درباره ی جعلیات محمدتقی زهتابی

دو اشتباه فاحش قومگرایان آذربایجانی ما
آقای محمدتقی زهتابی بر پایه ی گمانه زنی و آرزوی خود نوشته اند که تاریخ ترکان ایران تا هشت هزار سال قدمت دارد! چونکه بنظر آقای زهتابی ازعیلامیان و سومریان گرفته تا اورارتو و ماد ها وهوریان همه و همه تُرک و يا با ترك ها خويشاوند بوده اند!!!....تعجب من از کسانی است که دنبال این قبیل جعلیات فرضی که همچون «تاریخ» به خورد مردم داده میشود افتاده و بر پایه ی همین جعلیات نتیجه گیری هایی کرده، طرز فکر و رفتار اجتماعی و سیاسی خود را طبق آن تنظیم می کنند

 

بنده از سال 1970 تا کنون ابتدا شش سال در دانشگاه آنکارا و سپس ده سال در دانشگاه کلن آلمان با زبانشناسی و شرق شناسی از جمله زبان و تاریخ فارسی، ترکی، آلمانی و انگلیسی (و تا حدی عربی) مستقیما سر و کار داشته ام و سپس حتی بعد از آنکه از کار دانشگاهی به کار رسانه ای گذشتم در جنب کار روزمره هیچ وقت از خواندن و نوشتن و تحقیق در مورد زبان و ادبیات و تاریخ دست نکشیدم. اما باید اعتراف کنم که تا کنون نمیدانستم انگیزه اصلی بعضی از هوطنان قومگرای ما چیست که هر از گاهی میگویند آذربایجان بیش از 4-5 هزار سال است که تُرک و تُرک زبان است. حتی بعضی ها تعارف را کنار گذاشته از 7-8 هزار سال سخن میگویند.

البته در ترکیه و مخصوصا اگر زبان، ادبیات و تاریخ بخوانی، میدانی که در دوره آتاترک یعنی بعد از شکست و سقوط عثمانی و اعلام جمهوری ترکیه تئوریهای عجیب و غریبی بصورت سیاست رسمی در آمده بود که طبق آن ادعا میشد منشاء همه زبان های دنیا ترکی است و فرهنگ ترکی که از آسیای میانه آمده غنی ترین و بهترین و قدیمی ترین فرهنگ تاریخ بشریت است و غیره. البته ما آن وقت ها میدانستیم این تصورات اگرچه جدی نیست ولی بهر حال بین مردم ریشه دوانده، اما دیگر بطور رسمی فراموش شده است اگرچه در محیط دانشجوئی بیاد آن ایام هر ازگاهی کسی به شوخی میگفت آلمانی هم در اصل از ترکی آمده و یا اصل کلمه «آمازون» ترکی است و از «آما-نه-اوزون!» («واه، چقدر طولانی است») میاید! اینها البته شوخی بود اما تا 1936 و فوت آتاترک اینها که حالا شوخی و مسخره بنظر میرسید براستی سیاست فرهنگی جمهوری جوان ترکیه بود. ما تا حدی میفهمیدیم که ترکیه جوان برای تشویق روحیه شکسته مردم که در جنگ با بریتانیا و دیگر متحدین شکست خورده بودند نیاز به تقویت جدی روحیه داشته و باید به گذشته اش افتخار میکرد و به آینده اش امیدوار میبود.

بنا بر این تا این اواخرتصور من همیشه این بود که دیگر اینها از مُد افتاده و حالا از آن صحبت های قهوه خانه ای شده است که مدعیان و شنوندگان خودشان هم میدانند نیمه خیالبافی و نیمه شوخی است. تا اینکه  اخیرا با اصرار یکی از همین هموطنان کتابی موسوم به «تاریخ قدیم ترکان ایران» به قلم محمد تقی زهتابی را خواندم که تا همین یکی دو ماه قبل برایم نا آشنا بود. حالا تصور کنم تا حدی میفهمم که پایه باصطلاح «تئوریک» آن تصورات مربوط به 4-5 و یا 7-8 هزار سال از کجاست و تصورات پان ترکیست های ما چرا و در چه مواردی حتی با تصورات پان ترکیست های معاصر تر ترکیه هم فرق میکند، چونکه در ترکیه دیگر کسی از این تئوری ها را مطرح نمیکند.

شما چه در منابع و ماخذ دانشگاهی اروپائی، آمریکائی و روسی نگاه کنید و چه محققین جدی و دانشگاهی ترکیه را بخوانید خواهید دید که در باره اقوام ترک زبان و کوچ آنها از آسیای مرکزی به ایران، ترکیه و شمال عراق کنونی اتفاق نظرکامل بر آن است که (1) مسکن اصلی و اولیه اقوام ترک زبان در آسیای مرکزی یعنی شمال شرق ایران تا مرز های چین و مغولستان و حتی رو به شمال یعنی سیبری بوده و (2) این اقوام که تقریبا همگی بصورت کوچنده و عمدتا از طریق گله داری زندگی میکرده اند پیوسته و بخاطر شرایط طبیعی و یا سیاسی (یعنی زدو خورد و پیروزی و مغلوبیت هر قوم در مقابل قوم دیگر) در حال حرکت و کوچ از یک منطقه به منطقه دیگر بوده اند. بخش بزرگی از آنها یعنی اوغوز ها که سلجوقیان و افشاریان شاخه های مهمی از آنها بودند از قرن دهم م. به بعد از آسیای مرکزی به طرف افغانستان و خراسان کنونی و از آنجا به تمام ایران، قفقاز، شمال عراق و ترکیه کنونی کوچ کرده و در عرض چندین صد سال بعد در این مناطق سکنی گزیده اند. در نتیجه این جابجائی قومی 500 ساله، ترکیب اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تمام این کشور ها یعنی افغانستان، ایران، قفقاز و ترکیه رنگ و جهت دیگری گرفته و در عین حال زبان بخشی از افغانستان و خراسان، تقریبا تمام آذربایجان، تکه هائی از شمال عراق و بخش بزرگی از ترکیه کنونی تبدیل به ترکی شده است.

البته قبل از اسلام و در دوره ساسانیان، بخصوص در اثر حملات و نفوذ خزریان از ناحیه شمال دریای خزر و قفقاز شمالی تماس هائی بین ایرانیان و اقوام خزر (که احتمال میرود به اقوام ترک زبان نزدیک بوده اند) وجود داشته و بدین ترتیب زبان و فرهنگ «ترکی» به نواحی مرزی ساسانی در قفقاز هم نفوذ کرده است اما ظاهرا این نفوذ به درجه ای نبوده که زبان و فرهنگ اکثریت مردم را در قفقاز تحت تاثیر خود قرار دهد. این در حالیست که خزر ها از آذربایجان یعنی جنوب رود ارس خیلی دور تر بوده اصولا در این منطقه چندان نفوذی نذاشته اند.

در محافل دانشگاهی و حتی سیاسی غرب و روسیه وحتی ترکیه كنونى من کسی را ندیده ام و کتابی جدی نخوانده ام که خلاف این را بگوید و مثلا، مانند آنچه که آقای زهتابی بر پایه گمانه زنی و آرزوی خود نوشته اند ادعا کند که تاریخ ترکان ایران تا هشت هزار سال قدمت دارد (!) چرا، چونکه بنظر آقای زهتابی ازعیلامیان و سومریان گرفته تا اورارتو و ماد ها وهوریان همه و همه تُرک و يا با ترك ها خويشاوند بوده اند!!!

البته من نمیخواهم مانند بعضی ها کار آکادمیک آقای زهتابی را صرفا به این جهت مشکوک بشمارم که ایشان از فعالین سابق فرقه دمکرات آذربایجان بودند و در دهه ۵۰ شمسی از باکوهمراه محمود پناهیان از فعالین فرقه با دعوت صدام حسین به بغداد رفته بود تا ضمن تاسیس یک باصطلاح «جبهه خلق های ایران» به فعالیت تجزیه طلبانه علیه ایران زمان شاه پرداخته و درضمن یک عنوان «پروفسوری» هم از دانشگا بغداد بگیرند. ولی واقعا فکر کنم بهتر است کسی هم نداند که این باصطلاح «نظریه» جدید چیست و صاحبش کیست تا مایه شرمندگی بیشتر ایشان و ما آذربایجانی ها نشود. اگر حتی یک ترم، واقعا عرض میکنم: فقط یک ترم هم در یکی از این دانشگاه های نوتاسیس و بی استاد ایران و ترکیه هم بخوانید خواهید فهمید که حتی نیازی برای بحث در مورد این فرضیه های تخیلی و خنده دار نیست.

تعجب من از کسانی است که دنبال این قبیل جعلیات فرضی که همچون «تاریخ» به خورد مردم داده میشود افتاده و بر پایه همین جعلیات نتیجه گیری هائی کرده طرز فکر و رفتار اجتماعی و سیاسی خود را طبق آن تنظیم میکنند.

آیا ما واقعا این قدر دچار فقر و عقب ماندگی فکری و علمی شده ایم؟

اینکه از زمان رضا شاه به بعد زبان و فرهنگ ترکی آذربایجان دچار محدودیت های شدید و حتی تحقیر و توهین شد مسئله ای است مهم که لازمه اش تفکر جدی و علمی و راه حلی عملی و مشترک است بدون مبالغه، بدون نفاق ملی، و بدون افراط و تفریط وخیال پردازی های افسانه ای که لعابی «علمی» به آن زده شده باشد.

چه نیازی هست که مثل کودکان که برای قوی نشان دادن خودشان در مورد قد و هیکل و قدرت و ثروت پدر خود بطور مبالغه آمیز صحبت میکنند، در مورد قدمت تاریخ حضور ترک ها در سرزمین آذربایجان، سومریان و اورارتو ها و اشکانیان و ماد ها را تُرک قلمداد کرده عِرض خودتان را ببرید و زحمت اهل علم را بدارید؟ چه عیبی دارد که واقعیت را طوری که هست قبول کنیم که زبان اکثریت مردم آذربایجان و ترکیه هزار و یا دو هزار سال قبل هر چه بود، بهر حال ترکی نبود؟ این که عیب نیست.

مگر زبان مردم مصر همیشه عربی، زبان مردم آمریکا همیشه انگلیسی و یا زبان خود مردم فارسی زبان ایران همیشه فارسی بوده؟

مگر ترک های ترکیه بر خلاف همه دلایل و شواهد ادعا میکنند که قبل از کوچ ترک ها به بیزانس در قرن یازدهم م. همه ساکنین ترکیه کنونی اعم از روم و کُرد و ارمنی و خیلی قبل از آنها، مثلا هیتیت ها و غیره تُرک و یا تُرک زبان بودند؟

آخر به ریش آدم میخندند!

در اوائل تاسیس جمهوری ترکیه شرایط سیاسی طوری بود  که دولت ترکیه بعد از سقوط عثمانی نیاز به یک ایدئولوژی ملی داشت تا همسانی و حتی برتری فرهنگی و سیاسی – تاریخی خود را نسبت به قوای قدرتمند تر از خود یعنی غرب «تئوریزه» کند. با همین انگیزه بود که تئوری های باصطلاح «تورک تاریخ تزی» («تز تاریخ ترکی») و «گونش دیل تئوری سی» («تئوری آفتاب زبان») در آمد و به همه زمینه های فرهنگی کشور جوان رسوخ پیدا کرد که اصل حرفش این بود که همه فرهنگ و زبان های دنیا از جمله قدیمی ترین آنها مانند سومری و هیتیتی و اتروسکی از آسیای مرکزی و زبان ترکی نشاءت گرفته اند. در این رهگذر آنها از آثار برخی باستانشناسان آلمانی و انگلیسی قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم استفاده میکردند که خدمات بسیاری به زمینه های مختلف باستانشناسی از قبیل سومرولوژی و بابل شناسی کرده اند اما آثارشان بخصوص در آلمان از سوی نظریه پردازان ناسیونالیستی و بعد ها ناسیونال – سوسیالیستی مورد سوء تعبیر و استفاده شد.

در اوایل جمهوری ترکیه «نظریه پرداز» اصلی این دو تئوری که براستی خنده دار و جعلی هستند خانم آفت اینان دختر خوانده آتا ترک بود که در کنگره «تورک اوجاغی» در سال 1930 میگفت: « «بشریتین ان یوکسک قومی، وطنی آلتای لار و اورتا آسیا اولان تورکلردیر» («والاترین قوم بشریت ترک ها هستند که موطن اصلی شان کوهستان های آلتای و آسیای مرکزی است.») (*)

این باصطلاح «تئوری» ها بعد از فوت آتاترک که گویا خود به اشاعه آنها نظارت میکرد، به بوته فراموشی سپرده شد و کسی با صراحت از آن دفاع نکرد اما این جریان در شکل «پالایش»
özleştirme
ترکی از کلمات «خارجی» یعنی عمدتا عربی و فارسی و جایگزینی آن با لغات »خودی ترکی» تا همین چند سال پیش ادامه داشت.

آنچه آقای زهتابی در کتاب دوجلدی و سخت فهمش «ایران تورکلری نین اسکی تاریخی» («تاریخ باستان ترکان ایران») به ترکی آذری باکو نوشته هم ظاهرا با الهام از آن تئوری های آغاز جمهوری ترکیه است که با کمی تاخیر در آذربایجان ما  مطرح شده و از سوی قوم گرایان ما مصرانه مورد دفاع قرار میگیرد. اما همانگونه که در ترکیه این تخیلات خنده دار را بی سر و صدا مسکوت گذاشتند، در ایران هم من مطمئن هستم این گونه حرف ها حتی مایه آبرو ریزی و بی اعتباری هویت طلبان صمیمی آذربایجانی شده در نهایت به اهدافی عادلانه و طبیعی مانند حق تحصیل زبان مادری که بسیاری خواهان آنند ضرر هم میزند.

این یک اشتباه فاحش بعضی قومگرایان آذربایجانی ما.

کتیبه سومری

کتیبه سومری

اشتباه فاحش دوم اینکه اگر چه این هموطنان مرتبا میگویند و تکرار میکنند که معیارآنها در فکر و رفتارشان مشخصات بیولوژیک و «نژادی» انسان ها نیست اما همیشه وقتی «تُرک» میگویند منظورشان فقط زبان و فرهنگ نیست، ملیت، قومیت و «نژادی» است که به هر حال از اطرافیان خود از قبیل ایرانی ها، کُرد ها، اعراب، ارمنی ها و غیره متفاوت و متمایزند – آنهم نه تنها بخاطر زبان و فرهنگشان. آنها با این تصور زندگی میکنند که گویا در یک برهه تاریخی، چه هزار و چه هشت هزار سال پیش، کسی و نیروئی تمام سرزمین آذربایجان را از مردم و جمعیت قبلی آن که تُرک نبوده کاملا خالی کرده و ملتی تُرک با مشخصات قومی و نژادی کاملا متفاوت و زبان و فرهنگی مطلقا دیگر جای آنها را گرفته که با ملل و اقوام دور و بر خود هیچ رابطه و همزیستی و آمیزشی نداشته و ندارد بلکه با همه آنها پیوسته در حال رقابت و جنگ و جدل است!!

الانصاف! آخر کسی در آذربایجان قتل عام ملی و سرتاسری نکرده. مردم باستانی این سرزمین همگی جمع شده به جای دیگری کوچ هم نکرده اند. این همان مردم و ملت است با همان مشخصات و ویژگیهای باستانی که زمانی با اقوام تازه نفس ترک زبان آمیخته اند و نتیجه اش، چه از نظر قد و قواره و قیافه و صورت و رنگ چشم و مو و چه زبان و فرهنگ همین است که امروز بعد از هزار سال می بینید و می بینیم. به مشخصات بیولوژیک و نژادی خودتان و مردم آسیای مرکزی نگاهی بکنید. آیا خراسانی ها، آذربایجانی ها و شهروندان «تیپیک» ترکیه کنونی بعد از اینهمه کوچ و اختلاط شبیه قزاق ها و یا اوزبک ها هستند؟ حتی زبان ترکی ما در این هزار سال فرق کرده و از زبان دیگرترک زبانان متمایز شده.

«تُرک» در قاموس ما آذربایجانیان یعنی تُرک زبان – که درست است. ما «تُرک» هستیم یعنی زبان ما ترکی است، یک ترکی مخصوص به این سرزمین، مخصوص به آذربایجان، با گذشته و تاریخ و تغییر وتحولات مخصوص خودش، زبان و فرهنگی که به آن افتخار میکنیم و میخواهیم رواجش دهیم. تبار ما تبار دیرین ماست که مانند دیگر مناطق ایران با اقوام ترک زبان (و در عین حال دیگر اقوام) مخلوط شده. اما ملیت ما آذربایجانیان از دیگر ایرانیان فرقی نمیکند چونکه ما همه یک کشور و یک تاریخ داشتیم.

حد اقل شما بعنوان آذربایجانیان ایران این ادعا را نکنید زیرا این ادعا هم به همان درجه بی اساس است که اشتباه فاحش نخست غلط است: این که خوب شد یا بد شد خود قضاوت کنید، اما از شاه اسماعیل صفوی که بعد از خلافت عربی – اسلامی بنیاد ایران معاصر را گذاشت گرفته تا شاه عباس صفوی و عباس میرزای قاجار و ستار خان و خیابانی و دکتر مصدق قاجار آذربایجانی ها و ترک زبان ها بیشتر از هر ایرانی دیگر ایرانی تر بوده اند. از نظر «ملیت» و «ایرانیت» بین بنده تبریزی و فلان دوست تهرانی و یا شیرازی بنده فرقی نیست. فقط زبان مادری مان فرق میکند. حق زبان مادری است که مانند بسیاری حقوق دیگر پایمال میشود. اختلاف بر سر «این ملت و آن ملت» نیست.

دوگانگی و دو دستگی «ما» و «آنها»، «ما معصومین» و «آنها ظالمین»، «ما متضررین» و «آنها متنفعین» و بالاخره «ما ملت تُرک» و «آنها ملت فارس» نه تنها از پایه غلط است بلکه باعث تفرقه، خصومت و نزاعی میشود که نه فقط برای یک طرف، بلکه برای هر دو طرف خانمانسوز است. من در عجبم که قومگرایان ما، حتی در چهارچوب اندیشه قوم گرائی، چگونه قبول میکنند که این جفا را در حق مردم خود یعنی اهل آذربایجان بکنند؟

این هم اشتباه فاحش دوم. *

 

 * دکتر عباس جوادی، پژوهشگر  ایرانی، دکتر زبانشناسی و خاورشناسی  و مدیر منطقه ای رادیوی آزاد اروپا ست.

———————–

(*) Jens P. Laut: Das Türkische als Ursprache? Sprcahwissenschaftlıche Theorien in der Zeit des erwachsenden türkischen Nationalismus. Harrassowitz, 2000

 

 

برگرفته از: 
تارنمای چشم انداز
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این .... نمیدونه زبان دستور و جمله بندی و قواعدش ربطی به مناطق جغرافیایی نداره انگار یکی بیاد بگه انگلیسی ما ایرانیا با انگلیسی پاکستانیا و یا عراقیا و یا فرانسوی ها متفاوت است اومده میگه تورکی آزربایجان شمالی با تورکی آزربایجان جنوبی یکی نیس

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب عباس جوادی
شما چنان ژست روشنفکری و خودشیفتگی گرفته اید که انگار از تحریف و جعل و دروغ سازی تاریخ ایران خبر ندارید ... من یه جمله عامیانه میگم ... تاریخ رو ولش کنید واقعیت امروز را ببینید نزدیک 30 میلیون نفر در ایران کنونی تورک (آزربایجانی- تورکمنی- قشقاییو...) داریم قبول دارید؟؟؟؟ حرف آخر به قول علامه محمد تقی جعفری اگه تمجید از خود نباشه بنده یک تورکم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
علمی داریم به نام علم رجال . در این علم فرد روایت کننده از نظر شخصیت و اصل و نصب سنجیده شده بعد روایت وی مورد استناد قرار می گیرد . در علوم جدید نیز همین طور یعنی نویسنده کتاب بایستی ابتدا شناخته شود تحقیقات آکادمیکش مربوط به کدام دانشگاه است تاکنون چند مقاله داشته است ؟ در کجا تحصیل کرده کدام کاوش باستانی را انجام داده تخصصش چیست ؟ تا اینها نباشد و معلوم نباشد نوشته نویسنده فقط در حد ادعاست و حتی یک فرضیه هم نمی تواند باشد . با این توضیحات دوستانی که از آقای زهتابی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان من به عنوان یک تورک آزربایجانی که در محدوده جغرافیایی موسوم به ایران در اسارت و استعمار سیستم حاکمیت دیکتاتوری و استبدادی اقلیت فاشیزم فارس که جزو و عضو ملت تورک سی وپنج میلیونی آزربایجان جنوبی تمامی حقوق مللی وانسانی و زبانی و اقتصادی و شهروندیم پایمال گردیده و در سیستم حاکمیت راسیستهای فاشیست فارس وجود پنجاه میلیون ملل غیر فارس نادیده گرفته شده و کتمان می گردد تا چه رسد از حقوق این ملل که این ملل تحت است اسارت سخنی به میان آید، آن موقع است که این اقلیت حاکم داد و هوارش گوش فلک را کر نموده و انگهای کلیشه ای صد سال گذشته را شروع به چسباندن نموده و انگ تجزیه طلب انواع پانها و خائن و عامل بیگانه و هزاران آرم و مارک دیگر را پشت سر هم و روی هم به ملتی و جماعتی که از حقوق پایمال شده خود سخنی به میان آورده چسبانده می شود. آمما چیزی که انسان بیش از آینها متعجب می نماید قیمی خود

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای انزابی! شما که به زنده یاد زهتابی تهمت میزنی و او را به صدام حسین معدوم نسبت میدهی و میگوئی:(او باید از یک جائی جان میخورد،) پایان نقل قول. اکنون سئوال این است که شما خودتان از کجا نان میخورید؟ شما به جای مبارزه با رژیم اسلامی تهران، به مبارزه با مردم آذربایجان و رهبران ملی آن روی آورده ای، شما خودت آب به آسیاب چه کسانی میریزی؟ من فکر میکنم صحبت با پانفارسهائی مثل شما بیهوده است؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به نظر من زهتابی گناهی نکرده. بالاخره باید از یک جایی نان می خورد. همین آقایان پان ترک نانشان از کجا در میاد؟ این ها روابطشان را با دولت جمهوری آذربایجان و گرگ های خاکستری ترکیه پنهان نمی کنند. به هر حال،

در خصوص انتقال زهتابی به عراق دو روایت وجود دارد. روایت نخست بر نقش محمود پناهیان تاکید می کند:

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای جوادی من دکتر زهتابی را از نزدیک میشناختم و در کلاسهای زبان ترکی آذربایجانی ایشان که در خانه دوستان برگزار میشد شرکت میکردم من ایشان را فردی صادق و دلباخته آذربایجان و فرهنگش یافتم و اگر حرف شما درست باشد که صدام برای وی نامه نوشته بود تا در عراق علیه ایران مبارزه کند قبلا از شما سربازان امام زمان او را به دار آویزان میکردند جناب جوادی ایشان برای خرید خانه هم پول کافی نداشتند که با همکاری دوستان وخود ایشان یک خانه برای ایشان خریداری شد آنهم نه در تبریز که در شبستر چون مثل شما وضع مالی کافی برای رفتن به بلاد غرب رانداشتند البته شما چون در غرب و در رسانه ای کارمیکنید که باید سیاست های آن رسانه را دنبال کنید و لا غیر اما امیدوارم به جای توجیه اعمال رژیم های قبلی و کنونی در مورد ستمهای فرهنگی وعقیدتی که در برنامه صدای آمریکا هم بیان فرمودید با مسئله علمی برخورد کنید و شما بهتر میدانید که

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من به آقای جوادی که غرق در افکار و توهمات آریایی هستن توصیه میکنم که نظریات ناصر پورپیرا در مورد توهمات اریایی رو تجزیه و تحلیل کنند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سفارش میدهید تا جاهایی که بر علیه توهمات اریایی هست پاره کرده و بسوزانید??????????

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای عباس جوادی! با این حرفهای .... غیر علمی، که معلوم است سواد ترکی کافی ندارد، نوشه های دکتر ذهتابی را دریابد، و آنرا تجزیه و تحلیل علمی بکند! حتا سواد آلمانیش نیز سطحی و شکننده بنظر میرسد، من نمی دانم که ایشان چرا به جای نقد علمی آثار پرفسور ذهتابی، به سفسطه روی آورده است. اگر ایشان واقعا سواد ترکی کافی دارد، لطفا بخشهای نوشته های پرفسور ذهتابی را تقد و بررسی علمی بکند، تا خوانندگان نیز به .... سواد ترکی آقای عباس جوادی باور بکنند. والا با شعار دادن و ادعاهای غیر علمی در واقع عدم تخصص خود را در نزد مردم آذربایجان بنمایش می گذارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برای شناختن افکار آقای جوادی ، بحث جالبی دربرنامه افق ۱۸ اوت: چندزبانی در ایران و جهان , فی مابین ایشان و آقایان شاهد علوی و امیر کلان صورت پذیرفت .لطفا در صورت امکان ویدیو ی آنرا در سایت تان بگذارید.
آقای جوادی به شدت مخالف آموزش به زبان غیر فارسی در ایران هستند و دلیل ایشان هم این است که فارسی از هخامنشیان ٢٥٠٠ سال زبان رسمی ایران می باشد. جواب های آقای کلان به این استدلال کاملا غلط بسیار جالب است ، لطفا ببینید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبال خان! آقای ایستا! با خوشحالی تمام باید این موضوع را بمحضرتان رساند، همانطور که جنابعالی نیز در خبرها شنیدی، دولت انگلیس به میمنت و مبارکی رژیم اسلامی فارس!، سفارتخانه، و یا واضحتر بگیم فراماسونری خود را از طریق پذیرائی شخصی آقای ظریف سردمدار وزارت خارجه رژیم تهران، که شخصا در فکر میلیاردها دلاراندوخته باد آورده شخصی خویش است، و چندین گذرنامه و تابعیت در جزایر هاوائی، همچنین تابعیت کشور انگلیس، کانادا، و همچنین آمریکا را دارست، و اگر دری به تخته بخورد، در بهترین کاخهای اروپائی و آمریکائی و در بهترین سواحل جزایرهونولولو یک زندگی پرتجمل و رویائی را شروع خواهد کرد، با ورود مستقیم انگلیس به صحنه سیاسی ایران از طریق گشایش سفارت خود در تهران، در واقع ساعت پایان عمرسید علی بصورت معکوس به شمارش افتاد. انگلیس و اقمارشان بخوبی میدانند، که طوفان سهمناکی در راه است، طوفانی که سفره

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای حق جو یا سازاخ یا ناشناس یا....اینهمه توهین و متلک نوشتید ولی یکی از استدلال های آقای دکتر جوادی را نتوانستید پاسخ دهید. آقای محمد تقی زهتابی همان کسی است که در کتابش نوشته شهر سنقر در استان لرستان است! وبعد ادعا کرده که مردم سنقر به زبان ترکی سومری صحبت میکنند! حالا شما اگر با 1000 تا آیدی بیایید و 150 کیلو کامنت هم بنویسید نمی توانید از محمد تقی زهتابی که سوادش از یک دانش آموز دبیرستانی هم کمتر است دانشمند بسازید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مشتاقانه چشم براه نوشته های دیگری از آقای دکتر جوادی هستم. مساله هویت ایرانی آذربایجان گرامی باید با گستردگی هرچه بیشتر آشکار و تاریخ این بخش از ایران ما مفصل تر بازگویی شود. آنهایی که میخواهند هویت دروغین برای آذربایجان و مردم آن بتراشند بیشتر از هرچیز از حقیقت ترس دارند. پس باید این حقیقت تاریخی و فرهنگی را مرتبا بازگویی و یادآوری کرد تا ریشه جعل هویت برانداخته شود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای عباس جوادی عزیز، از قدیم الیّام در آذربایجان مثلی هست که وقتی از کسی می پرسند اهل کجائی، در جواب می گوید والاه من هنوز ازدواج نکرده ام تا بدانم اهل کجا هستم، مثل اینکه شما می دانید اهل کجا هستید ولی شما نمی توانید زندگی خصوصی خود را به کل آذربایجان جنونبی مناسب بدانید و ملت خود را خار خفیف کنید، مصاحبه شما در صدای آمریکا نشانگر .... و خود مرکز بینی و .... می باشد البته این تصمیم فردی شماست که صد البته مورد احترام هست، ولی شما حق ندارید زندگی خصوصی خود را برای کل آذربایجان بسط و تعمیم دهید، و انتظار داشته باشید که همه مثل شما و آقای کاوه جویا فکر کنند، یک کمی به خودتان بیائید و از دوره عشیرتی کمی فاصله بگیرید و سعی کنید به افکار دیگران هم احترام بگذارید، غصه بودجه برای زبان مادری را هم نخورید و از فروپاشی ایران هم نهراسید،و لطف کنید کتاب مانقورت اثر چنگیز

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با مرور مجموعه نوشتهای انتشاری....چنین برمی آید که صرف نظر ازهرمدرک ومقامی که صاحبان آنها یدک بکشند در توجیه سیاسی یک ایدؤلوژیی مطلقق گرا و تمامیت خواه نقطه مشترک دارند.این ایدؤلوژی باهرتجاوز به حریم مقدس تمامیت ارضی و ملت یکپارچه ایران از هر فرد و طیفی مخالف هست. بنابرین درطرف مقابل این طیف اتوماتیک وار موافقین و متحدینی هم دارند.این طیف دردایره حاکمیت , قدرت جمهوری شیعی ولایت فقهی و در خارج حاکمیت ناسیونالیست افراطی با پوسته پان ایرانیستی و با هسته شوونیستی فارسی است.اینها با اینکه دیگران را به جعل تاریخ و دروغگویی متهم می کنند آمادراثبات نظرات خود دست به..............ی ,دورغ و افترا و جعل می زنند. اینها برای اینکه موضوع اصلی را به بیراهه بکشانند ابتدا صورت مسثله راعمدا غلط طرح میکنند و بعد تلاش میکنند ببشرمانه جواب دلبخواه خودشان را تحویل خلق اله بدهند. مثلا فرض میکنم تمامی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یکی از نشانه های خود بزرگ بینی پانفارسیسم گستاخی بیش ازحد و ریشخند کردن مردمان غیرفارس است، اینان که در زمان رژیم اسلامی بیش ازحد جری و گستاخ شده اند، چون توانائی پاسخ گوئی منطقی به سئوالات مردمان غیر فارس را ندارند، بجای جواب دادن منطقی به پرسشها، شروع به سفسطه میکنند. ولی اکنون که ترس مسئله فروپاشی ایران بر دلشان رخنه کرده است، بجای راه حل برای مسئله ملی درایران، سعی میکنند، وانمود کنند، که درایران هیچ مشکلی نیست و تنها مشکل، مشکل نبود دمکراسی است. درصورتیکه کسی که از الفبای دمکراسی آگاهی دارد، واقف است که دمکراسی به معنای حقوق برابر زبانی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی یکسان برای تمام ملیتهای مختلف درایران است که آقایان پانفارس کوچکترین باوری بدان ندارند، و فکر میکنند، تمام مردمان غیر فارس ایران، باید بصورت نوکر، زیر یوغ زبان فارسی، و تحت قیمومیت پانفارسیسم باشد، که این دیگرغیر ممکن است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از قضاوت دوگانه و یکطرفه آقای اژدر بهنام در موضوع "تیتر" انتقاد کردم. بجای پاسخ کامنتی پر از کنایه و ریشخند نوشتند. از اینگونه فرار از پاسخ انتقاد کردم. ببینید چه نوشته اند: " پاسخی چنانکه داده‌ام باید داد تا اقلا پیش خود به فکر فرو رود ولی به راستی که کسی را که نخواهد بیدار شود، نمی‌توان بیدار کرد."! من هم پیش خودم به فکر فرو رفتم که چه شخصیتی پشت نقاب " آزادیخواهی" و "هویت خواهی" نهفته است! بجای پاسخگویی ریشخند میکند و ابراز قدرت میکند که هرجه بخواهد میکند و بعد طرفش را هم به بیفکری و در خواب بودن متهم میکند! پشت تمام حرفهای لطیف و زیبای امثال آقای بهنام همین باطن خود بزرگ بین و مستبد قرار دارد. ایشان با رضایت فراوان از "قدرتنمایی" خود میگوید "پاسخی چنانکه داده‌ام باید داد" و میرساند که او خودش را بزرگتر از آن میداند که پاسخگو باشد!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی کاوه عزیز. اگر به ذوقتان برنخورد، اجازه میخوام دوستانه به خدمتتان بگم اغلب کامنتهای شما تکرای و سطحی است. ما انتظار داریم کمی در مورد مطالب بیشتر مطالعه و کنگاش کنی. به هر چیزی جواب سرسری ندهی. خوانندگان از خواندن جوابهای تکراری خسته میشوند. مرا ببخش. قربانت بیژن.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای عباس جوادی گرامی
بعضی ترکهای فارس شده مایه آبرو ریزی هستند. چندسالی پیش دریک کشوری به جمع دوستانه من ودوستم را دعوت کرده بودند وقتی درآن جمع حضوریافتیم فقط ما دونفر ایرانی بودیم بخاطرایرانی بودند ازمن خواستند30دقیقه وفت دارم صحبت کنم ولی من چون حاضرین اکثراً لیسانس ادبیات فارسی داشتند وبه ایران هم آمده بودن وتعدادی هم فوق لیسانس بودند به دوستم پیشنهادکردم ایشان که هم اشتیاق داشت و یک پان ایرانیست هست.ایشان صحبت شروع کرد وازصحبتهای ایشان حاضرین ناراضی بودند. حاضرین گفتندایشان صحبتها کردندولی ما ازشما سووال داریم من اول قبول نکردم ولی چون آنها ازمن شناخت داشتندقبول کردم .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ناصرکرمی گرامی
خود نباید دوروغ بگوید گرکسی بخواهد جلورسوایی بیشتر بگیرد
1-درتاریخ نوشتند وقتی شاهپوربه شام سوریه فعلی حمله کرد امپراتور روم برای بازپس گیری سوریه اعراب شکست خورده از شاهپور را تحت فرماندهی یک رومی قراردادند وخود ازسمتی وترکها سمت دیگر به شاهپورحمله کردند واورا شکست دادند
2- وفتی بهرام چوبین برعلیه هرمزچهارم شوریدوپسرش خسروپرویزهم فراری داد وخسروپرویزبه بیزانس پناه بردحامی بهرام چوبین ترکها بودندوافراد ارتش بهرام جوبین ترکها تشکیل میدادند.
3-ارتش اعراب را هم فرماندهان ترک اداره می کرند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یکصد سال است که این روش از مطالعه در تمام جهان منسوخ شده است. گرچه هر انسانی آزاد است هر کتابی را از کتاب فروشی خریداری کرده و مطالعه کند، اما برای نظریه پردازی در هر دانشی، چهار وجه آن دانش را حتما باید یاد گرفت که شامل ، انتولوژی، ترمینولوژی، متدولوژی و اپیستمولوژی، هستند. یادگیری این وجوه از علوم، فقط یک راه دارد آن هم راه آکادمیک و روش مند آن است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من هم قبلا این ویدو را دیده ام ولی نمدانستم که در ترکیه هم مونقورت وجود دارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاي كاوه فرافكني نكنيد لطفا به ابهامات جواب بدهيد إز جمله اينكه چرا تيتر أر جعل كرده ايد و ... سالي كله نكوست إز بهارش پيداست، شما امانتدار نيستيد و حرفهاتون ارزشي نداره. متاسفم برأي شما

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
https://www.facebook.com/nik.jafarzadeh/videos/722650114492916/
لطفأ اين ويدو را نگاه كنيد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اين آقآ مثل اينکه فرق بين حقوق شهروندى وحقوق مليتى را هنوزيا نمى داند يا خودش را به کوچه على ............ آقا ،مليتهاى
داخل اين جغرافيا دنبال صدقه حقوق شهروندى نيستند بلکه خوا ستار حق تعين سرنوشت مى باشند.در کدام دنشگاه ايران کار علمى
انجام مى گيرد؟ اين استادان جز تکرار نظرات باطل شده ٨٠ سال پيش کاره ديگرى از دستشان بر نمى آيد . ׳
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای جویای گرامی،
از این که حوصله کردید و از پاسخ‌هایی که دادید و مرا قانع نکردند و از بی‌پاسخ گذاشتن اکثر پرسش‌ها، ممنونم.
امیدوارم شما هم اندکی بیشتر در مورد مسؤلیت‌های روزنامه‌نگاری و مسؤلیت‌های اخلاقی و نسبت دادن تفکرات ناموجود به طرف مقابل گفتگو بیاندیشید.
شاد و تندرست باشید.
تصویر کاوه جویا

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اژدر بهنام گرامی، پاسخ همه ی پرسش هایی که نوشته اید در کامنت های پیشین من آمده است. اینکه این پاسخ ها شما را قانع نکرده اند دیگر گناه من نیست! نوشته اید: " آقای جویا این توضیح، درخور خود شما بوده ولی برای من به هیچوجه قانع کننده نبود". خود می گویید که من توضیح داده ام، اما توضیح من شما را قانع نکرده است. من پاسخ خود را داده ام، شما قانع نشده اید. اصراری هم ندارم شما را قانع کنم. روشن است که پاسخ من برآمده از دیدگاه من است و لزوماً نمی تواند هر کسی را قانع کند. من هم از توضیح شما درباره ی برخورد دوگانه تان در موضوع "تیتر" به هیچ وجه قانع نشده ام. امیدوارم واقعیت تفاوت اندیشه ها را دریابید و نکوشید تا همه را با زور به قالب خودتان درآورید. از آنجا که در کامنت های شما تکرار و خشم می بینم، برآنم که ادامه ی گفتگوی حاضر با شما سودی در بر ندارد.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ایستای گرامی،
آیا کامنت پیشین شما پاسخ است که برای من نوشته‌اید یا تکرار کامنتهای قبلی بدون خواندن پاسخ من و توجه به آنچه پیش روی شماست و وارونه جلوه دادن اتفاق رخ داده؟
مطلبی را به کسی که از پیش تصمیمش را گرفته تا چنان بفهمد که می‌خواهد، نمی‌توان تفهیم کرد و پاسخی چنانکه داده‌ام باید داد تا اقلا پیش خود به فکر فرو رود ولی به راستی که کسی را که نخواهد بیدار شود، نمی‌توان بیدار کرد.
شما آن را به فرار از پاسخ یک فرد عصبانی تعبیر کنید ولی اگر در آن دقت کنید، پاسخ دقیق شما در آن نهفته است!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای بهنام گرامی، کامنتی که شما بنام پاسخ به ایراد من نوشته اید پاسخ نیست بلکه فرار از پاسخ با توسل به طعنه و کنایه است. خطاب به من نوشته اید: " اینکه چرا من مسائل را با آقای توکلی از طریق کامنتها رفع و رجوع نکرده‌ و توسط تلفن و ایمیل این کار را کرده‌ام، فکر می‌کنم تقصیر خود شماست!شما اگر در همان آغاز کار سایت، این دستور را صادر می‌کردید، حسب امر شما و برای جلب رضایتتان، من و دیگر همکاران،به هیچوجه از ایمیل و تلفن و صفحه داخلی استفاده نمی‌کردیم و تمام کارهایمان را از طریق کامنت انجام می‌دادیم"! این جملات زا شما پاسخ مینامید؟! اینها به نظر من فرار از پاسخ از سوی یک شخص عصبانی است که از دادن پاسخ منطقی ناتوان مانده و متوسل به کنایه های تلخ و بی معنی شده است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهنام گرامی با تشکر دوباره. مطمئنم که می دانید سوال من برای مچگیری از شما نبوده است و فقط خواستم اطلاعاتم را تکمیل کنم. من هم معتقدم و بارها گفته ام برای احقاق حقوق شهروندی نیازی به تاریخ تراشی نیست. حتی اگر فرض را بر این بگذاریم که مردم آذربایجان تا همین دوشنبه گذشته "آذری زبان" بودند و تازه از پریروز "ترکزبان" شدند، تبعیض باید در تمامی اشکال آن محو بشود و هم آنها و هم دیگر اقوام ساکن ایران باید از حقوق برابر برخوردار باشند. و شما شاهد هستید که من تمامیت ارضی و مرزها را هم مقدس نمی دانم و بارها گفته ام اگر تجزیه ایران باعث سعادت همه شهروند این کشور بشود، باید به آن تن درداد. ولی اشکال از معین مبارزه با تبعیض است که خود از افراطی ترین نژادپرستان هستند و زبان و خاک و خون برایشان مقدس است، وگرنه چاپ نیازی به این هست که در قرن بیست و یکم بدنبال اثبات پیوند نژادی زبانی با هفت هزارسالگلن باشیم؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ایران علیرغم کنترل دولت اونیتار اتوکراتیک چندین دهه ای, بودجه های نفتی نجومی, سیستم تحصیل عمومی (بخوانید مغز شوئی) 80 ساله با درس تاریخ رسمی, دهها دانشگاه با کرسی تاریخ جعلی و ایران شناسی و... تولیداتش متخصصین ازاین دست است که با جستجوی دراینترنت و صرف ساعتی میتوان اساس سخنشان را زیر سوال برد. مدارک همه فارغ التحصیلان تاریخ, ایران شناسی و غیره از دانشگاههای ایران در کوزه ایست و دایره استعمالشان زبان فارسی و محدوده طرحشان داخل مرزهای ایران است و بس. طبیعتا بعلت نبود امکانات تحصیلی در سیستم خودی شاعر بزرگ ما شهریار , پزشکی, جواد هیئت بزرگ پزشکی, بهزاد بهزادی محرر قطور ترین دیکشنری ترکی آزربایجانی به فارسی , حقوق رشته دانشگاهیشان بود. در چنین فضائیست که دکتر کردان دولت احمدی نژاد نیاز به مدرک جعلی دکتری از آکسفورد داشت تا بتواند حرفش را به کرسی بنشاند و تعریف و تعظیم عوام الناس را بخرد.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رازی گرامی،
من از شما تشکر می‌کنم که موضوع مهمی را گوشزد کردید. حق با شماست. اطلاعات من قدیمی است. من به تنها بروک هاوسی که در خانه دارم، یعنی به چاپ 1986 دسترسی دارم و چاپهای بعدی را در اختیار ندارم. چه می‌شود کرد، فقر مالی این اشکالات را هم دارد!
من هم مانند شما فکر می‌کنم که خویشاوندی زبانی لزوما به معنی خویشاوندی خونی نیست. اگر زبان سومری و ترکی خویشاوند هم باشند، لزوما به معنی اسکان ترکان در مناطق سومری نشین نمی‌تواند باشد.
در همین زمینه باید بگویم که متاسفانه من نمی‌توانم به سؤال شما در زمینه متخصصینی که تز همانندی یا خویشاوندی سومرها و ترکان را تایید می‌کنند پاسخ دقیقی بدهم و آن را به هواداران این تز واگذار می‌کنم.
در مورد تخصص هم لازم می‌بینم که نکته‌ای را بنویسم.
اول اینکه من هم مانند شما برای عمل جراحی پیش متخصص می روم و پیش مهندس کشاورزی که ده کتاب در باره جراحی آپاندیس

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برای آگاهی دوستان، مسوده ایرانیکا نیز، بدستورعوامل خارجی برای درست کردن تاریخ جعلی برای قوم فارس نوشته شده است. همانطور که "پور پیرار" نیز جعلی بودن تاریخ قوم فارس را بارها بطور مستند، یاد آور شده است. در واقع محتوای ایرانیکا از نظرعلمی و مستندات تاریخی هیچگونه ارزشی ندارد. یکی از عوامل سرسپرده آن آقای یارشاطر می باشد، که خود شخصی ضد ترک، پان ایرانیست و پانفارس است. از این جهت استناد به چنین هرزنامه هائی فقد ارزش علمی، تاریخی و تحقیقی است.

تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ایستای گرامی،
ایکاش پیش از اینکه احکامتان را صادر می‌کردید، اول توضیح را دقیق می‌خواندید و این زحمت را به خودتان می‌دادید که مراجعه‌ای هم به کامنتهای زیر مقاله مورد بحثتان بکنید. اگر به آنها دقت می‌کردید، می‌دیدید که همانطوری که توضیح داده‌ام، این آقای توکلی بود که به متن (و نه به تیتر) توجه کردند و اشکال آن را دیدند و من پس از جایگزینی متن، در کامنت خودم اشکال تیتر را مطرح کردم.
ولی چه می‌شود کرد؟ شما تصمیم گرفته‌اید که وقایع اتفاق افتاده را بر حسب نظر خودتان پس و پیش کنید و نتیجه دلخواه خود را بگیرید.
در مورد اینکه چرا من مسائل را با آقای توکلی از طریق کامنتها رفع و رجوع نکرده‌ و توسط تلفن و ایمیل این کار را کرده‌ام، فکر می‌کنم تقصیر خود شماست!
شما اگر در همان آغاز کار سایت، این دستور را صادر می‌کردید،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
http://www.radiofarda.com/content/f35_advanture_of_languages_part2/27191323.html
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای جویای گرامی،
شما تا به حال به هیچ یک از پرسش‌های من پاسخی نداده‌اید. از شما پرسیده‌ام "آیا اقای جوادی از این تغییر تیتر خبر دارند؟" پاسخی نداده‌اید. از شما پرسیده‌ام "تا به حال کدام اثر کدام دانشمند برجسته‌ای را منتشر کرده‌اید که مخالف افکار شما باشد؟" پاسخی نداده‌اید. از شما پرسیده‌ام "آیا این مقاله آقای جوادی یک مقاله علمی است یا یک مقاله ژورنالیستی؟" جوابی از شما دریافت نکرده‌ام. از شما پرسیده‌ام "نتیجه‌گیری خود شما از مسؤلیت نویسنده و منتشر کننده چیست؟..." خاموش مانده‌اید. از شما پرسیده‌ام "فرق این "جعل" با آن "جعل" چیست." باز هم پاسخی نداده‌اید. از شما پرسیده‌ام "وقتی شما به یک نویسنده یا عالم یا محقق... نسبت "جعل" اسناد تاریخی و جعل هویت تاریخ و از این قبیل می‌دهید، آیا با آبرو و حیثیت شخصی و علمی او بازی نمی‌کنید و آیا این نسبت دادنها اتهام نیست؟ و آیا اینها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آدرس بریتانیکا آنلاین:
http://global.britannica.com/topic/Sumerian-language
جهت اطلاع

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهنام عزیز با تشکر. 1. من به بروکهاوس دسترسی ندارم، بد نیست تاریخ انتشار آنرا بنویسید، زیرا در زبانشناسی هم مثل باستانشناسی و مردم شناسی سرعت به روز شدن اطلاعات بسیار زیاد است و حتی "ماه" انتشار هم تعیین کننده است. به هر حال بریتانیکا در نسخه آخرش حرف دیگری می زند. 2. حتی اگر ترکی و سومری هم خانواده باشند، نمی توان نتیجه گرفت که سابقه اسکان ترکها در آذربایجان به 5000 سال قبل برمی گردد. هم خانواده بودن فارسی و آلمانی به معنی سابقه اسکان 2500 ساله آلمانیها در ایران نیست. ترکها ترکند و سومریها، سومری. 3. من از دانشمندان برجسته حرف نزدم، حرف من بر سر "تخصص آکادمیک" است. اگر آقای جوادی در دانشگاه زبانشناسی خوانده است، یک متخصص است. شما می توانید بگویید متخصص بدی است، یا مغرض است ولی تخصص ایشان را نمی توانید زیر سوال ببرید. در حالی که قائلین به همانند بودن ترکها و سومریها متخصص این رشته

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب بهنام گرامی، از توضیح شما سپاسگزارم هرچند که این توضیح شما برمشکلات نحوه برخورد شما با مقاله ها می افزاید. شما در برخورد با تغییر تیتر مقاله " فرهنگ ایرانی در ذات خود...."منتشر شده توسط آقای لوایی هیچ کامنتی در اعتراض به تغییر تیتر ننوشتید. بعد که آقای توکلی به تغییر تیتر اعتراض کرد شما رفتید به کمک آقای لوایی تا مساله را رفع و رجوع کنید. حالا میگویید که شما بطور خصوصی دراینباره با آقای توکلی صحبت کرده اید! چطور است که درمورد آقای لوایی شما هیچ کامنت اعتراضی نمینویسید و مساله را خصوصی رفع و رجوع میکنید. ولی در مورد مقاله آقای جوادی کامنت پشت کامنت میدهید و از نقض قانون و نقض حقوق و... سخن میگویید! از قرار معلوم حس قانون خواهی و عدالت خواهی شما فقط در موارد "ویژه" بیدار میشود! به این میگویند قضاوت دوگانه. از سابقه قانونمندی و عدالت طلبی خود فراوان گفته اید. متاسفانه از این محاسن

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درود بر پروفسور دمحمد تقی زهتابی افتخار آذربایجان / راه ایشان ، هدف ایشان مقدس بوده و ایشان را شهید حقیقت و راستی می دانیم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
محرر این مقاله, اول مدرک تحصیلی خودش را از غلاف بیرون کشیده و روی میز می گذارد و سپس قپه های روی شانه را, با اعلام سابقه استادی به رخ می کشد تا مخاطب حساب کار دستش باشد. آنگاه با استفاده از لحنی تمسخرآمیز با چاشنی نصیحت های از نوع منبری, تاریخی را که برای قالب گیری ایران نوین جعل شده, آنهم تنها در چند سطر تحویل می دهد و در پایان اگر قانع نشوی فریاد بر می اورد که " به اختلاف قومی دامن نزنید و باعث خونریزی نشوید". معنی این جمله بزبان عامیانه همان " حرف نزن که نفله میشی,"!!!!!! است. بعبارتی یاد آور می شود که چون شما نه دولت, نه سلاح, نه ارتش نه بسیچ دارید باید تاریخ رسمی ما را بپذیرید و دست از حق داشتن کشوری از آن خود با اتریبوتهای ملی تان بردارید.ایشان از ما طلب می کنند سیستم فعلی را که خصیصه های آن تماما فارسی هستند و هیچ نشانی از ما ترکها در آن نیست را از آن خود بدانیم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کاوه جویا, احمد کسروی هم در هیچ دانشگاهی زبان شناسی نخوانده بود.U
تصویر کاوه جویا

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اژدر بهنام گرامی، پس از پاسخ آخر شما، که تکرار گفته های پیشین تان بود، می خواستم دیگر به این بحث دوسویه که به تکرار مکررات رسیده ادامه ندهم. اما سخنان تازه ای که در پاسخ به کامنت های سنجیده ی جناب رازی و جناب ایستا آورده اید و باز ادعاهایی در ارتباط با من مطرح کرده اید مرا وادار به پاسخگویی می کند.
1ـ نوشته اید: " گر "آقای جوادی" و یا "خانم آزاده احسانی" و یا "شهریراز" و یا "آقای کاظم آذری سیسی" دانشمندان برجسته هستند، چرا کسانی مانند "دکتر هیئت" و "دکتر رهتابی" و دیگران دانشمند برجسته نباشند؟"! راستی چرا نوشتارهای دکتر آزاده احسانی و شهربراز را که یکی درباره ی خط فارسی و دیگری درباره ی پیوند زبان پهلوی با فارسی امروز است و با بحث آذربایجان و زهتابی هیچ ربطی ندارد به بحث حاضر گره می زنید؟ اگر می خواستید صادقانه نمونه بیاورید باید از دانشمندانی چون دکتر ریاحی خویی، دکتر بهمن

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کرمی , آقای اژدر بهنام کسی نیست مثل بعضی ها به زور معده حرف بزند. اگر انگلیسی بلد هستید بخوانید. مینویسد" زبان سومری جزو زبان االتصاقی بوده است و زبان ترکی هم التصاقی است. بنابر این دو دو تا مساوی با چهار یعنی زبان سومری وزبان آذربایجانی ما ربشه مشترکی دارند.
تصویر ناصر کرمی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

آقای اژدر بهنام،... لطفأ بنویسید که در کدام جلد Brockhaus و صفحهء چند آورده شده است که زبان تُرکی با زبان سومری خویشاوندی دارد. چرا که من بعضی از مطالب و کتاب را از انتشارات Bertelmann که انتشارات Brockhaus را هم برعهده داشت سفارش میدهم. ...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای رازی عزیز شما فرمودید « ١٥ روز از درج هر مطلبی که مربوط به اقوام و زبانها و نژادهاست خودداری کنید» منظور شما یعنی سانسور کنند!؟، به این می گویند حمایت اپورتونیستی از پانفارسیسم و یا بعبارتی پانیرانیسم خجالتی که ملتها را جهت تحقیر اقوام خطاب می فرمایند، ٣٥ میلیون آذربایجانی ترک را قوم نامیدن یک انکار فاشیستی و جنایتکارانه است،
آراز ،
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رازی گرامی،
حتما توجه دارید که من از دکتر زهتابی دفاع نمی‌کنم و اعتراض من تنها به تیتری بوده که آقای جویا بر این مقاله گذاشته‌اند. بحث من هم اصلا بر سر خویشاوندی ترکها با اقوام باستانی نیست زیرا من هم متخصص این رشته نیستم و نه می‌توانم نظری در این مورد بدهم و نه حکمی صادر کنم!
در مورد خویشاوندی زبان سومری با زبان ترکی، همین برای من بیسواد کافی است که بروک هاوس را - که حتما برایتان آشناست – ورق بزنم و ببینم که این دو را از یک خانواده می‌داند و فکر نمی‌کنم که بروک هاوس، نظر غیرمتخصصین غیرمعتبر را آورده باشد.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ایستا گرامی،
برای اطلاع شما و دیگران توضیح می‌دهم:
شما در جریان اعتراض من نیستید. شما به آقای توکلی دسترسی دارید و می‌توانید از ایشان بپرسید تا به شما توضیح دهند.
در مورد مصاحبه‌ای که آقای لوایی منتشر کرده بود، من در ابتدا متوجه نشدم. ولی وقتی کامنت آقای توکلی را دیدم، به آن توجه کردم و متوجه شدم که متن منتشر شده، بخشی از مصاحبه آقای امیر احمدی است. متن اصلی را جایگزین کردم و در کامنت به آقای توکلی اطلاع دادم و تیتر اصلی را هم نوشتم. آقای توکلی تنها کاری که کرد، تشکر از من بود.
ایمیلی به ایشان فرستادم و نوشتم که تیتر هم عوض شده که مسلما با اطلاع آقای امیر احمدی نیست و باید تغییر یابد و این در مسؤلیت من نیست و در مسؤلیت شماست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چرا کامنت مرا سانسور کردید؟ هیچ توهینی در آن نبود و کاملا با این بحث مربوط بود. بدون دلیل تمامش سانسور شد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای بهنام با درود. در باره این بحثی که درگرفته، گفتنی بسیار است، ولی من از آنجایی که در سفر هستم و دسترسی دائمی به اینترنت ندارم، فعلا به همین اکتفا می کنم. شما از آقای جویا پرسیده اید: ( نکند در جبهه مخالف افکار شما، دانشمند برجسته‌ای وجود ندارد؟) واقعیت این است که تا جایی که من خوانده ام، طرفداران تز حضور باستانی ترکان در آذربایجان هیچکدام متخصص (زبانشناس، مورخ، مردمشناس و ... ) نبوده اند و تخصصی دیگری داشته اند. برعکس همه کسانی که تز خویشاوندی ترکها با اقوام باستانی (سومر، اکد، اورارتو، ماننا، لولوی و ... ) را با قاطعیت نفی می کنند، متخصص این رشته ها بوده اند، البته همانطور که تاکید کردم تا جایی که من خوانده ام. آیا شما (با اشاره به سوالتان از آقای جویا) متخصص معتبر را می شناسید که نظریه زهتابی را تآیید کند؟ اگر جواب مثبت است، خواهشم این است که به من هم معرفی کنید و اگر نه، سوال شما

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
وجود مبارک جناب امیر خیزی، که حضور آقای اقبال، هم چنین جناب محترم "ایستا" برای این سایت از نعمات گرانبار تعالی تبارک است. که فوری بفریاد جناب امیر خیزی میرسد. که بقول خودش اگر دیر میرسید، از ترس زهر ترک میشد. جناب امیر خیزی گرامی! اگر شما تو این خارج! بر سر هیچ و پوچ، زهر ترک میشوید، فردا که مسلسلها در خیابانهای عریض وطویل تهران زوزه بکشد، آنوقت چکارخواهید کرد؟ آیا هرکس که وقت زیاد دارد، باید کار سیاست بکند؟ دوست عزیز! برای لذت بردن از زندگی چیزهای دیگری غیر از سیاست نیز هست. من اگر جای شما بودم سیاست را ول میکردم. و به قلب خود لطفی میکردم. برایتان طول عمر و خوشی آرزو میکنم. شاد باشید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام آقای کاوه جویا و آقای ایستا و سایرین که به روشهای نقد علمی توجه ندارید :اگر خواهان حقیقت هستید لطفا" چگونگی یک نقدعلمی را برای چندمین بارمطالعه و بازبینی فرموده در باصطلاح نقد علمیتان یا تجدید نظر یا مجددا" اثبات فرمائید ونیز نگاهی عمیق به نوشته آقای ائلیار بیندازید لطفا"مجددا" نظر خود را اعلام فرمائید . سیز ساغ من سلامت

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اژدر بهنام که به ظاهرنگران رعایت قوانین در ایران گلوبال هستند چرا در موارد دیگر این نگرانی را به خرج نمیدهند؟ در مقاله ای که آقای محمدرضا لوایی منتشر کرده در آدرس: http://www.iranglobal.info/node/48336 تیتر اصلی نوشته کاملا عوض شده و تیتری که اصلا سازگاری با مقاله ندارد توسط آقای لوایی جانشین شده. آقای بهنام هیچ اعتراضی نکرده بلکه به آقای لوایی در انتشار کمک هم کرده! وقتی آقای توکلی متوجه میشود و به آقای لوایی اعتراض میکند آقای بهنام مینویسد:
"متنی که آقای لوایی بدون ذکر منبع منتشر کرده بودند، بخشی از مصاحبه "انتخاب" با آقای امیر احمدی بود. من متن کامل را جایگزین کردم.
تیتر اصلی آن در سایت "انتخاب"، "تاریخ ایران، باعث رشد "عقده حقارت"، "غرور کاذب"، و "توهم" در ایرانیان شده است!" می باشد." . آقای بهنام جواب دهند که چرا وقتی همفکرانشان تیتر عوض میکنند اعتراضی نمیکنند و تازه کمک

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای جوادی اصلا سواد ترکی ندارد تا کتاب دو جلدی و 1600 صفحه ای پروفسور زهتابی را مطالعه کرده آنرا تجزیه و تحلیل علمی کند . ایشان میگوید : " آنچه آقای زهتابی در کتاب دوجلدی و سخت فهمش «ایران تورکلری نین اسکی تاریخی» («تاریخ باستان ترکان ایران») به ترکی آذری باکو نوشته " !! ببینید درک ایشان از زبان نوشتاری ترکی آذربایجانی شبیه کسانی است که سواد اندک و یا متوسطه فارسی دارند اما سابقه مطالعه حتی دو جلد کتاب ترکی هم ندارند و نه تنها سواد خواندن و نوشتنن ترکی ندارند بلکه و فقط می توانند ترکی صحبت کنند و وقتی کتاب ترکی به دست می گیرند می گویند : " واه واه ترکی خواندن چقدر سخت است ؟! بخصوص این کتاب به زبان ترکی ما ( یعنی لهجه تبریزی ، اورمیه ای ، زنجانی ، اردبیلی ، همدانی و ... " نیست !!
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کاوه جویای گرامی،
این اولین بار نیست که کسانی در مقابل اعتراض به آنها به دلیل نقض قوانین، متوسل به شیوه‌هایی اینچنین می‌شوند و مرا متهم به جلوگیری از آزادی بیان می‌کنند. شما اولین فرد نیستید و احتمالا آخرین فرد هم نخواهید بود.
اینجا یک سایت عمومی است که در معرض دید و قضاوت همگان قرار دارد و این همگان، حق دارند که در باره آن، برخوردهای مسؤلین آن، قوانین و نقض آنها، نظر خود را داشته باشند و حتی اعتراض کنند. کسی نمی‌تواند به دیگری حکم کند که این حق را ندارد و تنها مدیر تارنماست که حق نظر و تشخیص را دارد و کسی این حق را ندارد که فرد معترض و منتقد را از اظهار نظر و اعتراض بازدارد.
شما متاسفانه نه بر اساس نوشته من، بلکه بر اساس تصورات خودتان قضاوت می‌کنید و حتی این قضاوت را در این حد نگه نمی‌دارید. شما مرا غیرصادق می‌نامید زیرا تصور می‌کنید، و یا برای به کرسی نشاندن حرف و عمل خودتان،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
داشتم نگران میشدم که چرا انصاف و نگرش نیستند که از جناب کاوه حمایت کنند که ناگهان دیدم جناب ایستا پیدایش شد و گفت که نگران نباش من اینجام. جناب ایستا دستت درد نکند خیلی به موقع آمدی داشتم از نگرانی زهر ترک میشدم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای عباس جوادی! با این حرفهای غیر علمی، که معلوم است سواد ترکی کافی ندارد، نوشه های دکتر ذهتابی را دریابد، و آنرا تجزیه و تحلیل علمی بکند! حتا سواد آلمانیش نیز سطحی و شکننده بنظر میرسد، من نمی دانم که ایشان چرا به جای نقد علمی آثار پرفسور ذهتابی، به سفسطه روی آورده است. اگر ایشان واقعا سواد ترکی دارد، لطفا بخشهای نوشته های پرفسور ذهتابی را نقد و بررسی علمی بکند، تا خوانندگان نیز به فهم و سواد ترکی آقای عباس جوادی باور بکنند. والا با شعار دادن و ادعاهای غیر علمی در واقع عدم تخصص خود را در نزد مردم آذربایجان بنمایش میگذارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-من دراول آشنایی بااین سایت که به حدودیک سال ونیم میرسد،آن موقع به همین آقای بهنام وائیلیارعزیزگفتم که روشنفکران حامعه ایران (اتینیک فارس)روشنفکران اتینیک های دیگررابرای سیاهی لشگرخواسته تاازنیروی آنهابرای مقاصدخودسوء استفاده کنند.
من نوشتم که برادران این هاحتی درسنگرهای یادگارهای بزرگ مردان فدایی ومجاهدهم برای خودحق ناحقی قایل بوده واگر شماها که این همه سنگ ایران وتمامیت خواهی رابه سینه می زنیددردقیقه نودبه شماهم خیانت خواهندکرد.
گفتم من بااینهاچندین سال هم گروه بودم وقتی ازحقوق ملت تورک حرف زده وبخواهی یک قدمی برای خواسته های مدنی خودبرداری شمارابه پان تورک وتجزیه طلب ووابسته به ترکیه وآزربایجان خواهندخواند.
ولی شماچه گفتیدحتی من رانیروی تفرقه اندازحکومت خواندید.
برادران اگرتوجه کنیدتمامااز نوشته های این دوستمان توهین وانگ های جوراجورمی ریزد.تمام مقالاتی که بوی تنفروشناسنامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
متاسفانه آقای اژدر بهنام و ائلیار همواره سعی میکنند سایت ایران گلوبال را بصورت یک رسانه ضدفارسی و ضدایرانی دربیاورند و فقط به مطالبی امکان انتشار دهند که این منظور آنهارا برآورده میسازد. بسیار حیف است که این رسانه آزاد بخاطر اینها مورد نفرت مردم واقع شود و سقوط کند. آقای توکلی گرامی، فریب این کامنتهای تکراری چند تن شناخته شده را نخورید و اجازه ندهید اختیار سایت به دست ایران ستیزها بیفتد و از چشم مردم بیفتد.
تصویر کاوه جویا

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اژدر بهنام گرامی،
1 ـ خطاب به من نوشته اید: " شما از جمله کسانی هستید که مکررا قوانین سایت را زیر پا می‌گذارید". آیا شما مرجع تشخیص "نقض قوانین سایت" هستید؟! پیشنهاد می کنم که مسأله ی "نقض قوانین" را به مدیر تارنما، که مرجع تشخیص آن است، واگذارده ، آن را دستاویزی برای جلوگیری از آزادی بیان نسازید.
2 ـ دریغا که این بار هم در سخن شما "صداقت" نمی بینم. بجای اینکه حرف دلتان را بزنید باز اندیشه ی واقعی خود را زیر پیرایه هایی چون "نقض قوانین"، "قدیمی بودن"،... پوشانده اید. آقای بهنام گرامی، تا زمانی که چهره ی اصلی خود را زیر این دستاویز ها پنهان می کنید و مقصود اصلی خود را از این " اعتراضات" نمی گویید، آن "بحث سازنده" ای که خود خواسته اید ممکن نمی شود. به دید من خواست اصلی شما این است که بخشی از ملت ایران را از بخش های دیگر این ملت جدا و دارای ریشه و هویتی دیگر نشان دهید. به همین
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کیانوش عزیز،
در این میان وظیفه شما بعنوان سردبیر و مسؤل سایت چیست؟ چرا مانند مورد یا موارد پیشین انتقاد نکرده و وارد عمل نمی شوید؟
این رفتار دوگانه شما چه معنی می دهد؟
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهنام عزیز؛ شما بدرستی نوشته اید که :« کسی را نمی‌توان مجبور به پاسخگویی و بحث و گفتگو کرد ...» باید توجه داشت که برای نویسنده ، شرط و شروطی وجود ندارد که حتما؛ او ویا ناشر، پاسخ گو باشد. طبیعتا پاسخگویی روشی دمکراتیک ما بین نویسنده و خواننده که در نهایت اندیشه را توسعه می دهد. دوم_ تعیین تیتر توسط ناشر و بدون اطلاع نویسنده، روشی نادرست است . چندی پیش هم یکی از نویسدگان سایت، مطلبی را از یک مصاحبه جدا کرده و تیتر جدیدی بران گزیده بود که مورد انتقاد قرار گرفت و اکنون هم اگر نویسنده از این تیتر جدید، بی اطلاع باشد؛ طبیعتا عملی نادرست می باشد .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کاوه جویا در این کامنت تان آقای بهنام را مورد خطاب قرار فرموده اید, احتمالا آقای بهنام هم به شما خطابا جواب خواهد نوشت. ولی جای تردید نیست شما زیر پوشش دموکراسی یا آزادی بیان و قلم با انتشار هرآنچه که درست یا نا درست است, با تخریب و اهانت به شعور ملی و تاریخی و فرهنگی یک ملتی هستید مشغول هستید که بقول خود و همکارانتان هزاران سال حد اقل در جوار همدیگر زندگی کرده اید و شاید هم می خواهید ,اگر خدا قسمتتان کند, در آینده هم زندگی کنید. هدفتان چیست؟ انسان دوستانه, که نمی تواند باشد, کمک به دموکراسی؟آن هم نمی تواند باشد, ساختن ایران آزاد و دموکرات؟ آن هم با این روش شما
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه از کامنت قبلی
البته که کسی را نمی‌توان مجبور به پاسخگویی و بحث و گفتگو کرد ولی وقتی نویسنده‌ای در مقابل نوشته خود پاسخگو نباشد، دیگر برای من خواننده اعتباری نخواهد داشت. فکر می‌کنم این تنها نویسنده نیست که حق دارد بنویسد بلکه خواننده هم در مقابل، حق دارد که نوشته او را زیر سؤال ببرد.
آقای جویا،
شما ادعا می‌کنید که "در اندازه ی توان خود کوشیده ام بحث های پرتنش قومی را از راه انتشار آرای دانشمندان برجسته ای، که از قضا بیشترشان هم آذربایجانی هستند، به سطح علمی بکشانم".
از شما می‌پرسم تا به حال کدام اثر کدام دانشمند برجسته‌ای را منتشر کرده‌اید که مخالف افکار شما باشد؟ نکند در جبهه مخالف افکار شما، دانشمند برجسته‌ای وجود ندارد؟ آیا فکر نمی‌کنید که شیوه کار شما و برگزیدن تیترهای جنجالی اتهام آمیز می‌تواند به جای اینکه "جلوی کینه پراکنی های بی پایه ی قومی" را بگیرد، این کینه‌ها را
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
همکار گرامی آقای کاوه جویا،
من هر مقاله‌ای را می‌خوانم، از هر جنبه‌ای که مخالف یا موافق آن باشم، هر زمان که موقعیتش را داشته باشم و لازم بدانم، نظر خودم را می‌نویسم و شما نمی‌توانید به من حکم کنید که نظرم را چگونه بنویسم و چه بنویسم و چه ننویسم.
من کم یا زیاد با سایتی همکاری می‌کنم که برای خودش قوانینی دارد و هرگاه این قوانین و ضوابط از سوی هر کسی نقض شود، هر زمان که متوجه آن شوم، به نقض آن قوانین اعتراض می‌کنم، خصوصا زمانی که این کار از سوی مسؤلین و گردانندگان سایت باشد. متاسفانه شما از جمله کسانی هستید که مکررا قوانین سایت را زیر پا می‌گذارید.
چه شما و چه هر کس دیگری، اگر مقالات کهنه و قدیمی چندین سال پیش را منتشر کند، من اعتراض کرده‌ام و خواهم کرد زیرا یکی از ضوابط سایت است که زیر پا گذاشته می‌شود.
من و شما هیچ آشنایی با هم نداریم. شما از سابقه کاری من در سایت بی‌اطلاعید و نمی‌دانید
تصویر کاوه جویا

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اژدر بهنام گرامی، با سپاس برای توجه تان،
1 ـ شما در گذشته نیز از نوشتارهای روشنگرانه ای که از دانشمندان معتبر زبانشناس و تاریخدان درباره ی فرهنگ و زبان آذربایجان در این رسانه منتشر شده، ابراز ناخوشنودی کرده اید. گاهی به بهانه ی قدیمی بودن نوشتار، گاهی به عنوان اینکه نویسنده مدیر خوبی نبوده است! (درباره ی نوشتار دکتر منوچهر مرتضوی)، ...این بار هم به ایراد "تیتر" متوسل شده اید ! بدون اینکه توجه کنید که تیتر نوشتار بطور کامل بر فراز آن درج شده است. توضیح اینکه از نوشتار ارزنده ی دکتر عباس جوادی هیچ چیزی کم و کسر، یا به قول شما "جعل" نشده، بلکه تیتر توضیحی دیگری که کاملاً با محتوای نوشتار سازگار است، برای جلب توجه خوانندگانی که به پیگیری بحث شیوه ی "تاریخ نویسی" محمدتقی زهتابی علاقه مندند، به بالای نوشتار افزوده شده است. کاری که در عرف مطبوعاتی کاملاً رایج و مجاز است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست عزیز ائلیار...همانطور که میدانید این کتاب را از اینترنت بطور ساده می توان دانلود کرد.. جا دارد که از آقای جوادی پرسید که کدام قسمتها و یا صفحه های این کتاب فهمیدنش سخت هست که ما این صفحه را در این جا در معرض عموم بگذاریم و بعد نتیچه گیری کنیم که این کتاب , کتاب کلیله و دمنه قدیمی است و یا کتابی است که بقول شما ( بسیار راحت و روان نوشته شده )..به عقیده من , آنچه که آقای جوادی به (( سخت فهمیدن )) اشاره می کند , ربطی به زبان نثر این کتاب ندارد. آنچه که برای آقای جوادی فهمیدنش و درک کردنش آسان نیست , «« حقایقی»» است که آقای زهتابی بطور ساده و علمی با زبان راحت وروان بیان میکند که با عقاید آقایان جوادی ها مغایرت دارد . این نا باوری های عقیدتی است که آقای جوادی نمی تواند و یا نمی خواهد درک بکند. و تنها راه چاره همان است که دکتر علی اصغر زاده به عنوان (( راسیسم علمی))

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
صرفنظر از این چنین نوشته آقای عباسی, خاصیت منفی آقای کاوه جویا هم قابل بحث است. آقای جویا غیر از افکار و تصورات منفی به تر کها چیز دیگری ندارد که خود تفکر حاکم رضاخانی قرن اخیر است که با پیشرفت وسایل ارتباط جمعی هر روز کم رنگ تر میشود.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
«تیتر انتخاب شده از سوی آقای کاوه جویاست-که بر اساس اعتقادات خود برگزیده است.» لازم است در صورت عدم حضور نویسنده پاسخگوی «تیتر» خود باشد. آقای بهنام مسئولیت منتشر کننده را به حق یاداوری کرده و بهتر است آقای جویا مسئولیت خویش را در برابر سایت و خوانندگان بعهده گیرد.

آقای عباس جوادی نوشته کتاب ذهتابی سخت فهم است و به ترکی آذری باکو نوشته»:
12- اتفاقا زبان کتاب بسیار راحت و روان است. همه ی لغاتی که ما فارسی خواندگان ایران در مسایل «تاریخی-اجتماعی-اقصادی-سیاسی» استفاده میکنیم در این کتاب با استادی تمام بکارگرفته شده است. کتاب تاریخ کهن ترکان ایران در زبان اصلی از نظر شیوایی نثر یکی از نوشته های ماندگار زبان ماست. این اثر راه نوشتن مقالات علمی در زمینه ی علوم اجتماعی را به روی روشنفکران و قلمزنان ما گشوده است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
إز يكي پرسيدند نامت چيست گفت دائيم سرهنگه،،، يعني حساب دستت باشد أقاي جوادي نيز اول كار رزومه كاري مينويسند تا مغرضان ومعاندان و جاعلان و غير خودي ها خود را جمع وجور كنند ، خوبه به مقام ميزا جواد آغا كه مرتجعترين آخوند دوره بعد إز مشرو طييت تبريز بود اشاره ننمودند ،،، از آقاي ائليار ممنون كه كارمان را آسان نموده اند وحق مطلب را ادا، پاسخ نويسنده را منتظريم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از انتشار مقاله خواندنی و پرمایه دکتر جوادی سپاسگزارم. جعل واقعیات تاریخی در نوشته های آقای زهتابی که موچب گمراه شدن تعدادی از اشخاص کم سواد و متعصب شده باید روشنگری شود. متاسفانه کسانی میخواهند هرطور شده جلو این روشنگری ها را بگیرند و مانع از انتقال آزاد اطلاعات در ایران گلوبال و جاهای دیگر بشوند. بهتر است این کسان بجای کوشش در جلوگیری از نشر واقعیات تحقیق کنند و پاسخ منطقی بدهند. البته حتی یکی از این کامنت نویس های متعصبی که علیه این مقاله نوشته اند کمترین تخصصی در تاریخ و زبانشناسی ندارند. حالا چطور می آیند بدون استدلال منطقی به نظر سنجیده یک دکتر زبانشناس فرهیخته حمله ور میشوند؟! خود دانند!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
واقعیت اینه که این نوشته آقای دکتر جوادی آش درهم و برهمی است که تهش چیزی به آدم نمی دهد. بیشتر شبیه آن قبیل آشهایی است که آب زیادی به آن بسته اند ولی از مواد خوراکی چندان خبری نیست. برای این که یک تئوری رد شود، نیاز به دلایل علمی هست نه تمسخر و مضحکه. این حرف که به ریش آدم می خندند یا جوک گفتن راجع به آمازون یا پرداختن به تعلقات سیاسی نویسنده اثر، بیشتر نشان دهنده عصبیت آقای دکتر است تا هر چیز دیگر. من به رغم این که کتاب مرحوم زهتابی را خوانده ام، ولی هیچ صلاحیتی در خود نمی بینم که بندی از آن را رد کنم یا از آن دفاع نمایم. بسیاری دیگر هم یقینا شرایط من را دارند. لذا، ای کاش آقای دکتر جوادی به جای درازنویسی، به نقد کتاب می پرداخت و اشخاص واجد صلاحیتی هم که تئوریهای دکتر زهتابی را قبول دارند به دفاع از آن. این جوری به جای صحبتهای غیبت گونه فاقد ارزش، شاهد بحثی مفید و علمی می بودیم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانمها و اقایان ترک .این داستان ترک و پارس را این همه گش ندهید و کار را مانند ادولف هیتلر و یا مرحوم استالین و رفیق مائیو و یا همین صربها تمام کننید و این چدند نفر پارس تهران نشین را روانه اردوگاه مرگ و کوره های ادم سوزی کننید . تا کی میخواهید در باره پار س حرف بزنید ؟ من از بی عمل شما خسته شدم . شادروان بختیار سمبول ازای خواهان را نظام پلید محمدی گشت شما هم دست بکار شده و مزاحمان پارس را از بین ببرید . مانند ملیونها انسان که در سیfر ی از بین رفتند .اره جانم کی به کی است .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من از نویسنده مقاله یک سوال داشتم:
آیا قومی بنام قوم پارس داریم یا نه؟ یا اینکه شما پارس را مترادف با ایران میدانید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
http://www.iranglobal.info/node/49328
تصویر مسؤل سابق کامنتها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان عزیز، امکان کامنتها واقعا به شما تعلق دارد. هدف ما ایجاد محیطی دوستانه برای تبادل نظر است. آزادانه نقد و نظرخود را بنویسید. اما خواهش می کنیم از عصبیت بپرهیزید و فضایی ایجاد نمائید که بدور از توهین و اتهام و جوسازی و مسموم کردن محیط تبادل نظر باشد. توجه داشته باشید کامنتهایی که این موارد را در نظر نگیرند، منتشر نخواهند شد.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
همکار گرامی، آقای کاوه جویا،
پاسخگوی هر مقاله‌ای، نویسنده و منتشر کننده آن است.
این مقاله انتخاب شماست و احتمالا آقای جوادی خبری از انتشار این مقاله در ایرانگلوبال ندارد و بنابراین نمی‌تواند پاسخگو باشد. می‌مانید شما که اصولا باید در مقابل سؤالات و انتقادات کامنت نویسان پاسخگو باشید.
من با بسیاری از مطالبی که در کتاب دکتر زهتابی آمده، موافق نیستم ولی موضوع بحث، مستقیما کتاب ایشان نیست بلکه مشخصا نوشته آقای جوادی است.
در این نوشته، تا آنجایی که به اطلاعات من برمی‌گردد، نادرستی‌های تاریخی وجود دارد که می‌خواهم در مورد آنها گفتگویی دوستانه و سازنده داشته باشم.
از شما دعوت می کنم در بررسی این مقاله با من وارد گفتگو شوید و احساس مسؤلیت خود را نشان دهید.
منتظر پاسخ شما هستم که امیدوارم مثبت باشد.
ولی پیش از آن می‌خواهم از شما بپرسم که آیا اصلا آقای جوادی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام آقای عباس جوادی اگر خواهان حقیقت هستید لطفا" چگونگی یک نقدعلمی را برای چندمین بارمطالعه و بازبینی فرموده در باصطلاح نقد علمیتان یا تجدید نظر یا مجددا" اثبات فرمائید ونیز نگاهی عمیق به نوشته آقای ائلیار بیندازید لطفا"مجددا" نظر خود را اعلام فرمائید . هر چند که میدانم این نوشته هایم آب در هاون کوفتن است . و یا باتماز داشا میخ .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من مطمئن هستم که عباس جوادی حتی یک بار هم بطور کامل کتاب دکتر زهتابی را نخوانده است. ایشان (عباس آقا) می فرمایند:
"آنچه آقای زهتابی در کتاب دوجلدی و سخت فهمش «ایران تورکلری نین اسکی تاریخی» («تاریخ باستان ترکان ایران») به ترکی آذری باکو نوشته"
همین یک جمله عباس جوادی گویای این حقیقت است که ایشان چون نتوانسته کتاب را بخواند کتاب را ول کرده و شروع به خیال پردازی آریایی کرده. اولا کتاب به زبان ادبی ترکی آزربایجان نوشته شده ثانیا شما سواد نداری کتاب را بخوانی انگ سخت فهمی چرا به آن می زنی. این مانند اینست که کسی دو ترم کلاس پایه انگلیسی رفته بعد می خواهد کتاب شکسپیر بخواند. معلومه که برای شما قابل فهم نخواهد بود. در آخر این عنوان عباس جوادی نشان می دهد که مدیای فارسی برون مرزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به جاى اينکه کتا ب آقاى زهتابى را تجزيه وتحليل کنه ، رفته سر زندگى خصوصى آقاى زهتابى ،که چه بوده ودر کدام حزب عضو بوده وغيره ............... اينکه نشد کار علمى !!! شما لطفا با دليل بنويس با کدام قسمت کتاب اقاى زهتابى مشکل داريد؟
با تخريب شخصيت که نمى شود راه به جايى برد . بى چاره اون دانشجويانى که............... ׳
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
« آقای زهتابی ... با دعوت صدام حسین به بغداد رفته»
لطفا این دعوتنامه ی صدام را منتشر کنید. ادعا باید سند داشته باشد.
در غیز این صورت «تهمت و کذب» حساب میشود.
نویسنده که ادعای آدمیک بودن دارد هنوز یاد نگرفته چنین ادعایی باید با سند همراه باشد.
حرف بدون سند تبلیغات است. در سایت هم گشوده.
تبلیغات یعنی «خود فریبی و دگر فریبی».
اولین خصلت «آکادمیک» بودن آنست که بی طرفانه، و بدون عینک ایده لوژی، باید به علم تاریخ برخورد کرد.
این اصل اولیه در همه جای نوشته ی این آقای آکادمیست نقض شده است. که دارای « ایده لوژی ملی گرای آریامهری» ست.
با این وصف باز ادعای دانشگاهی بودن دارد.
عاقبت این چنین دانشگاهیان «سرنگونی حکومت پهلوی- و آوارگی خودشان» بوده است. هنوز که هنوز است
یاد نگرفته اند که به علم -با رعایت اصل اولیه آن بپردازند.
جمله ی مذکور سطح دانشگاهی این آقا را نشان میدهد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پس شما ۵ زبان بلدید، ولی‌ در هیچ کدام این زبانها، به این واقعیت واقف نشده اید که ترک‌های آزربایجان، به هویت و گذشته کسی‌ کاری ندارند، همه را آنچنانکه هستند قبول دارند، دنبال نقش قبر کردن نیستند، "" دنبال هویت تراشی "" برای کسی‌ نیستند، ولی‌ شما با وجود توانائی به ۵ زبان، در نیافته اید که این سیستم فارسی‌ و جامعه فارسی‌ است که دنبال نقش قبر کردن است، دنبال هویت سازی برای دیگران است، دیگران را آنگونه که هستند قبول ندارند و میگویند شما چیز دیگری بودید. آیا برای یک "" خاورشناس و زبان شناس "" درک این واقعیت ساده، تا این اندازه دشوار است؟ من هر چه بیشتر مطالب شما عالی‌ جنابان را می‌خوانم بیشتر باورم می‌‌شود که "" ساختار‌های علم در جامعه فارسی‌، به جای تولید علم، جهل تولید میکنند "" و به همین دلیل، علمی‌ که توان فهم واقعیت را بیان کند در جامعه فارسی‌ به وجود نخواهد آامد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان.... خیلی جالب است تحقیقاتی که بر مراد علیه افکار پان فارسیستی نوشته و یا مقالاتی چاپ میشود یا جعلی می نامند و یا اینکه برای همیشه از صفحه های کتاب های تاریخی معتبر در موزه های معتبر دنیا مثل کتابخانه موزه لندن پاره کرده و برای همیشه نابود میکنند...تا برای من وشما تاریخ بسازند...منتشرینی همچون آقای کاوه جویا ها متاسفانه هنوز نمی خواهند قبول بکنند که دوره تحریف تاریخ خیلی وقت است که در عصر دیجتالی پایان یافته...شما هرچه بیشتر تاریخ ترک های ایران را تحریف بکنید , ملت ترک ایران همان قدر بیشتر به تاریخ اجدادیشان پی خواهند برد. همان طور که توماس جفرسون بدرستی میگوید « ملتی را می توان یک بار گول زد. ملتی را می توان به مدتی گول زد ولی ملتی را نمی توان برای همیشه گول زد». آقایان کاوه جویا ها....این نوع نوشته ها دیگر نه ارزش علمی دارد و نه ارزش تحقیقی....