زور و اراده ی آزاد

تمامیتخواهی (توتالیتاریسم) در مسیر تاریخ جهان اوج و فرودهای فراوانی داشته و از دیدگاه منافع خودکامگان پیوسته تعابیر و دلایل وجودی متفاوتی یافته است. برای نمونه فرهنگ هیتلری آنرا با تئوری برتری نژاد "آریائی" آمیخت

 

تمامیتخواهی (توتالیتاریسم) در مسیر تاریخ جهان اوج و فرودهای فراوانی داشته و از دیدگاهمنافع خودکامگان پیوسته تعابیر و دلایل وجودی متفاوتی یافته است. برای نمونه فرهنگ هیتلری آنرا با تئوری برتری نژاد "آریائی"آمیخت و می خواست که نژادش تکثیر و قلمرواش جهانی شود و بر هستی رنگین حکم براند؛ جنون و حماقتی که پیآمد آن را ما می شناسیم. توتالیتر فرقه شیعه خمینی هم بسان اسلاف خود و با نام "الله" خواسته و می خواهد همه دیرک های سست خیمه ی اسلام را با فقه و ولایت فقیه مطلق خویش پایدار سازد و جهان اسلام را تنهائی نمایندگی کند؛ سفاهتی که جنگ های 1400 ساله سنی و شیعه بی هودگی دعاوی هردو سو را بسود مسالمت محکوم می کند. اما، تفاوت این دو توتالیتاریسم، فاشیسم و راسیسم ِفردی و مذهبی در این است که ادعای هیتلر در یک کشور پیشرفته صنعتی پیدا شد، و خودکامگی و فاشیسم خمینی در یک کشور پیشا صنعتی! اما زمینه های ظهور هردو آنها و اشکال دیگر توتالیتاریسم شناخته شده جهانی، اغلب یکسان بوده و همیشه منشأ عینی برای زدودن تعارض ها و تضادهای طبقاتی بسود طبقه حاکم و بخش "مرفه موتلف" چه داخلی و یا جهانی داشته است. در کنه توتالیتاریسم، بهمریزی جایگاه طبقاتی و استراتژی اش، پنهان سازی بهره کشی انسان از انسان می باشد که او آنرا با نژاد و مذهب و...مغشوش کرده و به زدودن صف بندی های مستقل برای به شکست کشاندن رودرروی ها و سهم بری های طبقاتی در عمل می پردازد. ترفندی که استفاده از منابع تولید و برداشت اجتماعی را نابرابر خواسته و می داند؛ حیله و هدفی که در راهبرد ها و راهکارهای سیاسی  اقتصادی توتالیتاریسم پیوسته پوشیده می ماند.

 

بنا بر این پدیده تمامیتگرائی در پایه پیدائی خود، همیشه پایگاه و ریشه ی راستِ ضدمردمی دارد و در همان آغاز نیز ناسازگاری راسیستی او، آشکارا تلاش بر سر کنار نهادن وجود رنگینی ها، آرمان زدائی ملت ها و مخالفت با مفاهیم زنده فرهنگی؛ اجتماعی و طبقاتی داشته و پیگیر بر طبل برتری نژادی، مذهبی، ناسیونالیستی و... می کوبد. ناچار یا مدعی جنس برتر انسانی ست همچون هیتلر! و یا برای فریبکاری می باید دست به تشعشع های الهی برد و تبلیغ های مردمفریبانه سازکند؛ همانگونه خمینی در ماه دیده شد. غوغاسالارانی که این شیوه ی جنجالی و فاشیستی کهنه و نو را از نوع هیتلری ـ موسولینی تا خمینی ـ البغدادی در فرصت حاکمیت قهار خود به چندش آورترین شکل اعِمال کرده  و می کنند.هیتلر خودکامگی اش را با نام "ملت آریائی" و خمینی ریاکاری امامانه اش را با نام امت "رسول الله" جهت محو طبقه‌های اجتماعی و برای ازمیان بردن ناسازگاری کار با سرمایه آنهم در اعماق جوامع فقیر، بیکار،و بدتر از همه تحریک توده های ساده لوح بر علیه کارگران پیشرو و زحمتکشانمعترض سازمان داد.بیادآوریم: ابزارهای تبلیغیمورد استفاده هیتلر و خمینی را!همه توش و توان ایدئولوژیک،فرقه ای و توتالیتر آنهاجز بر خیانت و جنایت و تحمیق استوار نبود. در کنار آنشاهکار حکومت های توتالیتر، خفه کردنفریاد دادخواهی مخالفان و سپس پایمال ساختن آزادی عقیده و وجدان،ایجاد فضای ترس و خفقان، بستن فضاهای باز رسانه‌ای، محدود ساختن نهادهای مدنی، صنفی، حزبی و کشتار و اعدام ها بود که هنوز شیوه اش در ایران موج می زند.

 

توتالیتاریسم نوع خمینی خامنه ایو فرومایگی این نظام تمامیتگرا را می توان چنین کوتاه برشمرد:

 

ـ تلفیق دین و دولت

ـ مخالفت مستقیم با حق انتخاب آزاد 

ـ مخالفت و رد هرگونه سبک آزاد زندگی

ـ مانور، تاکتیک و تلاش مستمر برای ایجاد دشمن

ـ ایجاد اختلاف داخلی و جهانی میان انسان ها با بهانه های مذهبی

ـ ایجاد ارگان های مخوف، مخفی، علنی و امنیتی جهت کنترل افکار و اعمال شهروندان

ـ سازمان دادن سیستماتیک اهرم و ابزارهای فریب شهروندان با نام خدا و بی پاسخگوئی در برابر وجدان مردم

ـ تسلط، تصاحب و چپاول دارائی های کشور با نام بیت المال

 ـ سرکوب، شکنجه، زندان و اعدام سیستماتیک مخالفان سیاسی و قربانیان نظام

ـ مخالفت با تشکیل هر ارگان فرهنگی، صنفی و سازمان های مستقل کارگری و سرکوب سیستماتیک رهبران جنبش گارگری

ـ تکیه بر اراده ای الوهیتی و مافوق انسانی، توسط فرد ولی فقیه و عملا به زنجیر کشیدن اراده ی همگانی

ـ شرم انگیزترین نگاه موجود جهان به نابرابری حقوق انسانی میان "زن و مرد" و رسما ناتوان دانستن زن در قوامیس شناخت اسلامی

 

پس جای گمان ندارد که قریب به اتفاق شهروندان بی اراده، بیکار و گرسنه شده ی ما با این تمهیدها و تهدیدهای ضدانسانی و طبقاتی رژیم هرچه بیشتر بی صدا بشوند،فریب بخورند و میدان مبارزه علیه استبداد مذهبی را بسود خودکامگی فردی و مذهبی خالی بکنند.

 

توتالیتاریسم مذهبی و بویژه شیعی برای تحکیم قدرت سیاسی خود ناچار از بکارگیری غلوها، وعده ها و دروغ های بزرگ دارد تا ساده تر و بهتر حمایت توده های ناآگاه را بدست آورد و تاکنون نیز توانسته است خواسته های خلافت جاهطلبانه رهبر و مریدانش را با ادعا و ایدئولوژی "آسمانی غیبی" در برابر حکومت رسوای "زمینی ولائی" خویش و یارانش را همچنان آسان و کارا هدایت کرده و به پیش برد و می برد. البته نیاز به تأکید دارد که واژه "امت مسلمان" تنها برای فریب و تحریف تلخ نابرابری های هولناک 99% در برابر1% در صدی هاست، که آگاهانه بخاطر همسان سازی صوری مشتی از داراهای رژیم، سران سپاه، بسیج و مافیای بازاری در مقابل اکثریت قریب به اتفاق ندارهای بجان آمده، بیکار و گرسنه است که مدام بکار می رود.

 

 

همه ی این تلاش اسلام سیاسی بی آبرو، زور زدن های مکارانه، شگردهای کهنه توتالیتاریستی و درهم آمیزی منافع اقتصاد سیاسی توده های زحمتکش و کارگران مسلمان، برای سرسپردگی به سروری سرمایه داران توسط حاکمیت های مذهبی، نه در گذشته و نه اینک توده های کار و مردمان مترقی هیچگاه سر وفاق و سازگاری با استبداد های شاهی و شیخی نداشته و ندارند و عمدتا نیز راهکارهای پیشبرد اهداف رژیم های مذهبی، هرگز مستقل نبوده و از دیرباز، همچنان در بیرون از قدرت داخلی مانده و مستقیما متاثر از راس اراده سیاسی و قلل اقتصادی امپریالیسم جهانی می باشد؛ و هدف داخلی و جهانی همه ی آنان، جز تسخیر و تصاحب اراده ی آزاد و آگاه طبقاتی نیست؛ توطئه هائی که اشکال متنوع و  هراسناک آنرا در گستره جهان اسلام امروزی و همینک در دو ساختار ضدبشری ( رژیم های ایران شیعی و عربستان سنی) که در پیوند سرراست با اقتصاد و سیاست نئولیبرالی قراردارند می بینیم.

 

همه توتالیتریست ها در ذات خویشزورگو و جنگ طلب هستند، و جنگ و ستیز را بهترین راه برای حفظ قدرت و انباشت ثروتخویش می‌دانند. این جنگ های مذهبی بمنزله خود زنی و همنوع کشی ست. یادمان نرود که شارلاتانسیم ِضدبشری در دوران هیتلر،با ایدئولوژی "نژادی"پیداشد؛ و در دهه‌های گذشته و حال، این دعاوی حقارت انگیز و تمامیتگرا با بهانه"مذهبی"پا به میدان تحریف مبارزه طبقاتی توده ای گذارده است. بنا بر این کارگران و زحمتکشان و توده های خانه خراب هردو سوی پاکباخته می دانند که ماجراجوئی ها و جنگ های بی پایان "سنی شیعی" گذشته ها و "خامنه ای سعودی" امروزی هیچ ربطی به منافع ملت های اسیر و بیدادرس و استثمارشده ی ایران و عربستان ندارد. مردمان دوسوی مسلمان نباید فراموش کنند که ملت های کشورهای مسلمان با این سیاست فلج سازی اراده ی آزاد توده ای، عملا ناکارا شده و رسما جزو فقیرترین و وامانده ترین انسان های جهان بوده و هستند که شایسته است علیه ریاکاران مذهبی خویش هرچه زودتر بپاخیزند.

 

پس باید هوشیار و بیدار باشیم و گول این مکاران دغل و فاسد را نخوریم و تا می توانیم به دامنه ی آگاهی ها، روشنگری ها و افشاگری های توده ای خویش بیفزائیم، اهداف ارتجاعی و سکتاریستی و ضدبشری و جاهطلبانه ی هردو سوی را محکوم کرده و همه ی سران مذهبی را مورد حمله آگاهانه فرار دهیم؛ و پرچم آزادی، برابری، نوعدوستی ها را با صمیمیت و مسالمت و احترام متقابل علیه همه زورمداران و دکانداران مذهبی بلند بالا کشیم.

بهنام چنگائی 14 دی 1394

انتشار از: