و... و همینطور فرهنگ سازی درست از طریق تغییر هنجارها، باورها، ارزش ها و آداب حکومتی و اجتماعی جامعه است که بوسیله تربیت علمی و استاندارد همه زنان و مردان جامعه و حکومت گران در طول زمان حاصل خواهد شد.
* سازمان غیردولتی و غیرانتفاعی علیه آپارتاید جنسیتی (عاج).
www.agango.com

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.