رسوایی در سفارت عربستان ،تبانی بین دو جناح حکومت!

همراهی دولت روحانی با سناریوی مبتذل
نهادهای سرگوبگر وابسته به رهبر و دولت که می خواهند ننگ حمله به سفارت عربستان و اوباشگری در آنجا را به منتقدان حکومت نسبت دهند ظاهرا نسبت به فهم ایرانیان دچار تردید هستند. بسیاری از,افراد موثر در شبکه شیرازی ها پس از جعل واژه "تشیع انگلیسی"توسط خامنه ای ، از سوی نهادهای امنیتی دستگیر شده یا به طرق دیگر تحت فشار قرار گرفته اند.

از برخی منابع شنیدم وزارت کشور دولت اعتدال ،تلاش می کند حمله به سفارت عربستان و رسوایی حاصله از آن را به حامیان یکی از مراجع تقلید منتقد نسبت دهد. آنها با این کار به خیال خود با یک تیر سه نشانه را می زنند. نخست با منحرف ساختن اذهان عمومی از عاملان و آمران این اوباش گری حکومتی ،دل رهبر را به دست می آورند. در واقع طرح این فرضیه ، پیام "آسوده باش "دولت روحانی به چماقداران رهبر است که موجب شادی ولی فقیه خواهد شد. دومین هدف از این اقدام، معرفی مقصر در حادثه اخیر برای کنترل پیامدهای منطقه ای و جهانی است. ظواهر امر نشان می دهد طراحان این رسوایی ،ارزیابی صحیحی از نتایج آن نداشته و اکنون به دنبال کاهش پیامدهای منفی آن هستند. آنها باید نمایشی از برخورد با مهاجمان ترتیب دهند. اما نمی توانند برای اراذل و اوباش حکومتی پرونده سازی کنند زیرا آنان از اصلی ترین سرمایه های رهبر برای کنترل تحرکات سیاسی در داخل کشور هستند و قربانی کردن آنان امکان پذیر نیست . پس ظاهرا تنها راه برای فرار از این مصیبت ، بدون آنکه آسیبی به چماقداران نورچشمی رهبر برسد آنست که به هر طریق ،یک عده به عنوان مقصر معرفی و مجازات شوند تا حکومت بتواند پرونده این رسوایی را ببندد. این تدبیر ،سومین هدف حکومت را نیز محقق می سازد وفرصت جدیدی برای انتقام گیری از یک مرجع تقلید منتقد و شجاع در اختیار حکومت زبون اما پر ادعا می گذارد.

حقیقت آنست که از دوران نوجوانی ،با نام سید محمد شیرازی آشنا بودم. علت این آشنایی وجود کتاب های متعدد از او در کتابخانه شخصی پدرم بود. اما نام سید صادق شیرازی را نخستین بار پس از حوادث خونبار سال هشتاد و هشت شنیدم.

در آن زمان او سخنرانی شجاعانه ای ایراد کردکه هدف آن ،افشای فریب کاری ولی فقیه و دین فروشی عوامل او بود. بعدها که رفتار دو جناح حکومتی به ویژه خشونت ورزی های دولت روحانی با اطرافیان این روحانی شجاع را مشاهده کردم بیش از پیش به ارزش کار سید صادق شیرازی پی بردم. شیرازی در واقع از کسانی در برابر ظلم حکومت دفاع کرد که رابطه خوبی با او نداشتند و در اراده برای سرکوب او و حامیانش ،همانند رهبر و نهادهای سرکوبگر بودند.پس از آشنایی با نگاه شیرازی به سیاست و رابطه آن با دین، به مطالعه برخی آثار او پرداختم. مخفی نمی کنم که با برخی تفکرات و اقدامات حامیان شیرازی موافق نیستم و در برخی یادداشت های خود نیز به آن اشاره کرده ام. اما اکنون نمی توانم به خاطر آن اختلاف نظرها در برابر توطئه کثیف دو جناح حکومتی سکوت نمایم. متاسفانه دو جناح ظاهرا متفاوت در حکومت جمهوری اسلامی ،در یک تبانی خجالت آور به دنبال قرار دادن اراذل و اوباش حکومتی در حاشیه امن و انتساب اوباشگری در سفارت عربستان به گروه شیرازی ها هستند.

در بالا اشاره کردم که در یکی دوسال اخیر برخی آثار شیرازی ها را مطالعه و برخی سخنرانی های سید صادق شیرازی را شنیده ام . آنچه در تمام این آثار و سخنرانی ها مشاهده کرده ام آنست که ضمن توجه به حقوق اساسی مردم ،حتی الامکان تلاش می شود از دخالت مستقیم در فعالیت های سیاسی -جز از باب تذکر به حکومت - خودداری و حامیان ،به فعالیت های فرهنگی-تبلیغی با حداقل رنگ و بوی سیاسی روی بیاورند. البته وقتی حکومت مستقر ، همه توان خود را صرف "دین سواری" و "مذهب فروشی "می کند طبعا روحانیون سنتی نمی توانند "نظاره گر خاموش"باشند اما از برخی طرفداران شیرازی شنیده ام توصیه او آنست که به جای ابراز مخالفت و ایستادگی در برابر رفتار حکومت،فهم خود از اسلام و تشیع را همراه با داستان های تاریخی از صدر اسلام بیان نمایند تا امکان مقایسه و نتیجه گیری برای مردم فراهم شود. در یکی از آخرین سخنرانی های سید صادق شیرازی که روز عاشورای امسال ایراد گردیده او جوانان را به فعالیت فرهنگی فرا می خواند و از آنان دعوت می کند در امور رسانه ای از جمله تاسیس شبکه های ماهواره ای فعال شوند تا بتوانند اقدامات فرهنگی و تبلیغی خویش را با اثر گذاری بیشتر انجام دهند.

نهادهای سرگوبگر وابسته به رهبر و دولت که می خواهند ننگ حمله به سفارت عربستان و اوباشگری در آنجا را به منتقدان حکومت نسبت دهند ظاهرا نسبت به فهم ایرانیان دچار تردید هستند. بسیاری از,افراد موثر در شبکه شیرازی ها پس از جعل واژه "تشیع انگلیسی"توسط خامنه ای ، از سوی نهادهای امنیتی دستگیر شده یا به طرق دیگر تحت فشار قرار گرفته اند. حامیان او هیچگاه اجازه نمی یابند حتی مراسم عزاداری را به روش مورد علاقه خود اجرا نمایند .پس چگونه می توانند در یک طراحی دقیق ،علیرغم کنترل شبانه روزی توسط نهادهای سرکوبگر ،نقشه حمله به سفارت عربستان را طراحی و اجرا نمایند؟طرفه آنکه پس از اتهام افکنی نا جوانمردانه خامنه ای به بیت شیرازی ،سخنگویان رسمی و غیر رسمی او ،تفکر شیرازی را ملغمه ای از تشیع انگلیسی و وهابیت معرفی می کردند. از سوی دیگر ،در حالی که احمد علم الهدی امام جمعه منصوب رهبر در مشهد با صراحت از عوامل حمله به سفارت عربستان حمایت می کند دست اندر کاران دولت روحانی تمام همت خود را به کار گرفته اند تا پای یک گروه از منتقدان نظام را به افتضاح سفارت عربستان باز کنند!

آنچه تعجب مرا بر می انگیزد همراهی دولت روحانی با این سناریوی مبتذل است. البته شاید ماکیاولیست های اعتدال گرا ،هدف خویش برای تنش زدایی با کشورهای منطقه را توجیه گر مظلوم کشی در این ماجرا بدانند. اما ظاهرا از این نکته بدیهی غافل هستند که تبرئه قداره بندان حکومتی از این رسوایی ،گردن آنها را کلفت تر و آنان را برای سوژه سازی در عرصه ای دیگر،تشجیع خواهد کرد. اگر دولت روحانی ،آنگونه که بسیاری از افراد می گویند مهره ای بی اراده در دست رهبر است از او انتظاری نیست. آنها بایدچیزی رابگویند که "استاد ازل گفت بگو ". اما اگر جز اینست و دولت روحانی هم قربانی اوباش گری و رانت خواری سیاسی -اقتصادی مافیای رهبر است نباید در ماجرای اخیر ، سناریوی ماجراجویانه خامنه ای و عواملش را اجرا نماید.شاید بتوان یک گروه مذهبی که وجهه همت آنان فعالیت های فرهنگی است را درماجرای اخیر متهم کرد و دل رهبر را به دست آورد اما روحانی فراموش نکند تبرئه اراذل و اوباش حکومتی ،تیز کردن چاقو علیه دولت موسوم به اعتدال نیز می تواند باشد.

 

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.