فرج سرکوهی: وقتی وقاحت با وقاحت مسابقه می گذارد

رای به قاتل به یاد مقتول
شرم از زیباترین احساس های بشری است که در برخی مرده است . می گویند «وجه غالب افکار عمومی جامعه ما توانائی کنش انتقادی در برابر وقاحت و دروغ و … را وانهاده و فضا از تفکر انتقادی تهی است» . این داوری ؛ حتا اگر درست باشد ؛ عمق فاجعه سقوط نظام ارزشی ما و جامعه ما را توضیح نمی دهد . به کجا رسیده ایم؛ یا تا کجا فرو افتاده ایم؛ که افکار عمومی ما دغلکاری از این دست را می بیند و دم برنمی آورد؟

وقتی آقای مانی حقیقی ؛ کارگردان سینما ؛ قصد نوشیدن خون فروهرها؛ پوینده و مختاری را هم دارد.

«هم از توبره خوردن و هم از آخور» رسمی قدیم است. آب میوه نوشیدن با خاتمی؛ پالوده خوردن با احمدی نژاد و بستنی خوردن با روحانی هم در میان برخی هنرمندان مملکت ما رایج . ژست هنرمند معترض و روشنفکر منتقد و مستقل گرفتن و دستمال به دست صندلی وزیر ارشاد و معاون های او را به امید امکانات پاک کردن هم رسمی نو نیست.

اما وقتی وقاحت با وقاحت مسابقه می گذارد ؛ آقای مانی حقیقی ؛ کارگردان سینما ؛ عکس انگشت رای داده خود را در فیس بوک منتشر می کند و به شیوه رایج در مملکت ما ؛ برای آن سوی نیز عشوه ی اپوزیسیونی و انتقادی می آید و کنار انگشت رای داده خود و نام های پوینده؛ مختاری و فروهرها می نویسد «به یاد این چهار نفر با تردید به لیست کامل اصلاح طلبان رای دادم»

در فهرست کامل اصلاح طلبان برای مجلس خبرگان در کنار نام قصابانی چون ری شهری ؛ نام دری نجف آبادی ؛ وزیر قتل های زنجیره ای هم هست . بر اساس اسنادی که در دادگاه منتشر شد؛ گروه سعید امامی از او در باره اجرای «طرح حذف روشنفکران منتقد و اعضای کانون نویسندگان و..» می پرسد. طرح به دوران وزارت فلاحیان و ریاست جمهوری رفسنجانی (سر لیست همین فهرست ) تهیه شده بود. دری نجف ابادی ؛ در سمت وزیر اطلاعات؛ دستور اجرای طرح را صادر می کند و آن ۴ تن و کسانی دیگر چون پیروز فقهای دوانی و…را می کشند

این جا بحث شرکت در انتخابات یا تحریم آن و دلایل هر دو گرایش مطرح نیست. این جا وقاحت به فرازی می رسد که آقای کارگردان به قاتلان پوینده و مختاری و فروهرها رای می دهد اما قصد نوشیدن خون کشته شدگان را هم دارد ؛ از آن ها طلبکار است که به یاد آن ها به قاتل ان ها رای داده است.

شرم از زیباترین احساس های بشری است که در برخی مرده است . می گویند «وجه غالب افکار عمومی جامعه ما توانائی کنش انتقادی در برابر وقاحت و دروغ و … را وانهاده و فضا از تفکر انتقادی تهی است» . این داوری ؛ حتا اگر درست باشد ؛ عمق فاجعه سقوط نظام ارزشی ما و جامعه ما را توضیح نمی دهد . به کجا رسیده ایم؛ یا تا کجا فرو افتاده ایم؛ که افکار عمومی ما دغلکاری از این دست را می بیند و دم برنمی آورد؟
عکس از صفحه آقای مانی حقیقی

منبع: فیس بوک اقای سرکوهی

بخش: 
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بله حق با اقای فرج سر گوهی است و جا دارد که این کار زشت از سوی کانون نویسنده گان ایران درون و برون بی هیچ اما و اگری محکوم شود. خوب ادم حسابی اگر خودت میخواهی رای بدهی چرا پای قربانیان را به وسط میاوری ؟ ایا میدانی بستگان و اشنایان دور نزدیگ و مردم ایران در این باره این بخون خفتگان چه میگویند؟ اساسن شما چه حقی دارید که از سوی قربانیان نظام برای خود وجهه و ارامش وجدان دست و پا کننید.تصور کننید که یک توده ای مانند اقای م االف سایه به هنگام رای دادن وسر سپرده گی به نظام کثیف اسلامی طومار گشته شده گان توده ای را به استمداد طلب میکند و انگشت رنگی و ننگین خود را به اسامی هزاران اعدامی اضافه میکرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سواد یا دانش اکثریت سیاسی مردم ایران بسیار کم است. به یکی از دوستان شرکت کرده بود در اتخابتف گفتم ایا میشنایختیف گفت نه! فقط بخاطر تبلیغات یکی دوستان دیگرش بر اساا همان بازی امثال اکبر گنجی راه انداختند عده ای که اغتقادی به رژیم ندازند و مخالف و معترض هستند رفتند د رنمایش انتصابت شرکت کردند. همین دوست دانشجو که تازه با هاش اشناش دمفف اح الااسم اکبر گنجی یا صادق زیاکلام . اصلاح طلبان و مخافان معروف نشنیده بود و نمی شناخت. شک دارم حتی معنی اصلاح طلبی بداند. خود اصلا طلبان هم نمی دانند اصلا طلبی یعنی چه؟ یا خودشان و مدرم فریب میدهند.