یادنامه شاهرخ زمانی

نه شاهرخ و نه نزدیکترین همرزمانش، هرگز از عضویت او در حزب و یا سازمانی سیاسی صحبتی نکرده اند، تنها طبق شنیده ها او تا سال 1372 در هسته های مخفی سازمان راه کارگر عضو بوده و فعالیت می کرده است، و پس از جدا شدن از این سازمان، تمام توانش را برای ایجاد حزب راستین طبقۀ کارگر گذاشته است که در تمامی نوشته های او مشهود هست. او متعلق به طبقۀ کارگر ایران و پرولتاریای جهانی بود و هست و کسی مجاز نیست او را به خود منسوب کند.



یادنامه زنده‌یاد شاهرخ زمانی با فرمت پی دی اف
7,5 MB

شاهرخ زمانی در سال 1343 در قره داغ آذربایجان شرقی بدنیا آمد ، مادرش زرین تاج نجاتی خانه دار و پدرش بهمن زمانی معلم و شاعر از دوستان صمد بهرنگی و بهروز دهقانی و ... بود پدر و عموی شاهرخ از سال 1350 تا 57 در ارتباط با فداییان زندانی بودند، که با قیام عمومی توسط مردم آزاد شدند ، در دورۀ انقلاب و مدتی پس از آن خانه زمانی ها محل رفت و آمد بسیاری از انقلابیون بود، پس از بر قراری جمهوری اسلامی سرمایه داری، دیری نگذشت پدر و عموی شاهرخ توسط جمهوری اسلامی زندانی شدند و شاهرخ و خواهر بزرگ او از خانه متواری و مجبور به زندگی مخفی شدند.

شاهرخ نوجوانی و جوانی خود را در چنین فضایی و در ارتباط با  انقلابیون بزرگی طی کرد، تحت تاثیر آنها و تجربیات زیادی از شکست هایی که بعد از حاکم شدن جمهوری اسلامی بر جنبش کارگری و انقلابی وارد شد، تجربیاتی کسب کرد که در بسیاری از آنها خود شاهرخ حضور داشت یا شاهد عینی بوده است، تاثیرات چنین شرایطی و روحیه جستجو گر وی که می خواست علل شکست ها را بداند باعث گردید تحقیقات و مطالعات زیادی را انجام بدهد، آنچه از این بررسی و تحقیقات کسب کرد، عادت به مطالعه و نوشتن مستمر و عملی کردن نتایج بررسی ها و رفع موارد منفی بود (پردازش داده ها و باز خورد از نتایج عملی کردنِ حاصل پردازش ها بود، که به متد نقد مداوم هر عملی و هر حاصلی از عملی بود.) همین باعث گردید درک کند که مهمترین علت شکست جنبش انقلابی و به دنبال آن امکان سرکوب آن، جدایی جنبش انقلابی از پایه های توده ای انقلاب بود، این تجربه و آگاهی را در طول عمر مبارزاتیش اصل اساسی اندیشه خود قرار داد، به همین دلیل در تمامی نوشته ها و  نامه هایش و اعمالش بیان می کند، که باید پیوند ارگانیک میان جنبشِ خود به خود کارگران و جنبش سوسیالیستی برقرار گردد، این تنها راه پیروزی طبقه کارگر است، او تمام فعالیت عملی خود را بر مبنای چنین دیدگاهی تنظیم می کرد .

با توجه به چنین اعتقادی است که، از یک طرف در تشکلهای توده ای کارگران فعالیت  می کند و برای ایجاد سندیکاها و کمیته های کارگری همه گونه مساعدت می کند و در همین حال و موازی با آن برای ساخته شدن حزب انقلابی طبقه کارگر که دارای پیوندهای ارگانیک با تشکلها ی کارگری و توده های انقلابی داشته باشد، تلاش و کوشش می کند، چه هنگامی که در هسته های مخفی انقلابی در شرق تهران فعالیت می کرد، که پس از دستگیری در سال 72، هجده ماه زندانی       می شود، در این زمان ضمن اینکه عضو هسته های مخفی بود، در سندیکای نقاشان نیز فعالیت می کرد، و نقاشان و دیگر کارگران ساختمان را وارد مبارزه می کرد و از میان آنها برای هسته های مخفی یارگیری می کرد، و چه آن زمان که عضو  هیات باز گشایی است، برای بازگشایی سندیکای نقاشان تهران و کمک به کمیته پیگیری و ساختن تشکلها و کمیته های متشکل از کارگران ساختمانی فعالیت می کرد و همزمان برای ایجاد هسته های انقلابی مانند جبهه واحد کارگری تلاش می کرد، همه اینها مطابق با اصلی بود، که به عنوان تحلیل نهایی علل شکست جنبش انقلابی در انقلاب 57 کسب کرده بود .

شاهرخ زمانی یک انقلابی و کمونیست واقعی بود و از هر ثانیه عمر خود در جهت آماده کردن طبقه کارگر برای انقلاب استفاده می کرد، و حتی پس از دستگیری در سال 90 نیز بی وقفه از هر موقعیت ممکن برای افشای دشمنان طبقه کارگر و همچنین دعوت از کارگران و فعالین و انقلابیون بر ای ایجاد همبستگی و تشکلهای سراسری توده ای و سیاسی طبقه کارگر استفاده می کرد.

نه شاهرخ  و نه نزدیکترین همرزمانش، هرگز از عضویت او در حزب و یا سازمانی سیاسی صحبتی نکرده اند، تنها طبق شنیده ها او تا سال 1372 در هسته های مخفی  سازمان راه کارگر عضو بوده و فعالیت می کرده است، و پس از جدا شدن از این سازمان، تمام توانش را برای ایجاد حزب راستین طبقۀ کارگر گذاشته است که در تمامی نوشته های او مشهود هست. او متعلق به طبقۀ کارگر ایران و پرولتاریای جهانی بود و هست و کسی مجاز نیست او را به خود منسوب کند.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.