اندر داستان فیلم و سینما ی ما

امروز خداییش خیلی حال کردم هنگامی که شنیدم که وزیر ارشاد از پوشش هنرپیشگان سینما گلایه کرده است. ایشان به درستی گفتند که «برخی از فیلم هایی که از معاونت سینمایی مجوز پخش گرفتند با مخالفت افراد متدین جامعه روبرو شدند». پس یعنی هنوز آن چند هزار تنی که انقلاب برای رسوندن حق به ایشان انجام گرفت از وضع پوشش هنرپیشگان در سینمای ما خرسند نیستند.

يادداشت های سیاسی ی سردار پاسدار قفل انداز-5

برای اینکه از کاروان پیشرفت پس نیافتیم و هم چنان آماده گی ی خودمون را برای رهبری و مدیریت جهانی نگه داریم باید همیشه از خودمون بپرسیم که انقلاب اسلامی واسه ی چی بود. انقلاب برای آزادی و برابری ی اسلامی بود. در سال انقلاب، مردم خدا جوی ما با برخی یاری ها یی که دستی پنهان و غیبی روی آنتن بی بی سی و سپس رادیو مسکو می فرستاد فهمیدندکه شماری، چند هزاری، از برادران ایمانی ایشان نمی توانستند به سینما بروند زیرا که سینما ی آنروز ایران اسلامی نبود. در برخی صحنه های بیشتر فیلم ها چیزهایی نشان داده می شد که با بهترین فیلم های سوپر برابری می زد، غافل از آن که آدم فیلم سوپر را با از زن سووم به اون ور و با زن صیغه یی اش نگاه می کنه . آخه آبرویی گفتند! آدم که نمی تونه همه جور فیلمی رو نشون مادر بچه هاش بده. این بود که مردم از این ستمی که سالیان سال بر برادران ایمانی ی ایشان رفته بود خشمناک شدند و شوریدند و سینما ها را به آتش کشیدند و گفتند سینما بی سینما مگر اینکه امام پروانه ی ساخت سینما و فیلم رو بده. خب اکنون باید خدا را سپاس بگوییم که پس از سی و یک سال از انقلاب شکوهمند اسلامی ی ما داریم آهسته آهسته در به پا کردن سینمای اسلامی و به اون چیزهایی که خواسته ی ما است نزدیک می شویم و این همه را ما وام دار آسید موتی خودمون هستیم. خداییش برخی از کارهایی که در زمینه ی درست و اسلامی کردن کشور انجام می گیره تنها از دست این آسید موتی خودمون بر میاید و بس. گاهی وقت ها رییس یک کشور باید رویی داشته باشه مانند سنگ پا، که خوشبختانه ایشان با برخی یاری های غیبی و نه چندان غیبی دارای همه ی آن چیز هایی هستند که همه ی خوبان دارند.

امروز خداییش خیلی حال کردم هنگامی که شنیدم که وزیر ارشاد از پوشش هنرپیشگان سینما گلایه کرده است. ایشان به درستی گفتند که «برخی از فیلم هایی که از معاونت سینمایی مجوز پخش گرفتند با مخالفت افراد متدین جامعه روبرو شدند». پس یعنی هنوز آن چند هزار تنی که انقلاب برای رسوندن حق به ایشان انجام گرفت از وضع پوشش هنرپیشگان در سینمای ما خرسند نیستند. من گمان می کنم که سینمای اسلامی دست یافتنی باشه ولی نیارمند آموزش همگانی است. اگر ما بتوانیم به مردم نشان بدیم که آن چه را بر پرده می بینند فیلم است و برای فبلم کردن مردم درست شده اونوخت می شود فیلم هایی ساخت که نه سیخ را بسوزاند و نه کباب را. فیلم هایی که از واقعیت یک جامعه سرچشمه گرفته باشند پر هیجان تر هم خواهند بود. من اگر آقای وزیر ازشاد را ببینم زیر گوشی به ایشان پیشنهاد می کنم که پس از آموزش این امر به مردم که فیلم، فیلم است و الکی و برای سر گرمی، آنوقت فیلم سازان ما می توانند با کشیدن پرده ای، درست مانند مسجد، صحنه ی فیلم را زنانه و مردانه کنند و بگذارند جهان زنانه در پشت پرده بگذرد و با یک رشته تمهیدهای هنری بیننده را از آنچه در پشت پرده می گذرد آگاه کنند. نیازی نیست که زنان بر پرده ی فیلم هویدا بشوند. آخه یکی نیست که به این ها بگه:« بی وجدان ها! مگه هنر زن اونه که بر پرده نمایش داده بشه؟». زن زمانی معنی ی واقعی ی خودش را پیدا مکنه که بره پشت پرده، بره توی خلوت. تنها انوخته که مرد حالی به حالی میشه و

می تونه به زن بگه: «آخ. الاهی درد و بلات بره تو جونم!».

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.