برای انتخاب بد، قدمی برنخواهم داشت

هم زیر را دیدیم و هم بالا را، هم راست را و هم چپ را ....هر کدام از بد یا بدتر ، دندانش را در گوشت ما ملت عادی فرو خواهد کرد . یکی با اخم و زور . دیگری با لبخند و زور....مرا در صف بد و بدتر جایی نیست . و راه در جهان یکی است و آن راه راستی است

 

 

چند روز دیگر هنگامه ی انتخابات آغاز میشود .

قرار است کسانی را انتخاب کنیم تا به جای کسانی که اکنون بر مسند ، تکیه داده اند بنشینند . جالب است . چند هفته است که با ذره بین روی حرکات افراد و گروهها متمرکز شده ام . باور کنید مثل یک پارودی است . نمایشی طنز و یا شاید هجو . اول گروهها و کسانی آمدند تا با کارت اخطار و قرمز به نمایندگان کنونی بگویند که هر اشتباهی از شما سر بزند با کارت اخطار روبرو خواهید شد . چند روزی کارتهای متعدد صادر کردند برای حرفها و موضع گیریهای نمایندگان کنونی . بعد دیدند یکی دوتا نیست مواضع غیر انسانی و ارتجاعی بعضی نمایندگان .

بعد کمپینی به موازات کارت قرمز براه افتاد که میخواست چهره ی مردانه ی مجلس را تغییر دهد و کمی تعدیلش کند با حضور زنان . اما آنهم از تب و تاب افتاد . از بس که بی معناست چنین صحبتی در شرایطی که زنان نماینده از مردان بدتر عمل کرده اند . هنوز یادمان نرفته لایحه ی کثیفی که به مردان اجازه میداد تا با فرزند خواندگانی که از بهزیستی میاورند و بزرگ میکنند بعد از رسیدن به سن شرعی ، ازدواج کنند . حتی عملکرد بانوان محلس ششم که ویترین اصلاح طلبانی از جنس بلور است نیز پر از لکه و سوال است . 

بعد گروه دیگری که از جمله دوستان داغدار و بلاکشیده ی خودمان هستند آمدند و در مورد صندوق های مجازی و دموگراتیک سخن گفتند . همه امیدشان این بود که اگر هر کاندید 500 رای بیاورد ، حمایت سازمان ملل را در پی خواهند داشت . نمیدانم چرا به چنین حمایتی از چنین نهادی دل بسته اند . در حالیکه موضعگیری های این نهاد را در مساله ی خونینی مثل کوبانی ، داعش و دیگر بلایا و بلا زدگان منطقه به یاد داریم .
به یاد درسی از ملایان میافتم که بین مردم منتشر میکردند . میگفتند برای انتخاب مرجع تقلید باید اصلح را انتخاب کنید . یعنی کسی که بهترین باشد . اما برای انتخاب نماینده ، سالهاست حرفی از اصلح نیست . بلکه همه ی دعوا برای انتخاب بین بد و بدتر است . 

راستی چه شد که ملت ایران راضی شد به برگزیدن بد ؟ میان بد و بدتر ، هر مجنونی بد را انتخاب میکند . اما در نهایت عادت میکنند به انتخابهای بد . انتخاب بد برای نماینده . بد برای ریاست جمهوری . بد برای شغل . برای شهر . بد برای همسر . بد برای اخلاق . بد .... بد .... بد .

ما مدتی است عادت کرده ایم که بد را قبول کنیم و برای بد بجنگیم . حتی آنقدر عادت کرده ایم که دشمنان ملت را از روی ناچاری در لیست مصلحین میتپانیم تا به خورد ملت بدهیم . کسانی که سالهای قبل خواستار اعدام کسانی شدند ، امروز در لیست طرفداران همان کسانند . جالب اینکه خانواده ی همانان ملت را تشویق به شرکت در انتخابات میکنند . و این همان پارودی است . همان هجو همه پرنسیپ های سیاسی و اجتماعی . گویی ما ملت مشتی گیج و گولیم که باز فریب پرده بازی مشتی دلال سیاست ورز را میخوریم . 

در سالهای اخیر هم زیر را دیدیم و هم بالا را . هم راست را هم چپ را . دو سه سالی هم هست که میانه و معتدل را هم امتحان کردیم . وزیر دادگستریش کشتار ناعادلانه در کارنامه دارد وباقی هم هر یک لکه ای در پیشانی . انکه فتوای قتلهای زنجیره ای و سلاخی فروهرها و پوینده و مختاری و دوانی را داد ، اکنون چهره ای لطیف به خود گرفته تا ما مردم یادمان برود که دستش در خون جوانان این سرزمین است و او را " انتخاب " کنیم . 
در جنگ بین این گروه و آن گروه ، در نبرد بین بد و بدتر ، به هیچکدامشان اعتنا نمیکنم . چرا که از بزرگان و پیشینیان آموخته ام که مرا در صف بد و بدتر جایی نیست . و راه در جهان یکی است و آن راه راستی است . راهی که فرسنگها دور است از راه بد و بدتر .

هر گاه شرایطی ایجاد شد که از قحط الرجال خارج شدیم ، برای انتخاب اصلح رای خواهم داد . اما اکنون ، برای انتخاب کردن بد ، قدمی برنخواهم داشت . که هر کدام از بد یا بدتر ، دندانش را در گوشت ما ملت عادی فرو خواهد کرد . یکی با اخم و زور . دیگری با لبخند و زور .

 

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.