زنان از دید محمد پیامبر اسلام و بیان احادیث او درباره آنها (بخش 5)

مقاله پنجم را با این جمله از یکی از فرزندان عزیز و هم میهنم و اهل مطالعه آغاز می کنم که بعد ازخواندن چهار بخش قبلی زنان ازدید پیامبر اسلام و احادیث او درباره آنها، برایم به شرح زیر نوشته است. "استاد، یکی از دردهای جامعه ما، نخواندن و زود اظهارنظر کردن و یا توجیه گری درباره هر موضوعی است. بعلاوه تیتر و مقام فردی در جامعه برای این آدمها نقش زیادی دارد. بهمین دلیل اغلب ازآئینی که هیچ اعتقادی به آن ندارند، بدون مطالعه و بدون اساس وپایه دفاع می کنند.

مقاله پنجم را با این جمله از یکی از فرزندان عزیز و هم میهنم و اهل مطالعه آغاز می کنم که بعد ازخواندن چهار بخش قبلی زنان ازدید پیامبر اسلام و احادیث او درباره آنها، برایم به شرح زیر نوشته است. "استاد، یکی از دردهای جامعه ما، نخواندن و زود اظهارنظر کردن و یا توجیه گری درباره هر موضوعی است. بعلاوه تیتر و مقام فردی در جامعه برای این آدمها نقش زیادی دارد. بهمین دلیل اغلب ازآئینی که هیچ اعتقادی به آن ندارند، بدون مطالعه و بدون اساس وپایه دفاع می کنند. هنگامی که خیلی دوستانه فقط سئوال می کنید که آیا قرآن مجید را خوانده اید و می دانید در مورد زنان چه چیزهائی از قول خداوند نوشته شده که ازآن باشدت دفاع می کنید؟ درپاسخ، اگر زن باشد، بدون آنکه بپرسش فردپاسخ دهد، بلا فاصله می گوید: شما ضدزن و ضددین هستید وقصاص قبل ازقضاوت می کنید. او گوید هیچ حرفی باشما ندارم! وکوتاه می آید. اگر مرد باشد ومنافع خاصی را دنبال کند، دست به توجیه گریهائی می زند و برمبنای شنیده ها، نه مطالعه، چیزهای تکراری می گوید. بنا بر این بیش از 90 در صد این باور مندان یا کتاب مقدس را نخوانده اند و فقط شنیده اند و یا خوانده اند اما نفهمیده اند وبنا به رسم خانوادگی وعادتی پذیرفته اند". من بایدبه گفته ی این هم میهن عزیز اضافه کنم، احتمالا خوبهم فهمیده اند، اما قصدا به توجیه گری دست می زنند. به نظر من آنهارا باید با صبر وحوصله و با سند قانع کرد و یا اگر مرغ آنها فقط یک پا دارد، خیلی دوستانه کوتاه آمد. لذا این دسته از آدمها برای جامعه خطرناک هستند و در جوامع نا آگاه تأثیر بد می گذارند وقبل ازهر چیز، باید آنهارا افشاء کرد و گذاشت مردم خود درباره آنها قضاوت کنند. قصد ازنوشتن این مقاله ها آگاهی دادن بیشتربه باورمندان اسلام است و شکستن ترس آنها. زیرا تا آنجاکه من با تجربه و عینا، فراوان دیده ام. مثلا همینکه نام قرآن را بیاورید و اگر موجود باشد به آن دست بزنید لرزه به اندام برخی ازآدمهای خوش باور و ساده می افتد و زود آن را از ترس می بوسند! در صورتی که آن کتاب چیزی نیست جز یک مشت کاغذ که مطالب ضد و نقیض و تهدید آمیز در آن نگاشته شده اند. اول، باید این انسانها را به مطالعه تشویق کرد که این خود نیمی از ترس را از بین می برد و دوم، درک محتوای آن است. همینکه بفهمند چه در آن نوشته شده است، دیگر بهیچ وجه آن را نمی بوسند و در پارچه سبز هم نمی پیچندش. کوشش من در همین راه است که ترس همه ی باور مندان شکسته شود و بی جهت چیزی را مقدس و معجزه آسا ندانند که نه مقدس است و نه معجزه آسا است! من هیچ اعتقادی به "معجزه و تقدس"! ندارم اما اگر تقدسی باشد، برای من انسانیت مقدس است، دروغ نگفتن مقدس است، به فکر نیرنگ و تزویر نبودن وحقه بازی نکردن وکلاه سر دگری نگذاشتن مقدس است. آرزو دارم از طریق صلح آمیز، این مقاله ها اثری مثبت در جامعه داشته باشد. در خواندن بخش چهارم ضمن نوشتن برخی نامه ها، تلفن های چندی نیز بمن شد آنهم کسانی که مرا می شناختند وتلفنم را داشتند. بهرحال عزیزان می بخشند، اگر کمی درنوشتن بخش پنجم تأخیر دارم. آن به دو دلیل است یکم کلی مطلب در این باره نوشته بودم که فایلش گم شده و هر چه با تکنیک ضعیفم دنبالش گشتم آن را نیافتم، احتمالا اتوماتیک پاک شده. لذا مجبورم از نو بنویسم. دوم نقدی نوشتم، بر مطالب احساسات برانگیز از فردی می شود گفت تاپوست و استخوان برتری طلب و ناسیونالیست و اگر آگاه بر نوشته خود باشد، بسی عوام فریب، درباره واژه ی "فدرالیسم" نگاشته بود. بعلاوه این دلایل تأخیرم درنوشتن، مسافرتی کوتاه نیز به یکی از کشورهای اسکاندیناوی بود که باعث تأخیر ادامه این مقالات شد. اکنون بر گردیم به اصل موضوع که همان زنان از دید پیامبر اسلام است:

در حدیث 1242 صفحه 408 نهج الفصاحه آمده است: "سه چیز است مایه خوشبختی است و سه چیز مایه بدبختی است آنچه مایه خوشبختی است زن پارسائیست که دیدارش ترا مسرور سازد و از او غایب شوی و ویرا برعفت خویش و مال خود امین دانی و مرکب راهوار که ترا به مقصد رساند و خانه ایکه وسیع باشد و جای فراوان داشته باشد، و سه چیز که مایه بدبختی است زنی است که دیدارش ترا دلگیر سازد و با تو زبان درازی کند و اگر از او غایب شوی ویرا بر عفت خویش و مال خود امین ندانی و مرکب کند رفتار که اگر اورا بزنی

ترا برنج اندر آرد و اگر بحال خود گذاری ترا بمقصد نرساند و خانه کوچک که جای کم داشته باشد". خوب این پیامبر بزرگوار چگونه درباره زنان می اندیشیده می گذریم، اما چیزی که برای هرکسی عیان است حسد او نسبت به دیگران واعتماد نکردن به زنان بوده. انسان از خود می پرسد اگر واقعا ضد زن نبوده، پس چرا همین مثال را درباره مردان نگفته است؟ مردان هم مخلوق خدا هستند، مگرنه؟ شما درهیچ جای نهج الفصاحه پیامبر نمی بینید چیزی خطاب بمردان دراین باره گفته باشد. یعنی مرد خوب که ترامسرور گرداند و مرد بد که بخود امین نباشد! بهرحال تا اینجا که من نهج الفصاحه راورق زده ام پر است از احادیث ضد زن، اما یک حدیث ضد مرد نه! من واقعا در تعجبم که برخی از زنان هنوز هم به اصول دین اسلام پایبند اند. احتمالا نباید از آنها گرفت. عادت است و آنها بنا به رسم و رسومات خانواده وعادت دایم پذیرفته اند. اما دررابطه بابوی خوش که پیامبراسلام، برای زنان ممنوع کرده است و اگر زنی بوی خوش دهد و برگروهی بگذرد، زناکار بحساب آید. درهمین کتاب نهج الفصاحه حدیث 1256 صفحه 414 که درتضاد با حدیث 1019 است و گوید: "هرزنی عطر بزند وبیرون رود و برگروهی بگذرد که بوی اورا دریابند زناکاراست و هردیده ی زناکار است". این حدیث با این یکی که می گوید: "سه چیز است که بر هرمسلمانی لازم است غسل جمعه ومسواک و استعمال بوی خوش". علاوه بر اینها دقیق دراین باره نیز در احادیث 177 و 188سر زنش کرده زنانی را که عطر می زنند و بوی خوش دارند. اینجا نگفته است فقط مردان، گفته است  هر مسلمانی. ما زن مسلمان هم داریم! درحدیث 177 صفحه 188 می خوانیم: "اگر زنی خود را معطر کند و بر مردمی بگذرد که بوی او را در یابند زناکار است". و یا در حدیث 188 صفحه 190 آورده شده: "وقتی زنی برای کسی جز شوهر خود بوی خوش بکار برد مایه ی آتش و عار است". مسلمانان عزیز، شما با این مطالب توجیه ناپذیر چکار می کنید؟! آیا راه در روی دیده می شود؟

یک حدیث جالب در اینجا می آورم که ربطی به زنان ندارد، بلکه به کافران مربوط می شود. حدیث 1264 صفحه 416 می گوید: "سه چیزاست که هیچکس بترک آن مجاز نیست، نیکی با پدر و مادر مسلمان باشند یا کافر وفای بعهد برای مسلمان یا کافر و رد امانت مسلمان یا کافر". این کاملا درست است وهیچ تردیدی درآن وجود ندارد. اینکه برخی ازمسلمانان ادعا می کنند که داعشیان مسلمان نیستند، درست می گویند. این جنایتکاران بسیارمشکوک بنظر می رسند. زیرا اگرپدر ومادر فرزندی که اسلام آورده است، کافرباشند، مانند پدربزرگ وعموی خود محمد که هرگز اسلام نیآوردند، لایق احترام باید باشند که این داعشیان آنها را می کشند. یعنی اگر عبد مناف و ابو طالب زنده بودند هیچ امکان در رفتی نزد داعشیان نداشتند. پس علی دشتی درست نوشته است، اسلام وسیله قدرت است و کسی به محتوای آن توجه نمی کند.

در حدیث 1297 صفحه 428 آمده است: "زن باظهار نظر در کار خویش بر، ولی خود مقدم است و دوشیزه نیز پدرش باید درباره کارش ازاو اجازه بگیرد و اجازه او سکوت است". این پیامبر و اسلامی که آورده است، آئین مردانه است و من بازهم تکرار می کنم، در تعجبم زنانی که ازنظر اقتصادی وابسته به شوهر نیستند، چرامسلمان مانده اند؟ این اسلام بطور کلی چه در قرآن مجید و چه در دیگر کتب مقدس اسلامی، در باره نیکی زن چیز قابل توجهی نگفته است. من تعجب نمی کنم اگر آیت اللهی در شغل بالای رهبری جمهوری اسلامی درملاء عام می گوید: "دانشگاه رفتن خانمها از بدبختی هاست". او می داند، اگر خانمی تحصیل کرده دانشگاه باشد، شاغل خواهد شد و آئین را زیر سئوال می برد. اگر مقام منزلت برای آنها زیاد مهمتر نباشد. درهرصورت آخوندهای اسلام هیچ موافق نیستند که خانمها تحصیل کنند و درحقیقت پیامبر اسلام تنها انتظاری از زنان دارد، تولید بچه و اطاعت ازشوهر است، است نه چیز دیگر. در باره حق شوهر برزن و حق زن برشوهر دراحادیث آمده است. حدیث 1388 صفحه 445 و 446 گوید: "حق شوهر بر زن آنست که بدون اجازه او جز روزه واجب نگیرد و اگر گرفت گناهکار است (و) نپذیرند و بدون اجازه او چیزی از او بکسان ندهد اگر داد ثوابش از شوهر و گناه از زن است و از خانه ی او بی اجازه اش بیرون نرود و اگر رفت خداوند و فرشتگان غضب، او را لعنت کنند تا توبه کند یا باز گردد اگر چه شوهرش ستم گر باشد". و باز در حدیث 1389 صفحه 446 می خوانیم: "حق شوهر بر زن آنست که از بستر وی دوری نگیرد، و قسم او را انجام دهد و فرمانش را اطاعت کند و بی اجازه اوبیرون نرود و کسی را که دوست ندارد به خانه او نیاورد". اینها یعنی بردگی زن برای مرد. یک برده دار جز این وظایف از برده اش نمی خواهد. حالا حق زن بر شوهر چیست؟ که در حدیث 1390 صفحات 446 و 447 آمده: "حق زن برشوهر آنست که وقتی غذا خورد باو بخوراند ووقتی لباس پوشید باو بپوشاند و به صورت او نزند و باو بد نگوید"! من در این حدیث با وصف کمک گرفتن از هم سایه ام که کمی بهتر از من عربی می داند، نتوانستم این ترجمه را بفهمم. از عزیزانی که بر دو زبان فارسی و عربی تسلط دارند، تقاضامی کنم دراین ترجمه به من کمک کنند. چون مفهوم این جمله را کاملا درک نمی کنم. تا آنجا می فهمم اگر مرد رفاه خود را فراهم کرد برای رفاه همسرش نیز بکوشد و بصورت او نزند. پس آیه 34 سوره نساء در قرآن مجید بی جهت گفته نشده!! مرد حق دارد زنش را بزند!! اما نه به صورت او! در حدیث 1403 صفحه 449 گوید: "حج جهاد ضعیفان است وجهاد زن، شوهرداری خوب است". یعنی مقام خدمت به شوهر برای زن به اندازه جهاد مهم است!! درادامه درحدیث 1404 همان صفحه آمده است: "زن آزاد مایه اصلاح خانه است زن بنده موجب فساد خانه است". دراین حدیث پیامبر مانند خیلی جاهای دیگر بر برده داری صحه می گذارد و زن را بعنوان بنده یا برده (زن آزاد و زن بنده) می داند. دیگرنمی شود هیچ توجیه گری یا تفسیری برای آن یافت. پس زن برده هم به خانه فساد می آورد! درحدیث 1458 صفحه 461 پیامبر زن را در ردیف اشیاء قرار داده است: "پنج چیز از مصائب دنیاست مرگ دوست وتلف شدن مال و سرزنش دشمنان وترک دانش و زن بد". این پیامبر در هر حدیثی زهرش را به زنان ریخته است. همانطور که بارها گفته و نوشته ام پیامبر اسلام باوصف آنکه حدود 23 زن داشته است، گویاتجربه تلخی بازنان خود کرده است، لذا گرایش ضدزن دراو قوی و قوی تر شده است. پیامبر با وصف آنکه در برخی از احادیث برای دانش و دانستنی ها تبلیغ کرده است. اما هرگز قلبا مایل نبود، زنان بیش از اطاعت چیزی فرا گیرند. هر انسانی ازخود می پرسد، چرا پیامبر اسلام حتا یک حدیث مانند، حدیث 1504 صفحه 469 نهج الفساحه در باره مرد یافت نمی شود؟ او در این حدیث می گوید: "بهترین زنان آنستکه وقتی مرد بدو نگرد مسرور شود و وقتی بدو فرمان دهد اطاعت کند و با تن و مال خود بر خلاف رضای شوهر کاری نکند". در ادامه و در حدیث 1505 صفحه 470 می گوید: "بهترین زنان زن مهربانی است که فرزند بسیار آورد". این خوب بود اگر مردی اززنش هم فرمان برداری می کرد و هنگامیکه او مردش را می دید، مرد مسرور می شد. همانطور که درقبل نوشتم، پیامبر به نیروی نظامی نیاز داشت و بعلاوه می خواست زنان را دایم مشغول دارد. بهمین دلیل از زنانیکه زیاد بچه می زایند، در همین کتاب فراوان تعریف می کرده. حدیث 1506 تکرارحدیث 1504 است. پیامبر باحدیث 1515 صفحه 471 درباره زنان "سنگ تمام" می گذارد، و می گوید: "بهترین صف های مردان صف اول است و بدترینش صف آخر است و بدترین صفهای زنان صف اول است. بهترینش صف آخر است. در این گفته پیامبر حکمتی است که فقط زنان مبارز می توانند به آن پاسخ گویند. من دراینجا کوتاه می آیم وبقیه رامی گذارم برای بخش 6 مقاله بعدی. آرزو دارم نظراتتان را، هرچه باشد، انتقاد یا تشویق، دریافت کنم. من به هر دو نظر با دیده احترام و بی طرفانه می نگرم.

هایدلبرگ، آلمان فدرال 7.7.2015                                           دکتر گلمراد مرادی

dr.g.moradi41@gmail.com

 

انتشار از: