مشروعیت کشور و نظام

تردید نداشته باشتیم که ایران در ضدیت با دستاوردهای قرون اخیر و تقابل ایدئولوژیکی با ارزشهای دموکراتیک شکست خواهد خورد. هیچ کشوری یا نظامی با اتخاذ سیاست تخاصمی بر علیه شهروندان خود قادر به ادامه حیات نبوده است. تنها راه قرن بیست ویکی موجود, احترام به حقوق فردی و جمعی ترک ,عرب, ترکمن, کرد و دیگر ملتها ست همراه با هموار سازی راه گذار مسالمت آمیز به نرمالیزاسیون روابط بر اساس احترام متقابل. در غیر اینصورت آنها که باد کاشته اند طوفان درو خواهند کرد.
 
مشروعیت (legitimacy) یک کشور و نظام  بر خلاف معنی لغوی آن از شرع و دین اخذ نمی گردد و بدلیل بار حقوقی بین المللی که دارد از تاریخ نیز بر گرفته نمی شود. مقبولیت یک کشور و سیستم دولت-ملت منتسب به آن در نظم کنونی, تنها و تنها با مراجعه به آرا  مردم وملتهای ساکن آن سنجیده می شود و بس.  کشورهای متمدن غربی, ثبات امنیت روانی و پیشرفت اقتصادی خود را مدیون مهندسی نظامشان هستند که برآیند خواست دموکراتیک شهروندانشان است.  بهمین دلیل  اروپای غربی و امریکای شمالی از انقلابهای مخرب بدورند و قادرند از بحرانهای رنگارنگ با کمترین هزینه عبور کنند. در ایران قریب به 80  سال است  که  باور " مشروعیت یک کشور و سیستم سیاسی آن, از تاریخ  بر گرفته می شود"  به جامعه تلقین شده و  باعث به کجراهه رفتن مردم و اکثریت قریب به اتفاق روشنفکران ایرانی گردیده  است.  تبعه سیستم ایرانی بدلیل حضور سنگین چنین تفکری در بطن جامعه  هزینه تقابل با قوانین بین المللی را می پردازد وبرای  حفظ موقعیت موجود بدترین نوع دیکتاتوری ها رامتحمل شده و در حسرت دموکراسی می سوزد!!!.
بنیانگداران دولت-ملت نوین ایرانی, از میان انبوه فاکتها و نوشتجات تاریخی که غالبن ضد و نقیض هستند, بصورت گزینشی همراه با بزرگنمائی آنچه که یک هدف سیاسی مشخصی را تامین می نماید برخورد کرده و از تلفیق آنها با جعلیات خود ساخته تاریخ رسمی ایران را ابداع کرده اند.  قرائت خاصی از تاریخ که بیشتر به مانیفست یک حزب اولترا ناسیونالیستی دست راستی  شباهت دارد تا  نتیجه تحقیقات متدیک مورخین بی طرف و دانش آموخته امروزی.  تدریس این خزعبلات  در مدارس و دانشگاهها , چاپ صدها عنوان کتب باصطلاح تاریخی از این نوع, ترجمه برخی از آنها به زبانهای زنده دنیا, حکایت از  تلاشی بی وقفه در نهادینه کردن قرائت خاص سیاسی از  تاریخ دارد که با وجود امکانات بی بدیلی همانند کنترل حکومتهای اولترا مستبد برخوردار از پترو-دلارهای نجومی-آنهم به مدت80 سال- هنوز موفق به تثبیت آن نشده اند و هرگز نیز نخواهند شد. اینان از درک  علت پیدایش و تکوین تئوری دولت-ملت مدرن در جهان متمدن امروزی عاجزند  که همانا احاطه همه اتباع خود در سیستمی  فارغ از هر گونه تبعیض با رعایت کلیه حقوق فردی و جمعیشان, اتحاد شهروندان را در برابر دشمنان  یا رقیبان خارجی تضمین نماید. در ایران با مبنا قراردادن قرائت خاصی از تاریخ, با هدف تحمیل برتری فرهنگی-اقتصادی بخشی از جامعه بر  بخش دیگر  در تضاد آشکار با اصول کشورداری مدرن بوده و شهروندان  را در دوجبهه کاملن متضاد رو در روی هم قرار داده است.
اوضاع در حال حاضر بگونه ایست که ملت فرادست  جامعه بشدت معتقد است که صاحب کشور بوده و اجدادشان در تمام طول و عرض تاریخ  انسانهائی شریف, دموکرات, منادیان اومانیسم, متمدن, کاردان, پیشروو صاحبان علم بوده اند و حتی منشور حقوق بشر سازمان ملل از استوانه گلی باقیمانده از اجداد اینان اقتباس شده است!!!!.  در مقابل  بر بخش دیگر جامعه, بطور سیستماتیک از اوان کودکی تا لحظه مرگ نهیب زده میشود که مهاجرهستند و پیشینیانشان متجاسر, متجاوز, غارتگر, قاتلانی بی رحم, انسانهائی وحشی, اشغالگرانی خونخوار و مردمانی نا آشنا با علم و دانش بوده اند که ازصحراهای آسیای میانه از فرط گرسنگی  به سرزمین سبز و خرم ایران تاخته و بزور مسکن گزیده اند.
درک این حقیقت  خیلی هم دشوار نیست که تمامی این دروغ پردازیها و تاریخ سازیها  برای توجیه   سیاست ضد انسانی یکسان سازی فرهنگی و زبانی در جامعه و منکوب کردن ملل غیر فارس  صورت پذیرفته است. پیش قراولان  سرکوب ملل غیر فارس در ایران, در قرون 19 و بیست بر این باور بودند که یکسان سازی زبانی و فرهنگی به نظامی قوی و منسجم همانند آلمان مقتدر خواهد انجامید!!!!. این غافلان ناآگاه باصطلاح روشنفکر قادر به تشخیص این فاکت ساده نبودند که تجانس  اتنیکی کشور آلمان مهندسی شده نبود که بتوان آنرا در نقطه ای دیگری نیز تکرارکرد.
 
 نتیجه تاسف بار اعمال سیاستهای ضد حقوق بشری یکسان سازی در ایران,اکثریت  شهروندان جامعه رابر سر دوراهی دشواری قرار داده است که باید تن به انتخابی سخت دهند. یا بایستی خفت هویت زدائی از خود را پذیرفته و قبول کنند که اجدادشان انسانهای رذیلی بوده اند, فرهنگشان از دونترین ها بوده و هست, زبان مادری ضعیفشان کتبی نبوده و وسیله ارتباطی نازلی بیش نیست و باید منسوخ گردد, تاریخشان ارزش  نشرو مطالعه ندارد و شایسته تحقیر و تبعیض نهادینه اند , یا اینکه مقاومت کرده,  دکترینهای سیاسی, اجتماعی و فرهنگی ضد انسانی اشغالگران سرزمین آبا اجدادی خود را به چالش کشیده و زندان , شکنجه, مرگ و آوارگی را بجان بخرند. البته معدودی نیز سعی می کنند با پیشی گرفتن از شوونیستها  در جعل تاریخ, با ابداع زبان و هویت جعلی آزری, نقش کاسه داغتر از آش را بازی کنند تا  شاید بتوانند صفت مهاجر , بی فرهنگ , نادان, ساده لوح و غیره را از کیستی خود بزدایند.

تردید نداشته باشتیم که ایران در ضدیت با دستاوردهای قرون اخیر  و تقابل ایدئولوژیکی با ارزشهای دموکراتیک شکست خواهد خورد. هیچ کشوری یا نظامی با اتخاذ سیاست تخاصمی بر علیه شهروندان خود قادر به ادامه حیات نبوده است. تنها راه قرن بیست ویکی موجود, احترام به حقوق فردی و جمعی ترک ,عرب, ترکمن, کرد و دیگر ملتها ست همراه با هموار سازی راه گذار مسالمت آمیز به نرمالیزاسیون روابط بر اساس احترام متقابل. در غیر اینصورت آنها که باد کاشته اند طوفان درو خواهند کرد.
دیرنج مین ائللی -17 ژولای 2015 

برگرفته از: 
ایمیل رسیده
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.