هفته پیش در ژنو چه گذشت؟(گزارش)

دومین اجلاس کمیسیون مربوط به اقلیتهای ملی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد – هفته پیش در روزهای پنج شنبه و جمعه 12 و 13 نوامبر در مقر مرکزی سازمان ملل متحد در ژنو، بر گزار گردید. در این اجلاس نمایندگان بیش از 50 کشور عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد- United Nations Human Rights Council و نیز تعداد زیادی از نمایندگان ملل غیر عضو شورای حقوق بشر، مانند ایران - نمایندگان اتحادیه و بلوک های سیاسی و اقتصادی مانند اتحادیه اروپا، شورا و کمیسیون اروپا، پارلمان اروپا، بانک جهانی...

دومین اجلاس کمیسیون مربوط به اقلیتهای ملی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد – هفته پیش در روزهای پنج شنبه و جمعه 12 و 13 نوامبر در مقر مرکزی سازمان ملل متحد در ژنو، بر گزار گردید.

در این اجلاس نمایندگان بیش از 50 کشور عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد- United Nations Human Rights Council و نیز تعداد زیادی از نمایندگان ملل غیر عضو شورای حقوق بشر، مانند ایران - نمایندگان اتحادیه و بلوک های سیاسی و اقتصادی مانند اتحادیه اروپا، شورا و کمیسیون اروپا، پارلمان اروپا، بانک جهانی، سازما نهای تخصصی سازمان ملل مانند UNICEF, UNDP, UNHCR,UNESCOسازمانها و ان جی او های بین المللی مانند سازمان عفو بین المللی و دیدبان حققو بشر، MRGسازمان حقوق بشر اهواز و شخصیت ها و سفرا و نیز نمایندگان بیش از300 اقلیت های ملی و مذهبی و نیز سازمان ملل و اقوام بدون نماینده - UNPO ،در این اجلاس شرکت کردند.

تم امسال چگونگی مشارکت موثر در حاکمیت سیاسی و عوامل جلو گیری از آن بود.

دراین اجلاس، از کنگره ملیتهای ایران فدرال بعنوان سازمانی که اعضائ ان نماینده اقلیتهای ملی ایران که حد اقل نمایندگی نصف جمعیت ایران را دارند دعوت بعمل آمده بود . هم چنین از بعضی از احزاب و سازمانهای عضو کنگره ملیتهای ایران فدرال، برای شرکت در این اجلاس دعوت داشتند. تعداد دیگری از احزاب و دیگر سازمانهای مدنی از ایران نیز دعوت شده بودند.

نکات بسیار بارز اجلاس امسال کمیسیون مربوط به اقلیتهای ملی شورای حقوق بشر سازمان ملل اجمالاً به شرح زیر است:

• نمایندگان ملیتهای عضو کنگره ملیتهای ایران فدرال- از جمله ملیتهای کرد و عرب و بلوچ و لر بختیاری با لباسهای محلی، بسیار زیبا و رنگا رنگ خود ، در این اجلاس شرکت کردند که این باعث خشم فوق العاده سه نماینده و دیپلمات های ایرانی شرکت کننده را به همراه داشت.

• ریاست جلسه امسال با خانم باربارا لی، نماینده سیاه پوست کنگره آمریکا از ایالت فلوریدا، از رهبران جناح چپ حزب دمکرات، نایب رئیس کمیته بین المللی کنگره آمریکا، ریاست فراکسیون نمایندگان مترقی سیاه پوست کنگره آمریک( مجلس شورا)و از مدافعین سر سخت اقلیتهای ملی و فرهنگی و زبانی در آمریکا، بود. ایشان در سخنان پیش از دستور از مبارزات مدنی اقلیت سیاه پوست در آمریکا در چند دهه گذشته و نیز تاریخچه کوتاهی از مبارزات خود و بعد ازمبارزه و پیروزی باراک اوبا ما سخن گفت و در خاتمه اضافه کرد که این قرن متعلق به مبارزات اقلیتها و ملیت های تحت ستم مضاعف برای احقاق حقوق خود میباشد.

• حکومت جمهوری اسلامی ظاهراً با اطلاع به شرکت اقلیتهای ملی و مذهبی ایرانی در این اجلاس با شرکت یک هیئت سه نفره حضور فعال داشت (گرچه بوضوح از شرکت فعال آمریکاو بخصوص ریاست خانم بارارا لی بسیار دلخور وناراضی بودند و در چند نوبت سعی در جلوگیری از صحبت نمایندگان اقلیتهای ملی ایرانی را داشتند).

• هرکدام از سازمانهای اقلیت های ملی در ایران در هر قسمت از دستور کار و بنوبت بیانیه هائی در مدت 3 تا 5 قیقه خوانده و سپس با تشریح وضعیت خود درا یران ، پیشنها دات مشخصی را برای مشارکت سیاسی ، تقدیم کردند . بعضی ازاین بیانیه ها روی سایت های سازمان ملل منعکس شده است. در بعضی موارد- بدلایل کمبود وقت- سخنرانان سخنرانی خود را تقدیم و شفاهاً فقط قسمت هائی از آنرا خواندند.

• نمایندگان ایران بعد ازصحبت هر نماینده بلوپچ و عرب و ترک و کرد و لر، با عصبانیت فوق االعاده و بی نظیری با بلند کردن دست، مرتب تقاضای جواب میکردند. در خلال این دو روز نماینده ایران در دو نوبت 5 و 3 دقیقه ای ، پس از صحبت نماینده بلوچ و عرب سخنانی در مخالفت با آنها ایراد کردند ، و در هر دو نوبت، از سازمان ملل و از برگزار کنندگان اجلاس بدلیل دعوت و دادن اجازه صحبت به اقلیتهای ایرانی ، با شدت تمام انتقاد کردند. نماینده ایران در سخنان روز پنج شنبه از خانم باربارا لی ریاست جلسه خواست که جلوی صحبت نمایندگان اقلیتهای ایرانی را بگیرد، که مسلماً به آن وقعی گذاشته نشد.

• نماینده ایران در صحبت های خود گروه ها و سازمان های کرد و ترک وعرب و بلوچ بختیاری ایران را تروریست و مجازی و غیر حقیقی یا FAKE( خوانده، منکر هر نوع کاستی و نقض حقوق بشر در ایران شد، و جمهوری اسلامی را بهترین دمکراسی در دنیا خواند. و اینکه تمام اقلیتهای ملی در ایران به زبان خود تدریس میکنند و نشریه و رادیو تلزیون دارند و اینکه حکومت سالی 20 ملیون دلار صرف تدریس زبان اقلیت های غیر فارس میکند!!؟؟ ایشان گفتند کلیه اقلیت های ملی غیر فارس در ایران با داشتن نمایندگانی در مجلس شورا به تناسب جمعیت خود از کلیه آزادی و مواهب اجتماعی و اقتصادی برخوردارندو (با اشاره به نمایندگان اقلیت های ملی در ایران) همه اینها گروهی تروریست و جاسوس بیگانه و بوسیله کشورهای بزرگ غربی درست شده و از جانب آنها پشتیبانی میشوند (جالب اینکه با توجه به عرف عدم ابراز احساسات در اغلب اجلاسیه های های سازمان ملل- بااینوصف صحبت های همگی نمایندگان اقلیتهای ملی ایران با دست زدن و ابراز احساسات بسیار شدید نمایندگان جامعه جهانی و حضار و در عوض بعد از سخنان نمایندگان ایران در روز اول یعنی پنج شنبه فقط نماینده دو حکومت مرتجع و در سخنان روز دوم حتی یک نفرهم برای نماینده ایران ابراز احساسات و یا همدردی نکرد).

در این جا سعی میشود ترجمه فارسی سخنان (ارائه شده به مترجمین ) نمایندگان اقلیت های ملی ایرانی که در این اجلاس شرکت کردند یکی پس از دیگری به تناوب درج نمائیم:

1. سخنرانی سازمان های مدنی عرب های ایران در اجلاس عمومی

و سالیانه کمیسیون اقلیت ها ی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد.

سخنرانی رئیس هیئت نمایندگی عرب خوزستان:

با تشکر فراوان از شما خانم بابارا لی ، نماینده محترم کنگره آمریکا و با تشکر از ریاست دائمی شورا و فرم اقلیتها، خانم گی مک دوگل، متخصص ویژه سازمان ملل در امور اقلیتهای ملی و نماینده دبیر کل - از دادن این فرصت برای ارائه نظرات خود بسیار ممنونیم.

این یک بیانیه جمعی است و به نمایندگی از سازمان های زیر انجام میگیرد:

سازمان حقوق بشر اهواز

سازمان ملل و اقوام بدون نماینده در سازمان ملل

کنگره ملیت های ایران فدرال

جمعیت دوستداران فرهنگی اهوازدر بریتانیا

حزب همبستگی دمکراتیک اهواز

بنیاد تعلیم و تربیت و حقوق بشر اهواز

مركز اطلاعات وپژوهش اهواز

ما در اینجا از جانب بیش از 5 میلیون عرب ایرانی و یا اقلیت عرب اهوازی در ایران سخن گفته و صدای آنان را بدینوسیله به شما و به جهان میرسانیم.

بنابراین با علم و توجه به تم اجلاس – مشارکت موثر اقلیتها ی ملی در قدرت سیاسی -و موانع موجود در این ضمینه_ من تلاش می کنم تم را در چهار چوب ایران و در رابطه با جمهوری اسلامی ایران بررسی کنم:

خانم رئیس- مشارکت نمی تواند در خلاءانجام گیرد و مستلزم اینست که در مرحله اول خود حکومت هائی که دارای اقلیتهای ملی خارج از قدرت هستند ، پیش قدم شده و این مشارکت را تشویق و ضمینه این مشارکت را فراهم نمایند.

ما در ایران کشوری داریم با تکثر مذهبی وملی و قومی و جامعه ایران جامعه ای است چند ملیتی ، چند قومی و چند زبانی وچند فرهنگی که متشکل از ترکان، اعراب ، فارس ها ، کردها ، بلوچ و ترکمن و لر و بختیاری و دیگر ملیت و اقوام میباشد که بیش از ً60 ٪ جمعیت را تشکیل میدهند. اما متاًسفانه خلق یک هویت ملی در ایران در 80 سال گذشته ، یعنی از سال 1925 به بعد و اززمان انقراض قاجاریه و بر آمدن رضا شاه، نه بر مبنای شرایط عینی و وجود این تعدد ملی و قومی، بلکه بر اساس تقویت و حاکمیت یک ملیت و یک زبان و یک فرهنگ و یک تاریخ – یعنی فارسی -و به حاشیه راندن و سرکوب دیگر اقلیتها و اقوام تشکیل دهنده جامعه ایران، بنا شده است.

نظام دولتی در ایران فوق العاده متمرکز میباشد. ایران نیز مانند بقیه کشورهای خاور میانه و خاوردور ، یک دولت -ملت نبوده و اکنون نیز نیست و هر گونه تلاش برای تک ملیتی ،تک قومی ، تک زبانی و یا تک فرهنگی کردن آن، و یا تبدیل مصنوعی آن به یک دولت-ملت ، با شکست مواجه خواهد شد.

خانم رئیس بنظر ما اولین مانع مشارکت موثردر ایران عدم اعتراف و برسمیت شناختن این اقلیت ها میبا شد.

بنظر ما مشارکت زمانی میتواند موثر باشد که حکومت درایران –به این تنوع قومی اعتراف کرده و آنرا به رسمیت شناسد . مضافاً اینکه حکومت کاملاً باید شمولیت داشته و در برگیرنده همه اعضاء تشکیل دهنده جامعه ایرانی باشد . حکومت میبایست جبران عدم توازن و توسعه در کلیه زمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را در میان استان های اقلیت نشین غیر فارس را کرده و و سعی در محو تبعیض و شکاف موجود در جامعه را بنماید.

ایران امضا ء کننده کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ICCPR است بنابراین باید به قوانین بین المللی و تعهد خود پایبند بماند ، و حمایت از حقوق اقلیت های قومی و مذهبی را که به وضوح در این کنوانسیون آمده است ،تضمین ودر صدر برنامه های خود قرار دهد.

تدریس زبان مادری اقلیت های غیر فارس در مدارس ابتدایی یک ضرورت مبرم است که هر گونه تاخیر در اجرای آن نوعی ستم و تبعیض ملی با پشتیبانی حکومت تلقی میگردد.

برای مثال در منطقه ما -دانشگاه دولتی شهید چمران اهواز در استان عرب نشین خوزستان واقع شده است. تعداد دانشجویان آن قریب چهل هزار نفراست اما فقط چیزی قریب به 2000 یا 6 ٪ دانش جویان عرب هستند. مشارکت دادن بنظر ما یعنی اینکه باید حداقل 50 ٪ در صد دانش جویان ازاقلیت عرب ، بومی و محلی بوده و در صورت جدی بودن ایران اینکار باید بلافاصله- در دستور کار این دانشگاه قرار گیرد.

فراتر از 17 نشریه در استان خوزستان ، استان اکثریت عرب نشین وجود دارد ولی هیچ کدام به زبان عربی نیستند. تلویزیون و رادیو در استان در انحصار دولتی بوده و اقلیت عرب اهوازی به آن دسترسی ندارد. این شرایط باید تغییر کنید تا مشارکت انجام گیرد.

علاوه بر این ، برای مشارکت موثر، این رژیم نیاز به ارائه طرحی برای از بین بردن و یا محدودکردن شکاف عمیق فرهنگی ، اقتصادی بین اقلیت های قومی و بومی عرب و مهاجرین از خارج از استان دارد. عرب های اهوازی سهمشان از مشاغل دولتی فقط 10-15 ٪ است در حالی که بیش از 70درصد جمعیت استان عرب است.

• در استان عرب نشین خوزستان کلیه مقامات سیاسی ، نظامی، امنیتی ، فرماندهان ، افسران ، شهرداران و تمام مناصب بالا و میانی در سطح مقامات دولتی همواره از مردم غیر عرب و غیر محلی بدون هیچ گونه مشورتی با مردم عرب از طرف حکومت مرکزی منصوب شده و میشوند. •این تبعیض در استخدام در پرتو این واقعیت که حکومت بزرگترین کار فرما میباشد ، بسیار حادتر جلوه گر میگردد.

خانم رئیس ، حضار محتر ، خانم ها و آقایان: در ایران و در هر کجابی دیگر فقر یکی از عوامل عمده حاشیه نشینی و عدم مشارکت سیاسی است.

• در حالی که از زمین های آبا واجدادی عرب های بومی در جنوب ایران بیش از 4.5 میلیون بشکه نفت در روز تولید میشود ، که حدود 90 ٪ از مجموع تولید نفت ایران است ؛ عرب های بومی در فقر فاحش زندگی می کنند- به آنها هیچ بخشی از این درآمد $ 78میلیارد دلار ی در آمد سالانه نفت- حتی یک درصد تعلق نمی گیرد.

یک لایحه قانونی که اختصاص 1.5 درصد از درآمد نفت رابه خوزستان برای توسعه زندگی مردم در نظر گرفته بود ، به تازگی و برای بار چهارم، در مجلس شورای اسلامی ایران رد شده است.

استقلال قوه قضائیه و مشارکت دادن اقلیتها د رمناطق سکونت خود ، یکی دیگر از عوامل مهم مشارکت سیاسی است:

در ایران و در خوزستان یعنی منطقه عرب نشین ایران، من خود میبایست به عنوان مترجم ، پدر و مادرم را به دادگاه همراهی میکردم چون پدر و مادرم بیسواد وبنابراین فارسی نمیدانستند و لاجرم حرف قاضی و مندعی العموم و وکیل و اصولاً زبان قانون را – در کشور خود- نمی فهمیدند-. آیا در این شرایط امکان مشارکت وجود دارد؟ بنابراین من با صحبت های شما در مقدمه که استقلال قوه قضائیه و دسترسی اقلیت ها به قانون را از مهم ترین پیش زمینه های مشارکت اقلیتها در امور خود میدانید، موافقم.

قانون اساسی ایران فقط زبان فارسی را بعنوان تنها زبان رسمی کشور برسمیت میشناسد- یعنی دیگر زبانها - و به نوعی متکلمین به دیگرزبان ها را، یعنی شهروندان ایرانی غیر فارس را بطور ضمنی-غیر رسمی و شهروندان درجه دو، میشناسد.

برای مشارکت لازم است که بخش های خصوصی و دولتی استخدام افراد بومی و محلی را در دستور کار خود قرار دهند و با اجرای سهمیه بندی مثبت ، حداقل 40 ٪ این مشاغل را به ساکنان بومی اختصاص دهد تا مشارکت در امور افتصادی و اجتماعی معنی و مفهومی داشته باشد.

برای مثال میشود با کمک از سازمان توسعه ملل متحد در ایران- یو ان- دی –پی- UNDP ، ایران را مجبور به بازگشت زمینهای مصادره شده کشاورزان عرب (بوسیله سپاه و بسیج) به صاحبان اصلی ، نمود.

ماده 48 از قانون اساسی ایران میگوید " در ایالات و استانها باید تبعیضی در میان استان های مختلف در مورد بهره برداری از منابع طبیعی و استفاده از درآمد های عمومی و توزیع آنها و دیگر فعالیت های اقتصادی در میان نباشد". با این حال بیش از 80 ٪ از سرمایه گذاری دولت در استان های مرکز و فارس زبان و فارس نشین انجام میگیرد.

سیاست های تبعیض نژادی بر علیه عر بها باید کنار گذاشته شود. شهرک های رامین1 و 2 و 3 و 4 و شیرین شهر که با آپارتمان های بسیار شیک که برای یک میلیون غیر بومی و غیر محلی با حصار های بلند برای مهاجران غیر عرب در سر زمینهای عرب خوزستان ساخته شده تا ترکیب قومی را بنفع مهاجران و به ضرر عرب ها تغیر دهد ، باید تغیر پیدا کند و این منازل میبایست دراختیار همگان قرار گیرد.

مین های باقی مانده از جنگ ایران و عراق و سرزمین های عرب در مرزهای ایران و عراق باید مین زدائی شود و این زمینها با ید به صاحبان اصلی ان مسترد شود تا دوباره برای مصرف کشاورزی و توسعه اقتصادی در مناطق اقلیت نشین بکار گرفته شود.

سابقه اقلیت قومی- ملی عرب در ایران:

• بیش از پنج میلیون عرب بومی اهواز در جنوب شرق ایران در استان خوزستان زندگی می کنند که در نزدیکی مرز- در جنوب عراق قرار دارد - خود مردم بومی عرب منطقه این استان را با نام تاریخی آن یعنی اقلیم و یا منطقه اهواز که به عربی الاهواز و یا اسم رسمی آن از زمان صفویه و قبل از تغیر آن به خوزستان در سال 1936 ، بنام عربستان می خوانند .

خلق و یا ملیت عرب در ایران اقلیتی نژادی،اقلیتی قومی ، ملی و زبانی در ایران است. از لحاظ تاریخی ، این جامعه بومی عرب زبان در ایران بوسیله دولتهای متمادی به حاشیه رانده شده است ، به حساب نیامده و در مقابل از سوی دولت های مختلف پی در پی در ایران مورد ستم و تبعیض قرار داشته است .

• به ملت عرب اهوازی در ایران هیچ مجال و فرصتی برای مشارکت در امور خود داده نشده است، هم چنین مجوزی برای خود گردانی و یا شرکت در نمایندگی های محلی و یا در سطح کشوری داده نشده است. آنها مجاز نیستند تا احزاب خود را برای رقابت در انتخابات آزاد و عادلانه، تشکیل دهندد – هیچ گونه استقلال اداری و یا کنترل محلی استانی و منطقه ای وجود ندارد- دولت مرکزی اختیار تام و تمام در کلیه شئون استانی را در دست دارد. اقلیت عرب در ایران از کلیه حقوق مدنی ، فرهنگی ، حقوق اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی خود محروم است.

• قبل از سال 1925 ، این منطقه از درجه بالایی از خودمختاری و استقلال داخلی برخورد بوده است و قبل از آن قبایل بومی عرب در این سرزمین هزاران سال در جوار دیگر اقوام زندگی کرده اند.

• سیاست حکومت جمهوری اسلامی و حکومتهای متعدد پیشین، مستمراً هدف یکسان سازی اجباری اعراب در ایران را پیش گرفته و سعی در ادغام کردن اجباری و سیستماتیک آنها در جامعه فارس ، پاکسازی قومی ، مصادره مزارع بومی اهوازی ها و انحراف آب رودخانه های آنها مانند رود توانای کارون و رودکرخه و انحرانف انها از زمین ها و از استان عرب خوزستان به استان های فارس نشین اصفهان ، یزد و کرمان و رفسنجان، جزئی از این سیاست است. جمهوری اسلامی ، همانند حکومت پیشینیان خود ، سعی در سلب هویت بومی و ملی عرب ها دارد و منکر وجود اعراب بومی و هویت ملی و فرهنگ و زبان آنها میباشد. اصولا حکومت سعی در حذف و نفی و فراموشی اعراب در چشم انداز آینده ایران در کلیه زمینه های سیاسی ، اقتصادی ، و اجتماعی را دارد.

فقر اقتصادی

• در حدود 90 ٪ از نیروی کار صنایع نفت و گاز و پتروشیمی (که در سرزمین های ما واقع شده اند)، از غیر بومیان عرب و معمولا از خارج از استان ناًمین میشود.

فقر آموزشی

• در میان عرب های اهوازی ، نرخ بی سوادی است 4 برابر ملی و بیکاری به طور متوسط 6 برابر میانگین ملی است.

• افت و ترک تحصیل دانش آموزان اهوازی در دوران مدرسه ابتدایی 30%، در مدارس متوسطه 50% و در دوران دبیرستان 70 ٪ است- یعنی فقط یک نفر از 4 دانش آموزان عرب اهوازی از دبیرستان فارغ التحصیل میشوند ، در حالی که این تناسب در میان دانش آموزان فارس زبان کاملاً بر عکس است – بنا براین دلیل درجه بالای بیسوادی درمیان دانش آموزان اهوازی عدم اجازه عرب ها به تدریس و آموزش به زبان مادری خود میباشد.

حقوق زبانی

• زبان فارسی ، تنها زبان رسمی کشور محسوب میشود که در حقیقت بمعنی نفی حقوق مادری اعراب – یعنی زبان عربی و دیگر زبان های غیر فارس است.. علاوه بر این ، نامهای شهرستانها ، شهرها ، روستاها ، دهات و رودخانه ها و دیگر نشانه های جغرافیایی، برای محو هویت عربی ، از عربی به فارسی تغییرداده شده است.

• مقامات دولت ایران در استان خوزستان حاضر به ثبت نام و صدور کارت هویت به نوزادان بومی عرب هنگام تولد ، که نام های فارسی یا شیعه انتخاب نکنند ،نمی شوند.

انتقال جمعیت

• حکومت جمهوری اسلامی، مردم عرب اهوازی را به وسیله یک برنامه انتقال اجباری جمعیت، میخواهد حذف فیزیکی نماید. از سال های پایانی جنگ ایران و عراق ، در سال 1989 ، 1.2 میلیون عرب اهوازی از محل سکونتشان اجباراً به استان های مرکزی و فارس نشین کوچ داده شده اند- در حالیکه 1.5 میلیون نفر غیر بومی فارس را با ایجاد تسهیلات فراروان به شهرها و مناطق عرب نشین خوزستان – مانند شهرک های رامین ، 1 ، 2 ، 3 ، و شیرین شهر در مناطق عرب نشین در خوزستان اسکان داده اند. بر اساس این سیاست (به نام همایش سرزمینی ) ، 500،000 هکتار از زمین های کشاورزان بومی اهوازی را به زور غصب کرده و در اختیار سازمان های سپاه و بسیج و خانواده های مهاجر و غیر بومی داده اند ، این یک طرح حکومتی برای تغییر ساختار و ترکیب قومی و نژادی در استان عرب نشین خوزستان است.

تبعیض غیر عادلانه

•پس از شورش مردمی خلق عرب در ایران در آوریل 2005 که در سطح استان و در کلیه شهرستان های این استان بر علیه پاکیزگی قومی صورت گرفت، نیروهای امنیتی هزاران نفر از تظاهر کنندگان صلح آمیز را به آتش بستند و حداقل 151 مرد و زن و کودک و پیر را به قتل و بیش از 1800 را زخمی و باعث ناپدیدی بیش از 160 از افراد (که تصور میرود به قتل رسیده اند) و متجاوز از 28،000 شهروند عرب عادی را به صرف شرکت و یا پشتیبانی از تظاهرات، ، بازداشت کرده اند.

• با توجه به اعلان اخیرسازمان عفو بین الملل و نیز فعالان حقوق بشر ایران، جان 7 زندانی سیاسی عرب اهوازی در معرض خطر و اعدام آنها قریب الوقوع میباشد.

اتهام آنها نا معلوم و همگی از زمان بازداشت در ژوئیه 2007 درسلول های انفرادی بسر میبرند. دولت تا کنون هیچ گونه مدرکی برای ارائه و اثبات نظر علیه این زندانیان و هزاران زندانی سیاسی دیگرعرب ارائه نکرده است . در دو سال گذشته حد اقل و بطور رسمی 31 فعال سیاسی و حقوق بشری عرب اهوازی با وجود درخواست تجدید نظر توسط اتحادیه اروپا - به بطور رسمی و علنی به دار آویخته شد اند. کمیسیون بین المللی دفاع از حقوق بشر در سازمان ملل آشکاراً، و دیگر کارشناسان و حقوق دانان بین المللی مانند آقای فیلیپ آلستون ، آقای Leandro Despouy ، و آقای مانفرد نواک که با انتشار بیانیه ای از حکومت ایران خواستار توقف اعدام آنها شده اند، وقعی ننهاده و و همگی این سازمانها و شخصیتهای بین المللی اظهار کردند اعدام فعالان منسوب به اقلیت عرب اهوازی در ایران از دادرسی علنی و منصفانه برخوردار نبوده است.

بنا براین خانمها و آقایان ، بنظر ما ملت عرب اهوازی در ایران نه تجزیه طلب، نه خشونت طلب و نه خواستار براندازی و نه آشوب طلب است و نه چنین اعتقادی دارد. آنها با این حال و مصرانه درخواست هائی دارند که جزئی از انها به شرح زیر است :

برای مشارکت سیاسی موثر میبایست :

1. که ایران در قانون اساسی علنی و رسمی اذعان به وجود و حقوق گروهی و فردی عرب های اهوازی و دیگر اقلیتهای ملی وقومی کند.

2. ایران باید مواد 15 و 19 از قانون اساسی که اجازه تدریس به زبانهای منطقه ای و نوعی شبه خودمختاری و عدم تبعیض و توزیع برابر درآمد و منابع را اجازه می دهد، به اجرا در آورد.

2. تسهیل مشارکت اقتصادی با تخصیص بخشی از درآمد نفت وسیع منطقه برای آبادانی و توسعه به منطقه و اقلیم عرب نشین خوزستان. برای استخدام عرب های اهوازی بومی در صنایع نفت و گاز و پتروشیمی حد اقل 40 تا 50 سهمیه در نظر گرفته شود و سعی شود در صد کارکنان اعراب همطراز و بنا به تناسب جمعیت باید بومی باشد - تا شرایط برای مشارکت سیاسی ایجاد گردد.

3. اجازه داده شود اعراب به زبان مادری خود تدریس و آموزش داده شوند تا نرخ بالای بیسوادی در میان دانش آموزان اهوازی کاهش یابد.

4. دولت ایران باید در جای خود- واگذاری قدرت از مرکز و ایجاد دولت های محلی به نماینده گی مردم عرب اهواز را تشویق کند و سعی شود ، یک سیستم عدم متمرکزفدرال باداشتن یک قانون اساسی محلی و دولت محلی و پارلمان و پلیس محلی را جانشین وضعیت فوق العاده متمرکز کنونی کند. به عرب های منطقه باید اجازه خودگردانی با برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه داده شود. اعراب باید بتوانند با تشکیل نهادهای مدنی خود در امور سیاسی منطقه ای و کشوری شرکت داده شوند.

5. پیشنهاد ما این است که سرکار خانم گی مک دوگل کارشناس مستقل سازمان ملل در مسائل اقلیت هلی ملی ، در راًس هیئتی، به خوزستان و دیگر مناطق سکونت اقلیت های ملی و قومی در ایران، سفر کرده و گزارش وضعیت و سطح مشارکت این اقلیت ها را به شورای عالی حقوق بشر سازمان ملل تقدیم کند. این سفر بخصوص اگرةبل از نوبت دوره ای جوابگوئی در مورده نقض حقوق بشر در ماه فوریه آینده، که نوبت ایران است ، بسیار مفید خواهد بود.

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.