ولم کنید! من خودم هستم!

کمتر کسی به حق من به عنوان یک انسان توجه می‌کند. کمتر کسی این را درک می‌کند و یا می‌خواهد درک کند که این من هستم که هویت خودم را تعریف می‌کنم، و این من هستم که زبانم را انتخاب می‌کنم. دیگران برای تعریف این هویت و انتخاب زبان هیچ حقی ندارند!
به همین دلیل فریاد می‌زنم: برای من هویت و زبان تعیین نکنید، ولم کنید، من آن نیستم که شما می‌گویید! من خودم هستم و می‌خواهم خودم باشم!

به آقای تبریزی قول داده بودم که شیوه گذاشتن عکس در مطالب را بنویسم. امروز می‌خواستم این کار را بکنم. سایت را باز می‌کنم و چشمم می‌افتد به ویدئویی که از آقای امید دانا منتشر شده است. با خودم می‌گویم: "آدا دا قورد آزیدی، بیری ده گمی نن گلدی!" (در جزیره گرگ کم بود، یکی هم با کشتی آمد!).

ویدئو را تا آخر و با هزار درد و رنج می‌بینم. همچنان که انتظار دارم، ویدئویی است بی مایه و سرتاسر توهین و تحقیر نسبت به ترکان. برنامه با این توضیح شروع می‌شود: "بررسی‌های ارائه شده در این برنامه ویژه هیچگونه ارتباطی با مردم میهن پرست آذربایجان ایران ندارد..." و به یاد جک‌هایی می‌افتم که اولش می‌گویند: منظورم تو نیستی! تو که ترک نیستی!" و بعد شروع می‌کند به فحاشی!

از بی‌مسؤلیتی "مسؤلین سایت" در برافروختن نفرت‌های قومی و ملی و انتشار توهین تحقیر متعجب می‌شوم. دستم و دلم به کار نمی‌رود. و چند دقیقه بعد به نوشتن این سطور می‌پردازم.

***

مدتی است که در ایران‌گلوبال مطالبی درباره "زبان آذری" منتشر می‌شود و "اظهار نظر"هایی درباره آنها نوشته می‌شوند. به نظر من تا آنجایی که این مطالب، به تحقیق و مسائل زبان‌شناسی می‌پردازند، بسیار خوب و مفیدند و اشکالی در میان نیست. اشکال، زمانی پیش می‌آید که می‌خواهند از این مقالات، نتایج سیاسی بگیرند و برای من و هم‌زبانانم هویت تعیین کنند و ما را به "اصل خود" برگرانند.

اینجاست که انتشار این مقالات، از روشنگری به قوم‌پرستی و فارسی محوری و حتا فاشیسم، نزول می‌یابند و هدف سیاسی آنها از پرده بیرون می‌افتد.

در اکثر این مقالات به من و هم‌زبانانم گفته می‌شود که زبان شما نه ترکی آذربایجانی بلکه "آذری" بوده و به زور شمشیر تغییر یافته و شما باید به اصل خود برگردید! هدف اینها همانند رضا شاه و آقای احمد کسروی و حلقه محمود افشار، از بین بردن زبان ترکی در ایران است.

در مقابل این فکر بغایت غیرانسانی، کسانی دیگر به ما می‌گویند که شما "ترک" هستید زیرا زبانتان ترکی است! این حرف درست مانند این است که به استرالیایی‌ها بگویند: شما انگلیسی هستید چون زبانتان انگلیسی است!

ولی واقعا من کیستم؟ ترک، فارس؟ آذری یا...

بارها نوشته‌ام که به نظر من، من ترکیبی هستم از چندین قوم و ملت. از یونانی و گرجی و ارمنی و فارس و ماد گرفته تا کرد و عرب و بلوچ و... زیرا در سرزمینی به دنیا آمده‌ام که محل تاخت و تاز همه آنها بوده است. خون همه آنها، فرهنگ و آداب و رسومشان و هر آنچه که داشته‌اند موجب شده که اکنون "من" با این خصوصیت وجود داشته باشم. اصلا هم برایم نه مهم است و نه باعث افتخار و یا شرم که پدر و مادر و آبا و اجدادم، به عرب وصل شود یا به مغول و یا به فارس و ماد و یا...

من همین هستم که هستم! فردی که در سرزمینی به نام ایران و در بخشی از آن به نام آذربایجان و در شهری از آن به نام اورمیه به دنیا آمده‌ام و زبانم ترکی آذربایجانی است. من نه ترکم، نه فارس، نه آذری، نه عرب و نه کرد و... و در عین حال هم ترکم، هم فارس، هم آذری، هم عرب، هم کرد و هم....

زبان من، ترکی آذربایجانی، چه صدها سال پیش با زور شمشیر تحمیل شده باشد و چه همین دیروز از هیچ پدید آمده باشد، زبان من است. آن را دوست دارم و می‌خواهم به همین زبان حرف بزنم، بخوانم و بنویسم و در رنجم که چرا این امکان را نداشتم تا با این زبان هم آموزش ببینم یا لااقل امکان انتخاب زبان آموزشیم را نداشته‌ام.

در این میان کمتر کسی به حق من به عنوان یک انسان توجه می‌کند. کمتر کسی این را درک می‌کند و یا می‌خواهد درک کند که این من هستم که هویت خودم را تعریف می‌کنم، و این من هستم که زبانم را انتخاب می‌کنم. دیگران برای تعریف این هویت و انتخاب زبان هیچ حقی ندارند!

به همین دلیل فریاد می‌زنم: برای من هویت و زبان تعیین نکنید، ولم کنید، من آن نیستم که شما می‌گویید! من خودم هستم و می‌خواهم خودم باشم!

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خوانندگان گرامی بد نیست کامنتهای دوستان درباره اپرا دوباره بخوانند تا ببینند من در رابطه با عشیره پرستان تا چه حد حق دارم. 1) من نگفتم اولین اپرای آذربایجان رستم و سهراب بود. بهتر است کامنتها پیش از پاسخگویی بهتر خوانده شوند. جمله من این است: «اولین اپرای کشور ترکیه هم بر اساس داستان فریدون از شاهنامه ساخته شده است» 2) همه دوستان اطلاعات جالبی در باره موسیقی آذربایجان ارئه کرده‌اند (که البته برای من تازه نبود). ولی حتی یک نفر نمی نویسد اگر شاهنامه منشور نژادپرستی و فردوسی سمبل تُرکستیزی و زن‌ستیزی است، چرا بزرگترین موسیقیدان شرق نزدیک و اولین آهنگساز اپرا در جهان اسلام اپرایی بر اساس این کتاب و به زبان ترکی آذربایجانی می سازد؟ آیا حاجی‌بیگف شاهنامه را نخوانده بود؟ این دوستان چرا در اینباره سکوت می‌کنند؟ زیرا خوشان هم می‌دانند که در رابطه با شاهنامه و فردوسی .... مشغول دروغگویی هستند و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان... اولین اپرا نه در آزربایجان بلکه در« شرق» همانطوری که کاربر گرامی (( حمید)) اشاره کردند, اپرای « لیلی و مجنون» است که در سال 1908 به وسیله « اوزئیر حاجی بیگف » نوشته شده است. ایشان دومین اپرا را که بنام « شیخ صنعان» معروف است در سال 1909 و اپرای « رستم و سهراب» را در 1910 نوشته اند . اپرای « اصلی کرم و اپرای شاه عباس و خورشید بانو » هر دو در سال 1912 و اپرای « هارون و لیلی» در سال 1915 را نوشت... و اما چرا؟؟..اوزئیر جاجی بیگف در سنین نوجوانی 13 ساله گی) یعنی در سالهای1898 در قسمت (( کر)) آواز های لیلی مجنون که در روی صحنه به وسیله ( جابّار قار یاغدی اوغلی و عبدالرحیم حق وردی اف) تنظیم و به صورت موغام خوانده میشد شرکت میکرد. چون آن فرهنگ ( اپرای اروپائی) هنوز در فرهنگ آرزبایجانی ها رشد نیافته بود و تمام موسیقی در محور ( موغامات آزربایجانی) می

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ببخشید اولین اوپرای آذربایجان که توسط عزیر حاجی بیگلی به صحنه رفت " رستم و سهراب " نبود بلکه " لیلی و مجنون " اثری از شاعر آذربایجانی و ترک سرا "فضولی " بود.
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C_
%D9%88_%D9%85%D8%AC%D9%86%D9%88%D9%86
_(%D8%A7%D9%BE%D8%B1%D8%A7)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

اژدر گرامی؛
می خواستم بگویم که ادبیات راسیستی ملات و مواد اولیه دیسکورس ضدراسیستی را فراهم میکند. در نبود ادبیات راسیستی، تولید گفتمان ضدنژادپرستی بسیار مشکل میشود. برای مثال، اگر آن ویدیوی راسیستی در ایرانگلوبال ارائه نمیشد، شما نیز آن مطلب پرنغز و بسیار منطقی در مورد هویت را نمی نوشتید. نوشته شما به انسان آذربایجانی نشان میدهد که در برابر دو روایت نژادپرستانه از هویت، آلترناتیو/های مدرن، معاصر و انسانی دیگری نیز وجود دارند. و این کار شما یعنی تولید ادبیات ضد راسیستی. یعنی شماها در ایرانگلوبال فضایی به وجود آورده اید که در آن میتوان افکار و آلترناتیوهای جدید مطرح کرد، و به نظر من این خیلی مهم است. چرا که در هیچ یک از رسانه ها/سایتهای قومی/ناسیونالیستی، همچو فضایی وجود ندارد.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فانون گرامی،
به نظر من ایران‌گلوبال در طرح گفتمان نژادپرستی موفق بوده است ولی در "ترویج گفتمان ضدنژادپرستی" این موفقیت را نداشته است. آنچه در حال حاضر در ایران‌گلوبال می‌گذرد، گفتمان "ضدنژادپرستی" نیست بلکه عین گفتمان "نژادپرستی" است.
فکر می‌کنم علاوه بر کم کاری نیروهای ضدنژادپرست که شما به درستی به آن اشاره کرده‌اید، یکی از دلایل اصلی این وضعیت، عدم برنامه‌ریزی و ضعف مدیریت این گفتمان بوده است.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رازی گرامی،
قبول دارم که نژادپرستان همه از یک "طرف" هستند و از یک قماش ولی منظورم این بود که فعلا در این سایت در میان دو گوشه‌ مختلف این قماش جنگ است و ظاهرا به دو "طرف" تقسیم شده‌اند و وقتی به یک گوشه این قماش اشاره می‌کنیم، این تصور پیش می‌آید که ما طرفدار گوشه دیگر آن هستیم!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

با سلام به دوستان عزیز در ایران گلوبال؛
ایران گلوبال سایتی است ممتاز و نمونه بویژه در رابطه با ترویج گفتمان ضدنژادپرستی در میان ایرانیها. دوستانی که فکر میکنند امکان ترویج ادبیات ضدراسیستی در محیطی «پاکیزه و ضدعفونی شده» وجود دارد، به نظر من سخت در اشتباهند. در مراکز حتا آکادمیک همین غرب نیز مباحث قومی/نژادی/ضدراسیستی با انبوهی از فحش و ناسزا و دیسکورس غیربهداشتی همراه است- چه رسد به ما ایرانیها که حتا ثانیه ای از فرهنگ آزادی اندیشه و بیان را تجربه نکرده ایم.
کار ایرانگلوبال در فراهم آوردن نظرات متنوع و متضاد از محافل پان-فارسی و پان-ترکی عملی است قابل تقدیر. تنها راه خروج از بیماری عشیره/قوم/نژادپرستی در کندوکاو همین نظریات راسیستی موجود است. اینکه ادبیات و واکنشهای راسیستی به حد شایسته مورد نقد قرار نمیگیرند تقصیر ایرانگلوبال نیست؛ کوتاهی از ما خوانندگان است. پس

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اژدر گرامی، فقط برای تکمله. از نظر من "طرف دیگر"ی وجود ندارد. نژادپرستان از هر قوم و تباری که باشند، در یک طرفند، و انساندوستان از هر نژاد و تباری که یاشند، در یک طرف دیگر. مشکل عمده طرف اول "نادانی" است. یعنی نه طرفداران نژاد پاک آریا می دانند که نطفه ناسیونالیسم مدرن ایرانی در قفقاز و آذربایجان بسته شد، و نه ترکگرایان و جدائی خواهان می دانند که یکی از مهمترین آثار موسیقیدان برجسته جمهوری آذربایجان اپرای "رستم و سهراب" است. آن اولیها احتمالا اسامی آخوندزاده، طالبوف، اسکندر بیگ و ... را نشنیده اند، تا بدانند هویت مدرن آنها بر اساس عقاید این ترکزبانان تدوین شده، و این دومیها احتمالا اسم رشید اسماعیل‌اوغلو افندی و شمس‌الدین سامی‌بای بگوششان نخورده است و به احتمال بسیار زیاد نمی دانند که اولین اپرای کشور ترکیه هم بر اساس داستان فریدون از شاهنامه ساخته شده است. آن اولیها احتمالا از کوروش فقط
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رازی گرامی،
در مورد تعریف از هویت من هم با شما هم‌نظرم و فکر نمی کنم که بتوانم چیزی به آن اضافه کنم.
در باره بخش آخر نوشته‌تان می‌توانم این را اضافه کنم که حرفهای شما شامل طرف دیگر دعوا هم می‌شود. البته می‌دانم که شما در کامنتهای خود به این مورد اشاره کرده‌اید ولی این را برای تاکید بیشتر می‌نویسم.
می‌توانیم به طرف دیگر دعوا هم بگوییم که بگذارید هر کسی هویت خود را تعریف کند. تلاش نکنید که به آنها بقبولانید که ترک نیستند و آذری هستند. دشمنان شما رژیم جمهوری اسلامی و کارگزاران آن هستند نه کسانی که خود را ترک و کرد و... می‌دانند.
می‌توانیم به هر دو طرف بگوییم که یکپارچگی همراه با به رسمیت شناختن تنوع، زیباترین گزینه است. تفاوتها را بپذیریم و با هم باشیم.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رازی گرامی،
با تشکر از شما برای این اظهار نظر که می‌تواند برای من بسیار مفید باشد.
راستش را بخواهید من مدتهاست که با خودم کلنجار می‌روم و هنوز به جایی نرسیده‌ام. من خیلی هم منزه طلب نیستم. تلاش می‌کنم پدیده‌ها را در ارتباط با هم ببینم و سبک و سنگین کنم. هم خودِ کار و هم شیوه آن و در نهایت، نتیجه آن برای من اهمیت دارند.
با خودم می‌گویم: "من که تصمیم گیرنده نیستم. پس مسؤلیتی بر عهده من نیست."
باز با خودم می‌گویم: "اگر شغل یک نفر چاقوسازی است و با آن چاقو انسانی کشته می‌شود، مسؤلیتش که با او نیست."
سپس از خودم می‌پرسم: "آیا اگر آن چاقوساز بداند که با چاقویی که می‌سازد، هم انسانی از مرگ نجات می‌یابد و هم انسانی کشته می‌شود، باز هم مسؤلیت آن قتل را بر عهده ندارد؟ آیا نباید این چاقو را بسازد؟ تکلیف کسی که با همان چاقو از مرگ نجات می‌یابد چه می‌شود؟"
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهنام جان،
عدم مدیریت نفرت موجود. این کار یکطرفه است. نه دو طرفه.
--------
هرکس به تشدید نفرت به هر نحوی یاری میکند- بدیهی ست که شریک عمل است.
کار، عنصر آزادی دارد- و عنصر تشدید نفرت. نقد درخدمت آزادی ست. برای نفی تشدید نفرت.
نقاد را نمی توان شریک نفرت افزایی دانست.
برای نفی نفرت و یاری به آزادی - بهترین سلاح نقد است. نه کنار نشستن. و نظاره گربودن.
لازم است درگود بود و اعتراض نمود. و یاری نمود که آزادی جان بگیرد.
باید نفرت و نقد -هر دو -مدیریت شود. نه کار سر خود ول گردد. بدون مدیریت- هردو بی ثمراند.
و شخص عملا در خدمت تشدید نفرت. مگر اینکه فردی احساس مسئولیت کند و نقد را فردی پیش ببرد.
اگر هم دید آش خیلی شور است، تلاش بیفایده است -دیگر پاسخ روشن است.
----------
جمع:
-فنی هستی-باید نقد هم بکنی. ممکن نیست-پس شریکی.
-نه خیر-نقد میکنی-اما بیفایده اس- پس باز شریکی.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از شما اجازه می خواهم نظرم را در باره هویت هم به اختصار بنویسم. هویت از نظر من در یک جامعه مدرن که فرهنگ قبیلگی را پشت سر گذاشته باشد، یک پرسش فردی است. در واقع فرد در چنین جامعه ای اول در مورد هویت قومی، زبانی، جنسی، فکری و اقتصادی خودش تصمیم می گیرد و بعد سراغ کسانی می رود که با او در این هویتها اشتراک دارند، تا بتواند به هویت گروهی خودش برسد. برای مثال یک زن همجنسگرای بهائی آذربایجانی یک هویت فرهنگی-زبانی دارد که او را با همه ترکزبانان آذربایجان دارای یک هویت مشترک می کند. ولی اشتراک او در هویت جنسی اش با یک زن فارس، بلوچ یا کرد بیشتر است، تا با یک مرد آذربایجانی که می تواند حتی شوهر او باشد. به لحاظ دینی او با بیش از نود درصد از آذربایجانیها هیچ اشتراک هویتی ندارد و ممکن است با یک مرد عرب اهوازی احساس نزدیکی بیشتری کند. در گرایش جنسی او با یک زن همجنسگرای روس، ارمنی یا امریکایی اشتراک

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اژدر گرامی من فقط می توانم در مورد خودم نظر بدهم و بگویم چه چیزی در مورد "شخص من" درست یا غلط است. ببینید دوست عزیز! من به شخصه برای مسائلی کوچکتر از این از جمعها و گروههایی که نکات مثبت فراوانی هم داشتند کناره گیری کرده ام. برای مثال نزدیک به 20 سال پیش با تمام مخالفتی که با اکثریت، توده و مشروطه طلبان داشتم، یک انجمن بسیار مفید و فعال را فقط به این دلیل که مخالف عضویت طرفداران و اعضای گروههای نامبرده بود، ترک کردم. به نظر من در عرصه مبارزه سیاسی مسائلی هست که بر سر آنها نمی شود چانه زد. اگر همین امروز گروهی پیدا بشود که بتواند رژیم جمهوری اسلامی را سرنگون کند، دموکراسی پارلمانی برقرار کند و برابری زن و مرد را محقق بسازد، اگر نژادگرا باشد و دم از نژاد پاک آریا (یا هر نژاد خالص دیگری بزند) با همه خوبیهایی که دارد، از حمایت من محروم خواهد بود، زیرا در جامعه مدرن که بنیاد آن بر حقوق و
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلیار عزیز،
من هم فکر می‌کنم که متاسفانه به این جنگ مجازی در اینجا دامن زده می‌شود. آگاهانه یا ناآگاهانه.
متاسفانه شما تنها یک طرف درگیر را مسؤل دانسته‌اید. به نظر من این کار، یعنی ایجاد دشمنی، دو طرفه است. من این نفرت پراکنی را منحصر به انتشار مقالات آنچنانی نمی‌دانم. نگاهی به کامنتها بکنید. دست کمی از مقالات ندارند.
این کار هم مختص یک نفر نیست. من وارد این قضاوت نمی‌شوم که "چه کسی شروع کرده و چه کسی ادامه می دهد". این کار سالهاست که در جریان است.
متاسفانه پاسخ شما به سؤال "چگونه می‌توان همکار سایتی بود و آلت دست نژادپرستان نشد؟" برای من مشکل گشا نیست.
من شخصا در پارادوکس عجیبی قرار دارم. آیا صرفا با انتقاد از این روند و در عین حال همکاری فنی یا اجرایی، می‌توان ادعا کرد که از این "دستیاری" در جنگ نژادپرستانه برکنارم؟ آیا می‌توان گفت که چون مسؤلیت تصمیم گیری ندارم، پس مسؤلیتی
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رازی گرامی،
ممنون از توضیح و ارائه نظرتان.
آیا می‌توانم از نوشته شما این نتیجه را بگیرم که از نظر شما کسانی مانند من باید از همکاری به هر نحوی، دست بکشند و تنها به انتقاد بسنده کنند؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اژدر گرامی باز هم ممنون از اینکه وقت گذاشتید و جواب دادید. سؤالی پرسیده‌اید که من سعی می‌کنم جوابش را از نظر خودم بدهم. می‌پرسید: «چگونه می‌توان به هر صورتی، همکار سایتی بود که گوشه‌ای از آن میدان جنگهای نژادپرستانه است و آلت دست نژادپرستان نشد؟» من قبلا جوابی در تلویح به این سؤال داده بودم که البته نمی‌توان آن را مشمول همه کرد. علت اینکه من تا بحال حتی یک نوشته در ایران گلوبال درج نکرده‌ام، این است که چنین کاری را همکاری و همراهی با نفرتپراکنان و نژادپرستان می دانم. کسی به من گوشزد کرده بود که گذاشتن کامنت هم به همان اندازه مشارکت به حساب می آید. ولی من این دو کار را با یک تظاهرات مقایسه می کنم، که در آن جهان‌وطن و ناسیونالیست و فاشیست و راسیست در کنار هم راهپیمایی می کنند و شعار می دهند. تا وقتی که من در کنار خیابان ایستاده ام و با آنها بحث می کنم و نتیجه سیاستشان را به آنها تذکر می دهم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-من بعضی مواقع به این نتیجه میرسم که افرادی مثل آقای کاوه جویاچون ازحرکت وهمراه نشدن مردم آزربایجان درسال 88وحرکت های شوکی وانقلابی انقلابیون بی هدف تورکان آزربایجان ناراحت بوده ومیخواهدبازهم نیروی نسنجیده مارابرای فارس وشئونیسم فارس همچون سال57 وانقلاب مشروطه برای پان فارسیسم مصاده کند.این نوارهارامیگذارد.
ازطرفی حرکات استقلال طلبی وآگاه شدن تورکان ایران ومخصوصاآزربایجان تعدادی رابه وحشت انداخته ودوست دارندمسایل راباتفکرخودمدیریت کرده وبازهم مردم ماراازجنگ وتجزیه بترسانند.این تفکرتمامیت خواهی وجاده صاف کن های شئونیسم خودی من رایادفیلم مبارزات مارتین لوترکنیک وسیاهان آمریکاانداخت .
که تعدادی سیاه پوست درمقابل مبارزان سیاه پوست ومارتین قرارمیگرفتندوآنهاو سیاهپوستان رادعوت به مبارزه عدالت اقتصادی می کردندوحتی برای نژادپرستان به خبرچینی می پرداختند.حال مبارزات حق طلبانه ومساوات طلبی و
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه
جدایی خواهی به خاطر وجود نابرابری طرح شده است. یعنی جدایی خواهی معلول است و نابرابری علت. اگر قانون نسبی
علت و معلول را بپذیریم روشن است که با رفع نابرابری تجزیه هم رفع میشود.
میتوان برابری را از راه فدرالیسم عملی کرد و مشکل تجزیه را رفع نمود.
اینکه بیاییم « جدایی خواهی» را با « نابرابری» یعنی «ایران پرستی و تمامیت گرایی و تمرکزطلبی و یکسان سازی شاهی » رفع کنیم و در این راستا تبلیغات «کسرویسم و...» راه بیاندازیم و نبش قبر کنیم و تئوری های سیاسی آزمایش شده را به نام «علم تاریخ و زبان» به خورد دیگران بدهیم و خوش خیالی کنیم که جلو تجزیه را میگیریم «خودفریبی» ست و «دگرفریبی». کاری ست که
نشان داده اتفاقا علت طرح تجزیه همین «تبلیغات و اجرا شدن» آن توسط دو حکومت بوده است و هست.
پس علت طرح شدن«جدایی خواهی » همین « ایران پرستی» عوامانه و ناسیونالیستی ست که «نابرابری» را اعمال میکند.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
«چگونه می‌توان همکار سایتی بود که گوشه‌ای از آن میدان جنگهای نژادپرستانه است و آلت دست نژادپرستان نشد؟»
بهنام جان!
برداشتم این است که منظور شما از «جنگهای نژاد پرستانه» در سایت، راه انداختن دعوای « فارس و ترک» است. همانطور که
توضیح داده اید بله راه اندازی« جنگ بین فارس و ترک» در ایران گلوبال جریان دارد: چگونه؟
نخست بگویم که تبلیغ این جنگ خلاف اصول سایت است که بر « ایجاد دوستی» تأکید دارد. اما در عمل تبلیغ جنگ پیش میرود.برای مثال:
1- ویدئوی امید دانا پخش میشود که بر طبل جنگ با آن «لحن سوسولی-قرتی» میکوبد. ار سوی صبا ی گرامی.
لابد برای نقد . «حسن نیت» . توسط کی: خوانندگان :
نقد را به عهده ی خوانندگان میگذارد. خوانندگان هم چند نفر« فحش میدهند و چند نفر به-به» میگویند.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
صمد گرامی،
از شما ممنونم که توضیحات کافی دادید تا نوشته شما را بهتر درک کنم. باور کنید که من از گفتگو و انتقاد برانگیخته نمی‌شوم. پنهان نمی‌کنم که برخی موارد متعجب می‌شوم که چیزی را به من نسبت می‌دهند که از آن بی‌خبرم. و باز پنهان نمی‌کنم که هرگاه احساس توهین و تحقیر کنم، با وجود تلاشی که برای خونسرد ماندن می‌کنم، در مواردی نه تنها برانگیخته، که گاها برافروخته می‌شوم.
من به گفت و شنود معتقدم. به همین دلیل حرفهایم را بیان می‌کنم. به حرفهای دیگران گوش می‌دهم و درباره آنها فکر می‌کنم.
از اینکه از جمله "شما می‌خواهید ، زبان مشترک ترکی باشد. بسم الله ! این کار را بکنید"، متوجه نشدم که جمله شما شرطی است، پوزش می‌خواهم. این را بگذارید به حساب سواد اندک من در زبان فارسی.
طبیعتا به توضیحات شما نمی‌پردازم و از آنها استفاده می‌کنم و یاد می‌گیرم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دنباله کامنت :
۹- نوشتید :
«دیروز مردمانی خواستند که زبانشان به رسمیت شناخته شود و بتوانند زبانشان را آموزش ببینند. این خواست به حق، ابتدا نادیده گرفته شد و بعد از آن شدیدا سرکوب شد.»
لطفاً بفرمائید ، این « مردم» چه کسانی هستند و شما (که همچون من ، آواره ی غربت هستید) از کجا به خواست این مردم پی برده اید؟ به علاوه، این سرکوب ، کِی و در کجا رخ داد؟
دوست گرامی ، همه ی دعواها ، سر ِ لحاف ِ ملا نصرالدین ِروشنفکربازی ِ جمعی متوهم ِ خودخواهِ از خلقِ خدا بی‌خبر است، نه زبان مادری . تا دیروز، « رفقا» ، از « مدینه فاضله و میهن سوسیالیستی و جهان وطنی » ، یک وجب پایین‌تر نمی آمدند. امروز ( با برچیده شدن آن بساط و تغییر مد روشنفکری) ناگهان ، زبان مادری ِ مردم مصیبت زده (که شام شب بر سر ِ سفره شان نیست) بهانه ی « روشن‌فکر بازی » های جمعی آدم پر مدعایِ بی‌سواد ِ بعضاً خود فروخته شده اند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اب بهنام گرامی !
۱- من ، در همان سطر های ِآغازین یادداشت پیشین ام ( به تأکید ) گفتم که « شما( بی هیچ اما و چرا ) مختارید ، آنگونه بیندیشید و آنگونه زندگی کنید ، که دوست دارید ». در اینجا هم ، باز بر این نکته تأکید می‌کنم.
۲- در مورد هویت : در آن یاد داشت عرض کردم « من اگر به هویتی باور داشته باشم...». معنی این جمله این است که من، به «هویت» ( به معنای متعارف آن ) باور چندانی ندارم و تعریف و توضیح دیگری از آن دارم که پرداختن به آن ،در حوصله ی بخش کامنت ها نیست.
متأسفانه، برای اجتناب از طولانی‌تر شدن نوشته ، مجبورم از شیوه تلگرافی نویسی بهره برم. کوتاه بگویم :جامعه ی مدرن، چند مشخصه دارد. مهمترین اش خرد انتقادی ( نه خرد ابزاری) است . مشخصه ی دیگر آن ، « فردیت » است ،که انسان مدرن را از « عضو ِ یک عشیره و قبیله بودن » متمایز می‌کند.( یکی از دوستان ، پیشتر ، به این معنا اشاره کرده بود.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رازی گرامی،
من در اورمیه به دنیا آمده و دوران جوانی‌ام را گذرانده‌ام. شهری زیبا که تنوع فرهنگی، آن را زیباتر می‌ساخت. دوستان کرد و ارمنی و آشوری زیادی داشتم و با فرهنگ و زبان آنها آشنا بودم. و همین هم به زیبایی زندگی من می‌افزود.
وقتی وارد ایران‌گلوبال شدم، آرزوی من این بود که بتوانیم اینجا را هم به مکانی مانند اورمیه تبدیل کنیم. ولی متاسفانه امروز می‌بینم که در این راه موفق نبوده‌ایم. درست برعکس، ایران‌گلوبال، در کنار نکات بسیار مثبتی که از نظر انتشار تنوع نظرات سیاسی و ایدئولوژیک و آزادی بیان عقاید که در آن دیده می‌شود، مکانی شده است برای جنگهای قومی و ملی و "نژادی" و تباری و نفرت و کینه!
راستی چگونه می‌شود در این میدان، که خود جزو فراهم آوردندگان آن هستیم، هم منفعل نشد و هم آلت دست نژادپرستان قرار نگرفت؟
نگاهی به مطالب منتشر شده همین چند ماه گذشته بکنید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اژدر گرامی ممنون از پاسخ شما. همانطور که گفتم، تاکید من بر "اگر" بود، که شما توضیحش را دادید. البته در مورد انفعال با شما موافق نیستم. کنشگری و مشارکت در امر عمومی فقط یک جنبه ندارد که دست برداشتن از آن به معنی گوشه گیری باشد. من می توانم با نظرات شما موافق باشم یا مخالف، ولی تا به امروز (فردا را نمی دانم) برخورد شما بیشتر پرسشگرانه و روشنگرانه بوده است. به ای برخوردها باید دامن زد. برای مثال من فارسی زبان می توانم از خودم بپرسم زندگی در کنار مردمی با زبانها و فرهنگها دیگر در یک جغرافیای واحد و تحت یک سیستم سیاسی واحد چه تاثیری بر هویت من گذاشته است. جواب این سوال ولی در یک دادوستد گفتاری پیدا می شود و نه در نفرتنامه های این دوستان، که بنا به درک انحرافی آقای توکلی از آزادی بیان در اینجا درج می شوند. سوالی که باقی می ماند این است که چطور می توان منفعل نبود و در عین حال آلت دست نژادپرستان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در خلال جنگ ویرانگر بوسنیا, بسیاری از شهروندان شهر بانیاکوکا د, می گفتند نه کروآت هستند, نه صرب هستند نه بوسنیائی بلکه هم صرب, هم کروآت و هم بوسنیائی هستند و از جنگ با صربها سر باز زدند. وقتی صربها حمله کردند همانها برای نجات جان خود و خانواده, بسته به تعلق ائتنیکی یا به پایتخت بوسنیا یعنی سارایوو فرار کردندو یا در شهر کروآت نشین موستار پناه گرفتند و آنها که زنده ماندند بعد از بیست سال هنوز به خانه آبا واجدادی خود نتوانسته اند برگردند. تعلق به یک ملت متشکل و قوی در دنیای تقسیم شده به کشورها, یک امر احساسی نیست بلکه ضامن جان و کرامت آنهاست. انترناسیونالیزم در غرب میتواند نقش مثبتی داشته باشد اما در منطقه عقب مانده ما انسانهارا طعمه دشمن جمعیشان می کند. اومانیسم در خاورمیانه با تشکل هر ملتی تحت لوای بیرق خود محقق می شود نه با پزانساندوستی و انترناسیونایزم.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رازی گرامی،
من حدود 8 ماه است (24 همین ماه می‌شود دقیقا 8 ماه) که از کارهای مدیریتی و تصمیم‌گیری سایت کناره گیری کرده‌ام و تنها نام مسؤل فنی را یدک می‌کشم که کاری است اجرایی و بنابراین نقشی در تصمیم گیریها ندارم.
البته پنهان نکنم که دوست عزیزم کیانوش توکلی گاها در برخی مسائل نظر مرا می‌پرسد که صرفا جنبه مشورتی دارد و گاها نیز از من می‌خواهد در برخی کارهای اجرایی روزمره سایت کمک کنم.
من نمی‌دانم چه تاثیری در مطالب منتشره در سایت و مضمون و محتوای آنها می‌توانم داشته باشم. اگر هم بخواهم تمامی مسؤلیتها را از دوش خود بردارم، باید منفعل و گوشه گیر شوم. آیا می‌توان به گوشه‌ای خزید و کاری نکرد؟ فکر می‌کنم هر جا که بروم، اشکالی اساسی در آنجا پیدا می‌شود.
فعلا تنها کاری که به نظرم می‌رسد و می‌توانم انجام دهم، اعتراض است. خوشحال خواهم شد اگر راه بهتری به من نشان دهید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ارژنگ عزیز، شما شاید بارها شاهد بوده‌ باشید که من به درج موضوعی یا انعکاس حرفی اعتراض کرده‌ام و تک‌تک دست‌اندرکاران ایران‌گلوبال گفته‌اند: «من هم با درج این مطلب مخالفم، ولی مسئولیتش با "دیگران" است». کیانوش توکلی یکبار به من اعتراض کرد که چرا از او که یک عضو ساده سازمان اکثریت (و نه تصمیم‌گیرنده آن) بوده است، بخاطر جنایات و خیانتهای این سازمان بازخواست می‌کنم. پاسخ من این بود که صرف عضویت (ولو ساده) در یک سازمان "مسئولیت" می‌آفریند. من نقش شما را در این سایت نمی‌دانم، ولی اگر یکی از مسئولین و گردانندگان آن هستید، مسئولیت ترویج نژادپرستی و ادبیات کینه و نفرت، بر گردن شما هم هست. چه موضوعی را انتشار داده باشید و چه با انتشار آن مخالف بوده باشید. البته تأکید من بر "اگر" است. شاد باشید.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رازی گرامی، من هم امیدوارم گفتگو بر سر هویت جریان یابد و من هم با شما موافقم که بسیاری از ما از پیش به حقیقت دست یافته‌ایم و حقیقت هم تنها در انحصار خود ماس!. همچنین در کمال تاسف و درد با شما موافقم که در ایران‌گلوبال دیالوگی درباره نژادپرستی جریان ندارد.
ولی متاسفانه متوجه منظور شما از انتقادتان نمی‌شوم که می‌نویسید: "علی رغم مخالفت با چنین سیاستی، گناه اجرای آنرا (مانند بقیه دست اندر کاران این ساید) به گردن دیگران می اندازید. این رسم مسئولیت پذیری نیست!"
لطفا توضیح بیشتری بدهید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ارژنگ گرامی! آرزروی من این بود که می شد یکبار هم که شده در باره مفاهیمی مثل "هویت"، "زبان" و "تبعیض" یک گفتگوی سالم داشت. حداقل در ایران گلوبال چنین چیزی امکان پذیر نیست، زیرا بخش بسیار بزرگی از نویسندگان و نظردهندگان به "حقیقت مطلق" خودشان رسیده اند و فقط در پی قبولاندن آن به دیگرانند. یعنی مسئله در اینجا گفتگو به معنی تبادل نیست، یعنی اگر به زبان بازار حرف بزنیم، در اینجا دادوستد شکل نمی گیرد، ایران گلوبال تعبدیل به بازار مکاره ای شده است که هرکس مطاع خودش را عرضه می کند و کسی در فکر خرید یا به عبارتی "داد و ستد" نیست. ایمانهای محکم و عقاید دگم بدنبال بیرون راندن حریف از میدان و اثبات درستی خود هستند و نه در پی یافتن حقیقت، زیرا آن را پیشاپیش به تمامی در نزد خود محفوظ می دانند. به نظر من مسئله "هویت" و نگاه به هویت بحث بسیار مهمی است و باید به آن دامن زد، ولی خواهید دید که اکثریت اینجا
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
صمد گرامی،
مرکزی‌ترین مساله‌ای که من در نوشته‌ام مطرح کرده‌ام، حق خودم برای تعریف هویتم و بی‌حق بودن دیگران در تعریف این هویت بوده است.
یکی از مشکلات من در گفتگو با دوستان این است که برخی از آنها نظراتی را به من نسبت می‌دهند و سپس به رد آنها می‌پردازند که من نه در تفکر خودم و نه در نوشته‌هایم، آن نظرات را پیدا نمی‌کنم!
من هویت خودم را تنها با زبان و زادگاهم تعریف نمی‌کنم. به نظر من هویت مرا علاوه بر آنها، تاریخ و فرهنگ و عوامل دیگری هم تعیین می‌کنند. برخلاف شما، من هویتم را تنها در ربط با ایران و زبان فارسی و یا حتی آذربایجان و زبان ترکی آذربایجانی تعریف نمی‌کنم. از نظر من هویت هر کسی تنها یک بعد ندارد و می‌تواند ابعاد دیگری هم داشته باشد.
خوشبختانه زبان مازندرانی پیوندهای نزدیکی با زبان فارسی دارد و در خانواده شما هم با شما به زبان فارسی صحبت شده و شما مشکلی در مدرسه نداشته‌اید ولی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با عرض پوزش از مسئول كامنتها،
اشتباه از من بود، راستيتش من ،متن آقاي بهنام أژدر را خواندم و قصدداشتم اين نوشته را ذيل كامنت آقاي اژدر بگذارم،
لذا با اجازه شما آن متن را دوباره اينجا ميگذارم،
هرچند نمي دانم اصلا مفيد باشد يا نه، زبان امروز لق لقه دهان شده است، اراده كرده ايم چنان فراخ ،فراخ سخن بگويم، كه پيشا پيش ،جلوي هر ابهامي را گرفته باشيم، اين شونيست خطاب كردن دو طرف نسبت به همديگر أزار دهنده است،
زبان كارش انتقال انديشه است، همين،
انديشه را بيان كن به هر زبان كه تو داني، مخاطبت را پيدا خواهي كرد، هرچه مخاطب بيشتر ،انديشه تو گسترده تر،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه کامنت قبلی:
مورد دیگر : دوست عزیز ! چه کسی می‌تواند جلوی ترکی حرف زدن و آموزش زبان مادری را از شما را بگیرد.اگر دولت این امکان را از شما سلب کرده است که فرزندانتان ،در مدرسه، زبان ترکی را بیاموزید ( به جای این همه تشنج آفرینی و نفاق افکنی و ...)نهضت سواد آموزی در خانه را تشکیل دهید.این را که دولت نمی‌تواند مانع شود.
من سخت کنجکاوم بدانم که فرزندان چند تن از این هویت طلب‌های خارج کشور، می‌توانند به ترکی صحبت کنند؟ ( نوشتن ، پیشکش شان )

جناب بهنام ! به نظر من ، این صحبت‌ها به هیچ جایی نمی‌رسد. از شما هم ( با همه ی حسن نیت تان )کاری بر نمی‌آید. من به تئوری توطئه معتقد نیستم. اما ، وقتی به اوضاع فعلی خاور میانه نگاه می کنم، می‌بینم، کار چندانی از ما بساخته نیست .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب بهنام گرامی ! شما( بی هیچ اما و چرا ) مختارید ، آنگونه بیندیشید و آنگونه زندگی کنید ، که دوست دارید.این نوشته هم ، تنها ، در پاسخ به پرسش شما ( « صمد گرامی ! نمی‌دانم چرا این برداشت را از نوشته من کرده‌اید؟ ) قلمی می‌شود. من تا کنون ، سه مطلب چند صفحه‌ای ( نه در پاسخ ، بلکه ) در گفت و گو با شما نوشته‌ام و هر بار ، در آخر کار ، از نشر اش تن زدم.این یکی را هم ، تنها به احترام شما و از بابت اینکه ، سکوت من (خدای ناکرده )به بی‌اعتنایی تعبیر نشود، برای بخش اظهار نظر می‌فرستم . ( با علم به اینکه می‌دانم ، هیچ گره ای از هیچ کاری باز نمی‌کند.)
جناب ِبهنام عزیز! من ِ مازندرانی هم ، به اندازه شما ، زادگاهم را دوست دارم . ماندگاری زبانم هم ، برایم مهم است. اما( این دو ) هویت من نیستند.
تصویر مسؤل سابق کامنتها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ناصر دریادل گرامی، شما فقط یک کامنت در زیر مطلب «آذربایجان ترک نیست و بررسی نژاد ترک و پان ترکیسم» نوشته اید که درج شده است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نوشته مرا درج نكرديد،آيا موردي است ؟
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آذرگون گرامی،
آنجا که نوشته‌ام "نه ترکم، نه فارس...." زبان را مورد نظر نداشتم. در طول قرنهای متمادی هم عربها در این سرزمین بوده‌اند و هم یونانیان و هم مادها و هم ترکها و هم... بنابرین کسی نمی‌تواند ادعا کند که ترک است یا کرد یا... مگر اینکه خلوص خود را با آزمایشهای علمی به اثبات برساند!
درآمیختگی ما تنها از نظر ژنتیکی هم نبوده است بلکه زبان و فرهنگ و موسیقی و... ما هم با آنها درآمیخته است.
به این ترتیب ما از مجموعه اینها هستیم با مشخصات خاص خودمان. یعنی ما خودمان هستیم آنچنان که هستیم. من، من هستم آنچنان که هستم. و در این میان این من هستم که حق تعین هویت خودم را دارم. و در کل، این ما هستیم که – تا آنجایی که بتوانیم به عنوان یک جامعه انسانی برآمد کنیم- باهم و به عنوان مجموعه‌ای از انسانها هویت خودمان را مشخص می‌کنیم.
دیگران هم حق دارند تنها هویت خودشان را تعریف کنند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آذربایجان از سمت دو جریان ضربه می خورد یکی گذشته اذربایجان را قبول ندارد که معمولا نامشان پانترک است و عدهای دیگر اکنون اذربایجان را قبول ندارند که نامشان پان اریا است. جناب اژدر بهنام بر خلاف تصورات شما راجب خودتان که شخصی است. تاریخ اذربایجان کاملا مشخص است. ما نه فارسیم نه کرد نه ترک ما اذری هستیم و این کلمه اذربایجان قدیمیترین کلمه در جغرافیای فعلی ایران است.

زبان اذری که مطلقا هیچ اثری از ان تا به حال به دست ما نرسیده است ( البته فعلا) در نوشته اکثر تاریخدانان امده است در توضیح ان میگویند که زبانی است که کسی جز خودشان ان را نمیفهمید یعنی کردی نیست ترکی نیست فارسی هم نیست.

اما زبان فعلی اذربایجان ترکی است به احترام قدمت اذربایجان به ان اذربایجانی و یا اذری هم میگویند که با اذری قدیمی فرق دارد.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نگرش گرامی،
نوشته من پاسخ به آقای امید دانا و یا نقد ویدئوی ایشان نیست. ویدئوی ایشان تنها یکی از مطالبی است که موجب فریاد من شده است.
احتمالا شما نوشته مرا به دقت نخوانده‌اید. احتمالا ویدئوی آقای امید دانا را هم به دقت تماشا نکرده‌اید.
فریاد من علیه همه آنهایی است که به خود این اجازه را می‌دهند که برای من تعیین هویت کنند. از همه رقم آن. از حاکمان بگیرید و سیاست‌هایش تا "روشنفکران"ی که این اجازه را به خودشان می‌دهند.
ویدئوی آقای دانا هم در همین زمره است. ویدئویی که از اول تا آخرش توهین به ترکان است. شما اینها را توهین نمی‌دانید؟ خوب این هم نظر شماست. تنها خواهشی که می‌توانم از شما بکنم این است که کلاه خودتان را قاضی کنید و بگویید که اگر همین حرفها را در مورد شما می‌گفتند، آیا باز هم احساس توهین نمی‌کردید؟
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به کسی که پیام داده
و جرئت انتخاب اسم را هم ندارد:
برو جانم، برو دنبال تخمه ی کورش بگرد، شاید پیداکنی.
من انسانم و ترکم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهنام گرامی، تیتر نوشته شما درباره ویدئوی آقای امید داناست. نوشته اید: " ویدئو را تا آخر و با هزار درد و رنج می‌بینم...". پس این "ولم کنید" شما خطاب به امید دانا و کسانی چون اوست درحالیکه در این ویدئو کسی نخواسته شما را "بگیرد" که فریاد "ولم کنید" سر داده اید. همچنین نه در این ویدئو و نه از سوی ایراندوستان هرگز توهینی به آذربایجانی ها نشده بلکه همواره از این هم میهنان به نیکی یاد شده. پس درد شما چیست؟ چرا این "ولم کنید" را بر سر پانترک هایی که با پرخاش و دشنام سخن می گویند و میلیونها آذربایجانی را که می گویند ما آذری هستیم نه ترک "مانقورد" می نامند نمی کشید؟ مساله آموزش زبان مادری در آذربایجان حقی است که هیچ ایرانی با آن مخالف نیست و این حق را باید دولت بدهد نه ایرانی های تبعیدی که خودشان از کشور فراری شده اند. پس اینکه مساله آموزش زبان را در کامنت خود آورده اید ربطی به فریاد "ولم کنید"

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اژدر بهنام! ممکن است بفرمائید، کی و یا چه کسی و یا کدام سازمان و محفل سیاسی میخواهد دمکراسی را که شما میخواهید در جغرافیای موسوم به ایران پیاده بکند؟ ممکن است نامی از آنان ببرید؟ و ما را نیز روشن بفرمائید؟
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عیوض گرامی،
اشتباه نکنید! در این ستمی که بر ما می‌رود، نه زبان فارسی نقشی دارد و نه مردم فارسی زبان.این سیاست حاکمان است که با این ایده که می‌توان با یک ملت – یک زبان، تمامیت ارضی ایران را حفظ کرد، به این شیوه‌ها دست می‌زنند.
من هم با شما موافقم که اسلام نقشی اساسی در سرنوشت کشورمان داشته است و دارد و همچنان خواهد داشت. مساله به هیچوجه به چریک و توده‌ای و فرقه‌ای هم ربطی ندارد. این مشکل پیش از آنها هم وجود داشته است. این سیاست از زمان رضاشاه آغاز شده و در آن زمان هیچ یک از این جریانات وجود نداشته‌اند.
من نه مشکلی با زبان فارسی دارم و نه با مردم فارسی زبان. اتفاقا مشکل من با رژیم حاکم است که این سیاست را پیش می‌برد. متاسفانه بسیاری از سازمانهای سیاسی اپوزیسیون هم، دانسته یا ندانسته در همین راه گام برمی‌دارند. اگر این ستمها برکنده شوند، اگر هر کسی بتواند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عیوض گرامی، کامنت شما را به زیر نوشته خودم منتقل کردم تا بتوانیم در اینجا گفتگو کنیم.

سخنی کوتاه با اقای اژدربهنام. تاریخ ایرا ن همین دیروز شروع نشده است .نقش دین اسلا م و شیعه در این کشور بیشتر از زبان پارسی است.500 سال تبلیغ شیعه انقلاب اسلامی را ببار اورد .نزدیک به 100 سال انقلاب بلشویکی حزب توده و فرقه و فدائی خلق و چپ را بوجود اورد .در طول 14 قرن دین اسلام و 500 سال شیعه و 100 سال چپ ما مشگلی بنام زبان نداشتیم. هم اکنون در همه جای ایران و بویژه در اذربایجان دعای زنان و مردان به زبان عربی است.
اما حساسیت ونفرت کنونی از مردم پارس زبان وسیله است برای هدف دیگری .علت را من بیشتر در شکست خیالات عده ای چریک و توده ای و فرقه چی جستجو میکنم. من با اموزش زبان مخالفتی ندارم و امید وارم که اموزش زبان مادری قانونی شود.اما در ایران زبان دین عربی است و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
راسیسم نژادی فارس!، که بیهوده خود را به این و یا آن نژاد می چسباند، در واقع به آخر خط رسیده است. خودش نیز بخوبی میداند، که درعصر زاتئلیت و انترنت، تاریخ نویسی و جعل هویت دیگران کاربرد ندارد، و هیچ تاثیری روی ملل ایران نخواهد گذاشت. از این رو، روز به روز به اصرار و سماجت خود می افزاید، تا بر 43.000.000 نفرمردم تورک آذربایجان جنوبی، وصله ناجور "آذری" بچسبانند، تا شاید به زعم خود از این طریق، برآنان افسار آریا زده، دنبال خود بکشد. از طرفی برگوشهای خود پنبه فرو کرده است، تا صدای هولناک " هارای هاری من تورکم را " نشنود. حال لازم است به محضر جناب اژدر بهنام عرض شود، کسی که خودش نیز بدرستی از تبار خویش آگاه نیست، و یا به هر بهانه ای، در جهت کتمان آن است، دیگر از دیگران چه انتظاری دارد، که رویش اسم نگذارند؟!
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نگرش گرامی،
با وجود اینکه من از کلمه "زور" استفاده نکرده‌ام، از شما ممنونم که بحث "زور" را پیش کشیدید.
ابتدا لازم است "زور" را تعریف کنیم. اگر منظور شما از "زور" گذاشتن یک سرباز یا پلیس تفنگ به دست بر بالای سر من است، باید بگویم که چنین چیزی نبوده است. من شخصا هیچگاه چنین "زور"ی را تجربه نکرده‌ام.
ولی زور تنها این نیست. زمانی که تمامی زبان‌های کشور بجز یک زبان غیررسمی اعلام می‌شود، وقتی طرحی ارائه می‌شود تا فرزندن غیرفارسی زبان‌ها را از همان بدو تولد به شبانه‌روزی بفرستند و آنجا به زبان فارسی با آنها صحبت کنند و مانع شوند که زبان مادری‌شان را یاد بگیرند (خوشبختانه این طرح بغایت فاشیستی نتوانست اجرا شود)، وقتی از همان کلاس اول دبستان تنها به زبان فارسی به فرزندان مردم غیرفارسی زبان آموزش می‌دهند و این کودکان به دلیل عدم استفاده از زبان فارسی کتک می‌خورند و یا جریمه می‌شوند، وقتی
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
صمد گرامی،
نمی‌دانم چرا این برداشت را از نوشته من کرده‌اید ولی به نظر من همه راه‌ها به انسان و انسانیت ختم می‌شود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درود بر شما آقای اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
« من ترکیبی هستم از چندین قوم و ملت. از یونانی و گرجی و ارمنی و فارس و ماد گرفته تا کرد و عرب و بلوچ و...» ، با اینهمه، تخم دو زرده ام. چون آذربایجانی ام و هویت و زبانم ، آنقدر برایم مهم است ،که به خاطرش حاضرم تا تجزیه ایران هم پیش رَوَم .گور بابای آن مازندرانی یا آن گیلانی و …که به خاطر زبان مادری اش، علم و کُتل به پا نمی کند، سمینار راه نمی اندازد ، با بیگانه زد و بند نمی‌کند. اصلاً ، به من چه ! شاید آن‌ها زیر بُته عمل آمده‌اند و هویت ندارند!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اژدر بهنام گرامی، می توانید بفرمایید چه کسی خواسته با زور هویت فارسی به شما تحمیل کند؟ در ویدئوی آقای امید دانا هم سخنی از تحمیل هویت فارسی به کسی نیست. تا آنجایی که من می دانم این پانترک ها هستند که با "مانقورد" نامیدن آذربایجانی های میهندوست و ناسزا گفتن به آذربایجانی هایی که خود را "آذری" می دانند نه "ترک" می خواهند این هم میهنان ما را با زور هویت "ترکی" بدهند. کسی را ندیده ام که بخواهد با زور دیگران را "فارس" کند! آشکار است که هرکس باید آزاد باشد هویت فرهنگی خودش را خودش تعیین کند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از اعترافات سفارشی ات معلوم است که دچار شکاف شخصیتی و از خود بیگانگی هستی . چه نیازی است که خطاب به دیگران برای خود هویت درست کنی . با همه ادعاهایت در بین نوشته ات ریشه های نژادی مشاهده میشود . روانشناسان به این میگویند فشار گروه . چون تو خطاب به گروه پان ترک پیام میدهی که با فارس و ایرانی نیز مرزبندی داری . تزلزل شخصیت عنوان دیگر این بی اعتمادی بخود است .چه نیازی هست که تو تمام موضوعات خصوصی و شخصی ات در این صفحه مدام در انظار عموم بگذاری . در لاتین کلمه ای وجود دارد به اسم اکسیپتوئیسم . یعنی نشان دادن عریانی خود به دیگران .
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ترکهای ایران تجربه ی هزارسال اداره ی ایران را دارند و میتوانند نه تنها آذربایجان، بل در اداره ی همه ایران، به صورت دموکراتیک شرکت کرده و آن را اداره کنند. و چه بسا نقش تعیین کننده ی تاریخی خود را مثل همیشه ایفا کنند.
در ایران همه از «عناصر جسمی-فرهنگی» آمیخته اند اما با این همه آمیختگی، هر خلقی یا ملتی «هویت » خاص خود را نیز حفظ کرده است. از این رو من عضوی از خلق خود هستم با هویت مردمی خود. گرچه همه ی «هویتها و خلقها» را چون هویت و خلق خود دوست دارم. و آنها را برابر و مورد احترام میدانم.

من جسما از «عناصر مختلف منطقه ای تاریخی» پدید آمده ام و برایم مهم نیست که عمدتا جسم من از کدام « خون و ژن و جسم » تشکیل شده است. چون نژاد پرست نیستم و به «وجود نژادها » اعتقاد ندارم. همین که انسانم برایم کافی ست.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
احمد جان ممنون از شما. آنچه را که در دل داشتم نوشتم.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رازی گرامی،
من درک خودم را از "هویت" نوشتم. امیدوارم که دیگران هم درک خودشان را از هویت بنویسند تا شاید بتوانیم گفت و شنودی سازنده در این باره داشته باشیم.
منظور شما را از اینکه: "فکر می کنید چندتا کلیک می‌خورد!؟" درک می کنم. ولی امیدوارم اینگونه نباشد!
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای بهرامی گرامی،
چرا عنصر ترک آذربایجانی وجود نداشته باشد؟ به نظر من همه این عناصر وجود دارند. تنها مساله این است که هر کسی خود را چگونه تعریف می کند. شما می توانید خود را ترک آذربایجانی تعریف کنید. من هم شما را با همین هویت می پذیرم.
به نظر من تعیین هویت هر شخص، تنها در اختیار خود اوست.
هر کسی هم که بخواهد مختار است جملات مرا وارد کتاب طلایی فاشیسم بکند. من از جملاتی که نوشته ام دفاع می کنم تا وقتی که کسی خلاف آن را به من نشان دهد.
پیروز باشید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من ترکیبی هستم از چندین قوم و ملت. از یونانی و گرجی و ارمنی و فارس و ماد گرفته تا کرد و عرب و بلوچ و... زیرا در سرزمینی به دنیا آمده‌ام که محل تاخت و تاز همه آنها بوده است. خون همه آنها، فرهنگ و آداب و رسومشان و هر آنچه که داشته‌اند موجب شده که اکنون "من" با این خصوصیت وجود داشته باشم. اصلا هم برایم نه مهم است و نه باعث افتخار و یا شرم که پدر و مادر و آبا و اجدادم، به عرب وصل شود یا به مغول و یا به فارس و ماد و یا...
من همین هستم که هستم! فردی که در سرزمینی به نام ایران و در بخشی از آن به نام آذربایجان و در شهری از آن به نام اورمیه به دنیا آمده‌ام و زبانم ترکی آذربایجانی است. من نه ترکم، نه فارس، نه آذری، نه عرب و نه کرد و... و در عین حال هم ترکم، هم فارس، هم آذری، هم عرب، هم کرد و هم....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اژدر گرامی، به نظر من شما جان کلام را در مورد هویت بیان کرده‎‌اید. "هویت" در جامعه پیشامدرن (قبیله/عشیره) یک مقوله گروهی است و فرد خودش را با گروه تعریف می‌کند. در فرهنگ مدرن ولی بنیاد هویت "فرد" است. یعنی این من هستم که تعیین می‌کنم که هستم و چه هستم و خودم را به کدام فرهنگ و کدام تاریخ وابسته می‌دانم. تعیین هویت برای دیگران یکی از نمونه های بارز عشیره پرستی است: چه آن کسی که به شما می گوید شما ترک نیستید و آریایی هستید و چه آنکه به شما خرده می گیرد که چرا خودتان را ترک نمی دانید، عشیره پرستند، زیرا می خواهند هویت یک گروه را به فرد تحمیل کنند. غلبه تفکر عشیره پرستی در قرن بیست و یکم خواه نا خواه منجر به فاشیسم می شود. جواب سؤال در مورد هویت هر کسی بسیار ساده است: می خواهی هویت مرا بدانی؟ از خودم بپرس! یک نکته هم در باره دلیل درج این فیلم در ایران گلوبال: فکر می کنید چندتا کلیک می‌خورد!؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای محمد کرد دو سوال از جنابعالی ١- به نظر شما من ترک درایران میتوانم از حق آموزش به زبان مادری بهره مند شوم یا نه ؟ سوال ٢- نقش رژیم خونخوار ایران در خونریزی و کشتار انسانها در منطقه بلاخص در عراق - سوریه - یمن و لبنان و حمایتش از تروریستها و جانیان حاکم از جمله بشار اسد را چگونه توجیح میکنید .
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
«سلطنت و پان ایرانیسم» ؛ بعد از 50 و چند سال دادن امتحان خود، در بهمن 57 از «حکومت و جامعه ی ایران» حذف شد.
بقایای آن «خارج نشین» شدند. اکنون که مردم از «حکومت اسلامی ایران» ناراضی شده اند «میراثخواران سلطنت» پروژه ی
بازگشت به حکومت را دارند. اینان را چند عامل به حرکت درآورده است:
1- نارضایتی مردم از حکومت
2- رشد ناسیونالیسم فارسی در مقابل حکومت
3- رشد ناسیونالیسم محکوم ملیتها: « برابری طلبی » . « جدایی خواهی».
4- لابیگری راستهای امریکا و دوستانش.
5- «عدم وجود آلترناتیو مترقی» متحد .
6- آزادی سیاسی موجود در بین نیروهای خارج نشین.
-----
میراثخواران «سلطنت مرده » با این «دم مسیحایی» جان میگیرند و خیال «نقش آفرینی» دارند.
-----
جهان سوم جایی ست که در آن با «دم مسیحایی» مردگان زنده میشوند. اما با « تعفن خود» . این است که «محیط» را
« طاعونی» میکنند:

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اژدرعزیز اینها همه اش برای این است که فرد آذربایجانی براحتی تن به آسیمیلاسیون بدهد تا فاشیسم فارس از گسترش زبان و سرزمینش خرسند شود در این پروپاگانداها و دست و پا زدنها اگر حقیقتی وجود داشته باشد این است "هیچ شمردن شعور مردم آذربایجان "یعنی کاری که جرات نکردند در مورد کردها بکنند چونکه آنها از منطق "ولم کن" استفاده نکردند هیچ روشنفکر کردی مثل کسروی ها افشارها و. دسته ی تیشه ای نشدند که به ریشه شان ضربه بزند و هیچ موقع با فاشیسم شوخی نداشتند وزورگویی فاشیسم فارس را با زور جواب دادند نتیجه را هم میبینید که چطور ارج و قرب کردها بالاتر از ما است و برای کردها ..... ضمنا توضیح دهید چطور وقتی طبق نوشته شما عناصرکرد و فارس و ارمنی و..وجود دارند ولی امکان وجود عنصر ترک آذربایجانی نیست و آذربایجانیها باید ترکیبی از همه ی اینها باشتد؟ این جملات شما هم بی شک وارد کتاب طلایی فاشیسم خواهد شد .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان... از این فیلمهای کمدی در یوتیوب زیاد است. بهترینش , سایت « خاک و خون» بود. شونیست فارس نه به منطق وابسته است و نه به عقل. حرکت ملی آزربایجان با این افکار فاشیستی هم صیقل می بیند و هم به خواسته های خود مصمم تر میگردد. در این نقطه تاریخی است که ملت ترک آزربایجان و مخصوصآ قشر تحصیل کرده جوانان که در استادیوم ها با صدای (( هارای هارای من تورکم)) گوش این کمدین ها کر کرده است, به این نتیجه تاریخی و اشتباه بزرگ آزاد مرد « ستار خان » را پی میبرند. اشتباه ستار خان این بود که به این آقایان اعتماد کرد . و متاسفانه این اعتماد کور کورانه او بود که سرش را در این راه از دست داد. همانطور که می دانید با هزاران حیله و تزویر ایشان را به طهران فرا خواندند و بعد ترورش کردند..دوست عزیز آقای آژدر بهنام...همانطور که آگاه هستید , ما ملت ترک یکی از حساسترین لحضه ای تاریخی را
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای محمد کرد گرامی،
از شما ممنونم. به نظر من اگر بتوانیم یاد بگیریم که انسانها را همانگونه که هستند بپذیریم و به رسمیت بشناسیم، بسیاری از مشکلات ما حل می شوند. متاسفانه بسیاری از ما می خواهیم انسانها آنگونه باشند که ما می خواهیم و نه آنسان که هستند!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به این بحث گوش کنید ببینید چگونه یک آذربایجانی دشمن زبان ترکی و خواهان برچیده شدن آن از ایران است:

http://telechargement.rfi.fr.edgesuite.net/rfi/persan/audio/
modules/actu/201402/La_Table_Ronde_23_02_14.mp3

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اژدرعزیز مرسی ، شاید این زیباترین و رساترین متن کوتاهی بود که در این بازار مکاره که عده ای آگاهانه و بخشی نیز با بازیچه شدن راه انداخته اند ، خوانده ام . غرب با همکاری عربستان ، اسرائیل ، قطر و ترکیه در حال شخم زدن تمام منطقه است ، خواب های بسیاری برای مردم دراین قسمت از جهان دیده اند آنچه که کونالیزاریس وزیر خارجه جورج بوش " نویدش " را تحت عنوان خاورمیانه مدتها پیش داده بود درحال انجام است ، کشورهای پاره پاره شده ، درگیری های مذهبی ، قومی ، نژادی تقریبآ همه جا را را فراگرفته ، ایران هنوز از این فاجعه بدلایل مختلف فاصله دارد اما سازماندهندگان این بازار مکاره مدتهاست که در حال زمینه سازی هستند ، آنجا برسر زبان ترکی یا آذری جائی دیگر بر سر جداسازی بخش هائی ازکشور جائی نیز برسر شیعه و سنی و..، اژدر عزیز هشیاری بسیار میخواهد که در چنین شرایط بغرنج درست برخورد کرد و به دام نیافتاد . آفرین بر تو

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یک سوال که من هرگز جوابی برای آن نگرفته ام این است که این دوستان؟ که کار و زندگیشان را ول کرده اند و گرفتاریشان تعیین هویت برای آذربایجانیهاست، چرا ترکهای ترکیه را از این نظرات مشعشع خود محروم می گذارند و به آنها توضیح نمی دهند که ترک نیستید و به زور زبانشان ترکی شده است؟ در همان ویدئو چند عکس گذاشته شده که چهره ترکهای آسیای میانه را با چهره آذربایجانیها مقایسه می کند. همین مقایسه را می شود با استفاده از عکسهای ترکهای ترکیه انجام داد و به آنها گفت که سالیان سال در اشتباه بوده اند. پس چرا این کار انجام نمی شود؟ (به خصوص که اتفاقا در ویدئو به موضوع مهاجرت ترکان به آسیای صغیر هم اشاره می شود)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام جناب اژدر بهنام
از دشمن نباید انتظار داشت زبان وهویت ملت آزربایجان را احیا وپاس بدارد این من وشما واهالی آزربایجان هستیم که باید بفکر استقلال وتمامیت آزربایجان باشیم ودر این صورت با وجود دیکتاتور ترین حکومت در آزربایجان زبان ترکی رسمیت پیدا می کند ولی در دموکراسی ترین حکومت فارسی ایرانی باز جای شک است که به فرهنگ وزبان غنی ترکی آرزبایجان اهمیت داده شودپس باید به فکر نجات آزربایجان باشیم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-من قبلابه شماعزیزان چندین وچندباردرنوشته هاگفته بودم که برای دیگران سنگرکندن چه نتیجه ایی خواهدداشت.
گفته بودم که تفکرتمامیت خواهی جزتقویت این سوء استفاده کنندگان نتیجه ایی برای مانخواهدداشت.گفته بودم این هاتوسط استعمارگران برماحاکم شده وباخوش خیالی ازگرده ماپیاده نخواهندشد.گفته بودم این هااگردربقل دست شماباشندوباآنهاهمسنگرشویدوبرای آنهاجان هم دهیددردقیقه 90 برای منافع اتینیکی خودبه شماخیانت خواهندکرد.گفته بودم ازما برای خوددرزیرسایه حمایت پدافندتمامیت خواهی خودهابه نسل سازی درسایه مشغولند.
گفته بودم من خودنیزمثل شمادرسنگرچپ وبکل ایران فکرمیکردم ولی اینهاحتی ازتفکرمانیزسوء استفاده میکنند.گفته بودم که مادشمنی بافارس وکردوعرب وروس وارمنی وآلمانی نداریم ولی آنهادارندوعملانشان میدهند.
شمادرسنگرتمامیت خواهی به درویشان هاوداریوش آشوری .حدادعادل هادروقت سوزی کمک میکنید.نتیجه همین است.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Anonymous گرامی،
ناراحتی من از این است که به انسانها توهین می‌شود و همینطور از این که کسانی مانند آقای امید دانا و شما به خودتان حق می‌دهید که برای من هویت تعیین کنید!
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
قبل از انتشار این مطلب، منتشر کننده با من تماس گرفت و گفت با این تفکرامیددانا صد در صد مخالف است ولی از آنجا که در مدیا فارسی زبان با این تفکرنادرست برخورد نمی شود،قصد دارد آن را در ایرانگلوبال منتشر کند، منهم پذیرفتم ولی می بایست، این توضیح را بشکلی در سایت منعکس می کردم که نکردم بنابراین، انتقاد به من وارد است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اژدر تا زمانی که در ازربایجان افرادی مثل شما پیدا می شوند که ابراز هویت خویش ابا دارند و با جملات مانند : بارها نوشته‌ام که به نظر من، من ترکیبی هستم از چندین قوم و ملت. از یونانی و گرجی و ارمنی و فارس و ماد گرفته تا کرد و عرب و بلوچ و... زیرا در سرزمینی به دنیا آمده‌ام که محل تاخت و تاز همه آنها بوده است.
ویا: من نه ترکم، نه فارس، نه آذری، نه عرب و نه کرد و... و در عین حال هم ترکم، هم فارس، هم آذری، هم عرب، هم کرد و هم....
پس اژدر اقا ناراحتی تان برای چیست این اقا فقط دوز و غلظت فارسی ویا ازری ان ترکیبات فرمایشتان در بالارا زیاد نموده و ش مارا به هویت فارسی مفتخر نموده