فرمان اعدام‌های روزافزون، کشتار سگان ولگرد شیراز، قرآن سوزی و .... از یک جا آمد

باندهای جهل و جنایت حاکم بر ایران از یک سو می خواستند با اعدام‌های گسترده زهر چشمی از مردم به ستوه آمده‌ی داخل کشور بگیرند تا بعد از امضاء توافق هسته‌ای، زحمت‌کشان و محرومان ایران‌زمین که محتاج شام شب‌اند، نپرسند که چی شد؟ شما طی چند دهه گذشته میلیاردها دلار از حق و حقوق ما را صرف هزینه این دیگ‌ها کردید و تا دیروز "حق مسلم ما" بود و امروز سیمان‌هایی که باید برای ساختن یک چهار دیواری برای بی‌سرپناه‌هان بکار رود، برای پُر کردن این دیگ‌ها بکار رفت و تازه ما باید برای میلیاردها دلارِ از دست رفته جشن

فایل صوتی- تصویری


لطفاً به سئوالی که در ذیل همین صفحه مطرح شده، توجه فرمائید.

متن پیاده از فایل صوتی- تصویری فوق

 این‌بار می خواهم به چند شگرد باندهای حاکم بر ایران که خودمان هم ناخواسته در آن دخیلم، اشاره کوتاهی داشته باشم.

طی مدتی که مذاکرات هسته‌ای در کشور مدافعان ظاهری حقوق بشر و پرچمداران مبارزه با تروریزم جریان داشت، بالای دو هزار انسان، اعم از زن و مرد، و از پیر و جوان در ایرانِ تحت حاکمیت پاسداران جهل و جنایت اعدام شدند. همین اواخر، باندهای جهل و جنایت حاکم بر ایران از یک سو می خواستند با اعدام‌های گسترده زهر چشمی از مردم به ستوه آمده‌ی داخل کشور بگیرند تا بعد از امضاء توافق هسته‌ای، زحمت‌کشان و محرومان ایران‌زمین که محتاج شام شب‌اند، نپرسند که چی شد؟ شما طی چند دهه گذشته میلیاردها دلار از حق و حقوق ما را صرف هزینه این دیگ‌ها کردید و تا دیروز "حق مسلم ما" بود و امروز سیمان‌هایی که باید برای ساختن یک چهار دیواری برای بی‌سرپناه‌هان بکار رود، برای پُر کردن این دیگ‌ها بکار رفت و تازه ما باید برای میلیاردها دلارِ از دست رفته جشن هم بگیریم. از سوی دیگر نمی خواستند که این اعدامها در خارج کشور بازتاب یابد و چهره‌ی نظام که در حال مذاکره و نزدیکی با غرب بود را با چنین اقدام ضد انسانی خراب کنند. برای جلوگیری از بازتاب این اعدامها، فرمان سگ کشی وحشیانه و دلخراش آنهم نه با نام نیروهای سرکوبگر مثل بسیج، سپاه، وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی و امثالهم، بلکه با نام مأموران شهرداری را صادر کردند و در کنارش ده‌ها کمپین حمایت از سگان ولگرد و مبارزه با این اقدام وحشیانه در شبکه‌های اجتماعی فعال شدند که افکار عمومی نه به اعدام صدها و شاید هم هزاران انسان‌، بلکه به کشتار سگان ولگرد منحرف و آنهم به حساب مأموران شهرداری نوشته شود. به اندازه کُل انسان‌هایی که در همین مدت کوتاه اعدام شدند، کمپین حمایت از سگان ولگرد به طور تمام وقت فعال بودند و در اکثر رسانه‌ها هم پوشش داده شد در صورتیکه کُل سگان ولگردی که کشته شدند، به مراتب کمتر از انسان‌هایی بود که در همان مدت به نا حق اعدام شدند. هموطنان عزیز، بی‌تردید احساس و عواطف یک انسان سالم او را وا می دارد تا به کشتار و یا اذیت و آزار حیوانات توسط این انسان نماها واکنش نشان دهد و مانع این عمل شود اما باید به این نکته توجّه داشته باشد که جنایت بزرگتر از آن تحت الشعاع عملش قرار نگیرد. نباید کاری کرد که اخبار اعدام صدها انسان در زندان‌های رژیم، جای خود را به کشتن سگان ولگرد در بیابان و حاشیه‌ی شهرها دهد و خبر اعدام‌های مردم به ستوه آمده‌ی میهن‌مان در جهان بازتاب نداشته باشد.

مسئله دیگر قرآن سوزی و انتشار وسیع آن در شبکه‌های اجتماعی است. قرآن سوزی، اسلام ستیزی، اهانت به پیامبر اسلام و امامان شیعه صرف نظر از اینکه توسط چه کسانی انجام می شود، خط و خواسته‌ی باندهای مافیایی حاکم بر ایران است و به چند منظور صورت می گیرد. چه بخواهیم بپذیریم و چه نخواهیم، حداقل بالای 60 درصد مردم ایران به اسلام اعتقاد دارند و حتی اگر به شعائر اسلامی هم بی توجه باشند، منظورم این است که نماز نخوانند و روزه نگیرند، حتی سر میز شام‌شان شراب هم سرو شود، نسبت به مقدسات خویش حساسند و از توهین به مقدسات‌شان ناراحت، آزرده و از قدرت گرفتن چنین افرادی وحشت پیدا می کنند. لذا نظام با چنین کارهایی می خواهد به این طیف القا کند که اگر نظام جمهوری اسلامی ساقط گردد، قرآن سوزان و اسلام ستیزان به قدرت خواهند رسید، پس با ما بمانید که چنین نشود. نظام جهل و جنایت حاکم بر ایران از جانب اسلامی که با بنیاد‌گرایی مبارزه کند و سکولاریسم را بپذیرد، احساس خطر می کند. بدین خاطر با اقداماتی که بر شمردم می خواهد طیف دیگر را از اینان برحذر دارد و یا بر علیه‌شان بشوراند که تا حدودی هم موفق بوده است.

سرگرم کردن در صد بالایی از ایرانیان به محیط زیست و ایجاد کمپین‌های متعدد برای حفاظت آن، یکی دیگر از شگردهای باندهای مافیایی حاکم بر ایران است. از گذشته‌های دور، بر روی رودخانه‌ها پل می زدند تا مناطق را به هم وصل کنند و به عبارتی رفت و آمد و یا صادرات و واردات مناطق مختلف امکان پذیر گردد. اما خمینی‌صفتان بجای احداث پل بر روی رودخانه‌ها و یا مرمت پل‌های ساخته شده توسط نظام‌های پیشین، با بی‌توجهی رودخانه‌ها و دریاچه‌ها را خشک کردند که نیازی به اختصاص بودجه از درآمد ملی کشور برای احداث و یا مرمت پل‌ها نباشد، از زمین آن هم استفاده‌های دیگر گردد تا پول کلانی به جیب بزنند، دغدغه، فعالیت و اذهان مردم به ستوه آمده از جهل، جنایت، فقر، فحشا، اختلاس‌های میلیاردی و فجایع دیگر را به بی‌آبی، کم‌آبی، از بین رفتن مراتع و خشک شدن دریاچه‌ها و رودخانه‌ها معطوف دارند و تازه هیاهوی ما موجب گردد که بهانه برای اختصاص بودجه کلان داشته باشند و شرایط و موقعیت بهتری برای اختلاس آنان فراهم شود.

هموطنان عزیز، تا زمانی که این نظام جهل و جنایت بر ایران و ایرانی حکم می راند، هزاران کمپین فرهنگی، محیط زیست، حمایت از کودکان بی سرپرست، مقابله با سگ کشی و کمپین‌هایی از این دست هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد. اگر این همه انرژی، هزینه و امکاناتی که صرف چنین کمپین‌هایی کردیم را در راستای سرنگونی این نظام بکار می گرفتیم، مطمئناً سالها پیش رژیم ساقط شده بود و ما ضمن رسیدن به آزادی، با مشکلات فرهنگی، با پدیده خشک شدن دریاچه‌ها و رودخانه، با اختلاس‌های میلیاردی، با کارتن خواب‌ها، با کودکان بی سرپرست، با دختران فراری، با اعتیاد، با فقر، با فحشا، با اعدام‌های روزافزون و با هزاران مشکل و فجایع دیگر که در حال حاضر با آن دست به گریبانیم، مواجه نبودیم. پس شعار من سیاسی نیستم و کار فرهنگی می کنم، من سیاسی نیستم و در راستای محیط زیست فعالم، من سیاسی نیستم و کار حقوق بشری می کنم، من سیاسی نیستم و با انجمن حمایت از حیوانات کار می کنم و غیره را کنار بگذاریم و بگوئیم تا این نظام قرون وسطی‌ایی در قالب هر باند و یا به قول بعضی‌ها جناحی بر ایران حاکم باشد، نه تنها هیچ مشکلی حل نمی شود، بلکه روزانه بر آن افزوده خواهد شد. باید گفت که ما خواهان سرنگونی این نظام جهل و جنایت هستیم و باید برای تحقق آن گام جدی و موثر برداریم و خودمان هم در این اقدام ضروری و به واقع مهم، پیشقدم شویم. باشد که چنین کنیم. از اینکه به صحبت‌هایم گوش کردید، سپاسگزارم. پایدار باشید.

**** اگر انتظار ما از ایرانیان داخل کشور که در معرض خطر دستگیری، شکنجه و اعدام هستند، کمی بالا رود، می گویند " کنار گود نشستی و میگی لنگش کن". راستی، چرا ما "کنار گود"ی‌ها ( کسانی که در خارج از ایران زندگی می کنیم) حاضر نیستیم که گام جدی و عملی علیه مزدوران وزارت اطلاعات و نفوذی‌های رنگارنگِ رژیم در همین خارج کشور که خطر دستگیری و اعدام هم ما را تهدید نمی کند، برداریم؟ لینکی را که در آخر همین پاراگراف درج می کنم، بالای ده هزار نفر فقط در یوتیوب دیدند و شنیدند. در بین این هزاران، افرادی از کشورهای آزاد اروپایی تماس گرفتند و با شرط محفوظ ماندن نام‌شان مسائلی را مطرح کردند. در شگفتم که چند نفر از اینان، سالیان مسلحانه علیه پاسداران جهل و جنایت جنگیده بودند اما حال در خارج کشور برای دادن یک راهکار و اطلاعات علیه مزدوران رژیم، فقط " با شرط محفوظ ماندن نام"، حاضرند که لب بگشایند. عزیزان من، ما را چه شده است؟ امیدوارم که جواب درست و رهگشایی برای سئوالی که در لینک زیر مطرح شده بیابم.

https://www.youtube.com/watch?v=FJxAOtMg2cM&feature=share

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.