نازنین !

آرزوی باغهای ناشکفته را
برگ های زخم خورده را/
تاهوای سبزه ی شمال می کشم./
نازنین!/
از شقایقی که با تو حرف می زند-/
یک نفَس،بچین !

نازنین !
.....
عاشقم ،به هر بهانه ، حرف می زنم.
خنده ات اگر زجنسِ صبح
گریه ات اگر زجنسِ شب
شادی ات اگر زجنسِ شبنم است-
با تو ! از تو ! مهربان !
مثل یک ترانه ، حرف می زنم.
واژه ، واژه، شادی ام.
گرچه این زمانه، تلخ بگذرد.
خاطرات من ،خجسته گرچه نیست
پای آرزوی من، شکسته نیست.
تا بلندِ عاشقانه، بال می کشم.
آرزوی باغهای ناشکفته را
برگ های زخم خورده را
تاهوای سبزه ی شمال می کشم.
نازنین!
از شقایقی که با تو حرف می زند-
یک نفَس،بچین !

........

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.