ترک زبان شدن آذربایجان و آناتولی

اینکه زبان آذربایجان و آناتولی ابتدا ترکی نبوده و پس از ظهور سلجوقیان به تدریج به ترکی تبدیل شده است، چیزی نیست که مورد شك قاطبه ی زبانشناسان و مورخين باشد...به همان صورت که تندرو های ناسیونالیست آریا گرا بخصوص در گذشته دست به تحقیر ترکی و دیگر زبان های اقوام میزدند، امروز قوم گرایان ترک گرا هم فارسی و ادبیات آن را تحقیر و رد می نمایند

 

ایگور دیاکونوف مورخ روس در «تاریخ ماد» مینویسد: «همه می دانند که تقریبا هیچ یک از اقوام خاور نزدیک و دیگر نواحی اکنون به زبانی که اسلاف بلافصلشان چندین هزار سال پیش بدان متکلم بودند، سخن نمی گویند. در مصر زبان باستان مصری جای خود را به قبطی و سپس به یونانی و سرانجام به عربی داد، حال آنکه ساکنان آن سامان نه نابود گشتند و نه از میهن خویش رانده شدند و بلاتغییر باقی ماندند. هم چنین در عراق نیز زبان های سومری و هوریتی به ترتیب جای خود را به آشوری – بابلی (اکدی) و آرامی و عربی سپردند. در آسیای میانه زبان های ایرانی خوارزمی و سغدی و باکتریایی و پارتی به السنه ترکی ازبکان و قره قلپاقیان و ترکمنان تبدیل شد. تعویض متشابهی در زبان های سرزمین ماد نیز صورت وقوع یافت» (به نقل از رحیم رئیس نیا در «دگرگشت زبان آذربایجان»).

همانند موضوع دگرگشت زبان در عراق و یا مصر به عربی، تغییر زبان های قدیمی آذربایجان و آناتولی (آناتولی) به ترکی كه اتفاقا تحول جديدترى است، موضوع فوق العاده جالبی برای مورخین و زبانشناسان است. میتوان در مورد تاریخ و طول مدت تغییر زبان آذربایجان و آناتولی بحث نمود اما اینکه زبان این منطقه ابتدا ترکی نبوده و زمانی به ترکی تبدیل شده است چیزی نیست که مورد شك قاطبه زبانشناسان و مورخين باشد.

اکثر آنان و بخصوص زبانشناسان و مورخین غربی و اکثر دانشمندان ترکیه معتقدند که زبان آناتولی قبل از آمدن قبایل ترک زبان در قرن یازدهم به آناتولی یعنی بیزانس و یا روم شرقی، عبارت از یونانی، آسوری، ارمنی و زبان های ایرانی بود. از قرن یازدهم به بعد در اثر «غزوات»، حملات، اسکان و بخصوص حکمرانی قبایل ترک زبان که کوچشان به آناتولی تا قرن پانزدهم و شانزدهم طول کشید، هم زبان و هم دین اکثریت مردم آناتولی تغییر یافت: دین اکثریت با گذشت زمان اسلام و زبانشان بتدریج ترکی شد اگر چه باقیمانده زبانها و ادیان سابق این سرزمین هنوز هم کم و بیش وجود دارند.

بهمین ترتیب زبان اکثریت مردم آذربایجان نیز که قبلا تاتی، تالشی، پهلوی و یا زبانهای دیگر بود بعد از آمدن ترک ها به این منطقه تبدیل به ترکی شده است. همانند مورد آناتولی، در باره آذربایجان نیز نظر اغلب دانشمندان غربی و خود ترکیه این است که اگرچه قبل از قرن یازدهم هم بخصوص در شمال ارس عناصر ترکی مانند قبایل خزر از روسیه کنونی به این منطقه نفوذ کرده اند، تغییر اصلی زبان اكثر مردم آذربايجان بعد از قرن یازدهم یعنی همزمان با کوچ و حکمرانی سلجوقیان و تقریبا همزمان با تغییر دین و زبان آناتولی و اتفاقا بدست بخش های همان قبایل ترکمن / ترک بوده است که بالاخره در ایران سلسله صفوی و در ترکیه کنونی سلسله عثمانی را بر سر کار آورده اند.

این جنبه تاریخی و علمی موضوع است. در همین بستر بررسی تحول تدریجی زبان در آذربایجان و آناتولی (و همچنین دین در آناتولی و در عین حال فرهنگ، ادبیات، اقتصاد و ساختار های دولتی و اجتماعی هم در ایران و هم در عثمانی) فوق العاده جالب و برای فهم گذشته مهم است.

اما این موضوع بخصوص در ایران و در عین حال تا حدی هم در ترکیه بیش از حد سیاسی شده و هرقدر سیاسی شده، ارزش علمی بحث ها و ادبیات علمى هم لطمه بیشتری خورده است.

موضوع ترکیه جداست و بحث دیگری میطلبد. اما در ایران از ابتدای قرن بیستم و بخصوص از زمان رضا شاه به بعد سیاستی فرهنگی در پیش گرفته شد که فقط یک زبان، فرهنگ و ادبیات یعنی زبان و ادب فارسی را به رسمیت شناختند. فارسی را از نظر تبليغاتى بیش از حد به عرش اعلى بردند و مطالب فوق العاده مبالغه آميزى در باره آن گفتند و نوشتند (که شاید طلب زمان هم آن بود، طوریکه در ترکیه هم در مورد ترکی چنین شد) اما – بد تر از همه – به این معرکه تبلیغاتی جنبه نژادی و آریائی هم دادند طوریکه این نظریه نژادپرستانه تبلیغ شد که ایرانیان « بطور خالص آریائی» اند و باید هرگونه اختلاط قومی و نژادی را رد کرد – ترکی هم زبان نژاد و اقوام بیگانه و متجاوز بوده است و بزور به ایرانیان تحمیل شده و بنا بر این باید ریشه کن گردیده و جای آن را دوباره زبان های ایرانی یعنی در درجه اول فارسی بگیرد (همین جریان نژاد پرستانه در ترکیه دوره آتاترک و بعد از او هم مشاهده شد اما دیر تر تب و تاب این جریان هم در ایران و هم در ترکیه فروکش کرد.)

در ایران، در مقابل، بخصوص در 20-30 سال گذشته موجی در مخالفت با نفی زبانهای اقوام برخاست که خواستار امکان تحصیل زبان های مادری در مدارس بود. این واکنش چیزی طبیعی بود. اما بین بعضی از فعالین آذری ترک زبان این طرز تفکر «تدافعی» و «نفی گرایانه» ایجاد و تحریک شد که زبان ترکی اساسا همزمان با کوچ اقوام ترک تبدیل به زبان اکثریت مردم آذربایجان نشده بلکه پيوسته زبان مردم بومی اين سرزمين بوده و آذربايجانيان همیشه و اقلا از چهار پنج هزار سال پیش باین سو ترکی سخن ميگفته اند. این، از هر طرف که بنگرید، با دانسته ها و نوشته های تاریخی و علمی اکثریت دانشمندان در تناقض است. در امتداد همين كوشش هاى غير متعارف، بعضى از نظريه پردازان جمهورى آذربايجان و حتى آذربايجان ايران، سومر ها و ايلامى ها را هم ترك خوانده تلاش كرده اند ريشه زبان تركى آذربايجان را تا عيلام و سومر هم بكشانند و همه منطقه را ترك و مركز آن را هم آذربايجان بخوانند كه اين كار ديگر از جديت بدور و فقط خنده دار است.

در این رهگذر بهمان صورت که تندرو های ناسیونالیست آریا گرا بخصوص در گذشته دست به تحقیر ترکی و دیگر زبان های اقوام میزدند، امروزه قوم گرایان ترک گرا هم فارسی و ادبیات آن را تحقیر و رد مینمایند.

تصورات و ادبیات افراطی و خصومت آمیز از هر طرفی که باشد در نهایت نه فقط به حل مشکل کسی کمک نمیکند بلکه باعث تحریک و تشدید دشمنی و نفاق در جامعه میشود.

در این کشاکش سیاسی که از هرگونه بررسی و نگاه علمی (یعنی تحقیقی، دیالکتیکی و همراه با شک و سوال) بدور است، آنچه خلط شده و میشود، اصل ماجرا و واقعیت تاریخی و علمی است.

چنان جو سیاسی بوجود آورده شده که هرگونه نظر و بحث به این یا آن نظر سیاسی وصل میشود. حتی مهم تر از آن، در هر جبهه سیاسی محیطی ایجاد شده که در یک طرف، بحث از اهمیت حفظ و ترویج زبان های مادری اقوام همچون چیزی «خطرناک» و «زمینه ساز تجزیه طلبی» ارزیابی میشود و متقابلا وقتی کسی از دگرگشت زبان حرف میزند و میگوید که در گذشته زبان آذربایجان ترکی نبوده و مثلا اکثریت مردم زبان های ایرانی از قبیل تاتی و تالشی تکلم میکردند، این تصور بلافاصله به مغز نگران بعضی ها خطور میکند که با این ترتيب کوشش میشود زبان مادری ترک زبانان به گوشه ای انداخته شده و زبان فارسی به مردم تحمیل گردد.

درست است که ترکی همراه با سلجوقیان در ایران ریشه گرفته و زبان مردم آذربایجان قبلا ترکی نبوده و بعدا ترکی شده. اما این نه میتواند بهانه ای برای نفی زبان ترکی بعنوان زبان مادری گروه بزرگی از مردم ایران شود و نه انکار این دگرگشت زبانی و ادعاهائی کودکانه از قبیل ترک بودن سومر ها و یا قدمت پنج هزار ساله ترکی در آذربایجان میتواند حق و برتری ویژه ای برای زبان و فرهنگ ترکی آذری در بر داشته باشد.

ترکی هزار سال است زبان مادری بخش مهمی از مردم ایران شده، صرفنظر از ریشه زبانشناسی اش تبدیل به یکی از زبان های ملت ایران گشته و ترک زبانان هزار سال نقشی کلیدی در تاسیس و حراست ایران بازی کرده و هنوز هم میکنند. کسی نه میخواهد و نه میتواند زبان های باستان مصر و ترکیه و عراق را به آنها تحمیل کند و این عینا در مورد آذربایجان هم صادق است. ترک زبانان ایران نه نیاز دارند برادری خود را به کسی ثابت کنند و نه احتیاجی هست که برای حفظ و ترفیع اعتبار زبان مادری خود به افسانه های بی اساس متوسل شوند .

جواب افسانه های دشمنی افکن آریا گرایانه گذشته را نمیتوان با افسانه های بهمان درجه دشمنی افکن ترک گرایانه داد.

البته برای اکثریت مردم ایران، چه فارسی زبان و چه ترک زبان، ریشه و تاریخ زبان اساسا مهم نیست. آنها این موضوع را نه دقیقا میدانند و نه عموما علاقه زیادی به جنبه های تاریخی و زبانشناسی این مسئله نشان میدهند. اما ظاهرا کسانی که دغدغه زبان مادری، حقوق زبان های مادری و تحصیل آن ها رادارند و در سوی دیگر نگران وحدت ملی و خطر تجزیه طلبی هستند به این موضوع از نظر تاریخی و علمی هم اهمیت میدهند. این درحالی است که در اذهان اکثریتی که باین موضوعات علاقه دارند معمولا تصورات درست و واقع بینانه ای از گذشته و جنبه های اجتماعی و زبانشناسی موضوع وجود ندارد.

نیت از نشر سایت «چشم انداز» در ضمن توضیحاتی در باره ریشه و تحول دگرگشت زبان اکثریت مردم آذربایجان و بررسی جنبه های مختلف تاریخی و سیاسی این تحول از یک نقطه نظر علمی و دور از هیاهوی سیاسی و نژادپرستانه و یا قوم گرایانه است – چیزی که بنظر مولف نهایتا میتواند به حل نگرانی های اکثر طبقات جامعه و باین ترتیب در ضمن تفاهم ملی و نزدیکی بیشتر انسان ها بهمدیگر، فرای تعلقات قومی و زبانی کمک نماید.*

 

* دکتر عباس جوادی، پژوهشگر  ایرانی، دکتر زبانشناسی و خاورشناسی  و مدیر منطقه ای رادیوی آزاد اروپا ست.

 

برگرفته از: 
تارنمای "چشم انداز"
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
وقتی که تو با هزاران دلیل مدللی نمی توانی طرف مورد مذاکره ات را به رعایت حقوق بشر و مستندات قوانین کنوانسیونهای سازمان ملل قانع بکنی و طرف مقابل را حالی بکنی که بابا ما هم آدمیم همان حواس پنج گانه ائی که شما دارید ما هم داریم ما خودمان حق داریم هویت خودمان، تاریخ خودمانمان را معین و برشته تحریر در آوریم، شما ها کی هستید که می خواهید به ما تعیین تکلیف کنید؟ و بعنوان قیّم و آقابالاسر برای ما تعیین هویت کنید؟ وقتیکه به بن بست می رسی و طرف مقابل در رابطه رسمی بودن زبان فارسی، خودش را در موضع قدرت و در بالای قله قاف می بیند، راهی بجز نوشتن طنز سیاسی برایت باقی نمی ماند، که متأسفانه ساید ایرانگلوبال هم ستونی برای طنز سیاسی ندارد و کامنتهائی هم که با طنز نوشته می شود با تصور اینکه کامنت نویس قصد توهین دارد، نوشته ات حذف می گردد، ای کاش محلی برای نوشتن مقالات و کامنتهای طنز می بود و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب انصاف! زبان سرخپوستهای آمریکا به علت در اقلیت قرار گرفتن سرخپوستها در آمریکا و اکثریت مطلق شدن مهاجرین اروپایی در آمریکا و رسمی، علمی و سرتاسری شدن آموزش به زبان انگلیسی در آمریکا و عدم آموزش به زبان سرخپوستی این زبان را در محدودیت قرار داده و در حال حاضر زبان سرخپوستی سرخپوستان در حال تبدیل شدن به انگلیسی است . در حالی که هیچکدام از سلاطین هزار ساله ترکان حاکم بر ایران زبان ترکی را نه تنها زبان رسمی و سرتاسری ایران نکردند بلکه آنها زبان دری (فارسی) را تقویت می کردند و به شعرای فارسی گوی کیسه های زر و سیم می بخشیدند و به همین علت هم زبان دری که زبان افغانان و تاجیکها بود زبان بومی پهلوی فارسها را کنار زد و خود جای آن نشست ؛ چرا که هم زبان دری و هم زبان پهلوی زبان تحلیلی و از یک گروه بودند اما زبان ترکی که از گروه زبانهای التصاقی بود زبان دری را پس زد و به حیات خود ادامه داد.
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
(دنباله) ..... داستان های شاهنامه فردوسی نام های تورانیان هستند کوچکترین پیوندی با زبان ترکی نداشته و همگی واژه هائی آریائی هستند و گمان بر این است که واژگانی در پیوند با زبان (سغدی SOGHDI) باشند. ********** بدبختانه دو گروه هستند که داستان های فردوسی درباره ترک بودن تورانیان سفت و سخت به مغزشان فرو رفته است! یک گروه پان آریاهائی هستند که داستان های فردوسی را درباره تورانیان مانند گرزی بر سر ترکان می کوبند! گروه دوم پان ترک هائی هستند که سخنان فردوسی ترک ستیز را درباره ترک بودن تورانیان پذیرفته و تورانی ها را ترک می دانند! (ترک پرست بودن از یک سو و پذیرفتن سخنان یک ترک ستیز درباره ترکان از سوئی دیگر!!!) ********** دوستان گرامی، شما را پیش از این گفتم که ماساژت ها را نیز که گروهی آریائی چادرنشین و بیابانگرد بودند می توان در گروه (ترا آریان ویژه) یا (توران) جای داد و کورش بنیانگزار .....
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی، مر شما را گفتم پیش از این که آریائیان هنگام کوچ به ایران دو گروه شدند، یک گروه که شهرنشین شدند و نام سرزمینشان را که برابر بود با بخش هائی از زمین های جنوب خاوری و خاور دریای مازندران و بخش هائی از خراسان و سیستان و بلوچستان و افغانستان کنونی (آریان ویژه) نام نهادند که سپس (آریان ویژه) شد (آریان) و (آریان) هم شد (ایران)، گروه دوم نیز چادرنشین و بیابانگرد بودند که نامشان شد (ترا آریان ویژه) و (ترا آریان ویژه) نیز شد (ترا آریان) و (ترا آریان) نیز شد (توران)، سرانجام پس از برپائی شاهنشاهی هخامنشی و پیدایش ایران بزرگ تورانی ها و ایرانی ها در کشوری یکتا به نام ایران بزرگ یکی شدند و باهم زیستند، نیز گفتم شما را که مادها و پارس ها وابسته به (آریان ویژه) و اشکانیان و ساسانیان وابسته به (ترا آریان ویژه) یا (توران) هستند، از سوی دیگر زبان کاربردی کنونی ایرانیان که نام .....
تصویر یونس شاملی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای جوادی،
من گاهی واقعا از تیترهای انتخابی شما متعجب میشوم و از خود میپرسم که واقعا آقای جوادی موضوعات و تیترهای انتخابی خود را برای چه مقصدی انجام میدهد؟ غرض واقعا روشنگریست یا مقاصد دیگری در چنین انتخابهای نقش بازی میکند. همین مطلب "ترک زبان شدن آذربایجان و آناتولی" خود یکی از این انتخابهایست که تاثیر منفی اش در جامعه بیشتر از تاثیر مثبت آن است. چرایی این تاثیر منفی را در چند جمله میتوانم بیان کنم. فرهنگ عامه و امروز ایران که در 90 سال گذشته فرم یافته و دارای مختصات خاص خویش است. در عرصه سیاسی و افکار عمومی سیاسی در کل ایران، بر اثر تبلیغات ضدانسانی نظامهای شاه و این جمهور اسلامی هموار بر این طلب کوبیده اند که "مردم آذربایجان ترک نبوده اند بلکه بعدها ترک شده اند!!! خوب گیریم که چنین نیز بوده باشد. اصلا

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
nzryat jnab نظریات جناب جوادی , همان نظریات سایت آذری هاست که ماموریت ان آسیب نظری و تئوریکی به جنبش ترکهای آذربایجان است . مطالات و درک آقای جوادی از تاریخ , از دیدگاه تاریخ رسمی دولتی و کتابهای درسی زمان شاه است , و ایشان به جرات میتوان گفت که یکی از مدافعان سرسخت ورسیون تاریخ دولتی در ایران است . میفرمایند که زبان اتاتولی قبل از سلجوقیان زبان ایرانی بود , و یا این که زبان ماورا النهر زبانهای ایرانی بود . ایشان از کدام ایران سخن میگویند ؟؟ آیا در ان زمان کشوری به نام ایران و یا زبانی بنام ایرانی موجود بود ؟ تازه امروز هم زبانی بنام زبان ایرانی موجود نیست . ایشان غیر مستقیم , با صغرا و کبرا چیدن , میخواهند همین دیدگاه به اصطلاح زبان ایرانی را به خواننده تلقین کنند . آقا کدام زبان ایرانی ؟؟ منظورتان زبان تالشی , یا دری افغانی است ؟؟
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی، مر شما را گفتم پیش از این که پارسی زبان مادها و پارس ها و هخامنشیان بوده است و اکنون نابود شده و از میان رفته است و دری زبان اشکانیان بوده است و نام درست زبانی که هم اکنون به نادرست فارسی نامیده می شود و از روزگار اشکانیان مر ایرانیان را به یادگار مانده است دری است نه پارسی! و برایتان نبشتم که دری دگرش یافته واژه تورانی است: (تورانی ← ترانی ← تری ← دری) از دیگر سو هر چند زبان پارسی و زبان دری از گروه زبان های آریائی هستند و همانندی های فراوان دارند اما باهم ناهمسان هستند! اکنون می خواهم ناهمسانی زبان پارسی را که زبان مادها و پارس ها و هخامنشیان بود با زبان دری که زبان اشکانیان است برایتان با آوردن نمونه هائی چند بازگشایم، در زبان پارسی که زبان مادها و هخامنشیان بود به فراوانی دپ (د) به دپ (ر) در واژه های گوناگون دگرش کرده است، برای نمونه مادها شهری را ساخته بودند که .....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای علی ، با تئوری شما اینکه امروز سرخپوستان قاره امریکا که زبان اجدادی شان به کلی با زبانهای اروپایی متفاوت است و نه ترکیبی است و نه تحلیلی چگونه در طرف چندصد سال همگی اسپانیایی زبان یا انگلیسی زبان شده اند جوابی ندارد! همینطور بومیان استرالیا که در مدت 200 سال زبان بومی پیوندی خودرا از دست داده و انگلیسی زبان شده اند هم با تئوری شما امری غیرممکن خواهد بود! پس تئوری تان درست نیست. دیگر این که تغییر زبان یکشبه رخ نمیدهد بلکه چند نسل طول میکشد. اینکه قبیله های دامدار.... ترک از مراتع سبز آذربایجان برای دامهایشان خوششان آمده و مقر حکومتی خودرا آنجا به پا کرده اندو مردم محلی را هم مجبور به تبعیت مستقیم از خود نموده اند دلیل مهمی بر پخش زبان آنها در این منطقه است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب تبریزی! خدا بهت انصاف بده ! باور کن ایران گلوبال بدون حضور شما برای ما واقعا خسته کننده است. از خواندن کامنت ات در مورد تاریخ ترکان آریا، هم خوشحال شدیم و هم جایت خالی کلی خندیدم. جایتان واقعا خالی بود. با این نظرات جدید، چاشنی بحث مفصلی را در میان نهادید. من یکی، قبلا می دانستم که قوم آریا وجود خارجی ندارد، حد اقل این موصوع را دانشمندان ترک و غربی میدانند، که ریشه تبار و زبان بشریت به یک و یا چند زبان محدود است. اما فرمایشات شما، نظریه آبکی هند و اروپائی را بر باد میدهد. البته غربی ها خودشان موضوع را میدانند، اما رویشان نمی شود بگویند. اما استدلال اتنیکی جدید ترکان آریا، پدیده جدیدی است، که معروض میفرمائید. جایت خالی دوستان جمع اند، و نظریه جدید شما چاشنی بحثمان است. کلی بحث و گفتگو و بگو بخند. اگر فردا کسی بگوید، ترکها از مریخ آمده اند، تعجب نخواهم کرد. باور کنید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-این برادرمان آقای تبریزی واردموضوعی شده که ازاستادان فارسی نویس سره آموخته ومیخواهدکم کم ماراباتاریخ باستان پیوند انترناسیونالیستی سوسیالیستی دهد.
ازسوسیالیسم ناب محمدی مارکسیستی رسیدیم به سرزمین های آریایی مدنی وآریایی کوهی ،ماهم کارمان یادگرفتن است بقول همشهری های رشتی ماتاریخ ما هفته بیجارشده ویاشده همه جورآجیل بلاخره بایدازتوش یک چیزی دربیاد.
ازداروین وهگل صرف نظرکرده بخداپناه میبرم که ملت ماراآنطوردوست دارندازدست این تاریخ دانهاواقتصاددان ها وسیاسیون
هفته بیجاری نویس نجات دهد.
من یکی پدرم مرده والامیرفتم یقه اش راگرفته تااوهم یقه پدرش وپدربزرگش والاآخرمیگرفتیم تابرماثابت شودکه کی درست میگوید.
من که گیج شدم ریشه ونسب مادرسته یااین محققین آقای کاوه جویا؟
من دیم دامنان داما.آقاکاوه میگویدبان نان بان نا.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تبریزی گرامی! باسلام، باز زدی به صحرای کرب وبلا، دوست عزیز! همه چیز را بهم ریختی. کوههای اورال یکی از سرزمنهای تاریخی و دیرینه ترکان است و سه هزار سال قبل از میلاد مسیح، بخشی از آنان، زمانیکه به چرا گاههای وسیع برای دامهایشان نیاز داشتند از قفقاز و از آناتولی، و اورومیه امروز (اورمو) بدانجا کشیده شده و در آنجا ماواگزیدند. دوست عزیز قدری انصاف داشته باش. و همه چیز را بهم نریز. فارسها بخش اندکی از مردمان هندو هستند، که از طریق کوههای پامیر به ایران کنونی سرازیر شده اند. و از طریق سلاطین و فرمانروایان ترک در نواهی مرکزی ایران اسکان داده شده اند.
دوست گرامی در مسائل تاریخی دقت بخرج بده و همین توری بیگداربه آب نزن. مرسی.
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی، مر شما را گفتم پیش از این که زبان پارسی زبان مادها و پارس ها و هخامنشیان بوده است و اکنون از میان رفته است و کمابیش دنباله زبان پارسی زبان کردی است و مر شما را گفتم که زبان دری زبان اشکانیان است و نام درست زبانی که هم اکنون زبان کاربردی ایرانیان است و از زمان اشکانیان به جای مانده است زبان دری است و گفتم شما را که سخن گفتن از زبانی به نام فارسی دری کاری است نادرست و ما زبانی به نام فارسی دری نداریم! شاید کسانی پیدا شده و بپرسند که چم واژه (دری) چیست؟ و چرا زبان اشکانیان دری نامیده می شود؟ پاسخ آن است که آریائیان هنگام کوچ از سوی کوه های اورال به سوی ایران از خاور دریای مازندران به این سرزمین آمدند، آریائیان سپس دو گروه شدند، یک گروه شهرنشین شدند و نام سرزمینی را که در آن می زیستند (آریان ویژه) یا سرزمین ویژه آریائیان نام نهادند که (آریان ویژه) سپس شد (آریان) و (آریان) هم ....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای انصاف! اگر این است بقول شما، کارشناس زبانشناس و خاورشناس فارس!، وای بحال آن مردمی که چنین کارشناسان بیسوادی دارند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای مداین و امثالهم میفرمایند؛ در ایران ادبیات ترکی نیست، اگر دیکتاتورهائ شاه و شیخ اجازه میدادند، حجم ادبیات ترکی الان دو برابر حجم ادبیات فارسی میشد. رژیم های دیکتاتور با رسمی کردن زبان....... فارسی، زمینه سرکوب و قتل عام فرهنگی و زبانی ملل دیگر را درایران فراهم آوردند. در ضمن زبان یک ملت و همچنین زبان ترکی ملت آذربایجان تنها ابزار نوشتن نیست، بلکه زبان، روح و جان و هویت معنوی یک ملت تلقی میشود. بدون زبان مادری، ملت هویت تباری، فرهنگی، و تمام ارزش های معنوی و تاریخی خود را از دست میدهد و به یک عنصر بی هویت و بی خاصیت تبدیل میشود. در واقع زبان خلاقیت و حافظه یک ملت است. وبدون آن حافظه تاریخی و موجودیت یک ملت از بین میرود. از گفتار آقای مداین بوی نا آگاهی، کم سوادی...... می آید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چون عربها نوشتن کتاب به غیر عربی را خلاف شرع می دانستد مدتها کار انتشار کتاب به فارسی دری به تاخیر افتاده بود تا اینکه در زمان امیر اسماعیل سامانی برای ترجمه تاریخ طبری از عربی به فارسی از فقهای خراسان فتوی می گیرند. مترجم این کتاب در مقدمه می گوید که امیر سامانی فقیهان را از سراسر خراسان از مرو و توس و بلخ و اسپیجاب و بخارا و خوارزم و ... گرد آورد و از آنها پرسید آیا روا باشد که ما این کتاب را به پارسی ترجمه کنیم؟!
می بینیم که خود آنها زبانشان را پارسی می نامند.
در متون اولیه فارسی نامهای فارسی - فارسی دری - دری و حتی پهلوی برای این زبان بکار فته است
در شاهنامه فردوسی بسته به قافیه از فارسی یا دری یا پهلوی استفاده شده است
بسی رنج بردم در این سال سی/ عجم زنده کردم بدین پارسی
اگر ندانی پهلوانی زبان / به تازی تو اروند را دجله

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقاي تبريزي .... من واقعا تعجب ميكنم كه اگر زبان به غير از رابطه ارتباطي ارزش ديگري را ندارد پس چرا شما اين همه وقت و انرژي صرف ميكنيد كه در باره زبان هاي دري- فارسي و.... انشاء بنويسيد . خيلي جالب است كه شما حتي چند كلمه اروپايي را ميخواهيد مطابق فارسيش را هم بنويسيد. كساني كه به اين سايت رجوع ميكنند معناي چند كلمه سياسي را ميدانند. ما ها كه همه (مفت خور و بورژوا زاده) هستيم زرسالاري ديگر چه صيغه اي است...؟........................... بهترين ها را برايتان ارزومندم...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من می خواستم از آقای جوادی و از کسانیکه معتقدند زبان مردم آذربایجان از زمان سلجوقیان ترکی شده و قبل از آن تاتی و یا تالشی و غیره بوده بپرسم : سلجوقیان حدود 160 سال در ایران حکومت کردند و پایتخت دائمی آنها هم شهر نیشابور ، شهر ری و اصفهان بوده فقط پایتخت تابستانی تعدادی از این سلاطین شهر همدان بوده است و هیچکدام از شهرهای مهم و مشهور آذربایجان چون : اردبیل، تبریز ، اورمیه ، زنجان و مراغه پایتخت سلجوقیان نبوده است. پس چطور می شود زبان مردم پایتخت و زیر پای سلجوقیان یغنی زبان مردم نیشابور ، اصفهان و شهر ری به ترکی تبدیل نمی شود ولی زبان مردم مناطق آذربایجان که فاصله صدها و حتی هزارها کیلومتر با پایتخت و مقر حکومت سلجوقیان فاصله داشته به ترکی تبدیل می شود ؟ اگر زبان مردم بومی آذربایجان خانواده ای از زبان ترکی نبود هرگز با مهاجرت اقلیت ترک به آذربایجان زبان محلی مردم به ترکی تبدیل نمی شد!
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
باورداشت (ایدئولوژی) من تک میهنی (اینترناسیونالیسم) است و همچنان که همگان دیده اند من مانند ناسیونالیست های میلیاردرزاده مفت خور با رها کردن هزاران درد و رنج و تیره روزی مردم دردمند و درمانده و گرسنه ایران در بگومگوهائی که ناسیونالیست های وابسته به زرسالاری (بورژوازی) به راه می اندازند و از هزار سوراخ سنبه مدرک و دلیل و آمار و سند گردآوری می کنند تا گفته باشند: "ما برتر از دیگرانیم!" پا در میانی نمی کنم! زبان برای اینترناسیونالیست ها ابزاری برای پیوند میان انسان ها و ابزاری برای پیام رسانی است و جز این هیچ ارزش دیگری ندارد و سخن گفتن به یک زبان ویژه نشانه برتری هیچکس بر دیگری نیست! زبان کاربردی هفتاد میلیون ایرانی هم اگر فارسی یا ترکی یا عربی یا انگلیسی یا روسی یا ماندارین یا فرانسوی یا اسپانیولی یا ایتالیائی و یا هر زبان دیگری باشد می تواند باشد و دیدگاه من درباره زبان ها مانند همه .....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای مدائن چنان از انتقال زبان و فرهنگ صحبت می کنند که به نظر زبان و فرهنگ هم مانند یک کالای مصرفی است، مثل فارسها در خانه خود تلویزیون سونی داشتند، ولی تلویزیون خراب می شود و برای سرویس آنرا به ژاپن می فرستند، و تعمیر این تلویزیون و باز گزداندن آن هزار سال طول می کسد و در این مدت هم مردم از تلویزیون الجی استفاده می کنند پس از بازگردانده شدن تلویزیون قدیمی هم تلویزیون الجی را کنار گذاشته و از همان سونی خود استفاده می کنند.
زبان دری با وجود آن که با زبان پهلوی از یک خانواده است ولی ارتباطی با زبان پهلوی ندارد و توسط مردمان جداگانه ایجاد و بسط داده شده اند، در دوره طلائی ماورائ النهر زبان آنها(زبان دری) نیز جهانی شده است و در نقاط مختلف دنیا مورد استفاده قرار گرفته است ولی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نویسنده میگوید در گذشته آریا گراها ادبیات ترکی را تحقیر می کردند در حالیکه ما چیزی به اسم ادبیات ترکی در ایران نداریم که کسی آنرا تحقیر کرده باشد یا مدعی می شود ترکها مدتها از ایران حراست کرده اند!!! عجیب است اشغالگری شد حفاظت! گویا ایشان از قتل عامها و کله مناره درست کردنها و کور کردم مردمان شهرهای توس و نیشابور و مرو و کرمان و اصفهان توسط ترکها یا شیعه کشی مردم ری توسط محمود غزنوی و سنی کشی بویژه در آذربایجان فارسی زبان بی خبر است. اکثر مردم ایران بویژه در غرب کشور تا قبل از صفویه سنی بودند که توسط ترکمانهای قزلباش صفوی یا قتل عام شدند یا بزور تجاوز و کشتار مجبور به تغییر مذهب شدند این ترکمنهای قزلباش مهاجر از آناتولی هم زبان مردم آذربایجان را عوض کردند هم مذهب آنها.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
زبان فارسی دری زبان دربار ساسانی در مدائن عراق بود ( در مخفف دربار می باشد) دری معادل فارسی رسمی و کتابی امروزی است. زبان سایر نقاط ایران از رود فرات تا جیحون لهجه ای از این زبان دری بوده است. بعد از حمله عربها دستگاه دیوان سالاری ساسانی به خراسان منتقل میشود و شهر مرو در ترکمنستان فعلی می شودمرکز تجمع نخبگان. بعد از اسلام نیز بازماندگان همین دیوان سالاری و نخبگان دوباره ادبیات فارسی دری را از همان منطقه خراسان بزرگ که بین 5 کشور تقسیم شده است بطور ویژه از سمرقند و بخارا و کم کم مرو و بلخ و توس و نیشابور گسترش می دهند این زبان فارسی دری جدید کم کم جایگزین فارسی محلی قدیم مناطق مرکز و آذربایجان و قفقاز میشود. حمله ترک و مغول باعث انتقال مرکز فرهنگی ایرن از خراسان به فارس و ری و آذربایجان و قفقاز و آناتولی می شود. تا همین سیصد سال پیش زبان تبریز و دو سوم ترکیه فعلی فارسی بوده است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هواداران تماميت خواه شرمنده آريايي با ابزار زبان فارسي وجا انداختن ازلي وابدي بودن أين شيرين زبان كش، تاريخ را نه گذشته اي كه مورد تحقيق وبررسي در حوزه درسيست بلكه برأي تشويش أفكار و در سايه قراردادن حقوق مسلم زباني وفرهنگي ملتهاي ممالك محروسه باز آفريني ايراني ميفرمايند ، جناب جوادي نيز در چهارچوب به ظاهر آكادميك سياست نهادينه شده استبداد تك فرهنگي وزبان رسمي فارسي را ترويخ مينمايند ، فرقي بين عالمان خود بزرگ بين فارسي مركز اگر هست ، در شيوه كار وبسته بندي كالاي تقبلي است وگرنه حداد عادل ولايت مدار و جوادي وطباطبايي تبريزي همگي سينه زنان و شيفتگان وشاهنامه خوانان فرهنگ وزبان بزور رسمي مرز پر گهر ند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب hekem ، شما مگر از طرف مردم آذربایجان نمایندگی دارید که از زبان آنها حرف میزنید و ادعا میکنید؟ شما فقط یک نفر هستید که تازه نام و نشانتان هم معلوم نیست. ولی دکتر عباس جوادی که خودش و نیاکانش تبریزی هستند با نام و نشان معلوم اظهار نظر کرده است. جناب hekem اکثریت بزرگ مردم آذربایجان مانند شما فکر نمیکنند. بخصوص فرهیختگان و درس خوانده های آذربایجانی هیچ نزدیکی با افکار ترک پرستانه و جدایی خواهانه و جنگ طلبانه ندارند بلکه مثل همه مردم ایران از دست حکومت آخوندها ناراضی و عصبانی هستند. بجای جنگیدن با واقعیتهای تاریخی خوب است با واقعیت کنار بیایید وگرنه در توهم میمانید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از قدیم گفته اند، چاقو دسته اش نمیبرد. حال عباس جوادی هم به چاقوی عریان راسیسم فارس تبدیل شده. وقتی از تغییرها صحبت میکند، مقوله فارسیت و فارسها را مبرا میدارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اگر نویسنده در کنار مص، عراق، آسیای میانه و ... به زبان فارسها هم اشاره می کرد که زبان آنها هم اتفاقا بعد از همه آن ملتها تغییر کرده و به زبان دری(زبان مردم شمال افغانستان) تبدیل شده است است، بدون توجه به درست یا نادرست بودن فرضیه های مطرح شده، می توانستیم مقاله وی را علمی و غیر مغرضانه فرض کنیم ولی ایشان همگام با یکی از سیاستهای یکسانسازی 100 اخیر، فارسها را از این قاعده استثنا می کند و همین امر مغرضانه و هدفدار بودن نوشته وی را اشکار می کند. اگر زبان مصر و آناتولی و آسیای میانه 1000 یا 800 سال پیش تغییر کرده است زبان فارسها 400-500 سال پیش از پهلوی به دری تغییر کرده است و همانقدر که زبان ترکی و یا عربی ریشه در ایران کنونی نداشته به همان اندازه و شاید هم بیشتر زبان دری(زبانی که امروزه به غلط فارسی نامیده می شود) هم ریشه در کشوری که امروزه ایران نامیده می شود ندارد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای انصاف، این مردم آذربایجان اس، فردا تکلیف خوشو در جغرافیای موسوم به ایران مشخص میکنه. شوونیسم فارس بخوبی میدونه، که بدون آذربایجان حتا قادر به حفظ موجویت خود نیس، از این جهت مدام کارو زندگی شو ول کرده و افتاده، دنبال مردم آذربایجان که شما قبلا فارس بودین، حالا شدین ترک! عجب چیز خنده داری میفرماین. کسانیکه که یکقرن تموم، در شکل شاه و شیخ در نمای پان ایرانیسم و شوونیسم، به ملت آذربایجان زور گفتن و تمام حقوق زبانی ملی و مدنی شونو را زیرپا لگدمال کردن و با جوکهای شینع و تحقیر آمیز بمردم توهین میکنن، دیر یا زود تاوانشو پس خواهن داد. اینا هنوز که هنوزه بخاطر صد سال توهین و تحقیر نسبت بمردم آذربایجان، از آنان عذر خواهی نکردن. فکر میکننن، خواهن توانست، به بهانه تمامیت ارضی، مدام العمر به دیگران زور بگن.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای جوادی پیشنهاد میکنم کتاب تاریخ هرودوت را به انگلیسی مطالعه فرمائید. هرودوت در این کتاب از ساکنین کناره های ارس به نام ماساژتها ی التصاقی زبان که کورش را شکست دادند بطور مشروح نوشته است. لزومی به مطالعه همه کتاب هم نیست کافیست با کلیک روی Find تایب کنید Araxes و تنها این بخشها را در عرض نیم ساعت بخوانید. آنچه بنام تاریخ منطقه ما بضرب پول نفت نوشته اند هر چه هست تاریخ نیست و نیازمند بازنویست.
http://www.documentacatholicaomnia.eu/03d/-484_-430,_Herodotus,_The_History,_EN.pdf

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مقاله دکتر عباس جوادی که از پژوهشگران برجسته آذربایجان ایران است نوشته ایست بس غنی و روان و امید است دیگر مقالات ایشان نیز در سایت منتشر گردد. در ضمن به شخص بینامی که کامنت بالا را نوشته باید گفت دقت بیشتری کند و ارجاع به دیاکونوف و رئیس نیا را که از پایه های استدلال نویسنده است مشاهده نماید. تازه نویسنده خود کارشناس زبانشناس و خاورشناس است و گفته اش مرجعیت دارد. این جناب بینام است که باید برای ادعاهای تکراری و بیپایه خود مدرک بیاورد. کسی که از ترس شناخته شدن حتی از درج یک نام مستعار هم برای خودش گریخته است!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کاوه ! بنظر میاد، وظیفه شما گرد آوری چنین نوشته های خنده آور اس، تا انرژی فعالین حرکت ملی آذربایجانو با این جور چیزها تلف کنی. این آقا مگر وکیل و یا نماینده مردم آذربایحانه، کار و زندگیشو ول کرده برای آنان نسخه تباری صادر میکنه؟ آدم از حرفهای ایشون خنده اش میگیره. کسی نیست از این آقا بپرسه، بجای این چیزها بفکر مردم محترم فارس باشه، اصلا آینده اش معلوم نیس فردا چه سرنوشتی در انتظارشه. مردم آذربایجان به اندازه کافی اتنولوگ، زبان شناس و متخصص دارن، و نیازی به این تیپ آدمها نیس، براشون نسخه صادرکنه. همین مردم از وی میپرسن، مگر ایشون وکیل و قیم مردمه، براشون نسخه صادر میکنه؟! عجب دنیائیه!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حقیقت جز این نیست که در این مقالۀ بسیار روشن آمده است. دریغ است که بعضی از هم میهنان ترک زبان ما زور بی جهت می زنند تا ثابت کنند که ترکی از هزاران سال پیش در آذربایجان رایج بوده است. حیف از وقتی که برای این کار صرف می کنند. ترکی زبان مادری میلیون‌ها ایرانی است و باید محترم شمرده شود و آموزش آن رسمی شود. همین و بس. افراطیون ترک زبان واقعاً حرف های خنده دار می زنند. البته حرف های خنده دار آن ها را یک قرن پیش در ترکیه هم می زدند، اما چون در آنجا عقل نقاد و تحقیق علمی واقعاً پیشرفت کرد، اکنون دیگر کسی از این ادعاها کند.
ممنون از این مقاله

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای عباس جوادی , در درج مقاله هی علمی رسم است که منابعی که از آن استفاده شده است هم نوشته بشود و الا نظر فردی و شخصی محسوب میشود که ممکن است بی اسا و بی پایه باشد و یا ممکن است سر تا پا من در آوردی باشد. اگر در غرب تشریف دارید از نحوه مقاله نویسی غربیها یاد بگیرید.در تاریخ از اوراتورها, لولوبیها, مادها , قوتیها , هوری ها که در نواحی آذربایجان امروزی می زیسته اند, اسم برده میشود و طبق نظر آنتروپولوگهای مختلف , زبان این ها و حتی سومرها , زبان التصاقی یا پروتو ترک بوده است. شما نمی توانید وجود این ملت ها را انکار کنید و شما نمی توانید وجود زبانهای التصاقی را در این منطقه انکار کنید. ولی بهتر است به نوشته تان منابع هم اضافه فرمائید تا بلکه یکی پیدا شد تا صحت نوشته تان را تحقیق کند.