درون قبر هر شهید یک رآکتور هسته‌ای است

شهید‌پروری برای رژیم ولایت فقیه منافع زیادی دارد. اختلاس به نام تشییع جنازه ، کفن و دفن، عزاداری، مراسم، سوم، هفتم، چهلم، سوگواری سالانه و توزیع قیمه پلو و روضه خوانی گرفته تا اداره کودکان وهمسران بیوه آن‌ها به کمک بنیاد شهید. ... یکی از موارد مکشوفه ی این اختلاس ها در مجلس شورای اسلامی گرد و خاک می‌خورد: ۱۷۰۰ میلیارد را بالا کشیدند

 

تولید شهید

یکی از فوائد برقراری جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه، عروج بسیاری از مسلمانان به مقام اعلای شهادت است. تولید، توزیع و بهره‌برداری از انبوه شهید نیازمند گسترش اسلام عزیز در سراسر گیتی بوده و هست. عنوان مقدس شهید انحصار به شیعیان شهیدپرور ندارد. این فضلیت و علو مقام رفیعه، مرز نمی‌شناسد. راه شهادت، صدور انقلاب اسلامی ، مستلزم برداشتن انواع، مانع‌، سد، دیوار بلند و کوتاه، خطوط قانونی، مرزی، سنن و آداب طاغوتی ، حدود و اختیارات دول و ملل است. امت اسلامی «تن واحد» دارد. بنابر این می‌توان به کمک «زائران» خانه خدا و همراهی سپاه انقلاب اسلامی و البته هدایت فرمانده کل قوا، مقام معظم رهبری و پیشوای مسلمانان جهان به مکه مواد منفجره فرستاد؛ می‌توان مردمی را که برای زیارت به مشهد می‌روند با مواد منفجره نابود کرد .می‌توان در کویت ، بیروت، ریودوژانیرو، غزه، دمشق، منامه، عدن، پاریس، لندن، بغداد، برلن و و و به تولید شهید پرداخت. طولانی‌‌مدت ترین جنگ قرن بیستم، جنگ ۸ ساله بین حق خمینی و باطل صدام حسین یکی از مهم‌ترین منابع تولید شهید بود.

مقامات رسمی جمهور ی اسلامی با افتخار تعداد کشته و زخمی این کارخانه عظیم شهید‌پروری و شهید‌سازی را سه میلیون نفر تخمین می‌زنند. البته با غرور می‌افزایند که دو میلیون عراقی و یک میلیون ایرانی، از مسلمانان قربانی، معلول و مصدم شدند تا مقدمات سفر خمینی و یارانش از طریق بغداد به بیت‌المقدس فراهم شود. آقا چون پیرمرد بود با خوردن جام زهر و در یک معامله با خدا فعلا سفر را معوق گذاشتند. البته نهضت ادامه داشت و دارد. سیدعلی جوان بود و جویای نام. برای این سفر بمب اتم می‌خواست وسط راه شیطان بزرگ به شکل ۵ به علاوه ۱ راه را بر اولاد پیامبر فعلا بست. حال این روزها بطور شفاهی مشغول ویران کردن تل‌آویو شده‌اند.

گهی لف لف خورد گه دانه دانه

انواع شهید‌

در عصر جهانی شدن، واردات و صادرات شهید ساده تر شده است. همکاری افغانی در یک گردهمایی ضمن گله از رفتار بخشی از ایرانیان به ویژه مقامات رسمی آماری از بنیاد شهید به من نشان داد که چهارهزار و پانصد افغانی در جنگ ایران و عراق کشته شدند. با این حال آن‌ها بیش از همه مورد تجاوز هستند.

انواع شهید زیاد است. این افتخار ابتدا به ایرانی و خارجی تقسیم می‌شود. بین خارجی‌ها اکثریت (بیش از ۹۵ درصد)‌ آن‌ها افغانی هستند بعد به عراقی‌ها می‌رسیم. در ایران به تعداد استان‌، شهرستان، شهر، بخش، ده و دهستان انواع شهید داریم. مثل شهدای تهران یا شهدای ابرکوه. این جغرافیایی است. شهدای عرب، لر، کرد، ترک، بلوچ، ترکمن تقسیمات قومی است. البته از سنی‌ها نامی در بین نیست. در عین حال یهودی، ارمنی و زرتشتی را نام می‌برند. کودک شهید حدوداً یک و نیم درصد و زنان شهید ۳ درصد هستند و بقیه از مردان هستند. دویست و بیست و پنج هزار نفر که پنجاه و شش هزار نفر از آنان متأهل بودند.

شهدای قبل از انقلاب را «شهدای ایران» می‌نامند. انواع شهید فراوان است. شهدای روحانی، غواص، هوایی، زمینی، دریایی، بسیجی، پاسدار، کارگر، کارمند،‌ دانشجو ووو .

دانش‌آموزان شهید حدود ۳۳ هزار نفرند. ريیس ستاد تبلیغات جنگ و رهبر اصلاحات، با  عمامه سیاه و عبای سفید و لبخند، رئیس جمهور محبوب و فعلا پنهان و مغضوب، یکی از کسانی بود که آنان را به جنگ می‌فرستاد. شهدای مین‌گذار، جنگ شهری و شیمیایی ووو ... زیاد هستند. سه وزیر دفاع شهید هم داریم که در مأموریت‌های داخلی و تصادف کشته شدند. مصطفی چمران و امیر سرتیپ سید موسی نامجو وزاری باهنر و رجایی و جواد فکوری وزیر دفاع شهید رجایی.

بنا به ادعای مقامات رژیم ۱۷ هزار «شهید ترور» هم داریم که رجایی و باهنر و بیش از ۷۲ تن ۷ تیر ، لاجوردی، صیاد شیرازی و و و از آنان هستند. کاروانسالار این شهدا، شهید زنده و رهبر معظم انقلاب است. در هر حال تحت رهبری ایشان آدمیان را در راه خدا فرستادند و می‌فرستند به میدان شهادت تا این جانداران زنده را تبدیل کنند به شهدای جاودانه و همیشه زنده.

من در علم شهید شناسی صاحب اطلاع نیستم. خوبست کسی همت کند و این مقوله را بشکافد. آن هم از حیث ماهیت.

در فواید شهید

در میهن اسلامی ولی مطلقه شهید‌پروری منافع زیادی دارد. از تشییع جنازه ، کفن و دفن، عزاداری، مراسم، سوم، هفتم، چهلم، سوگواری سالانه و توزیع قیمه پلو و روضه خوانی گرفته تا اداره کودکان وهمسران بیوه آن‌ها به کمک بنیاد شهید. این بنیاد عزیز خدمات زیادی به شهدا می‌کند. یکی از موارد مکشوفه آن در مجلس شورای اسلامی گرد و خاک می‌خورد. ۱۷۰۰ میلیارد را بالا کشیدند. این یک نمونه است. آقای جعفرزاده ایمن‌آبادی عضو کمیسیون تحقیق و تفحص مجلس در این پرونده دو سال قبل این بنگاه خیریه را معرفی کرده است. «بنیاد شهید مجموعه بنگاه بزرگ اقتصادی است. در گوشه و کنار مملکت هرکاری دلش خواسته انجام داده...» فکر نمی کنم کسی که «ایمن‌آبادی» نباشد بتواند ا زاین حرف‌‌ها بزند. بهرحال درخانه «اگر کس است یک حرف بس است». هرکس دمش به دم رهبر گره بخورد از زنجانی تا خاوری، از رفیق دوست تا محمدرضا رحیمی و سپاه خاتم الانبیا، هرکاری دلس خواسته انجام داده...» از جمله تولید، توزیع و مصرف شهدا فی سبیل الله.

کشف و افزایش جرائم

۲۷ سال است که دسته‌های بزرگی در مناطق جنگی به دنبال کشف اجساد شهدا می‌گردند. این نوع کار آفرینی سودمند است. باقیمانده اجساد اگر همراه پلاکی باشد به شهر محل اقامت خویشاوندان آن‌ها فرستاده می‌شود.

حوادث اسفبار اخیر در «منا» موجبات کشته ، معلول و مفقود شدن هزاران تن از زائران را فراهم آورد. این حادثه درناک بر افزایش تنش موجود بین عربستان و نظام مقدس جمهوری اسلامی کمک بسیار کرد. رهبر، ائمه جمعه، رئیس جمهور، وزرا، وکلا و بیش از همه سپاهیان ولی فقیه بر طبل جنگ می‌کوبیدند. حداقل فایده این گرد‌و خاک‌ها فعلا کمرنگ کردن تسلیم نامه ننگین «برجام» است. به اضافه تا پایان هفته گذشته ایرنا تعداد کشته شدگان ایرانی را ۴۶۵ نفر ذکر کرد. این جانباختگان هم عنوان شهید پیدا کرده‌اند. بازار استقبال از جسد ، حمل جسد تا محل دفن، تدفین، مراسم سوم، هفتم، چهلم و ختم گرفتن کلی کار ایجاد می‌کند در سراسر کشور و سوگواری‌های فراوان. در جایی که با کمبود جسد روبرو بودند با به کار گیری ابتکارات گوناگون از ماکت آن استفاده کردند تا امت همیشه در صحنه از فیض دیدن جسد و کفن بی نصیب نماند.

قرار دادن دهها ماکت مرده کفن پوش در "پارک" نهج البلاغه تهران برای پاسداشت شهدای فاجعه منا

حال که نظام جمهوری اسلامی جان باختگان حوادث را هم مشمول عنایات خود فرموده و به مقام رفیع شهادت رساندند چه عیبی دارد همه کشته‌های تصادفات رانندگی راهم با استفاده از اصل اصیل «وحدت ملاک» را هم شهید محسوب کنند چند فایده دارد.

یک شبه تعداد شهدای نظام مقدس جمهوری اسلامی را به دو برابر می‌رسانند. آقای وحید قبادی دانا رئیس سازمان جوانان شیر و  خورشید سرخ ایران ( ببخشید هلال احمر جمهوری اسلامی) سال گذشته گفتند: تعداد کشته‌های حوادث رانندگی با تعداد شهدای جنگ برابر است» به این ترتیب شهدا یک شبه دو برابر میشوند؛

کار بنیاد شهید رونق بیشتری می‌گیرد. بستگان شهدای جدید‌التأسیس از «مزایای قانونی» این عنوان مقدس بهره مند می‌شوند و دعاگو فراوان‌تر.

قرار است قبر هر شهید یک رأکتور هسته‌ای شود .به این ترتیب بعد از فردو ، اراک و نطنز و «اپیلاسیون هسته‌ای» رهبر قریب پانصدهزار رأکتور هسته‌ای خواهد داشت. البته «رسالت» توی سر رهبر می‌زند که «کاش عقلشان می‌رسید و ترا می‌فرستادند/ حاج قاسم عزیز/

آن‌چه را که رسالت در قالب شعر نو اسلامی چاپ کرده است با هم می‌خوانیم. نگارنده بر این عقیده است که تصویر «شاعرانه» رسالت به واقعیت تسلیم ذلیلانه و نتایج آن بسیار نزدیک است.

درون قبر هر شهيد يک رآکتور هسته‌ايست

روزنامه رسالت: قزوه جديدترين نوشته خود را با موضوع مذاکرات هسته‌اي سروده و انتقاداتي را در اين قالب بيان داشته است. او مي‌گويد: «چقدر بايد بگذرد تا ملتفت شوي برجام، يک جام شکسته است ... از زير ميزهاي مذاکره مي‌ترسم؛ از تهديدهاي روي ميز نمي‌ترسم».

در ادامه متن اين شعر را مطالعه مي‌کنيد:

آنها به توافق مهمي رسيدند که قهوه‌هاشان را تنها با يک قاشق شکر ميل کنند
سپس به توافق رسيدند درباره قيمت اتاق‌هاي هتل
بنا شد پول اتاق‌ها را به دلار و يورو حساب کنند
توافق بعدي بر سر پرداخت پول اتاق‌ها بود که با ظرافت تمام اين کار را به ما سپردند
آنها بر سر چيزهاي مهم ديگري نيز توافق کردند
مثلاً اين که مسي بهتر است يا رونالدو؟
مک‌دونالد خوشمزه‌تر است يا کي‌اف‌سي؟
آنها پيش‌نويس پشت پيش‌نويس نوشتند
توافق شد که خط ظريف وقتي فارسي بنويسد، قشنگ‌تر از خط کري است
و خط کري زيباتر است وقتي انگليسي بنويسد
توافق شد که پپسي خوشمزه‌تر از کوکاکولاست
توافق شد که تحريم‌ها بماند براي بعد؛ تا حريم‌ها شکسته نشود
توافق شد که توافق بد بهتر از توافق خوب است و توافق خوب گاهي همان توافق بد است
توافق شد که فکت‌شيت ايراني همان گزاره‌برگ آمريکايي است
توافق شد که مبارک است ان‌شاءالله
روزي شبيه دو‌فردايي ديگر اگر بگويي مرگ بر آمريکا، جرم است
سگ‌هاي آمريکايي در راهند با شوهايي شبيه شو باکو
در انتخابات مجلس به حزب ريزگردها رأي بدهيد، به مک‌دونالد و ملک سليمان با هم ...
فردا پلاکارد‌ها دولتي مي‌شود
خيرمقدم‌ها دولتي
شهدا دولتي
و با ترانه‌هاي دولتي ارکستر شبانه راه مي‌اندازند
چقدر بايد بگذرد تا ملتفت شوي برجام، يک جام شکسته است و قطعنامه آخري يک تله انفجاري
امروز اراک را سيمان مي‌کنند، فردا مزار شهيدان را صاف
درون قبر هر شهيد يک راکتور هسته‌ايست
هر شهيد با استخوان‌هايش غني‌سازي مي‌کند.
از استخوان هر شهيد فرياد مرگ بر آمريکا بلند است
برجام گيوتين است بر گردن کودکان يمن، بر گردن غزه...
از زير ميزهاي مذاکره مي‌ترسم، از تهديدهاي روي ميز نمي‌ترسم
سوريه مي‌رود... عراق مي‌رود و مي‌روند شيعيان نبل الزهرا و اين تذهبون و استحاله همين است
امام وارد کربلا شد، حر سر رسيد و گفت: اول مذاکره ...
شما اسبها و شمشيرها را تحويل بدهيد تا هشت سال بعد و هيچ کار نداشته باشيد با يزيد و معاويه و ابن‌سعد...
نگاه کن حالا تکنوکرات‌هاست خطاب سخنگوي حضرت آقايم
آقا فقط اشاره بر قرمزها کرد و سبزها قرمز را رد کردند
با داعش لابد بايد زماني جنگيد که داخل خاک ما شده باشند
آن هم نه با موشک
با کلاش و تبر و سنگ و چوب يا با همان برجام شيشه‌اي، البته با اجازه آقاي کدخدا
شکر خدا که کليدها به کار آمد، درها را بستند و با همان کليد گلوله ساختند تا دلواپسان را يکي يکي بزنند
دلواپس نخست امام بود، مي‌گويند پيرمرد برگشته است از شعار مرگ بر آمريکا
دلواپسان بعد شهيدان بودند
گفتند: فقط فاتحه بخوانيد وبراي شهيدان دعا کنيد، فقط يک دقيقه سکوت کنيد
دلواپسان بعد سپاهيان بودند و خودشان رفتند در کريسمس شرکت کنند، با برجام عکس سلفي بگيرند و بگذارند در اينستاگرامشان
و مادران شهيد يکي يکي رفتند و اينها يکي يکي پست تازه گذاشتند در فيس‌بوکشان و پست تازه گرفتند
کلاه اميرکبير را شبانه دزديدند و بر حزب سياسي‌شان گذاشتند
و جمله‌هاي رهبري را کم و زياد کردند و از ياد بردند دلواپس بودن جرم نيست
مانور مشترک بي‌بي‌سي و من و تو با روزنامه‌هاي سبز، مجله‌هاي زرد
و يا يادمان آوردند با شهيدان غواص برخورد سياسي نکنيم که شهيدان را بي‌صدا دفن کنيد و به‌شيوه بي‌بي‌سي در دلمان دعاي انگليسي بخوانيم
آنها رفتند تا پول ملي‌مان دلار شود و دلار هم چنان بالا برود تا بورس‌ها زمين بخورند
اگر بناست نان ارزان نشود و بنزين گران شود و پول‌هاي آزادشده صرف شاتوبريان و برادران فابيوس شود، چرا مذاکره؟ چرا برجام؟
اصلاً خيال کنيد که هسته‌اي رفت مثل ترکمان‌چاي و ترکمان‌قهوه
شهدا که نرفتند و مرگ بر آمريکا تمام نشده است و اين روزها دوباره مي‌گذرد
به‌جاي اين همه کيف چرمي انگليسي
اين همه کت و شلوار اتوکشيده و پيراهن‌هاي سبک ديپلماسي
به‌جاي اين همه رزرو اتاق و اين همه صبحانه کاري و اين همه بريز، بپاش و بگو و بخند
به‌جاي اين همه شکلات و قهوه و ترکمان‌چاي
به‌جاي اين همه هارت و پورت و خنده و انگليسي حرف زدن، اين همه قدقد و تخم طلايي پوچ
اي‌کاش عقلشان مي‌رسيد و تو را مي‌فرستادند
حاج قاسم عزيز
حتي بي‌هيچ مترجمي تک و تنها،
حتي با چشمهاي بسته
تو از آنها بهتر بودي
هزار بار مي‌بيني دنياي عجيبي است
آخر تخم خيار کيلويي چند؟ خرم سلطان ديگر چه صيغه است و ابتکار سيري چند؟
يکي بيايد و اين شبکه را عوض کند

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.