برنامه اتمی ایران در سال 1387

در سال 1387 همزمان با فعالیتهای سیاسی و فنی مرتبط با غنی سازی و تولید سوخت هسته ای توسط ایران، فعالیت درسایر بخشهای توسعه اتمی نیز در تاسیسات متعدد واقع در بندر عباس، اراک، تهران، کرج، یزد و اصفهان همچنان ادامه یافت.

 

پیگیری هدفهای توسعه اتمی ایران طی یک سال گذشته، همراه با کندی در پاره ای زمینه ها و سرعت در سایر بخشها بدون توقف، ادامه یافت.

مقابله جامعه جهانی و در راس آنها شورای امنیت و آژانس بین المللی انرژی اتمی با برنامه های هسته ای ایران نیز در سخت ترین شرایط از حدود تصویب قطعنامه ای تازه فراتر نرفت.

در ابتدای سال و در حالی که تنها چند روز از تصویب قطعنامه 1803 شورای امنیت علیه ایران می گذشت، مقامات دولت جمهوری اسلامی به استقبال آنچه جشن هسته ای نام گرفته رفتند.

در روز 20 فروردین، رییس سازمان انرژی اتمی ایران اعلام کرد که با بکار گرفتن سه هزار سانتریفیوژ در نطنز، کشورش از مرز غنی سازی صنعتی اورانیوم عبور کرده است.

تاکید بر غنی سازی اورانیوم در مقیاس صنعتی، نه تنها به منظور اثبات رفع مشکلات فنی مربوط به در اختیار گرفتن چرخه کامل سوخت اتمی صورت میگرفت که در عین پذیرفتن ایران در ردیف کشورهای دارای فناوری اتمی را نیز مورد نظر داشت.

گزارش البرادعی

مطابق انتظار و پیش از برگزاری اجلاس فصلی شورای حکام، متن گزارش محمد البرادعی، دبیر کل آژانس، در ششم خرداد انتشار یافت.

در این گزارش، بعد نظامی و مشکوک فعالیتهای اتمی ایران بیش از گذشته مورد تاکید قرار گرفت. همچنین ادعاهای مربوط به تلاش ایران برای فراهم کردن زمینه تولید کلاهک هسته ای و فعالیتهای حساس موشکی، مرتبط با ساخت وسیله حمل کلاهک هسته ای، مطرح شده و از عدم همکاری ایران برای روشن ساختن ماهیت این فعالیتها انتقاد شد.

عکس العمل تهران نسبت به مفاد گزارش آقای البرادعی از حدود اعتراضهای متعارف فراتر رفت و مقامات ایران تهدید کردند که ممکن است سطح همکاری های آن کشور با آژانس باز هم تقلیل یابد.

جامه عمل پوشاندن احتمالی به این تهدید می توانست ادامه نظارت بازرسان آژانس بر برنامه های اتمی ایران را در مقطعی فوق العاده حساس، با دشواری های جدی روبرو سازد.

گذشته از تلاش برای دست یافتن به اطلاعاتی پیرامون ادعاهای مربوط به فعالیتهای اتمی تهران در زمینه های نظامی، اطلاع یافتن از تعداد و نوع سانتریفیوژهای تازه بکار گرفته شده، حجم و سرعت غنی سازی اورانیوم و همچنین ادامه نظارت و اعمال کنترل بر مجموعه اورانیوم غنی شده در ایران، برای آژانس دارای اهمیت حیاتی است.

بسته پیشنهادی 1+5

بمنظور آگاهی از نیات تهران در این زمینه و تا حد ممکن فراهم ساختن شرایط افزایش تماسهای جامعه جهانی با ایران، خاویر سولانا، دیپلمات ارشد جامعه اروپا، با بسته ای حاوی مشوق های تازه، در روز 25 خرداد عازم تهران شد.

پیش از آن، گفتگوهای ایران با جامعه اروپا متوقف شده و تجدید آن موکول به تعلیق غنی سازی اورانیوم در ایران شده بود-پیش شرطی که ایران همواره رد کرده بود.

گفتگوهای آقای سولانا با مقامات جمهوری اسلامی، از جمله منوچهر متکی، وزیر خارجه وسعید جلیلی دبیر شورای امنیت ملی ایران، اگر چه تا حدودی به آرامتر ساختن وضعیت انجامید، ولی به نتیجه ای ملموس و قابل اعلام دست نیافت.

یکی از دلایل بی نتیجه ماندن گفتگوهای سولانا در تهران و بی اعتنایی دولت جمهوری اسلامی به بسته پیشنهادی گروه 1+5 ، گرانی بهای نفت در بازارهای جهانی و پیش بینی ادامه و حتی افزایش باز هم بیشتر درآمد های نجومی ارزی ایران بود.

پیش بینی افزایش توان مالی، دولت ایران را نسبت به اهمیت بخش اقتصادی بسته پیشنهادی کاملا بی اعتنا کرده بود و در برخوردی مشابه، بخش ضمانتهای امنیتی بسته پیشنهادی نیز بی اهمیت قلمداد شده بود.

در بسته پیشنهادی گروه 1+5 قید شده بود که چنانچه ایران مصوبه های شورای امنیت را بپذیرد، از کمک های مالی و فنی برای استفاده صلح آمیز هسته ای، از جمله ساخت نیروگاه های آب سبک و تضمین دریافت سوخت برای نیروگاه های اتمی خود برخوردار خواهد شد.

در بخش سیاسی پیشنهادهای ارائه شده به دولت ایران قید شده بود که در صورت پذیرفتن بسته پیشنهادی، ایران از بهبود روابط با شش کشور امضاء کننده، از جمله ایالات متحده، و اعضای اتحادیه اروپا برخوردار خواهد شد و این کشورها از ایران در جهت ایفای نقشی مهم و سازنده در امور بین المللی حمایت خواهند کرد.

حضور ویلیام برنز

پس از انجام گفتگوهای کم نتیجه آقای سولانا در تهران، سعید جلیلی در تاریخ 30 خرداد با اعضاء گروه کشورهای 1+5 ، در ژنو دیدار کرد. انجام این دیدار بدلیل حضور ویلیام برنز معاون وزیر خارجه امریکا انعکاس گسترده ای یافت.

حضور آقای برنز که بدنبال تعدیل در رفتار دیپلماتیک امریکا در قبال ایران صورت می گرفت، به تقویت گمانه زنی ها پیرامون امکان لغو پیش شرط گفتگو با ایران کمک کرد. با این وجود، مذاکرات آقای جلیلی با گروه 1+5 ، بدلیل ادامه سیاست تهران دایر بر استقبال از ادامه مذاکره و تن ندادن به قبول مفاد قطعنامه های شورای امنیت، به نتیجه نرسید.

نرمش در رفتار دیپلماتیک آمریکا در قبال ایران را ظاهرا طراحان سیاسی تهران به ضعف طرف مقابل نسبت داده و در نتیجه دولت جمهوری اسلامی بیش از گذشته به ادامه وضع موجود اصرار ورزید.

در آن تاریخ بهای هر بشکه نفت خام در بازار های بین المللی نزدیک به 150 دلار بود و پیش بینی درآمدهای کلان صادراتی، در انعطاف ناپذیری سیاست هسته ای ایران تاثیر محسوس نهاد.

شش ماه بعد و پس کاهش سریع و مستمر قیمت نفت خام در بازار و از دست رفتن دو سوم بهای اولیه نفت خام در کمتر از 4 ماه، ایران عملا با کاهش 70 میلیارد دلار درآمد سالانه ارزی روبرو شد و از این لحاظ در شرایطی فوق العاده دشوار قرار گرفت.

بی تردید، تغییر سریع در وضعیت مالی و اقتصادی ایران که تا حدود زیادی متاثر از بحران و رکود در اقتصاد جهانی است می تواند در تغییر صحنه سیاست داخلی ایران، و آینده سیاستهای اتمی تهران موثر واقع شود.

نقش اوباما

در تحولی تازه و موثر در روند پرونده هسته ای ایران، باراک اوباما، نامزد وقت ریاست جمهوری امریکا، از حزب دمکرات، در روز 25 تیرماه طی سخنانی درباره انرژی و امنیت ملی، سیاست خود مقابل ایران را در صورت پیروزی در انتخابات تشریح کرد.

باراک اوباما اظهار کرد که منافع حیاتی آمریکا حکم می کند از دستیابی ایران به سلاح هسته ای جلوگیری شود و قول داد از کلیه ابزارهای موجود برای فشار بر ایران استفاده کند.

آقای اوباما همچنین تاکید کرد: "من از کلیه عناصر قدرت آمریکا برای فشار بر رژیم ایران استفاده خواهم کرد که شروع آن با دیپلماسی اصولی و مستقیم خواهد بود - دیپلماسی ای که با حمایت از تحریم های شدید انجام می شود و بدون پیش شرط خواهد بود" .

لغو پیش شرط برای آغاز گفتگو با ایران تحول تازه ای در مناسبات ایران با جامعه جهانی بشمار می رفت.

گفتگوی بدون پیش شرط

رویکرد تازه، از نگاه مقامات تهران تحولی مثبت تلقی شد و از احتمال انتخاب آقای اوباما به ریاست جمهوری آمریکا و شکست رقیب جمهوریخواه او جان مک کین استقبال به عمل آمد.

پیروزی آقای اوباما بعنوان چهل چهارمین رییس جمهور امریکا طی انتخابات 12 آبان ماه، فصل سیاسی تازه ای را در روند برخورد با برنامه اتمی ایران گشود. مهمترین بخش از تغییرات تازه متوجه نویدی بود که اوباما در جهت اعلام آمادگی برای انجام گفتگوهای بدون پیش شرط با نمایندگان سیاسی ایران داده بود.

برخلاف انتظار تهران برای برخورداری از حاشیه امنیت بیشتر در صحنه بین الملل پس از آغاز بکار رسمی آقای اوباما در اول بهمن ماه، رفتار سیاسی دولت تازه در قبال ایران تدریجا تغییر کرد و سخت تر شد.

انتخاب هیلاری کلینتون بعنوان وزیر خارجه و معرفی توام با تاخیر دنیس رایس بعنوان نماینده و مشاور در امور کشورهای خلیج فارس از جمله ایران، با توجه به گرایشهای آن دو در جهت اسراییل، دولت ایران را به این نکته متوجه ساخت که دشواریهای روابط با امریکا در دوران اوباما می تواند حتی از سختیهای زمان ریاست جمهوری جورج بوش نیز فرا تر برود.

قطعنامه تازه

اشغال اوستیای جنوبی و بخشی از خاک گرجستان توسط ارتش روسیه در نیمه مرداد تحول سیاسی فوق العاده ای در منطقه بود.

علیرغم آنکه بحران گرجستان خارج از حدود مرزی ایران شکل گرفت، بحران یاد شده در روند تحولات مربوط به برنامه اتمی ایران اثرگذار شد.

در حالی که تهران انتظار داشت بحران گرجستان توجه نظام بین الملل به برنامه اتمی ایران را کاهش داده و در نتیجه پیگیری آن برنامه ها با تشنج کمتری مقدور شد، شورای امنیت طی یک جلسه کوتاه در روز شنبه ششم مهرماه، قطعنامه تنبیهی تازه ای را علیه ایران تصویب کرد. زمان بررسی و تصویب قطعنامه های گذشته شورای امنیت علیه ایران- بجز قطعنامه شماره 1803 - گاهی به چند ماه می رسید.

قطعنامه 1835، که متن آن از سوی امریکا پیشنهاد شده بود، از تهران می خواست که فورا و بصورت کامل تمامی خواسته های قبلی شورا را که در بیانیه و قطعنامه های 1696، 1937، 1947 و 1803 عنوان شده، بر آورده سازد.

توافق جمعی بین اعضای دائمی، و اتفاق آراء بین اعضای عادی شورای امنیت در تصویب قطعنامه، نشان داد که جامعه جهانی در عین حال که مایل به استفاده از کاربردهای نظامی بمنظور متوقف کردن برنامه های توسعه اتمی ایران نیست، همچنان مصمم است که از راه اعمال فشارهای اقتصادی و سیاسی، تهران را به انعطاف پذیری و همکاری بیشتر وادار سازد.

راه اندازی راکتور بوشهر

در سال 1387 همزمان با فعالیتهای سیاسی و فنی مرتبط با غنی سازی و تولید سوخت هسته ای توسط ایران، فعالیت درسایر بخشهای توسعه اتمی نیز در تاسیسات متعدد واقع در بندر عباس، اراک، تهران، کرج، یزد و اصفهان همچنان ادامه یافت.

پس از تاخیرهای متعدد و اظهارات ضد و نقیض درباره تاریخ دقیق راه اندازی، سرانجام در روز 9 اسفند اعلام شد که راکتور بوشهر در مرحله "پیش راه اندازی" قرار گرفته است.

اگرچه رسیدن به این مرحله و یا انجام راه اندازی مجازی در هر تاریخی ممکن بود و عملا گامی در جهت پیشرفت کار در بوشهر محسوب نمی شود، اما اعلام پیش راه اندازی آن می تواند بعنوان یک عامل مشوق و یا تبلیغاتی در جهت قطعی قلمداد کردن تکمیل طرح راکتور اتمی بوشهر تلقی شود.

بنظر می رسد راکتور بوشهر در بهترین شرایط تا آغاز بکار و تولید برق اتمی قابل انتقال به شبکه برق سراسری ایران، حد اقل یک سال و تا رسیدن به ظرفیت کامل تولید حد اقل یک سال و نیم فاصله داشته باشد.

نگرانی اعراب

در ادامه حساسیتهای کشور های عرب منطقه نسبت به برنامه های توسعه اتمی ایران، در روز 26 آذر ماه، نمایندگان کشورهای عربستان سعودی، کویت، بحرین، امارات، بحرین عراق از حوزه خلیج فارس، باضافه نمایندگان مصر و اردن، بعد از دیدار با خانم رایس وزیر خارجه وقت امریکا، با نمایندگان کشورهای 1+5 در نیو یورک دیدار کردند.

موضوع مذاکرات آنها با گروه 1+5 برنامه های اتمی ایران بود. اگرچه محتوای مذاکرات انتشار نیافت ولی بعدا از جانب طرفهای شرکت کننده گفته شد که کشورهای عرب نگرانی خود را در قبال برنامه های توسعه اتمی ایران با کشورهای عضو دائم شورای امنیت در میان نهاده اند .

تا آن تاریخ با وجود آنکه نگرانی کشورهای عرب در قبال تبدیل شدن ایران به یک قدرت هسته ای پنهان نبود، ولی هرگز مخالفت متشکل آنها در برابر ایران نیز ابراز نشده بود. با توجه به نوع روابط تهران و بغداد، بخصوص حضور نماینده عراق در این دیدار بیش از شرکت سایر کشورهای عرب جلب توجه نمود.

ظاهرا اعراب منطقه خواستار اطلاع از نحوه گفتگوها و در صورت امکان حضور مستقیم در مذاکرات اتمی ایران با گروه 1+5 شده اند. محمد البرادعی دبیر کل آژانس چندی بعد حضور فعالتر اعراب را در جریان پرونده اتمی ایران مورد پشتیبیانی قرار داد.

اخرین گزارش سال

سر انجام در روز اول اسفند، گزارش فصلی آقای البرادعی پیرامون وضعیت برنامه اتمی ایران انتشار یافت. در این گزارش که بمنظور طرح و بررسی در شورای حکام آژانس آماده شده بود، دبیرکل آژانس اعلام کرد که حجم اورانیوم غنی شده با غلظت پایین در ایران به 1100 کیلو گرم رسیده است.

این افزایش حجم اورانیوم غنی شده، با توجه به بند دیگری از گزارش که به افزایش تنها 136 واحد سانتریفیوژ اشاره داشت، حاکی از بهبود کار سانتریفیوژهای مشغول به کار در نطنز و توفیق ایران در افزایش بازدهی ماشین های یاد شده است.

آقای البرادعی در گزارش رسمی خود دلیل عدم افزایش تعداد سانتریفیوژهای مشغول بکار در نطنز را سیاسی نامیده بود و نسبت به آن ابراز خوشحالی کرده بود، حال آنکه قطعا دلایل سیاسی در افزایش محدود تعداد سانتریفیوژهای مشغول بکار در نطنز نقشی نداشته است. این نکته با اظهارات بعدی مسئولان ایرانی که از بکار گرفتن تعداد بیشتری سانتریفیوژها در آینده خبردادند به اثبات رسید.

چند روز پس از انتشار گزارش البرادعی و پیش از آغاز بکار شورای حکام، غلامرضا آقازاده رییس سازمان انرژی اتمی ایران اعلام کرد که 5000 سانتریفیوژ در نطنز بکار غنی سازی مشغول اند.

انتظار میرود که استفاده از تعداد بیشتری سانتریفیوژ پس از انجام آزمایشهای تک واحدی آنها، سپس قرار دادن در آبشارهای 164 واحدی و تزریق گاز هگزافلوراید برای روز 20 فروردین آینده در نظر گرفته شده باشد. انتظار می رود که ایران در آن روز با اعلام افزایش چشمگیر ظرفیت غنی سازی اورانیوم دلیل تازه ای برای برگزاری جشن هسته ای ارائه کند.

اورانیوم کافی برای یک بمب

اعلام میزان اورانیوم غنی شده در اختیار ایران توسط آقای البرادعی، اذهان ناظران را متوجه قابلیتهای بالقوه آن کشور برای تولید بمب اتمی ساخت.

در روز 11 اسفند طی گفت وگوئی با کانال خبری" سی.ان.ان" آمریکا و درپاسخ به این پرسش که آیا شما فکر می کنید که ایران توانائی ساخت سلاح اتمی را بدست آورده است، دریادار مایکل مولن، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، اظهار داشت: "بله، ما فکر می کنیم که آنها مواد مورد نیاز را برای تولید یک بمب در اختیار دارند".

همانطور که انتظار میرفت، جلسه روز 12 اسفند شورای حکام آژانس، از برخورد تند با ایران پرهیز کرد. دلیل اصلی عدم صدور بیانیه تازه و یا برخورد تند شورای حکام علیه ایران، عدم تکمیل بررسی های در دست اقدام طراحان تازه سیاست خارجی امریکا در قبال ایران بود.

دعوت براون از ایران

اخرین تحول قابل ملاحظه در حاشیه برنامه های اتمی ایران، سخنرانی روز 27 اسفند گوردون براون نخست وزیر بریتانیا در لندن بود که طی آن بدون اشاره مستقیم به بسته حاوی مشوقهای پیشنهادی گروه 1+5 به ایران، خواستار همکاری دولت ایران با جامعه جهانی و موافقت با قطع غنی سازی اورانیوم شد.

سخنان نخست وزیر بریتانیا بیشتر جنبه دعوت از ایران برای همکاری با جامعه جهانی و استفاده از فرصت گفتگوی مستقیم با آمریکا را داشت. از این لحاظ شیوه گفتار نخست وزیر بریتانیا در مقایسه با اظهارات روز اول مرداد ماه او در پارلمان اسراییل که طی آن ایران را به تلافی، تنبیه، تحریم و انزوا تهدید کرده بود متفاوت بنظر میرسید.

بنظر میرسد که آینده برنامه توسعه اتمی ایران با توجه به شرایط جاری در نظام بین الملل، تا حدود زیادی متاثر از توافقهای احتمالی بین امریکا و روسیه از یک سو و از سوی دیگر تحولات ناشی از نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران خواهد بود.

علاوه بر نقش عوامل سیاست خارجی و داخلی، دشواری های اقتصادی و مالی ایران نیز بعنوان عامل تعیین کننده در روند توسعه این برنامه اثر گذار خواهد بود.

ارسال از:

ساسان رحمت زاده

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.