نقش اپوزیسیون در بقای جمهوری اسلامی ایران

پاسخ به آقای کیانوش توکلی
پس از انتشار مقاله، نقش اپوزیسیون در بقای جمهوری اسلامی ایران، آقای کیانوش توکلی، به کمبودهائی در آن اشاره کردند، که سعی می کنم، در این مقاله فشرده به آنها بپردازم.
پس از انتشار مقاله، نقش اپوزیسیون در بقای جمهوری اسلامی ایران، آقای کیانوش توکلی، به کمبودهائی در آن اشاره کردند، که سعی می کنم، در این مقاله فشرده به آنها بپردازم. آقای توکلی نوشتند:
احد عزیز/  اگر بخواهم بصورت پاراگرف ، پاراگراف در باره نوشته ات قضاوت کنم ،می شود با همه ی پارگراف ها بطور مجزا موافق بود ولی مجموعه پاراگراف ها را بصورت مقاله که نگاه کنیم ، کمبود هایی را می شود در آن پیدا کرد
ا. نقش وزن داخل و خارج بعبارت دیگر نقش خارج برجسته تراز داخل کشور بنظر می رسد
2. در خارج از کشورعموما از خط مشی سرنگونی پیروی می کنند در حالی که در داخل مخالفین از راههای قانونی و اصلاحات را جستجو می کنند (آنان خود به دو دسته تقسیم می شوند : کسانی که به جمهوری اسلامی باوردارند و دسته دیگر بر این باورند که بطور تاکتیکی بایستی رفت پشت دو لت روحانی و از ان طریق زیر اب رهبر را زد و مخالفت قانونی را به یک جنبش وسیع توده ای علیه دیکتاتوری خامنه ای تبدیل کرد و در مرحله بعدی تغییر نظام را با انتخابات ازاد پیش برد)
3. در نوشته شما باندازه کافی به تحولات خاورمیانه توجه نشده است  درزمینه سیاست خارجی جمهوری اسلامی و نگاههای استراتژیک درون نظام؛ دو استراتژی وجود دارد . سپاه و خامنه ای بدنبال این هستند که برای «امنیت ملی »خود نیاز دارند که «هلال شیعه» را سازماندهی نمایند ولی خط دولت حسن روحانی بنظر می رسد که مدل « دولت اردوغان» را دنبال می کند که با کارهای فرهنگی _مذهبی ، سیاسی و توسعه اقتصادی ، به مدلی برای کشورهای منطقه مبدل شود. در این ارتباط نقش توافق هسته ای، سرنوشت ساز خواهد بود. شکست آن ،خط خامنه ای پیش خواهد برد بود وجنگ با عربستان و اسرائیل قطعی خواهد شد و پیروزی مذاکرات هسته ای ؛ پیروزی «خط » دولت روحانی خواهد بود. 
 
کیانوش عزیز، کمبود هائی به درستی اشاره کردی، باید در نوشته های دیگر باز شود، در نوشته بیشتر به اهمیت و حیاتی بودن، خود اتحاد عمل که همه در حرف از آن دفاع می کنند ولی هیچکس یک قدم سازنده نمی گیرد، تاکید دارم. و اما:
1) من نقش و وزن اپوزیسیون خارج را مهمتر از اپوزیسیون داخل ارزیابی نمی کنم. اما اهمیت و اصلی بودن اپوزیسیون داخل توجیهی برای بی عملی و عدم اتحاد عمل اپوزیسیون خارج نیست. اپوزیسیون خارج امکاناتی دارد که اپوزیسیون داخل ندارد و باید این امکانات را به نفع جنبش بکار گیرد. اپوزیسیون خارج امکان افشاگری و روشنگری دارد (آنچه ایران گلوبال و همکارانش به خوبی و با کارآئی در این راه می کوشد). اپوزیسیون خارج امکان تماس با مردم جهان، نهاد بین المللی و دولت های صلح جو و دمومکرات را دارد که باید از آن برای انزوای باز بیشتر حکومت جمهوری به کار گیرد. هرچه اتاد عمل بیشتر باشد، این اقدامات موثرتر است.
2) همانطور که در مقاله هم اشاره کردم،جمهوری اسلامی به عنوان یک حکومت ومذهبی و فرقه گرای جنگ طلب یکی از عامل های ناآرامی و رشد افراط گرائی در منطقه است. همه کسانی که خواهان بقای جمهوری اسلامی با قانون اساسی کنونی (بر اساس مذهب و به ویژه مذهب شیعه) هستند، طرفدار نظام هستند و در مقابل اپوزیسیون.
هر تحولی که با نیروی مذهبی و یا قومی ایجاد شود محکوم به شکست است. تکیه برای نیروهای شیعه و یا سنی فقط بحران منطقه را شدیدتر می کند. آیا غرب این حمایت ها را آگاهانه انجام می دهد؟ آیا غرب جمهوری اسلامی را که  خشونت و فساد و استبداد آن را حدی نیست، به نمایندگی مردم ایران پشت میز مذاکره می نشاند به چه منظوری است؟ ولی آنچه تجربه منطقه نشان می دهد، جدائی دین از حکومت دستاورد بزرگ نوسازی و روشنگری بود، و ما نباید انرا زیر پا بگذاریم، علیرغم اینکه، بسیاری موفق شدند، توده های منطقه ظاهرن زیر این پرچم بسیج کنند. باید برای راه حل های سکولار، دموکراتیک و روادار رزمید، هر چند بسیار دشوار باشد.
3) شوربختانه، جهان امکان تکیه بر خیرخواهی و یا خشونت پرهیزی دولت روحانی (اگر واقعن وجود داشته باشد) را ندارد. آنچه در عمل جریان دارد، سیاست جنگ طلب خامنه ای و سپاه است. ما در همه جا شاهد آن هستیم. در ایران، عراق، در لبنان، در سوریه ودر یمن. (این دهن کجی خامنه ای و سپاه به شعار میلیونی مردم ایران »نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران«  نیز است.) بر عکس تصور شما، من لزوم این اتحاد عمل را بیشتر در بستر اوضاع منطقه می بینم. همه کشورهای منطقه دیکتاتورها و جلادانی بودند و هستند که همه امکانات مبارزه خشونت پرهیز را از مردم و مبارزان گرفته اند و حکومت های پوشالی آنها با یک تکانه داخلی یا خارجی سرنگون شد و یا می شود. کشوری می ماند بدون دیکتاتور و بدون اپوزیسیون سازمان یافته. این خلاء قدرت را هم جا افراط گرایان پر کردند. این باز تاکیدی دیگر است بر ضرورت اتحاد عمل اپوزیسیون.
 
در خاتمه، بر دو نکته باید پافشاری کنم:
من مدل اردوغان را مدل نمونه شدن نمی بینم. اردوغان در ترکیه سکولار، که تمام پیشرفت دهه ها گذشته را مدیون آن است، با تقویت و تکیه بر عقب مانده ترین نیروها به سوی یک جامعه مذهبی پیش می برد. سنگ ها را بسته، سگ ها را باز کرده است. جلوی فعالیت اپوزیسیون سکولار را می گیرد، و به روحانیت مرتجع امکانات می دهد تا دستاوردهای آتاتورک را با عقده ای همسنگ، روحانیت ایران از مشروطه و عرفیت بکوبند.
حمایت اردوغان از داعش و عدم حمایت اردوغان از غیرنظامیان کردها، نمونه دیگر سیاست ارتجاعی و فرقه گرای اوست.
من بین جمهوری اسلامی ایران و داعش فرق چندانی قائل نیستم. همین طور بین طالبان و داعش و جمهوری اسلامی. جمهوری اسلامی داعش شیعه است که کشت و کشتار دسته جمعی اش به پایان رسید. (بسیاری از کشتارهای جمهوری اسلامی خودت شاهد بودی: کردستان، ترکمن صحرا،تهران سی خرداد و ....). همانگونه که سربریدن داعش از طالبان، دلیل پیشرو و انسانی بودن طالبان نیست، مخالفت جمهوری اسلامی با داعش دلیل بر حقانیت جمهوری اسلامی نیست.
طرفداران شیعه جمهوری اسلامی چنان خشونتی با توده های سنی مخالف داعش به خرج دادند، که این سنیان مجبور به پناه بردن به داعش شدند.
دور باطل جنگ مذهبی را باید با نشان دادن بی معنی بودن و غیر انسانی بودن آن از یک سو، و از سو دیگر وجود داشتن را حل سکولار و روادار در هم شکست.
۱۷ خرداد ۱۳۹۴
احد قربانی دهناری
گوتنبرگ، سوئد
 
منبع: 
http://ahad-ghorbani.com

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
احد جان /نوشته ای که :« مدل اردوغان را مدل نمونه شدن نمی بینم. اردوغان در ترکیه سکولار، که تمام پیشرفت دهه ها گذشته را مدیون آن است، با تقویت و تکیه بر عقب مانده ترین نیروها به سوی یک جامعه مذهبی پیش می برد.» امروز به صفحه فیس بوکم نگاه می کردم که عکسی ازاردوغان با لباس عثمانی را نشان می داددکه درزیرش نوشته بود که «اردوغان بيشرمانه ازداعش حمايت ميكرد ونوكرامريكا درمنطقه بود » منهم در پاسخ نوشتم:«با این وجود ؛ اردوغان توانست در امد سرانه ترک ها را در عرض 10 سال سه برابر کند در حالی که خامنه ای در عرض همین 10 سال مردم ایران را ده پله فقیرتر کرد و تنها یک قلم 160 میلیارد دلار از درامد نفت را با شعار های مرگ بر اسرائیل و مرگ بر امریکا نا بود کرد. این مرد هنوز رهبر بزرگترین حزب ترکیه است .... این مرد نه نوکر امریکاست ولی با ورق داعش بازی می کند همانطور که

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
. در برابر آن سازمانی نظیر «نیاک» (4) را داریم که از حقوق و امکانات شغلی و تجاری مهاجرین ایرانی در خارج و برقراری روابط حسنه بین آمریکا وجمهوری اسلامی دفاع می کند و در میان مهاجرین ایرانی در آمریکا نیز بسیار ریشه کرده است و از نظر مالی نیز قادر بوده است مدیران حرفه ای استخدام کند و حقوق بدهد و حتی از آمریکا کمک مالی (5) بگیرد و تشکیلات خود را گسترش دهد. بحث های مربوط به لابی گری و برخورداری از کمک های حکومت اسلامی در واقعیتی که بیان شد تفاوتی بوجود نمی آورد و از دایرهء بحث کنونی خارج است. (6)

به عبارت ديگر، می توان گفت که سخنان تبعیدیان ایرانی در خارج از کشور بیشتر مورد توجه ایرانیان داخل بوده تا مهاجرین مقیم خارج و به همین دلیل هم هست که وقتی، در سال های اخیر برخی از فعالین داخل به خارج آمده اند از آنچه دیده اند جا خورده و بسیاری از امیدهای کاذب شان نسبت به خارج از بین رفته است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در عین حال، تصور اینکه روشنفکران جمهوریخواه باعث سقوط رژیم شاه شدند نیز سخت کاذب است اما همین توهم بشدت به نفرت های بین ما دامن می زند. در واقع روشنفکران دوران شاه، چه چپی و چه جبهه ملی، چنان نیروئی نبودند که بتوانند موجب سقوط رژیم سلطنتی شوند.(1)

حال بپردازم به تحلیل و پاسخی که بر واقعیت خارج کشور پس از انقلاب تکیه دارد. در واقع، هیچ توطئهء گسترده ای در کار نیست. تنها ترکیب جمعیتی ایرانیان خارج کشور در 30 سال گذشته است که با ایرانیان مقیم خارج در 30 سال پیش از آن تفاوت ماهوی پیدا کرده است و در دوران کنونی اکثریت ایرانیان مقیم خارج، چه بخواهیم و چه نخواهیم، مهاجرینی هستند که به دنبال ساختن زندگی بهتر برای خود و خانواده شان در خارج از ایران هستند و به همین علت هم چندان توجهی به اپوزیسیون ندارند، چه اپوزیسیون متحد باشد و چه نباشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

به این پرسش توجه کنیم: «چرا اپوزیسیون خارج کشور در سی ساله اخیر، برعکس دوران پیش از انقلاب، فعالیت مؤثری نداشته است؟» گمان می کنم که این یک پرسش اصلی است که در ذهن خود فعالان اپوزیسیون از یکسو و کسانی که این اپوزیسیون را فقط تماشا می کنند، از سوی دیگر، وجود دارد و هرکس، بقول مولوی، «از ظن خود» برای آن پاسخی، گفته و ناگفته، دارد. اما اگر این پاسخ ها را دسته بندی کنیم ملتفت می شویم که اغلب آنها دارای پایه و مایهء استواری نیستند و در عمل نمی توانند ما را به سوی راه حلی که قابل اجرا باشد رهنمون شوند.

در این مقاله قصد اصلی ارائه پاسخی شخصی به این پرسش است اما، قبل از دست زدن به آن، می خواهم برخی از پاسخ های شناخته شده را مورد بحث قرار دهم.

1. مدعیان عضویت در اپوزیسیون اشخاصی کاذب و هوادار حکومت اسلامی اند
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
احد عزیز/ برخی از محققان امریکایی بر این اعتقادند که :«شکست دور باطل جنگ مذهبی و غلبه را ه حل سکولار و روادار در خاورمیانه » حداقل 20 ساله طول خواهد کشید بعبارت دیگر مسلمانان افراطی سنی و شیعه انقدر همدیگر را خواهند درید که نسل های یعد، مجبورخواهند شد که جلوی ورود اسلام در سیاست را بگیرند ولی موضوع سیاست امروز است و نه بیست سال دیگر... اکنون 4 نوع اسلام دولتی و غیر دولتی در خاورمیانه وجود دارد. 1_پیروان خمینی 2_ اسلام سلفی_ وهابی2_ اسلام اردوغان(مدرن وتوسعه طلب)4_ اسلام داعشی ... این تقسیم بندی را بیشتر توضیح می دهم:

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از هنگام در گذشت آیت‌الله خمینی در سال ۱۳۶۸ دو دیدگاه در صحنه سیاسی ایران ظاهر شد که در عین همکاری، با یکدیگر در رقابت نیز بودند. آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، جناح رادیکال و انقلابی را نمایندگی می‌کرد و اکبر هاشمی رفسنجانی جناح میانه رو و عملگرا را. هر یک از این دو اردوگاه زیر مجموعه‌های خود را دارند. به طور مثال، محافظه کاران که به کلی با مذاکره با آمریکا مخالفند در جناح آیت‌الله خامنه ای، و اصلاح‌طلبان از این نظر عموما در جناح آقای هاشمی رفسنجانی قرار می‌گیرند.
در فهرستی از مسائل مختلف که دو مکتب فکری با یکدیگر بر سر آن اختلاف دارند، موضوع سیاست خارجی و در مرکز آن رابطه با آمریکا یکی از اساسی‌ترین موارد اختلاف دو اردوگاه است. آقای خامنه‌ای معتقد است که رابطه با آمریکا اولا، موجب نفوذ فرهنگ آمریکایی و سست شدن پایه‌های ایدئولوژیک حکومت می‌شود و