زنان از دید محمد پیامبر اسلام و بیان احادیث او درباره آنها (بخش 7)

از آن عزیزانی که یاد آوری کرده اند که چرا در ادامه مقالات زنان از دید پیامبر اسلام و .....، کوتاه آمده ام، سپاس گذارم. عزیزانم، من قطعا کوتاه نمی آیم تاکه نهج الفصاحه پیامبر را کامل بررسی کرده و به قولی که داده ام عمل نکنم، وکل این مطالب، درآینده می خواهم کتاب شود. منتهاکار وگرفتاری زیاد وبررسی برخی ازنامه ها مانع شدند که بنویسم، البته درکنار آن، مشغول نوشتن مطالب ضروریتر نیزهستم وترجمه کتابی که ازیک بانوی فراری الجزایری است نیز در دست ترجمه دارم و...

از آن عزیزانی که یاد آوری کرده اند که چرا در ادامه مقالات زنان از دید پیامبر اسلام و .....، کوتاه آمده ام، سپاس گذارم. عزیزانم، من قطعا کوتاه نمی آیم تاکه نهج الفصاحه پیامبر را کامل بررسی کرده و به قولی که داده ام عمل نکنم، وکل این مطالب، درآینده می خواهم کتاب شود. منتهاکار وگرفتاری زیاد وبررسی برخی ازنامه ها مانع شدند که بنویسم، البته درکنار آن، مشغول نوشتن مطالب ضروریتر نیزهستم وترجمه کتابی که ازیک بانوی فراری الجزایری است نیز در دست ترجمه دارم و به علاوه خاطراتم، زیر نام نامه هائی به دخترم را دارم می نویسم. بهمین دلایل ودلیل مریض بودن و سرما خوردگی، درنوشتن این سری مقالات و حتا خواندن برخی مطالب مهم و فلسفی، کمی سستی کرده ام. اضافه برهمه اینها در باره مقاله 6 فقط یک تلفن و 4 نامه داشته ام که دو تای از آنها سئوال بودند و دو نامه دیگر یکی ارسال ویدئوی بود ازملاهای اهل سنت که همراه این مقاله می فرستم و دیگری یاد آوری برخی اسناد و مطالب خشمگین و توهین ها نسبت به اسلام که اشاره به آن را جایز نمی دانم. اما ویدئورا می گذارم که همه عزیزان وبویژه آن جوان، اهل سنت با دقت ببیند وبیطرفانه به قضاوت بنشیند که چندی پیش برایم نوشته و از من ایراد گرفته بود، مبنی بر اینکه من نهج الفصاحه پیامبر در دست دارم که فقط حدود صد میلیون شیعه در جهان آن را قبول دارند و برای اکثر مسلمانان، مطلقا رد است. از این جوان تقاضا دارم، نظر خود را حد اقل برای من بنویسند. در باره اینها که نظرات اهل سنت هستند و بدون شک این ملاها که نهج الفصاحه پیامبر نوشته صحیح بخاری و مسلم را حتما خوانده اند، چه می گوئید؟!

https://www.facebook.com/100007148175806/videos/160اهل سنت8467106068213/

برای آن دسته از اهل سنت که از مقالات من ایراد گرفته اند که فقط اسناد و مطالب شیعه را بررسی کرده امن

پیامبر اسلام درحدیث 1792 صفحه 534 می گوید: "جوانی شعبه ای ازدیوانگی است و زنان دام شیطانند". خوب، پیامبر بدون زن نمی توانست زندگی کند و در عین حال ضد زن بود و درهر فرصتی زهر خودرا به زنان می ریخت. من نمی دانم زنان دام شیطان اند شامل حال مادر خود پیامبر و خدیجه زن اول پیامبر هم می شده یا خیرتا اینجا حرف او اززنان بطورعام بوده اما نام ویژه ای برده نشده است و استثنائی نام نبرده اند! و آیا این قانون که زن دام شیطان است شامل حال زنان سوگلی خود پیامبر شده است؟ درهرحال پیامبر براین باور بوده که انسان بد بخت، در همان شکم مادر بد بخت است. در حدیث 1822 صفحه 540 می گوید: "بد بخت آنست که درشکم مادرش بدبخت شده است". پیامبر درمورد علم و دانش بارها توصیه فرا گیری علم کرده است، بدون آنکه تعریفی ازعلم کرده باشد. آیا علم از دید پیامبر و مسلمانان بیشتر دانستن، در مورد جهان پیرامون است یا علم به معنی تابع بودن و روسری را تاج بندگی زن دانستن است وفقط فراگیری قرآن مجید ازحفظ است، بدون آن که مفهوم آن را درک کند، بوده؟! مشکل با مسلمانان این است، اگر کسی جهان پیرامون را بشناسد عالم است و اسلام را نمی پذیرد و قبول این مسئله برای آنها سخت است. پیامبر، درباره علم درحدیث 1902 صفحه 556 می گوید: "جستن علم نزدخدا ازنماز و روزه و حج و جهاد در راه خدا عز و جل بهتر است". پس عالمانی که علم آموخته اند نیاز به نماز و روزه وحج وجهاد ندارند. درجائی دیگر یعنی حدیث 1905 صفحه 557 آمده است: "جستن علم بر هر مرد مسلمان و زن مسلمان واجب است". تجربه ثابت کرده است، هر کسی پرسشگر بوده، می شود گفت راه فراگیری علم را گشوده است و اکثر پرسشگران عالم شده اند. بدین ترتیب، آن ها دوری می جویند از همه آئین ها. پس همین است آنکه پرسش گر باشد جایش دوزخ است. پیامبر در حدیث 1930 صفحه 563 گفته است: "قسمت اعظم جهنمیان زنانند". آخر چرا؟! مثلی داریم که گوید: "گنه کرد در بلخ آهنگری + به شو شتر زدند گردن مسگری". اگر نیک بنگریم در جهان امروز بیشتر مردان باید جهنم اسلامی بروند نه زنان. یعنی حتا تا اوایل قرن گذشته زنان هیچ امکانی نداشتند برای مرتکب گناه شدن. اما مردان می توانستند همه کار بکنند و مرتکب هر گناهی بشوند. در هر حال این پیامبر نگفته است حتا اقلیتی از مردان جهنمیانند. پیامبر در نهج الفصاحه به مسلمانان در حدیث 1954 صفحه 567، توصیه می کند: "فرزندان خویش را شنا و تیراندازی آموزید و زنان را نخ ریشتن". عین این را درحدیث 1955 همان صفحه و صفحه 568 تکرار می کند: "فرزندان خود را شنا و تیر اندازی آموزید و چرخ نخریسی برای زن مؤمن درخانه اش چه سرگرمی خوبی است. وقتی پدر ومادرت ترا خواندند اجابت مادرکن". خوب خیلی ساده می پرسیم، مردان که این نخ ریسی رانمی دانند چگونه می توانند به زنان بیآموزند؟ پیامبر چیزی گفته است و یا بزبان او گفته اند اما این فکرش را نکرده اند، مرد ذکوری که خود نخ ریسی نمی داند و اصلا نخ ریسی مال زنان بوده، پس چگونه به آنها یاد بدهد؟! همان طور که مکرر اشاره شده، پیامبر خیلی زیاد برفراگیری علم تأکید دارد. مثلا درحدیث 1961 صفحه 569 می گوید: "علم جوئید که علم یار مؤمن است و برد باری وزیر اوست و عقل دلیل اوست و عمل سر پرست اوست وملایمت پدراوست ومدارا برادر اوست و صبر امیر سپاهیان اوست". باوصف این توصیه، من در تعجبم که عالم واقعا مسلمان نداریم. مسلمان زاده داریم، اما عالم مؤمن و مسلمان نه! چرا؟ به این دلیل که اکثر آئین ها با علم در تضاد اند و همان طور که اشاره شد با وصف تبلیغ زیاد برای فراگیری علم همه عالمان ضد دین می شوند. حالا بگذریم که در صفحات بعد زیاد روی فراگیری علم ومحسنات آن حرف می زند و گویا او علم را در تابعیت محض از خداوند می داند، در صورتی که این طور نیست. پیامبر درحدیث 1990 صفحه 575 در مورد خزینه  خیر و شر می گوید: "خزینه های خیر و شر در نزد خداست و کلیدهای آن مردانند خوشا آنکه خدایش کلید خیر و کلون شر کرده و وای بر آنکه خدایش کلید شر و کلون خیر کرده است". در اینجا حرفی از زنان نیست! چرا فقط مردان کلیدهای خزینه خیر و شر را دارند و زنان از داشتن این کلیدها محرومند؟ در حدیث 2006 صفحه 578 و 579 آمده است: "عدالت نیکست ولی اززمامداران نیکوتر است، سخاوت نیک است ولی از اغنیا نیکوتر است، تقوی نیکست ولی از علما نیکوتر است صبر نیکست ولی ازفقرا نیکوتر است. توبه نیکست ولی ازجوانان نیکوتر است شرم نیک است ولی از زنان نیکو تر است". دراینجا نه فقیر خواسته که فقیر شود و نه زن خواسته که زن شود. چرا بایستی فقیر و شرم این دو در نزد پیامبر از بعد خود بد تر باشند، پرسشی است که پیامبر پاسخی به آن نداده است. همان طور که در پیش اشاره شد هرکه تابع تر باشد عالم تر است. در حدیث 2018 صفحه 581 آمده است: "علم سه چیز است کتاب گویا و سنت و متبع و <نمیدانم>". پس کسی که نداند و تابع باشد و مؤمن، عالم است! پیامبر در حدیث 2033 صفحه 584 می گوید: "ران خویش بپوش که ران مرد عورت است". حالا نمی دانم چرا در این جمهوری اسلامی و در اسلام ناب محمدی، مردان آزادند نه اینکه با بازو و ران لخت بگردند، بلکه با شورت وپیراهن رکابی ورزش (کشتی، وزنه بر داری، فوتبال، و غیره) بکنند، اما زنان حتما باید رو سری سر کنند و ران های شان را بپوشانند و حتا زیر آب در دریا هم برجستگی بدنشان دیده نشود؟ این تبعیض جنسیت؟ فقط در سایه اسلام و جمهوری اسلامی دیده می شود و آشکار است؟ ما همه می دانیم که در اسلام شیعه سگ از حیوانات نجس است. اما پیامبر درحدیث 2035 صفحه 585 گفته است: "زن روسبی آمرزیده شدکه برسگی گذشت که بر لب چاهی از تشنگی نزدیک به مرگ بود، کفش خویش بکند و بسرپوش خویش بست و برای سگ آب برآورد، برای همین آمرزیده شد". جالب است که پیامبر در اینجا یک پوئن مثبت برای زن و سگ که در جهان اسلام  و اکثریت مسلمانان سگ را به عنوان حیوان نجسی شناخته اند و حتا او را در ملاء عام می کشند و هرچیز نجسی را با سگ مقایسه می کنند. دراینجا پیامبر گناهان کبیره یک زن روسبی را بخاطر کمک به این حیوان "نجس" می بخشد. پیامبر در حدیث 2059 صفحه 590 در باره فکر کردن می گوید: "ساعتی اندیشیدن، بهتر از شصت سال عبادت کردن است". خدا از دست مخلوق می نالد. پیامبر درحدیث 2069 صفحه 593 می گوید: "خدای والا فرماید فرزندآدم مرا آزار می کند که برور گار نا سزا می گوید، روزگار منم و کارها بدست منست و شب و روز را تغییر می دهم". اولا از این خدای لایزال باید پرسید، چرا کاری می کنید که مردم در زجر باشند و بتو ناسزا بگویند؟ البته اگر هستی! دوما بوجود آمدن شب و روزفقط گردش فیزیکی زمین بدور خودش است وهیچ قدرتی در آن اراده ای ندارد. درحدیث 2093 صفحه 599 می خوانیم: "دل پیر بر محبت دو چیز جوان است حب حیات و مال". حب حیات و مال پیر و جوان ندارد، بلکه هر کسی می خواهد، ثروت زیاد و عمر دراز داشته باشد. در حدیث 2094 صفحه 600 می گوید: "دلی شکر گزار و زبانی ذکر گوی و زنی پارسا که ترا در کار دنیا و دینت اعانت کند بهترین چیزی است که مردم ذخیره کنند". دراینجا زن بعنوان یک چیز یا وسیله و ابزار برای مرد است. ببینید در نزد بنیانگذار سلام، ارزش زن به اندازه شکر گذاشتن و ذکر یعنی تابع مطلق خدا بودن ارزش داشته است. باز هم بر گردیم به دانش و علم درحدیث 2096 صفحه 600 می گوید: "اندکی دانش بهتر از عبادت بسیار دانش مرد همین بس که خدا را پرستد و نادانی مرد همین بس که دلبسته رأی خویش باشد، مردم دو گونه اند مؤمن و جاهل، مؤمن را میازار و برجاهل تعدی مکن". خواننده دیگر تا آخرش رابخواند. درحدیث 2128 صفحه 606 همین را در باره علم تکرار می کند و می گوید: "در علم مرد همین بس که از خدا بترسد و جهل مرد همین بس که مفتون خویش باشد". نا گفته پیداست که علم به معنی یقین داشتن هم می آید. اما در این انیجا به مفهوم دانش آمده جون در مقابلش جهل است. لذا از دید پیامبر فراگیری علم  خیلی ساده است. اگر کسی خدا را بپرستد و از او بترسد، کافی است و او عالم، عالم است! بازهم این جمله ضد زن را درحدیث 2157 صفحه 611 از جانب پیامبر تکرار می شود: "هر چشمی زنا کار است و زن وقتی خشبو شود و بر انجمنی بگذرد زنا کار است". من از آن بانوان پاک دل که برای مسلمان بودن سر و دست می شکنند، مانند خانم شیرین عبادی، تقاضا دارم این مطالب را بخوانند، اگر تاکنون وقت نکرده اند. بدانند که بیاناتشان بدون مطالعه بزرگترین خطر را متوجه حقوق زنان می کند. بهرحال این نظرات پیامبر درباره زنان را و بویژه این حدیث 2177 صفحه 614 را ببینند: "هر یک از فرزندان آدم فرمان روائیست مرد فرمان روای کسان خویش است و زن فرمان روای خانه خویش است". اولا در اینجا بارها گفته شده "فرزندان آدم" نه فرزندان آدم و حوا. این تکرار همان چیزی است که درانجیل آمده است یعنی همه ادیان ابراهیمی برای زنان بطور کلی  یک ارزش قایل اند و آن زن به خانه داری و آشپزخانه تعلق دارد و این اخطار خوبی است برای خانم شیرین عبادی "دریافت کننده جایزه نوبل" که دیگر نتوانند رئیس دادگاه شوند! پیامبر در حدیث 2182 صفحه 616 درست گفته است: "چنان که هستید بر شما حکومت کنند". یعنی هر حکومتی لایق آن مردمان است که آن را انتخاب می کنند. اینکه دروغ به شدت در اسلام رواج دارد وحتا بخشی از تعلیم تربیت شده و شعرا نیز درباره اش شعر سروده اند که "دروغ مصلحت آمیز + به از راست فتنه انگیز است"، بنا به این حدیث از پیامبر اسلام 2192 صفحه 618 است که گوید: "دروغ همه اش گناه است مگر دروغی که مسلمانی را سود دهد". همین بود که در انقلاب سال 1357 آیت الله خمینی به نیروهای انقلابی دروغ گفت و نیرنگ زد. پس دروغ در نهاد کسی است که مطلق گرا باشد و چون به قوانین دمکراسی باور ندارد و مطلق گرائی را ترجیح می دهد، پس اسلامی محمدی ناب است. اگر چه دروغ گو را سر زنش می کنند و بارها بر آن تأکید می ورزند که دروغ گفتن گناه کبیره است، اما همه اینها را که می بنیم شیره مالیدن است. پیامبر مطلبی را برای سرکوفت زنان مکررا باید بگوید و یا از زبان او بگویند مانند حدیث 2207 صفحه 622: "این که زن دراطاق خویش نماز کند برای او بهتر است تا درایوان خویش نمازکند و اینکه درایوان خویش نماز کند بهتر است تا درصحن خانه نماز کند واینکه درصحن خانه نماز کند برای وی بهتر است تا در مسجد نماز کند". از دید اسلام وبنیانگذار آن بهتر است که زن ازاطاق خود بیرون نیاید و این بزرگترین سر کوفت برای زنان است. از حدیث 2232 تا 2236  صفحات 627 تا 628 درباره مرد زن نما و زن مرد نما است که در اسلام لعنت شد اند. در اینجا برای نمونه اولی رامی آوریم: "خدا مردی را که چون زن لباس پوشد وزنی را که چون مرد لباس پوشد لعنت کند". بقیه تقریبا همینطوراند که اسلامیان طبیعت انسانهارا نمی تابند و برای پیامبر روشن نبوده که این مسئله به طبیعت و بیولوژی انسان مربوط است و دست خود آن ها نیست. پیامبر درجای دگر می گوید اگرزنی تابع مطلق شوهرش نباشد لعنت شده است. به حدیث 2237 صفحه 628 توجه کنید: "خدا مماطله گر را لعنت کند یعنی زنی که شوهرش ببسترش خواند وگوید:<کمی بعد> تا خوابش ببرد". این پیامبر خودرا الگو برای دیگر مردان قرار داده وهرطوری خود بازنانش روبرو می شده، همان رابرای دیگر مردها به عنوان حدیث گفته است. پیامبر ضدزن و عاشق هم خوابگی با زنان به عنوان ابزار لذت، در حدیث 2270 صفحه 634 می گوید: "زن دو پرده دارد قبر و زناشوئی". این حدیث باید مورد توجه آن زنان مریداسلام، مانند خانم عبادی قرارگیرد و بایدبدانند که پیامبر بزرگوارشان چه گفته است. این جمله کوتاه هیچ تفسیر دیگری نمی تواند داشته باشد. زن یا باید بمیرد و یا بنا به امر صریح پیامبر، وسیله ای برای ارضای جنسی مرد باشد. این نکته اطمینان مرا تقویت می کند که تمام آیات قرآن گفته خود پیامبر است، مانند این احادیث گفته شده و شکی در آن ندارم. ادعای من باحدیث 2279 صفحه 636 بیشترتقویت می شود: "خدا هیچ پیغمبری را جز به زبان قومش نفرستاد". این حدیث را پیامبر احتمالا به این دلیل گفته است که از طرف غیر عرب ها مورد پرسش قرار نگیرد که چرا خدائی که به همه زبانها می بایستی تسلط داشته باشد و می توانست این قدرت را به پیامبرش نیز بدهد، فقط به عربی و یا هیبری می توانسته حرف بزند؟ درحدیث 2298 صفحه 640 می خوانیم: "اگر بندگان گناه نمی کردند خدا خلقی میآفرید که گناه کنند تا بیامرزدشان که او آمرزگار و رحیم است". این هارا مردم عادی که قلبشان پاک است و هیچ نیرنگی درکارشان نیست، نمی خوانند و همینطور باور می کنند به حرف این آخوندهای حقه باز و عوامفریب. هر انسان عاقلی از خود می پرسد که چه نوع خدای سادیستی و آزار گری داریم که برای خالی کردن عقده هایش خلقی را بیآفریند که گناه مرتکب شوند وبعد آنهارا بیآمرزد! پر مسلم است که همین خلق بخشیده شده از گناه او را ستایش کنند! این فقط از کسی که عقده ای و خودستا باشد برمی آید. در حدیث 2302 صفحه 641 آمده است: "اگر زنی از زنان بهشت برزمین نمودارشود زمین را از بوی مشک پر کند و نور خورشید و ماه ببرد". این درتضاد با حدیث 2157 صفحه 611 است. آیا این زنان بهشتی زنا کار نمی شوند؟ زیرا آنها بوی خوش می دهند و بمشام انجمنهای نا محرم می خورند؟ در واقع اینها همه اش برای تحقیر نیمی از جامعه بشری است و سر کوفت زنان در اسلام. پیامبر در حدیث 2312 صفحه 643 می گوید: "اگر ده تن از یهودان بمن ایمان آورده بودند همه یهودان بمن ایمان می آوردند".  پس به قول خود پیامبر، یهودیان زمان او، به او ایمان نمی آوردند و حتا جان خود را ریسک می کردند. ما خوانده ایم که در "غزوه خیبر" چه اتفاقی برای این یهودیان افتاد! فقط دریک روز بین 700 تا 900 نفر آنها که ایمان نمی آوردند سر بریده شدند و زن و بچه آنها به عنوان غنایم جنگی بین مسلمانان تقسیم شدند. پیامبر در حدیث زیر، راه حقه بازی و نیرنگ را باز گذاشته است و می گوید: "اگر آنقدر خطا کنید که خطاهایتان بآسمان برسد و سپس توبه کنید خدا توبه شمارا می پذیرد". همین است که دست بابک زنجانیها و صادق محصولی ها و شهرام جزایری عربها، برای کلاه برداری بازگذاشته شده. آنها بعد از هرنوع کلاهبرداری که کردند، می توانند توبه کنند و خدا توبه آنها را می بخشد!!! در رابطه با تابعیت زن از مرد خود باز پیامبر در حدیث 2318 صفحه 644 تأکید می کند: "اگر زن حق شوهر بداند هنگام ناهار و شام او ننشیند تا فراغ یابد". پیامبر فقط می خواهد از زن برده رسمی بسازد. بدین وسیله مردان احمق با چنگ ودندان ازحاکمیت اسلامی دفاع می کنند. من این مقاله را بایک گفته بسیار درست از سیمون دوبووار فرانسوی بپایان می برم و آرزو دارم زنان قهرمان و فعال ما کمی بیشتر توی فکر فرو روند وزنان مسلمان را ازخواب زمستانی بیدار کنند. سیمون دوبووار می گوید: "زیرکانه ترین راه برای تسلط بر هر جامعه تحقیر و محدود کردن زنان آن جامعه است، زیرا زنان اسیر .. دیگر قادر نخواهند بود انسان هائی آگاه و آزادی خواه پرورش دهند". پس اگر انسانها آگاه نباشند، اتوماتیک تابع دیکتاتوری وبدترین نوع آن دیکتاتوری مذهبی می شوند و این ضایعه ببار می آورد.

هایدلبرگ، آلمان فدرال 2.9.2015                                           دکتر گلمراد مرادی

dr.g.moradi41@gmail.com

بخش: 
انتشار از: