راز حمایت بسیاری از مارکسیست-لنینیستها از پوتین و روسیه

از موانع عمده موجود برای تحقق رویای احیای اتحاد جماهیر شوروی, یکی نزدیکی مرزهای ناتو به سرحدات روسیه و دیگری عدم وجود امکان نفوذ ایدئولوژیک همانند سابق بر بخشهائی ازافکار عمومی کشورهای متخاصم و یا رقیب ارزیابی شد. پوتین برای حل دو مشکل فوق الذکر اقدام به بازسازی صنایع نظامی و شبکه های کمونیستهای جهان که قبلا تحت الحمایه شوروی بودند نمود. ارتباط مجدد با احزاب و دستجات وا بسته, به گنادی ژیگانف رهبر حزب کمونیست روسیه واگدار گردید.

اینروزها حمایت همه جانبه بسیاری از مارکسیست-لنینیستها از پوتین و حکومت مافیائیش, برخی را دچار سردرگمی کرده است. چراکه کاپیتالیسم بغایت وحشی روسیه همراه با سیاست تجاوز و الحاق بخشهائی از کشورهای همسایه از طریق بکار بگیری قدرت نظامی,  ایجاد بحرانهای منجمد  سیاسی-نظامی در جمهوریهای سابق اتحاد جماهیر شوروی,  در تناقص آشکار با اصولیست که احزاب کمونیست صد سال منادی آن  بوده اند.  دیکتاتور روسیه صدها هزار نفر را  تا کنون در جمهوری چچن, شبه جزیره کریمه, اوستیای جنوبی, آبخازیا و مناطق دانباس اوکرائین بخاک و خون کشیده و با ترور فعالین حقوق بشری  منتقد همانند آننا پولیتووسکایا و یا رقیبان مطرح  سیاسی  مثل نمتسوف  در واقع یکی از منفورترین شخصیتهای جهانیست و حمایت از او می تواند تبعات منفی برای هر دسته و گروهی داشته باشد. اما چرا گروههائی  همانند حزب توده و سایت تبلیغاتیش "پیک نت " که ادعای چپ گرائی و مردم دوستی  دارند  با تمام توان در خدمت سیستم اولترا  راستگرا و ضد انسانی کرملین قرار گرفته اند؟

بعد از سقوط دیکتاتوریهای کمونیستی و فاش شدن شقاوت بی حد و مرزش در برخورد با شهروندان خود, بلندگوهای تبلیغاتی کمونیسم  برای همیشه خاموش شدند. اکثریت قریب به اتفاق مردم آگاه جهان, از قحطی مهنسی شده توسط استالین  در سالهای پیش از جنگ جهانی دوم در اوکرائین, که به مرگ  بیش از یک سوم اوکراینها انجامید  (ده ملیون و پانصد هزار نفر) و به  هولودومور مشهور است تا نسل کشی های پول پوت, مائو و همه  رهبران کشورهای کمونیستی آگاه شدند. دیگر امکان فریب جوانان احساساتی در جهان آزاد و حتی بسیاری از کشورهای جهان سوم, با شعارهای چپ افراطی و بظاهر مردمی  ممکن نبود.  علاوه بر شوک مرگ ایئولوژیکی ناگهانی کمونیسم, منابع مالی  و  پشتیبانی های سیاسی-تبلیغاتی بسیاری از گروههای مارکسیست –لنینیستی  نیز قطع شد و نقش هسته های سخت جان آنها به حرکتهای ایذائی تقللیل یافت. بعبارتی  کمونیسم همانند فاشیسم  به خیل افکار شکست خورده پیوسته ودر گورستان ایدئولوژیها برای همیشه مدفون شد.

در دهه اول بعد از سقوط شوروی, در جو نسبتا دموکراتیک بوجود آمده, بخشهای آگاه شهروندان روسیه فدراتیو ازعمق جنایات لنین و بخصوص استالین آگاهی یافتند. بسیاری از شاهدان عینی که زنده بودند دیگر وحشتی از عواقب بازگوئی مشاهداتشان نداشتند و لهذا  لب به سخن گشودند و در فیلمهای مستند و گزارشهای متعدد,  نسل کشی ها و جنایات هفتاد ساله  را  سندیت بخشیدند.  بحران اقتصادی ناشی از سقوط سیستم  اداری-امنیتی و  اسناد  جنایات حاکمانی را که دستگاه تبلیغاتی عریض و طویل, آنان را  در حد خدا معرفی کرده بودند, جامعه روسیه  را بمروردچار نوعی سرشکستگی و خود کم بینی نمود. 

با روی کار امدن پوتین , رویای احیائ امپراتوری شوروی-روسی جانی دوباره گرفت. رئیس جمهور جدید  با کوبیدن بر طبل راسیسم روسی و  هجوم وحشیانه به مردم چچن همراه با تبلیغات مسموم دولتی مبنی بر اینکه قفقازیهای مو سیاه, روسیه را نابود خواهند کرد موجبات اتحاد بخش های کم سواد تابع پروپاگاندا و راستگرایان جامعه روس را  فراهم ساخته و رهبری آنرا در دست گرفت.   پترو دلارهای سرازیر شده از چاههای جدید الحفر شرق روسیه که بکمک تکنولوژی غربی و شرکت های نفتی اروپائی ممکن شده بود  موجب افزایش اعتماد به نفس حاکمیت و متحدین راستگرای آن گردیده  و  نهایتا منجر به تدوین سیاست  گام به گام برپائی مجدد امپراطوری شوروی  شد.

از موانع  عمده موجود برای تحقق  رویای احیای اتحاد جماهیر شوروی, یکی نزدیکی مرزهای ناتو به سرحدات روسیه و دیگری عدم وجود امکان نفوذ ایدئولوژیک همانند سابق بر  بخشهائی ازافکار عمومی کشورهای متخاصم و یا رقیب ارزیابی شد.  پوتین برای  حل دو مشکل فوق الذکر اقدام به بازسازی صنایع نظامی و شبکه های کمونیستهای جهان که قبلا تحت الحمایه شوروی بودند  نمود.  ارتباط مجدد  با احزاب و دستجات وا بسته, به گنادی ژیگانف رهبر حزب کمونیست روسیه واگدار گردید. ژیگانف از پوتین در ازای برآورده ساختن  درخواست رئیس جمهور  دو شرط روی میز گذاشت. اول اینکه  مانع افشا گری جنایات استالین  شده و سیستم آموزشی-تبلیغاتی روسیه از او بعنوان انسانی اومانیست و وطن پرست  یاد کند.  شرط دوم  اجازه  فعالیت آزادانه و بدون محدودیت حزب کمونیست و تبلیغ شخص ژیگانف  بود . پوتین که میداند کمونیسم هرگز به جامعه روسیه تا زخمها تازه هستند باز نخواهد گشت شروط رهبر حزب کمونیست را قبول کرد. در روزگاری که مخالفان پوتین یکی پس از دیگری سر به نیست می شدند ژیگانف نه تنها اجازه شرکت در انتخابات ریاست جمهوری داشت بلکه از امکانات  وسیع تبلیغاتی دولت نیز بهره مند بود.  بدین ترتیب یکبار دیگر بودجه ای کلان برای رسوخ بر افکار مردمان کشورهای دیگر اختصاص یافت و در اختیار حزب کمونیست روسیه قرار گرفت. بعلاوه اف اس بی (جانشین کا گ ب) موظف شد چالش برقراری  ارتباطات کمونیستهای احزاب برادر با  دار و دسته ژیگانف را بر عهده گیرد.

احزاب وابسته سابق در چند سال اخیر دوباره به حرکت در آمده و سعی در بازسازی تشکیلات و متعاقبا بالا بردن سهم خود از بودجه  فوق الذکر دارند. اطلاعیه اخیر حزب توده مبنی بر اجماع دوباره , بخشی از پازل حمایت بی قید و شرطشان از مافیای روسیه و رهبر رانت خوار هفتاد میلیارد دلاری آن میر ولید ( ولایمیر)  پوتین   است. حزب توده در انتخابات فرمایشی جمهوری کهریزکی-اسلامی ایران در اوان انقلاب با  ورود به انتخابات و حمایت از جناح چپ آخوندهای  حاکم شامل جنایتکارانی همانند خلخالی  ,  خواست کرملین را منعکس  می کرد. بعبارت دیگر, در آن دوران برای تبیین  سیاست روسیه شوروی در قبال مسائل ایران  کافی بود مروری بر برنامه های حزب توده داشت. اینک نیز علیرغم تغییر رژیم در کرملین و قدرت گیری راست مافیائی رانت خوار, حضرات باز منافع برادر بزرگ را پاس می دارند.

 

 

 

Dirənc Minelli

15 فوریه 2016

Azerbaycanim@aol.com

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چه عنوان غم انگیزی !
پان ترک تجزیه طلب آذری مغولزلده ضد ایران ضد فارس ضد کمونیست ضد روس ضد کرد ضد شیعه راسیست نادان تنگ نظر بیسواد غرب زده سلطنت طلب ضد روشنفکر مرتجع دروغگو جعلکار تحریف کن شونیست !
اینگونه افراد دم از هویت و استقلال قومی میزنند .
فریبکار شارلاتان پارینه سنگی دایناسور !
با اسامی مغولی ازبکی شامانی بیگانه غیرایرانی !

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ما و نظرات ما همچنان در دل جامعه ایرانی مانا است......می دانید چرا.......؟....چون ما قلب توده ای
امیدوارم سانسور نکنید

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تاسیه روی شود هرکه در او غش باشد .حز ب توده و دنباله رو ان سازمان فدائی خلق همواره تجزیه طلب بوده و از جریانات تجزیه طلب دفاع میکنند. توجه کننید1(جنبش ۲ بهمن، مسئلهٔ ملیِ خلق کُرد را به‌مانندِ جزئی از مبارزه و جنبش همگانی و سراسریِ مردم ایران مطرح کرد. در حقیقت، جنبشِ ۲ بهمن تابعی از جنبشِ ضددیکتاتوری و ضدامپریالیستیِ سراسریِ میهن ما بود که منافعش را در چارچوبِ منافع این مبارزه مطرح و درخواست می‌کرد. حکومت ملی و خودمختارِ کردستان، در داخل کشور بر حزب تودهٔ ایران و دیگر نیروهای راستینِ ملی و استقلال‌طلب و مترقی تکیه داشت، و در عرصهٔ بین‌المللی نیز، اردوگاهِ سوسیالیسم و جنبشِ جهانی صلح پشتیبانان و متحدان آن بودند.*)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آنهايی که سعی میکنند جنایات ایران و روسیه را در سوریه مخفی کنند در مقابل این این فیلم چه میگویند « بمباران حلب توسط بمب‌های خوشه‌ای + فیلم » .بهمن ۲۷, ۱۳۹۴
هواپیماهای روسی شهر حلب را که در دست ارتش آزاد سوریه می‌باشد همچنان با بمب‌های خوشه‌ای بمباران میکنند .
به نقل از رسانه‌های عربی، هواپیماهای روسی با استفاده از بمب‌های خوشه‌ای مناطق مسکونی حلب را بمباران کرده‌اند.
استفاده از این نوع بمب‌ها در جنگ‌ها از سوی سازمان ملل ممنوع شده و جنایت جنگی محسوب می‌شود
https://www.youtube.com/watch?v=ipNKsYTGIOA

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حزب توده از اول، حزبی پانفارس، و مامور مسکو و حامی ناسیونال شونیسم روس بود. حزب توده از اول تشکیلاتی ضد ترک بود، و در شکست حکومت ملی آزربایجان نقش داشت. حزب توده و رهبران آن سواد مارکسیستی نداشتند، و اصلا نمی دانستند مارکسیسم چیست. حزب توده درلفافه کمونیست نه تنها به کمونیست و رعایت حقوق طبیعی انسان اعتقادی نداشت، بلکه در لفافه سوسیالیست، اهداف ناسیونالیسم فارسی را پیش میبرد. دیدیم رهبرانشان از طبری گرفته تا کیانوری، با یک سیلی در زندان طواب شدند، اینان هدفشان ازهمان اول، حمایت از ارتجاع مذهبی و رژیم خمینی بود. این آریا پرستان بظاهر خود را سوسیالیست جلوه میدادند، اما در تشکیلات مافیائی خود، همیشه از مسکو دستور میگرفتند و علیه منافع ملت تورک اقدام میکردند. هر تورکی را که از زبان مادری و حقوق انسانی خود حرف میزد، فورا انگ "پانترک" بر پیشانیش می چسبانند. اکنون دیگر آبها از آسیاب

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
روسیه همواره یک کشور امپریالیست بوده و هست. رفتار این امپریالیست با زمانی لیاخوف روسی با همکاری نوچه هایش محمد علی شاه و شیخ فضل الله مجلس ایران را به توپ بست هیچ فرقی نکرده. جالب است دوستی اخیرا به من گفت نورالدین کیانوری نوه شیخ فضل الله بوده. اگر کسی در این مورد اطلاعتی دارد ممنون خو اهم شد.

من هیچ شکی ندارم که انقلاب مردم ایران در سال ۱۹۷۸ توسط روسیه به بیراهه کشیده شد. و این رژیم در ساختمانهای کا گه به طراحی شد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سپاس از نویسنده مقاله . حرب توده مسئول اوضاع کنونی کشور و مردم ایران است . دفاع از ضدایرانی ترین عناصر اسلامی و توهین و تحقیر و بر چسب زدن بر میهن پرستان واقعی و دام تزویر برای بی ابرو کردن افراد تا مرز اعدام و گشتا ر دسته جمعی مخالفان نظام اسلامی مانند پیکار و مجاهدان و ملی گرایان و کردان و شادروان اقای شریعتمداری پیش رفت. حزب توده موفق شد در درون سازمان فدائیان شکاف تاریخی ایجاد کند و اخوند را به دره خیانت و خیانت به ایران و مردمان ان سوق دهد . ما نه با حزب توده بلکه با وزارت خارجه دولت هنوز شوروی و شرکا سر کا رداریم . فریب تاریخی مردم ازربایجان و کردستان بوسیله حزب توده و ارتش سرخ و سرانجام خونین ان از دست اوردهای تلخ دولت شوروی و عامل سرسپرده ان حز ب توده میباشد . بدون بر خورد تاریخی به حزب توده و ریشه ان لنین و مارکس

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این جناب با انتشار این نوشتە انگار انتظار داشتند از فاشیزم تورکیە و همکارانش داعش و جبهە النصرە و احرار شام دفاع میکردیم