اوانجلیسم و طرح خاورمیانه بزرگ

آنچه که از زمان حمله آمریکا به افغانستان و عراق وهم اکنون تحت لوای داعش درعراق و پیشتر در سوریه به وقوع پیوسته چیزی فراتر از تصاحب نفت و ذخایر این منطقه میباشد. تمامی این جنایات و بازیهای کثیف بر پایه باورهای دینی اوانجلیسم در حال رخ دادن میباشد. نقش داعش در این بین به عنوان ابزاری بیش نمی باشد.

 

 

آنچه که در حال حاضر در خاورمیانه رخ میدهد دلیل اصلی اش وجود ذخایر عظیم نفتی در این منطقه نبوده هدف فقط حفظ امنیت اسرائیل است و پایه و اساس این مسئله نیز بر روی باورهای دینی استوار می باشد. یعنی بر پایه اعتقادات دینی مسیحیان اونجلیسم که باورهای دینی اینان تماما با اعتقادات اورتودوکس ها و کاتولیک ها متفاوت بوده و اساس آن نه بر پایه انجیل بلکه پنج کتاب مقدس تورات میباشد. و به خاطر همین قرابت زیادی با یهودیان دارند. اینها بیشتر با نام مسیحیان صهیونیست مشهور هستند. وقتی که رئیس جمهور اسبق امریکا جورج بوش خودش را به عنوان یک اوانجلیست معرفی می کند، این مسئله جای بسی تفکر دارد. ذاتا فلسفه پیدایش امریکا هم، بر پایه فصل یوحنای انجیل و کابالاهای تورات یعنی تقدیر از پیش تعیین شده و یا "منیفست دستینی" استوار می باشد . اینان بر این باورند که نظم نوینی بر دنیا حکمفرما خواهد شد که مرکزیت آن عیسی مسیح خواهد بود. ریشه این باور بر اساس تفسیر خاخام کابالیست ابن میمون در سال ۱۱۳۵ که به سال ۱۲۰۴ درمصر وفات یافت که تفسیر نوین وی از تورات بعدها توسط فیلسوف و سیاستمدار یهودی آلمانی الاصل لئوستوراووس استاد دانشگاه نیویورک و شیکاگو (۱۸۹۹-۱۹۷۳) به شکل یک فلسفه سیاسی بیان گردید. وی ادعا نمود که تا زمان تشکیل دنیای نوین امریکا بسان بیت المقدس دوم عمل خواهد نمود . برطبق این نظریه دنیا را بایستی بندگان برگزیده اداره کنند و خداوند تنها دو قوم برگزیده دارد. که از این دو قوم برای جهان آخرت، مسیحیان اوانجلیست و برای این دنیا قوم بنی اسرائیل برگزیده شده اند.

ﺗﺎرﯾﺧﭼه ﺻﮭﯾوﻧﯾﺳم مسیحی:

ﭘروﺗﺳﺗﺎﻧﯾﺳم و ﻣﺳﯾﺣﯾت ﯾﮭودی

ﺗﻘﺳﯾم ﺑﻧدی اوﻟﯾه درون ﻣﺳﯾﺣﯾت ﺷﺎﻣل ﺳه ﮔروه ﻋﻣده ارﺗدوﻛس، ﻛﺎﺗوﻟﯾك روحی و ﭘروﺗﺳﺗﺎن اﺳت و ﭘروﺗﺳﺗﺎﻧﯾﺳم را ﻣﻲ ﺗوان ﺑﺎزﮔﺷت و رﺟﻌت ﻣﺳﯾﺣﯾﺎن ﺑه ﻋﮭد ﻋﺗﯾق (ﺗورات) ﻧامید. اﯾن ﻧﮭﺿت ﺑه طور ﻣﺷﺧص ﺑﺎ «ﻣﺎرﺗﯾن ﻟوﺗر» و آراء اﻋﺗﻘﺎدی ﺟدﯾد او در ﻣﺳﯾﺣﯾت آﻏﺎز ﻣیشود. لوتر در ﯾك ﻓرآﯾﻧد طبیعی ﻣوﺟب ﭘﯾداﯾش ﺗﻐﯾﯾرات ﺑزرگی در ﻣﻔﺎھﯾم دینی ﻛﻠﯾﺳﺎی ﻛﺎﺗوﻟﯾك ﮔردﯾد. از ﻣﮭم ﺗرﯾن ﺷﺎﺧﺻه ھﺎی ﭘروﺗﺳﺗﺎﻧﯾﺳم ﺑزرﮔداﺷت ﯾﮭودﯾﺎن و ﺑرﺗر داﻧﺳﺗن ﻗوم ﯾﮭود و ﻣﺗﻌﻠق داﻧﺳﺗن ﺳرزﻣﯾﻧﮭﺎی ﻓﻠﺳطﯾن ﺗﺣت ﻋﻧوان ﺑه اﺻطﻼح «ارض ﻣوﻋود» و ﺳرزﻣﯾﻧﮭﺎی وﻋده داده ﺷده ﺑه ﻗوم ﯾﮭود از ﺟﺎﻧب ﺧداوﻧد اﺳت.
ﺑه ھﻣﯾن ﺟﮭت ﺣرﻛت اﺻﻼحی ﻟوﺗر از ﺳوی ﯾﮭودﯾﺎن ﺧدمتی در راﺳﺗﺎی ﺗﺋوﻟوژی دینی ﯾﮭود مبنی ﺑر آﻣﺎده ﺳﺎزی زﻣﯾﻧه ﺗﺣﻘق ﺑﮭﺷت زﻣﯾﻧﻲ ﻛ ه ﻻزﻣه آﻣدن ﻣﺳﯾﺢ ﺑود تلقی ﮔردﯾده اﺳت.
ﭘروﺗﺳﺗﺎﻧﯾﺳم، مسیحیتی اﺳت ﻛه ﺑﻧﯾﺎدھﺎ و ﺷﺎﻟوده ھﺎی آن ﯾﮭودیت اﺳت و ﺷﺎﯾد اﯾن ﻧظرﯾه ﺑ ه ﻧﺣوی ﺑﯾﺎﻧﮕر ﭘﯾداﯾش ﻣﺳﯾﺣﯾت ﯾﮭودی ﺑود.

 ﭘﯾورﺗﯾﺎﻧﯾﺳم و ﻣﺳﯾﺣﯾت ﺻﮭﯾونیستی:

ﺗﺣول ﺑﺎور مسیحی ﯾﮭودی و ﺗﺑدﯾل آن ﺑه ﻣﺳﯾﺣﯾت ﺻﮭﯾونیستی بهﻋﻧوان اﯾدﺋوﻟوژی ﭘروﺗﺳﺗﺎﻧﮭﺎی ﻗرون ﻣﯾﺎﻧه ﺗوﺳط ﭘﯾورﯾﺗﺎﻧﮭﺎ ﺻورت ﭘذﯾرﻓت. اﯾن ﻓرﻗه از ﭘروﺗﺳﺗﺎن ﻛه ﺳﺎﺧﺗﺎر ھﻧﺟﺎرھﺎی اﺧﻼقی آن ﺗﻣﺎﻣﺎ ﻣطﺎﺑق ﺑﺎ ﺗورات ﺑود بهﻋﻧوان ﯾﮭودﯾﮕری انگلیسی ﺷﻧﺎﺧﺗه ﻣﻲ ﺷد اﯾن ﮔروه ﺣﻣﺎﯾﺗﮭﺎی اﺳﺗراﺗژیکی از ﯾﮭودﯾﺎن زﻣﺎن ﺧود به ﻋﻣل آوردﻧد آن زﻣﺎن ھﯾﭻ ﯾﮭودی در اﻧﮕﻠﺳﺗﺎن وﺟود ﻧداﺷت، زﯾرا ﭘﺎدﺷﺎه در ﻗرن ۱۳ ھﻣه ﯾﮭودﯾﺎن را به ﺟرم «رﺑﺎﺧواری و اﺳﺗﺛﻣﺎر ﻣردم» از ﻛﺷورش اﺧراج ﻛرده ﺑود اﻣﺎ ﺑﺎ ﺳرﻧﮕونی ﭘﺎدﺷﺎه اﻧﮕﻠﯾس و ﻗدرت ﮔرﻓﺗن ﭘﯾورﯾﺗﺎﻧﮭﺎ دﯾدﮔﺎه ﺟدﯾدی ﻧﺳﺑت به ﯾﮭودﯾﺎن اﯾﺟﺎد ﺷد. اﯾن ھواداری ھﺎ به داﺧل ﻣرزھﺎی اﻧﮕﻠﯾس ﻣﺣدود ﻧﺷد و در ﺳﺎل ۱۶۲۰ اوﻟﯾن ﻛﻠونی ﭘﯾورﯾﺗﺎنی در ﻣﺎﺳﺎﭼوﺳت آﻣرﯾﻛﺎ اﯾﺟﺎد
ﺗﺎ ﻗﺑل از ﺟﻧﮓ ﺟﮭﺎنی دوم ﺷﻌﺎر این مکتب ﺑﺎزﮔﺷت به اﻧﺟﯾل و ﺗﻐﯾﯾر ﺟﺎﻣﻌه ﺑﺎ ﺗﺣول ﻓرهنگی ﺑود ﻛه ھدف آﻧﮭﺎ به وﺟود آوردن ﺣﻛوﻣت در آﻣرﯾﻛﺎ ﺑر ﻣﺑﻧﺎی ﺑﻧﯾﺎدھﺎی اﻧﺟﯾل ﺑود اﻣﺎ ﺑﻌد از ﺟﻧﮓ دوم ﺟﮭﺎنی ﺑﻧﯾﺎدﮔراﯾﺎن آﻣرﯾﻛﺎیی ﺧود را «ﻣﺑﻠﻐﺎن اﻧﺟﯾل» ﯾﺎ اواﻧﺟﻠﯾﺳم ﻣﻌرﻓﻲ ﻛردﻧد

اﺻول ﻓﻛری ﻣﺳﯾﺣﯾت ﺻﮭﯾونیستی:

اﯾﺷﺎن ﺑر اﯾن ﺑﺎورﻧد ﻛه ۷ ﮔﺎم ﺑﻠﻧد در ﭘﯾﺷﮕویی ھﺎی ﻛﺗﺎب ﻣﻘدس ﺑرای آﯾﻧده ﺟﮭﺎن ﻣطرح اﺳت

ﺑﺎزﮔﺷت ﯾﮭودﯾﺎن به ﻓﻠﺳطﯾن

 ﺗﺄﺳﯾس دوﻟت ﯾﮭودی

 ﺟﮭﺎنی ﺑودن ﻣواﻋظ اﻧﺟﯾل ﻛه ﺷﺎﻣل اﺳراﺋﯾل ھم ﻣﻲ ﺷود.

 ﺳرﺧوشی ﻣؤﻣﻧﺎن ﻛﻠﯾﺳﺎ وﻗﺗﻲ وارد ﺑﮭﺷت ﻣﻲ ﺷوﻧد.

رﻧﺞ و محنت ۷ ﺳﺎله ﻣؤﻣﻧﺎن ﺑﺎﻗﻲ ﻣﺎﻧده و ﯾﮭودﯾﺎن ﺳﺗم دﯾده که ﺳراﻧﺟﺎم ﺧوﺑﺎن ﺑر ﺿد ﻧﯾروھﺎی ﺿد ﻣﺳﯾﺢ جنگی به راه ﺧواھد اﻧداﺧت.

 ﻧﺑرد آرﻣﺎﮔدون در دﺷت ﻣﺟد و در اﺳراﺋﯾل ﺑرﭘﺎ ﺧواھد ﺷد.

ﺷﻛﺳت ﺿد ﻣﺳﯾﺢ و ارﺗش او و به دﻧﺑﺎل آن اﯾﺟﺎد ﭘﺎدﺷﺎهی ﺳرﺷﺎر از ﺻﻠﺢ ﻣﺳﯾﺢ به ﻣرﻛزﯾت اورﺷﻠﯾم ﻛه اﯾن ﭘﺎدﺷﺎھﻲ را ﯾﮭودﯾﺎنی ﻛه ھﻣﮕﻲ ﻣﺳﯾﺣﻲ ﺷده اﻧد و ﻧﯾز ﻣﺳﯾﺣﯾﺎن ﻣؤﻣن اداره ﺧواھﻧد ﻛرد

از ﻧظر اﯾن ﺟﻧﺑش ﺑﺎور ھﻔت ﻣرﺣﻠه ای ﺑودن ﭘﺎﯾﺎن ﺗﺎرﯾﺦ ﻣﺳﺗﻠزم ﺗﺣﻘق ﺣوادثی اﺳت ﻛه ﺑﺎﯾد ﺗﺎ ظﮭور دوﺑﺎره ﻣﺳﯾﺢ ﺑه وﻗوع ﭘﯾوﻧدد و وظﯾﻔه دینی ﭘﯾروان اﯾن ﻣﻛﺗب آن اﺳت ﻛه ﺑرای ﺗﺳرﯾﻊ در عملی ﻛردن اﯾن ﺣوادث ﺗﻼش ﻛﻧﻧد. اﯾن ﺣوادث ﻋﺑﺎرﺗﻧد از:

ﯾﮭودﯾﺎن از ﺳراﺳر ﺟﮭﺎن ﺑﺎﯾد به ﻓﻠﺳطﯾن آورده ﺷوﻧد و ﻛﺷور اﺳراﺋﯾل در ﮔﺳﺗره ای از ﻧﯾل ﺗﺎ ﻓرات به وﺟود آﯾد ﻓﻘط ﯾﮭودﯾﺎنی ﻛه به اﺳراﺋﯾل ﻣﮭﺎﺟرت ﻛﻧﻧد اھل ﻧﺟﺎت ﺧواھﻧد ﺑود.

 ﯾﮭودﯾﺎن ﺑﺎﯾد ﻣﺳﺟداﻻقصی و ﻣﺳﺟد ﺻﺧره در ﺑﯾت اﻟﻣﻘدس را ﻣﻧﮭدم ﻛﻧﻧد و به ﺟﺎی اﯾن دو ﻣﺳﺟد ﻣﻘدس ﻣﺳﻠﻣﺎﻧﮭﺎ ﻣﻌﺑدی ﺑزرگ ﺑﻧﺎ ﻛﻧﻧد.

روزي ﻛه ﯾﮭودﯾﺎن اﯾن دو ﻣﺳﺟد را ﻣﻧﮭدم ﻛﻧﻧد ﺟﻧﮓ ﻣﻘدس آرﻣﺎﮔدون به رھﺑری آﻣرﯾﻛﺎ و اﻧﮕﻠﯾس آﻏﺎز ﻣﻲ ﺷود و در اﯾن ﺟﻧﮓ ﺗﻣﺎم ﺟﮭﺎن ﻧﺎﺑود می ﺷود.

روزی ﻛه آرﻣﺎﮔدون آﻏﺎز ﺷود ﺗﻣﺎم ﻣﺳﯾﺣﯾﺎن ﭘﯾرو اﻋﺗﻘﺎدات «عملی ﻛردن ﺧواﺳﺗﮫ ھﺎی ﻣﺳﯾﺢ» ﻛه ھﻣﺎن ﻣﺳﯾﺣﯾﺎن «ﺗﺎزه ﺗوﻟد ﯾﺎﻓﺗه» ھﺳﺗﻧد ﻣﺳﯾﺢ را ﺧواھﻧد دﯾد و ﺳﻔﯾﻧه ﺑزرﮔﻲ آﻧﮭﺎ را از دﻧﯾﺎ به ﺑﮭﺷت ﻣﻧﺗﻘل ﻣﻲ ﻛﻧد آﻧﮭﺎ در آﻧﺟﺎ ھﻣراه ﻣﺳﯾﺢ ﻧظﺎره ﮔر ﻧﺎﺑودی ﺟﮭﺎن و ﻋذاب ﺳﺧت در اﯾن ﺟﻧﮓ ﻣﻘدس ﺧواھﻧد ﺑود.

 در ﺟﻧﮓ آرﻣﺎﮔدون زﻣﺎنی ﻛه ﺿد ﻣﺳﯾﺢ در ﺣﺎل ﭘﯾروز ﺷدن اﺳت ﻣﺳﯾﺢ ھﻣراه ﻣﺳﯾﺣﯾﺎن ﺗﺎزه ﺗوﻟد ﯾﺎﻓﺗه در ﺟﮭﺎن ظﮭور ﺧواھﻧد ﻛرد و ﺿد ﻣﺳﯾﺢ را ﺷﻛﺳت ﻣﻲ دھد و ﺣﻛوﻣت ﺟﮭﺎنی ﺧود را در ﺑﯾت اﻟﻣﻘدس ﺑرﭘﺎ ﻣﻲ ﺳﺎزد. ﻣﻌﺑدي ﻛه ﻣﺳﯾﺣﯾﺎن و ﯾﮭودﯾﺎن ﻗﺑل از ﺟﻧﮓ به ﺟﺎی دو ﻣﺳﺟد ﺻﺧره و ﻣﺳﺟداﻻقصی ﺳﺎﺧﺗه اﻧد ﻣﺣل ﺣﻛوﻣت ﺟﮭﺎنی ﻣﺳﯾﺢ ﺧواھد ﺑود.

 دوﻟت ﺻﮭﯾونیستی اﺳراﺋﯾل به ﻛﻣك آﻣرﯾﻛﺎ و اﻧﮕﻠﯾس ﻣﺳﺟداﻻقصی و ﻣﺳﺟد ﺻﺧره را ﻧاﺑود ﺧواھﻧد ﻛرد.

مایکل اونس در ارتباط با خاورمیانه به ۴۸۲ پیشگویی اشاره نموده است.
The American Prophecies/ Micheal D. Evance

تحولات اخیر منطقه:

آنچه که از زمان حمله آمریکا به افغانستان و عراق وهم اکنون تحت لوای داعش درعراق و پیشتر در سوریه به وقوع پیوسته چیزی فراتر از تصاحب نفت و ذخایر این منطقه میباشد. تمامی این جنایات و بازیهای کثیف بر پایه باورهای دینی اوانجلیسم در حال رخ دادن میباشد. نقش داعش در این بین به عنوان ابزاری بیش نمی باشد.
جمعیت مسلمانان دنیا تقریبا یک میلیارد و شش صد میلیون نفر هست که به دو شاخا تقسیم میشوند: شیعه و سنی
گروه کوچک شیعه که در راس آن ایران و شاخه بزرگ دوم یعنی سنی که به سه زیرشاخه تقسیم میشود.
سلفی، اشعری، حنفی که داعش از این سه گروه در داخل سلفی یا همان وهابی های عربستان جای می گیرند.
برای پیدایش داعش بایستی زمینه های لازمه مهیا می شد و این زمینه همان ترور بود. یعنی قبل از اینکه داعش وارد عراق بشود به واسطه رعب و وحشت ناشی از ترور زمینه های لازم را فراهم کردند. و انسانها را به آن سو هدایت کردند که همه یک صدا گفتند . هر کسی می خواهد بیاید فقط مارا از این کابوس ترور و وحشت نجات دهد. رفته رفته با سرکوب سنی ها نفرت از شیعه شعله ور شد.
در اینجا بد نیست به این نکته اشاره کنیم، زمانیکه امریکا عراق را اشغال کرد در وهله نخست سراغ بانک مرکزی و یا کاخ ریاست جمهوری صدام نرفت بلکه ارتش امریکا سراغ کتابخانه ابوغریب و موزه بغداد رفت و تمام اسناد و کتابهای قدیمی را به آریزونا انتقال داد. می گویند امریکا در عراق شکست خورد و به غیر از خسران و زیان چیزی به دست نیاورد. هدف امریکا پیروزی و یا شکست نبود هدف اصلی اش بی ثبات کردن منطقه بود. تا پروژه اصلی پیاده شود.
امروز تعداد کلیسای اوانجلیست در بغداد نزدیک به صد و شصت عدد است که در زمان صدام حسین تعدادش فقط سه عدد بود. نقشه مرزهای خاورمیانه را که بعد از جنگ جهانی اول ترسیم کرده بودند دوباره میخواهند ترسیم کنند و از گفتن این مسئله نیز هیچ ابایی ندارند.
برخلاف آنچه در ظاهر دشمنی اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران دیده می شود اوانجلیست ها خواهان توانمندی ایران در دستیابی به سلاح های اتمی هستند. و نشان دادن نگاه های خصمانه ایران و اسرائیل در ظاهر نسبت به همدیگر سرپوش گذاشتن بر این خواسته شان هست. به عبارتی قدم نخست ایجاد شکاف و دشمنی های عمیق بین شاخه ها و گروه های درون خود اسلام می باشد.
سال ۲۰۰۳ رانت کورپوریشن گروه مشاور سیا در گزارش خود مینویسد دیگر وقت آن رسیده است که اسلام در درون خود بجنگد. همان چیزی که در عراق مالکی و در سوریه بشار اسد زمینه های آن را فراهم نمودند. موساد حافظ اسد را بر تخت نشاند و نمی خواهد به این زودی بشار اسد را از صحنه خارج نماید، بلکه هدف تقسیم سوریه و عراق است یعنی د ر مجاورت اسرائیل ایجاد مناطقی تحت عناوین کردستان و دولت سنی و در نهایت یک منطقه شیعی می باشد. قدم بعدی الحاق منطقه کرد نشین ایران و ترکیه به کشور تازه تاسیس کردستان عراق و تشکیل کردستان بزرگ هست
میان پرانتز از بین دو فرزند پسر حافظ اسد ، بشار اسد نسبت به آصم اسد از دید موساد مطلوبتر بود روی این اصل بر خلاف انتظار همه که بعد از حافظ اسد در انتظار به قدرت رسیدن آصم اسد در سوریه بودند، به طرز ناباورانه ای آصم در جریان یک تصادف اتومبیل کشته می شود و بدینسان گزینه مطلوب موساد یعنی بشار اسد به قدرت می رسد.
نکته مهم دیگری که می توان بدان اشاره نمود عبارت از اینست ساکنین کردستان عراق تنها بارزانی ها نیستند بلکه کوردهای دیگری نیز سکونت دارند که از بین اینها و با یاری موساد بارزانی ها توانستند زمام امور را در دست بگیرند. حتی به روایاتی بارزانی ها را جزء یهودیان کابالیست می دانند.
سوالی در اینجا به ذهن خطور میکند. آیا این تقسیم بندی جدید به نفع جمهوری اسلامی است ویا بهتر بگوئیم آیا جمهوری اسلامی ایران خواهان یکپاچگی سوریه و عراق و یا تجزیه این دو کشور میباشد؟
برخلاف ادعای رژیم، نظام جمهوری اسلامی همواره زمینه های تجزیه این دو کشور را فراهم کرده است. در این مورد توجه به ادعاهای جدید اسنودن خالی از لطف نخواهد بود.

ادعای اسنودن درباره داعش:

ادوارد اسنودن، افشاگر معروف اسناد اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ابوبکر البغدادی نتیجه همکاری اطلاعاتی آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی است. منابع دیگر می‌گویند "داعش" از سوی نظام های سوریه، جمهوری اسلامی و عراق حمایت می شود.

به گزارش خبرگزاری سومریه نیوز عراق، ادوارد اسنودن، کارمند سابق آژانس امنیت ملی آمریکا و افشاگر اسناد طبقه‌بندی شده این آژانس فاش کرد ابوبکر البغدادی، رهبر داعش ساخته و پرداخته همکاری‌های امنیتی میان سازمان اطلاعات انگلیس، آمریکا و سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) است.
وی گفت: همکاری میان این سه سازمان شرایط را برای ظهور پدیده‌ای به نام دولت اسلامی عراق و شام (داعش) فراهم کرد.
بنا به گفته اسنودن همکاری میان آژانس‌های امنیتی و جاسوسی این سه باعث شده تا شبکه‌ای تروریستی به نام داعش شکل بگیرد که توانایی جذب افراد تندرو و افراطی از سراسر جهان را داشته باشد.
به استناد مطالب فاش شده توسط اسنودن این طرح براساس نقشه‌ای از پیش طراحی شده با نام "لانه زنبور" اجرا شده است که از نقشه‌های پیشین سازمان اطلاعات انگلیس برای حمایت از اسرائیل بوده است.
این نقشه توسط آژانس امنیت ملی آمریکا و دو هم‌ پیمان آن اجرا شده و براساس آن مقرر شده تا دینی جدید با نشانه‌ها و نمادهای اسلامی شکل بگیرد که در بردارنده احکام افراطی باشد. از خصوصیات دین جدید این است که هرگونه تفکر غیر همسو یا مخالفی را برنتابد و از بین ببرد

عبدالرحمن الراشد در مفاله خود تحت عنوان "ایران، دشمن ظاهری و همپیمان پنهانی داعش " اذعان می کند:
گروه "داعش" زمانی که رژیم اسد در شرف سرنگونی بود به طور ناگهانی از سرزمین سوخته سوریه سر برآورد. این ظهور که منجر به جنگ علیه مخالفان مدنی در سوریه شد، جامعه بین المللی را از جایگزین شدن تروریست به جای بشار اسد ترساند و رژیم او را نجات داد.
سناریوی سوریه این بار در عراق تکرار می شود. نوری مالکی که به شدت به رژیم ایران نزدیک است، در پی اجماع رهبران شیعه و سنی عرب از یک سوی و رهبران کرد از سوی دیگر، در آستانه از دست دادن حق نامزد شدن مجدد برای نخست وزیری عراق بود. "داعش" اما با سربرآوردن ناگهانی و به کنترل درآوردن موصل، دومین شهر بزرگ و مستحکم ترین شهر عراق از لحاظ نظامی، بار دیگر ستاره مالکی درخشید تا خود را به عنوان رهبر لازم برای این نقطه عطف تاریخی به منظور رویارویی با تروریسم سنی مطرح کند.
تجربه سوریه و عراق نشان داده است جهت تجزیه کشورهای منطقه که اتنیک های قومی متفاوتی در آنها ساکن هستند، ابتدا بایستی سیاست سرکوب این اقوام و محروم کردن آنها از حقوق ابتدائی شان اعم از جعل تاریخ و هویت فرهنگی و محدودیت های تحصیل به زبان مادری و سیاست آسیمیلاسیون آنها به نحوی که زمینه های تحریک و قیام آنها بر علیه سیستم مرکزی فراهم شود. به دنبال فراهم شدن این زمینه ها، مرحله ایجاد رعب و وحشت از طریق ترور و بمب گذاری در اماکن عمومی و سپس هجوم تروریسم دست پرورده بیگانه به کشور و ایجاد شرایط بی ثباتی لازمه جهت نیل به هدف اصلی یعنی تجزیه کشور فرا میرسد. با این توصیفات در آینده ای نه چندان دور بایستی شاهد پیاده شدن این دوکترین در وهله اول در ترکیه باشیم، چرا که در ارتباط با کوردهای ساکن ترکیه از مدت های مدید بستر لازمه را آماده کرده اند. در این امر همچنانکه جمهوری اسلامی ایران در عراق و سوریه و افغانستان رل مهمی را بازی کرد وارد عمل خواهد شد . البته گرچه در جهت نیل به اهداف شوم غرب رژیم ایران به خاطر حفظ بقای چند روزه خود نقش مهمی را به صورت متحد وی بازی نموده است. اما در نهایت خود نیز از این دسیسه یارای فرار نخواهد داشت و تجربه تاریخ هم گواه بر این موضوع می باشد که آخوند جهت حفظ بقای خود دست به هر اقدام خائناننه ای می زند و در این راه حتی حاضر به همکاری با غرب جهت تجزیه کشور خواهد شد ، گر چه سیاست کنونی رژیم در سرکوب گروههای قومی ساکن ایران نیز گواه بر این موضوع می باشد.

تکلیف کوردستان بزرگ چه خواهد شد؟

در همچون پروسه هایی در وهله اول مزدور را محو و نابود می کنند. غرب ریاکار است، وقتیکه به اهداف پلیدش دست یافت اولین قربانی هایش کورد ها خواهند بود. همان هایی که طبل جدایی از عراق و سوریه را کوبیدند و زمینه های لازمه را برای تشکیل دولت کوردستان بزرگ را فراهم آوردند. اگر امروز اسرائیل خود را برای به رسمیت شناختن کشور کوردستان آماده می سازد، کورد بایستی بداند که این مسئله ابزاری گذرا در دستان افکار بیمار مجریان طرح دولت اسرائیل بزرگ بوده و در زمان مقتضی اثری از کوردستان بزرگ نیز نخواهد ماند.
images
رژیم جمهوری اسلامی ایران و هر آن کس که حقوق ملل ساکن کشور ایران را نادیده میگیرد و خواسته این ملل را در رابطه با حقوق ملی شان از جمله تحصیل به زبان مادریشان را به نشانه تجزیه طلبی قلمداد می کند، در واقع خود دسیسه و امکانات لازمه را برای تجزیه کشور فراهم میکند. سرکوب ملل ساکن کشور از جمله مبارزه بر علیه زبان های مادری، حذف اسم بلوچستان از اسناد دولتی از جمله اقدامات خائنین و تجزیه طلبان و مجریان طرح خاورمیانه بزرگ می باشد.
پروژه خاورمیانه بزرگ در جهت تضعیف و تقسیم و تجزیه کشورهای منطقه به شکل کشورهای کوچک در جهت احیای کشور قدرتمند و بزرگ اسرائیل آتی می باشد. جمهوری اسلامی ایران عملا در سوریه و عراق و افغانستان زمینه های این امر را فراهم کرده است و دیر یا زود با کاشتن بذور نفاق و سرکوب در بین اتنیک های ساکن ایران، امکان تجزیه کشور را خواهد کرد. تجزیه کشورهای همجوار نیز گواه بر این موضوع است.در آینده ای دور و یا نزدیک بایستی شاهد جدایی بخشی از کشور ایران نیز به شکل اقلیم خود مختار کوردستان باشیم تا به تدریج خود را به کشور کوردستان بزرگ خاورمیانه یعنی شریک وهم پیمان اسرائیل پیوند دهد، البته در کنار کوردستان ایران به احتمال زیاد شاهد پیدایش بخش مستقلی هم برای رژیم شیعه ایران و در نهایت مناطق کوچک و ناامن پراکنده در نقشه کنونی ایران خواهیم شد. گرچه رژیم ایران برای چند روز بقای بیشتر خود، در جهت اهداف غرب و موازی با آن عمل نموده است و در راه تجزیه و بی ثباتی کشورهای منطقه با آمریکا و اسرائیل همکاری های لازمه را داشته است، اما در نهایت نوبت خود وی نیز خواهد رسید.
مایکل اونس در کتاب خود می نویسد برطبق باور اوانجلیسم برای ظهور عیسی مسیح به ترتیب بایست پیش گویی های تورات اتفاق بیافتد و یا در واقع بایستی این پیش گویی ها به مرحله اجراء گذاشته شوند.

بایستی دولت اسرائیل برپا شود.

اسرائیل بایستی صاحب توانایی اتمی گردد.

از سراسر جهان بایستی موسویون به سمت سرزمین مقدس وارد شوند.

 معبد سوم سلیمان بایستی برپا شود که جهت اینکار ابتدا بایستی مسجد اقصی تخریب شود.

نمونه هایی از پیشگویی های تورات:

تورات خطاب به فلسطینیان میگوید شما برای تصاحب مال و ثروت قوم بنی اسرائیل را از سرزمینشان بیرون راندید، بنگرید که چگونه همان بلا را سر خود شما خواهم آورد. و همه گان شاهدند که چگونه یهودیان سرزمین فلسطین را به اشغال خود در آوردند
رابرت ویلیامز مامور سیا در کتاب خود بنام نظم دنیای آخر می نویسد: اسرائیل مرکز حکومت خداوند خواهد شد اگر مردم امریکا اختیار حکومت خود را به دست خود نگیرند در نهایت عناصر دیوانه ماشین صهیونیست بشریت را نابود خواهد کرد
گرچه خیلی از ماها به اینگونه خرافات اعتقادی نداریم اما افراد بیمار و قدرتمندی همچون بوش بر سر قدرت هستند که بر پایه این باورهای بنیادگرابشریت را بسوی نابودی می کشانند. همان کسانی که برای فراهم کردن ظهور مهدی و یا مسیح دنیا را بسوی روز قیامت و یا جنگ آرماگدون سوق می دهند.
نمونه دیگری از پیش گویی های تورات که در حال حاضر به مرحله اجراء در می آید بیان تخریب نینوا از طرف خداوند میباشد یعنی همان چیزی که آلان داعش در تخریب موصل یعنی نینوا انجام میدهد
بر طبق اسکاتولوژی یهود یا همان ایمان به روز قیامت نبرد آرماگدون بین موسویان با گوگ و موگ یا همان به تعبیر قران یجوس و مجوس منجر به پیروزی و اقتدار هزار ساله قوم یهود بر جهان خواهد شد. حال این باور دینی یهود در دستان حاکمان بیمار اونجلیست تبدیل به یک فلسفه سیاسی شده است که دیوانه وار در راه اجرای آن کوتاهی نمی کنند. و این همان فلسفه وجودی آمریکا یعنی تقدیر از پیش تعیین شده است. و امریکا در این تعبیر به مثابه بیت المقدس نوین میباشد. که وظیفه اش تا مرحله تشکیل حکوت اصلی مسیح موعود در سرزمین موعود، اداره جهان میباشد.

 

توضیح: این نوشته را در تاریخ 13.07.2014 تهیه و در وبلاگ شخصی خودم نشر کرده بودم.

https://mahmedizade.wordpress.com/2014/07/13/1279/

ﻣﻧﺎﺑﻊ:

ﭘروﺗﺳﺗﺎﻧﯾﺳم، ﭘﯾورﯾﺗﺎﻧﯾﺳم و ﻣﺳﯾﺣﯾت ﺻﮭﯾونیستی/ ﻧﺻﯾر ﺻﺎﺣب ﺧﻠق
ﺻﮭﯾوﻧﯾﺳم: ﻧوزایی، اﺳﺗﻘرار، ﻓروﭘﺎشی/ اﺣﻣد ﺳروش ﻧژاد
ﺑﻧﯾﺎدھﺎی ﺳﯾﺎسی ﺟﻧﺑش ﺻﮭﯾوﻧﯾﺳم مسیحی و اﻧﮕﺎره ھﺎی ﻣوﻋود ﮔرایی/ ﻣﺣﺳن ﻗﻧﺑری آﻻﻧق
ﺗدارك ﺟﻧﮓ ﺑزرگ/ ﮔرﯾس ھﺎل ﺳل/ ﺗرﺟﻣﮫ ﺧﺳرو اﺳدی
Evanjelism / Ramazan Kurtoğlu
The Revenge of Geography / Robert D. Kaplan
The American Prophecies/ Micheal D. Evance

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقا وسط دعوا نرخ تعيين نكن، پروتستان و آوانجليسم فرق دارند و هيچ كدام فارسى نيستند. بايد به حداد عادل بگيم كه معادل فارسى برايش درست كنند بعداً به احمدى زاده گير بديم كه معادل فارسى اش را استفاده كند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این نوشته بی محتوا رونوشتی از اباطیل نویسندگان رژیمی وابسته به وزارت اطلاعات است که در کیهان شریعتمداری و خبرگزاری سپاه پاسداران و مانند آن قلم میزنند. اینکه همه جنگها و فتنه ها زیرسر یهودیان است و شیکه های مخفی هستند که فقط امثال اقای محمداحمدی زاده از انها خبر دارند! و... تبلیغات قدیمی و نخنما شده جمهوری اسلامیست که حالا این اقای اخمدی زاده انها را به عنوان کشفیات خودش در این سایت گذاشته. اینطور نوشته هایی فقط سطح این سایت آزاد را تا حد یک هجونامه مبتذل اخوندی پایین میاورند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اول یاد بگیر معادل فارسی اوانجلیسم در فارسی چیست و بعد گستخانه بفارسی بنویس . زبان فارسی را شما ترکها خرابتر کردید تا عربها . پروتستان و کاتولیک در زبان مذهبی ایران مرسوم هستند .
تصویر محمد احمدی زاده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان، این مقاله را تقریبا یک سال و نیم پیش، گردآوری کرده بودم و اندکی هم نظرات شخصی خودم را نیز به آن اضافه نموده بودم. گرچه گذشت زمان، نادرست بودن برخی از موارد ذکر شده در آن را هم نشان داد.

ازعزیزانی که با ازائه کامنت های ارزنده خود زینت بخش نوشته ام شدند تشکر می کنم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اولاً پروتستانيسم شاخه واحدى نسيت و لوتر بنيانگذار آيين پروتستان شديداً ضد يهودى بوده است و مواضع ضد يهودى اش در نوشتارهايش موجود است. دوماً اشعري گرى و سلفى گرى مكتب فكرى هستند و سنى ها در چهار گروه حنفى، مالكى، شافعى و حنبلي قابل تقسيم هستند كه اتفاقاًً فقه حنفى و شافعى كمترين سمپات را به سلفى گرى و داعش دارد و بيشترين سمپات به داعش و بنياد گرايى اسلامى از ميان وابستگان فقه حنبلى و مالكى است. اين مقاله اشكالات زيادى دارد، براى نوشتن در اين موضوع بايد از فقه و تاريخ اسلام، مسيحيت و يهوديت دانشى حداقلى را دارا بود كه متاسفانه شما هنوز تقسيم بندى اين أديان را هم نمى دانيد. بنظر مى رسد كه نبايد آچار فرانسه بود، هر چند كه ما ايرانيها شديداً در توهم آچار فرانسه بودن هستيم. شايد هم مرضى جهانشمول باشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در مورد اینکه تحولات اخیر در خاورمیانه چیزی فراتر از تصاحب منابع عظیم نفت و گاز میباشد با شما موافقم، ذکر یک واقعیت را خالی‌ از فایده نمی‌بینم، """ افت قیمت‌های نفت پروژهٔ اوانجلیسم را به نوعی به شکست کشاند """ این شکست در چه ابعادی بود؟ ۱- دیگر دولت جامعه جماعت شاهنامه خوان، کاپیتال لازم برای جنگ افروزی در سطح وسیع را ندارد. ۲- تضعیف اقتصاد روسیه، حمایت مالی‌ روسیه از ارمنستان، ارامنه ایران و ارامنه سوریه را که بسان واسطه و کاتالیزر بین دولت شیعه جامعه جماعت شاهنامه خوان و روسیه فعال هستند را از کارایی انداخته. ۳- سیل مهاجران خاورمیانه بسوی اروپا، کشور‌های اوروپائی را از خواب بیدار کرد و کشور ترکیه نقش اساسی‌ در گشودن چشمان اوروپائیان به عواقب سیاست‌های اوانجلیسم داشت. "" تغییر سیاست "" با افت قیمت نفت، کشور‌های " روسیه، ارمنستان، دولت جامعه جماعت شاهنامه خوان ایران، رژیم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بعضیها، .... درک مطلب بالا را ندارند. بیخودی فلسفه بافی میکنند. یکی از ابزار های صهیونیسم جهانی که جنازه سوسیالیسم واقعا موجود را بر زمین زد، و سوسیالیستهای روسی و پیروانش را تیم کرد، همین اسلام افراطی بود. اسلامی که در جنگ سی ساله افغانستان، روسها را به زانو در آورد. همین اسلام افراطی به نام "داعش" که خاورمیانه را به بهانه کردستان بزرگ بخاک و خون میکشد، در واقع اولین قربانیان همین نقشه، خود اکراد خواهند بود. چون بنا به نقشه های مهندسی شده غرب، اکراد که در مقابل مردم منطقه، علیه عربها، تورکها، و سایر گروههای ملی میجنگند، اگر روزی دول غربی، بنا برمصلحتی دست از حمایتشان بردارند، اکراد به وضعیت بدتر از این دچارخواهند شد. ....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
قسمتهایی از مطالب مقاله بالا درست ومنطقی وبقیه غلط وغیرواقعی است، موساد حافظ اسد را به قدرت رساند؟! اصلا یعنی چی این دیگر ازآن حرفها است، بنیاد گرایی اسلامی در منطقه به دوران جنگ سرد برمی گردد، در اواسط دهه 70 میلادی سازمان سیا طرحی به نام خط سبز را اجرا کرد که هدفش اسلامیزه کردن خاورمیانه وجلوگیری ازنفوذ شوروی در منطقه بود برای همین به خط سبز معروف شد که این طرح به انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران همزمان شد وامپریالیسم آمریکا بادیگر امپریالیستها برسر به قدرت رسیدن خمینی توافق کردند،وثمره 37 سال عمر جمهوری اسلامی جنگ فرقه گرایانه مذهبی وبنیاد گرایی ودر نهایت داعش است ،داعش فرزند جمهوری اسلامی هست، بعد این آرماگدون و کابالیستها ومسیحیان صهیونیست از اساس مزخرف وپرت وپلا های مذهبی هستند، وآقای نویسنده طوری میگویند که انگار این مزخرفات اساس سیاستهای امپریالیسم آمریکا هستند که چنین نیست، قدرتهای