دستگیری ریگی و ادامه دسیسه های مشکوک!

در دستگیری عبدالمالک ریگی طبق بیانیه جندالله «سرویس های اطلاعاتی غرب از جمله سیا و اطلاعات افغانستان و اطلاعات پاکستان» همکاری داشته اند و او را تحویل حکومت اسلامی ایران داده اند. در بیانیه جندالله خاطر نشان شده است که « طبق اطلاعاتی که شاخه اطلاعاتی جنبش بدان دست یافته است سرویس های اطلاعاتی غرب در دستگیری رهبر جنبش همکاری بسیار زیادی از جمله کنترل خط های ماهواره ای و همچنین استفاده از هواپیماهای جاسوسی و ... داشته اند[امری] که نشان می دهد امریکا و غرب...

سخنی کوتاه در نتایج اتکاء به بیگانگان

و پیروی از طرح های شوم آنان

در دستگیری عبدالمالک ریگی طبق بیانیه جندالله «سرویس های اطلاعاتی غرب از جمله سیا و اطلاعات افغانستان و اطلاعات پاکستان» همکاری داشته اند و او را تحویل حکومت اسلامی ایران داده اند. در بیانیه جندالله خاطر نشان شده است که « طبق اطلاعاتی که شاخه اطلاعاتی جنبش بدان دست یافته است سرویس های اطلاعاتی غرب در دستگیری رهبر جنبش همکاری بسیار زیادی از جمله کنترل خط های ماهواره ای و همچنین استفاده از هواپیماهای جاسوسی و ... داشته اند[امری] که نشان می دهد امریکا و غرب نزدیک ترین ارتباط ها را با رژیم ایران دارند به صورتی که رژیم تهران نمی تواند همکاری سرویس های اطلاعاتی کشورهای غرب را انکار نماید تا آنجائی که وزیر اطلاعات در کنفرانس خبری به همکاری یک سرویس اطلاعاتی در این باره اذعان نمود و تمامی اطلاعاتش را به نقل از یک سرویس اطلاعاتی بیگانه ارائه داد.»

ریگی باید می دانست که با جیره خواری و دخالت و اتکاء به بیگانگان در امور سیاسی نمی توان به آزادی و دموکراسی که مدعی هواداری از آن بود، رسید. دستگیری ریگی می تواند زنگ خطری برای افراد و سازمانهایی باشد که قصد دارند با کمک خارجی ها درایران به آزادی و دموکراسی نایل گردند، یا تحت این عناوین افکار جدایی طلبانه را در کشور ترویج دهند.

در صد سال گذشته، يكي از شگرد های قدرتهاي خارجي در جهت دست یافتن به منافع خود بازي كردن با فعالان سياسي و روشنفكران ايراني بوده و مي باشد. برخي از گروه ها و افراد "سياسي" بجاي پا فشاري بر استقلال، تمامیت ارضی و آزادي ايران كه سه عنصر تفكيك ناپذير براي ايجاد جامعه دمكراتيك و آزاد ايران مي باشد با يك اشارهً برخی از كشورهای خارجي خود را مي بازند. این عناصر غیر دموکرات تصور می کنند با استفاده ازهر وسیله و ازهرتریبونی می توان مطالبات دمكراسي خواهانه مردم ايران را منعکس ساخت، غافل از اینکه اثر و وسیله برهدف را نمی توان نادیده گرفت و رابطه ی میان این دو عنصر است که بسیاری از آنان را دانسته یا ندانسته به آلت اجرای مقاصد قدرت های بیگانه تبدیل می سازد.

در ظاهر چنین می نماید که گویا جیره خواران سیا می پندارند که شرکت مقامات غربی در جلسات آنان(یا به عکس) از راه دلسوزي به حال ملت ايران می باشد، حال آنکه قدرت های بیگانه هنگامی که افراد و گروهک هایی را که نه پایگاهی در جامعه ی خود دارند و سازمانی که مورد اقبال بخشی از آن جامعه باشد، زیر چتر حمایت می گیرند، از همان لحظه آنان را که تکیه گاه دیگری ندارند عملأ به مهره ای برای بازی های کوچک و بزرگ خود تبدیل کرده اند، بازی هایی که منافع ملت ایران در آنها کمترین محلی از اِعراب ندارد. به عبارت دیگر این استقبال از آنان برای "همکاری" از نياز آنان به دخالت در سرنوشت ما، دست یافتن به ثروت های ملی کشور ما و نفوذ در میان نيروهاي سياسي و روشنفكري آن ناشي مي شود.

بسیاری از قدرت های غربی براي فروش سياست هاي نو استعماري خود محتاجند تا خود را هوا خواه دمكراسي و نيروهاي سياسي مدعی آزادیخواهی دركشورهايي مثل ايران نشان دهند. در همين راستا در دو سه سال گذشته ماموران سیا براي تماس با فعالان ايراني فعاليت چشم گيري داشته اند.

دقيقاْ يكي از مشكلات اساسي كشور ما همين است كه از بیش از یک قرن پیش به این سو بيگانگان بازي كردن با فعالان سياسي و برخی از روشنفكران کشور را به صورت یکی از مؤثرترین راه های نیل به مقاصد و منافع خود مورد استفاده قرارداده اند. بدبختانه در این یک قرن كم نبوده اند ايرانياني كه به جیره خواری بيگانگان تن درداده بوده اند و برای هموطنان خود دیکتاتوری، زندان، شکنجه، گلوله و هلاکت به ارمغان آورده اند.

امروز بخش مهمی از هواداران دیکتاتوری گذشته که خود را با عنوان سلطنت طلب یا عنوان کاذب مشروطه خواه معرفی می کنند، همزمان با پاسداران و گروگان گيرهاي ديروزجمهوری اسلامی همه و همه حق خود مي دانند که با سرویس های سری بیگانگان تماس گیرند، با مآًموران بین المللی اسرائیلی و آمريكائي نشست و بر خاست كنند و با استفاده از کمک و پشتیبانی آنان دانسته و ندانسته بسیاری از منافع اساسی ایران را در محراب این "همکاری" هایی که، به علت عدم توازن و تناسب توانایی های دو طرف، ناچار نامتقارن است، قربانی نمايند. بیگانگانی كه هر كجا صداي آزاديخواهانه و استقلال طلبانه اي بلند شده به دست خود یا عمال بومی شان به خاك و خون كشيده شده است.

برکمتر کسی از آگاهان سیاسی پوشیده است که سرویس های سری آمریکا به بسیاری از مخالفان و "روشنفکران" ایرانی در کشورهای مختلف جهان، منجمله در خود آمریکا، از مجراهای مستقیم و غیر مستقیم کمک مالی می‌کنند. بعضی از این "روشنفکران" از دیرباز، به طور مستقیم و آگاهانه از”سیا” حقوق دریافت می‌کنند، و در دهه های اخیر بر شمار این گروه افزوده شده است.

چگونه ميسر است افراد و گروههاي سياسي كه خود را آزادیخواه و ميهن پرست مي دانند و درد آزادي و استقلال ايران را دارند از كمك های مالي دولت هايی استفاده نمايند كه سالها معاملات آشكار و پنهان با نظام های دیکتاتوری ايران داشته اند و درصورتی که شرایط مساعد باشد، از قصد حمله به ميهن ما نیز که اسرائیل علنأ از آن سخن می گوید، روگردان نخواهند بود.

جدیدترین ترفند و برنامه ی این عناصر ضد ملی که قبلا نیز می خواستند با کمک کـِنـِت تیمرمن «دولت سایه» برای ایران تشکیل دهند، نفوذ در سازمانهای ملیون و تشکیل جبهه ملی کاذب بوده که هم اکنون سایت های متعددی به نام آن کار می کنند؛ و حال نیز بوی آن به مشام می رسد که در کنار این عمل راهزنانه، گویا قصد به راه انداختن یک « نهضت مقاومت ملی ایران» در هفته ها و ماه های آینده را، که در سایت جدیدالتاًسیسی طرح آن را به میان کشیده اند، نیز دارند؛ برنامه ای که ازهم اکنون برای اجرای آن مخفیانه اقدام به تماس با عده ای از ایرانیان مقیم خارج هم کرده اند.

هرچند نیروهای اصیل ملی به دام اینگونه برنامه ها نمی افتند، معذلک باید بیدار بود و در افشاگری چنین دسیسه هایی که خيانت به ايران و ايراني محسوب می شود، از هیچ کوششی فروگذارنکرد.

دکتر پرویز داورپناه

۶ اسفند ۱۳۸۸ برابر ۲۵ فوریه ۲۰۱۰

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.