ما در اعتراض به توهين صدا و سيما به آذربايجانی ها با معترضين همراهيم!

توهین به آذربايجانی ها و مليت های ديگر، توهین به شعور مردم کشورمان است و بجاست که با صدای بلند و متحدا چنین سیاست مخرب و تفرقه اندازی را محکوم کنيم. مسئله آنچنان که تعدادی از شهروندان آذربايجانی عنوان کرده اند، مشکل "فارس" و "ترک" نبوده، بلکه وجود سیاست مخربی است که از سوی حاکمیت اجرا می گردد.

در برنامه ای به نام "فيتيله" که برای کودکان و نوجوانان از شبکه دو صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش می شود، آذربايجانی ها به تمسخر گرفته شدند. چنین توهین هائی از سوی رسانه های حکومتی سابقه دارد. پخش اين برنامه به حق موجب خشم و اعتراض شهروندان آذربایجانی گرديد و به برآمد اعتراضی مردم در شهرهای تبريز، اردبيل، اروميه، نقده، زنجان، مراغه، مشکين شهر و خوی انجاميد. گروه هائی از مردم در شهرهای تهران، رباط کریم و شهریار نیز به این تظاهرات پیوستند. نیروهای ضد شورش، امنیتی، لباس شخصی و بسیجی با ضربات باتوم، زنجیر، کابل‌های پلاستیکی و همچنین شلیک گلوله‌های پلاستیکی، معترضين را مورد ضرب و شتم قرار دادند. خبرهای منتشره حاکی از کشته شدن یکی از معترضان در ارومیه و بازداشت تعداد زيادی از فعالين آذربايجانی است. تظاهرکنندگان خواستار خاتمه دادن به توهین ها و تبعیض ملی ـ قومی شدند.

 توهین به آذربايجانی ها و مليت های ديگر، توهین به شعور مردم کشورمان است و بجاست که با صدای بلند و متحدا چنین سیاست مخرب و تفرقه اندازی را محکوم کنيم. مسئله آنچنان که تعدادی از شهروندان آذربايجانی عنوان کرده اند، مشکل "فارس" و "ترک" نبوده، بلکه وجود سیاست مخربی است که از سوی حاکمیت اجرا می گردد. 

 عذرخواهی صدا و سيما نمی تواند توهين های مکرر صدا و سيما را توجيه کند. آنچه که ضروری است تغيير نگاه حاکم بر سياست گذاری و برنامه ريزی در توليدات صدا و سيماست. صدا و سيما تحت مسئوليت ولی فقيه است و يکی از سنگرهای نفوذناپذير رژيم فقها به حساب می آيد. کنترلی از جانب نهادهای مدنی و ارگان های انتخابی روی صدا و سيما وجود ندارد و مسئولين آن در مقابل مردم پاسخگو نيستند. صدا و سيما تا کنون به عنوان بازوی ولی فقيه، نيروهای امنيتی ـ نظامی و راست افراطی عمل کرده است. بايد صدا و سيما از سلطه آن ها بيرون بيآيد و به عنوان رسانه ملی و تحت نظارت نهادهای مدنی به کار خود ادامه دهد.

 ما در اعتراض به صدا و سيما، با معترضين همراهيم و توهين به ملت ها و اقوام را مصداق بارز عمل نژادپرستانه می دانيم و خواهان تامين حقوق ملی ـ قومی هستيم.

 هيئت سياسی ـ اجرائی سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)

١٩ آبان ١٣٩٤ (١٠ نوامبر ٢٠١٥)

 

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سازمان فدائی که با ترور همانند داعش د رسا ل 49 در سیاهگل پا به حیات گذاشت خود نیز بنیانگذار تجزیه طلبی در ایران است. در سال 57 فدائی خلق در کنا رحزب توده به تخریب ازادی و همکاری با جنایتکار قرن خمینی پرداخت. سازمان فدائی مروج سپاه پاسداران و مدافع بی قید شرط نظام اخوندی شد و در اخرین کنگره خود رای به تجزیه ایران داد .
ایا یک همچو سازمانی با این گذشته خونین و مملواز همکاری با نظام میتواند به تمامیت ارضی ایران باور داشته باشد ؟
اساسن خود نام فدائی ملهم از فدائیان تجزیه طلب پیشه وری است و جریانی است از بنیاد تجزیه طلب و پانترک .
فدائی خلق در طول عمر ننگین نظام اخوندی همواره مدافع اخوند بوده و از سرنگونی نظام و شعار سرنگونی دوری کرده است. بهره برداری فدائی از رویدادهای زشت در کشور کمکی به مردم ایران نیست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تجزیه طلبان پانفارس! که ذره ای به حقوق زبانی، ملی مدنی، و اختیارات حق تعیین سرنوشت ملل غیر فارس جغرافیای موسوم به ایران ازرش قائل نیستند، و با تحمیل زبان و فرهنگ عشیره ای خود به زور سرنیزه و چماق، بر ملل غیرفارس، زبان و فرهنگ آنان را قذغن و قتل عام کرده اند، و جغرافیای موسوم به ایران را به طرق جنگ داخلی و تجزیه سوق میدهند، بجای دفاع از حقوق ملی مدنی ملل غیر فارس، با سیاستهای ضد مردمی رژیم اسلامی تهران همسو گشته، لگد بر حلقوم آنان نهاده اند. کسی که بر ضد حقوق اولیه ملت آزربایجان شعار میدهد، چه فرقی با رژیم اسلامی تهران دارد، رژیمی که هرگونه خواست دمکراتیک و انسانی مردم آذربایجان را قتل عام و به خاک خون کشیده است!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برخورد و موضع گیری سازمان در قبال سیاستهای تفرقه افکنانه رژیم جمهوری اسلامی و همینطور خارج گرداندن صدا و سیما از سیطره بیت ولی فقیه و ایجاد رسانه های آزاد و مستقل امر درست و قابل پذیرشی است ، اما همگرایی با یک جنبش اعتراضی بدون موضع گیری در قبال مضمون و اهداف آن و عدم تفکیک حقوق فرهنگی - ملی هر یک از شهروندان کشورمان در همه عرصه ها و منجمله آموزش به زبان مادری از افکار تجزیه طلبانه و دیگر ملیت ستیزی ( فارس ستیزی ) ، و اینکه گویا مقصر همه تبعیضات ملی و فرهنگی و اقتصادی فارسها بوده و هستند و نه حکومتهای غالب، امر غیر منصفانه ای است که عملا نتیجه ای جز دامن زدن و تشدید آگاهانه اختلافات و منازعات میان ملیتهای ساکن ایران که با چاشنی دامن زدنهای جناحهایی از حکومت و دول خارجی همراه است نداشته و ندارد. متاسفانه رفقا در تدوین و ارائه این بیانیه به اعتقاد من بیشتر دچار احساسات مقطعی و موجی و لحظه ای

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برخورد و موضع گیری سازمان در قبال سیاستهای تفرقه افکنانه رژیم جمهوری اسلامی و همینطور خارج گرداندن صدا و سیما از سیطره بیت ولی فقیه و ایجاد رسانه های آزاد و مستقل امر درست و قابل پذیرشی است ، اما همگرایی با یک جنبش اعتراضی بدون موضع گیری در قبال مضمون و اهداف آن و عدم تفکیک حقوق فرهنگی - ملی هر یک از شهروندان کشورمان در همه عرصه ها و منجمله آموزش به زبان مادری از افکار تجزیه طلبانه و دیگر ملیت ستیزی ( فارس ستیزی ) ، و اینکه گویا مقصر همه تبعیضات ملی و فرهنگی و اقتصادی فارسها بوده و هستند و نه حکومتهای غالب، امر غیر منصفانه ای است که عملا نتیجه ای جز دامن زدن و تشدید آگاهانه اختلافات و منازعات میان ملیتهای ساکن ایران که با چاشنی دامن زدنهای جناحهایی از حکومت و دول خارجی همراه است نداشته و ندارد. متاسفانه رفقا در تدوین و ارائه این بیانیه به اعتقاد من بیشتر دچار احساسات مقطعی و موجی و لحظه ای