سايه تهديد بر طرف شده؟

كشورهاي غربي در حال بررسي دقيق تاثير اقدام‌هاي خود بر روند برنامه ‏هسته‌اي ايران هستند و احتمالا پس از آزمون تاثير مذاكره مستقيم آمريكا با ايران، گام بعدي خود را براي ‏اعمال فشار سنگين عليه جمهوري اسلامي بر خواهند داشت

 

محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران مي‌گويد كه سايه تهديد از سر ملت ايران براي هميشه برداشته شده ‏است.‏

آيا آقاي احمدي نژاد پيش از اين به وجود تهديد عليه ملت ايران باور داشته كه اكنون از برطرف شدن ‏هميشگي آنها سخن مي‌گويد؟

در اظهار نظرهاي چند سال گذشته آقاي احمدي نژاد، از اينكه وي به چيزي تحت نام تهديد عليه ملت ايران ‏باور داشته و نسبت به آن نگران بوده باشد، نشانه روشني ديده نمي‌شود اما همين كه وي در حال حاضر به ‏وجود آن تهديدها به رغم تاكيد بر بر طرف شدن آنها اذعان كرده، خود شايد گامي به پيش باشد.‏

واقعيت اين است كه همانطور كه آقاي احمدي نژاد اعلام كرده، در سال‌هاي گذشته سايه تهديد عليه ملت ايران ‏وجود داشته، اما به خلاف ارزيابي ايشان، آن تهديدها نه فقط بر طرف نشده، بخصوص براي هميشه، بلكه به ‏باور من بيش از هر زمان ديگري در سال‌هاي گذشته جدي تر و سهمگين تر شده است.‏

شايد آقاي احمدي نژاد مي‌پندارد همين كه باراك اوباما رئيس جمهور جديد آمريكا براي مذاكره بدون پيش ‏شرط با ايران اعلام آمادگي كرده است، به خودي خود نشانه رفع تهديد دائمي عليه ايران است، اما چنين ‏برداشتي از تاكتيك دولت تازه آمريكا به كلي خطاست.‏

آنچه آقاي اوباما از طريق مذاكره با ايران در پي آن است، كاملا روشن است و از قضا روزنامه كيهان هم با ‏همه كوششي كه در جهت گمراه كردن مسئولان كشور به خرج مي دهد، در اين مورد خاص از واقع بيني ‏فاصله نگرفته هر چند كه راه حل مورد نظر آن مي‌تواند براي كشور فاجعه بار باشد.‏

اما گذشته از سياست دولت آمريكا كه در صورت شكست مذاكرات احتمالي‌اش با ايران، گزينه‌هاي تشديد فشار ‏سياسي و اقتصادي و توسل به زور را همچنان در دستور كار خود دارد، آنچه در اسرائيل در جريان است، ‏نگران كننده تر به نظر مي‌رسد.‏

مسئولان و همينطور شمار بسياري از مردم ايران، همينكه بحث‌هاي علني بر سر بحران هسته‌اي ايران در ‏سطح بين‌المللي مقداري فروكش مي‌كند، بلافاصله موضوع را پايان يافته تلقي مي‌كنند، اما مرور سير بحران ‏هسته‌اي ايران نشان مي دهد كه سير اين بحران مانند هر بحران بين المللي ديگري، خالي از فراز و فرود ‏نبوده و بخصوص پس از هر دوره سكوت نسبي، بحران به صورتي تصاعدي رشد كرده است.‏

براي نمونه، حدود دو سال و نيم پيش كه شوراي حكام آژانس بين‌المللي انرژي اتمي در اجلاس فصلي‌اش بر ‏خلاف روال معمول خود قطعنامه‌اي عليه برنامه هسته‌اي ايران صادر نكرد، بسياري از ناظران موضوع را ‏مختومه دانستند، اما شوراي حكام در جلسه بعدي خود در ميان ناباوري همگان، پرونده ايران را به شوراي ‏امنيت سازمان ملل ارجاع داد و شوراي امنيت نيز قطعنامه الزم‌آوري براي تعليق غني سازي اورانيوم صادر ‏كرد.‏

اكنون نيز فضا همانگونه است. كشورهاي غربي در حال بررسي دقيق تاثير اقدام‌هاي خود بر روند برنامه ‏هسته‌اي ايران هستند و احتمالا پس از آزمون تاثير مذاكره مستقيم آمريكا با ايران، گام بعدي خود را براي ‏اعمال فشار سنگين عليه جمهوري اسلامي بر خواهند داشت.‏

اما همانطور كه گفتم آنچه اين روزها بر زبان رهبران اسرائيل جاري است، نگران كننده تر است.‏

بنيامين نتانياهو رهبر حزب ليكود كه موقعيت خوبي در انتخابات پارلماني اسرائيل به دست آورده، تمام ‏كوشش خود را بر خنثي سازي آنچه وي تهديد ايران و گروههاي متحدش در منطقه مي‌داند، متمركز كرده ‏است.‏

روساي ساير گروههاي اسرائيلي نيز در اين باره با نتانياهو همراهند و در واقع براي تاكيد هر چه شديدتر و ‏غليظ تر بر "خطر" ايران با يكديگر مسابقه گذاشته‌اند.‏

آنچه گويا برخي از استراتژيست‌هاي اسرائيلي را نسبت به آينده برنامه هسته‌اي ايران بيش از پيش هراسان ‏كرده، انتخابات رياست جمهوري خرداد ماه آينده است و از قضا اين هراس ناشي از به قدرت رسيدن دوباره ‏آقاي احمدي نژاد و يا فردي مشابه او نيست، بلكه مربوط به احتمال پيروزي يك كانديداي اصلاح طلب در ‏انتخابات است.‏

از نگاه اين دسته از استراتژيست‌ها، برنامه هسته‌اي ايران به كلي خارج از حوزه اقتدار رئيس جمهور است، ‏بنابراين يك رئيس جمهور اصلاح طلب تاثيري بر روند اين برنامه ندارد، اما با حضور خود در قدرت، اراده ‏برخي از قدرت‌هاي مردد بين‌المللي را براي فشار عليه ايران تضعيف مي كند.‏

از اين منظر، يك رئيس جمهور اصلاح طلب در واقع فضاي امن تري براي پيشبرد برنامه هسته‌اي ايران ‏ايجاد مي كند و به زعم آنان، نقطه خطر هميجاست!‏

به توجه به اين ديدگاه، احتمال اينكه اسرائيلي‌ها پيش از انتخابات خرداد آينده، براي ضربه زدن به تاسيسات ‏هسته‌اي ايران اقدامي صورت دهند، بيشتر از گذشته شده است.‏

احتمالا آمريكا و متحدان اروپايي و آسيايي‌اش با چنين حركتي از طرف اسرائيل، پيش از آزمودن همه ‏تشويق‌ها و تنبيه‌هاي غيرنظامي مخالف‌اند، اما تصور اينكه اسرائيلي ها همواره همه اقدامات خود را با آمريكا ‏هماهنگ مي‌كنند، واقع بينانه نيست.‏

ممكن است اسرائيلي‌ها بكوشند آمريكا را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند. آمريكا نيز ممكن است در مقابل ‏اين عمل انجام شده موضع بگيرد و آن را محكوم كند و درعين حال ايران را به مذاكره بر سر اين اقدام ‏‏"شرورانه" فرا بخواند و ايران نيز ممكن است هر نوع واكنشي نشان دهد...‏

خلاصه آنكه سايه تهديد بر سر ايران تمام نشده بويژه براي هميشه!‏

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.