امروز 17 سپتامبر2015 دقیق 23 سال از ترور میکونوس می گذرد

باز هم روز تجربه تلخ 17 سپتامبر، روز ترور رهبران سیاسی کرد و شخصیتهای مردمی که گناه نابخشودنی و بزرگ آنها، فقط دور هم گرد آمدن و مذاکره برای اتحاد نیروهای مردمی وکوشش درجهت ایجاد دمکراسی وآزادی برای همه مردمان ملتهای ایران بودکه بتوانند به حق مسلم خود برسند، فرارسید. بادرد فراوان 23 سال ازاین فاجعه انسانی و ترور رهبران کردبوسیله حکومت جمهوری اسلامی می گذرد. درواقع یادبود ها وظیفه اند، برای انسان های مدافع حقوق بشر و مدافع خواستهای ملیتها در همه کشورهای دیکتاتور زده، دینی و غیر دینی،

باز هم روز تجربه تلخ 17 سپتامبر، روز ترور رهبران سیاسی کرد و شخصیتهای مردمی که گناه نابخشودنی و بزرگ آنها، فقط دور هم گرد آمدن و مذاکره برای اتحاد نیروهای مردمی وکوشش درجهت ایجاد دمکراسی وآزادی برای همه مردمان ملتهای ایران بودکه بتوانند به حق مسلم خود برسند، فرارسید. بادرد فراوان 23 سال ازاین فاجعه انسانی و ترور رهبران کردبوسیله حکومت جمهوری اسلامی می گذرد. درواقع یادبود ها وظیفه اند، برای انسان های مدافع حقوق بشر و مدافع خواستهای ملیتها در همه کشورهای دیکتاتور زده، دینی و غیر دینی، که هر ساله خاطره تابناک آن قهرمانانی را به یاد بیاورند که از جان خود، این تنها سرمایه گرانقدر را در راه تحقق بخشیدن به آزادی و دمکراسی برای ملتهای خویش، گذشته اند و دراین راه مقدس جان باخته اند. این ترور گرچه یک ترمز درجنبش حق طلبانه ملت کرد و دیگر ملتها ایجاد کرد، اما خشم مردمان این ملتها نسبت به دیکتاتوری چند برا بر شده است و آنها مصمم تر به مبارزه درست و بجای مردمان حق پای مال شده، ادامه می دهند.

تقریبا حدود سه سال از ترور زنده یاد دکتر قاسملو، دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران و همراهانش در وین برسرمیز مذاکره جهت حل و فصل مسئله ملیتها و بویژه ملت کرد در ایران، نگذشته بود که رهبران جمهوری اسلامی ایران بار دگر بوحشت افتادند و دیدند که جا نشین قاسملو همان سیاست او را ادامه می دهد. درواقع زنده یاد دکتر قاسملو هنوز زنده است. در واقع احزاب کردی در مجموع می خواهند از راه صلح آمیز به مسئله حقوق خلقلها رسیدگی شود. اسلامیون به روال همیشه و با تکیه بر قرآن مجید سوره البقره آیه 191 که آمده است: "هر جا مشرکان را دریافتید به قتل رسانید ..."، سه نفر ازرهبران حزب دمکرات کردستان ایران و یک نفر فعال سیاسی سرشناس و دوست بسیار نزدیک حزب را بازهم برسرمیز مذاکره و این باربرای اتحاد همه ملیتهای ایران در رستورانی بنام میکونوس دربرلین، ترور کردند. زیرا، بنابه آیات قرآن، آنهارا مشرک وسکولار می دانستند. حالا بگذریم از ترورهای دیگر که توسط اسلام گرایان در دیگر شهرهای بزرگ اروپا و آسیا درمیان فعالان مخالف رژیمهای دیکتاتور انجام گرفته و ازطرف لیبرالهای وطنی سعی می شود که اسلام را صلح آمیز تفسیر کنند، اما این واقعیت ندارد. حقیقتا تفاسیر متفاوت در اسلام را باید نا دیده گرفت و به آن ارجی ننهاد و نگاه خشونت بار را در اسلام دید و هر تفسیر دگری فقط شماطه کردن و حفظ اسلام است. و گرنه دستورات صریح درقرآن مجید لا تغییر بودن آن را تأیید می کند. اگر اینها بیشتر قدرت بدست بیاورند، با قتل و غارت سر و کار دارند. اسلام حقیقی را همان داعش سنی که به دنبال خلافت اسلام اولیه است و شیعه ایران که به دنبال "عدل علی" است، بایستی دید. عدل علی در آنست که در غزوه خیبر در یک روز بین 700 تا 900 نفر از یهودیان بی گناه را فقط بخاطر این که اسلام نیاوردند و بخاطر غنایم جنگی، یعنی زن و بچه و ثروت یهودیان، سر بریده است. اکنون طوری این امام علی را در عالم شیعه جا انداخته اند که همه آرزوی حکومت او را می کنند. البته هنگامی که انسان های عدالت پرور بخواهند یادی از قهرمانان جان باخته تاریخ جنبشهای اجتماعی بکنند، در گوشه و کنار و بویژه در میان برخی از مخالفان رژیم و گروه های کوچک ناسیونا لیستی، با کنایه شنیده می شود که نباید، مانند اسلام افراطی شیعه مرده پرستی کرد. خوب ازیک طرف این ادعا درست است و نباید مرده پرستی کرد و مثل آخوندهای شیعه دکانی برای حفظ موقعیت خویش باز کرد و خیمه شب بازی را سرپا نگهداشت و مردم نا آگاه را وا داشت که 1300 سال توی سر خود زده و بزنند و آنهم برای پدر بزرگان اعرابی عزا داری کنند که نوادگان آنهاکه شیعییان درایران ودیگر کشورهای غیرعرب، برایشان، درسال یک ماهی غمبار می شوند، لباس سیاه می پوشند و گل بر سر و صورت خود می گیرند و باقمه و زنجیر بخود زنی و عزاداری مشغول می شوند، درکاباره ها و قمارخانه های اروپا به شادی و خوشی و باختن پول بی حساب و هنگفت مردم اشتغال دارند!

من هم مرده پرستی واین نوع خرافات را محکوم می کنم و حاضر نیستم، برای کسی عزا داری کنم که فرزندان، فرزندان فرزندش، درخانه وخارج ازآن درایام آن ماه محرم بشکن می زنند. اما با دل و جان حاضرم برای بر گذاری مراسم خاطره تابناک راد مردانی که عزیز ترین سرمایه زندگی خودیعنی جان شیرین را درراه مبارزه دمکراتیک برای کسب حقوق انسانها داده اند، فعال باشم. چنین کاری و قدر دانی از جان باختگان، هزاران مایل از مرده پرستی فاصله دارد. اگر کسی در این راه مقدس جان اش را داده باشد، بایستی یاد او را همیشه گرامی داشت و باید درسی غم انگیز ازصفحات زرین تاریخ باشد برای نسل جوانتر که آگاه شوند، دمکراسی و  آزادی تا چه اندازه با ارزش است که انسانهای باورمند حاضر اند جان خودرا درراه کسب آن فدا کنند. تا آنجا آزادی ودمکراسی با ارزش است که یکی ازانقلابیون فرانسه دراواخر قرن 18هم، ولتر، دررابطه با آنها، گفته بوده: "من حاضرم جانم را بدهم که مخالفم حرفهایش را علیه من بزند". نقل بمعنی، نظیر همین کار را زنده یاد دکتر قاسملو انجام داد و جانشینان او نیز کردند. لذا جادارد نام نیک وخاطره این جان باختگان را همیشه جاودان نگهداشت و آن را بخشی ازتاریخ برای تدریس در مدارس توصیه کرد. مابازماندگان، خاطره زنده یاد دکتر صادق شرفکندی دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران، آیندگان حزب، فتاح عبدلی، مسئول اروپائی آن، همایون اردلان مسئول اعضای حزب در آلمان و زنده یاد نوری دهکردی که ازدوستان صمیمی حزب بود، گرامی می داریم. آنهاجانشان را دادند که ما زنده بمانیم . لذا موظفیم، راه آنهارا به سود مردمان ملتهای ایران ادامه دهیم، یعنی راه اتحاد همه انسان های ترقی خواه و دمکرات. من در همین جا به آن گروه از رهبران احزاب سیاسی و آن شخصیتهای دگر که این گونه فکر می کنند، توصیه می کنم که درافکارشان تجدید نظری جدی به عمل آورند، نباید به قول آلمانی ها، سیب را با گلابی مخلوط کرد.

انسانهای قدرشناس وروشنفکر برای شخصیتهائی که به بشریت خدمتی کرده اند ویا راه گشای ترقی وتکنوژی وسیاست وبه چنگ آوردن کلید دمکراسی وآزادی وحقوق برابر بوده و دراین راه، جان داده اند و یاحتا به مرگ طبیعی دنیارا ترک گفته اند، سر تعظیم فرود می آورند و همیشه خاطره آنها را گرامی می دارند. فقط برخی ازاین راد مردان بزرگ که اوراق این مقاله به ما اجازه می دهد را نام می بریم: ابراهام لینکلن رئیس جمهور آمریکا، در قرن 19هم میلادی، برای آزادی بردگان سیاه رنگ، توماس ادیسون آمریکائی، مخترع لامپ برق بادوام، کارل مارکس آلمانی، نابغه اقتصادجهان، روبرت کوخ آلمانی، پزشک کاشف میکروب سل ووبا، مهاتما گاندی[m1]  هندی، سیاست مدار صلح طلب، قاضی محمد کرد سیاست مدار کم نظیر ملت کرد، پاتریس لومو مبا آفریقائی، اولین نخست وزیر کشور کنگو، پس از آزادی از یوغ بلژیک، مارتین لوتر کینگ، مبارز سیاه چهره ی آمریکائی، برای حقوق برابر انسانها، نلسون ماندلا اولین رئیس جمهور سیاه پوست آفریقای جنوبی و امثال اینها که سیاست مداران صلح دوستی بودند که حتا دشمن جرأت ندارد از نام نیک این راد مردان تاریخ به

درستی، یاد نکند. کارهای خلاق و رفتار نیک آنان برای توسعه تکنوژی مدرن وبرای برابری انسانها و ملت خویش باید، بدون شک و تردید ارج نهاد و خاطره آنها را جاویدان و گرامی داشت.

چرا برخی ازاین مردان بزرگ سیاست و برابری طلب را ترور کردند؟ می دانیم هنگامی که نا دانان ومنافع به خطرافتاده ها دربن بست گیر می کنند و راه در روی ندارند، چاره ای جز ترور ونابودی فیزیکی مخالفان خودنمی بینند. برای نمونه بجزاین شیوه عمل ازملایان قرون وسطائی وپبروان، آیت الله خمینی قاتل نخبگان جامعه سالهای 1362 و 1367 خورشیدی که بعد ها حاکم بر ایران شدند، نمی شود انتظار دگری داشت. اینها بنا به گفته صریح و طنز مانند خود در سال 1357 خورشیدی بر مردمان ملتهای ایران سوار شده اند و برای پیاده نشدن از گرده مردم، هر قیمتی را سرمایه گذاری می کنند و می کشند و از ترور مخالفان ابائی هم ندارند وحتا حاضرند، اگر مجبور به رفتن شوند و هنوز قدرت داشته باشند، تمام مردمان منطقه را با خود نابود کنند. تقاضا دارم در صورت امکان با دقت این ویدئو را ملاحظه کنید و ببینید این آخوند که از سر دمداران این رژیم است، با طنز برای مردم چه می گوید؟

https://www.facebook.com/sibmusicdotcom/videos/841374789289785/?pnref=story1

این ویدئو آن آخوند است که به ظاهر به طنز می گوید، اما واقعیتی در آن خوابیده است.

 

هم میهنان عزیز و خوانندگان محترم، همه شما بخوبی می دانید و گرنه، بایستی بدانید که حکومت اسلامی درایران طبق آیات قرآن مجید رفتارمی کند وهرکسی مخالف حکومت دینی باشد حکمش قتل است یا مستقیم و یا غیر مستقیم. یعنی هرکسی اسلام و آنهم اسلام شیعه را قبول نداشته باشد و یا طبق قوانین آن رفتار نکند، دیریا زود، سرنوشتی بهتر از ترور شده گان نخواهد داشت.

یکی از شرکت کنندگان، بنام آقای اسفندیار صادق زاده، در آن جلسه شب 17 سپتامبر که جان سالم بدر برده، تا آنجا که من اطلاع دارم، بعداز 23 سال مطالبی دریکی ازروزنامه های نسبتادمکرات منتشر کرده است که نزدیک به واقعیت است. حالا بگذریم که چراخون ازدماغ دیگر حاضرین نیآمد و گویا قصد تروریستها فقط ترور رهبران کرد و هوا داران سیاست درست حزب بود، نه کسی دیگر. بهرحال دراین روزنامه می خوانیم: "علت سیاسی این جنایت آنجا برجسته می شود که رهبران وقت حزب دمكرات كردستان ایران كه در خارج از كشور ترور شدند - از جمله دبیركل اسبق این حزب، عبدالرحمان قاسملو كه در وین پایتخت اطریش و بر سر میز مذاكره با فرستادگان جمهوری اسلامی ترور شد، از سیاست گفتگو و حل مسا لمت آمیز مسئله كردستان دفاع می كردند و در صدد بودند تا روش های غیر خشونت آمیز را به سیاست اساسی این حزب تبدیل كنند. سیاستی كه می توانست به حفظ وحدت ملی ایران كمك كند".

ملاحظه می فرمائید که این گفته کسی است که خود عینا حضور داشته و سیاست رهبران کرد را مشاهده کرده است و جان سالم بدر برده است. در هر صورت اگر نگارنده حضور می داشت، به یقین امکان داشت با سوء ذهن و اختلافاتی که در تغییر روز جلسه بوجود آمده بود، تقاضا می کرد که مکان را عوض کنند و یا حد اقل پلیس آلمان را با خبر کنند که چنین فاجعه ای روی نمی داد. در واقع نگارنده 23 سال بیشتر زنده مانده است. زیرا او بجای زنده یاد نوری دهکردی، می بایستی برای رهبران حزب دمکرات کردستان ایران، مترجم کنگره ی سوسیالیستها و سوسیال دمکراتهای بین المللی باشد. متأسفانه یا خوشبختانه من چند دقیقه ای به دلیل کندی یک دانشجوی آلمانی بنام "هیرمن شیلینگ" که به من در برنامه ریزی تدریسم دردانشگاه هایدلبرگ کمک می کرد و کمی در کارهایش کند بود، تأخیر کردم که کا توفیق راننده حزب آمده بود دم منزل که مرا به فرودگاه ببرد و یاد داشتی نوشته بود بر این مبنا که "فروکه نابیستی و دوکتور فه رمویه نوری ئه به ین بو ترجمه، ئه ما روژی بعد له هایدلبرگ مهمانین". بنابراین زنده یاددکتر شرفکندی و همراهان روز بعد ازجلسه درمنزل من می بایستی مهمان باشند ومن و خانم آلمانی سابقم برای پذیرائی خودمان را آماده کرده بودیم. لذا چیزی که دراین نوشته صحت ندارد، آن است که از زبان زنده یاد دکتر شرفکندی گفته شده که در کلن جلسه داشته اند. بهرحال تجربه بس تلخی پشت سر داریم. ایشان بدرستی از دادگاههای ایالت برلین تعریف می کنند و لایق تقدیر اند که کوشش کرده اند، بر عکس قضات اطریش وفرانسه درقضاوت کوتاه نیایند. آقای صادق زاده می نویسد: "صرفنظر از پیچیدگی های امنیتی مسئله، مقامات قضائی و امنیتی آلمان، بر خلاف دولت مردان و مسئولان قضائی و امنیتی فرانسه و اطریش (ترور قاسملو در وین و ترورهای مشابه و از جمله بختیار در فرانسه)، پرونده این ترور را تا پایان دنبال كردند و با جسارتی كم نظیر نتایج محاكمه و حكم نیز، بی اعتناء به همه فشارهای سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی اعلام شد". در این حکم رهبران جمهوری اسلامی مستقیما برنامه ریز این ترور وحشیانه بودند. ازجمله آیت الله خامنه ای، رهبر ولایت فقیه، هاشمی رفسنجان رئیس جمهوری وقت و علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه و علی فلاحیان وزیر اطلاعات، دو لت رفسنجانی در این حکم آمده است.

متمنی است اگر در دیدن ویدئو مشکلی بود، من آن را به اشتراک گذاشته ام. خواهش می کنم در سایت من نگاه کنید

هایدلبرگ، آلمان فدرال 15. 9. 2015                                       دکتر گلمراد مرادی

dr.g.moradi41@gmail.com


 [m1]

انتشار از: