زنان از دید محمد پیامبر اسلام و بیان احادیث درباره آنها

محمد پیامبر اسلام در نهج الفصاحه که مجموعه ای از جملات قصار اوست و بعد از قرآن مجید دومین کتاب مقدس برای مسلمانان است، بیاناتی در مورد زنان اظهار داشته که در اینجا لازم و ضروری بنظر می رسد، به آنها استناد شود. گرچه این مجموعه در قرن پنجم هجری قمری یک بار پاک سازی شده است و از حدود دو میلیون حدیث بنابه گفته بهمن آرمیتی، صفحه 163 کتابش منتشره در استکهلم، 1997 و طبق تصمیماتی در همان قرن در یک کنفرانس از عالمان اسلام به 3700 حدیث تقلیل یافته است و دقیق 3227 حدیث از آن را درنهج الفصاحه منتشر کرده اند

محمد پیامبر اسلام در نهج الفصاحه که مجموعه ای از جملات قصار اوست و بعد از قرآن مجید دومین کتاب مقدس برای مسلمانان است، بیاناتی در مورد زنان اظهار داشته که در اینجا لازم و ضروری بنظر می رسد، به آنها استناد شود. گرچه این مجموعه در قرن پنجم هجری قمری یک بار پاک سازی شده است و از حدود دو میلیون حدیث بنابه گفته بهمن آرمیتی، صفحه 163 کتابش منتشره در استکهلم، 1997 و طبق تصمیماتی در همان قرن در یک کنفرانس از عالمان اسلام به 3700 حدیث تقلیل یافته است و دقیق 3227 حدیث از آن را درنهج الفصاحه منتشر کرده اند. بهرحال معلوم نیست که سرنوشت آن 473 حدیث دیگر چه شده است؟! در هر صورت ما این مجموعه جدید را از انتشارات بدرقه جاویدان، ترجمه ابوالقاسم پاینده، چاپ پنجم، نشر، سال 1390 خورشیدی، آدرس: کوچه نوروز پلاک 34، تهران - ایران را درنظر می گیریم ومبنا قرار می دهیم. این نهج الفصاحه چاپ ایران است و در دسترس عموم قرار دارد و مردم می توانند آن را بخوانند و هیچ نیازی به تفسیر و توجیه گری هم نیست. بنابراین ضدانقلاب هم انتشار نداده است که در آن دست برده باشد! اگر باز هم کسی یافت شود که دست به توجیه گری بزند و برای دفاع از آن به بهانه های پوچ متوصل شود، حیف وقت و نیرو که برای گفتگو با چنین شخصی صرف کنید.

 من این مسئله را بویژه برای آن دسته از بانوان فعال سیاسی و اجتماعی و فرهنگی باور مند به اسلام، مطرح می کنم که یانهج الفصاحه پیامبر را به دلیل مشغله زیاد نخوانده اند و یا خوانده اند، اما آن را عادتا پذیرفته اند. من از همه و بویژه از زنان دمکرات و آزادی خواه مانند دختر خانم بنی صدر و خانم مریم رجوی و امثال آنها، تقاضا دارم بار دیگر این گفتارها را مرور کنند، قبل از آنکه در ژرف رد یا دفاع از بنیان گذار اسلام بر آیند. من برای روشنگری بیشتر، نهج الفصاحه ذکر شده را دربرابر خودقرار داده و جمله به جمله بیانات آن را درمورد زنان می آورم. پیامبر اسلام درحدیث شماره 45 صفحه 163 همین نهج الفصاحه می گوید: "درباره زنان از خدا بترسید که آنها پیش شما اسیرند". دراینجا پیامبر زن را نزد مرد که می باید شریک زندگی و همسر او باشد، اسیر یا بنده مرد می داند! حدیث شماره 50 صفحه 164 می گوید: "از دنیا بترسید و از زنان بپرهیزید زیرا شیطان نگران و درکمین است و هیچ یک از دامهای وی برای صید پرهیز کاران مانند زنان مورد اطمینان نیست". پس زن بنا به گفته پیامبر، دام مطمئن شیطان است و باید ازآن ترسید! من اصلا نمی دانم اگر شیطان به آن اندازه مقتدر است، چرا خدا او را خلق کرده؟! در حدیث 54 صفحه 165 می گوید: "دو کسند که نمازشان از سرشان بالاتر نمی رود بنده ای که از آقایان خود گریخته باشد تا هنگامی که باز گردد و زنی که شوهر خود را نافرمانی کرده باشد تا باز گردد". بنابراین، از دید پیامبر اسلام، زن مانند برده و خدمتکار مرد است. من که از برده حرف می زنم، بدین دلیل که برده داری در اسلام هنوز هم بنا به آیات قرآن و احادیث پیامبر مجاز است. در باره بنده یا برده حدیث شماره 127 آمده است که بدین صورت سر یک سفره بنشینند: "وقتی خادم شما غذائی می آورد که آن را تهیه کرده و دود آن را خورده باید وی را با خویشتن بنشاند و اگر ننشاند یک یا دو لقمه باو بدهد". درحدیث 484 صفحه 247، این برده داری را به روشنی بیان می کند و می گوید: "در رفتار با بندگان خود خدا را در نظر داشته باشید، تنشان را به پوشانید و شکمشان را سیر کنید و با آنها بملایمت سخن گوئید". دراینجا بین بنده و برده هیچ فرقی نیست. اما بین خدمت کار و بنده باید فرقی باشد. در اسلام فقط نیاز است که بنده را لباس بپوشانید و شکمش را سیر کنید و با او مهربان باشید. اما باید با خدمت کار، نه فقط شرایط فوق را رعایت کرد به او نیز باید مزد داد. در حدیث 177  صفحه 188 آمده است: "اگر زنی خود را معطر کند و بر مردمی بگذرد که بوی او را در یابند زنا کار است". پس بنابه این گفته اگر زنی هیچ نظری به مرد دیگر هم نداشته باشد و فقط معطر از کنار او بگذرد، بنا به گفته پیامبر، زناکار است!! جالب تر آن است که در حدیث 187 صفحه 190 آمده است: "وقتی زنی دور از بستر شوهر خود شب را بروز آورد فرشتگان تاصبح اورا لعنت کنند". بنا به این حدیث، مردی که بیش از یک زن دارد و هر شب با یکی از آنها هم خوابه است، پس هنگامی که شوهر نوبت زنی را رعایت کند و نزد او بماند، بقیه زنان بی گناه او بی شوهر شب را به سر می برند. لذا مورد لعنت فرشتگان قرار دارند! در این باره هیچ توضیح هم داده نشده وهیچ استثنائی نیزقایل نگردیده اندآیا این انصاف است؟ا کنون شاید توجیه گران بگویند پیامبر در افکارش استثنا را هم در نظر گرفته است. اما اگر کمی ضدیت با زن نمی داشت، می توانست این نکته را از زمره احادیث بیاورد. در حدیث دیگر، محمد پیامبر اسلام زن را به طور علنی و رسمی ملک شخصی مرد می داند. حدیث 195 صفحه 191 به این موضوع ربط دارد و می گوید: "وقتی یکی از شما با همسر یا مملوک خویش نزدیک شود بفرج او ننگرد که مایه کوری است". این حدیث باصراحت می گوید که زن مایه الملک مرد است. حدیث 219 صفحه 196 یک افسانه احمقانه بیش نیست. در آن گفته شده: "وقتی زنا رواج گیرد زلزله پیدا شود، وقتی حاکمان ستم کنند باران کم شود و وقتی باذ میان خیانت شود دشمنان چیره شوند". زنا، منظور رابطه زن و مرد بدون خواندن خطبه عقد است. پس باید هر دقیقه دراروپا وآمریکا زلزله باشد! چون دختران وپسران دایم زنا می کنند و در کشورهای دیکتاتوری مانند ایران حاکمان دائم ظلم می کنند باید باران نبارد! همه می دانند که زلزله در اثر فعل و انفعالات داخل زمین است و باران در اثر تراکم بخار آب در ابرهاست. در حدیث 226 صفحه 198، ساده ترین و نرم ترین آن، برای زنان است که گوید: "وقتی زنی بشوهر خود گوید از تو خیری ندیدم اعمال نیکش بی اثر می شود". یعنی زنان بی جهت نماز می خوانند و مراسم دینی را بجا می آورند. در حدیث 265 صفحه 205-206 درباره برده داری علنی است که گوید: "بندگان خودرا رعایت کنید هر چه می خورید به آنها بخورانید و هرچه می پوشید بآن ها بپوشانید و اگر گناهی کردند که نمی خواهید ببخشید آنها را بفروشید و عذابشان ندهید". یعنی انسان خادم را برده دانستن و اگر بد بودند آنهارا بفروشند. یک نوع کلاه بر داری[m1]  و "جنس بد" را به دیگری فروختن بجای آزاد کردن آنها! در اینجا پیامبر اسلام سنگ تمام درباره زنان گذاشته است و در حدیث 279 صفحه 209 گوید: "از زنان بد بخدا پناه ببرید و از نیکانشان بپر هیزید". پیامبر تا اینجا هیچگاه از مردان بد سخن نرانده است. در صورتی همانطور که زن بد داریم، مرد بد هم داریم. اما پر مسلم است پیامبر ضد زن و دوست مرد است. در حدیث بعد، درجه انحصار طلبی وهم خوابگی است که گوید: "ازبی لباسی برای نگهداری زنان کمک جوئید زیرا زن وقتی لباس فراوان وزینت کامل دارد مایل به بیرون رفتن است". این حدیث 287 صفحه0 21 را برای رفتار با زنان آورده است که گوید: "با زنان بنیکی رفتار کنید زیرا زن از دنده کج خلق شده است و در دنده آنچه کج تر است بالاتر است و اگر بخواهید راستش کنید آنرا می شکنید و اگر رهایش کنید کج می ماند. پس با زنان بنیکی رفتار کنید". این حدیث رهایش کنید در تضاد با آن حدیث 16 صفحه 157 است که گوید: "منفور ترین چیزهای حلال در پیش خدا طلاق است". در اینجا طلاق را حلال دانسته اما نزد خدا منفور است. در رابطه با فتنه سخت تر حدیث 314 صفحه 215 است که گوید: "فتنه سخت را دیدید و صبر کردید و من از فتنه ای سخت تر بر شما بیم دارم که از طرف زنان می آید هنگامی که النگوی طلا به دست و پارچه های فاخر ببر کنند و توان گران را بزحمت اندازند و از فقیر چیزیکه بدان دست رسی ندارد بخواهند". در یک کلام پیامبر اسلام انسان حسد و رشک ورز و در نتیجه ضد زن بوده است، گرچه خود بدون زن یک شب نمی توانست زندگی کند و بهمین دلیل حدود 23 زن در حرم خود داشت. حدیث331 صفحه 219 گوید:"دربهشت نگریستم ودیدم که بیشتر مردم آن فقیرانند و در جهنم نگریستم و دیدم که بیشتر مردم آن زنانند:. و در جای دیگر یعنی صفحه بعد حدیث 339 گوید: "خطرناک ترین دشمن تو همسر تو است که با تو هم خوابه است و مملوک تو". همین صفحه 220 حدیث 343 تکرار آن است که زنان را در خانه نگهدارند و گوید: "زنان را بی لباس بگذارید تا درخانه بمانند". اینجا پرسش می شود، اگر زنی مانند زنان امروزی هیچ نیازمادی به شوهران نداشته باشندو آنهابتوانند برای خود هرنوع لباسی خریداری کنند، چه باید کرد؟!! در جای دیگر از نهج الفصاحه پیامبر حدیث 351 صفحات 221 و 222 آمده است: "شوهر از همه کس بیشتر بر زن حق دارد و مادر از همه کس بیشتر بر مرد حق دارد". اینکه مادر بر همه فرزندان حق دارد حرفی در آن نیست، اماچراشوهر برزن حق دارد؟ معلوم نیست. اگرمرد کار می کرده و به زن نفقه می داده، زن هم در منزل کار می کرده و همه چیز را برای شوهر فراهم می آورده. پس او نیز دارای حق وحقوقی بوده. برای پیامبر اسلام و همه مردان احادیث 356 و 357 صفحات 222 و 223  بسیار خوب اند که به ترتیب زیر آمده اند: "بهترین زنان آن است که رویش خوبتر و مهرش کمتر است". درادامه آمده است: "از همه زنان پربرکت تر آنست که خرجش کمتر باشد". اگر پیامبر اسلام امروز زنده بود، شادی می کرد، زیرا زنان زیبا روئی هستند که در آمدشان به مراتب از مردان بیشتر است و هیچ مهریه هم نمی خواهند و اگر خرج می کنند هیچ زیانی مادی به مرد نمی زنند. در حدیث 454 صفحه 239، یک حمله بسود زنان آورده است که گوید: "کامل ترین مؤمنان آن است که خلقش نیک تر است و از همه ی شما نیک تر کسانی هستند که برای زنان خود نیکترند". تا این صفحه 239 این اولین حدبث پیامبر است که درباره زن به مؤمنان هوشدار داده است. در حدیث 456 صفحه 240 پیامبر گوید: "میخواهی ترا از بهترین گنجینه مرد خبر دهم؟ زن پارساکه وقتی بدو نگرد مسرور شود وهمینکه بدو فرمان دهد اطاعت کند و هنگام غیبت امانت او را محفوظ دارد". پس منظور از زن پارسا مطیع و فرمان بردار و امانت دار است. زن بعنوان ماشین جوجه کشی درحدیث 460 صفحه241 آمده است: "می خواهید شمارا از زنانیکه اهل بهشتند خبر دهم؟ زن وفاداری که فرزند زیاد آورد و زود آشتی کند وهمینکه بدی کردگوید این دست من در دست توست چشم برهم نمی گذارم تا از من راضی شوی". یعنی در واقع از دید پیامبر، زن بعنوان برده و مطیع مرد باید باشد. در حدیث 520 صفحه 256 گوید: "خدایا از فتنه ی زنان بتو پناه می برم و ازعذاب قبر بتو پناه می برم". ببینید این مقایسه را عذاب قبر از دید مسلمانان سخت ترین عذابی است که برای انسان مسلمان در نظر گرفته شد و اکنون فتنه زن را با این سختی و زجر مقایسه کرده است. پیامبر گاهی نکاتی مثبت در مورد زنان گفته است و این با بقیه احادیثش در مورد زنان در تضاد است. دراینجا حدیث 534 صفحات 259 و 260 را ملاحظه کنید که می گوید: "آیا خشنود نیستید که وقتی یکی ازشما ازشوهر خود آبستن است و شوهرش از او خشنود است ثواب کسی دارد که روز روزه گیرد و شب برای عبادت خدای بپا خیزد و هنگامی که بار گذارد هر جرعه ایکه از شیر او درآید و هردفعه که پستان او مکیده شود  برای هر جرعه شیر و هر مکیده شدن پستان ثوابی دارد، و اگر برای مراقبت طفل خود شبی بیدار ماند پاداش او چنانست که هفتاد بنده در راه خدا آزاد کرده باشد". در اینجا گفته نشده اگر زن حامله ای از شوهرش نافرمانی کند چه؟ او که طبق حدیث 54 صفحه 165 نمازش از سرش بالا تر نمی رود!! این تضاد چگونه قابل حل است؟ متمنی است اگر به ادامه این مطلب علاقمند هستید، کوتاه به آدرس ای میل زیر بنویسید. سپاسگذارم

هایدلبرگ، آلمان 15.5.2015                                             دکتر گلمراد مرادی

dr.g.moradi41@gmail.com


 [m1]

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
گلمراد متاسفم برات
این چه مطلبیه آخه
خودتو هم در این دنیا و هم آخرت بدبخت کردی
چرت ترین مقاله دنیا رو اینجا خوندم اه اه حالم بهم خورد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تمامی این صحبت ها حرف های بچگانه و پوچی است. هر .... می فهمه که هزاران معجزه از یک فرد، اتفاقی نیست. سر و جان و عزت و آبرو و ناموس و آرزو و ثروت و عمرم فدای یک نخ موی نوکر نوکر محمد صلی الله علیه و آله و سلم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اولا من این کامنت را عمومی می نویسم. چون برای کسی که حتا جرأت نمی کند یک نام مستعار بنویسد که نکند آن نام مستعار را هم یکی از دوستانش بدانند، هیچ پاسخی ندارم. دوما، پیامبر اسلام بقول مسلمانان هیچ سواد نداشته که دست خطی داشته باشد!! سوما علاوه برهمه اینها نهج الفصاحه دویست سال بعد از مرگ محمد جمع آوری شده و اغراق گوئی درآن فراوان است. و نهایتا من به آخرین نهج الفصاحه استناد کرده ام که مورد تأیید خود گردانندگان رژیم ایران و همه مسلمانان است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای گلمردادی عالی بود دستتان درد نکند. محمد عرب سرگرده اشرار عرب توانست عده ای شرور و راهزن را دور هم جمع کند و مافیای اسلامی را در ست کند.از چنین فردی فرمایشات منطقی و انسان دوستانه بسیاربعید است. ایشان 23 سا ل سرگرده گی راهزنان عرب را به عهده داشت و نمیتوان باور گرد هزاران حدیث را توانسته باشد از بامداد تا شامگاه گفته باشد . حساب کننید 23 ضربدر 365 میشود 8395 روز تقسم بر تمام احادیث .به ساده گی میتوان فهمید که این همه حدیثها نمیتواند از نظر زمانی درست باشد.اقرادی که حتا 50 سال با پدر خود زندگی کرده اند نمیتوانند حتا 100 خاطره باز گو کنند چه برسد به 3700 حدیت و خاطره و سخنان نغز .بسیاری از این احادیث باتوجه به معنای فرهنگی ان نمیتواند از ان عرب باشد و افرادی که توانائی فکر ی د اشته اند این نظرات خود را به جای نظرات ممد قالب کرده تا جاوید بماند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دکتر گلمراد مرادی جان لطف کنین به ما دست خط حضرت محمد رو هم به ما تشون بدن و اثبات کنن که این دست خط خود پیامبره.ممنون میشم