مُخاطراتِ خودساخته - بخش اول

یا جای پای اکولوژیک و راه چارّه ها
اگر قرار باشد كه همۀ جوامع زمینی به سازندگی محیط زیست فراخوانده شوند و مسئولیت خویش و سهمِ تخریبِ خود را بعهده بگیرند، عادلانه آن است كه بر اساسِ این تناسب عمل كنیم. یعنی یك فرد آمریكایی كه 35 برابرِ یك فرد بنگلادشی زمین و منابع طبیعی آنرا به مصرف و تخریب می كشاند، بر حسبِ منطق و عدالتِ اجتماعی نیز می بایست مخارجِ سازندگی و حفاظتِ محیط زیست را نیز 35 برابر متحمّل شود. بدین ترتیب است كه با مقایسۀ مصرف تمامی كشورها و جوامع با این دو كشور.....

بخشِ اوّل:      شناختِ علمی مسائلِ عمدۀ زیست محیطی

بخشِ دوّم:      نقشِ استثمارِ جهانی در فجايع و مشكلاتِ زيست محيطی

بخشِ سوّم:    نقش و مسئوليتِ فردی و جمعی ما بطورِ عام بعنوانِ يك زمينی و بويژه در نقشِ يك انسانِ جهان سومی

جواد ولدان (صابر)

هامبورگ، بیست و پنجم دو هزار و پانزده میلادی
Email: Jwaladan@yahoo.de

بخشِ اوّل: شناختِ علمی مسائلِ عمدۀ زیست محیطی

مشكلاتِ زیست محیطی را به گونه های مختلف می توان طبقه بندی نمود. یك قِسم از این طبقه بندیها، تقسیم این مشكلات بر طبقِ تأثیراتِ كیفی و كمّی آنهاست. عمدۀ مشکلات و فجایع زیست محیطی جهانی عمل می كنند. بدین نحو كه بی تفاوت از اینکه سرچشمۀ این آلودگی ها در كجا و كدامین منطقه و ناحیه از زمین باشد، تأثیراتِ منفی و نتایجِ فاجعه آمیزِ آنها دامنگیرِ همه خواهد شد. مشكلاتِ گُلخانه ای را كه در زیر توضیح می دهم، از این دسته مشكلات است. ورود و وجودِ گازهای گوناگون و در درجه نخست دی اكسید كربن و نیز ترکیباتِ آلی کربنی فلوئور و کلر و دیگر گازهای رها شده (حاصل از صنایع و زندگی صنعتی بشری) در جوّ زمین علل عمدۀ پیدایشِ این مشكل است. این گازها چه در آلمان واردِ جوّ زمین شود و چه در استرالیا، چه در آفریقا و چه در آسیا اثراتِ منفی آنها كه پیدایشِ مُشكل گلخانه ای و افزایشِ درجه حرارتِ زمین است (بدون وابستگی به محلِّ جغرافیایی راهیابی این گازها در جوّ زمین)، یكسان است.

مُشكلِ ”سوراخِ اُزُن“ نیز از فاجعه هایی است كه جهانی عملی می كند. به قولِ معروف شُتری است كه درِ خانۀ همه می خوابد. بنابر این ادعای یك نمایندۀ «زرنگِ» مجلس كه گفته بود سوراخِ اُزُن را هر كه ایجاد كرده خود سوزن نخ به دست بگیرد و آنرا بدوزد، اگر چه جالب (و شاید نیز به حقّ باشد)، امّا متأسفانه ناشی از عَدمِ درکِ علمی مسئله و نتایج و بروز عواقب آن است.

 

مُشكلات گُلخانه ای و تغیّیرات شدید آب و هوایی(۱)

در واقع ”تأثیرات گُلخانه ای“(۲) یكی از مهمّترین پدیده هایی است كه بدونِ آن حیات بر روی زمین میسّر نیست. بدونِ این پدیده درجه حرارتِ سطحِ زمین و محیطِ زندگی به هجده درجه زیر صفر می رسد. با وجودِ این پدیده درجه حرارتِ سطحِ زمین بالغ بر پانزده درجه سانتی گراد می گردد، كه برای حیاتِ موجودات ضروری است. یعنی وجودِ این موهبت و یا عدمِ وجودِ این پدیده اختلاف دمایی معادلِ سی و سه درجه سانتی گراد را موجب می شود. برای وضوحِ بهتر و تعریفِ این پدیده به مثالی می پردازم كه این پدیده نام خود را از آن می گیرد:

گُلخانه: زمانی كه در یك گُلخانه به آبیاری مشغولید و اشعۀ آفتاب نیز از شیشه ها و پنجره های گلخانه عبور می كند و به درون می تابد، شما كه درون گلخانه اید، بعد از گذشت زمانی كوتاه گرما و رطوبت و شرجی بودنِ هوای درونِ گلخانه را حس می كنید و اگر تمامی دربها و پنجره های گلخانه بسته باشد این اثر، این گرما مدّتها باقی می ماند و بسته به شدّت و زمانِ تابشِ آفتاب درجه حرارت برای فردی كه در گلخانه باشد، غیرِ قابلِ تحمّل می گردد. شیشه های گُلخانه از یك طرف نورِ خورشید یعنی امواجِ كوتاهِ تابشی خورشید را به درونِ گلخانه عبور می دهد و از طرف دیگر راه بازتابِ امواجِ بلندِ انرژی گرمایی و خروجِ رطوبتِ تولید شده در درونِ گلخانه را سدّ می نماید. به این پدیده و این اثر در فارسی ”مُشكلات گلخانه ای“ می گویند كه البته تا زمانی كه از این پدیده در حالت طبیعی (و ضرورت حیاتی) آن گفتگو می كنیم كاربرد واژه ”تأثیرات گُلخانه ای“ صحیح است.

این پدیده تنها در حالتِ منفی آن یعنی در حالتی كه با دخالتِ بشر به مشكل و بر ضدِّ ویژگی های مفیدِ ابتدایی آن (كه طبیعت و تكامل برای آن پیش بینی كرده است) تبدیل گردد نام ”مُشكلاتِ گلخانه ای“ به خود می گیرد. اما در زبان آلمانی و اروپایی چه در حالت اوّل و چه در حالت دوّم اغلب از ”تأثیراتِ گُلخانه ای“صحبت می شود و گهگاه از حالتِ منفی آن بدرستی از ”تأثیراتِ گُلخانه ای دست ساختۀ انسانی“ صحبت به میان می آید.

گفتم زمانی باید از ”مُشكلاتِ گُلخانه ای“ گفتگو نمود كه دست ساخته انسان باشد. با مصرفِ انرژی گرمایی برای خانه داری، افزایش اتومبیل ها و كارخانجات و تولیدِ گازهای مختلف بویژه دی اكسید كربن و بخارِ آبِ حاصل از سوخت، در محیط هاله ای از گازهای ناشی از سوخت بخصوص دی اكسید كربن، گازها و مواد آلی كربنی حاوی فلوئور و كلر، متان و بخارآب كه قسمتِ عمدۀ این گازها را تشكیل می دهد، اطراف زمین را احاطه کرده و مانع از بازتابِ انرژی گرمایی خورشید به فضا و فضای خارجِ از اتمسفرِ زمین می گردند. یعنی عمدتاً وجودِ گازهای دی اكسید كربن، گازها و مواد آلی كربنی حاوی فلوئور و كلر، متان و بخار آب مانع از بازتابِ امواجِ بلند انرژی گرمایی خورشیدی به اتمسفرِ خارج از زمین می گردد. امواجِ بلندِ انرژی گرمایی در بازتاب خود به اتمسفر به این گازها برخورد كرده و مقدار زیادی از این امواجِ گرمایی دوباره به سطح زمین انعكاس می یابد. و در نتیجه همانندِ همان گلخانه كه در بالا شرح دادیم، حرارت سطحِ زمین افزایش می یابد. در حال حاضر 860.000 كیلوگرم دی اكسید كربن در هر ثانیه وارد اتمسفر می شود (این آمار متعلّق به سال هزار و سیصد و نود و هشت میلادی است).

این افزایشِ حرارت خطرناك است، بویژه زمانی كه این افزایش نیز روزانه و سالانه به دلیلِ افزایش كاربردِ موادِّ سوختی یعنی موادِ نفتی و فسیلی نیز افزایش یابد. یعنی با افزایشِ كارخانجات و با افزایشِ تعدادِ اتومبیل ها كه منبعِ اصلی تولیدِ گازهای دی اكسید كربن، متان و بخارِ آب هستند، این مشكل حادتر شده و درجه حرارتِ زمین بتدریج رو به افزایش می گذارد.

افزایشِ حرارت زمین از یك طرف باعث انبساطِ آب شده یعنی حجم آبهای دریاها و اقیانوس ها افزایش می یابد و امّا از طرف دیگر موجبِ ذوبِ یخهای قطبی می گردد. این دو با هم باعث افزایشِ سطحِ آبها و دریاها می گردند و كشور های جزیره ای (۳ ) همچون بنگلادش در چند سالِ آینده به زیرِ آب خواهند رفت. اما این تنها یك مشكل از مشكلاتِ عدیدۀ ناشی از افزایشِ دمای زمین است. مشكلِ عمدۀ دیگر كه در تعاقبِ افزایشِ گرمای سطح زمین و ”مُشكلاتِ گلخانه ای“ پدید می آید، تغییراتِ مسیر جریانهای گرم و سرد آبها است كه این خود باعثِ تغییراتِ شدید جَوّی و تغییراتِ دَما می گردد.

در اینجا تنها برای تَجَسُّم و تَصَوّر بهترِ خواننده از عواقبِ این مُشكل به دو جدول یك و دو كه در زیر ترسیم و در متن زیر آنها تفسیر می گردد، توجّه كنید.

  

در جدول یك عواقب افزایش یك متری سطح آبها در سه كشور مهمّ اروپایی آلمان، هلند و لهستان نشان داده می شود. در صورتیكه ارتفاعِ سطح آبها در نتیجۀ مشكلاتِ گلخانه ای و افزایشِ درجه حرارتِ زمین و ذوب یخهای قطبی واقعاً یك متر افزایش یابد، در آلمان 13900، در هلند 2165 و در لهستان 1700 كیلومتر مربع از زمینهای این سه كشور به زیر آب خواهند رفت. این جدول همچنین تعداد جمعیّتِ در معرضِ خطرِ این سه كشور و خسارات مالی ناشی از افزایشِ سطح آبها را به نمایش می گذارد.

جدول دو سناریوهای گوناگونی را در موردِ افزایشِ سطحِ آبها برای چند كشور جنوب و جنوب شرقی آسیا نشان می دهد. در مورد بنگلادش اگر افزایش سطح آبها چهل و پنج سانتی متر باشد، 15668 كیلومتر مربع از این كشور یعنی 10.9 درصد و اگر افزایشِ سطح آبها یك متر باشد 29846 كیلومتر مربع از مساحتِ این كشور یعنی 20.7 درصد از مساحتِ كلِّ این كشور به زیر آب خواهد رفت. در موردِ اوّل جمعیّتِ آوارگان 5.5 میلیون نفر و در موردِ دوّم 14.8 میلیون خواهد بود. آمار و ارقامِ دیگر كشورهای آسیایی را نیز در این جدول مشاهده می كنید.

در اینجا تماشای فیلمِ كارگردانِ آلمانی در هالیوود آقای اِمریش  the day after tomorow  را به همگان توصیه می كنم. سناریویِ وقوعِ فجایعِ زیست محیطی كه در این فیلم به نمایش گذاشته می شود، یكی از سناریوهای ممكنه است. امكانِ وقوعِ این سناریو در كنارِ وقوعِ سناریوهای دیگر از طرف متخصّصینِ زیست محیطی مورد تأیید است. آنچه كه در این فیلم مطرح می گردد، خیالبافی محض و بدونِ اساس و پایۀ علمی نیست. اگر چه فجایع و حوادثِ زیست محیطی در این فیلم بسیار سریعتر از آنجه كه دانشمندان در واقع پیش بینی می كنند، به وقوع می پیوندد، اما این كاستی در كیفیّتِ فیلم و صحتِ بیانِ حقایق از طرفِ كارگردان محسوب نمی گردد. در اینجا دقیقاً یكی از وظائف هنر و هنرمندِ جلوه دادن دراماتیك و شاید نیز مبالغه آمیزِ حقایق است تا بتواند چشمِ عوام را برای واقعیاتِ تلخ و فجایع قابل وقوع باز كند و از این طریق جنبشی در مردم و اخذِ تدابیری در پیشگیری از اینها عامل گردد. ساخت و نمایشِ این فیلم باعث گردید كه مسائل زیست محیطی، كه مدّتها به فراموشی سپرده شده بود، مجدداً مطرح و مورد مباحثه قرار گیرد.

در یكصد سال گذشته سطحِ آبهای جهان میان 10 تا 25 سانتی متر افزایش یافته است. این افزایش تنها معلولِ انبساطِ آب و افزایشِ حجمِ آبها بعلّتِ افزایشِ دمای هوا بوده است.

 

سوراخ ازن(۴)

نورِ خورشید حاویِ اشعّۀ ماوراء بنفش است. اگر این نور بدونِ عبور از حفاظت و پوشش مخصوص لایه های اتمسفر به زمین بتابد معضلات فراوانی از جمله:

الف) گرمای طاقت فرسای هوای زمین و از بین رفتن حیات و مرگِ موجودات زنده و

ب) بروز بیماری های پوستی و سرطان خواهد گردید.

لایۀ حفاظت و پوشش در برابر اشعّۀ ماوراء بنفشِ خورشید وجود اُزن و لایۀ اُزن است. اُزن یك مولكول سه اتمی اُكسیژن است. كه مدام نیز در حال تشكیل و تولید جدید در طبقات بالای جَوّی می باشد. یعنی در طبقاتِ بالای جوّی و با استفاده از حرارتِ اشعّۀ ماورابنفش خورشیدی مولكول های دو اتمی اكسیژن شکسته و به اكسیژن نوزاد یعنی اكسیژن تك اتمی و یا رادیكال تبدیل می شوند. كه این تك اتمها با مولكولهای دو اتمی اكسیژن تركیب شده و مولكول سه اتمی اُزن را تشكیل می دهند. این یك روند طبیعی است كه مداوم در طبقات مرتفع جوی در حال انجام است.

و امّا از طرفِ دیگر زندگی بشر و صنایعِ دست ساختۀ وی موجبِ تخریبِ این لایۀ اُزنی شده كه در عقوبتِ آن بخشهای مُضرِّ اشعّۀ خورشیدی یعنی اشعه ماوراءِ بنفش بدون مانعِ از طبقاتِ جوّی عبور نموده و مستقیماً به زمین می تابد. از مهمّترینِ موادِّ و عناصری كه تخریبِ اُزن را در پی دارند موادِّ آلی كربنی حاوی كلر و فلوئور هستند(۵). این موادّ تا كنون قبل از هر چیز در سردكننده ها و یخچالها بعنوان موادِّ سردكننده در كُمپِرسُورها بكار گرفته می شدند. عناصری چون فلوئور و كُلُر به شكل رادیكال و یا نوزادِ خود، یعنی در حالتِ تك اتمی خود بسیار فعّال بوده و در یك سلسله از واكنشهای شیمیایی كه به واكنش های زنجیره ای معروف است به تجزیه مولكولهای سه اتمی اُزن پرداخته و ازن را نابود می كنند. با نابودی لایه های اُزنی رِقّتی در پوشش محافظِ ازنی اتمسفر پیش می آید كه به سوراخِ اُزن معروف است. و از این ناحیه اشعّۀ ماوراءِ بنفشِ خطرناكِ خورشیدی(۶) به راحتی عبور نموده و به زمین می تابد. این سوراخ هم اكنون در بالای قطب جنوب و قارّه استرالیا واقع است.  

 

مشكلِ اُزن در سطح زمین

این مشكل را نباید با مشكلِ سوراخِ اُزُن و مشكلِ كمبود اُزُن در لایه های فوقانی جوّ اشتباه گرفت. خطر و آلارم اُزُن كه اكثراً در تابستانها و مواقعِ گرما حاد می شود، ناشی از تولید و تشكیلِ ازن در خیابانها و با كمكِ گازهای سمّی سولفیدها و اكسیدِ نیتروژن ها، كه از لوله اگزوز اتومبیل ها خارج می شود، اتّفاق می افتد. آنچه كه در مورد سوراخ ازن در طبقاتِ فوقانی جوّ كم داریم (در اینجا) در سطح زمین زیاد داریم.

 

از بین رفتن جنگلها: یكی بوسیله مصرف و قطع بی رویه و بیش از حدّ درختان، بخصوص قطعِ درختانِ جنگلهای استوایی برای مصرفِ چوب و استفاده از زمینهای جنگلی برای ساختمان سازی. دوّم از طریقِ بارانهای اسیدی و خرابی زمینها

فرسایشِ زمین (هم طبیعی و هم دست ساختۀ انسان)

دست ساختۀ انسان بدین نحو كه با قطعِ بی رویۀ درختانِ جنگلی و بخصوص ریشه كن كردنِ جنگلهای استوایی خاك و زمین محفاظی نداشته که در برابرِ عواملِ جوّی چون باد و طوفان و باران و سیل استقامت نموده و پایدار بماند. در نتیجه این زمینها شسته می شود و به خرابی اماكنِ مسكونی و جابجایی ناحیه ای طبقاتِ زمین منجر می گردد. مثال: در همین چند سالِ پیش بارها در ایتالیا پیش آمده است كه زمین تكان خورده بود و باصطّلاح عوام دهان باز كرده و چندین خانه را بلعیده است.

كمبود آب

در یكصد سالِ گذشته مصرفِ آبِ انسان ده برابر افزایش داشته است. می توان بخوبی تصوّر نمود كه در چند سالِ آینده كمبود آب، بروز جنگهاِ و افزایشِ سیلِ پناهندگان به مناطقِ دیگر را در تعاقبِ خود داشته باشد. 

افزایشِ جمعیّت و كمبودِ موادِّ غذایی

در سال 2050 میلادی جمعیّتِ جهان به 9 میلیارد و در سال 2060 به 12 میلیارد می رسد. آیا موادِّ غدایی، آب آشامیدنی و مسكنِ موردِ نیاز این تعدادِ جمعیّت تأمین خواهد بود؟ انرژی مورد نیاز آنها چطور؟

تهدید و مشكلاتِ آبها بوسیله افزایش و ازدیادِ ماهیگیری و افزایشِ آلودگی ها

افزایش صید بی رویۀ ماهیها. نابودی بسیاری از انواعِ آبزیان به لحاظِ صیدِ بی رویه.

باران اسیدی: آلودگی آبها، هوا و زمین

وجودِ آلودگی های هوا كه ناشی از ازدیادِ اتومبیل ها و كارخانجات است یعنی وجود گازهای سمّی از قبیل سولفیدها و اكسیدهای نیتروژن در هوا عاملِ وجود و ریزشِ بارانهای اسیدی است. این بارانها به آلودگی زمین و خاك منجر می شود و درختان را نابود می سازد.

مشكلات انرژی و كمبود آن

منابع و دخائرِ طبیعی انرژی و سوختِ فسیلی با سرعتِ سرسام آوری رو به اتمام است. گنجِ قارون هم كه باشد روزی به پایان می رسد. آیا بهتر نیست كه در كنارِ كاربردِ آنها تدابیر دیگری که یک مشی و رویۀ یک زندگی اکولوژیکِ پایدار به توصیۀ آنها می پردازد، مانند کاربرد و بهره گیری از انرژی های قابل تجدید مثلِ انرژی خورشیدی، انرژی آب و باد و غیره استفاده کرده و تولید آنها را افزایش داده و به موازات آن و در مدّت زمانِ کوتاهی که در دست داریم (تا به نجات این کرۀ خاکی از پرتگاه سقوط نائل آییم) بتدریج استفاده از منابعِ فسیلی و آلوده کننده های هوا و زمین را به صفر کاهش دهیم؟

كمبودِ موادِّ خام و اولیّه

بنا بر پیش بینی های متخصّصینِ ذخائرِ نفتی تا سی سال آینده به اتمام می رسد. مواد معدنی و خام دیگر نیز به همین سرعت و یا بیشتر رو به نایابی و اتمام است.

از بین رفتنِ تنوّعِ انواع

هر روز میان سی تا یكصد نوع از انواعِ در جنگلهای پیشین و استوایی رو به اِضمحلال دارد.

 

تعاریف علمی و آمار

 

تداوم پایدار اكولوژیك(۷)

هر رفتار و عملكردی را كه با در نظر گرفتنِ عواقب و نتایجِ آن بتوان همواره، بطور همیشگی و یا حداقل در دراز مدّت ادامه داد رفتار و عملكردی متداوم، با تداوم و پایدار می نامیم. این واژه در روابط انسانی و دوستی ها نیز نقش عمده ای باز می كند. بنابر این تعریف رفتار فردی را كه تنها به منافعِ لحظه ای و ظاهری خویش فكر می كند و ادامه و تداوم یك رابطه و دوستی برای او اهمّیّتی ندارد رفتاری است بی تداوم.

تداومِ پایدارِ اكولوژیك به آن رفتار و عملكردی گفته می شود كه با در نظر گرفتنِ عواقب و نتایجِ زیست محیطی آن برای محیطِ زیست یك رفتاری متداوم باشد و بتوان آن عمل را بدونِ آثارِ منفی برای محیط زیست در دراز مدّت ادامه داد. مثال: رانندگی اتومبیل و آلودگی هوا، آیا می توان گفت كه (در حالِ حاضر و با اینگونه اتومبیل های حاضر) این عمل یك عملِ متداوم و بلحاظِ اكولوژیك پایدار است؟ آیا می توان مصرفِ بی رویۀ انرژی را عملی متداوم نامید؟ مصرفِ آب و قطعِ درختانِ جنگلهای استوایی را چطور؟

 

كوله پشتی اكولوژیك (۸)

هر ماده و هر تولید صنعتی و یا كشاورزی را كه ما به مصرف می رسانیم، دارای یك گذشته و یك تاریخچه ای است، یعنی بقولی یك كوله پشتی حمل می كند. این كوله پشتی را كوله پشتی اكولوژیك آن می نامیم و بدان معنا است كه برای ساخت و تولید این ماده مقادیرِ مشخّصی آب، زمین و در مجموع محیط زیست و اكولوژی به مصرف رسیده و تخریب گردیده است. مثلاً یك حلقه ازدواج كه ظاهرا حدود ده گرم وزن داشته باشد در واقع سه تن وزن دارد. یا بهتر بگوییم كوله پشتی اكولوژیك آن سه تن است. یعنی برای تولیدِ این حلقه سه تن زمین و آب زیر و رو شده و به مصرف رسیده و یا نابود شده است.

 

جای پای اكولوژیك (۹)

برای تعیینِ تداومِ اكولوژیكِ روش ها و سبكِ زندگی فردی و جمعی و پیش بینی اینكه دخائرِ منابعِ طبیعی و انرژی در چه زمانی رو به اتمام می رود، ما به شاخص هایی، به ایندکس هایی، به ایندیكاتورهایی نیازمندیم. مثلاً این نكته از اهمّیّتِ بسزایی برخوردار است كه بدانیم آیا رانندگی با موتورهای بنزینی با مصرفِ ده لیتر و بیشتر، عملی است با تداوم پایدارِ اكولوژیك یا نه!؟ 

یكی از ایندیكاتورها، ایندكس ها، شاخص ها یا معیارهایی كه ما با آن به چگونگی و كیفیّتِ تداوم و پایداری اكولوژیكِ سبكِ زندگی خود و جامعه پی ببریم ”جای پای اكولوژیك“ است.

”جای پای اكولوژیك“ معیار و سنجشی است برای مصرف و در اختیار گرفتنِ طبیعت و محیط زیست از طرفِ فرد و جامعه. هر یك از ما انسانها و در تعاقبِ آن هر یك از بخش ها، روستاها، شهرها و كشورهای روی زمین بسته به مجموعِ مصرفِ خود از طبیعت و محیطِ زیست یك ”جای پای اكولوژیك“ دارد.

همچنانكه هر چه جُثّۀ بدنی و هیكل انسانی بزرگتر و سنگین تر باشد جای پای او و در نتیجه شماره كفش او نیز بزرگتر است، همانطور نیز هر چه كه مصرفِ طبیعت و دخائرِ انرژی از طرف یك انسان بیشتر و فشرده تر باشد ”جای پای اكولوژیكِ“ او نیز بزرگتر است.

برای محاسبۀ جای پای اكولوژیك مصارف زیر را در نظر می گیرند:

”انرژی“،

”سطحِ زیربنا برای زندگی، برای ترافیك و برای تولید“،

”سطحِ زمین های كشاورزی برای تولیدِ مواد غذایی گیاهی و علوفۀ حیوانی و برای تریكوجات و نسّاجی“،

”مساحتِ زیرِ کشتِ علوفه جات و چرا“،

”سطحِ جنگلها برای مصارفِ چوب و كاغذ“، و

”سطحِ دریاها كه از آنها تولیدِ دریایی خود را مهیّا می نماییم“ 

برای مقایسه برخی از آمار و ارقام در این رابطه را ذكر می كنم:

”جای پای اكولوژیك“ آمریكا 12.5 هكتار برای هر فرد در سال است.

”جای پای اكولوژیك“ بنگلادش 0.6 هكتار برای هر فرد در سال است.

”جای پای اكولوژیك“ اندونزی 1.4 هكتار برای هر فرد در سال است.

مصرفِ منابعِ طبیعی و طبیعت در حال حاضر و بطور متوسط 1.3 هکتار است.

 

مالیات سبز یا مالیات اكولوژیك (۱۰)

همانطور كه از نام آن بر می آید، به مالیاتی گفته می شود كه در ارتباطِ با محیطِ زیست و آلودگی زیست محیطی و مصرفِ طبیعت گرفته شود. این مالیات از مصرفِ تولیداتی گرفته می شود كه با مصرفِ آنها به محیطِ زیست و طبیعت لطمه زده می شود. مثال: مصرف بنزین. از خصائصِ اصلی مالیاتِ اكولوژیك آن است كه مالیاتِ اخذ شده برای جبرانِ صدمات وارده به محیط زیست و برای رفعِ آلودگی ها خرج شود.

در پی تعریفِ مالیاتِ سبز یا اكولوژیك در بالا پی می بریم كه مالیاتی كه دولت مؤتلفه و حزب به اصطلاح سبز آلمان (که در یک ترکیب سیاسی با سوسیال دمکراتها از سال یکهزار و سیصد و نود و هشت تا سال دو هزار و پنج میلادی قدرت را در آلمان در دست داشته اند) از مصرفِ بنزین و انرژی می گرفت، در واقع مالیاتِ اكولوژیك نبود، زیرا كه در مواردِ دیگر از جمله برای پرداخت و كسری حقوقِ بازنشستگی و رفعِ كمبودهای مالی دولتِ آلمان به مصرف می رسید و ارتباطی با بهبودسازی محیط زیست نداشت.

در اینجا باید گفت هر چه كه زرد است و می درخشد طلا نیست. اگر حزبی نام خود را سبز گذاشت هیچ اعتباری نیست كه درونی دِگر نداشته باشد.

  

واهمگردی، واهمگرایی (۱۱)

این واژه هم در زندگی روزمره و رفتارها و روابط انسانی و هم در حِفاظتِ محیط زیست بسیار حائز اهمّیّت است. این واژه و پایبند بودنِ به مفهومِ عملی آن به معنی قبولِ مسئولیت و در واقع نشان از بلوغِ فردی و فکری و حفظِ مسئولیت اجتماعی است. واهمگردی بدان معنا است كه هر كس مسئولیتِ كار خویش را بعهده بگیرد. و این بخصوص زمانی كه نتایج و عواقبِ یك عملكرد و رفتارِ ما دامنگیر دیگران و جهانِ اطراف گردد. مثال: كارخانه ای كه فاضلابِ صنعتی خود را به رودخانه ای هدایت می كند، اگر آب مورد استفاده و آب آشامیدنی خود را از همین رودخانه و از محلّی كه در جهت جریان آب رودخانه در زیر محلّی واقع شده باشد، كه این كارخانه فاضلاب خود را به این رودخانه می ریزد، تأمین نماید، بطور اتوماتیك نیز در حفظِ كیفیّتِ آبِ رودخانه خواهد کوشید.

 

جمعیّت اكولوژیك یا جمعیّت مصرفی و ضریبِ اكولوژیكِ جمعیّت

این دو واژه یعنی ”جمعیّتِ اكولوژیك“ یا ”جمعیّتِ مصرفی واقعی“ و ”ضریبِ اكولوژیكِ جمعیّت“ یا ”ضریبِ مصرفی واقعی“ و محاسباتِ آنها تعریف شده و ساختِ مترجمِ فارسی كتاب «فاکتور چهار» و نویسندۀ این نوشته است – نویسندۀ آلمانی این کتاب پروفسور دکتر ارنست اولریش فون وایتسزکر می باشد. در اینجا این دو واژه را توضیح می دهم.

با وجودِ جوامعِ به شدّت مصرفی، جوامعی همچون جوامعِ آمریكایی و اروپایی و تفاوتِ سطحِ زندگی و مصرفِ در اینگونه جوامع با جامعه های جهانِ سوّم چون بنگلادش ناعدالتی های اجتماعی در سطحِ زندگی و مصرف به عیان بین اینگونه جوامع مشاهده می گردد.

برای محاسبه و حصول یك مقایسه بین اینگونه جوامع و بدست آوردنِ یك عدد نسبتاً واقعی، یک ایندیکاتور، یک معیار و میزان كه نشان دهندۀ این اختلافات باشد می توان چنین عمل كرد: با مقایسه ریاضی و بدست آوردن تناسب عددی میان ”جای پای اكولوژیك“ جامعه آمریكا (یعنی پر مصرف ترین و ریخت و پاش ترین جامعه بلحاظِ مصرف مادّه و انرژی) و جامعۀ بنگلادش (فقیرترین و كم مصرف ترین جامعۀ زمینی) به یك عدد، به یک نسبت، به یک ضریبِ نسبی دست می یابیم. مثلاً عدد 35. یعنی جامعۀ آمریكا سی و پنج برابر بیشتر از جامعۀ بنگلادش مصرفی است. یعنی یك فردِ آمریكایی سی و پنج برابر بیشتر از یك فردِ بنگلادشی (و فقیرِ جهان سومی) انرژی و ماده مصرف می كند.

بنابراین اگر قرار باشد كه همۀ جوامع زمینی به سازندگی محیط زیست فراخوانده شوند و مسئولیت خویش و سهمِ تخریبِ خود را بعهده بگیرند، عادلانه آن است كه بر اساسِ این تناسب عمل كنیم. یعنی یك فرد آمریكایی كه 35 برابرِ یك فرد بنگلادشی زمین و منابع طبیعی آنرا به مصرف و تخریب می كشاند، بر حسبِ منطق و عدالتِ اجتماعی نیز می بایست مخارجِ سازندگی و حفاظتِ محیط زیست را نیز 35 برابر متحمّل شود. بدین ترتیب است كه با مقایسۀ مصرف تمامی كشورها و جوامع با این دو كشور (یعنی پر مصرفترین و كم مصرفترین كشور روی زمین) می توان به جدولی دست یافت كه جمعیّتِ اكولوژیك یا جمعیّتِ مصرفی كشورها را بدین طریق در این جدول به ما نشان می دهد. بر اساسِ این محاسبه جمعیّتِ اكولوژیكِ آمریكا برابر است با جمعیّتِ واقعی این كشور، در حالِ حاضر یعنی سیصد و پنج میلیون نفر ضرب در عدد 35. عدد 35 را من ضریبِ اكوژیك جمعیّتِ جامعۀ آمریكا می نامم و عددی را كه از حاصلضربِ مذكور بدست آید، جمعیّتِ مصرفی واقعی یا جمعیّتِ اكولوژیكِ آمریكا نام می نهم. بنابراین در واقع جمعیّتِ مصرف کنندۀ آمریکایی و یا همان جمعیّتِ اكوژیكِ آمریكا برابر با یازده میلیارد و هفتصد و بیست و پنج میلیون نفر است.  

پیشنهاد خود را در ارتباط با تأسیسِ صندوقِ ترمیمِ مشكلاتِ جهانی زیست محیطی (و پرداخت كشورها متناسب با ضریبِ مصرفی یا اكولوژیك جمعیّتِ آنها) به همراهِ دیگر راه چاره ها و پیشنهاداتِ علمی عملی در بخشِ دیگر این گفتگو یعنی در ”نقش و مسئولیتِ انسانی ما بطور عامّ و بعنوان یک انسانِ جهان سوّمی“ بطور خاصّ مطرح خواهم نمود.

 

عدّه ای به بريدن شاخه های درختان مشغول بودند،

شاخه هایی كه خود بر آنها نشسته بودند

و از اين تجربه فرياد بَر مي كشيدند،

كه چگونه مي توان بهتر ارّه كرد

آنان با ناله و شيون به اعماق سرنگون می شدند

و كسانی كه امّا در حالِ ارّه كردن آنان را به تماشا نشسته بودند

سرهاشان را از این عَجَب تكان می دادند

و خود امّا به شدّت به ارّه كردن ادامه می دادند.

 

”برت برشت“

 

--------------------------------

پانوشته های بخشِ اوّل

anthropogenes Treibhauseffekt

Treibhauseffekt

كشورهای جزیره ای:

از این چهل و كشور جزیره ای، بخصوص سرزمینهایی كه بنام ”كشورهای جزیره ای كوچك“ معروف گردیده اند و در سه اقیانوس بزرگ، در كاریبیك و دریای مدیترانه قرار گرفته اند، در معرض خطر می باشند. آنها از اینرو به تشكیل اتحادیه آاوسیس AOSIS-Verband اقدام نمودند كه آنها را در كنفرانسهای جهانی زیست محیطی نمایندگی می كند. این كشورها در جدول بالا با رنگِ زمینۀ زرد مشخص گردیده اند.

Ozonloch

FCKW

Ultra Violettes Licht

Nachhaltigkeit, ökologische Nachhaltigkeit

ökologischer Rucksack

ökologischer Fußabdruck

ökologische Steuerreform

Rückkoppelung

 

برگرفته از: 
ایمیل دریافتی از نویسنده
انتشار از: