شعارهای دمکراتیک و شعارهای پانتورکیستی در جنبش ملی و رهایی بخش آذربایجان جنوبی

هر شعاری محوریت، هدف و ماهیتی سياسى مشخص دارد. ماهیت و هویت هر جریان و جنبش سیاسی و اجتماعی توسط شعارها و مطالبات آن قابل تشخص و شناخت میباشد. شعارها نه تنها معرف جنبش هستند بلکه با اهداف مبارزه و حرکت اجتماعی، در جذب نمودن نیرو، ایجاد همبستگی و همدلی در بین مردم پیوستگی مستقیم دارند.

شعار عبارت و کلامی کوتاه و بیاد ماندنی است که خواسته، هدف و یا عقیده ای را بیان میکند و آنها را به صورت پیامی ساده و روشن به مردم منتقل میکند. در شعار جذابیت،صفات خوب، نوع و چگونگی کلمات مهم میباشد. چونکه شعار باید توجه اکثریت مخاطبان را جلب بکند. شعار باید به افکار مردم تاثیر بگذارد و شیوه تفکر، دید و عملکرد مردم را نسبت به مبارزه و اهداف آن تحت تاثیر قرار دهد و بسوی خود جلب نماید
شعار معترضان فریاد بر ضد تبعیضها و نابرابریها و فریاد جنگ علیه ظالمان و ستمگریهای دولت حاکم می باشد. در مبارزات دمکراتیک و رهایی بخش، شعار باید احساس میهن دوستی و برابری طلبانه را در مردم بیدار کند و مردم را برای فداکاری، جانفشانی ترغیب کند. شعار درست در لحظه و زمان درست موثر واقع میشود و در مبارزات مردم می تواند به شعار ملی و نماد ملی تبدیل شود.
برخلاف شعارهای موثر و دمکراتیک بعضی شعارهای انحرافی میتوانند جنبش را بدنام و منزوی کنند. این خطر و نقص در جنبش های خودبخودی و خود جوش وجود دارد که هر کسی بدون بررسی جوانب مختلف شعار به طرح و ارائه آن اقدام میکند
مهمتر از همه نقش نیروهای واپسگرا و ضد دمکراتیک می باشد که با طرح شعارهای نسنجیده، نادرست و انحرافی جنبش و مبارزه مردم را به انزوا و ضعف می کشند. روشنفکران و نیروهای دمکرات باید تعیین شعارهای درست و نقد شعارهای انحرافی بکوشند

برای معرفی و بیان روشن و کوتاه هر جنبش اجتماعی شعارهایی از طرف رهبران و پیشروان مبارزه تعیین میشود. تعين و طرح شعار مناسب و موثر در هر دوره از مراحل مبارزه اسان نيست.

هر شعاری محوریت، هدف و ماهیتی سياسى مشخص دارد. ماهیت و هویت هر جریان و جنبش سیاسی و اجتماعی توسط شعارها و مطالبات آن قابل تشخص و شناخت میباشد. شعارها نه تنها معرف جنبش هستند بلکه با اهداف مبارزه و حرکت اجتماعی، در جذب نمودن نیرو، ایجاد همبستگی و همدلی در بین مردم پیوستگی مستقیم دارند.

هدف سیاسی و نهایی مبارزات و نهضتهای ملی هر ملتی حصول استقلال ملی، تشکیل دولت و کشور مستقل می باشد. از این رو شعارهای نهضت های ملی باید بیانگر ماهیت و اهداف آن مبارزات باشند. اهداف استراتژیک نیاز به شعارهای محوری و استراتژیک خود دارند. شعار در واقع بیان اهداف و آرمانها بصورت کوتاه و خلاصه میباشد. شعار استراتژیک در هر جنبشی بسیار مهم و سرنوشت ساز میباشد. بنا بر این انتخاب شعارهای مناسب در حرکت سیاسی و اجتماعی آذربایجان یکی از مهمترین وظایف نیروهای پیشرو، ملی گرا، آگاه، رهبران دموکرات و سوسیالیست آذربایجان می باشد. شعارهای محوری تورکهای آذربایجان باید اهداف و مطالبات آنها را بروشنی و بطور خلاصه بیان کنند. طبیعتا در میان مطالبات و شعارها بعضی بر دیگری تقدم و اولویت دارند و تاکید بیشتری لازم دارند.

هدف سیاسی و استراتژی مردم تحت ستم و استثمار شده آذربایجان، استقلال ملی و برقراری دولتی دموکراتیک و جامعه ای برابر و بدون هر گونه تبعیض اجتماعی میباشد تا بتواند هر نوع ستم طبقاتی، ستم ملی، ستم جنسی و ستم مذهبی را در آذربایجان ریشه کن کند. کارگران و ستمدیدگان آذربایجان بدون رفع ستم ملی و بدون تحقق اهداف ملی یعنی کسب حق ملت تورک در تعیین سرنوشت خویش و کسب استقلال ملی آذربایجان نمی توانند به اهداف نهایی، دموکراسی و برابری انسانها در تمامی زمینه ها گام بردارند. از دیدگاه محرومان و ظلم دیدگان آذربایجان مهمترین مطالبات و خواسته های آنها عبارت از استقلال ملی، ایجاد دولت و حاکمیت دموکراتیک و انسانی، رفاه عمومی مردم، عدالت اجتماعی، عدالت اقتصادی، دموکراسی، حقوق کارگران، حقوق زنان و کودکان میباشند ولی تا زمانیکه استقلال آذربایجان و تشکیل دولت – کشور تحقق نیافته باشد، نمی توان از برقراری دموکراسی،رفع ستم ملی، رفع ستم طبقاتی، برابری زن و مرد، برابری انسانها و عدالت اجتماعی صحبت نمود. به همین جهت شعار “استقلال آذربایجان ” باید یکی از شعارهای محوری و مهم ملی مردم آذربایجان جنوبی باشد. مردم آذربایجان باید با شعارهای استقلال طلبانه و دموکراتیک پرورش یابند تا در لحظه نهایی و تعیین کننده دچار سردر گمی و انحراف از مسیر واقعی مبارزه نشوند

برای نمونه شعارهای از قبيل شعارهاى زير با دقت، با كلمات زيبا، ساده و با اهنكى مناسب ترجمه و تنظيم شوند و بعنوان شعارهای استراتژیک ملی مى توانند به شعار های ملی، عمومی و روزمره مردم آذربایجان تبدیل شوند.

یاشاسین موستقل گونئی آذربایجان

زنده باد استقلال آذربایجان جنوبى

زنده باد حق ملت تورک در تعیین سرنوشت خویش

حق تعیین سرنوشت برای آذربایجانیها

حق تعیین سرنوشت، دموکراسی است

به اشغال آذربایجان پایان داده شود

آذربایجان جنوبی آزاد و مستقل باید گردد

از حق تعیین سرنوشت و استقلال آذربایجان جنوبی حمایت کنید

اشغال آذربایجان توسط ایران جرم است

اشغالگران، از آذربایجان خارج شوید

زنده باد آذربایجان مستقل و آزاد

خواسته ما استقلال برای آذربایجان جنوبی

آزادی، برابری، استقلال

ضمنا تاكيد مى شود كه درد و رنج مردم آذربایجان تنها و تنها وجود ستم ملی و نداشتن دولت ملی و کشور مستقل نیست. استقلال آذربایجان یک حقیقت بزرگ و انکارناپذیر است. بدست آوردن استقلال ملی برای مردم آذربایجان بسیار مهم و حیاتی است که بزودی بوقوع پیوسته و به واقعیت تبدیل خواهد شد، اما مردم ستمدیده آذربایجان علاوه بر استقلال ملی، مطالبات مهم دیگری هم دارند که باید در شعارها منعکس شوند. برابری انسانها در تمامی زمینه های سیاسی، طبقاتی، جنسی، مذهبی و اجتماعی هدف مبارزه سخت طولانی مردم آذربایجان میباشد که پانتورکیستها آشکارا بر نادیده گرفتن مطالبات رفاهی، برابری طلبانه و آزادیهای دموکراتیک مردم اذعان دارند و حاضر نیستند یک شعار هم در این باره طرح کنند.

برای هماهنگی مبارزات مختلف اجتماعی و طرح خواسته های عمومی باید شعارهایی بزبانهای مختلف تورکی، فارسی و انگلیسی تنظیم شوند که بیانگر خواسته ها، نیازها و درد های مردم آذربایجان باشند. ضروری است که پیشروان جنبش دموکراتیک و برابری طلب، شعارهایی را که مطالبات استقلال طلبی، برابری طلبی و عدالت طلبی مردم آذربایجان را بیان میکنند و میتوانند به شعارهای توده ای تبدیل شوند طرح و اشاعه دهند. براى نمونه به شعارهاى توركى، فارسى، و انكليسى زير توجه شود:

استقلال، دموکراسی، عدالت اجتماعى

ما چه میخواهیم: استقلال – عدالت

استقلال، عدالت برای آذربایجان

استقلال، آزادی، برابرى

آزادی، برابری، استقلال آذربایجان جنوبی

زنده باد استقلال

برابری زنان و مردان در همه شئون و عرصه ها

زنده باد آذربایجان لائیك

تحقق فوری و کامل همه مطالبات اقتصادی و صنفی کارگران

در پایین چند شعار به تورکی می آید که در آنها نه به توران خیالی اشاره دارد و نه توهینی در آنها یافت میشود.

1 – Biz ölərik zülmə Boyun əymərik
2 – Savaşib Ölərik, ama faşist irana təslim olmarıq
3 – Savaşib ölərik, İrana qul ve əsir olmarik
4 – Faşism yox olsun, Azerbaycana azad olsun
5 – Məhv olusu faşist İran dölvləti,
6 – Məhv olsun işqalçılıq, Musteqil olsun Azerbaycan
7 – Azerbaycan İftixarımızdi, Istiqlal yolumuzdi
8 – Faşistler, işqalçılar Azerbaycannan əl çəkin
9 – Azerbaycan Vətənimizdi, İşqalçi İran duşmənimizdi
10 – Azadlıq, Ədalət, Barabarlıq
11 – Azerbaycan var olsun, Xalqımız, Millətmiz Azad olsun
12 – Dur, qoyma, Farslar (Fars Milləti) bizi hakem ola

در اینجا چند شعار نوشتاری و گفتاری به زبان انگلیسی دررابطه با بعضی از مطالبات مردم و استقلال آذربایجان آورده میشود

.
1 – Down with Persian Chauvinism / Racism / Fascism
2 – Stop linguistic Genocide in Iran
3 – Support South Azerbaijan
4 – Free South Azerbaijani political prisoners in Iran
5 – Education in mother tongue for Azerbaijanis in Iran
6 – Stop linguistic and cultural genocide in Iran
7 – Freedom of education in Azerbaijani Turkic language
8 – Stop Persian Racism in Iran
9 – Basic Human Rights, Ignored By Iranian Apartheid
10 – Condemn Persian Racism in Iran
11 – Condemn Cultural and Linguistic Genocide Against South Azerbaijanis In Iran
12 – Release (political) prisoners of South Azerbaijan
13 – Where are Human Rights for Azerbaijani Turks?
14 – Do not fund apartheid, Boycott Iranian goods
15 – Release all Azerbaijani political prisoners now
16 – Why the EU turns a blind eye to more than 25 million Azerbaijani in Iran
17 – Condemn cultural and linguistic crimes committed by the Fascist Islamic regime of Iran against the South Azerbaijanis
18 – Condemn Iran for atrocity and genocide in South Azerbaijan

در زیر شعارهایی در دفاع از حق ملت ترک آذری یا آذربایجانی در تعیین سرنوشت خودش، دفاع از حق آذربایجانیها در جدایی از ایران و تشکیل دولت و کشور خودی و دفاع ازآزادی، عدالت اجتماعی، رفاه اجتماعی و برابری انسانها در آذربایجان مستقل می آید.

19 – Long live South Azerbaijan
20 – Our Demand: Independent South Azerbaijan
21 – Long live Independence of South Azerbaijan
22 – Decolonize South Azerbaijan for peace and equality
23 – Independence – Freedom – Equality for South Azerbaijan
24 – Troops out of south Azerbaijan homeland
25 – South Azerbaijan needs justice, Freedom and Equality
26 – Iranian occupying forces must leave South Azerbaijan
27 – Free South Azerbaijan
28 – Down with Islamic republic of Iran
29 – End Iranian occupation of South Azerbaijan
30 – İranian occupation of South Azerbaijan must end soon
31 – Freedom for South Azerbaijan
32 – End the siege of South Azerbaijan
33 – End the Occupation, Occupation is a crime
34- Occupation of South Azerbaijan by Iran is a Crime
35- Long live free and independent Azerbaijan
36- Self rule is my birthright
37- Independence and justice for Azerbaijan
38- Self Determination for South Azerbaijan
39- Land – Justice – Self determination
40- Assert South Azerbaijanis right to Self Determination
41- Justice for South Azerbaijan
42- Stop the Occupation of South Azerbaijan
43- What do we want: justice and independence for South Azerbaijan now
44- Self determination is democracy
45 – Support South Azerbaijanis’ right to self determination.

همه اينها شعارهای عمومی هستند که می توانند هدف اصلی مبارزه را نشان دهند و مبارزه ملی- دموکراتیک مردم ستمدیده آذربایجان را قدرتمند كنند و به مسیر درست هدایت کنند.

در ميان شعارها از مطالبات مختلف سياسى، اقتصادى و رفاهى زحمتكشان و زنان و كودكان خبرى نيست يا بسيار كم است. کارگران، زنان، دهقانان، جوانان، مدافعان محیط زیست باید مطالبات و خواسته های خود را بطور مشخص در هر مورد با سادگی و شفافیت در شعارهایشان منعکس و بیان کنند. اخیرا جنبش زیست محیطی آذربایجان در رابطه با حفظ دریاچه ارومیه با شعارهای خود بمیدان آمده است و با حمایت وسیع کارگران، زنان، جوانان و همه گروههای سیاسی آذربایجانی روبرو شده و روز بروز گسترش می یابد. اما زنان ستمدیده آذربایجان برای رهایی خود تاکنون نتوانسته اند عرض اندام کنند، و حتی یک خواسته یا یک شعار به جنبش ملی دموکراتیک ارائه داده یا تحمیل کنند. زنان آزادیخواه آذربایجان باید با تشکلات، برنامه، پلاتفرم و مطالبات مشخص خود در میدان مبارزه حضور یابند و شعارهای روشن و مشخصی را مطرح سازند. جنبش قدرتمند کارگری در آذربایجان هم بدون ارتباط با مبارزات دموکراتیک در انزوا و تنهایی جریان دارد و نتوانسته شعارهای سیاسی، اقتصادی و یا طبقاتی خود را در ارتباط با مبارزات و جنبش ملی دموکراتیک آذربایجان عنوان کند.

برای روشن شدن مطلب میتوان به تجربیات مبارزاتی ملل تحت ستم دیگر نقاط جهان توجه کرد. برای مثال درجنبش ملی و دموکراتیک کردستان، باسک، کوبک و اسکاتلند کارگران و زنان استقلال طلب یا فدرالیست رهبر و تشکلات خودشان را دارند و با شعارها و مطالبات مشخص خود به میدان می آیند و روز کارگر و روز جهانی زن را در خیابانها و پارکها جشن می گیرند و تلاش میکنند از همان روز اول استقلال ملی نقاط کلیدی دولت را بدست خودشان بگیرند و با بدست گرفتن کرسی های تصمیم گیری پارلمان، مجلس، و وزارتخانه ها سیاستهای خود را در جهت منافع شان به اجرا در آورند. گرایشات فکری انحرافی، پانتورکیستی و اصلاح طلبانه به بهانه های مختلف توجه خود را فقط به شعارها و مطالبات فرهنگی و اصلاح طلبانه متمرکز می کنند و در شعارهایشان، اهداف و آمال واقعی و نهایی مبارزه مردم را در تمامی زمینه ها اعلام نمی کنند. برای نمونه، ماهیت و اهداف شعار استراتژیک “گله جک بیزیمدیر” (آینده از آن ما است) شعاری نا مفهوم و بی محتوایی است که هیچ چیزی را بیان نمیکند و هر کس و هر جریان سیاسی و اجتماعی میتواند آنرا تکرار کند. این شعار معلوم نمی کند که بخشی از دانشجویان پانتورکیست آذربایجان چه میخواهند و برای چه اهدافی مبارزه میکنند

بسیاری از شعارهای جنش خودجوش و خود بخودى به شعارهایی اصلاح طلبانه در رابطه با زبان و مدرسه محدود شده اند. بی شک بعضی از این شعارها بخصوص در رابطه با زبان تورکی و رسمی شدن آن، در تمامی مراحل مبارزه موثر بوده و قدرت جذب نیرو از تمامی اقشار اجتماعی را دارند، اما محدود کردن شعارها به شعارهای رفرمیستی زبانی و فرهنگی، نه تنها مانع پیشروی جنبش بلکه حتی در دراز مدت باعث افول و نابودی جنبش ملی میشوند و این چیزی است که جمهوری اسلامی ایران میخواهد. در آذربایجان هرگز نباید به شعارهای فرهنگی و زبانی بسنده کرد، یعنی شعارهای ملی در عرصه فرهنكى باید از شعارهای رفرمیستی فراتر رود و به طرح شعارها و مطالبات سیاسی بپردازد.

بى ترديد شعار استراتژیک به تنهایی جوابگوی پیشروی و معرف جنبش رهائی بخش ملی نیست و باید در مراحل مختلف مبارزه شعارهای مناسب در انطباق با مطالبات مردم مطرح شوند. اگر جنبش آذربایجان دموکراتیک است، باید در آن شعارهای دموکراتیک مربوط به مطالبات زنان، کارگران، زحمتکشان، کودکان و شعارهایی در رابطه با آزادیهای دموکراتیک و برابری طلبانه مطرح شوند، اما مخالفت و سنگینی فشارهای نیروهای واپس گرا باعث فقدان شعارهای دموکراتیک در جنبش ملت تورک شده است.

هرگز نمی توان وسعت عظیم فقر و محرومیت اقتصادی مردم و انواع تبعیضات مختلف به آنها را فراموش کرد. اکثریت مردم آذربایجان در فقر و محرومیت زندگی میکنند و ستمهای مختلفی را متحمل میشوند. مشکل تورکها، تنها محرومیت زبانی نیست. مردم مشکلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بی شماری دارند و به همین علت هم مردم آذربایجان علاوه بر رفع ستم ملی، خواهان خلاصی از فلاکت و رسیدن به رفاه، آزادی، امنیت و آسایش هم هستند. جنبش ملی و دیگر جنبشهای اعتراضی آذربایجان را نه کاپپتالیستها بلکه بیش از همه اکثریت مردم محروم، گرسته، بی مسکن، بیکار، زنان اسیر و برده و جوانان ناامید و بی آینده برپا کرده اند. این مبارزات متعلق به آنها است و شعارها باید صدای اعتراضی همه محرومان را انعکاس سازد. مردم ستمدیده و ظلم دیده زمانی به جنبش و حرکتی ملحق خواهند شد که آشکارا منافع اقتصادی و رفاهی خود را در آن ببینند. بنا بر این در جنبش انقلابی باید شعارهایی طرح و انتخاب شوند که قادر به بیان مطالبات سیاسی، اقتصادی و دموکراتیک مردم باشند. طرح و به میدان آوردن شعارهای مطالباتی زنان، کارگران و قربانیان تبعیضات مختلف، وظیفه نیروهای پیشرو چپ، دموکرات، زنان، کارگران، جوانان و برابری طلبان آذربایجان است.

تاکنون نیرویهای مترفی و دموکراتیک در آذربایجان ضعیف و در حالت دفاعی بوده اند. ستمدیدگان آذربایجان نتوانسته اند با طرح مطالبات و شعارهای خود مهر خود را به جنبشهای اعتراضی آذربایجان بزنند. بخاطر ضعف یا غیاب تشکل های زنان، کارگران و گروههای دموکرات، بیشتر شعارها در آذربایجان خود بخودى و بر اساس خط فکری پانتورکیسم تعیین شده و تبلیغ شده اند. شعارهای تاكنونى جریان پانتورکیستی عمدتا به سه دسته تقسیم میشوند كه اندكى به انها اشاره مى شود:

دسته یکم شعارهایی رفرمیستی در رابطه با زبان و فرهنگ تورک می باشند.

دسته دوم شعارهای توهین آمیز هستند،

دسته سوم شعارهای پانتورکیستی و پان تورانیستی که ربطی به آذربایجان جنوبی ندارند.

بیشتر اين شعارها فقط به مطالبات اصلاح طلبانه و فرهنگی محدود مانده اند و بخش بسیار کوچکی از مطالبات ملی تورکها را بیان میکنند. این شعارها نشانگر و بیانگر مطالبات ابتدایی تورکهای آذری می باشند. البته لازم به ذکر است که بعضی از شعارها بطور خود جوش توسط مردم طرح شده و هیچ ربطی به پانتورکیستها ندارند ولی پانتورکیستها با بدست گرفتن آنها و دنباله رویی از توده ها برای اعاده هویت خود از آنها بهره برداری سیاسی کرده اند.

تکرار شعار های”هارای هارای من تورکم”، “آذربایجان وار اولسون” (زنده باد آذربایجان) و شعارهایی مانند “تورک دیلنده مدرسه” (مدرسه به زبان تورکی) در سیستم آموزشی ایران نمی توانند معرف و بیانگر همه مطالبات مردم آذربایجان، ماهیت و اهداف جنبش ملی در آذربایجان باشند. تنزل دادن مطا لبات و شعارهای ملی و دموکراتیک به سطح مطالبات زبانی و فرهنگی در چهارچوب سیستم سرمایه داری و فاشیستی حاکم بر ایران و اجتناب از طرح شعارهای سیاسی، افتصادی، رفاهی و دموکراتیک به ضرر آذربایجان و به میل دشمن اشغالگر میباشد.

در دو دهه گذشته محوریت اکثر شعارها به مطالبات زبانی اختصاص داده شده اند. شعارهای زیر نمونه هایی هستند که موضوع را روشنتر میکنند:

“آذربایجان اویاخ دی، اوز دیلینه دایاخ دی” (آذربایجان بیدار است، به زبان خودش استوار است). “زنجانلیلار ائولمی ییب، تورکی دیلینی ساتمی ییب” (زنجانیها نمردند،زبان تورکی را نفروختند). “هر کیمسه یه اوز دیلنده مدرسه” (هر کس به زبان خودش مدرسه داشته باشد). “تورکی دیلی رسمی اولسون” (زبان تورکی رسمی شود). “تورکی دیلی رسمی اولسون، دوشمن خوار اولسون” (زبان تورکی رسمی شود، دشمن خوار شود). “تورک دیلینده مدرسه، اولمالیدیر هر کسه” (مدرسه به زبان تورکی، باید به همه وجود داشته باشد). “تورکون دیلی ائولن دئیل، فارس دیلینه چئونن دئیل” (زبان تورکها نابود شدنی نبوده و فارسی نخواهد شد و یا زبان تورکی نابود شدنی نیست و فارسی جایگزین آن نخواهد شد).

این شعارها بحق و بدرستی مطالبه رسمی شدن و زنده شدن زبان تورکی را بیان میدارند. اما این شعارها هنوز فرهنگی، محدود، دفاعی و غیر سیاسی هستند.

هر چند که بسیار دیر شده است اما هر چه زودتر شعارها باید سیاسی شوند و شعارهای مطالباتی آذربایجانیها باید اهداف سیاسی یعنی اهداف استقلال طلبانه، تشکیل دولت – کشور و برقراری حکومتی دموکراتیک، ایجاد دولت محرومان و استثمار شدگان آذربایجان را نشان دهند و آینه تمام نمای چهره جنبش ملی و دموکراتیک آذربایجان باشند. پانتورکیستها از استقلال اذربایجان و ایجاد امپراطوری تخیلی توران می سخن مى رانند، اما در میدان مبارزه و عمل حرفی منطقی و مشخص برای گفتن ندارند و به سطح گروههای فشار فرهنگی تنزل کرده اند و تاکنون با شعارهای رفورمیستی و فرهنگی، خواهان اجرای اصل پانزدهم و نوزدهم قانون اساسی ایران بوده اند كه چيزى براى تركها ندارند . این گروهها در حرف بسیار اتوپیست، ایده آلیست و بلند پرواز هستند ولی در عمل و پراتیک مبارزاتی کاملا رفورمیست و اپورتونیست میباشند، و بشیوه پوپولیستی شدیدا دنباله رو شعارهای مردم عادی و حتی عقب مانده ترین اقشار آذربایجان می باشد.

دسته دوم از شعارهای جریان سیاسی پانتورکیسم که در تظاهراتها و مراسمها سر داده شده اند و در وسعت و حجم زیاد در ویدئوها، یوتیوب، وب سایتها و تلویزیون هايشان منتشر و پخش شده اند، سرشار از فرهنگ لومپنیستی، افت سیاسی و اخلاقی میباشند. این دسته از شعارها بسیار نادرست و انحرافی بوده و تصویری بد، ناخوشایند و ضد دموکراتیک و فاشیستی از جنبش ملی آذربایجان به نمایش گذاشته اند. همانطورکه قبلا اشاره شد، مدافعان ایدئولوژی ناسیونالیسم افراطی و پانتورکیسم رفتار تحقیرآمیز و توهین آمیزی با مخالفان، ملتها و کلا با همه انسانها دارند و فرهنگ و ادبیات ناشایست را در هر عرصه ای از خود نشان میدهند. ادبیات نامعقول و فحاشی بوزقوردها در شعارهایشان بوضوح عیان و آشکار است. بررسی اجمالی بعضی از شعارهای این جریان سیاسی به شناخت و ماهیت جنبش پانتورکیستی کمک میکنند:.

مللی گرایان پانتورکیست در اعتراضات و مراسمها با طرح شعارهای توهین آمیز و بی ادبانه مانند

مرگ بر فارس

بی طرف – بی شرف

بى ناموس

هر کس کی بی طرفدی- فارس دان دا بی شرفدی (هر کسی که بی طرف باشد، از فارس هم بیشرف تر است)

(قورمساخ- قورمساخ (قرمساق

دوروب باخان بی غیرت (هرکس بیطرف ایستاده و نظاره گر است بی غیرت است)

خاک بر سرت بی غیرت

آذربایجان وار اولسون، ایسته مه ین کور اولسون (زنده باد آذربایجان، هر کس آن را نخواهد، کور شود

(فارس دیلی ایت دیلی (زبان فارسی زبان سگ است

فارسین دیلی ایلاندیر، ملت اویان آماندیر (زبان فارسی مار است، وای ملت بیدار شوید)

امروز هوا ابری است، مردکهای فارس در خوابند

سوگند به ستارخان، تهران باید به آتش کشیده شود

مرگ بر ارمنی، آذربایجان بیدار است، کوردها مهمان ما هستند

ایران ویران

اين شعارها را جوانان آزادیخواه و مبارز ولی احساسی فرياد ميزنند و با این شعارها اکثریت مردم را آزرده ساخته و آنها را به مبارزه رهایبخش آذربایجان بدبین و ناامید کرده اند.

این شعارها نه تنها شعارهای استراتژیک نبوده و مطالبات دموکراتیک و رفاهی مردم آذری آذربایجان را نشان نمی دهند، بلکه شعارهای بی ادبانه، توهین آمیز و راسیستی می باشند که به جای جذب مردم به مبارزه و جنبش باعث ریزش نیرو و دوری مردم از جنبش ملی- دموکراتیک آذربایجان می شوند. چنین شعارهایی جنبه سیاسی یا فرهنگی ندارند و فقط حملات راسیستی و فحشهای اهانت آمیز به ملتهای تورک، فارس، کورد، روس و ارمنی می باشند. مبارزات اعتراضی مردم هنوز عمومی و توده ای نشده و مردم بدلایل مختلف بی طرف و غیر سیاسی هستند و هنوز به جنبش ملی روی نیاورده اند. بی تفاوتی سیاسی و عدم حمایت مردم از گروه سیاسی معینی جرم یا عیب محسوب نمی شوند.

شعار مرگ بر فارس بايد كنارگذاشته شود چون اين شعار نه تنها نژادپرستانه بلكه بر خلاف قوانين حقوق بشر ميباشد. شعارهاى مشابهى مانند”مرگ بر اين” يا” مرگ بر آن شخص” هم در تضاد با حقوق بشر ميباشند. شعار دهندگان يا هر كس دیگری حق ندارند مانند دادگاههاى كشورهاى ديكتاتورى براى كسى جرم تعيين كنند و او را محكوم به مرگ كنند. يكى از مطالبات دمكراتيك مردم آذربایجان لغو حكم اعدام و لغو كشتن انسان است. بنابر اين شعار مرگ بر اين فرد يا مرگ بر ملت فارس يا ارمنى بر خلاف افكار و اهداف حاكم بر جنبش رهايي بخش آذربایجان است. جريانات بوزقورد ياپانتورکیست در برابر خشنونت فاشيسم اسلامى ايران به شعارهاى افراطى دست برده اند و با دلايل غير منطقى به خودشان حقانيت ميدهند. آذربایجانها شايد در شعارها خواهان مرگ ایدئولوژی مشخص، مرگ حكومت استبدادى، مرگ ایدئولوژی فاشيستى فارس و مرگ دولت ديكتاتورى بشوند ولى بخاطر اعتقاد و باور به حقوق دمكراتيك و حقوق بشر نمى توانند از شعار هاى مرگ بر ديكتاتور يا مرگ بر فاشيست كه شخصى را مد نظر دارند حمايت كنند،

افراطیون در شعارهايشان براحتی بخود اجازه می دهند به ملت تورک آذربایجان و ملل غير تورك توهین كنند و آنها را “بی شرف” بنامند. هرکس تعریف معینی از”شرف” ، “غیرت” و “ناموس” دارد، اما کلمه “بی شرفی” و “بی غیرتی” در آذربایجان عموما مفهوم و بار منفی داشته و فحاشی محسوب می شود. در مراسمها و اعتراضات، بوزقوردها دست را بعلامت بوزقورد ميگيرند و فریاد میکشند: “هرکس کی بی طرفدیر ، فارس دان دا بی شرفدیر”

آنها در این شعار یا بعبارتی در یک تیر دو نشان میزنند. در این شعار بی شرفی فارسها اصل مطلق می باشد که در کنار آن”تورکهای بی طرف” بی شرف تر از فارسها نام برده میشوند. بدین صورت در این شعار هر دو ملت تورک و فارس بی شرف نامیده می شوند، با این تفاوت که پانتورکیستها اندکی به فارسها “محبت” کرده و “تورکهای بی طرف” را که اکنون اکثریت مردم آذربایجان را شامل میشوند، “بی شرفتر” از فارسها خطاب میکنند.

زمانی که پلیس سرکوبگر آذربایجانی به تظاهراتها حمله میکند، شعار”نیروی انتظامی، فارس دان بی شرفدیر” داده می شود. در این شعار فارس بیشرف است و نیروی انتظامی تورك بی شرفتر از فارس نامیده میشوند، اما زمانی که نیروهای انتظامی “بیشرف” ايران و “بیشرفتر از فارس ها” در جنگ با کوردها کشته شوند، پانتورکیستها با جمهوری اسلامی ایران همصدا مى شوند و” نیروهای انتظامی بیشرف ترك” را بعنوان “شهیدان قهرمان آذربایجان” نام میبرند. این تناقضی از تناقضات بی شماری می باشد که در مکتب بوزقوردهاى پانتورکیستها به فراوانی یافت میشوند.

شعار “آذربایجان وار اولسون، ایسته مه ین کور اولسون” (زنده باد آذربایجان، کور شود هر کس که آنرا نمی خواهد) در همه اعتراضات، دانشجویی،خیابانی و مسابقات فوتبال به صدا در آمده و مانند بقیه شعارها در نوشته ها و ویدئوها به وفور دیده میشود. در این شعار بوزقوردها مانند تیمور لنگ ها، خواهان ” کوری ” و یا کور کردن مخالفان خود هستند. هر انسانی از شنیدن این شعار وحشت میکند و از خود می پرسد که تورکها تا چه حد میتوانند خشن، بیرحم و درنده باشند که خواهان کوری مخالفان هستند.

از دید انسانهای متمدن و انساندوست آذربایجان، مجرمین و مخالفان سیاسی آذربایجان شایسته اعدام، چشم در آوردن، کور کردن و قصاص نیستند و بکار بردن چنین کلمه ای غیر مجاز و غیر انسانی می باشد. دولتهای غربی و مراکز پزشکی کشورهای غربی برای بینا کردن یک انسان کور بودجه های عظیمی اختصاص میدهند اما پانتورکیستها برعکس انسانهای جوامع مدرن، دستها را به علامت بوزقورد بلند کرده، چشمهایشان را بسته و بدون هیچ تفکری، شعار کوری میلیونها نفر از آذربایجانیها و غیر آذربایجانیها را سرمیدهند. آیا ماهیت و جوهر اندیشه های پانتورکیستی با ایدئولوژی طالبانها و جمهموری اسلامی یکسان نیست؟ این شعارها نشان میدهند که که تفکر پانتورکیستی که خواهان کوری انسانهاست با تفکر مذهبی طالبانها و جمهوری اسلامی هیچ فرقی ندارند که دست بریدن ، پا بریدن، گوش بریدن، سر بریدن و چشم در آوردن و کور کردن از قوانین جزایی و قضایی شان می باشند. چنین شعارهایی همان تصویر نفرت آوری از آذربایجان به مردم دنیا ارائه میدهند که طالبانها و جمهوری اسلامی با چشم در آوردن، دست و پا بریدن، اعدام و سنگسار از افغانستان، مصر،عربستان، سومالی و ایران به مردم جهان دادند. شعارهای فوق و بکار بردن کلماتی مانند مرگ بر، کور، بی شرف، خاک بر سر، بی غیرت و غیره ناشی از فرهنگ عقب افتاده و ضد انسانی میباشد که شایسته جنبش مدرن آذربایجان نبوده و باید با آنها مقابله جدی بشود. این نوع شعارها جز خشنونت، نفرت، توهین، لومپنیسم و بی اخلاقی چیز دیگری را نشان نمیدهند. این شعارها ماهیت و اهداف جنبش ملی دموکراتیک آذربایجان را لکه دار، ضد دموکراتیک، خشن و کریه میسازند و نیرو های آذربایجان را پراکنده کرده، دوستان آذربایجان را به دشمن تبدیل مىكنند و مردم را از جنبش ملی فراری میدهند. بنابر این شعارهای نامناسب و خطرناک باید در جنبش ملی و دموکراتیک آذربایجان کنار گذاشته شوند.

حرکت پانتورکیستی با این شعارها ضرباتی را بر پیکر جنبش ملی وارد آوردند که براحتی زخمهای آن تسکین نخواهند یافت. وقتی که راسیستها در جنبشی دست بالا داشته باشند و عقلانیت، تئوریهای علمی و دموکراتیک بر جنبش ملی آذربایجان حاکم نباشند و یا در ضعف باشند، طبیعتا بوزقوردهای جوان، بی تجربه و احساسی با دلی پر از کینه به فاشیستهای حاکم، نمی توانند شعاری بهتر از شعارهای فوق را طرح سازند. جوان خشن، اهل دعوا، بد خوی و بی ادب شاید در دعوای کوچه و خیابانی بخود اجازه بدهد که چنین فحشهایی را بر زبان آورد اما هیچ کس حق ندارد این توهینها، فحشها و ناسزاها را شعار سیاسی بنامد و بنام ملت تورک و بنام جنبش عظیم و ملی دموکراتیک آذربایجان بکار ببرد. اىن شعارها به نفع آذربایجان نبوده و مردم متمدن و ستمدیده آذربایجان را از جنبش ملی و مبارزه برابری طلبانه گریزان و فراری می دهند. این شعارهای توهین آمیز مانند گلوله های آتشینی هستند که ناسیونالیستهای افراطی بسوی جنبش رهایی بخش و ملی آذربایجان شلیک میکنند. این فحش ها و به اصطلاح شعارهای سیاسی هیچ چیزی جز راسیست بودن شعار دهندگان بوزقورد را نشان نمی دهد. بسیاری از جوانان مبارز، صادق و آزادیخواه آذربایجانی که در مبارزات روزانه دست به هر فداکاری میزنند، راسیست نیستند اما بخاطر عدم تجربه و عدم آگاهی سیاسی کافی بدنبال جریانات پانتورکیستی روان شده و شعارهای انحرافی را بکار میبرند

کرامت و حیثیت انسانها و ملتها در فلسفه و ایدئولوژی ناسیونالیسم افراطی و پانتورکیستی بی ارزش هستند. اين ایدئولوژی هرگز در خدمت انسانها نبوده و انسان در آن بی ارزش میباشد. به همین جهت در رفتار و اخلاق مدافعان این ایدئولوژی ادبیات و فرهنگ لومپنی، نامعقول، ناشایست و قلدورمنشانه بسرعت رشد میکند و در برابر هر مخالفی به فحاشی، هتاکی و بد دهنی می پردازند. در ادبیات کلامی و نوشتاری این جریان فکری و سیاسی از واژه های غیرسیاسی، زننده و غیر محترمانه استفاده می شود و از اصول کلام فاخر خبری نیست. در حوزه این تفکر از بد کلامی و توهین هراس و ابایی نیست و ادبیات سخیف و زننده آن به ادب و نزاکت غالب آمده است و بد دهانی مجاز شمرده میشود. بنا بر این ماهیت و جوهر فرهنگ عقب مانده بوزقوردهای پانتورکیست فرقی با فرهنگ و ادبیات لومپنی فاشیسم فارس ندارد. انسان و احترام به شخصیت هر انسانی اساس تفکر برابری طلبان، انساندوستان، فرزندان رزمنده و عدالتخواه آذربایجان میباشد. منافع جنبش ملی دموکراتیک آذربایجان و اهداف و آرمانهای انسانی آن حکم می کند که فعالین سیاسی آذری، فرهنگ و افکار متمدانه و انسانی را در همه شعارها بنمایش بگذارند و از الفاظ فاخر، متین، احترام آمیز که در عرف دیپلماتیک و اخلاق اجتماعی و انسانی شایسته اند، استفاده کنند.

شعارهای “مرگ بر ارمنی”، “مرگ بر فارس” و “روس، فارس، کورد، ارمنی تورکون دشمنی”، و شعارهاىع “مرگ”،”مرگ” و مرگ بر اين، مرگ بر ان و “، شعارهای مشخص و نادرست بوزقوردها در رابطه با همسایگان آذربایجان میباشند. مردم محروم آذربایجان نتایج این نوع شعارها را در شعارهای فاشیستی و اسلامی جمهوری اسلامی ایران یعنی”مرگ بر اسرائیل”، “مرگ بر یهودیان” و “محو اسرائیل از کره زمین” را شاهد بودند و تکرار این تجربه تلخ توسط جنبش پانتورکیستی برای آذربایجان فاجعه بارتر خواهد شد. فرهنك و شيوه هاى جمهورى اسلامى بايد طرد شوند و جايي در جنبش رهايي بخش آذربایجان نداشته باشند.

دسته سوم شعارهای پانتورکیستها هیچ رابطه ای با مبارزه، اهداف و مطالبات مردم آذربایجان ندارند و هدفی جز به انحراف کشیدن مبارزه آذربایجانیها ندارند. این بخش از شعارهای انحرافی، مبارزه مردم آذربایجان جنوبی را به طرف توران، امبراطورى اسلامى، دنیای تورک، آذربایجان واحد، ترکیه، کرکوک، قره باغ، چین، اویغورها و غیره سوق میدهند. شعارهای ” الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر”، “قراباغ بیزیمدیر، بیزیم اولاجاخ”، (قره باغ مال ماست و مال ما خواهد بود)، “یا قراباغ یا ئولوم”، (یا مرگ یا قره باغ) “کرکوک تورکوندی تورکون اولاجاخ” (کرکوک مال تورک است و مال تورک خواهد بود) و “آذربایجان بیزیمدی، افغانستان سیزیندی” (آذربایجان مال ماست، افغانستان مال شما) شعارهای واقعی جنبش مردم آذربایجان جنوبی نیستند و نباید در آذربایجان جنوبی مطرح شوند. این شعارها برای تحریف جنبش آذربایجان به میان آورده شده اند. مردم آذربایجان تا وقتی خودشان را آزاد نکرده اند نمی توانند دیگران را آزاد کنند. البته که مردم آذربایجان اگر توان و امکان کافی داشته باشند به مبارزات حق طلبانه ستمدیدگان تورک و غیر تورک کمکهای مادی و معنوی خواهند کرد. هیچ تورک دموکرات و آزادیخواه آذربایجان جنوبی نمیتواند با آزادی کرکوک و قراباغ و حتی فلسطین و چچن مخالف باشد، اما آذربایجان جنوبی به هیچ روی میدان جنگ و مبارزه آزادی آنها نیست. امروز قاطی کردن و عمده نمودن مشکلات دیگران به مطالبات مبارزاتی مردم آذربایجان جنوبی باعث خواهد شد که مردم آذربایجان جنوبی از هدف و موضوع اصلی مبارزاتی شان دور بمانند.

اصولا شعارهای مربوط به قره باغ، کرکوک و غیره قبل از آنکه در آذربایجان جنوبی مطرح شوند باید از طرف مردم کرکوک، مردم باکو و ترکیه مطرح شوند. اینکه چرا این شعارها در باکو، کرکوک، آنکارا، استانبول و کشورهای استقلال یافته تورکستان سر داده نمی شوند باید بوزقوردهای پانتورکیست جوابگوی باشند. شعار پانتورکیستی “باکو، تبریز، آنکارا – بیز هارا فارسلار هارا” بر تفاوتهای ملی تورک و فارس تاکید غیر ضروری میکند. برای نشان دادن تفاوت آذربایجانیها با فارسها لزومی به ذکر نام باکو و آنکارا نیست. فارسها آذربایجانیها را بعنوان تورک یا “تورک خر” برسمیت می شناسند اما متاسفانه اکثریت مردم و دولتهای ترکیه و آذربایجان شمالی مردم تورک آذربایجان جنوبی را تورک نمى دانند و آنها را ایرانی می شناسند.

درک این موضوع بسیار ساده است که شعار”آذربایجان بیر اولسون مرکزی تبریز اولسون” شعاری انحصارگرانه و سلطه گرانه علیه آذربایجان شمالی میباشد. این خواسته و مطالبه مسئله خود آذربایجانیها میباشد. طرح این شعار در تبریز بر ضد منافع ملی آذربایجان شمالی است و اشغالگران فاشیست را هدف حمله و فشار قرار نمی دهد. مردم آذربایجان شمالی این حق را به هیچ پانتورکیستی نمی دهند که در مورد باکو پایتخت کشورشان به آنها تعیین تکلیف بکنند. آنها اجازه نمی دهند بوزقوردها سرنوشت باكو را تعيين كنند. مردم شمال باکو توسط پانتورکیستهای تبریز قدرت سیاسی و اقتصادی خود را از دست بدهد. فریاد شعارهایی در رابطه با “اتحاد دو یا چند کشور تورک” در کوچه و خیابان تبریز یا مسابقات فوتبال مطالبه ای نیست که جمهوری اسلامی ایران آنرا برآورده سازد و یا متحد شدن آذربایجان و پایتخت شدن تبریز به رای و تصمیم مردم آذربایجان شمالی و جنوبی بستگی دارد. یک گروه از جوانان متعصب، ماجراجو و احساسی نمی توانند با بی مسئولیتی و بطور غیر دموکراتیک به کشور هشت یا نه میلیونی آذربایجان شمالی تصمیم گرفته و علیرغم میل آنها پایتخت آذربایجان شمالی را از باکو به مرکزیت تبریز منتقل کنند.

کشورها و دولتها معمولا در طی رفراندومی دموکراتیک با رای اکثریت مردم، فدرالیسم یا کنفدراسیون تشکیل می دهند. اما تا زمانی که آذربایجان جنوبی مستقل نشده است، بکارگیری و دادن این شعارها جز منحرف نمودن جنبش ملی دموکراتیک آذربایجان هیچ معنا و موضوعیتی ندارند .

یکی دیگر از شعارهای نادرست نژادگرایان افراطی شعار “نه ساغچی یام نه سولچی، ملتچی یم ملت چی” (نه راستگرا هستم، نه چپگرا هستم، ملت گرا هستم، ملت گرا) می باشد. این شعار، جنگی علیه نیروهای سیاسی سوسیالیست و غیر سوسیالیست آذربایجان میباشد و از هم اکنون با کشیدن خط قرمز، حکم اعدام و کشتار نیروهای سوسیالیست، سوسیال دموکرات و ناسیونالیستهای میانه رو آذربایجان جنوبی را اعلام کرده است. بوزقوردها در این شعار موضع خصمانه خود را به نیروهای چپگرا و نیروهای دموکراتیک آذربایجان جنوبی اعلام میکنند تا آنها را از میدان بدر کنند. شعار” نه ساغچی یام نه سولچی، ملتچی یم ملت چی” شبیه به شعار استبدادی “نه شرقی – نه غربی – جمهوری اسلامی” میباشد و اهداف و شیوه های جمهوری اسلامی را تعقیب میکند.

بوزقوردها با عوام فریبی ادعا میکنند که این شعار قصد دارد عدم وابستگی جنبش ملی به ایدئولوژیها را نشان دهد. این شعار و طراحان آن ملتچی بودن را خارج از دایره ایدئولوژیها دانسته و خواهان دولتی غیر ایدئولوژیک هستند. آنها ظاهرا ایدئولوژی را بد، خطرناک، استبدادی و شیطانی دانسته و دولتهای ایدئولوژیک را مستبد می شناسند، و به همین جهت ادعا میکنند که ایدئولوژی ندارند و علیه ایدئولوژیها مبارزه میکنند. ظاهرا این گروه از بوزقوردها با تقبیح ایدئولوژیها از دولت غیر ایدئولوژیک حمایت میکنند، ولی موقعی عوام فریبی این جریانات افشا میشود که خود را مدافع ناسيوناليسم، مدافع اسلام سياسي و مدافع ایدئولوژی اسطوره بوزقورد معرفی کرده و اعلام میکنند که “اسطوره بوزقورد حدود یکصد و نود و یک سال بعنوان ایدئولوژی رسمی امپراطوری گوک تورک یا تورکان آسمانی بود.” فعالان این جریان خود را ناسیونالیست آتشین میدانند ولی ناسیونالیسم را بعنوان ایدئولوژی بورژوایی قبول ندارند. بر خلاف ادعای عوام فریبان، هیچ انسان سیاسی، هیچ حزب سیاسی و هیچ دولتی را در دنیا نمی توان یافت که ایدئولوژی نداشته باشد. ملی گراها برای پوشاندن ماهیت فاشیستی افکار بورژوایی شان و کوبیدن نیروهای چپ و دموکرات به چنین تئوریها و شعارهایی متوسل می شوند.

بوزقوردها در اعتراضات و تظاهراتهاى بعضى از شهرها شعار”الله اكبر، الله اكبر” را فرياد مى زنند. شعار”الله اكبر، الله اكبر” يكى از بدترين، كثيف ترين و ضد دمكراتيك ترين شعارهايى است كه در آذربایجان داده شده است. شعار الله اكبر و تكبير بر ضد اهداف دمكراتيك جنبش ملى دمكراتيك، بر ضد سكولاريسم و بر ضد انسانيت است.

شعار”الله اكبر، الله اكبر” شعار مردم آزاديخواه و متمدن آذربایجان نيست. شعار الله اكبر، شعار فاشيستهاى اسلامى مانند جمهورى اسلامى ايران، طالبان، داعش، بوكو حرام و ديگر جماعت جهادى اسلامى در جهان است.

آذربایجانى ها در دهها سال گذشته تحت شعار الله اكبر جنايت بى شمارى را متحمل شده اند. امروز هر كسى بخواهد شعار هاى فاشيسم اسلامى را در جنبش ملى و رهايى بخش آذربایجان مطرح كند، دشمن آذربایجان و آذربایجانى ها ميباشد. بوزقوردهاى پانتركيست آذربایجان مى خواهند با اشاعه شعار الله اكبر، تكبير ماهيت دمكراتيك و سكولار جنبش آذربایجان را تهى سازند. پان تركيستها از اسلام سياسى افراطى حمايت مى كنند و براى بنياد نهادن امبراطورى و حاكميت اسلامى توركها در جهان مبارزه مى كنند. به همين علت جريانات بوزقورد بطور نهان و اشكار فاشيسم اسلامى را در جنبش ملى و رهايى بخش آذربایجان تقويت ميكنند.

امروزه اسلام در ميان مردم متمدن و مردم كشورهاى غربى بدنام شده است. مردم بخاطر جنايات بى شمار اسلاميها در سراسر جهان از اسلام و اسلام گرايان نفرت و انزجار دارند. رشد جريانات اسلامى بوزقورد و شعارهاى اسلامى شان، جنبش رهايى بخش آذربایجان را در جهان بى اعتبار ميكنند و جنبش دمكراتيك و بر حق مردم آذربایجان را بسوى نابودى و بربريت اسلامى سوق مى دهند.

جمهوری اسلامی شعارهاى نادرست را بهانه قرار داده است و نه تنها بوزقوردها بلكه همه مبارزان آذربایجان جنوبی را عوامل و جاسوس ترکیه و جمهوری آذربایجان مینامد و به سرکوب و دیکتاتوری خود در آذربایجان حقانیت میدهد و فعالین سیاسی را به اتهام جاسوسی و پانتورکیست بودن دستگیر، زندانی، شکنجه و اعدام می کند تا با ایجاد وحشت مردم را از شرکت در مبارزه باز دارد.

شعارهای محدود فرهنگی، شعارهاى توهین آمیز و غیر آذربایجانی جنبش ملی را از ماهیت دموکراتیک آن خالی میکنند و مانند موریانه جنبش ملی را از درون و حتی بیرون میخورند. شعارهای انحرافی چهره ای منفور، خشن، ارتجاعی و ضد انسانی از جنبش آذربایجان ایجاد کرده و آنرا به نابودی میکشند.

افشای عملکردهای “افندی”ها و “بئی”ها، وظیفه همه وطن دوستان از جمله نیروهای دموکرات، کمونیستها و سوسیالیستهای راستین آذربایجان جنوبی است. مبارزات دموکراتیک ستمدیدگان آذربایجان جهت نابودی ستم ملی، كسب استقلال ملى، تشكيل كشور و دولت مستقل، رفع ستم طبقاتی، رفع ستم جنسی و برقراری دموکراسی و ایجاد رفاه و آزادی در آذربایجان بر پا شده است.

نیروهای دموکراتیک ، ملی گراها، زنان و کارگران موظفند شعارهای که منافع و مطالبات ملی، مطالبات دموکراتیک، مطالبات طبقاتی، مطالبات زنان و کودکان و دیگر اقشار محروم جامعه را منعکس میکنند تدوین و آماده سازند. زمانیکه مردم شعارها، منافع، خواسته و مطالبات خود را در جنبش ملی و دموکرانیک آذربایجان ببینند بطور میلیونی به آن رو خواهند آورد تا زندگی فلاکت بار خود را تغییر دهند.

 

برگرفته از: 
ایمیل رسیده
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام نویسنده عزیزمقاله چنین می پندارد که در آذربایجان همه طرفدار جدا شدن و استقلال هستند و به همین زودیها این آرزوی استقلالچی های آذربایجان بر آورده خواهد شد. نمیدانم نویسنده محترم به چه دلایلی به این نتیجه گیری صریح رسیده است . نویسنده مقاله ضمناروشن نمی کند که استقلال آذربایجان از چه طریقی متحقق خواهد شد. از دید من تا زمانی که رژیم جمهوری اسلامی به دست توده های محروم و ستمدیده در سرتاسر ایران سرنگون نشده است هیچ خواست دموکراتیک از آن جمله خواست حق تعیین سرنوشت ملل بر آورده نخواهد شد. کوشش توده های محروم و زحمتکش هر کدام از ملت های ایران به تنهائی قادر به سرنگون ساختن سلطه جنایت کارانه رژیم جمهوری اسلامی نمی باشد. تجربه دردناک 37 سال گذشته

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
:) خب شما نویسنده اگر بر حقوق بشر تاکید دارید، دیگه چرا مرز می ذارید. بیایید با زبان ترکی از حقوق همه مردم ایران دفاع کنید. وقتی کسی بر حقوق بشر تاکید دارد، فوم و یا سخنوران یک زبان را از بقیه جدا نمی کند.
در ضمن، کم نیستند کسانی در ایران که از جدایی آذربایجان ناراحت نمی شوند. ولی خانواده های بسیاری هستند که دوپاره می شوند و خونریزی می شود. چرا این کار را می کنید؟ تلخی قضیه آن جاست که ضربه بیشتری به مردم ترک زبان ایران وارد می شود. فارس زبان ها کمتر آسیب می بینند.
فرقی بین شما و حکومت اسلامی نیست. هیچ صدای درستی از ایرانیان نمی شنویم ...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اسماعیل آل بایراق بکجا چنین شتابان، کدام استقلال!؟ شما با کدام آمار گیری شعار استقلال را برای آذربایجان مطرح می کنید؟ فکر نمی کنید که کمی جو گیر شدید و می خواهید موج سواری کنید؟ حرکت ملی آذربایجان بعنوان حرکتی دمکرات، سکولار و پلورالیست هرگز قصد آنرا ندارد که در تنور دین و ایدوئولوژی بیفتند، ما حوصله آنرا نداریم که یکبار دیگر بخاطر سازش استالین و محمد رضا شاه، بعد از ٢١ آذر و اشغال آذربایجان، سر اسرای فدائیان آذربایجان جلوی ماشین محمد رضا شاه بعنوان گوسفند قربانی بریده شود، در ضمن با توجه به اینکه بیش از ٩٩/٩٩٩٩٩ در صد از ملت ترک آذربایجان توسط حاکمیت پانفارسیت بزبان مادری خود بیسواد نگه داشته شده اند و پان در همه جا و همیشه به ملت حاکم و زبان رسمی حاکم اتلاق می گردد، شما چطور بخودتان اجازه می دهید به ملتی که بزبان مادری خود نمی تواند دو دو تا می شود

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تهرانلى أشكارا نويسنده مطلب را تهديد ميكند و مينويسد، البايراق با برجسبها جلو رشد مبارزات مردم ازربايجان (منظورم جنبا بوزقورد است) را سد ميكند، مردم ازربايجان در وقت خوب خوب باسخ مقتضي بمحضرش تقديم خواهيد كرد
يعنى ما بوزقوردها در وقت مناسب اسماعيل البايراق را خواهيم كشت

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام
ابن جناب روی شعارهای خوب و بد آذریها نوشته است؟ در بخش نظرات در باره همه چیز بحث شده به جز شعارها. کسی نگفت که مرگ بر فارس درست است یا زنده باد استقلال آذربایجان و غیره

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نوشته آقای آلبایراق، در خصوص اشاره به "واژه پانترک" در مبارزات رهائی بخش مردم آزربایجان، که ایشان ادعای آن را دارد، از نظر تحقیقی و علمی پایه و اساس ندارد، و بیشتر شبیه جوک است. این آقا به جای حمایت از حقوق لگد مال شده ملت مظلوم آزربایجان، با راسیستهای نژاد پرست فارس و پان ایرانیست های دو آتشه، همصدا شده، آب به آسیاب دشمنان آزربایجان می ریزد. چیزیکه آقای آلبایراق ادعا میکند، اصلا ربطی به مردم آزربایجان ندارد، و چنین انگهای پیش پا افتاده، که از طرف رژیم اسلامی فارس بملل غیر فارس منتسب میشود، جز تخریب مبارزات آنان چیز دیگری را دنبال نمی کند، آقای آلبایراق نیز با چنین سیاستی همسوئی میکند. آقای آلبایراق اگر فکر میکند، میتواند با چنین برچسبهائی جلوی رشد مبارزات مردم آزربایجان را سد کند، کاملا در اشتباه است، مردم آزربایجان در وقت خوب پاسخ مقتضی بمحضرش تقدیم خواهد کرد.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

سهیل گرامی ،
ادعای پان ترک بودن یک جریان یا تقریبا همه ی آنها راحت است. هرکسی می تواند مطرح کند. ولی مسئله وقتی قابل توجه است که موضوع توسط «برنامه ی یک تشکل یا همه ی آنها» ونه نام برخی افراد ، به عنوان سند پایه ای ارائه شود و مورد بررسی قرار گیرد.
من در بررسی های خود آنچه دیده ام نوشته ام .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بقول یونانیها ما در عصر ماقبل تاریخ .عصر حجر . عصر آرشایی ،عصر آرکائیک و شامانی نیستیم که سگ و گرگ و سیر و کفتار و روباه سنبل توحش و آدمیت مان باشد . ماسیونالیسم و شونیسم و فاشیسم دنبال رمانتیک و گذشته های طلایی توحش است . ما در عصر هومانیسم و روشنگری و سوسیالیسم و دمکراتی و رنسانس و نوزایی هستیم و باید علائم و سنبل ها و تئوریهای آنرا مشعل راه خود کنیم . پان ترک تجزیه طلب سوراخ دعا را گم کرده و به تئوری سازی و سنبل های ارتجاعی آخوندی داعشی ناسیونالیستی قبیله ای افتاده .
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در بالا به جای «فرهنگ» فرسنگ درست است.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
« گرگ در فرهنگ باستانی اقوام ترک»:
نماد گرگ در فرهنگ اقوام ترک ریشه ی کهنسال دارد . از فرهنگ اولیه ی شامانیزم تا کنون در داستان و شعر و اصطلاحات زبانی و رمانهای نویسندگان سمبل گرگ به عنوان « شخصیت مثبت» حضور داشته است.
به این دلیل و براین پایه « گروه سیاسی فاشیستی گرگهای خاکستری» گرگ را نماد خود قرار داده بود.
دوست داشتن این نما دلیل بر پذیرفتن « ایده لوژی راسیستی فاشیستی گروه گرکهای خاکستری ترکیه» نیست.
مرا در کودکی هنگام بیماری بارها با دست گرگ داغ کرده اند که بیماریم خوب شود. آنهم بعد ازطی چند فرهنگ راه و رسیدن به خانه ی زنی که اهل این کار بود.و گروه گروه کودکان را داغ میزد. اعتقادی ست بر اینکه « دست گرگ» شفا بخش است. و به فرهنگ شامانیزم برمیگردد. زبان ترکی پر است ازاصطلاحات گوناگون در مورد گرگ و نقش مثبت آن:
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ناسیونالیسم سلطه جو با ناسیونالیسم ضد سلطه دو پدیده ی متضاد اند.یکی حاکم است دیگری محکوم و همیشه تحت ستم مضاعف. ناسیونالیسم ضد سلطه برابری خواه است و ناسیونالیسم سلطه جو نابرابری خواه، و تبعیضگر. نفی سلطه مترقی ست سلطه جویی ارتجاعی. ناسیونالیسم سلطه گر « افراطی، و دارای گرایشهای راسیستی و فاشیستی ست» و ناسیونالیسم ضد سلطه و برابری خواه یک « احساس مسئولیت برای حفظ منافع مردم خود و احساس علاقه به مردم و وطن خود» است. حق و احساسی ست انسانی، حقوق بشری و باید محترم شمرده شود.
آنچه در نوشته های من منفی قلمداد شده « ناسیونالیسم سلطه جو و نابرابری خواه و تبعیض گر» است. «ا حساس مسئولیت در دفاع از منافع مردم خود و دوست داشتن آنان و وطن» همیشه مورد توجه من بوده است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پان ترکیست و ترکیست اختراع کسانی است که خودشان مبلغ نژاد پرستی و برتری نژادی آریایی هستند . در حالی که در ایران حزبی بنام پان ایرانیست از زمان پهلوی فعالیت داشته و در حال حاضر هم بصورت نیمه رسمی فعالیت دارد در کل جهان ترک هیچ حزبی بنام حزب پان ترکیست فعالیت ندارد و حتی حزب حرکت ملی ترکیه بیشتر از این که حزب ملی باشد حزب اسلامی است و افکار اسلامی و امتی در این حزب بر افکار ناسیونالیستی اش می چربد. در ضمن حزب م ه پ یکی از طرفداران سرسخت حفظ تمامیت ارضی ایران است و از پان ایرانیست های وطنی پان ایرانیست تر است . این حزب حرکت ملی آزربایجان را پروژه آمریکا برای تجزیه ایران و بقول آنها غارت نفت آن می داند. از این مقاله و کامنت های زیر آن کاملا مشخص است که دانش و اطلاعات نویسنده و کامنت نویسان این مطلب در مورد جریانات به اصطلاح ملی گرای ترکیه در حد صفر است. همچنین نشان بزقورد در استادیوم های

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست و همسنگر بسیارعزیز اقای آل بایراق, بنظر من بجای دیدن مو باید جعد مو را دید. نکوهش مردم عادی بدون در نظر گرفتن این اصل علمی که بخش اعظم رفتار, افکار , فرهنگ و دیگرخصوصیات انسانها اکتسابیست, نوعی سطحی نگریست. مسئولیتی که بر دوش اینتلکتوالهای آزربایجانیست اعتلا و ترویج ارزشهای قرن 20 و 21 است. روشنفکران ما در 150 سال اخیر توانسته اند افکار مدرن و پست مدرن را بیش از منوارالفکرهای دیگر ملل منطقه به درون جامعه خود منتقل کرده و حتی برخی را نهادینه کنند. جنبش پاستوریزه در منطقه ای که به محض باز شدن محیط سیاسی به سمت داعش و سبز و خمینیسم و حزب الله و غیره خیز برمیدا رد ممکن نیست. تحلیل رفتارمردم بدون درنظر گرفتن فشار بی رحمانه اختناق , تسلط فاشیسم ایرانی-اسلامی, فقر , بیکاری, تحقیر,نابرابری, عدم تسلط به زبان مادری و یا حتی زبان تحمیلی بمنظور بیان خود, شکنجه, زندان و
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سوء استفادی شونیستهای فرهنگ حاکم از واژه ی «ناسیونالیسم»:

شونیست های فرهنگ حاکم «تیر» را در چشم خود نمی خواهند ببینند ، به دنبال «مو» در چشم دیگران میگردند.
اینان که خود « مجری راسیسم فرهنگی صد ساله »- اند و اندیشه هایشان زاده ی ناسیونالیسم افراطی که مادر فاشیسم است، و تجسم آن همه جا دیده میشود از جمله در حزب پان ایرانیسم و امثال آن « احساس مسئولیت » دیگران را در « دفاع از منافع مردم تحت ستم خود » به عنوان ناسیونالیسم « اخ» قلمداد میکنند . و خیال میکنند میتوانند چهره و اعمال خود را بپوشانند.
ناسیونالیسم در حد « احساس مسئولیت برای دفاع از منافع مردم تحت تبعیض خود» نه تنها منفی نیست بلکه خیلی هم مثبت است.
آنچه منفی ست « حاکم کردن فرهنگ خود و قدرت خود و سلطه ی خود» بر دیگر ملل است که شونیستها سابقه صد ساله دارند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلیار عزیز، من نظرات شما را بدقت خواندم. شما حتی در جواب من به نویسنده مقاله گیر دادید. من هم با اسماعیل البایراق مخالفم به این دلیل که خیلی چپ است و در استقلال طلبی بسیار افراطی و دو آتشه است.
شما گفتید احراب و گروههای سیاسی آذربایجان بوزقورد و پانترکیست نیستند و من مخالف این نظر هستم. شما برای اثبات درستی نوشته تان تعدادی را نام می برید که تشکل سیاسی یا حزب نیستند. بعضی ازفعالان فدرالیست، صد فعال مدافع کرد در تبریز، چند نفر چپ دمکرات تبریز یا من یا شما یا آلبایراق هیچکدام تشکیلات سیاسی نیستند و نیستیم. من قبول میکنم که در جنبش ملی آذربایجان جریانات مختلف و جریانات مخالف پان ترکیست وجود دارند ولی تفکر و سیاست حاکم بر جنبش ملی آذربایجان تفکرات پانترکیستی است و تمام احزاب موجود پانترکیست و بوزقورد می باشند. شما کنفرانس آمستردام را مثال آوردید. من کم و بیش در آن
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی، شوونیسم که سردمدار آن ناپلئون بناپارت فرانسوی بود یکی از شاخه های آریاپرستی است، همچنان که پان ژرمنیسم و نازیسم و فاشیسم نیز از شاخه های آریاپرستی هستند، با آن که هم پان ژرمنیسم و هم شوونیسم از شاخه های آریاپرستی هستند اما پان ژرمن ها در آلمان می گفتند که ای ناسیونالیست های پان آریای آلمان، خودتان را از از ناسیونالیست های پان آریای فرانسه و شعارها و نمادهای آنها جدا نگهدارید چون آلمان و فرانسه سال ها باهم جنگیده اند و میلیون ها تن در این جنگ ها کشته و زخمی شده اند! اکنون نیز آقای اسماعیل آل بایراق می گوید که ای ناسیونالیست های ترک آذربایجان، خودتان را از ناسیونالیست های ترک کشور ترکیه که به آنها بزقورد گفته می شد و شعارها و نمادهای آنها جدا نگه دارید چون من از بزقوردیسم خوشم نمی آید! آقای اسماعیل آل بایراق که یک ناسیونالیست ترک است می گوید که ای ناسیونالیست های .....
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سوسیالیسم:
سوسیالیسم اکنون با عنوان « سوسیالیسم دموکراتیک» یا « سوسیال دموکراسی نوین» ، یا « جهان بهتر» با سیستم غیر سرمایه داری، در کشورهای پیشرفته ، به خاطر وجود شرایط « اقتصاذی-صنعتی پیشرفته» از شعارهای روز نیروهای « دموکرات و سوسیالیست» است. که خواهان تغییر جهان کهنه به جهان بهتر برای بشر است. و متفکران و فعالان این جوامع در این مسیر تلاش میکنند.
اما در جوامع عقب مانده و عقب نگهداشته شد این شعار فاقد اساس اقتصادی و ذهنی ست. چیزی که می تواند در این جوامع شعار عملی قرار گیرد همان « عدالت اجتماعی نسبی و دموکراسی » ست. هر وقت قسمت اعظم جهان توانست دنیای بهتر را بسازد در آن شرایط امکان فراهم میشود که در کشورهای حاشیه نیز شعار جهان بهتر یا سوسیالیسم دموکراتیک به شعار روز تبدیل شود.
شعار بهتر بدون پایه «مادی و ذهنی» لازم تنها می تواند یک اتوپی باشد.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اصول بیانیه آمستردام( با جمع 600 نفری) که با شرکت اکثر جریانات نظری صادر شده تفکر پایه ای اندیشه جنبش ملی-دموکراتیک آذربایجان :
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سهیل گرامی از چند نفر نامبرده و نتیجه گرفته که 99 در صد تشکلهای آذربایجانی پانترکیست هستند.
1- بیش از 100 نفر فعال مدنی تبریز اعلامیه دادند که از حق حیات کردها در مقابل داعش در کوبانی دفاع میکنند. اینها و مانند این
فعالان بسیار اند که با تشکلهای مخفی و گاها نیمه علنی فعالیت میکنند و پان ترکیست نیستند و به گرایشهای مترقی تعلق دارند.
2- چپ دموکرات تبریز از تشکلهایی ست که پان ترکیست نیست و به جریان مترقی رفع تبعیض تعلق دارد.
3- چپ استقلال طلب که اسماعیل آلبایراق از نویسندگان آن است پانترکیست نیست.
4- فعالان با دید فدرال دموکرات جریانی ست که پان ترک نیست.
5- کانون نویسندگان آذربایجان در مجموع تشکل دموکراتیک است و خط پان ترکی ندارد.
6- جمع های فرهنگی و سیاسی زیادی هست که در مجموع دموکراتیک اند هر چند که ممکن است افرادی با دیدهای دیگر هم در آنها باشند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هدف پاسخ دادن به مقاله بالا نیست بلکه خود مقاله هشدار به ایرانیان میهن پرست است که کشور خود را در چنبره ارتجاع سیاه و ویرانگر میبینند. کشور ما هم اکنون یکی از شرم اورترین دوران تاریخ خود را سپری میکند. این ننگ تاریخی در قالب شعار های فریبنده چپ بیگانه پرست و دینی مرده پرست عملی شد. بدون سازمان دهی ملی و شکست تما م عیار استعمار اسلامی روزی نه چندان دور از ایران فقط نامی در تاریخ خواهد ماند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با درود و سلام
نظر بنده این است که:
1- نوشته به یکی از اشکلات اساسی در جنبش ترکهای آذربایجان انگشت گذاشته است و فعالین سیاسی را از این نقص مطلع نموده است
2 - نوشته تنها انتقاد و بررسی نیست بلکه علاوه برنقد، شعارهای آلترناتیوی هم داده است. هر چند که ممکن است یکی بیاید شعارهای بهتری درست کند
3 - در قسمت کامنتها : ائلیار عزیزبه مسائل زیادتری در رابطه با ترکیسم و پانترکیسم و غیره اشاره کردند و خیلی آموزنده هستند ولی من با بند 13 مخالفم. ائلیار گرامی در این بند می نویسند:
-13- « افکار» بوزقورد گرایی، ترکیسم ، تورانیسم یا پان ترکیسم، بزرگرایی(آذربایجان واحد)، ترکیه پرستی، ملتچی یا ناسیونالیسم افراطی، مثل دیگر جوامع در آذربایجان هم وجود دارد، اما تاکنون نتوانسته به صورت « حزب یا گروه» با برنامه ی خاص خود اعلام موجودیت کند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

آفرین بر آقای آلبایراق. نوشته بسیار خوبی است. آذربایجانیهای روشنفکر و عدالت طلب باید صف خود را از فاشیسم و راسیسم ترک اعم از پانترکها، ترکپرستها و عوامل و نوکران میت و ترکیه جدا کنند. راه ما راه پیشه وری است. ما در درجه اول آذربایجانی و منتسب به ملت آذربایجان هستیم، چه استقلالخواه باشیم چه فدرالیست. واژه <ملت ترک> مخصوص فاشیستها و راسیستهای ترکیه است. ما ملت آذربایجان هستیم. ترک فقط به هویت زبانی ما دلالت میکند و بس.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
13- « افکار» بوزقورد گرایی، ترکیسم ، تورانیسم یا پان ترکیسم، بزرگرایی(آذربایجان واحد)، ترکیه پرستی، ملتچی یا ناسیونالیسم افراطی، مثل دیگر جوامع در آذربایجان هم وجود دارد، اما تا کنون نتوانسته به صورت « حزب یا گروه» با برنامه ی خاص خود
اعلام موجودیت کند. نقد روشنفکران پیشرو و دموکرات آذربایجانی در رابطه با این افکار تأثیر روشنگرانه ای داشته است. خود آذربایجانیها در نقد این افکار پیش قدم بودند. برخلاف جریانات ارتجاعی در جامعه ی فارسی زبان که حزب پان ایرانیست و امثال آنرا رسما تشکیل داده اند، در آذربایجان هنوز نتوانسته اند از زیر نقد خود را خلاص کنند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مگر لنین و استالین 40 میلیون انسان بخاطر هیچ نکشتند؟
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نوشته ی آلبایراق گرامی، با احترام به «آزادی احزاب و گروه های سیاسی» ، حتی جدایی خواه یا استقلال طلب ، منتشر میشود. انتشار آن از سوی اینجانب به معنای موافقت با همه ی مطالب آن نیست.
اشکالات این نوشته از دید من در زیر میاید:
1- شعار استقلال به معنی جدایی ، همانطور که در گذشته هم نوشته ام ، نابود گر همبستگی نیروهای خواهان تغییر حکومت اسلامی در ایران است، و شعاری ست نه آزادی آفرین بل در خدمت بردگی تبعیض دیدگان . این شعار تنها بعد از تجربه ی فدرالیسم -اگر جواب نداد- می تواند در خدمت رهایی باشد.
2- جریان چپ جدایی خواه در آذربایجان از دید من ناسیونالیست است با شعارهای غیر عملی سوسیالیسم اتوپیایی. و نه یک جریان چپ واقع بین و دموکرات.
3- ایده ی «توران گرایی» اندیشه ی پان ترکیسم است. اما بخشی از شعارها نه پان ترکیستی بل در ایده لوژی «ترکیسم» می گنجد. ترکیسم با پان ترکیسم فرق دارد.