.....زیرا که از تبارِ دروغید

خورشید را ستاره ، صدا کرده ست./
زیباییِ شناورِ گُل را گلوی ماه./
این سینه را سپیدیِ فریاد ست.

..............................
از بامدادِ تازه ، سخن گفتید؟
باور نمی کنند-
دلبستگانِ خنده ی خورشید.
در صبحِ تان ، سیاهیِ خوف انگیز.
در ظهرتان ، تلاوتِ تاریکی.
در شامِ تان، تباهیِ بیداد ست.
خورشید را ستاره ، صدا کرده ست.
زیباییِ شناورِ گُل را گلوی ماه.
این سینه را سپیدیِ فریاد ست.
رضا مقصدی
............

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.