دست آورد فرانکفورت: قطع امید از سازمانهای سیاسی

عاقبت کوه موش زائید!
از کارهای مضحک این گروه که همه چیز را به سخره گرفته اند، دعوت همگانی از هموطنان بود وحتی اگهی های دعوت این گروه سکولار! را می توانستید در بروشورهای بازرگانی مغازه داران مواد غذایی در آلمان مشاهده کنید. در آغاز این فراخوان های بی در و پیکر با جمله ی «شما دعوت می شوید» از عام و خاص دعوت شده بود به فرانکفورت بیایند وبه احوالات سیاسیه ایران و جهان بپردازند و نام اجلاس خود را بدون کوچکترین اطلاعی از معنای «کنگره» که محل اجتماع نمایندگان منتخب احزاب و سازمانهای سیاسی می باشد...

هر گاه بخواهند بگویند که فردی با کلّی ادّعا و هیاهو و تبلیغات، کاری مناسب با ادّعایش انجام نداده است، می گویند: «کوه، موش زائیده است». بعضی اوقات هم با تأکیدهای بیشتری می گویند:

«کوه لرزید و غرّید و یک موش زائید». یعنی با آن همه بزرگی و ادّعا و غوغا، کار او بسیار ناچیز و کم اهمّیت بود.

و سرانجام حوالی غروب روز شنبه پنجم ژوئیه  ۲۰۱۵ در گرمای بی سابقه ی فرانکفورت آلمان «كوه موش زائيد» و پس از ماه ها تبلیغ و هیاهو و مقاله نویسی و جنجال رسانه ای، تعدادی از اپورتونیستهای ایرانی فرصت یافتند در آنجا سخنرانی كنند.

جو حاکم بر نشستهای دو روزه گردهمآیی"کنگره" جو تملق و چاپلوسی شرکت کنندگان از یکدیگر بود. هریک دیگری را کارشناس و متخصص و خبره سیاسی می نامید و از القاب مسخره و مضحکی استفاده می کرد. 

ریاست افتخاری و رؤسای جلسات و چهار نشست این "کنگره" از هفته ها قبل رزرو شده بودند.

فرانکفورت آدورنو در روزهای چهارم و پنجم ماه ژوئیه  ۲۰۱۵ محل برگذاری"کنگره!" (جنبش سکولارـ کانفورمیست های وطنی مقیم آمریکا و اروپا) بود.

افرادی که در ماه رمضان، شوخی را با ملت خود جدی گرفته بودند و در روز روشن، آب خنک میل می فرمودند.

تعداد شرکت کنندگان نسبت به "کنگره" سال گذشته کمتر بود. (۸۶ نفر) و علتش نیز شاید مقایسه جلسات سیاسی با نمایشگاه اتومبیل و پیک نیک  بود. (نگاه کنید به ویدئوی شماره ۱)

دهخدا می گوید که «بوجار لنجان» مثل است برای کسی که هرجا مرکز قدرت و ثروت ببیند برای استفاده بدان سو رود و در عقیده اش پابرجا نباشد.

همچنانکه بوجار، که هنگام بوجاری ازهر طرف که باد آید روی خود بدان سوی کند. در فرهنگ فارسی معین می خوانیم: «بوجار لنجان از هر طرف باد می آید بادش می دهد.»

۱۰ سالی می شود که هدف سکولارها  بر کسی روشن نیست. اگر در میانشان کمونیست های دو آتشه هم حضور دارند. مانعی ندارد. چه آیت الله خمینی غیر سکولار نیز می گفت که در جمهوری اسلامی حتی کمونیست ها آزادند که حرف خودشان را بزنند. و اکنون سالهاست  که دارند در اینجا و آنجا حرف خودشان را می زنند.

در میان شرکت کنندگان اجلاس پاریس، کلن، استکهلم، پراگ، تورنتو، واشنگتن، بوخوم و فرانکفورت، سرسپردگان سیاست و رسانه های آمریکایی، انگلیسی، اسرائیلی و عربستان سعودی همه و همه حضور داشتند.

سالهاست که آمریکا  و اسرائیل و اقمارشان  با دادن امکانات مالی و رسانه ای به مشتی «سیاست باز» حرفه ای، یعنی کسانی که سیاست را به کالا تبدیل کرده و با آن داد و ستد می‌کنند و از این راه به ثروت‌های کلان رسیده‌اند می‌کوشند سازمانی شبیه آنچه در لیبی و سوریه به وجود آوردند، برای ما ایرانیان نیز به وجود آورند.

نوکر بادنجان به کسانی اطلاق می شود که به اقتضای زمان و مکان به سر می برند و در زندگی روزمره خود تابع هیچ اصل و اساس معقولی نیستند. عضو حزب باد هستند ، و از هر سمت که بوی کباب استشمام شود به همان جهت گرایش پیدا می کنند.

در سپهر سیاست ایران، اهالی حزب باد سالهاست با بودجه هنگفت کنت تیمرمن یکی از دبیران بنیاد یهودی امور امنیت ملی آمریکا در شهرهای برلین، پاریس وکلن کنفرانس های بی نتیجه ترتیب دادند و  بعداً از استکهلم اولاف پالمه و پراگ واتسلاوهاول  و واشنگتن و بوخوم و فرانکفورت تئودور آدورنو سر درآوردند.

از کارهای مضحک این گروه که همه چیز را به سخره گرفته اند، دعوت همگانی از هموطنان بود  وحتی اگهی های دعوت این گروه سکولار! را می توانستید در بروشورهای بازرگانی مغازه داران مواد غذایی در آلمان مشاهده کنید.  در آغاز این فراخوان های بی در و پیکر با جمله ی «شما دعوت می شوید» از عام و خاص  دعوت شده بود به فرانکفورت بیایند وبه احوالات سیاسیه ایران و جهان بپردازند و نام اجلاس خود را بدون کوچکترین اطلاعی از معنای «کنگره» که محل اجتماع نمایندگان منتخب احزاب و سازمانهای سیاسی  می باشد، و نه خلق الله کوچه و بازار، «کنگره!!» گذاشته بودند.

تبلیغ کرده بودند که این اجلاس با شرکت عموم علاقمندانی که خود را سکولار دموکرات می دانند و „داوطلبانه، با خرج جيب خود، به اين شهر می آيند، برگزار می شود."

جداً مرحبا به علاقمندان مستمندی که از آمریکا و کانادا و اروپا قدم رنجه فرموده و همه ی دار و ندارشان را در طبق اخلاص گذاشته و به جمع دیگران پیوسته بودند.

اینها فراموش کرده اند که مخارج کلیه کنفرانسها و کنگره های کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی در زمان مبارزه با رژیم استبدادی شاه را دانشجویان "داوطلبانه" با خرج جیب شان می پرداختند.

نگاهی به لیست افراد شرکت کننده در جلسات پاریس، کلن، استکهلم و پراک و بوخوم بیندازید تا دم خروس اهالی حزب باد را در این جلسات پیدا کنید. یعنی اکثریت کسانی که با نام "اتحاد برای دموکراسی" کِنت تیمرمن، به پاریس و بعداً به کنفرانس اولاف پالمه در استکهلم و پراگ و کلن و سال گذشته به بوخوم رفته بودند، امسال سر از فرانکفورت درآوردند و "برای آزادی" به نام سکولارهای وطنی! دور هم جمع شدند، و همه و همه از یک قماش هستند.

در گذشته برای آلترناتیوسازی با بازی «بنیاد دمکراسی برای ایران» سمینارهای برلین، لندن و پاریس تشکیل  شدند. کنفرانس پاریس را حتی تیمرمن و مناشه امیر با حضور حسین باقرزاده، شهریار آهی و حسن ماسالی شخصاً افتتاح کردند. اما آن تلاش‌ها بی نتیجه ماند، زیرا امکان «تعویض رژیم» بیشتر به خواب و خیال شباهت داشت تا با واقعیت.

عده ای با تشکیل این نشست‌ها دراروپا و آمریکا از سالها پیش به دریافت کمک‌های مالی و سیاسی از آمریکا، اسرائیل و چند کشور اروپایی نائل شدند و جیب خود را پر کردند! همچنین مخارج  کل هزینه های نشست شهر کلن را که در آن ۸۲  تن از شهرهای آمریکا و اروپا شرکت کرده بودند، بنیاد وابسته به کنت تیمرمن پرداخته است.

در میان شرکت کنندگان گردهمآیی فرانکفورت مانند جلسات دیگر آقایان آهی وماسالی هم دیده می شدند. و به رسم گذشته «نشستند و گفتند و برخاستند / پی مصلحت مجلس آراستند». مردم ایران به این گروه کاذب اعتنا نکردند و به آن ها خندیدند.

 

اما چرا کوه موش زائید

مسئول سکولار ها در گزارش پایانی "کنگره" اعلام داشت که «من از سازمانهای سیاسی قطع امید کرده ام، این آلترناتیو با اینها تشکیل نخواهد شد. ولی من خودم تدارکات کار را انجام می دهم.». (نگاه کنید به ویدئوی شماره  ۲). جز این هم انتظاری از او نمی رفت .

لیدر سکولار ها اظهار داشت که با این "کنگره" میان داخل و خارج پل زده است. کاشف بعمل آمد که فقط دو تن از ایران به این گردهمایی پیام شخصی فرستاده اند که یک نفرشان در این سالها برای اکثر سازمانها پیام می فرستد و دیگری نورچشمی مسئول سکولارها  می باشد و به اسب تروا در ایران شهرت دارد. 

و بالاخره، لیدر سکولار دموکرات ها کشف کرد که افعال و مفعول معلوم گشته اند ولی فاعل (یا  انجام دهنده) همچنان نامعلوم است. و باور به ضرورت ايجاد "آلترناتيو" يک فريضه و خدمت ملی است. و حل آن را به کنگره بعدی ارجاع داد.

آخرین نشست سالانه سکولار دموکرات‌ها با موضوع «چرا سکولارها هنوز متحد نشده‌اند؟» نتوانست به جایی برسد. وهمچنان پراکنده ماند.

 و جالب آنکه  در نطق پایانی "کنگره"، از سازمانهای سیاسی قطع امید شد و اعلام گردید که از این ببعد فعالیت سکولارها بدون احزاب و سازمانهای سیاسی ادامه خواهد یافت و بعبارت دیگر احزاب و سازمانها و گروههای سیاسی بهتر است بروند کشک شان را بسابند.! ( نگاه کنید به ویدئوی شماره ۲) 

کاشف سکولاریسم، سازمان‌سازی را چندین بار در زندگی هفتاد و چند ساله اش با شکست تجربه کرده‌است. و  باز هم قصد دارد با رهبری خود در یک سازمان سراسری  بدون سازمانهای سیاسی  فعالیت کند و در این گردهمایی اظهار داشته است که  «آرزو بر پیرمردها عیب نیست». ( نگاه کنید به ویدئوی شماره ۲) 

هرکسی در بهانه تیزهش است// کس نگوید که دوغ من ترش است

ما که بخیل نیستیم. این گوی و این میدان

 

دکتر پرویز داورپناه

    یکشنبه  ۲۱ تیرماه  ۱۳۹۴ــ ۱۲ ژوئیه  ۲۰۱۵  

 

این هم ویدئوی زیبای «خدا را می شناسم از شما بهتر»

 

-------------------------

مآخذ:

  ۱ ـ   ویدئوی کنگره سکولار دموکراتها در شهر بوخوم آلمان آگوست 2014 (حدود سه دقیقه)

 

 ۲ ـ  ویدئوی گزارش سومین کنگره سکولار دموکراتها فرانکفورت (از دقیقه 29 ببعد)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در همین زمینه:

برگذاری "کنگره" طرفداران حزب باد ایران در بوخوم ـ آلمان!

http://ehterameazadi.blogspot.de/2014/08/blog-post_70.html

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای داورپناه اگر می‌خواهد همه «ناخودی»های خود را یک کاسه کند و با کلی گویی ها و اتهامات درست و نادرست آنان را تخطئه و لجن مال کند دست کم بهتر است دروغ آشکار به هم نبافد و اشاعه ندهد. کنفرانس پاریس را (که از حضور من در آن نام برده است) تیمرمن و مناشه امیر افتتاح نکردند. مناشه امیر اصلا آنجا نبود. تیمرمن آنجا پیدایش شد و صحبت کرد ولی این امر مورد اعتراض عده ای از جمله من قرار گرفت. او در افتتاح کنفرانس نبود چه برسد به این که نقشی داشته باشد. آیا می توان برای سایر ادعاهای ایشان هم یبش از این اعتباری قایل شد؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من چیزی بجز عقده در این سطور ندیدم. من بارها در نشست نیروهای سیاسی خارج کشور شرکت کرده ام. «امکاناتی» که آقای داورپناه از آن نام میبرند چیزی بجز در اختیار گذاردن محل اجلاسها نیست که چنین امری برای هر کسی که در یک کشور اروپایی اقامت دارد یا تبعه هست میسر هست یعنی میتواند تحت تشکیل انجمن این لوکالها و نشستها را برقرار کند. این را کسی مثل آقای داوورپناه بخوبی میداند. مقایسه دانشجوی قبل از انقلاب که به وام تحصیلی اش وابسته بود با ایرانیانی که دهه ها در این کشورها زندگی کرده و پول هتل و سفرشان را میتوانند بدهند چیزی بجز غرض ورزی نیست........

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب داریوش عزیز! سلاله پاک آریائی! و نژاد برتر اهورائی! با اهدا سلام به شرف مبارکتان، جنابعالی درفرمایشات تان قید میفرمائید: "همانطور كه يهودى تباران با پنهان شدن در پشت القاب و ايده هاى سوسياليسم و اومانيسم تمدن غرب را به انحطاط كشيده بودند...." پایان نقل قول. اگر واقعا چنین اعتقادی دارید، باید به خدمتتان عرض کنم که کمی، کم انصافی میفرمائید، زیرا این جامعه یهود، فیلسوفان و جامعه شناسان، موسیقدانان، نویسندگان، روانشناسان، فیزیک دانان، و دانشمندانشان از قیبل زیگموند فروید، اسحاق نیوتن، کارل مارکس، کافکا، هاوارد فاست، اسپینوزا، انیشتن.، آلفرد دوبلین، اشتفان تسوایگ، بن مارکوس، کلاس مان، ریچارد پرایس.... و دهها و صدها اندیشمندان، متفکران، هنرمندان، شاعران، نویسندگان و دانشمندان یهودی بودند که جامعه بشری را درراه نیل به فرهنگ و تمدن و پیشرفت، و ایجاد جامعه هنری، صنعتی وانسانی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من واقعا متاسفام که مردی با این سن و سال و به این صراحت به نیروهای خوشنام که نمی گذارند شعله های مبارزه خاموش گردد دشنام می دهد و با سخنان های غیر مستند سعی می کند تا اندیشه ایستادگی را به سخره گیرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-این افرادی که درمرکز کشورهای جهان متمدن (اروپا) زندگی میکنندوهنوزنتوانسته اندپس از37سال ازتفکرواحدی درراه سعادت انسانهابهره ببرندوهرکدام درسخرانیها ی خودازهمان تفکرداعشی فارسی استفاده کرده وازآن بیرون نیامده ،نمی دانم چطوروباچه رویی میخواهندمردم ازتفکرعقب مانده وعوامفریبی آنهاپیروی کنند.
اینهافکرکنم خودشان ازخواب بیدارنشده ومردم راگوسفندحساب می کنند.اگرسخنرانی این آقایان ویانوشته های آنهارادرسایت هاتوجه کنیدبه همه آنهابایدفاتحه خوانده وآنهارابه خداسپرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاى جم،اين نه اين جانب كه شما هستيد كه در فرداى ايرانى آزاد بايد آزمايش و يا تعهدى را بگذرانيد كه در آن بايد ثابت كنيد خرده شيشه اى از تبار تُركى يا عربى داريد يانه!البته مطمعنم كه در مورد خصوص شما عاجز از اثبات اين مسله خواهيد بود.براى پايان اين ديالوگ كه مطمعناًً اولين و آخرين ديالوگم با نژاد ناخالصان است به استحضار مى رساند كه تُرك تباران و عرب تباران با پنهان شدن در پشت القاب سوسياليسم و اسلام و اومانيسم وطن پاك ما به انحطاط كشانده اند.همانطور كه يهودى تباران با پنهان شدن در پشت القاب و ايده هاى سوسياليسم و اومانيسم تمدن غرب را به انحطاط كشيده بودند.اما نژادگان ناخالص اين آرزو را با وجود روشنفكران راسيونال و سكولار پاك نژاده به گور خواهند برد كه دوباره در پشت القاب به ظاهر انساندوستانه تمدن و وطن آريايى مان را به حراج بگذارند.آرى ما پاك نژاده هستيم و به اين هم افتخار مى كنيم،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقبالی عزیز، مظهرپاک نژاد آریا! با درود اهورا مزدائی، به شریف مبارکتان، اخیر درگفتارآقایان پانفارس، و پان ایرانیسم تمامیت خواه، و تمرکز گرا، دوستاران زبان واحد فارس، و کشور واحد، و ملت واحد ( ایران ـ فارس)، که قبلا تکیه کلامشان برتمامیت ارضی، و تحمیل تک زبانی، و تمرکزگرائی و تسلط تک قبیله ای برملل غیرفارس جغرافیای موسوم به جهنم ایران بود، اخیرا واژه ای جدیدی بنام " سرزمین مقدس" نیزتکیه کلامشان شده است. معمولا کلمه مقدس در زبان عامه به اماکن متبرکه، و زیات گاههای دوازده امام اثناالعشری، و 24.000 پیغمبر وعتبه، و نوادگان آنان، به سنگی درمکه مکرمه .. و امثالهم گفته میشود. اما عزیزان پان ایرانیست و پان فارس!، اکنون کلمه "مقدس" را شامل خاک نیز کرده اند، که دردهانشان مثل نقل و نبات میچرخد. ممکن است برای خوانندگان آن را توضیح دهید؟

تصویر ناصر کرمی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به عنوان یک فرد بیطرف: جناب آقای دکتر پرویز داور پناه... شما در جبهه ای قرار داشتید و دارید، که دکتر شاپور بختیار را در آن شرایط حساس تاریخی تنها گذاشتید و به پابوسی امام راحله در زیر آن درخت سیب شتافتید، و او را با آن پرواز مشهور به ایران آوردید، شما مستقیم و بدون واسطه در جنایت های 37 سالهء این نظام شریک و سهیم هستید، و طبعأ با فروپاشی نظام اسلامی موقعیّت خود را در خطر می بینید.
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هیچ انسان با وجدان و صاحب اندکی شعور سیاسی نمی تواند دستاوردهای کنگره فرانکفورت را انکار کند. کنگره ای که شرکت کنندگان بدون هیچ ادعائی در گفتگوئی متمدنانه و عاری از لمپنیزم سیاسی جان سخت جاری، به بررسی موانع همکاری جنبش سکولار دمکراسی پرداختند.
حداقل دستاورد نشست فرانکفورت، گفتگوی متمدنانه طیفی از سکولار دمکراتهای چپ سوسیالیست تا لیبرال دمکراتها بود که هضم آن برای برخی ثقیل است.
کنگره فرانکفورت تبلور بلوغ فرهنگ دمکراتیک - سیاسی اپوزیسیون برانداز، و برخورد مسئولانه نسبت به سرنوشت ایران و ایرانیان، و وداع با نزاع های حقیرانه فرقه ای بود. مبارک باد!
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هیچ انسان با وجدان و صاحب اندکی شعور سیاسی نمی تواند دستاوردهای کنگره فرانکفورت را انکار کند. کنگره ای که شرکت کنندگان بدون هیچ ادعائی در گفتگوئی متمدنانه و عاری از لمپنیزم سیاسی جان سخت جاری، به بررسی موانع همکاری جنبش سکولار دمکراسی پرداختند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی جناب آقای داریوش پاک نژاد! با سلام، نقاش و شاعرمعروف ایرانی اهل کاشان، جناب سهراب سپهری در شعر معروف خود که از اجداد و نیاکان قوم آریا صحبت بمیان میکشد، در آن شعر معروفش میگوید: " نسبم شاید، به زنی فاحشه در شهر بخارا برسد...!" پایان نقل قول. خب! اکنون سئوال من از محضر شریفتان این است، با توجه حملات و جنگهای خونین متوالی، و تاخت و تاز اسکند مقدونی، مغول ها، اعراب، روسها، ترکها، افغانها در طول تشکیل جغرافیای موسوم به ایران، که نژاد قوم فارس نزدیک دوهزار و پانصد سال زیر تاخت و تاز و فرمان آنان قرار داشت و هنوز که هنوز است یک آخوند روضه خان تورک بنام خامنه ای بشما حکومت میکند، از کجا میدانید، که نژادتان پاکیزه و خاص مانده است؟ آیا تک به تک خودتان را آزمایش خونی کردید؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در گرمای ماه رمضان آب یخ می خوردند و ملتشان را به مسخره گرفته بودند . خود نتیجه گیری کنید .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اهريمنان نژاده گان شروع به بدگويى و سنگ اندازى در مقابل كنفرانس سكولار دمكراتها كرده اند،سروران پاك نژاده و روشنفكران ارجمندى چون آقايان ناصر كرمى و اقبال اقبالى در اين كنفرانس شركت كرده اند و حتى به اصرار دوستان وطنخواه نيك نژاده روشنفكر والامقام و پاك نژاده اى همچون آقاى ناصر كرمى قول نوشتن مقالات دشمن فكنانه و اهريمن شكنانه شان را دادند.
اگر اهريمن نيان اين سرزمين كه خلق و خوى ناپاك و ناخالص بخود گرفته اند و در نژاده پاك و والاى ما را به قهقرا مى كشانند،بى شك در مقابل اين كنگره سنگ اندازى خواهند كرد،گو اينكه اينان در تاريخ تبارشان يا تبار تاريخى شان اثرى از سكولاريسم و راسيوناليسم وجود ندارد.اهورا نژاد پاك آريايى مان را از گزند سنگ اندازى هاى بدتباران مصون بدارد.
پ،ن:به احتمال زياد موضع گيرى آقاى پرويز داورپناه ريشه در ناخالصى تبارشان دارد،چو اينكه تُرك تبار و عرب تبار نباشد در اثر