در بهاری زاده گشتم سبز و نورانی بود

بی نهایت دوست می دارم بهارانم را/

آن بهارانی که قبلا سبز و نورانی بود/

بی نهایت دوست می دارم بهارانم را /

آن بهارانی که قبلا دست ایرانی بود

 

در بهاری زاده گشتم سبز و نورانی بود

در میان پرچمش یک شیر غرانی بود 

در بهاری زاده گشتم کودکانش خندان

آسمانش غرق شادی به چه دورانی بود

در بهاری زاده گشتم باغ هایش آباد

اقتصادش پر رونق صد صندوق نانی بود

در بهاری زاده گشتم بر تن دهقانش

بر تن استاد و دانشجو رمق جانی بود

در بهاری زاده گشتم در کلیسا انجیل

در مساجد منبرش یک ذره ایمانی بود

در بهاری زاده گشتم گورهایش خالی 

مرده هایش زنده از بی مرده شورانی بود

خانه اینک بی بهاران گشته یادش باشید

آن زمان ایران من پر از بهارانی بود

بی نهایت دوست می دارم بهارانم را

آن بهارانی که قبلا سبز و نورانی بود

بی نهایت دوست می دارم بهارانم را 

آن بهارانی که قبلا دست ایرانی بود 

مهناز هدایتی

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بی نظیر بود خانم هدایتی یک شاهکار تاریخی و مثل همیشه رد پای تاریخ در اشعار شما کاملا محسوس است پایدار باشی .