عده ای از قاتلین مردم ایران را بشناسیم
30.08.2009 - 07:10

جنبش توفنده ی مردم دلیر ایران علیه دارودسته ی دولت ننگین برآمده از کودتای جنایتکاران با گسترش و ژرفش خود نوید بخش پیروزی باشکوه توده ها و رستن از جهنم استبداد قرون وسطایی است . مبارزه ی خردمندانه ی مردم ایران را به حق می توان طلیعه ی ورود آگاهانه بشریت به قرن بیست و یکم دانست . در طی سه دهه حکومت جهل و جنایت، اوباشان حاکم تا توانسته اند با شنیع ترین روش ها به قتل فرزندان بی گناه این مرز و بوم پرداخته و ثروت کشور را مغول وار چاپیده اند . با همه ی ترفند های کثیف کودتا گران خدعه گر برای بخشونت کشاندن جنبش ، مردم ایران هوشیارانه به دام آنها نمی افتند . و چه غرور انگیز نشان داده اند آگاه تر از آنند که ندانند انحراف اعتراض مسالمت آمیز مردم برای آن است تا دست آویزی شود برای تشدید سرکوب و افزودن دایره قتل و جنایت بی رویه علیه مبارزان .

از جمله عرصه های مهم مبارزاتی جنبش افشای جنایت های تبه کاران است . بالاخص با نامه ی شجاعانه ی آقای مهدی کروبی این روش مبارزه وارد دور تازه ای در ابعاد گسترده ای گشته است . نیرو های مردمی و شخصیت های میهن پرست ضمن اتفاق نظر بر حمایت قاطع از اقدامات ستودنی شیخ اصلاحات ، خواستار گستره ی عرصه ی افشا گری ها شده اند . هر شخصی که دارای اطلاعاتی در زمینه ی اقدامات جنایتکارانه طفیلی های جامعه که دستشان آلوده به خون پاک هم میهنانمان است می بایست به هر وسیله ی ممکن آنرا به اطلاع افکار عمومی برساند . تا در فردای پیروزی بر استبداد آنان را به محکمه مردمی کشاند .

بر همین اساس نگارنده به عنوان عضو کوچکی از جامعه ی اهل قلم کشور در حد بضاعت خود در راستای وظیفه ی میهنی به معرفی چند تن از این جانیان میپردازد :

ابراهیم بهنام اصل متولد شهرستان اهر . این جنایت کار که روحا بیماری حاد دگر آزاری دارد قبلا کارمند اداره ی ثبت اسناد بود . در دهه ی شصت پس از تکمیل تحصیلاتش زیر نظر فردید به استخدام وزارت اطلاعات مخوف رژیم درآمده از آنجا مامور خدمت در قوه قضاییه شد . و به پاس خدمات شایان توجه خود در ظلم و ستم به مردم پله های ترقی را به سرعت باد در این دستگاه بیداد پیمود . نامبرده به سمت دادستان شهرستان میانه منصوب گردیده و در همدستی با چند تن از ماموران فاسد اطلاعات به ثروت اندوزی مشغول شد . وی در اندک زمانی ترفیع مقام یافته رییس دادگستری این شهر شد . در سال 1376 پس از انتخابات ریاست جمهوری که به انتخاب آقای خاتمی انجامید . بدستور شخص ناطق نوری برای ارعاب و انتقام گیری از مردم شهر پروژه ی جنایتی شنیع را پی ریخت . پنج جوان بی گناه را که همگی از خانواده های زحمت کش بودند . و حتی با معیار های قانون بغایت ضد بشری خود این رژیم منحط نیز هیچ جرمی را مرتکب نشده بودند . به بهانه ی واهی دستگیر نموده و با ارجاع پرونده به شعبه ی دوم به مسئولیت قاضی کاظمی زاده ( معتاد است ) که حتی لیسانس نیز نداشت حکم اعدام هر پنج جوان بی گناه در ملاء عام را کاظمی زاده صادر نمود . و در کمتر از بیست روز با اعمال نفوذ از دیوان عالی کشور تاییدیه حکم را اخذ ،بلافاصله در میدان مرکزی شهر هر پنج جوان بی گناه ناجوانمردانه اعدام شدند . کلاً دستگیری، صدور حکم و اعدام آن پنج نفر یک ماه طول نکشید . خانواده های آن بی گناهان که همگی تهی دست بودند نتوانستند صدای خود را به گوش کسی برسانند .

ابراهیم بهنام اصل به پاس ارتکاب این جنایت خانه ای در خیابان میرداماد تهران از مسئولان قضایی هدیه گرفت . و به مقام معاونت کل دادگستری استان آذربایجان غربی در ارومیه منصوب شد . وی با همدستی رئیس دادگستری این استان بنام عباس زاده جنایت ها علیه مردم نمود . گستره ی این جنایت ها آن سان وسیع بود ، به تقاضای عباس زاده که وحشت بر جانش افتاده بود برای محافظت از خود و معاونش چندین پاسدار به خدمتشان در آمد . مردم دلیر آذربایجان غربی خود بهترین گواه بر اعمال پست این دو شیاد جانی هستند . که در یک مورد در سالگرد هفت تیر ، هفتاد و دو نفر از زندانیان عادی و سیاسی را شبانه به یاد بمب گذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی با همدستی قاضی معمم دیگری به نام ایمانی اعدام نمودند .

هم اینک ایمانی و عباس زاده در دادگستری استان آذربایجان شرقی در سمت های بالایی مشغول به کار هستند (هر دو مدتی به نوبت دادستان تبریز بوده اند) . عباس زاده رئیس شعبه ی 11 تجدید نظر در این استان است .

ابراهیم بهنام اصل در خانه ای که در خیابان میرداماد تهران به پاس جنایاتش هدیه گرفته ساکن است . و از همدستان نزدیک کودتا چیان می باشد . و مورد اعتماد خاص قاضی مرتضوی .

کاظمی زاده متولد شهرستان سراب . پس از صدور حکم اعدام آن پنج جوان بی گناه با وجودی که لیسانس نداشت استاد حقوق در دانشگاه زنجان شد و رئیس شعبه ی دادگاه کیفری در این استان .

دانستنی تر آنکه منشی این دو همکار ( بهنام اصل و کاظمی زاده ) که رتق و فتق کارهایشان را برعهده داشت شخص فاسدی بود به نام ارهانی . بلافاصله پس از اعدام آن پنج جوان ، ارهانی بدون آن که حتی دیپلم داشته باشد یک شبه قاضی شد و رئیس دادگاه شعبه ی کیفری . نام برده در مقام قاضی بی فوت وقت همسرش را نپسندید و از آن جایی که به اصطلاح تو دلش می زد فورا طلاقش داد . و دختر زیبای یکی از متهمین در دادگاه را به شرط تبرئه وی ، عقد نمود . وی چندین فقره پرونده دال بر فساد اخلاقش دارد که حتی چندین بار از طرف دادسرای انتظامی قضات محکوم شده است . و جالبتر آنکه با هر بار محکومیت به جای تنبیه ترقی مقا م یافته. هم اینک رئیس دادگستری شهرستان اهر می باشد و مشغول کار های آنچنانی اش ......

هوشنگ قره بخشی ( چندین مورد لواط با بسیجیان به اصطلاح صفر کیلو متر در کارنامه ی خود دارد ) و علی داورنیا ( انگونی ) که از سال 1378 در جریان کوی دانشگاه از اداره ی اطلاعات تبریز برای سرکوبی دانشجویان به تهران منتقل شدند . چون اعمال اوباشانه ی آنها مورد پسند سرکوب گران گردید پس از اتمام ماموریتشان به محل قبلی خود برگردانده نشدند و هم اینک جزو مهره های اصلی باند سرکوب طائب می باشند . هر دو تن نام بردگان از شاگردان شاخص سعید امامی بودند . داورنیا چندین فقره پرونده تجاوز به ناموس مردم دارد که با همدستی برادر شا رلاتانش که اینک دادستان شهرستان هشترود می باشد شاکیان را به روز سیاه نشاند .

بهمن ابوالقاسم زاده معروف به بهمن سیاه . وی متولد سال 1342 است . از عاملین فعال کشتار فجیع سال 67 بود . این فرد از کسانی است که باید نامش در جنایت ، پستی و دنائت ماندگار شود . از همان بدو تشکیل وزارت اطلاعات بعنوان شکنجه گر به استخدام آنجا درآمد . نردبان ترقی را به مراتب سریع تر از همپالکی هایش پیمود . روحیات وی در خشونت و بی رحمی مثال زدنی است . از دستیاران مورد توجه سعید امامی و از شاگردان ازغدی پور بود . که در ماموریت های برون مرزی بالاخص در لبنان بر علیه منافع ملی میهن خیانت ها نموده است . هم اینک بسان همه ی افراد فاسد مورد علاقه ی خاص طائب و از دوستان نزدیک سردار حجازی است . در توصیف پستی و رذالت این شخص واقعاً قلم عاجز است .....

باشد که روزی همه ی جنایتکاران و قاتلین فرزندان میهنمان به پای میز محاکمه کشیده شوند .وبا برنامه ریزی درست وعقلانی بر پایه های بشر دوستی چنان زیر بنایی درساختارهای جامعه پی ریخته شود که از اساس زمینه ی شکل گیری ورشد روحیات هر نوع فساد و جنایتی در جامعه خشکا نیده شود. به یقین این امری است دست یافتنی. تا آنروز...

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

ایران گلوبال

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما