بی‌‌فرهنگانی که به نام «فرهنگ ایران» دروغ و شایعه می‌‌پراکنند

چندی پیش آقای پرویز داورپناه در نوشته‌‌ای که در چند سایت منتشر شد با ذکر نام من اتهامات و نسبت‌‌های بی‌‌اساسی را نثار من کرد که به آن‌‌ها پاسخ دادم. یکی از این سایت‌‌ها به نام «فرهنگ ایران» پس ازنشر پاسخ من، نادرستی‌‌های دیگری از سوی آقای داورپناه علیه من آورد که من به آن پاسخ دادم. آقای داورپناه، همچنان به لجن‌‌پراکنی علیه من ادامه داد، ولی سایت فرهنگ ایران بر خلاف وظیفه قانونی و اخلاقی خود از درج آخرین پاسخ من سر باز زد و به جای آن ایمیلی فرستاد با همان ادبیات و اتهامات و برچسب‌‌ها

چندی پیش آقای پرویز داورپناه در نوشته‌‌ای که در چند سایت منتشر شد با ذکر نام من اتهامات و نسبت‌‌های بی‌‌اساسی را نثار من کرد که به آن‌‌ها پاسخ دادم (این جا را ببینید: 

http://www.iranglobal.info/node/48360#comment-54262).

یکی از این سایت‌‌ها به نام «فرهنگ ایران» پس ازنشر پاسخ من، نادرستی‌‌های دیگری از سوی آقای داورپناه علیه من آورد که من به آن پاسخ دادم. آقای داورپناه، همچنان به لجن‌‌پراکنی علیه من ادامه داد، ولی سایت فرهنگ ایران بر خلاف وظیفه قانونی و اخلاقی خود از درج آخرین پاسخ من سر باز زد و به جای آن ایمیلی فرستاد با همان ادبیات آقای داورپناه و اتهامات و برچسب‌‌های مشابه که نشان می‌‌داد گردانندگان سایت به جای یک ناشر بی‌‌طرف، خود در کارزار لجن‌‌پراکنی و پخش دروغ و شایعات بی‌‌اساس علیه من شریکند.

سایت شناسنامه ندارد و نام و مشخصات مسئولان آن معلوم نیست. ایمیل ارسالی از سوی سایت نیز بی‌‌امضا بود. پاسخ من به ایمیل بدون نام ونشان و اعتراض به رفتار و کردار ناپسند آنان این جا آمده است. متن ایمیل آنان نیز در پایان نقل شده است.

آقا یا خانم مجترم بی‌نام و نشان که زیر ماسک «فرهنگ ایران» به من ایمیل زده‌اید.  پندار من این بود که شما در درج نوشته آقای داورپناه تنها به صورت ناشر عمل می‌کنید، گرچه ناشری مسئولیت ناشناس و بیگانه با فرهنگ نشر که کمترین ضوابط اخلاقی و قانونی نشر را رعایت نمی‌کند و نوشته‌ای حاوی اتهامات و برچسب‌های توهین‌آمیز به اشخاص حقیقی را بدون سند و مدرک محکمه‌پسند منتشر می‌کند و در این لجن‌پراکنی خود را شریک می‌سازد.  اکنون می‌بینم که شما خود مدعی هستید و نه تنها جانب آقای داورپناه را گرفته‌اید و از درج پاسخ من به سومین نوشته ایشان سر باز زده‌اید (که نقض صریح قوانین و اصول اخلاقی نشر بشمار می‌رود) که اتهامات  و برچسب‌های جدیدی را (از نوع لجن‌پراکنی‌های آقای داورپناه) خود رأسا نثار من کرده‌اید، با این تفاوت که این حد اقل شهامت را نداشته‌اید که نام خود را پای تراوشات بدیع مغزی خود بگذارید و بلکه جبونانه پشت سپر «فرهنگ ایران» مخفی شده‌اید.

و به راستی، شما از «فرهنگ ایران» چه می‌دانید که آن را هم چون ابزاری به خدمت گرفته‌اید و زیر نام آن چنان می‌کنید که نمونه‌هایی از آن در این ایمیل کوتاه و نفرت‌بار شما آمده است؟

پیام خود را با اشاره به «باقیمانده زندگی» من آغاز کرده‌اید.  ممکن است بفرمایید اولا شما از کجا می‌دانید که از زندگی من چه قدر باقی مانده است، و ثانیا باقیمانده زندگی من به شما چه ربطی دارد که در مورد آن فضولی می‌فرمایید؟  اشاراتی از این قبیل معمولا از سوی دو گروه اجتماعی صورت می‌گیرد.  یکی، گروه‌های مافیایی که عمر کسی را رقم زده‌اند و با اشاره به «باقیمانده زندگی» او تهدید خود را علنی می‌کنند؛ و دیگری خام‌اندیشانی با  ضریب هوشی کودکی دبستانی که حضور و حیات اندیشمندان را مانع جولان کودکانه خود می‌دانند و می‌یابند و آرزوی مرگ آنان را در سر می‌پرورانند.  شما که در پشت ماسک «فرهنگ ایران» پنهان شده‌اید جزو کدام یک از این دو گروه هستید؟

از آغاز افاضه کرده‌اید که «شما مرتب بجای پاسخ مستدل و محکمه پسند یا ارائه مدرک و سندی مبنی  بر بطلان اتهام ارتباط تیمرمن و مناشه امیر با آن جلسه کذایی...»  آقا یا خنم محترم، شما درک خود را از اتهام و مسئولیت اثبات یا رد آن به خوبی همین جا به نمایش گذاشته‌اید.  امروز بچه‌های دبستانی نیز با این اصل اولیه حقوقی آشنا است که «البینۀ علی المدعی» - این بر مدعی و اتهام زننده است که با دادن «پاسخ مستدل و محکمه پسند یا ارائه مدرک و سند» اتهام خود را ثابت کند.  درقاموس کدام «فرهنگ» شما آمده است که کسی مجبور باشد برای بطلان اتهام سند و مدرک ارائه دهد؟  با استدلال شما، من می‌توانم هر اتهام کوچک و بزرگی را به شما نسبت دهم و بعد شما مجبور باشید شب و روز بدوید تا شاید بتوانید «با مدرک و سند» آن اتهام‌ها را باطل کنید.  و طرفه این که این کار را «محکمه پسند» می‌دانید.  لغات و کلمات بزرگسالان را خوب یاد گرفته‌اید ولی نمی‌دانید آن‌ها را کجا و چگونه به کار ببرید و به این وسیله سطح درک و دانش خود را برملا می‌سازید. 

علاوه بر این، این درجه از فهم شما نشان می‌دهد که چرا در نشر مقالات پر از اتهام وادعاهای دروغ و بی‌پایه، به صورت بی بند و بار عمل می‌کنید و از اشاعه دروغ و شایعه پراکنی و نفرت ابا ندارید.  بعد هم که فرد مورد اتهام از خود دفاع می‌کند و شما که بر اساس اولیه ترین معیارهای قانونی واخلاقی موظفید پاسخ فرد مورد اتهام را منتشر کنید از آن ابا می‌کنید (خودداری از درج پاسخ سوم من به ادعاهای نادرست سومین نوشته داورپباه) و با تکرار و افزودن بر ابهامات بی اساس، خودتان در مقام اتهام زنی و شایعه پراکنی بر می‌آیید.  یعنی نشان داده‌اید که بر خلاف ادعای شما که شایعه پراکنی و افتراهای آقای داورپناه و پاسخ‌های من «ربطی به شما ندارد» شما خود یک پای جریان هستید و در شایعه پراکنی و نفرت انگیزی دست کمی از ایشان ندارید.

از بسیاری از افاضات دیگر شما خنم یا آقای مخفی شده زیر ماسک «فرهگ ایران»  می‌گذرم وفقط به چند نکته مشخص که در آن آمده و سطح «فرهنگی» شما ر ا به نمایش می‌گذارد اشاره می‌کنم. 

گفته‌اید «چند سایت دیگر، یک هفته جلوتر این مطلب را منتشر کردند». آقا یا خانم عزیز، عمل دیگران توجیه‌گر عمل شما نیست.  باید یاد بگیرید که هر کس مسئول اعمال خویش است و شما نمی‌توانید عمل نادرست خود را به استناد این که کس دیگری نیز (به فرض) آن را مرتکب شده است درست بخوانید.

شما هم‌چنین اظهار خوش‌حالی کرده‌اید که «خوب شد حکومت دست شما و همفکران شما نیفتاد و باشد که هرگز هم نیافتد».  ممکن است بفرمایید که شما چه کسانی را «همفکران» من می‌شناسید و از کجا می‌دانید که من و این «همفکران» دنبال گرفتن حکومت بوده‌ایم و هنوز هستیم و این امر باعث نگرانی شما شده است؟  بعد هم اضافه فرموده‌اید که «و گر نه سروکار مردم با سیخ و زنجیر خواهد بود».  واقعا چه وحشتناک می‌بود اگر این سناریوی خیالی شما اتفاق می‌افتاد یا بیفتد.  یعنی به ادعای خانم یا آقای شجاع «فرهنگ ایران» کشوری که چون «از حکومت من و همفکرانم» در امان مانده بهشت برین شده است و در طول 36 سال نشانی از فقر و فحشا و فساد و جهل و خرافات و جنگ و کشتار و ترور و سرکوب زنان و اقلیت‌های مذهبی و قومی و سیاسی در آن دیده نشده و  سدها هزار نفر از مردم آن قربانی جنگ یا اعدام و قتل‌عام‌های وسیع نشده‌اند و میلیون‌ها نفر به خاک و خون کشیده نشده‌اند و کرور کرور آدم‌ها برای فرار از این بهشت برین خود را به آب و آتش نزده‌اند و کشور گرفتار بلای جنگ و تحریم و انزوای جهانی نشده و از شلاق و اعدام و قتل عام و سنگسار و شکنجه و کودک کشی دولتی در آن خبری نبوده است، اکنون از شما َآقا یا خانم بی‌نام و نشان می‌شنویم که چنین کشوری ممکن بود دست کسانی بیفتد که در آن «سروکار مردم با سیخ و زنجیر» می‌بود.  من البته چنین «همفکرانی» با این خصوصیات نمی‌شناسم، ولی واقعا شما درک بی‌نظیری از شدت و ضعف ابزار سرکوب و جنایت دارید که به مغز هیچ نابغه‌ای خطور نمی‌کند.  و البته همه می‌دانیم که این کشور گل و بلبل پس از انقلاب ابتدا به دست چه کسانی افتاد که به فاصله کوتاهی آن را تحویل آخوندهای حاکم دادند و آنان چه بهشتی از آن ساختند.

«افشا» فرموده‌اید که علاوه بر «مناشه امیر» که به ادعای آقای داورپناه در «آن جلسه کذایی» حاضر بوده «حتی همسر مناشه امیر هم همراهش بود»ه است.  برای من که جلسه را اداره می‌کردم این خبرها تازه است، و مشتاقم از شما و آقای داورپناه که بدون حضور در جلسه ظاهرا خیلی چیزها می‌دانید که من نمی‌دانم بخواهم که لطفا لیست حاضران در آن را منتشر کنید که من هم بدانم چه عناصر نامطلوبی آنجا بوده‌اند که نه من و نه دیگر اعضای هیئت رییسه آنان را ندیده‌اند و اکنون به یمن افشاگری‌های مستند و مستدل شما و آقای داورپناه از حضور آنان مطلع می‌شویم. 

و راستی اشکال اصلی و عمده آقایان کنت تیمرمن و مناشه امیر (و همسر او، بنا بر کشفیات جدید شما) و «حضور» ادعا شده‌شان در آن «جلسه کذایی» چه بوده است، کسانی که به گفته شما «به کشورشان خدمت می کردند و شاید هم در کشورشان قهرمان باشند» (و واقعا خوشا به حال آمریکاییان و آقای اوباما که کسی مانند تیمرمن قهرمانشان باشد!)؟  پاسخ را شما مرحمت کرده بیان فرموده‌اید: اینان  قبل از هر چیز دیگر، که نام برده‌اید، «یهودی تبارند».  بله، از دید کسی که پرچم «فرهنگ ایران» را به دست گرفته نه فقط یهودی بودن و بلکه یهودی تبار بودن نیز جرم است و این را کسی می‌گوید که در قلب اروپا زندگی می‌کند و در باره فاجعه هولوکاست باید چیزهایی شنیده باشد و اکنون در قرن بیست و یکم در این بلاد، نه فقط یهودی بودن یک شخص و بلکه یهودی بودن آبا و اجداد او را جرم می‌شناسد و بی‌محابا این نفرت نژادگرایانه شدید خود را بروز می‌دهد.  و این یهودی‌تباران بالفطره به قول شما و آقای داورپناه برگزار کننده و تدارک دهنده و افتتاح کننده و اداره کننده جلسه‌ای بوده‌اند که به قول شما «ایرانیان برای رهایی کشورشان تشکیل داده» بودند.  (و راستی اگر جلسه را «ایرانیان» آن هم «برای رهایی کشورشان» تشکیل داده بودند، پس این آسمان ریسمان بافتن‌ها مربوط به این که دو «یهودی تبار» همه کاره جریان بوده‌اند چه می‌شود؟)

طنز تلخ و فاجعه‌بار ماجرا این است که آقا یا خانم نویسنده این خزعبلات نه فقط عنوان نمایندگی «فرهنگ ایران» را یدک می‌کشد و نلکه سه آموزه اخلاقی باقی مانده از عصر باستان یعنی «انیشه نیک، رفتار نیک و کردار نیک» را بر پیشانی سایت خود چسبانده است تا تلویحا خود را پای‌بند به این اخلاقیات بشناساند.  صرف نظر از این که رفتار او در این جا ناقض دست کم دو اصل از این سه اصل است، پرسیدنی است کسی که خود را پیرو این سه اصل می‌شناسد آیا نامی هم از کوروش کبیر و منشور او شنیده است؟  آیا او نمی‌داند که یکی از افتخارات بزرگ کورش این بود که او پیروان ادیان را آزاد گذاشت که هر کدام با آیین خود به عبادت برخیزند؟   و آیا او نشنیده است که کوروش به دلیل این که قوم یهود را از اسارت آزاد کرد، در متون مقدس یهود و (به تعبیری) قرآن، مورد تقدیس و تمجید قرار گرفته است؟  و حال ییش از2500 سال از آن واقعه و ده‌ها سال پس از فاجه هولوکاست و در نیمه دهه دوم قرن بیست و یکم میلادی در قلب اروپا، کس و یا کسانی برای تخطئه یک فرد، بیش و قبل از هر چیز دیگر بر «تبار یهودی» او انگشت می‌گذارند و در عین حال خود را به فرهنگ باستان ایران که یکی از مظاهر برجسته آن کوروش کبیر و منشور بی‌نظیر او وفرمان تاریخی‌اش در آزادسازی یهودیان است، می‌چسبانند.

و نکته طنز آمیز آخر این که شما با این همه «فرهنگ» و اندیشه و رفتار و کردار «نیک»تان به خود حق می‌دهید که در مقام یک داور مطلق در مورد «میهن‌پرستی» دیگران حکم صادر بفرمایید و ملاک تعیین کنید.  ممکن است بفرمایید چه کس یا نهادی جواز صدور حکم در باره میهن‌پرستی دیگران را برای شما صادر کرده است، و یا شما در کدام مدرسه درس میهن‌پرستی خوانده‌اید که اکنون به خود اجازه این فضولی‌ها را می‌دهید؟

واقعا که اگاهی و مسئولیت‌شناسی و شعور فرهنگی شما، در عین مصادره عنوان پر طمطراق «فرهنگ ایران»، شما را مصداق کامل داستان یک مدعی دیگر فرهنگ کرده که از برناردشاو، نویسنده معروف انگلیسی نقل شده است.. این داستان را بخوانید، شاید مقام خود را بشناسید و ببینید بیمایگانی مانند شما آقا یا خانم محترم بی‌نام و نشان که وارد معقولات می‌شوند و ادعای فرهنگ می‌کنند چرا جز عرض خود بردن و زحمت دیگران داشتن هنری از خود بروز نمی‌دهند.

می‌گویند روزی نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو ميپرسد: استاد شما برای چی می نویسید ؟  و او جواب مي‌دهد  برای یک لقمه نان.  نویسنده جوان برآشفته شده و مي‌گويد: "برای شما متاسفم! من برخلاف شما برای فرهنگ می‌نویسم! و برنارد شاو در پاسخش مي‌گويد:مشکلی نيست پسرم هر کدام از ما برای چیزی می‌نویسیم که نداریم!                               

From: Farhang Iran [mailto:info.farhangiran@gmail.com

Sent: Saturday, July 25, 2015 8:31 PM
Subject: site farhangiran

 

آقای محترم با درود خدمت شما

ببخشید مثل اینکه شما قصد دارید باقیمانده زندگی خود را به بحث و جدل با آقای داورپناه بگذرانید. خوب اگر چنین است شما سرنوشت خود را در دست دارید و به ما هم ربطی ندارد. شما مرتب بجای پاسخ مستدل و محکمه پسند یا ارائه مدرک و سندی مبنی  بر بطلان اتهام ارتباط تیمرمن و مناشه امیر با آن جلسه کذایی که هردو نفر هم در آن جلسه حاضر بودند  و حتی همسر مناشه امیر هم همراهش بود ارائه نمی دهید و مرتب نصیحت می کنید به راه راست هدایت می کنید و یا درس اخلاق می دهید. پیشنهاد می شود اگر احساس می کنید به شما افترا زده شده است حتماً به دادگاه شکایت کنید، در این پاسخ و ایمیل پراکنی شما حرف تازه ای دیده نمی شود.

در ضمن به سایت ما هم ایراد می گیرید که اصلاً ! چرا این مطلب را منتشر کرده ایم و می نویسید؛ نشر ادعا های نامستند به شایعه پراکنی و تخریب دیگران است. به آگاهی شما می رسانیم که اولاً چند سایت دیگر، یک هفته جلوتر این مطلب را منتشر کردند و چرا از چشم ما می بینید؟ 

خوب شد حکومت دست شما و همفکران شما نیفتاد و باشد که هرگز هم نیافتد و گرنه سروکار مردم با سیخ و زنجیر خواهد بود. جنابعالی ادعای دموکرات بودن می کنید ولی حتی طاقت یک انتقاد را هم ندارید. آخر خود شما از خودتان نپرسیدید حضور این دو نفر یهودی تبار و پیرو تفکر صهیونیسم، یکی آمریکایی و یکی اسرائیلی در جلسه ای که ایرانیان برای رهایی کشورشان تشکیل داده اند برای چه بوده است؟ البته این دو نفر به کشورشان خدمت می کردند و شاید هم در کشورشان قهرمان باشند ولی مطمئن باشید دلشان برای ایران و ایرانی نمی سوزد و نخواهد سوخت و ایران برای آنان سر سوزنی ارزش ندارد. اگر کسی میهن پرست بود یا آن دو تن را از جلسه بیرون می کرد و یا اگر زورش نمی رسید و آنان صاحب جلسه بودند خودش جلسه را ترک می کرد.

شاد باشید

https://www.facebook.com/HosseinBagherZadeh

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب کیانوش توکلی، من و نظر من در اینجا ربطی به «فرهنگ ایران» ندارد. من «فرهنگ ایران» را نمی شناسم. این مطلبی را که در اینجا نوشته ام در رابطه با آقای باقرزاده، چون کوتاه نوشته بودم، شاید سوءتفاهم ایجاد کرده است. این مطلب در اینجا بعنوان جوابی بود که سالها در خود داشتم و بروز دمی دادم. این مطلب من در اعتراض به جلساتی بود که ایشتان و برخی دیگر از ایرانیان در کلن و شهرهای دیگر اروپا با نام و یا برای مثلاً «نجات ایران» می گرفتند و در آن افراد غربی مانند انگلیسی ها و آمریکاییها نیز شرکت می جستند. مقالات ایشان و نظرات ایشتان این چیزها را کتمان نمی کند و من نیازی ندارم که به ایشان تهمت بزنم، خود ایشان اینها را در منشور ۸۸ (و همکاری با سلطنت طلبان) و مقالات خود و مواضع خود توضیح می دهد. یکبار دیگر می گویم که تارنمای «فرهنگ ایران» را من نمی شناسم و برای اولین بار نام آنرا در اینجا

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پاسخ تارنمای فرهنگ ایران به آقای حسین باقر زاده و آقای کیانوش توکلی
خلاف آنچه که آقای باقر زاده مدعی شده است در سایت فرهنگ ایران دوبار در نشانی های زیر اعتراض و پاسخ ایشان به آقای پرویز داورپناه درج شده است که می توانید مشاهده کنید و به نادرستی ادعای ایشان پی ببرید.
ایمیل آقای حسین باقر زاده به تارنمای فرهنگ ایران در اعتراض به مقاله آقای پرویز داورپناه
http://www.farhangiran.com/content/view/10013/58/
پاسخ دوباره آقای باقر زاده به آقای داورپناه
http://www.farhangiran.com/content/view/10016/58/
در آخرین ایمیلی که ایشان به سایت فرهنگ ایران فرستاده است ضمن ناسزا گویی علیه پروزی داورپناه و سایت فرهنگ ایران همان همان حرف های تکراری و بدون مدرک خود را بیان داشته و پاسخی هم از سوی ما دریافت کرده است که آن را عنوان نمی کند چون لابد به صلاح ایشان نیست که همان پاسخ را در زیر می آوریم :
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب جواد ولدان / شما در روز روش دارید اتهام «کلی» می زنید . اینکه کسی با حمله نظامی برای تغییر رزیم دیکتاتوری موافق و یا مخالف باشد؛ یک فکر است و دلیل نمی شود که بازهم اتهام زنی را در اینجا تکرار کنید ؛ دروغ بنویسد و بد تر از همه جوابیه حسین باقرزاده را در سایت خود منتشر نکنید و انهم تحت عنوان «فرهنگ ایران»

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این نخستین باری نیست که این فرد و افرادی مثل او با این اجانب نشست و برخاست دارند و مشکلات ایران و ایرانی را با اسراییلها و آمریکاییها می خواهند حل کنند. اینها حتی حاضرند و عملاً از نوشته و گفته هاشان بر می آمد که به حمایت آمریکا و اسراییل به ایران حملۀ نظامی کنند و حکومت ارتجاعی را با دست آمریکا برچینند! اینگونه افراد به نظر من، تنها بوی کباب شنیده اند و تشنۀ قدرتند! شرمتان باد که تیتر «دکتر» را هم به دوش می کشید و با آن عوامفریبی می کنید و عده ای که عقلشان تنها در چشمشان است، به دنبال ... شما می افتند! من در همان سالها که اینها با این آمریکاییها و ... جلسۀ نجات ایران می گرفتند در سایت های مختلف از جمله اخبار روز از آلمان و سایت خودم ایران آزاد، به افشاگری ین عناصر پرداختم.