«دیوار مهربانی».. راهی به دلهای قبل از انقلاب

امروز پس از سه دهه، مردم کم کم دارند یکدیگر را می بخشند و بطرف هم می آیند. «دیوار مهربانی» که در ایران مد شده، و اخیرا بجز لباس، نوع یخچالی اش هم به میدان آمده و مردم مواد غذایی اضافه شان را آنجا میگذارند، دارد دلهای مردم را به همانجایی برمیگرداند که قبل از انقلاب 57 بود.

دیوار مهربانی.. راهی به قبل از انقلاب

از ایرادات روشنفکرانه که قبل از انقلاب به رژیم شاه گرفته میشد و در میان توده عوام تا سال 57 بازتابی نداشت، یکی این بود که مردم از وضع زندگی شان راضی نیستند.

اگرچه زندگی مردم قابل مقایسه با زندگی یک سوئدی بطور متوسط نبود اما از یک مکزیکی یا ونزوئلایی یا عراقی بهتر بود. این را مردم نمیدانستند. روشنفکران ما هم خبری از دنیای بیرون نداشتند بلکه اکثریت بدون آنکه چیزی دیده باشند گفته های دیگران را بلغور میکردند. آنها هم جای سفت سجده نکرده بودند که بدانند یک من ماست چقدر کره دارد. وقتی روشنفکران ما به مردم تلقین کردند که وضع شما بد است و آزادی ندارید، و روزی 700 تومن پول نفت تان را شاه میخورد، مردم ناگهان ناراضی شدند. و تازه آزادی هم شد جزو خواسته های شان. حال آزادی را میخواستند که با آن دیوار گچ کنند یا ویولون بزنند خودشان هم نمیداستند.

اما یک امر مسلم بود و آن این که هرچه بود مردم به دنبال چیز بهتری انقلاب کردند. اما وقتی دیدند که برای کلیه گروههای درگیر قدرت در ایران آنچه اهمیت ندارد خود مردم هستند و مردم بهانه ای برای بدست گیری قدرت شان است، سخت توی ذوق شان خورد. من این را خوب یادم هست که از نظر یک مجاهد یا یک توده ای یا اکثریتی، مردم مردم عادی نباید دارای عقیده سیاسی باشند. اگر یکی از همین مردم می آمد و میگفت که من طرفدار گروه دیگری هستم، چشمها به او براق میشد و نگاه ها تهدید آمیز. طرف  میشد مزدور و هر لقب دیگری که دست شان میرسید. بعد هم که خمینی همه ما را تا پشت دروازه های ایران دنبال کرد و آمدیم کز کردیم تو سرما.

اینجوری شد که شاهی که با رفتنش آنهمه جشن و سرور برقرار شده بود شد «آن خدا بیامرز» و شد « نور به قبرش بباره». و البته.. از نظر «جماعت روشنفکر سابق» مردم از سر نادانی چنین میگویند.

واقعیت این است که این روشنفکران خود نادان هستند و شناختی روی مردم ندارند. آنچنان اهل سیاسی نیستند. در ایران مردم بطور متوسط روزی یه خط هم کتاب یا روزنامه نمیخوانند (در عوض صبح تا شب تو فیسبوک و وایبر و تلگرام پلاس هستند).  توده مردم به منافع آنی و گاها آتی خود میاندیشند. آنها برای شان زندگی آرام در صلح و صفا مهم است. برای شان مهم نیست که آمریکا چقدر بمب روی سر ویتنامی ها میریخت یا امروز اسرائیل چقدر روی فلسطینی ها بمب میاندازد. بهار عربی بازتابی در کوچه و خیابان ایران نداشت.  

مردم ایران در کوچه و خیابان و سرکارها هستند و همه چیز آنجا تعیین میشود و باید دید مزه دهن آنها چیست. سال 57 آنها قربانی نادانی روشنفکران شدند.  انقلاب 57 فریبی بود که حاصل نادانی روشنفکر سال 57 بود. امروز اگر کسی در کوچه و خیابان از شاه و اعمال ساواک در قبل از انقلاب بد بگوید هیچ لبخند تاییدی تحویل نمیگیرد. به عبارت دیگر (متاسفانه)  برای این مردم دیگر اهمیتی ندارد که ساواک چه تعدادی را شکنجه کرده بلکه مهم این است که چرا ما مردم آن دوران را از دست دادیم. به فیسبوکها و صفحات تاریخی در اینترنت بنگرید و پای هر بحث تاریخی نظرات نسل جوان را بخوانید. سرشار از خشم و نفرت از شرکت کنندگان در انقلاب 57، یعنی پدران و مادران خودشان است.

از آن طرف مردم هم که از این فریب انقلابی دهان شان تلخ شده بود، وقتی در کوچه و خیابان یکدیگر را می دیدند، از هم نفرت پیدا میکردند. هرکس انگشت اتهام بابت این فریب را به طرف دیگری میگرفت.

اما امروز پس از سه دهه، مردم کم کم دارند یکدیگر را می بخشند و بطرف هم می آیند. روشنفکران یاد گرفته اند که در مورد استبداد پادشاهی و ساواک نه این که چشم پوشی کنند اما در مقایسه با جهان پیرامون و سایر کشورهای جهان به آن بپردازند نه مثل سابق که گویی رژیم شاه تنها دیکتاتوری جهان بود.

«دیوار مهربانی» که در ایران مد شده، و اخیرا بجز لباس، نوع یخچالی اش هم به میدان آمده و مردم مواد غذایی اضافه شان را آنجا میگذارند، دارد دلهای مردم را به همانجایی برمیگرداند که قبل از انقلاب 57 بود. دارد نفرت را از دلها می زداید. مردم دارند یکدیگر را می بخشند.

این که از این بخشش و این دیوار مهربانی رژیم بتواند استفاده کند، یا با برخورد نامناسب با آن زمینه نفرت بیشتر از خود را نزد مردم فراهم کند را باید ماند و دید.

 

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر محسن کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای موحدی. شما انقلابات فرانسه را مثال آوردید که به دمکراسی امروز رسید. بسیار خوب، قبول. اما عزیز من یک قدم آنطرف تر هم یک نگاهی بیاندازید. انگلستان. کشوری که در تمام دورانی که فرانسه در آتش انقلابات میسوخت راه آرام خود را بسوی انقلاب صنعتی و دمکراسی طی میکرد. امروز هم در دمکراسی فرانسه فرار از قانون و پایمالی حقوق مردمان را میتوان بعینه دید. اما چنین چیزی در انگلستان بسیار بندرت پیش می آید. ما هیچ نیازی به انقلاب 57 نداشتیم و داشتیم راه را درست طی میکردیم. اصلا باید دید ازادی سیاسی را برای چه میخواستیم؟ یک نگاه به مطبوعات یکسال پس از انقلاب از چپ تا راست بیاندازید تا دریابید که فهم ما از دمکراسی چه بوده: فحش و فضاحت و تهمت. ما سواد و رشد ذهنی کافی برای بهره بردن از دمکراسی را نداشتیم .. ادامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-من درموردهردونظرشماموافق بوده ولی مقداری درموردنظرآقای کردی که دراین موردتندروی ویابه بیراهه رفته نظر اصلاحی دارم.درتمام دنیا وقتی دریک جامعه ظلم وستم وعقب ماندگی وجوددارد،مبارزات نیزبشگل های گوناگون رخ میدهد. ازتمام مردم توقع درک مسایل وحرکت سیستماتیک مبارزاتی نبایدداشت .شکل دهی وسازمانگری دردوران خفقان به عهده انسانهای آگاه جامعه است.
درکشورهای توتالیترودیکتاتورزده چون دموکراسی سرکوب میشودروشنفکران آن جامعه سه حالت بخودمیگیرند.یاساکت شده وراه زندگی راپیش میگیرند.یاسرکوب شده ودرزندان وکشته میشوندویابه خارج فرارمیکنند.
دراین صورت پیوندتنگاتنگ سیاسیون ازمردم جداگشته ونمیتوانندشناخت سالمی ازجامعه داشته باشند.ازاین خلا ایجادشده استعمارگران همیشه استفاده بهینه میکنند.بله انقلاب 57همان ادامه مبارزات وحقوق پایمال شده ازدوران قدیم.مشروطه.1324 مرحوم پیشه وری ومرحوم مصدق وقیام 49 بود

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای محسن کردی اینقدر تند نرو وبی انصافی نکن ، عزیز من شما خیلی از مسائل را نمی دانی ، خمینی به ما تحمیل شد آنهم به وسیله دستهای پشت پرده وروی پرده عزیزمن درست در ماههای اول پیروزی انقلاب خانم اشرف دهقانی در تجمعی به رژیم خمینی اعلان جنگ کرد وفریاد زد مرگ بر خمینی سگ زنجیری امپریالیسم آقای کردی انقلاب 57 اجتناب ناپذیر بود واگر امثال ما هم نمی خواستیم اتفاق می افتاد همانطور که گفتم دول امپریالیستی غرب با زدوبند با خمینی وباند مرتجعش انقلاب را که حاصل رستاخیز مردم وجانفشانی پیشتازان فدایی ومجاهد که همانا آگاه ترین وپاکترین اقشار جامعه بودند به انحراف برد ودستاوردهای دموکراتیک آنرا نابود کرد ، آقای کردی اگر به قول شما نسل ما اشتباه کرده ومقصر است تاوانش را هم پرداخت آنهم در همان ماههای اول انقلاب در همان زمان جنگ ما با خمینی بر سر آزادی وحقوق مردم شروع شد روزی نبود که کتک نخوریم هنوز جای
تصویر محسن کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای بهمن موحدی، من دارم واقعیت های پیش رو را میگویم و شما شعار میدهید. شما دقیقا نمونه همان «روشنفکران» سال 57 هستید که اهداف سیاسی تان در نوشته های جزوه هایتان است نه در واقعیت زندگی. شما اگر این سخنان را در مقابل جمع جوانان در یک سمینار دانشجویی به زبان بیاورید مطمئن باشید که با هو و پرتاب کفش مواجه خواهید شد! انقلاب 57 و برگ زرین؟ انقلاب 57 و امتداد انقلاب مشروطه؟ چیه خجالت میکشید یا از زیرش در میرید که واقعیت را بنویسید: «انقلاب اسلامی 57»؟ خب آنوقت با امتداد انقلاب مشروطه تان جور در نمی آید! آن «برگ زرین سال 57» امروز تبدیل به برگ گندابی شده است که دیگر خود دست اندرکاران نظامش هم یواشکی اذعان میکنند. همان بازرگانش که 34 سال قبل گفت باران میخواستیم سیل آمد این را فهمید شما پس از این همه سال بجای پرداختن به سیاست لج میکنید!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
انقلاب مردمی وضدسلطنتی بهمن 57 چون برگی زرین در تاریخ ایران میدرخشد، انقلاب 57 امتداد انقلاب مشروطه بود که متاسفانه خمینی خون آشام به کمک امپریالیسم غرب رهبری انقلاب را به سرقت برد، صدسال از انقلاب مشروطه میگذرد واین مبارزه صدساله برای آزادی وبرابری وحاکمیت دموکراتیک مردم ادامه دارد. زنده باد خلق قهرمان ایران.