داعش و تجاوز

علیه آپارتاید جنسیتی(عاج)
داعش با اسیر گرفتن زنان آنها را به بازارهای خود برده و بر اساس قوانین مذهبی - اسطوره ای "کنیز و اربابی"، به فروش می رساند. عمده فروش آنها نیز به جهادگران خودی است که این امر باعث تشویق جهادگران خارجی برای پیوستن به داعش و بهره بردن از نوجوانان باکره کنیز می شود.

حکومت اسلامی داعش در عراق، سوریه و برخی دیگر از کشورها پس از ربایش دختران نوجوان و زنان اقلیت ها و مخالفین، از تن آنها به عنوان مهمترین عامل جذب جهادگران خارجی استفاده می کند. این تهاجم به تن زنانه جنگ علیه بدن زنان محسوب می شود، که یک خاستگاه فکری سنتی در پس آن قرار دارد. نفرت ایدئولوژی داعش از زنان واضح ترین نمود زن ستیزی و غلبه فرهنگ مردسالاری بر انسان امروز است. اما این فرهنگ از کجا می آید؟
این خشونت جنسی، و به ویژه تجاوز و تهدید به تجاوز، است که به سلطه مردان بر زنان معنی می دهد. همه زنان از این مسئله رنج می برند، ولو اینکه قربانیان مستقیم تجاوز نباشند - زیرا همه آنها قربانیان تهدید به تجاوزند. این ترس ناشی از تهدید به تجاوز است که آنها را در انقیاد و ترس همیشگی از خطر حمله و تجاوز نگه می دارد.
برعکس، تمامی مردان از نفس تجاوز سود می برند، ولو اینکه خودشان مرتکب تجاوز نشوند - زیرا "نظام تجاوز" همه زنان را بیمناک و تابع مردان نگاه می دارد. این ترس باعث می شود تا قدرت و فرصت حضور و مشارکت زنان در اجتماع، اقتصاد، هنر، فرهنگ و سیاست کاهش یافته و زنان به منظور اجتناب از خطرات احتمالی، به ماندن در خانه و کاهش حضور در فعالیت های مختلف جامعه تن دهند.
براون میلر نظر خود را مبنی بر اینکه تجاوز جنسی درباره اعمال خشونت آمیز مردانه منفرد نیست، بلکه درباره یک نظام کنترل مردان بر زنان است با این بحث می رساند که این امر که تجاوز جنسی در حقوق جنایی یک جرم غیر عادی تعریف نشده است، به آن وضع اجتماعی و حقوقی عادی می دهد. او تاکید دارد، تجاوز جنسی درباره یک لحظه از دست دادن کنترل نیست، بلکه درباره خوی پرخاشگری مذکر و مردسالاری است.
تجاوز جنسی - همانطور که ترانه ها و فیلم های عامه پسند که مردان را قوی و سلطه گر به تصویر می کشند شهادت می دهند - درباره ساخت مردانگی در جوامع ماست. پرخاشگری مذکر که به طور اجتماعی ساخته شده نه تنها با تجاوز جنسی بلکه با پورنوگرافی خشونت آمیز و با نظامی گری پیوند دارد. جنگ مثل تجاوز جنسی بخشی از نظام مذکر کنترل بر زنان را تشکیل می دهد.
داعش با اسیر گرفتن زنان آنها را به بازارهای خود برده و بر اساس قوانین مذهبی - اسطوره ای "کنیز و اربابی"، به فروش می رساند. عمده فروش آنها نیز به جهادگران خودی است که این امر باعث تشویق جهادگران خارجی برای پیوستن به داعش و بهره بردن از نوجوانان باکره کنیز می شود. (جهادگران از نظر روانشناسی در واقع قوی نیستند بلکه برعکس، ضعیف و تحقیر شده هستند زیرا به اعمال قدرت بر زنان نیاز دارند تا خود را پرقدرت ببینند و عقده ها و حقارت های خود را بپوشانند).
در طول ایام جنگ میزان تجاوز جنسی افزایش می یابد، نه تنها به این دلیل که در زمان جنگ مردان فرصت بیشتری دارند، بلکه به این دلیل که جنگ خشونت مذکر را پرورش می دهد و ارتش از چنین خشونتی تجلیل می کند.
در طی جنگ ها در تمام طول تاریخ، فرماندهان نظامی و دولت ها از تجاوز به زنان و کودکان به عنوان ابزاری نظامی برای از بین بردن روحیه دشمن بهره گرفته اند. زن در نگاه داعش، گروه های مافیا و جنگ، جزو اشیاء است. آنها زن را به عنوان یک شی ء منبع لذت، در کنار مواد مخدر و لذت شکمی دسته بندی می کنند. آنها ارزش انسانی برای جنس مؤنث نژاد انسان قائل نیستند. در ذهن داعش، مافیا و باندهای مختلف ضد اجتماعی، زن هنوز نماد لذت جنسی است و این نماد در فرهنگ مردسالار آنها هنوز شکسته نشده است. زن در ذهن آنها به طور موجودی مستقل و پر توان و قابل اتکا به خود نگریسته نمی شود تا در جنگ بتواند فتح شود. این جنگ می خواهد جنگ اقتصادی، جنگ بر سر منافع فردی، جنگ ایدئولوژیکی یا هر جنگ دیگری باشد.
همین که ما این را به عنوان حقیقت بنیادی بپذیریم که گناه تجاوز جنسی به گردن شهوت مهار ناپذیر، غریزی، نامعقول، نیست، بلکه عملی آگاهانه، خصمانه، خشونت آمیز ناشی از انحطاط و تملک طلبی کسی که مدعی فتح است، و برای مرعوب کردن و هراس برانگیختن طراحی شده، توجه مان باید به سمت آن عناصری در فرهنگ خودمان معطوف شود که این نگرش ها را ترویج و تشویق می کنند، که برای مردان، و به ویژه مردان تأثیر پذیر جوان، که خیل تجاوزگران بالقوه را تشکیل می دهند، ایدئولوژی و دلگرمی روانی را برای ارتکاب اعمال خشونت آمیز فراهم می کنند، و در اکثر موارد بدون آگاهی از این امر که عملی خلاف اخلاق که هیچ، جرمی سزاوار کیفر مرتکب شده اند.
اسطوره تجاوزگر جنسی متهور که به تصورات نادرست از مردانگی، از اغفال کننده موفق تا مردی که (( هر وقت هر چه را که بخواهد صاحب می شود )) دامن می زند، از همان آغاز که پسران جوان در می یابند مذکر بودن یعنی دسترسی داشتن به برخی حقوق و امتیازات مرموز، از جمله حق خریدن تن یک زن، به آنها القا می شود. وقتی مردان جوان دریابند که زن ها را می توان با پول خرید، و نوع عمل جنسی ترکیب قیمت ها را در کنترل دارد، چطور ممکن است به این نتیجه نرسند که چیزی را که قابل خرید است می توان بدون تن دادن به مبادله پولی هم گرفت؟
بنابراین از ایدئولوژی تجاوز جنسی به صورت پدیده ای نیازمند توضیح، و نه به صورت یکی از واقعیت های طبیعی زندگی اجتماعی باید صحبت کرد.

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.