صفوة الصفا و زبان باستان آذربایجان

ترکی شدن زبان در آذربایجان و آناتولی از سده ی 11 میلادی آغاز شد و 400 تا 500 سال طول کشید.....پیش از ترکی شدن، زبان اکثریت مردم آذربایجان، پهلوی و در سطح گويش هاى محاوره اى گونه های مختلف زبان های ایرانی غربی بود.... تا 100 سال پیش هنوزهم چند روستا در آذربایجان باقی مانده بود که به زبان آذری باستان سخن میگفتند

 

پاراگراف پایانی و نتیه گیری ژان اوبن ار رساله در باره ترک زبان شدن آذربایجان بنا به صفوه الصفای ابن بزاز

پاراگراف پایانی و نتيجه گیری ژان اوبن از رساله در باره ترک زبان شدن آذربایجان بنا به صفوه الصفای ابن بزاز

 

 تحلیلی از کتاب «صفوه الصفا» اثر اسمعیل ابن بزاز اردبیلی به وضع زبان های آذربایجان در حدود 650 سال پیش روشنی می اندازد.

تا هزار سال پیش زبان اکثریت مردم آذربایجان و ترکیه کنونی ترکی نبود. در روم شرقی و یا آناتولی یعنی ترکیه کنونی زبان اکثریت  یونانی و درکنار آن آرامی، ارمنی، لهجه های گوناگون ایرانی غربی و زبان های باستانی آناتولی از قبیل فریقی و لیسیائی بود.

در آذربایجان و کردستان امروز زبان اکثریت مردم پهلوی و در سطح گويش هاى محاوره اى گونه های مختلف زبان های ایرانی غربی از جمله آذری و اشکال باستانی گويش هاى ايرانى امروز نظير تاتى، تالشى و كردى و همچنین آرامی و ارمنی بود.

بعد از غزنویان و بخصوص سلجوقیان در قرن یازدهم میلادی است که در اثر کوچ  قبایل ترک زبان از آسیای میانه و خراسان به آذربایجان و بخصوص آناتولی، زبان اکثریت مردم این دو سرزمین به ترکی تبدیل میشود. این روند در هر دو سرزمین حدود 400–500 سال طول میکشد. تا 100 سال پیش هنوزهم آثاری زنده به معنی گویشوران زبان های باستانی در آذربایجان وجود داشت. هنوز یکچند روستا باقی مانده بود که به زبان آذری باستان سخن میگفتند اما آنها نیز در این میان اکثرا دچار تحول زبانی شده اند.

در باره تاریخ، زبان و فرهنگ پیشا ترکی آناتولی بقدر کافی آثار و بررسی های غربی از جمله به زبان های انگلیسی، فرانسه و یونانی وجود دارد. چندین تیتر از این کتاب های علمی مانند کاهن (2008) به ترکی هم ترجمه شده اند.

در رابطه با دگرگشت زبان در آذربایجان  از نظر آثار کتبی در بعضی از این لهجه های ایرانی  تقریبا اثر مکتوبی نبوده و یا باقی نمانده و از بعضی گویش های دیگر مانند آذری باستان اگرچه اثر منسجم و مکتوب چندانی باقی نمانده اما صدها جاینام، شعر و نقل قول از آثار ثانوی  نمونه های مهمی از این لهجه شمال غربی ایرانی را بدست میدهند.

طوری که در نمونه های مختلفی از قبیل لهجه ایرانی شرقی خوارزمی دیده ایم، کمبود و یا حتی نبود آثار منسجم کتبی به گونه ها و لهجه های محلی یک زبان بزرگتر چیز عجیبی نیست چرا که در گذشته اصولا تالیف و انتشار کتاب بسیار محدود بوده و ثانیا اصولا زبان اصلی تالیف، گونه معیار و یا مشترک زبان و یا زبان های یک کشور بوده  و نه گونه های محلی و محاوره اى آن. از این جهت است که مثلا اولین آثار کردی و یا پشتو در قرن هفدهم تالیف میشوند و یا تا قرن بیستم به اثری مکتوب به تاتی و یا گیلکی بر نمیخوریم.

در مورد آذری باستان هم انبوهی از جاینام ها، اشعار و اشاره ها در کتب ثانوی مانند رساله های تاریخی و خاطرات به وجود این زبان گواهی میدهند که قرابت زیادی با دیگر  گونه های ایرانی شمالی و غربی داشته است (یارشاطر2011.)

یکی از رساله های مهمی که موضوع دگرگشت زبان در آذربایجان را بررسی میکند از ایرانشناس فرانسوی ژان اوبن  است که یک  تحلیل زبانشناختى و جامعه شناسی از کتاب صفوه الصفا اثر ابن بزاز اردبیلی است. كتاب صفوه الصفا در سده هشتم هجری (سال 1350 میلادی)  يعنى درست در بحبوحه تغيير زبان مادرى اكثريت مردم آذربايجان نوشته شده است. اگر شروع  روند  تغییر زبان را با سلجوقیان (1040 ) و تکمیل نسبی آن را ابتدای صفویان یعنی 1501 فرض کنیم، سال 1350 تقریبا نیمه این دوره است یعنی زمانیکه اصولا باید زبان نخست یا مادری اکثریت مردم آذربایجان قسما لهجه های ایرانی (پهلوی) مانند آذری باستان، تاتی و تالشی باقی مانده و قسما ترکی شده باشد. طوريكه ميدانيم «صفوه الصفا» در مورد زندگى شيخ صفى اردبيلى و خانواده او نوشته شده و اساسا اوضاع منطقه اردبيل، ميانه و سلطانيه (قزوين) را شرح ميدهد. چيزى كه كتاب را از ديدگاه زبانشناسى جالب ميكند صحبت از اقشار مختلف جامعه است كه در نتيجه اطلاعاتى در باره زبان آنها هم ميدهد به اين معنى كه اگرچه خود كتاب در مورد زبان نيست ولى سر نخ های روشنی از زبان و سبک مولف و اشخاصی که از آنها سخن میرود ما را در جریان وضع زبان آن سال ها یعنی حدود 650 سال پیش میگذارد.

جای تاسف است که رساله ژان اوبن که به زبان فرانسوی است تا کنون به فارسی ترجمه نشده است اگر چه نام این ایران شناس در میان اهل علم آشناست. من با اميد اینکه کسی همت کرده متن کامل این رساله را که اصلا به فرانسوی است (در این لینک) به فارسی ترجمه خواهد کرد، نکات اصلی این رساله را بكمك دوستان فرانسوی ترجمه كردم كه در اختیار خوانندگان «چشم انداز» میگذارم.

در پاراگراف نخست صفحه 15 رساله ژان اوبن ميخوانيم:

«از اين نوشته ابن بزاز و ديگر تاريخنويسان ايرانى معاصر او چنين بر ميايد كه عاريه هاى لغوى تركى و مغولى در زبان بومى هاى آذربايجان شرقى بسيار كم است و در واژگان آنها لغات ادارى، حقوقى و تكنيكى وارد شده است كه بطور روان در ميان ديوانسالاران بكار برده ميشود.»

ژان اوبن بطور نمونه چندین مثال و از جمله چند دو بیتی ظاهرا از خود شیخ صفی، یک دو بیتی به زبان «اردبیلی»، یک دوبیتی دیگر به زبان «خلخالی»، یک جمله  به زبان «تبریزی» و دو جمله از خود شیخ نقل میکند که به لهجه و یا گونه آذری باستان نوشته شده است.

آنگاه اوبن ميگويد كه ابن بزاز در اين كتاب چند بار از لغات تركى و يا مغولى مانند اردو (لشكر)، ايلچى (سفير) و يا اولوس (مردم، ملت) استفاده كرده است. و بالاخره آخرين پاراگراف رساله ژان اوبن را (كه تصوير آن را در بالا ميبينيد) ميتوان نوعى نتيجه گيرى كلى اين رساله هم محسوب نمود. این، نوعی نتیجه گیری ژان اوبن از وضع زبان مردم آذربايجان حدود 650 سال پيش يعنى در  اواسط  قرن چهاردهم میلادی این است (توضيحات داخل پرانتز از مترجم است):

«همه چيز نشان دهنده آنست كه بسيارى ها در همه طبقات مردم ازجمله شهرى ها، روستائيان، طبقات بالا مانند اعيان صوفى و بازرگانان بلند پايه و همچنين طبقات پائين تر همچون پيشه وران و به نسبت نامعلومى مردم دهات دو زبانه فارسى و تركى هستند و شايد حتى زبان مغولى هم ميفهمند. توصيفات صفوه الصفا نشان ميدهد كه چه در آذربايجان و چه در ديگر مناطق ايران ساختارهاى جامعه بومى در ميانه قرن چهاردهم (ميلادى) هنوز محكم بود و اين هم نشان ميدهد كه روند تركى شدن (زبان) ظاهرا محدود به برخى مناطق جغرافيائى بوده است. (در كتاب) ابن بزاز همه روستائیان فارسى سخن ميگويند. صفوه الصفا در واقع اشاره اى به كاربرد لهجه هاى ايرانى يعنى فهلوى كه بطور گسترده اى تكلم ميشدند، نميكند. به ما معلوم نيست كه آيا نويسنده (ابن بزاز) عالمانه از ثبت نفوذ زبان ترکی خودداری کرده است یا نه. ما در عین حال نمیدانیم که  آیا کم بودن لغات ترکی و مغولی در توصیفات ابن بزاز نمایشگر مقاومت طبقه تحصیلکرده (در مقابل استفاده از زبان ترکی) بوده یا نه. شاید هم این، (روش) انتخاب (تصمیم) ابن بزاز و شیخ صدرالدین بوده است که اولین منبع معلومات (برای تالیف) این اثر و مشوق آن بوده است.»

از این نوشته معلوم میشود که در سال 1350 میلادی هنوز زبان قاطبه مردم آذربایجان کاملا ترکی نشده اما لغات و تعابیر ترکی و مغولی بطور روزافزونی وارد زبان بومی مردم میشده و در عین حال در این سال ها اکثر مردم در نواحی اردبیل، میانه و سلطانیه «دوزبانه» بودند. اوبن ده ها مثال میدهد. اینش هم جالب است: میگوید کلمه «ارابه» (یا «عرابه») (با تشدید روی ر) ترکی است که ترک ها میگویند «اما مردم اردبیل به ارابه میگویند «گردونه»). ظاهرا کلمه «ارابه» (عرابه، عرابا) که امروز هم در ترکیه و کشور های عربی بکار میرود از ترکی به عربی وارد شده است.

و حالا چند پاراگراف از گزارش اوبن:

بخاطر قرار داشتن در مسیر «جاده مرگ»، «راه سلطانیه» و «راه خراسان» ناحیه میانه در گذر قشون مهاجم بوده است، چه در حرکت به سوی تبریز و چه در عزیمت به طرف عراق عجم… متاسفانه متونی که اینگونه حرکت های نظامی را نشان دهند بسیار کم اند. لااقل میدانیم که این همان مسیر ورزقان گرمرود است که محمد مظفری در بهار 1359 به طرف آهیجوق (؟) در پیش گرفته است که منتهی به فتح تبریز گردید…

ناحیه اردبیل در مسیر دیگری قرار داشته و این مسیر اردوی شاهزادگان و روسای مغولی بود که از ییلاق خود در اطراف رود ارس گاهی به قشلاق رود اوجان و اغلب به قشلاق قنقور اولنگ (مرغزار وحشی) که در آنجا سلطان اولجایتو سلطانیه را بنا کرده بود میرفتند. در سال های 1285 و 1296 قوریلتای (قورولتای) مغولان در مرغزار سایین بین سراو ( احتمالا سراب) و اردبیل برگزار گردید. در 1284 ایلخان احمد که از پیله سوار به مغان قنقور اولنگ آمده بود در اول ماه مه در اردبیل از طرف اعیان شهر مورد استقبال قرار گرفت. اتخاذ این راه غیر معمول مسلما بخاطر عصیان شاهزاده اورغون در قزوین بوده است. اردوی مغول که در ماه مه بیله سوار را ترک کرده بود اندکی بعد بعلت بارش برف در اطراف اردبیل تاخیر کرده و در 29 ژوئن به مرغزار های اوجان رسید. در سال 1326 اردوی شاهی از گاوباری (؟) حرکت کرده در 7 ژوئن از طریق اردبیل به سلطانیه میرسد. در بهار 1328 موقع بازگشت از قشلاق اران اردوی ابو سعید در فاصله نه چندان زیاد از اردبیل در مرغزار ویل یاریلیق فرود می اید. در این سفر هزاران نفر، بسیاری گوسفند، اسب و استر و سگ در ناحیه سفید رود – غرب اردبیل – متوقف میشوند.

وجود طایفه قره اوناس در ناحیه اردبیل که شهرت به چپاولگری داشتند باعث نا امنی گردیده بود. آباقاخان سیاه کوه را بعنوان ییلاق و طارم را بعنوان قشلاق به آنها داده بود. بعضی از این طوایف که نمیخواستند از محدودیت های مقرر شده غازانی اطاعت کنند بصورت دسته جمعی بطرف خراسان کوچیده بودند و عده ای هم در جا های خود مانده بودند. هزاره های قره اوناس در جنگ های دوره ایلخان ابوسعید شرکت کرده بودند. بدبختی ده نشینان مخصوص آنها نبود و کسان دیگر نیز از این نوع بدبختی ها داشتند. ابن بزاز مثالی در این مورد میدهد: شیخ صفی در مسافرت به سلطانیه از یک امیر هزاره قره اوناس دیدار میکند و امیر به میمنت دیدار او تمام بردگان زن و مرد خود را آزاد میسازد. از این داستان ها زیاد است. یک بار دیگر شیخ صفی در صادق ده، نزدیک اردبیل، حدود سی نفر مسلمان را می بیند که همه زخمی بودند. گوش بعضی ها و بینی بعضی های دیگر بریده شده بود (…) شیخ همه را با دادن چند قطعه حریر دمشقی میخرد و آزاد میسازد.

رفت و آمد اردو ها و یا دسته های جنگجویان حالت حضور همیشگی آنها را داشت. تیولات و املاکی که اعیان مغول و یا ترک و مغول از روزگار فتح ایران بدست آورده بودند ، باعث ایجاد روابط اقتصادی و پیوند هائی میشد که در شرایط بی قانونی و زورگوئی قابل ملاحظه بود.

وضع مردم شناسی (دمگرافیک) این قسمت از ناحیه باروانان (؟) خاص این منطقه نبود چه تمرکز عظیم ایلات و صحرانشینان که در زمان های مختلف به این نواحی فرستاده شده بودند، تغییرات عمده ای را بوجود آورده بود. از سراب تا اوجان و هشترود و در مسیر شاهراه تبریز – سلطانیه که از جنوب باراوان میگذشت، بعلت عبور لشکریان و هم چنین تقسیماتی که غازان خان کرده بود خرابی و کسادی زیادی را سبب شده بودند.

برای اسکان ایلات، از میان بردن راهزنی و بی امنیتی بیش از حد که در نیمه قرن چهاردهم در اطراف اردبیل وجود داشت، اقداماتی به عمل آمده بود. یک روستائی از کلخوران شرح میدهد که یک شب موقع اب دادن مزرعه خود می بیند که عده ای از لشکریان بطرف دهکده میروند. او حتم می یابد که آن شب کلخوران تاراج خواهد شد و از ترسش تمام شب در صحرا میخوابد تا دیده نشود و او را اسیر نکنند…

نتیجه ای که به وضوح از این رساله ایرانشناس فرانسوی میتوان گرفت آن است که در قرن هشتم هجری (چهاردهم میلادی) هنوز زبان اکثریت مردم آذربایجان کاملا به ترکی تبدیل نشده بود، اکثر مردم شهری و طبقات  بالا و بسیاری از مردم دیگر دو زبانه يعنى متكلم هم فارسى و هم تركى بوده اند و لغات ترکی و مغولی وارد کاربرد زبان فارسی میشده است اگر چه واژگان ترکی و مغولی در زبان بومی های آذربایجان شرقی هنوز بسیار کم بودند.

به غیر از ژان اوبن از دانشمندانی که دگرگشت زبان آذربایجان را بررسی کرده اند نمیتوان نام های پروفسور فاروق سومر استاد من از دانشگاه آنکارا، استاد رحیم رئیس نیا و استاد محمد جواد مشکور را ناگفته گذاشت. سومر نیز با اشاره به جاینام ها و نشانه های قبیله ای مخصوصا از طوایف مختلف قوم اوغوز که در اثر کوچ های و حکومت خود باعث تغییر زبان در آذربایجان شده اند به این روند تاریخی نگاه کرده تغییر زبان آذربایجانیان را در سه مرحله اصلی سلجوقیان، مغول و دوره قبایل ترکمن بررسی کرده است. بنظر سومر تغییر اصلی زبان در زمان ایلخانان مغول انجام گرفته که پایتخت و مرکز تجمعشان در تبریز بوده و اکثر سربازانشان ترک بوده اند. اما سومر میگوید «صد ها هزار نفر» ازقبایل ترکمن طرفدار شاه اسماعیل که بعد از شکست قیام های آناتولی به ایران رجعت کرده به صفوف صفویه پیوسته اند نقشی اساسی در تغیر زبان آذربایجان بازی نموده اند.

——————————-

در ضمن بخوانید:

Aubin, Jean: Le Temoignage d’Ebn-e Bazzaz sur la Turquisation de l’Azerbaydjan, in Ch.-H. de Fouchécour and Ph. Gignoux, eds., Études Indo-Aryennes offertes à Gilbert Lazard, Paris, 1989, PDF

Cahen, Claude: Osmanlılardan Önce Anadolu, İstanbul 2008

جوادی، عباس: فاروق سومر در باره تاریخ ترک زبان شدن آذربایجان، در «چشم انداز»

رئیس نیا، رحیم: دگرگشت زبان در آذربایجان، در: آذربایجان در سیر تاریخ ایران، جلد دوم، ص 882-906، تهران 1370، پی دی اف

مشکور، محمد جواد: نظری به تاریخ آذربایجان، تهران 1375 (انتشارات کهکشان) (در این لینک «کتابخانه دیجیتال نور» قابل مطالعه است)

Sümer, Faruk: Azerbaycan’ın Türkleşmesi Tarihine Umumi Bir Bakış». Türk Tarih Kurumu, Belleten, cilt XXI, sayı 83, Temmuz 1957, s. 429-447, PDF

Yarshater, Ehsan: The Iranian Language of Azerbaijan, Encyclopedia Iranica Online, 2011

برگرفته از: 
تارنمای چشم انداز
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
محققی اهل ترکیه به نام محرم ارگین در کتابی با نام تورک دیلی / زبان ترکی / به نکات جالبی اشاره می کند و ترکی را دارای 70 درصد لغات خارجی شامل فارسی و عربی و فرانسوی معرفی می کند( تازه بعد از 80 سال واژه سازی های آتاتورک و کنار گذاشتن لغات فارسی و عربی که بیشتر زبان ترکی عثمانی را تشکیل می داد)
...............
در ضمن صابون را باید سابون یا سابان نوشت چون از سابیدن فارسی گرفته شده است. در گذشته چیزی که به لباس یا هر چیز کثیفی می سابیدند تا کثیفی آن برطرف شود سابان ( یعنی سابیدنی) می گفتند سابون تلفظ دیگر سابان است که مثل بسیاری واژگان فارسی در عربی تغییر تلفظ پیدا کرده و صابون نوشته میشود. مثل اندازه که در عربی هندسه شده است اگر کسی پیدا شود و این واژگان فارسی و سغدی و خوارزمی و را از ترکی جدا کند بجز چند لغت ساده و بودی چیزی از ترکی نمی ماند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ایستا، بشما توصیه میکنم قبل اینکه کم سوادی خود را به رخ دیگران بکشی، و بدیگران امرو نهی کنی، و برای اینکه از موضوع بحث طفره نروی! بهتراست، کمی مطالعه کنی! من شخصا کتابهای کلاس اول و دوم دبستان را بشما توصیه میکنم. تا کمی سطح سوادت بالا برود. وبیگدار به آب نزنی! زبان فارسی که بیش از %70 اش عربی است، و %20 اش از کلمات ترکی و زبانهای دیگری تشکیل میشود، اگر فکرمیکنی سواد داری، اول برای خودتان یک زبان که هشتاد درصدش فارسی باشد تدوین بکن، بعد ادعای سواد بکن. من شخصا کلمه "حتی" را همیشه "حتا" مینویسم. آیا شما کورهستی که آنرا تصحیح نمیکنی؟ یا سوادت نمیرسد. من همیشه "صابون" را به عمد "سابون" مینویسم. آیا شما کورهستی که آن را اصلاح نمی؟ خیلی از بچه ها به عمد، کلمه "است" را "اصت" مینویسند، آیا زبان دهاتی شما به چه درد میلیتهای ایران میخورد؟ آیا میخواند به افغانستان مسافرت بروند؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ایستا ما در زیر مقاله دیگری صحبت می کردیم و متاسفانه شما جواب مرا در اینجا داده اید و من متوجه آن نشده بودم.
ظاهرا شما متوجه اصل موضوع نشده اید و یا اینکه اصلا نمی خواهید متوجه آن بشوید!
اصل موضوع دفاع من از نوشته های زهتابی نیست، من از نوشته های زهتابی دفاع نمی کنم، بلکه اتهام جعل است که شما، آقای کاوه جویا و جناب جوادی به زهتابی زده اید و هیچ سند و مدرکی هم ارائه نکرده اید!
دست آخر شما به یک مطلب از زهتابی استناد کرده اید که در بهترین حالت می توانیم بگوییم که آشنایی به زبان ترکی ندارید و یا از جایی، ترجمه غلط آن را آورده اید و اگر هم بدبینانه به ماجرا نگاه کنیم خواهیم گفت که شما برای اثبات جعل ادعایی خودتان، مطلبی از زهتابی را جعل کرده اید!
البته مسلما شما خوب می دانید که "تاریخدانان امروزی" با "تاریخدانان دوره اسلامی" زمین تا آسمان فرق دارند و کل موضوع را عوض می کند!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به تاریخ ابن الخلدون مراجعه کنید اکه کل ایران را ترک معرفی میکند ومی نوسیسد ایرانیها ترک هستند.یاشاسین اولو ایرقیم.نه موتلو تورکوم دییه نه.آزادی برای آذربایجان جنوبی نزدیک است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ما ملت اذربایجان ترک بوده و خواهیم بودیم و این نوشته ها فقط سیاسی هست و از دوران رضاخان با هدف یک ملت یک دولت در ایران به راه انداخته شد و تا به امروز با قدرت در حال اجرا هست اما اگر نگاهی فقط به ورزشگاه 80 هزار نفری در تبریز یا سالن والیبال اورمیه یا ورزشگاه علی دایی اردبیل بیندازید متوجه می شویم که همه فریاد میزنند هارای هارای من تورکم / بله ما با این حرف ها از مدرسه تا دانشگاه که اریایی هستید و ترک نیستید بزرگ شدیم و حالا یک صدا می گوییم ما ملت اذربایجان ترک بوده و خواهیم بود .
متاسفم که این همه زحمت و بودجه کلان نتیجه عکس داده و علاقه مردم اذربایجان به هویت ترکی خودشان افزایش داده /ایران گلوبال حذف نکن خواهش میکنم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان بهتر است به جای پاسخگویی به آقای جوادی بیشتر بر افزایش آگاهی مردم آذربایجان از حقوق بشر متمرکز شویم و از حقوقی که در سازمان های بین المللی برای انسان وضع شده است سخن بگوییم چرا که حقوق و قانون بهتر از هر نظریه ای کارساز است آقای جوادی علایق و تفکر سیاسی خود را با هر ترفندی میخواهد ثابت کند و از استثنات نتیجه برای اکثریت میگیرد
آقای جوادی اگر شما توانستید هممیهنان فارس ما را متقاعد کنید تا به زبان پهلوی دوران ساسانی تکلم کنند آذربایجانیان و سایر مردم ایران ترکمن و عرب و بلوچ و غیره هم به فارسی پهلوی تکلم خواهند کرد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب بینام، باید توجه داشت که هیچ جای ایران مانند دشت های سرسبز آذربایجان علاقه عشایر مهاجم دامدار را برای اقامت به خود جلب نکرد. این قبیله های ابتدایی و خشن با وجود اینکه اقلیتی کوچک در برابر توده مردم آذربایجان بودند به دلیل جنگاوری حاکم شدند و با قتل و خشونت مردم را مرعوب کردند و به تدریج زبان خود را نیز بر آنان تحمیل کردند. فراموش نکنیم که در زمان صفویان آذربایجان مرکز حکومت و تبریز مدتها پایتخت بود. همچنین شهر تبریز در طول پادشاهی قاجار مرکز اقامت ولیعهد و پایتخت دوم قاجاری ها بود. این موقعیتی بود که جاهای دیگر ایران نداشتند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آریابرزن، شما سعی کرده اید از اصل مطلب نقل شده از کتاب آقای زهتابی که ادعای سومری و عیلامی بودن زبان ترکی و عیلامی ـ ترکی زبان بودن مردم سنقر و ترک بودن اشکانیان و جعلیاتی از این قبیل است فرار کنید و برای همین به یک نکته فرعی "تاریخ نویسان اسلامی" بجای "تاریخ نویسان امروزی" گیر داده اید. این فرار شما از موضوع بحث است و علتش هم این است که شما جیزی برای دفاع از جعلیات و دروغ نویسی های آقای زهتابی ندارید و چاره ای ندارید جز آنکه از بحث فرار کنید و بپردازید به موضوعات فرعی. خوب است که اینچنین مشت استاد جاعل خود را بیشتر باز میکنید!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اذربایجان مهد ترکها می باشد / لطفا قبل از حرف زدن اندکی تامل کنید / به سنگ نوشته ها و اثار باستانی اذربایجان نگاهی بیندازید تا متوجه بشوید کی رفتنی هست و کی موندنی !!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ایستا ! چطور ممکن است به قول شما با فشار قبیله های مهاجم ترک، زبان مردم آذربایجان تغییر کرده باشد؟ اگر این چنین است باید اول زبان مردم نیشابور، شهر ری و اصفهان ترکی می شد که پایتخت سلجوقیان بوده است و سلجوقیان 160 سال حکومت خودرا با پایتختی این شهرها اداره می کردند . پس چرا زبان این شهرها ترکی نشد و سلجوقیان مردم این منطقه را مجبور نکردند زبان خودرا تغییر دهند و مردم آذربایجان را مجبور کردند به تعییر زبان که فاصله زیادی با پایتخت داشت ؟! زبان ترکی مردم آذربایجان ترکیبی از زبان پرتوتورک سومر ،عیلام و ... و ترکانی است که بعد از اسلام وارد آذربایجان شده و اکثریت مردم این مناطق را تشکیل دادند ، حداقل مثل آمریکائیانی که از اروپا به قاره آمریکا آمده اند . مگر خود فارسها از اول در ایران بوده اند آنها هم از سیبری به ایران مهاجرت کرده اند ، مهاجرت مهاجرت است چه فارسی اش باشد چه ترکی اش !

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ما ایرانیان از طریق سازمان ملل خواستار یک رفراندوم و همه پرسی در آذربایجان شمالی برای پیوستن آنجا به مام وطن یعنی ایرانزمین هستیم . آنهایی که در ایران خود را ترک میدانند و نه ایرانی ، طبق قانون اساسی ایران باید این کشور رل ترک کنند و راهی ترکستان و مغولستان و آسیای صغیر یعنی ترکیه شوند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب بامسی آذریها امروز هم تا حد زیادی مستقل هستند ماندنشان در این کشور تنها برای بهره مندی از منابع و امکانات کشور بویژه نفت و گاز و سوخت ارزان و تصاحب بازارهای شهرهای مختلف ایران است.
مثلا همانطور که گفتند اقامت مهاجر عراقی و افغانی در تمام آذربایجان ممنوع است در حالیکه به تعداد زیادی قانونی و غیر قانونی در کرمان و قم و شهرری و مشهد و اصفهان حضور دارند. همین الان مقاله ای در این سایت منتشر شده که درخواست مسئولان کرمان برای اخراج مهاجران افغانی را نژادپرستی و راسیستی خوانده در حالیکه در آذربایجان، تبریز و اردبیل و ارومیه و ... اقامت و اشتغال افغان و نیز عراقی ممنوع است( با وجود اینکه خیلی از افغانها ترکتبار و حتی ترکزبان هستند مثل ازبکها و ....)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای عباسی حداقل 20 سال از جامعه و توده آزربایجان عقب است. از نظر علمی که احتیاج به بحث نیست. اسناد مکتوب مبنی بر تورک بودن تورکها قدبمی تر از این سخن هاست (مثلا کتاب التیجان)!
به هر حال ما حتی اگر 50 سال هم شده باشد باز هم تورک هستیم. خواستار رفراندوم جهت استقلال و تعیین سرنوشت ملی هستیم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای منوچهرعزیز درجواب سوال شما که پرسیدید که حاضرید دریک سوم آزربایجان آنهم ...مستقل شوید؟؟ باید گفت به هزاردلیل بلی صد درصد حتی اگر یک شهرویا یک ده باشد.
1-حداقل در تلویزیون وسینما وکتابهای درسی حقیر نمی شوم
2- حداقل آثارباستانیم مانند شهریری نابود نمی شود.
3- حداقل غارت نمی شوم مانند خاک معدنی برای کارخانه چینی میبد وکنسانتره مس سون گون برای مس سرچشمه کرمان و..
4- حداقل برای یافتن کارمهاجرت نمی کنم .
5-حداقل شهرهایم رفته رفته به ویرانه تبدیل نمی شودمانند شهرخلخال تا قبل ازسال 57 استان سمنان 36هزارجمیعت داشت ازخلخال کمتربود اکنون فقط شهرسمنان بیش از36هزار پزشک و پرستاردارد.
6- حداقل ترک تحصیل نمی کنم ببنید هرکودک درمدرسه شکل کلمات را یادمی گیرد ولی یک کودک ترک هم شکل وهم معنی کلمات باید یادبگیرد این رفتارظالمانه با کودک خلاف منشورحقوق بشراست .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اوزبیک آذری به معنی سیاسی یک پروژه نژادپرستانه است.
1- مغول ها ترک نیستند وزبان شان مغولی است
2- مغولها از اروپا تا بغداد وهندوستان حضورداشتند چرا فقط زبان آذربایجان ترکی کردند؟؟
3- مغولها اگر می توانستند مغولی می کردند چرا ترکی کردند؟؟
4- قبل ازمغولها درایران غزنویان وسلجوقیان وخوازمشاهیان بودند
5- عربها را ازایران کنونی ترکها بیرون کردند
زبان مردم آذربایجان ترکی بوده ودیگر ترکها وسایراقوام حذب آنها شدند مانند اعراب و...




عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ایستا
لطف به فرمایید دراین سایتان یک متنی ازاین زبان آذری قراردهید تا ببینم به چه خطی می نوشتندمثلا معادل کلمات مانند زمین آسمان وخاک وپدرومادرچی بوده است بخصوص که شما می فرمایید تا 100قبل رواج داشته است .
چرا این زبان آذری درآذربایجان رواج داشته درگیلان وکردستان رواج نداشته خودیک سوال است .
ما باید بدانیم این همه دولت آریامهری واسلامی در100سال گذشته برای جا اندختن این زبان آذری سرمایه گذاری کردند اشخاص مثل شما وعباس جوادی را پرورش دادند چی هست .
همگان می داند زبان فارس به همت مهاجمان ترک ومغول درایران جاری شده است و زبان رسمی آنان بود وهمچنین یاد آور شوم قبل از سعدی وحافظ درایران کنون بخصوص استان فارس متن فارسی ویا شعرنداریم آنچه هست ازآسیای میانه است .
حالا این فارسی 50%عربی وبه خط عربی می نویسد این آش نپخته آذری چی چی چی چی منتظریم .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کامنتهای مقاله زیر که از طرف فارسها نثار آقای جوادی شده است توجهم را جلب کرد، تنها می توانم به ایشان بگویم که ؟
kendine gel ayşem

http://iranianuk.com/20141213102733015/%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%82%D9%88%D9%85-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85

kendine gel ayşem
https://www.youtube.com/watch?v=uVbUlSFPnC0

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در این مقاله از هزاره های مغول در آذربایجان و اردبیل نام برده شده است که اصالتا ترک زبان بوده اند. این هزاره ها آنها که در شرق ( اوغانستان فعلی) ماندند زبان ترکی را رها کرده و فارسی زبان شدند اما آنها که در غرب ایران ماندند به همراه ترکمنهای قزلباش که در زمان صفویه از آناتولی به آذربایجان و ایران وارد شدند زبان ترکی را به مردم فارسی زبان بومی تحمیل کردند. جالب اینکه امروز آذریها مهاجران افغان هزاره و اوزبیک یعنی تمام افغانیهایی با چشمان تنگ که ترکهای حتی اصیل تری از آذریهای مخلوط با ایرانیها هستند و به نوعی اجداد آذریها محسوب میشود را به آذربایجان راه نمی دهند( اقامت مهاجر افقان و عراقی در آذربایجان ممنوع می باشد!)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من در تعجبم، آقای عباس جوادی که نه زبان شناس است و نه تاریخ دان، چگونه بخودش اجازه میدهد، به مسائل زبانشناسی و تاریخ ملیتها نظر بدهد. آیا ایشان ترک لوگ هستند که به ریشه های تاریخی هفت هزارساله زبان ترکی آذربایجان نظر میدهد؟ زبان ترکی آذربایجانی که سابقه طولانی هزاران ساله در جغرافیای آذربایجان و مناطق و حوضه اطراف خود دارد، کسی که در این خصوص تحقیقات ژرفی ندارد، و متخصص این کار نیست، چگونه میتواند به آن زبان و نحوه پیدایش هفت هزارساله آن زبان نظر بدهد؟ اگر ایشان ادعای زبان شناسی دارند، بفرمایند به ما بگویند چه آثاری در مورد زبان ترکی تالیف کرده اند؟ و چه تحقیقات علمی در مورد تورک لوگی دارد؟ آیا ایشان ترک لوگ هستند؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان... چندی پیش در یک کامنتی , نزدیکی زبان ترکی را با زبان سومری بوسیله مدل ریاضی بررسی کردیم. دوست عزیز ایلیار..واقعآ تحقیقات این دو زبان را چندی است که در این سایت منتشر می کند. ولی باز هم میبینیم که هنوز این آقایان کاوه جویا ها و عباس جوادی ها و .......برای ما ترک های ایران تاریخ نویسی میکنند. فرض بر این اینکه شما آقایان درست می فرمائید . زبان ترکی شاخه ای از زبان فارسی ایرانی است و ما ترک ها در حدود 100 سال است که با این زبان گفتگو می کنیم و شما هم هر روز یک ( مقاله ) هم در باره این زبان بنویسید و منتشر بکنید. خوب که چی؟؟ زبان مادری من که با شما فرق دارد , آیا من حق تدریس به زبان مادریم را دارم یا نه؟؟ آقای عباس جوادی ...در پشت تلویزیون اعلام کردید که (( نبایستی به ترک ها حق تدریس به زبان ترکی داد)) , این حقوق بشر کوروش شما کجاست؟ شما نمی دانم چرا نمی خواهید درک بکنید که

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شما اگر استقلال بگیرید از خاک آذربابایجان بیش از یک سوم هم به شما نخواهد رسید. مجبورید آن سرزمین را با کردها، آسوری ها، ارمنی ها تقسیم کنید. آیا حاضرید این کار را بکنید؟ تازه، گمان می کنید آذربایجانی ها به این ادعاهای شما تحت عنوان حق تعیین سرنوشت جواب مثبت خواهند داد؟ خوش باشید و عمرتان را با این خوش خیالی ها تلف کنید!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از آنجائیکه تمامی این تحقیقات و تاریخ نویسی ها با یک هدف ضد انسانی, قتل عام فرهنگی ترکها , نفی حق طبیعی تحصیل به زبان مادری خلقهای قیر فارس و حفظ مرزهای مقدس شده ایران به هر طریق ممکن, به رشته تحریر در آمده از درجه اعتبار ساقط است. صربها با جعل تاریخ کوسوو و اینکه انجا مهد تمدن صرب بوده و بعد از سلطه عثمانیها آلبانیائی شده, باعث کشتار , خونریزی , آوارگی و از بین رفتن زیرساختهای خود صربستان در جنگ با ناتو شدند اما کوسوو مستقل شد و کوسوو ماند. آب در هاون نکوبید و به حقوق انسانی قرن 20 و 21 که در قطعنامه های سازمان ملل امده و دولت متبوعتان ایران نیز امضا کرده, پایبند باشید و خواهان رفراندوم حق تعیین سرنوشت برای ملتهای غیر فارس شوید منتهی خودتان رای نه دهید. ثابت کنید که در قرن 21 زندگی میکنید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در تاریخ رسمی ترکیه دیگر از قدمت چند هزار سالۀ ترک ها در ترکیه و آذربایجان سخنی در میان نیست. دانشمندان ترکیه خیلی زود متوجه شدند که تاریخ سازی های دورۀ آتاتورک ضرورت زمانه بود و امروز با پیشرفت تحقیقات علمی تاریخی و باستان شناسی و زبان شناسی، کسی آن حرف ها را نه تنها به پشیزی نمی گیرد، بلکه تکرار آن حرف های خنده دار به اعتبار و حیثیت ترکیه و ملت ترک در جهان لطمه می زند. بحث قدمت ترک ها و زبان ترکی در آن منطقه بسته شده و امروز بیشتر در میان گروه کوچکی از پان ترک های آذربایجانی رایج است. علتش هم این است که اقوام دیگری در منطقه ادعای ارضی دارند و چشم طمع به خاک آذربایجان دوخته اند و این دوستان می ترسند بخش هایی از آذربایجان ملاخور بشود. همان طور که 20 درصد از خاک جمهوری آذربایجان را ارمنی ها گرفتند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مقاله آموزنده و مستندی است. اینهمه دلیل جای تردید نمیگذارد که در آذربایجان در جند صدسال اخیر دگرگشت زبان روی داده و زبان آذری باستان که نوعی زبان پارسی پهلوی بوده با فشار قبیله های مهاجم ترک به ترکی تبدیل شده است. حالا چرا این واقعیت مسلم تاریخی را بعضیها با تعصب انکار میکنند؟ خود دانند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
طبق اسناد و مدارک و سنگ نبشته ها و آثاروابنیه ترک شناس شهیر جناب پرفسورآغاسی اوغلو، و دیگرباستان شنان تورک، در واقع بیش از هفت هزار سال است که مردم ترک زبان در منطقه فعلی ترکیه و قفقاز تا آسیای مرکزی و کوههای آرال در یک جغرافیای کهن، مثل امروز زیست میکرده اند. از این جهت نیز زبان التصاقی سومری بنا بر استناد زبان شناسان معروفت با زبان ترکی تشابه و ریشه مشترکی دارند. آقای عباس جوادی بهتر است به دانشمندان تورک و ترک لوگ های آذربایجانی و دنیای تورک مراجعه کند، تا حقیقت امر دستش بیاید. متاسفانه منابعی که آقای عباس بدست میدهد منابع معتبری نیستند. از این جهت نوشته هایش یایه علمی بیطرفانه ندارد. و خواننده را نسبت به خود سلب اعتماد میکند. من حتا یک عدد ازگفته های وی را باور ندارم، چون بر پایه تحقیق بیطرفانه علمی نیست. وحیف است که وقتم صرف چنین چیزهای بی پایه و ساختگی بشود.