مفهوم درک ستم مضاعف در بخش ستم جنسی
27.04.2016 - 15:32
خدا در زنجیر است تا بشریت در زنجیر اسارت و بردگی باقی بماند .
دربخش اعظم جهان و و خصوصا ایران زن بودن جرم است اما در بخشی از ایران زن کرد بودن ؛جرم را سنگین میکند زن کرد کارگر و یا کودک بودن سنگینتر ؛ زن کرد کارگر سنی و بهایی و اتِِیست و کمونیست و دگر اندیش جرمش بسیار سنگینتر .زن کرد کارگر رهایی خواه و برابری طلب و هم جرمش سنگین است هم مجازاتش و هم ستمش بیشتر .زن کرد توسط وحشیترین نر که بخاطر عقب ماندگی و اجرای ستم ملی از نعمت سواد و دانش محروم شده مورد ستم وحشتناک و غیر قابل قیاس با دیگر همنوع و هم جنسانش قرار میگیرد.زن کرد محروم از تحصیل نیز بخاطر همان محرومیت از تحصیل اصولا از حق خود اگاهی ندارد که به دفاع از ان بپردازد.زن ترک و بلوچ و عرب و لر و ترکمن نیز به همچنین .تشابه این زنان با همزنجیر سرخ پوست و سیاه پوست وزرد پوست و دو رگه و یا شاید لزبین و همجنس گرا درجهان محسوس است.
کلا در ایران مرد بودن هم جرم است خصوصا مرد برابری خواه که این درد را به تمامی وجود درک کرده و بهمراه ان زنان رنج کشیده و علیه این نابرابری عصیان میکند اما در کل انسان بودن در ایران جرم است.بخاطر سنگینی جرم شمار نر ها به مردها و انسانها فزونی دارد .
مفهوم ستم مضاعف چیزیست که بعضیها نمیخواهند و نمیتوانند درک کنند.امار وحشیانه ستم جنسی در مناطق محروم بسیارند .درصد خود سوزیها درصد خشونت های خانگی چرا در مناطق محروم بیشتر است؟ بخاطر محرومیت تحمیل شده و عقب نگهداشتگی فرهنگی ناشی از ستم فرهنگی و نابرابری.یک رابطه مشخصیست محرومیت هر چه بیشتر ستم هم بیشتر.حتی ستم طبقاطی و سایر ستمها .مثال کولبر کرد با سایر کارگران در بخش غیر محروم عینیست کولبر کرد هستیش را برای لقمه نانی در گرو کارش میگذارد .تداوم و پایداری این ستمها بر پایه اجرا و نهادینه کردن این محرومیت امکان پذیر است.با محروم ساختن جامعه از دانش و سواد و ترویج جهل سرنوشت سیاسی را نیز تعیین میکنند.محرومین از سواد واگاهی گزینه سیاسی و مدلی که انتخاب میکنند ناشی از محرومیت است.گزینه خمینی و امثال وی در پروسه تعیین انتخاب حاکمیت سیاسی ناشی از عدم اگاهی مرسوم شده در جامعه است.زن بعنوان رکن اصلی یک جامعه اگر برده باشد بردگی را تولید مثل خواهد کرد.زن يك عنصر اجتماعي است مانند مرد و برتر به دليل حس انساني؛ ذات زن در افرینندگی و عطوفت برتر از جنس مرد است . بخاطر این برتری زن میبایست با اعمال نابرابری مانع گسترش این عطوفت و برتری به جامعه شد.در تاریخ بشر در دوران انسانهای اولیه ستمگری از به زنجیر کشاندن جنس زن اغاز شد . در این دورانها زن در نقش مرکز ثقل جامعه کوچک انسانی بود .نابرابری در تملک یافتگی نر به همنوعش اغاز گشت .نر ها بخاطر موقعیت برتر بدنی و مهارت در شکار علیه این برتری زن غلبه کردند.پیرهای نر نیز که در سلبق سهم کمتری از غذا داشتند برای برتری خود و گرفتن سهم زیاد خود مقامهای روحانی شده خود را افریدند..مالکیت نیز به همچنین در این دوران اغاز شد مالکیت بشر بر بشر قبل از مالکیت بر ابزار و زمین صورت گرفت .با بزنجیر کشیدن زن مالکیت بر انسان شروع گشت.نکته مهمی که بنوعی نقض فرضیه های دیگر است .برای عدم شکوفایی یک جامعه نصف ان جامعه توسط نصف دیگر به بردگی گرفته میشود .زن توسط قانون تنها از حقوق انسانیش محروم نمیشود بلکه هدف بزرگتری این روند دنبال میکند ارتجاع جهانی با رواج این نابرابری و تداوم روند جهل بردگی را تداوم میبخشد .علت و ریشه اصلی ستم جنسی بر جهان در اسارت نگهداشتن بشریت است.زن ازاد نه تن به بردگی میدهد و نه برده تولید میکند.زمانی که برابری همه هویتهای انسانی و خصوصا هویت جنسیتی را خواهانیم یعنی درست علیه این نابرابری کنندگان و اهداف انها عملکرد خواهیم داشت.زن ذاتا يك عنصر عدالتخواه است .افرینندگی زن و به دليل داشتن احساس برتر انساني و تمايلات قويتر احساس انساني نسبت به جنس مخالف یعنی مرد. بدون ازاد شدن زن بصورت کامل بشر در زنجیر خواهد بود.حال این عنصر عدالت خواه ازادیخواه گردد بشریت ازاد خواهد گشت.به همین منظور زن در زنجیر است تا بشریت تا ابد در زنجیر بردگی باقی بماند.خدا در زنجیر است
باریش نصیریان

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

باریش نصیریان

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما