برون رفت از بحران اقتصادی، واقعیت یا خیال

آنچه مسلم است، دولت تدبیر و امید روحانی بار دیگر به اقتصاد انبساطی روی آورده، رونق اقتصاد را به تورم گره زده است، در اینجا باز هم تهیدستان جامعه به...



از سال ها پیش نمایشی در ایران به نام کمدی تراژدی اتمی به کارگردانی و بازیگری رهبری به اجرا درآمد که در آن بازیگرانی به ایفای نقش پرداختند، این بازی گران قیمت سال های طولانی مردم را به خود مشغول کرد. در سال های نخست خیلی ها از هنرمندی و بازیگری هنرپیشگان که با مردم فریبی همراه بود، تقدیر کردند، یکی از هنرپیشگان که به شدت مورد علاقه کارگردان نمایش بود، حرف های زیادی بر زبان آورد، در بخشی از نمایش، مدیریت جهان را آرزو کرد، در بخشی دیگر گفت، که دختر چهارده ساله ای در آشپزخانه به غنی سازی اتم پرداخته و دیگر گفتارهای بی سر و ته، با نشان دادن کیک زرد که با این رفتار و گفتار، میلیارد ها ثروت ملی را بر باد داد. همسو با اجرای نمایش فرصت طلبان دیگری هم وارد کارزار شدند تا سهم خود را بگیرند، برخی از امامان جمعه، فرماندهان سپاه و نمایندگان مجلس هم اندر وصف این نمایش مسخره ، سنگ تمام گذاشته، آن را نعمت ، فرصت و رحمت الهی خواندند، تا سرپوشی بر عملکرد خود بگذارند، در این مدت دزدی، فساد و فرار سرمایه به خارج فراگیر شد، با پیشبرد سیاست اقتصاد امام زمانی ( نئولیبرالیسم ناب که مورد حمایت و تشویق نهاد های وابسته به سرمایه داری جهانی )، خصوصی سازی، تشویق واردات و اجرای طرح هدفمندی کردن یارانه ها هزاران مرکز تولیدی تعطیل و میلیون ها کارگر به سیل بیکاران پیوستند، همراه با آن میزان تورم نزدیک به 50 درصد شد، سال های پایانی نمایش که مردم از آن خسته و بازیگران هم از بازی خود رضایت پیشین را نداشتند، کارگردان همراه با شرکاء به فکر تغییر نمایش و بازیگران جدید افتادند، نخست از « اقتصاد مقاومتی » که واژه جدیدی بود بی مفهوم، استفاده کردند، ولی قادر به جلب تماشگر نشدند، در نتیجه با مدیریت انتخاباتی، مردی را که سال های طولانی در بالاترین ارگان های امنیتی کار کرده بود وارد صحنه کردند. و در این راستا حسن روحانی به ریاست جمهوری انتخاب شد تا زنگ پایان نمایش اتمی را به صدا در آورد.

روحانی از همان روز های نخست پیگیر حل بحران اتمی و مذاکره با قدرت های بزرگ شد، رهبری بار دیگر پا به میدان گذاشت، از یک سو به روش های همیشگی و پیگیر خود ادامه داده، میدان داری کرد و خود را نه مخالف و نه موافق مذاکرات نشان داد و از سوی دیگر در خفا با کرشمه های فراوان طرف مذاکره کنندگان را گرفت، زیرا رژیم در تنگنای شدید اقتصادی و انزوای سیاسی قرار گرفته بود. در این راستا این بار واژه « نرمش قهرمانانه » را بکار برد تا عملکرد خود را توجیه کند. به هر رو، بعد از دو سال مذاکره در پشت در های بسته تیم مذاکره کننده به توافقی دست یافت که نام آن را « برجام » گذاشت. رهبری برای سلب مسئولیت از خود و نگاه به آینده دور، رسیدگی به پرونده برجام را به مجلس واگذار کرد و همزمان رئیس دفتر خود را همراه با دبیر شورای امنیت ملی به نزد ریاست مجلس فرستاد و دستور داد که برجام به تصویب برسد. مجلس طرح اقدام متناسب و متقابل دولت در اجرای فرجام را تهیه کرد و در چند دقیقه آن را به تصویب رساند، این بار بازیگران کهنه کار مانند زاکانی، رسایی، کوچک زاده، حسینیان و... غافلگیر شدند، برخی اشگ تمساح و برخی دیگر روانه بیمارستان شدند. در این میان سرعت عمل شورای نگهبان شگفت انگیز و حیرت آور بود، در چند ساعت آن را تائید و به ریاست مجلس فرستاد. ریاست مجلس هم بیدرنگ نامه ای به ریاست جمهوری فرستاد و اجرای آن را ابلاغ کرد. در نتیجه این نمایشنامه غم انگیز که میلیارد ها دلار به مردم استبداد زده میهن ضرر، زیان و آسیب رسانده بود به پایان رسید. در همین روز های پر تلاطم با شتاب کار بالا در ارگان ها مختلف حکومتی بود که، نامه هشدار دهنده چهار وزیر به ریاست جموری در رابطه با رکود و گسترش آن در جامعه تا حد بحران اقتصادی منتشر شد.

روحانی از همان آغاز کار به انتشار برخی منشور ها و بسته های اقتصادی که هیچکدام نه پایدار، نه الزام آور و نه زمینه اجرایی دارند، علاقه زیادی دارد، گویا برای فریب توده های بجان آمده از بحران شدید اقتصادی و اجتماعی در کوتاه مدت ضروری و لازم است.  از آن رو بار دیگر یک بسته وسیع اقتصادی را با 30 بند، برای برون رفت از رکود تهیه و منتشر کرد و همزمان یادآور شد که این بسته برای مدت 6 ماه اجرایی خواهد شد و بعد از آن احتمالا بسته دیگری منتشر خواهد شد. این بار هم سه نفر از اعضای تیم اقتصادی روحانی که به شدت خود را پایبند اقتصاد نئولیبرالیستی و بازار آزاد می دانند، وارد میدان شدند، علی طیب نیا وزیر اقتصاد و دارایی، محمد باقر نوبخت از سازمان مدیریت و برنامه ریزی و ولی اله سیف رئیس بانک مرکزی، شنبه 25 مهر ماه بخش هایی از این بسته نجات بخش خود خوانده را، به اطلاع مردم و نهاد های مختلف رساندند. آنان برای برون رفت از رکود، تحریک تقاضا را در اولویت قرار دادند، برای آن هم به سیاست پولی روی آوردند، که زیاد هم در اقتصاد تک محصولی ایران نمی تواند کارساز باشد. این رویکرد پیشتر ها هم به اجرا در آمده بود. در این راستا بانک مرکزی مبلغ 16 هزار میلیارد تومان اوراق بهادار منتشر خواهد کرد تا بدهی های خود را بپردازد، این اوراق قابل انتقال به غیر بوده، همزمان نشان دهنده مالکیت مشاع بر منابع یک دارایی است، که بگونه ای می تواند اعتماد خریدار را جلب کند. علت انتشار آن کاهش درآمد های نفتی و مالیاتی از شرکت و موسسات است که هر روز تعدادی از آنها تعطیل می شود.

برای افزایش تقاضا تسهیلات گسترده بانکی هم مطرح شده، برای هر مشتری کارت اعتباری 10 میلیون تومانی با 12 درصد سود صادر می شود، برای خرید خودرو که تعداد انبار شده آن از 100 هزار گذشته، مبلغ 25 میلیون تومان و یا 80 درصد از ارزش خود رو با 16 درصد سود با برگشت 7 ساله به صورت وام پرداخت خواهد شد، همسو با آن وام مسکن افزایش یافته، سپرده قانونی بانک ها در نزد بانک مرکزی کاهش خواهد یافت، تا دست بانک ها در پرداخت وام بازتر و حجم آن بیشتر شود. به نظر می رسد که با این اقدامات بانکی، هدف آن است که از میزان سود پرداختی کاسته شده، سرمایه ها به حوزه های دیگر اقتصادی کشیده شوند.

آنچه مسلم است، دولت « تدبیر و امید » روحانی بار دیگر به اقتصاد انبساطی روی آورده، رونق اقتصاد را به تورم گره خواهد زد. در اینجا باز هم تهیدستان جامعه به فقر و تنگدستی بیشتر کشیده خواهند شد، شغل های کاذب گسترش خواهند یافت.  بر اساس گزارش روزنامه « جهان صنعت » با اجرای این سیاست حجم نقدینگی تا 140 هزار میلیارد تومان ( هم اکنون حجم نقدینگی 850 هزار میلیارد تومان ) دیگر افزایش خواهد یافت. بنابرین اینگونه بسته های اقتصادی با اقتصاد ایران، که از بحران شدید ساختاری و سیاسی رنج می برد، کارساز نبوده، جواب نخواهد داد، و در مدت کوتاهی، بار دیگر هیولای تورم را بیدار خواهد کرد. همزمان با تورم شبح رکود هم در جامعه پرسه خواهد زد، زیرا موج عظیم بیکاری در حال گسترش است. تیم اقتصادی دولت که گرفتار در بینش سیاسی است از راه حل های اصولی و ماندگار طفره می رود، در شرایط حساس کنونی که میلیون ها جوان بیکار و تحصیل کرده در جستجوی کار وقت کشی می کنند، می توان به سرمایه گذاری های زیربنایی، خدماتی و... از سوی دولت با مشارکت توده های مردم فکر کرد، برخی پروژه ها را با سندیکاها و خود کارگران پیش برد، راه را برای شرکت توده های مردم در سیاست و اقتصاد باز کرد، اینهمه با بینش و رویکرد این رژیم بویژه تیم اقتصادی آن در تضاد است، بنابرین راه برون رفت از بحران های پیش رو که همواره رو به افزایش و گسترش است، در مرحله نخست رهایی از این رژیم تاریک اندیش است، که راه پویایی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را به شیوه های گوناگون سد کرده است...

محمد حسین یحیایی

mhyahyai@yahoo.se

انتشار از: