ایام مبارک قدر و بشکن بشکن اسلامی

تسلیم نامه ی ژنو، راهنمای عمل لوزان، در وین آخرین مرحله ی خود را می‌گذراند. در هر حال چه امضا شود و چه به تعویق و تعطیل بیافتد یک بازنده ی قطعی دارد و آن هم مقام معظم رهبری است و در این ماه مقدس باید دعا بخواند

 

 

در باب معجزات

حیف است ندانیم که هفتاد و شش سال پیش در چنین روزهایی مشهد مقدس آرامگاه ثامن‌الائمه شاهد یکی از معجزات عدیم‌النظیر تاریخ اسلام بود. محل وقوع این واقعه محیر‌العقول منزل حضرت حجت‌‌الاسلام والمسلمین حاج سید جواد حسینی خامنه‌ای والد معظم مقام معظم رهبری است. گواهش شاهد یعنی حکایت دارد که روز ۲۴ تیرماه ۱۳۱۸ در خانه آن حجت‌الاسلام کودکی پا به جهان گذاشت و چشم به جهان گشود که در لحظه جداشدن از بدن والده معظمه و محترمه‌اش فریاد کشید یا علی و قابله بدون هیچ  اعجاب و تأملی پاسخ او را داد که : علی نگهدارت. نگارنده یقین دارد که به یمن مبارک این نوزاد کره ارض سر غرور بر افلاک کشید. کهکشان‌ها شاهد فخرفروشی زمین بر زمان و مکان شدند.

امیدوارم خوانندگان این سطور نگارنده را متهم به جعل اکاذیب ، مزدوری مستکبرین، وابستگی به امپریالیزم جهانخوار، صهیونیزم اشغالگر و نوکری ابن سعود نکنند. زحمت بکشند و شش دقیقه اوقات شریف و گرانبهای خود را صرف کشف حقایق کنند. به فرمایشات راوی مسلمانان شیعه اثنی عشری و ذوب در مقام معظم ولایت حضرت آیت‌العظمی سعیدی، امام جمعه قم، شهر خون و قیام و متولی آستان مقدس حضرت معصومه (ع) گوش فرادهند. باشد که نظیر عاشقان راه حزب‌‌الله و جانبازان راه مقدس ولایت از شک کفرآمیز خود به اعتقادی شگفت‌انگیز رهنمون شوند. آمین یا رب‌‌العالمین.

www.youtube.com/watch?v=3w_VocORRPg

 

استمرار اعجاز

اجازه میخواهم زحمت افزا نشوم. خواننده را دعوت می‌کنم که زندگی نامه آن سید‌ جلیل‌القدر که اولین نفس متبرک او بر زمین مزین به نام مبارک علی بود را بخوانند.

از تحصیلات معظم‌له در مشهد، نجف و قم، شاگردی او نزد امام راحل و به زندان و تبعید رفتن‌های ایشان بعد از ۱۵ خرداد تا شب انقلاب، عضویت در شورای انقلاب و عروج به مسند امامت جمعه تهران که هر دو به توصیه هاشمی رفسنجانی و آیت‌‌الله منتظری انجام شد. تصدی معاونت وزارت دفاع در کابینه موقت شورای انقلاب ، حضور در رهبری حزب جمهوری اسلامی و جامعه روحانیت مبارز، سرپرستی سپاه پاسداران، نمایندگی مردم تهران در مجلس اسلامی، نمایندگی امام در شورای عالی دفاع ، آسیب دائمی دیدن طی عملیات بمب‌گذاری فرقان در مسجد ابوذر تهران در ۶ تیر ۱۳۶۰ که البته باعث شد فردای آن روز به عملیات ۷ تیر دچار نشوند.

همین شهید زنده بودن راه را باز کرد تا پس از شهید کامل شدن رجایی دومین رئیس جمهور اسلامی، حضرت رهبر عالیقدر جانباز پنجاه درصدی، با بیش از ۱۶ میلیون رای و البته تنفیذ امام بر مسند عالی ریاست جمهوری اسلامی برسند و دوباره هم برگزیده شوند. البته فراموش نکنیم که حضرتش مسئولیت مناسب افتخارآمیز گوناگون مثل ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی، ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، ریاست شورای بازنگری قانون اساسی ووو را به امر امام بر عهده داشتند و بالاخره چون آسید احمد خمینی شهادت دادند که «آقا» حضرتش را برای رهبری مناسب می دانستند به همت پیش کسوت قدیمی و یار غارشان حضرت آیت‌آلله رفسنجانی معروف به «اکبرشاه» مجلس خبرگان رهبری کشف کردند که رهبر عالیقدر جدید همان کودکی هستند که از تن مادر جدا نشده یا علی می‌گفتند. از روز ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ تا امروز بیست و شش سال و یکماه و دو روز است که حضرت آیت آلله العظمی سیدعلی حسینی خامنه‌ای رهبر عالیقدر مسلمانان جهان، امام امت، ولی امر، فقیه عادل، رهبر انقلاب اسلامی و بالاخص مسند ولایت مطلقه امر را بر عهده دارند. آخر آدم اگر مسلمان ، شیعه انثی‌ عشری، عادل و آگاه باشد می‌تواند چشم بر استمرار این همه معجزات ببندد؟

چشم مست، شکستن دل، سبو و خم می

تیرماه است و ماه شکستن اسلام ناب محمدی ولایت فقیهی. در هفته دوم تیرماه ۱۳۶۰ دست راست رهبر امروز کاملاً از کار افتاده بود که خطاب اما خمینی مرقوم فرمودند.

شکست اگر دل من به فدای چشم مستت

سرخم می سلامت شکند اگر سبویی

در مصرع اول دل می‌شکند اما این در راه چشم مست معشوق یا معشوقه هدیه و فدیه است.

اما با مصرع دوم پای خم و می سبوی شکسته به میان کشیده می‌شود که شدیداً «اسلامی» است. البته استعاره، کنایه در شعر و ادب اشکالی ندارد. در امور شرعیه هم کسی صاحل تر از رهبر فعالی انقلاب درباب وجوب یا حرمت توسل به چشم مست، خم می و سبو برای بیان عواطف وجود ندارد و الضرورات تبیح المحظورات. توجه داشته باشیم که حضرتش هم در شورای عالی فرهنگ و هم در شورای عالی تشخیص ملحت نظام ریاست داشتند. بهتر از ما غرب زده ها واجب، حرام، مکروه و ضروری را می‌شناسند.

بشکن بشکنه، بشکن....

وقتی وزیر امورخارجه آمریکا در شهر لوزان ضمن دوچرخه سواری دچار حادثه شد و پایش شکست سایت‌‌های سپاه پاسداران آن را نتیجه زد و خورد نمایندگان القاعده با آقای جان کری ضمن مذاکرات مخفی و محرمانه در لوزان اعلام کردند.

دست راست از کار افتاده رهبر عالیقدر نردبام ترقی او شد و پای شکسته جان کری دستاویز شایعه پراکنی‌های مضحک سپاه پاسداران.

در حالی که سپاه پاسداران در تحلیل منتشر شده در بلندگوی خودی یعنی خبرگزاری فارس اعلام می‌کند که در مورد «بازدید از مراکز نظامی بهتر است چنین توافقی به تهران آورده نشود.» ۱۳ تیر همان روز آیت‌الله امامی کاشانی در نماز جمعه تهران از مردم می‌خواهد از کفار نترسند و از «عزت ملت ایران» در مذاکرات دفاع کنند. همزمان رئیس شورای ایرانیان آمریکا تریتا پارسی مراقب است که عزت ملت ایران در قرارداد نشکند و « بدون حفظ عزت ایرانیان معامله با این کشور غیرممکن است» و البته مرز شکنی می‌کند و به تهدید مستقیم می‌پردازد که «اگر مذاکرات شکست بخورد خاورماینه بهای سنگینی خواهد پرداخت.»

رهبر معظم انقلاب ظاهراً سخت بیمار است وبی اقتدار. سپاه پاسداران حکم دادگاه نظامی را مبتنی بر اجرای دستور ممنوعیت ادامه ساختمان بدون مجوز را می‌گذارد لب کوزه تا صادر کننده حکم آبش را بخورد. قانون و قوه قضاییه را آشکارا می‌شکند و می‌زند کنار.

شورای نگهبان هم که در تصمیم خود ماده ۴۸ قانون دادرسی کیفری تقدیمی قوه قضاییه رژیم به مجلس را که مخالف قانون اساسی تشخیص داده بود را می‌شکند. تا یک هفته بعد طیب و طاهر از خم شورای نگهبان خارج و به معرکه محاکم اسلامی می‌فرستد. در حالیکه خود آنرا خلاف اصل ۳۵ قانون اساسی همین رژیم اعلام کرده بود و در این باره بین ده‌ها هزار وکیل و معرفی کنندگان آن‌ها در کانون‌های وکلای ایران اتفاق نظر وجود دارد.

شورای نگهبان قانون اساسی همین رژیم اصول آن را می‌شکند تا حق انتخاب آزادانه وکیل را از مخالفان خود سلب کند.

محسن رضایی هم می‌گوید که «مذاکرات سیزده سال است ادامه دارد.... راه برگشتی به جز مذاکره وجود ندارد...» ۹ تیر ماه و رحیم صفوی روز قبل خبر می‌داد که «جمهوری اسلامی در حال عبور از یک پیچ تاریخی است....» و رفسنجانی تاکید می‌کند که «ملت جهادگران دیپلماتیک را تنها نمی‌گذارد....» ۱۱ تیرماه و سه روز بعد هم تأکید می‌کند که «در حال حاضر آیت‌الله خامنه‌ای در ایران جایگزینی ندارد.» همزمان دلواپس‌ها چوب لای چرخ می‌گذارند و مرزها را طبق مقررات معموله در جمهوری مقدس ولایت فقیه می‌شکند.... حجت‌الاسلام ‌والمسلمین حمید رسایی نماینده مجلس شورای اسلامی که به حبس و شلاق به دلیل توهین به مقدسات و تخلفات مالی در دادگاه ویژه روحانیت محکوم شده است، نیاز به معرفی ندارد. معروف خاص و عام ، مورد حمایت بیت‌ معظم رهبری و مأمور مالیدن دماغ رفسنجانی به خاک است. زحمت زیادی می‌کشد از جمله اقدام او در بردن طومار ۱۱۰ وکیل مجلس به دادگاه مهدی هاشمی پسر رفسنجانی برای طرح درخواست محاکمه علنی متهم را می‌توان بر شمرد. این نوچه سرشناس رهبر لابد می ‌داند و خوانده است که معظم له هفته قبل اعضای تیم مذاکرات هسته‌آی را «امین، غیور، شجاع و متدین....» خوانده، در عین حال از دور گوش آن‌ها را می کشد که در مورد بازدید «از مراکز هسته‌ای بهتر است چنین توافقی به تهران آورده نشود» ۱۲ تیر. دنده عقب می‌‌گیرد و بر می‌گردد و به خط قرمز‌های رهبر در سوم تیرماه که همزمان بود با تصویب قانون «حفظ دستاوردهای هسته‌‌ای» در مجلس اسلامی ، سخنگوی دولت، نوبخت آنرا مخالف اصل ۱۷۶ قانون اساسی اعلام کرد زیرا این امر را در حوزه صلاحیت شورای عالی امنیت ملی می‌دانست نه قوه مققنه و قضاییه ۲ تیرماه. البته شورای نگهبان مهر اسلامیت را از این قانون دریغ نکرد و فورا آن را به این قانون اهدا کرد. البته رد گم کردن‌های رهبر، گردوخاک راه‌انداختن‌ها در رابطه شدیداً متغیر اتحاد و انتقاد با دولت اسلامی و روحانی سخت گمراه کننده است. نمونه آن مقاله حجت‌الاسلام رسایی است که «در توافق پیش رو غیرت یا بی غیرتی، کدام امضا می‌‌شود؟» مژده می‌ٔهد که «دستی را که پای توافق بد و ذلیلانه که خطوط قرمز رهبری معظم انقلاب در آن نقض شده را امضا کند یا چنین توافقی را برای ارائه به امام خامنه‌ای به ایران بیاورد می‌شکنیم.» ۱۳ تیر

امن یجیب مضطر اذا دعا و ....

نگارنده از حیث سن،‌قد و به ویژه زر و زور با رهبر معظم انقلاب قابل مقایسه نیست و حریف او نمی‌‌تواند باشد. رفاقتی هم با او ندارد. آشتی ناپذیر است. به هیچ بهانه‌ای تا امروز به عنانوین «حقیر» ، «فدوی» به آن والامقام سلامی نگفته و تاکنون به رذالت و شناعت و دنائت مبتلا نشده که درخواستی از او بنمایید. اگر گاهی در مقاله‌‌ای مخاطب من بوده است از باب شرایط رقت‌انگیز حیات اخلاقی و بازکردن راه اجرای عدالت با ملاک‌‌های ملل متمدن برای او و همدستانش بوده است تا قساوت «بند از بند کشیدن» اسلامی در حق کسی از جمله او اجرا نشود. مثل سه مقاله زیر

مقاله‌های

آسید علی ذهب ‌‌الدوله بالبوله

http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-63930.html

آسید علی به قرآن کودتا شده

http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-59631.html

آسیدعلی مواظب سلامتی خود باشید

http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-59422.html

نگارنده نه برادر خونی حضرت رهبر است و نه برادر دینی او. ولی منقول است از امام جعفر صادق که «احب‌‌ اخوانی من اهدی عیوبی» بهترین برادرانم آنانی هستند که عیوب مرا به من هدیه می‌کنند.( می گویند)

صاحب این قلم در این فرصت قصد امر به معروف و نهی از منکر ندارد. کار من نیست که لاهوتی نیستم و ناسوتی‌ام. اما با توجه به توصیه مقام رهبری به عبارات ویژه شب قدر می‌خواهم بدون مطالبه حق المشاوره وتبرعاً بنویسم که تسلیم نامه ژنو، راهنمای عمل لوزان در وین آخرین مرحله خود را می‌گذراند. در هر حال چه امضا شود و چه به تعویق و تعطیل بیافتد یک بازنده قطعی دارد و آن هم مقام معظم رهبری است و در این ماه مقدس باید دعا بخواند.

رهبر در ماه مقدس تیر علی گویان به جهان آمدند . در همین ماه شهید زنده شدند. امسال روز قدس و عیدفطر در همین ماه است. می‌داند که آدم مضطر از مناسبت‌ها و فرصت شب قدر بهره می‌گیرد و رو به قبله قران می خواند «امن یجیب مضطر اذا دعا و یکشف‌السو» . کیست زمانی که مضطر به او رو می‌آورد گرفتاری را بر طرف می‌‌کند؟ تا خود را از بشکن بشکن اسلامی نجات دهد.

محمدرضا روحانی

۱۶ تیر ۱۳۹۴

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
روزی مردی شکایت به شیخی برد و گفت: مشگلی دارم. شیخ با لبخند گفت: چیست؟ مرد گفت: دخترم در بسیج شما آبستنه...! شیخ پرسید: دخترچند سالشه؟ مرد گفت: چهارده. شیخ گفت: چرا شادی نمی کنی...؟ مرد با اخم پرسید: به نطفه حرام...؟ شیخ گفت: حرام چیه...؟ مرد بر آشفت: مگه خبر داری...؟ شیخ گفت: صیغه اش رو خوانده ام!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
روزی دختری با سینه های آتشین، در خیابان خمینی زیر ضرب و شتم پاسدار آدمکشی از شدت درد و شکنجه ضجه میکشید: آ...ه ! آ...ه! نکن سوختم! پاسدار در حالیکه از گیسوی او گرفته دنبال خود میکشید، با صدای بلند میگفت: از عشق من که نه...! دختر درجوابش گفت: ولم کن بگم. پاسدار او را رها کرد. گفت: بگو! دختر با ترس و لرز گفت: نمره ام؟ در این حال پاسدار خطاب به همکارش که مشغول شکنجه دختران دیگری بود، گفت: اینجا Okey همه چی!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فراخوان: یکی از علل شرکت انبوه جوانان در تظاهرات تهران، در زمان خمینی، شرکت انبوه دختران دم بخت چادری بود. و جوانان به عشق دختران، خود را به صف انبوه تظاهرات میزدند، و خمینی با آگاهی از قدرت جاذبه جنسی، و استفاده از این شیوه، جوانان مردم را به خیابان می ریخت. بهتر است که سازمانهای نیمه جان سراسری، که جل و پلاسشان بدست باد سرنوشت سپرده اند، از شیوه های خمینی استفاده ببرند. و مردم را به اتحاد و اتفاق فرا خوانند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یکی از دانشگاه های که آقای خامنه ای در آنجا تحصیل میکرد, دانشگاه ( پاتریس لومبا ) در مسکو بود. لطفآ به لینک پائینی توجه بفرمائید.
https://www.youtube.com/watch?v=bN_oEJEp9Ro