باج به جهانیان، نیشتر به ایرانیان

اکنون که حکومت اسلامی در ارتباط با سیاست "تسلیح هسته ای اسلامگرایان" به خفت و خواری بیشتر سقوط کرده و سران نظام پاسخی برای کردار ویرانگرانه و خائنانه خود ندارند، ذوالفقارهای ایرانی کش را از غلاف بیرون کشیده تا در سایه فقدان سازماندهی ملی شهروندان کشور و نابرابری توازن قوای موجود میان حاکمان و مردم ایران، زنان و مردان صفوف مقدم پیکار برای فردای بهتر را هدف قرار داده تا شاید مردم از سازماندهی عملی و گسترش اندیشه سرنگونی حکومت اسلامی منصرف شوند.

---------------

هرگاه حکومت اسلامی دچار شکست، خواری و ذلت شد و افتضاحی ببار اورد، از هراس به چالش کشیده شدن توسط مردم ایران، قلع و قمع مخالفین را تشدید کرده و نمایش های مضحک خیابانی خواهران، مادران، پدران و برادران زینب براه انداخته تا مردم را از هدف قیام علیه نظام دلسرد کند.

تجربه پایان جنگ بین عراق و ایران و قتل عام فرزندان کشور به منظور درهم شکستن مقاومت نیروی صفوف مقدم اپوزیسیون برانداز، در تاریخ جنایات اسلامگرایان در ایران ثبت شده و از حافظه تاریخی این ملت زدوده نخواهد شد.

اکنون که حکومت اسلامی در ارتباط با سیاست "تسلیح هسته ای اسلامگرایان" به خفت و خواری بیشتر سقوط کرده و سران نظام پاسخی برای کردار ویرانگرانه و خائنانه خود ندارند، ذوالفقارهای ایرانی کش را از غلاف بیرون کشیده تا در سایه فقدان سازماندهی ملی شهروندان کشور و نابرابری توازن قوای موجود میان حاکمان و مردم ایران، زنان و مردان صفوف مقدم پیکار برای فردای بهتر را هدف قرار داده تا شاید مردم از سازماندهی عملی و گسترش اندیشه سرنگونی حکومت اسلامی منصرف شوند.

قتل ناجوانمردانه شاهرخ زمانی در زندان، دستگیری های گسترده در اندیمشک، محکومیت بیشرمانه محمود صالحی دستگیری علی نجاتی، دستگیری کوشندگان جنبش دانشجوئی و .. حکایت از سستی و شکنندگی نظامی پوشالی دارد که در صورت همبستگی جنبش های پیشرو اجتماعی کارگران، دانشجویان، زنان و ... ، نظام با یک تلنگر جنبش خیابانی فرو می ریزد.

حاکمان از تلنگر ملت هراس دارند. حکومت اسلامی می داند که ملت ایران آماده است تا با مطالبه فوری جمهوری ایران بعنوان جایگزین حکومت نکبتبار اسلامی  به تعیین تکلیف نهائی با حکومت مذهبی اسلامگرایان بپردازد و نقش رهبران جنبش های اجتماعی برای به میدان آوردن مردم و تغییر توازن قوا بسیار مهم می باشد. جنبش های اعتراضی، اعتصابی و خیابانی کلاس های درس و دست گرمی برای جنبش ملی و سراسری هستند. کوشندگان جنبش های اجتماعی حلقه های واسط مردم و احزاب سیاسی می باشند و در آغاز و فراروئی جنبش های اجتماعی نقش تعیین کننده دارند. از همینرو در 37 سال گذشته همواره  در معرض تهاجم  جنایتکاران حاکم بر ایران بوده اند.

موج جدید سرکوب کوشندگان جنبش کارگری و دانشجوئی، نه می تواند روند بیداری جنبش های اجتماعی را به تاخیر اندازد و نه قادر است هراس در دل مردمی ایجاد می کند که مرگ تدریجی خود و کشورشان را می بینند.

واقعیت اینست که جامعه ایران به دو قطب مردمان طرفداران نظام ملی و سکولار دمکرات (بقول جنبش خیابانی 1388-جمهوری ایرانی) و حاکمان مدافع تداوم حکومت اسلامی و اقلیتی جیره خوار تقسیم شده است. آنچه برای ایراندوستان آزادیخواه و سکولار دمکرات از نان شب هم واجب تر است، همانا تلاش بی امان و خستگی ناپذیر برای ایجاد جبهه فراگیر به منظور تشکیل حکومت ملی - سکولار دمکراتیک در ایران است

جامعه ایران به لحاظ سیاسی – فرهنگی در دو دهه گذشته قد کشیده و از حکومت آخوندهای شیعه چند و سروگردن بلندتر شده است. توازن قوا در عرصه های فرهنگی، سیاسی، اخلاقی و ایدئولوژیک، آشکارا بسود جامعه شهروندی تغییر کرده و حکومت اسلامی سرشت خود را نشان داده و بعنوان نماد ضد ارزش های انسانی، اخلاقی و ملی – میهنی شناخته می شود، اما توازن قوای نظامی هم اکنون به نفع حاکمان است.

باید توازن قوا در مبارزات فرسایشی اعتراضی، اعتصابی و خیابانی بسود مردمان ایران تغییر یابد. بالائی ها به شمشیرهای ذوالفقار ایرانی کش و نیروی سرکوب لبنانی، فلسطینی و .. شان می بالند و جامعه ایران از فقدان تشکل های سراسری مدنی و جبهه رزمنده قطب ایراندوست و سکولار دمکرات برای حضور در جامعه و رهبری جنبش ملی برای انتقال قدرت از نظام اسلامی به نظامی سکولار دمکرات رنج می برد.

جامعه ایران در شرایطی قرار ندارد که تاخت و تاز خیابانی اوباشان حکومت اسلامی را تحمل نماید. تفاوت امروز ایران با دهه 60  در اینست که آنزمان دوران اعتلاء جنبش های مذهبی – فاشیستی اسلامی بود و جنبش های اجتماعی در مرحله تدافعی قرار داشتند. اکنون این حکومت اسلامی و جنبش های فاشیستی – مذهبی هستند که در دوران افول، فروپاشی، بحران و دفاعی قرار دارند.

سرکوب و زندان رهبران عملی جنبش های اجتماعی کارگران، دانشجویان، آموزگاران و ..  نه تنها به سکوت مرگبار در جامعه منجر نمی گردد، بلکه ضرورت چاره اندیشی نظری و عملی برای قیام همگانی ملی علیه جباریت اسلامگرایان و نفی حکومت اسلامی را بیش از پیش مطرح می کند!

باج حکومت اسلامی به جهانیان و نیشتر به ایرانیان تا کی؟ 

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان

هزار بادهٔ ناخورده در رگ تاک است

بخش: 
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اقبال! یک سئوال از محضرتان دارم. شما تا دهن باز میکنید، گو اینکه وکیل مردم ایران باشید، و یا شما را نماینده انتخاب کرده باشند، از ایران و ایرانی صحبت میکنید. شما به جای اینکه از عشیره خود یعنی قوم لر صحبت کنید، و از حقوق آنان صحبت کنید، خود را نماینده مردم ایران تلقی کرده شعار ایران ایران میدهی! مردم ایران از ملیتهای گوناگون تشکیل شده است، و تقریبا نیمی از جمعیت آن نیز ترک زبان است. شما نه وکیل مردم ترک هستید، نه وکیل مردم کرد هستید، نه وکیل مردم عرب هستسد، نه وکیل مردم بلوچ هستید، نه وکیل مردم ترکمن هستید،. .. و الا آخر. پس لطفا از طرف خودتان صحبت کنید. و حد و حدود خود را بشناسید. و برای دیگران نقش وکیل و قیم بازی نکنید!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تا زمانیکه قران ا ز درون روح و روان مردم ایران را همچو خوره و سرطان از بین میبرد و اخوند بر سرنوشت و جان و ثروت مردم حاکم است این سرنوشت شوم ادامه دارد . بیش از 15 قرن است که دیوانه ای خود پرست با خرافه نامه ای بنام قران مردم ایران را به برده گی گرفته است. روی گردانیدن از دین پلید اسلام اغاز یک زندگی طبیعی در ایران است.دین اسلام سدی در برابر میهن دوستی و عدالت اجتماعی انسان گرائی و عشق و محبت است. دین اسلام ننگ جامعه بشری است.