معنای عملی انتگراسیون در بازار جهانی

گسترش نفوذ سیاسی و داشتن هژمونی هر بلوك در كشورهای تحت نفوذ یكی از مشغله های هر بلوك و موضوع رقابتش با بلوك دیگر است. اما اولین شرط به بازی گرفته شدن در بازار جهانی سرمایه داری تعلق به یكی از این بلوك است. اگر دولتی نامتعارف بود، بخودی خود از لیست كاندیدهای تعلق به یك بلوك حذف میشود.

در ادبیات ماركسیستی چپ در ایران دو عبارت در وصف سرمایه داری ایران و خاورمیانه اغلب بكار برده میشود: دولت متعارف سرمایه داری و انتگراسیون در بازار جهانی. اولین مفهوم كه صرفا سیاسی است و مشخصا به تثبیت قدرت سیاسی در یك جامعه مربوط میشود، مفهومی جا افتاده و روشن است. دولت متعارف سرمایه داری برابر با دولتی است كه اولا اتوریته اش از سوی گرایشات مختلف طبقه سرمایه دار برسمیت شناخته شده باشد و دوما این اتوریته، قدرت سیاسی، در مبارزات جاری مزدبگیران به چالش كشیده نشده باشد. آنچه كه بنظر میاید ناروشن باشد، معنای عملی انتگراسیون در بازار جهانی سرمایه داری در دوران جاری است. این مفهوم از طرف مطرح كنندگانش تقریبا بلا استثنا با معیار "صدور سرمایه امپریالیستی" به خاورمیانه سنجیده میشود. مفهومی كه ریشه در تعریف لنین از امپریالیسم در اوایل قرن بیستم دارد. گوئی اگر دولتهای آمریكا و اروپای غربی یا شركتهای غول پیكر بین المللی سرمایه ای را به خاورمیانه صادر كنند، انتگراسیون نیز صورت پذیرفته است.

معنای عملی انتگراسیون در بازار جهانی را در متن سازماندهی جاری تولید در سطح جهان میتوان فهمید. در این متن صدور سرمایه الزاما معیار انتگراسیون سرمایه در بازار جهانی نیست. اولا مفهوم عمومی گسترش و جهانی شدن سرمایه همزاد سرمایه است، مفهوم جدیدی نیست، و شروع تمایل به گسترش جهانی سرمایه را میتوان از قرن ١٦ ــ یا بقولی از قرن چهاردم ــ میلادی ردیابی كرد. در ثانی صدور سرمایه به كشورهای حوزه كار ارزان را حتی ماركس در قرن نوزدهم مشاهده كرده بود. این اصول عمومی كاركرد سرمایه ــ تمایل به گستردگی و سازماندهی در جهان و یافتن نیروی كار ارزان ــ بازگو كننده مشخصه امروز سازماندهی تولید سرمایه داری نیستند. اتفاقا امروز سرمایه های عربستان صعودی و حتی جمهوری اسلامی (به مثلا بازار مسكن و املاك در كانادا یا به چین برای تولید كالاهائی كه بعنوان محصولات تولیدی شركتهای ایرانی وارد بازار میشوند) به كشورهای غربی و غیر آن صادر میشوند. اما هیچیك از ایندو در سرمایه داری جهانی انتگره نیستند.

وجه مشخصه سرمایه داری از نیمه دوم قرن بیستم تقسیم جهانی كار است. سازماندهی تولید در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، انتگره كردن اجزا پروسه تولید یك محصول در یك محل، یك كارخانه (یا یك مجتمع تولیدی) بود. امروز یك مجتمع تولیدی در سطح جهان پراكنده شده است. انگیزه سازماندهی جدید تولید مانند همیشه كاهش هزینه تولید ــ در درجه اول هزینه نیروی كار ــ و باینترتیب افزایش سود دهی بوده است. خب این شیوه سازماندهی تولید، فاكتورهای جدیدی را وارد معادله میكند. ضمن اینكه محور این سازماندهی تولید نیروی كار ارزان است، مولفه های ثانوی از قبیل جغرافیای مواد خام تا بازار مصرف و تعرفه های مالیاتی ورود و صدور كالا عواملی هستند كه در نرخ تولید یك محصول و رقابت با كالای مشابه در سطح جهانی تاثیر گذارند. بلوك جدید سرمایه داری، بخصوص پس از فروپاشی بلوك شرق، لزوما مانند بلوكهای دوران جنگ سرد كه حول یك سیاست شكل گرفته بودند ("بازار آزاد در مقابل سرمایه داری دولتی" یا با توجیه تئوریك "دمكراسی در مقابل توتالیتاریسم") بوجود نمیایند. بلوك جدید سرمایه داری با هدف سازماندهی تولید جهانی، تقسیم كار جهانی، بوجود میایند كه در این راستا از جمله تعرفه های مالیاتی را نیز بنفع این سیاست در بین دول داخل یك بلوك كاهش میدهند یا حذف میكنند. قطعا گسترش نفوذ سیاسی و داشتن هژمونی هر بلوك در كشورهای تحت نفوذ یكی از مشغله های هر بلوك و موضوع رقابتش با بلوك دیگر است. اما اولین شرط به بازی گرفته شدن در بازار جهانی سرمایه داری تعلق به یكی از این بلوك است. اگر دولتی نامتعارف بود، بخودی خود از لیست كاندیدهای تعلق به یك بلوك حذف میشود.

برای روشنی مطلب مثال آشنای تولید یك دست كت و شلوار را بزنم. فرض بگیریم برای سازماندهی تولید كت و شلوار یك دوجین كشور هماهنگ شده اند و وظیفه تولید دگمه های آن به كارخانه ای در ایران سپرده شده باشد. همزمان در نظر داشته باشیم كه شیوه تولید و توزیع "سر وقت" كه یك ركن مهم در سازماندهی تولید و توزیع است به این معناست كه دگمه هائی كه امروز در ایران تولید میشوند، ساعاتی بعد اما همانروز در بنگلادش به لباس دوخته میشوند. خب وقتی یك ملا كارخانه دگمه سازی را بعلت "صهیونیست" بودن صاحب كارخانه تعطیل میكند، او همزمان زنجیره كارخانه تولید كت و شلوار در تمام دوازده كشور را متوقف كرده است. در اینجا سرمایه ای كه برای تاسیس و راه اندازی كارخانه دگمه سازی در ایران صرف شده است، ثانوی است. نقش سرمایه داری مستبد ایران نه تنها تامین كار ارزان بمنظور كاهش هزینه تولید، بلكه قابلیت كوك شدن با زنجیره تولید كت و شلوار است. تامین سرمایه كارخانه دگمه سازی و ماشین آلات آن چه از طریق سرمایه داری كشورهای دیگر تامین شود و چه از طریق سرمایه داری در ایران، اگر این بخش از تولید نتواند خود را به زنجیره تولید جهانی متصل نگه دارد، نمیتواند در بازار جهانی سرمایه داری پذیرفته و انتگره شود. این شكل سازماندهی تولید واقعیت دیگری نیز را برایمان برملا میسازد. سرمایه داری در هیچك تك كشوری نمیتواند در مقابل تقسیم جهانی كار دوام بیاورد. بدون انتگره شدن توان تولید كالاهای مشابه ــ كه از طریق سازماندهی جهانی تولید ساخته میشوندــ به قیمتی هم سطح یا پائین تر از رقبا ممكن نیست. بنابراین، سرمایه داری در ایران و در خاورمیانه در درازمدت مجبورند تلاش كنند تا خود را در بازار جهانی انتگره كنند. فعالیت مایشائی سرمایه داری در این منطقه به درآمدهای نفتی گره خورده است. (در پرتو چنین نقش متقابلی است كه بعنوان مثال میتوان رابطه سرمایه داری یونان را در متن اروپای واحد درك كرد. سرمایه داری یونان بدون تعلق به یك بلوك بازنده است. درست بهمین دلیل، منافع كارگر یونانی در تعلق یا عدم تعلق سرمایه داری یونان به اروپای واحد نیست بلكه در اضمحلال روابط سرمایه داری است).

معضل انتگراسیون سرمایه داری در جمهوری اسلامی، و در سطح عمومی تری در خاورمیانه، همانطور كه منصور حكمت تحلیل كرده بود سیاسی است. تا موقعی كه این دولتها متعارف  نباشند امكان انتگراسیون آنها در بازار جهانی سرمایه داری وجود ندارد. اما غرض از این یادداشت كوتاه تلاشی برای نشان دادن این دومی، یعنی معنای عملی انتگراسیون سرمایه در بازار جهانی و امروز سرمایه داری بود.

١٢ اوت ٢٠١۵

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.