در خوجالی چه گذشت؟

نظر به اینکه موضوع تحقیق، یعنی "واقعه خوجالی"، بطور نظام مند به عنوان وسیله ای برای تحریک احساسات قومی مورد استفاده واقع می شود، به عنوان نظری متفاوت از آنچه در رسانه های ترک و آذری در این باره منعکس می شود، آنرا جهت انتشار به ایران- گلوبال می فرستم.

 

توضیحی بر بازجاپ مقاله

تحقیق حاضر که انجام آن در 2012  ماهها طول کشید، در مارس همان سال در نشریه اینترنتی “شهروند” منتشر شد. پس از مدتی، مدیریت سایت مقاله را، به گفته خود، به دلیل عدم استقبال، از سایت برداشت. نظر به اینکه موضوع تحقیق، یعنی “واقعه خوجالی”،  بطور نظام مند به عنوان وسیله ای برای تحریک احساسات قومی مورد استفاده واقع می شود، به عنوان نظری متفاوت از آنچه در رسانه های ترک و آذری در این باره منعکس می شود، آنرا جهت انتشار به ایران- گلوبال می فرستم. همانطور که در پیش گفتار مقاله آورده ام، در تهیه این نوشتار کوشش کرده ام حتی المقدور از منابع طرفهای ثالث، و نه منابع ارمنی و آذری، استفاده کنم و آنچه را که می نویسم با سند و مدرک توام باشد. هم چنین، ادعا نمی کنم که با این نوشتار حرف آخر را در مورد این واقعه زده ام. بنابراین، چنانچه خوانندگانی اسناد و مدارکی در رد یا اصلاح یافته های من داشته باشند، ممنون می شوم اگر آنها را برای من بفرستند یا در همین سایت منتشر نمایند.

اما لازم به تذکر می دانم که اظهارنظرهای توام با هتاکی و فحاشی و ناسزاگویی، صرف نظر از اینکه مدیریت سایت مجاز بداند یا نه، سند و مدرک محسوب نمی شود.

مه 2016

********************

پیش گفتار

در ۲۶- ۲۵ فوریه سال ۱۹۹۲ در جریان سلسله نبردهایی که از فوریه  ۱۹۸۸ بین نیروهای محلی منطقه ارمنی نشین خودمختار قراباغ (1)  و دولت جمهوری آذربایجان درگرفته بود (2) واقعه دردناکی در حوالی شهرک خوجالی روی داد که به ” فاجعه خوجالی” معروف شد. در رابطه با این فاجعه اخبار و اطلاعات آنقدر ضد و نقیض و در هاله ابهام فرو رفته که تشخیص واقعیت از غیرواقع همواره آسان نیست.

فاجعه مزبور فکر نویسنده را هم مدتها به خود مشغول داشته تا حدی که برای بازکردن گوشه های تاریک آن و گشودن واقعیت ها به منابع متفاوتی به زبان های مختلف رجوع نموده است. در بررسی منابع رسمی آذربایجانی و ترکی متاسفانه ملاحظه شد که این منابع آنقدر زهرآلود و آغشته به نفرت قومی و بعضا هم سوء استفاده از احساسات مذهبی هستند که اصولا قابل استفاده به عنوان سند و مدرک نیستند (3). از طرفی، از استفاده از اسناد و مدارک ارمنی هم ولو اینکه عاری از این جنبه ها باشند، به علت احتمال شبهه تاثیرپذیری حتی المقدور پرهیز شده است. بنابراین ، توجه و اتکای من عمدتا به اطلاعات گواهان عینی و شهادت های طرف های ثالث و نیز منابع مستقل و غیررسمی آذربایجانی بوده است.

در ماجرای خوجالی صدها شهروند غیرنظامی کشته شدند

در نوشته سعی شده که حداکثر عینیت (objectivity) و بیطرفی رعایت گردد و چنانچه خوانندگانی باشند که اسناد و مدارک مستندی در رد یا اصلاح یافته های نویسنده در دست داشته باشند، نویسنده سپاسگزار خواهد بود که آنرا در اختیار وی قرار بدهند.

هدف از این نوشته پرداختن به کل مناقشه قراباغ نیست که این مهم بررسی بسیار گسترده تری را می طلبد. چنانچه فرصت دست داد، البته به این مهم هم خواهیم پرداخت. منظور از این بررسی باز کردن گوشه های مبهم فاجعه خوجالی در متن مناقشه قراباغ است برای خوانندگان فارسی زبان، زیرا معتقدم مردم و دولت ایران می توانند در حل این مناقشه بین دو کشور همسایه نقش موثری ایفا کنند و ای بسا تشخیص واقعیت از غیرواقع بتواند به یافتن راه حلی شایسته برای یکی از مناقشات بزرگ منطقه ای کمک کند.

منازعه قراباغ حدود شش سال طول کشید و طی آن قریب به ۳۰۰۰۰  نفر نظامی و غیر نظامی جان خود را از دست دادند . فاجعه خوجالی در فوریه ۱۹۹۲، نقطه عطفی در این منازعه به شمار می رود، زیرا با سقوط این شهر قسمت اعظم منطقه ارمنی نشین قراباغ (منطقه خودمختار شوروی سابق) از سلطه جمهوری آذربایجان رها گردید. در پی این فاجعه، آنچنان غوغا و هیاهویی از جانب رسانه های جمعی آذربایجان و ترکیه به راه افتاد که رسانه های خبری بین المللی را هم تا حد زیادی تحت الشعاع قرار داد، به نحوی که واقعیت تا مدتی در پرده ابهام باقی ماند. این رویداد یکی از موضوعاتی است که جمهوری آذربایجان با دروغسازی و جعل اسناد سعی دارد واقعیت آنرا وارونه به خورد جهانیان بدهد، تا حدی که مثلا عکس ها و تصاویر مربوط به قربانیان زلزله های ترکیه یا قربانیان کشتارهای کردهای ترکیه و یا قربانیان فلسطین را به عنوان سند “جنایات ارمنیان در خوجالی” معرفی می کند (4) . این دولت، هر سال با صرف مبالغ هنگفتی عناصر ناآگاه آذری را در سراسر جهان بسیج می کند تا با به راه انداختن تظاهرات و تبلیغات وسیع ارمنیان را جانی و غاصب قلمداد کنند. در واقع، هدف دولتین آذربایجان و ترکیه از تحریف واقعیت ها درمورد خوجالی اینست که نسخه “نسل کشی” خودشان را هم داشته باشند تا بگویند ارامنه هم مرتکب قتل عام شده اند.

جریان وقایعی که منجر به فاجعه خوجالی گردید، سئوالات متعددی را برمی انگیزد. برای مثال، چرا با وجود اینکه نیروهای دفاعی (ارمنی) قراباغ دو ماه پیش از شروع عملیات قصد خود را مبنی بر گرفتن شهر به طرف آذربایجانی اعلام کرده بودند و مراجع آذربایجانی ها هم، به شهادت خود منابع آذری، موفق شده بودند گله ها و گوسفندهایشان را به منطقه امن منتقل کنند، در خارج ساختن بموقع مردمشان تعلل ورزیدند (5)؟ چرا ، حتی پس از آنکه سکنه را در آخرین فرصتها از شهر خارج کردند، به منطقه خطر هدایتشان کردند؟ چطور شد که اکثریت قریب به اتفاق قربانیان در منطقه تحت کنترل نیروهای آذربایجانی و در جوار پایگاه های آتش آذری به خاک افتادند؟ همین طور، چطور شد که تعدادی از آوارگان آذری و ترک های مـِسخـِتی که در هنگام شب در آن بهلبشو راه خود را گم کرده و در جلو پاسگاه های مراقبتی ارمنیان ظاهر شده بودند توسط این نیروها از سرما و برف و تلف شدن حتمی نجات داده شدند؟

پاسخی که نویسنده با مراجعه به منابع مختلف به این سئوالات می تواند بدهد اینست که در آن مقطع خوجالی در واقع مهمترین پایگاه نیروهای آذری برای کنترل تمامی قراباغ بود و از دست دادن آن در حکم از دست دادن کنترل بر تمامی منطقه به شمار می رفت. دولت و مقامات آذری خود درگیر اختلافات شدید درونی بودند (دولت وقت به ریاست جمهوری ایاز مطلـّبوف و جبهه خلق آذربایجان به رهبری ایلچی بیگ) و هر حیله و نیرنگ و جنایتی، ولو قربانی کردن مردمشان را، برای رسیدن به هدف و بدنام کردن رقیبشان، روا می دانستند. دراین میان کارشکنی های عمال “جبهه خلق آذربایجان” از منظر منافع ملی خود و سوء استفاده از موقعیت جنگی برای ضربه زدن به رقیب داخلی، سهم بسزایی در بروز این فاجعه داشته است (6).

جغرافیای منطقه خودمختار قراباغ

منطقه قراباغ منطقه ای است ناهموار و کوهستانی و پوشیده از جنگل . مساحت آن ۴۴۰۰  کیلومتر مربع است و جمعیت آن تا شروع جنگ قراباغ (طبق سرشماری سال  ۱۹۸۹، یعنی آخرین سرشماری اتحاد شوروی سابق) ۱۹۰۰۰۰ نفر بوده که اکثریت آنرا ارامنه تشکیل می داده اند.

شهرک خوجالی

خوجالی، شهرک و در واقع روستایی بوده است در نقطه ای استراتژیک در منطقه قراباغ . این شهرک در سر راه دو شهر مهم دیگر قراباغ ، یعنی عسکران و استپاناکرت، پایتخت قراباغ ، قرار دارد و بر خطوط مواصلاتی این دو شهر مهم از شمال شرق به جنوب غرب مسلط است. بر اثر سیاست های دموگرافی حکام باکو در طی سال های حکومت شوروی ساختار قومی جمعیت تغییر فاحش پیدا کرد، به طوری که در سال ۱۹۹۲ شهر دارای شش- هفت هزار نفوس بود که بخشی از آنرا آذری ها و بخشی دیگر ترک های مـِسخـِتی  Meskhetian Turks  تشکیل می دادند. بخش اخیر جمعیت پس از فروپاشی اتحاد شوروی از ازبکستان به آذربایجان مهاجرت داده شده و توسط حکام آذربایجان در خوجالی، یعنی در منطقه ای جنگی، اسکان داده شده بودند.

نواحی اطراف خوجالی، منطقه ای ناهموار است که رودخانه کرکر (Karkar ) از شمال شرق تا جنوب غرب آن جریان دارد و در کناره های آن شهرهای استپاناکرت، عسکران و در فاصله ای در شمال شرق ، شهر صد هزارنفری اقدم / آغدام قرار دارد.

سیر وقایعی که منجر به سقوط شهر خوجالی گردید

تقریبا دو سال از محاصره منطقه قراباغ و اخراج بخشی از جمعیت آن توسط جمهوری آذربایجان می گذشت. این زمانی بود که اتحاد شوروی در حال فروپاشی بود و نیروهای دفاعی قراباغ متشکل از داوطلبان در حال شکل گرفتن بودند. این نیروها توانسته بودند با مقابله با ارتش مجهز آذربایجان تعدادی از شهرها و روستاهایشان را از وجود این نیروها پاک سازند. تقریبا در سراسر زمستان سال ۱۹۹۲ خوجالی و اطراف آن به یک منطقه فعال جنگی تبدیل شده بود.

خوجالی دارای فرودگاه (تنها فرودگاه وقت در منطقه قراباغ) و انبارگاه مقادیر زیادی سلاح و مهمات و ادوات جنگی بود. از اینجا بود که از تابستان ۱۹۹۱ آتشبارها و سکوهای پرتاب موشک نوع گراد آذربایجان (7) پایتخت قراباغ، استپاناکرت را به طور مداوم زیر آتش گرفته بودند. این بمباران های بی محابا تلفات جانی و خرابی های عظیمی به بار می آورد که در صورت عدم جلوگیری از آن، تمامی شهر استپاناکرت در مدت کوتاهی تبدیل به تل خاکستر می شد.

همانطور که گفته شد، در آنزمان بیشتر شهرهای قراباغ درکنترل نیروهای بومی ارمنی درآمده بود، اما خود منطقه در محاصره نیروهای مسلح آذربایجان قرار داشت. به شرحی که رفت، از پایگاه رزمی خوجالی که هنوز در دست نیروهای آذری بود پایتخت و شهرهای دیگر قراباغ به طور روزانه بمباران می شدند. بنابراین ، خنثی کردن پایگاه آتش دشمن و فرودگاه  یک هدف موجه نظامی برای نیروهای دفاعی قراباغ به شمار می رفت.

همانطور که پیشتر اشاره شد، نیروهای دفاعی قراباغ  قصد خود را مبنی بر گرفتن خوجالی به اطلاع مقامات آذربایجان رسانده بودند. حتی هنگامی که شهر را در محاصره گرفته بودند چند روز پشت سرهم با بلندگو به ساکنان خوجالی هشدار دادند که شهر را ترک کنند و بدین منظور در مسیر رودخانه خشکی دالان خروجی برای عبور امن ساکنان شهر بازگذاشتند. این روش، یعنی ابتدا محاصره شهر از سه طرف و بازگذاشتن یک معبر امن برای خارج شدن جمعیت و سپس ورود به شهر خالی از سکنه، روشی بود که قبلا هم درمورد شهرهای دیگر بدون وقوع تلفاتی بر ساکنان غیرنظامی به کاربسته شده بود. تا آنجایی که بر نویسنده معلوم است دلیلی وجود نداشت که نیروهای دفاعی قراباغ در مورد خوجالی از این روش عدول کنند و چنین هم نکردند. طبق گزارشات (8)، اکثر ساکنان شهر نیز از طریق این معبر شهر را ترک کردند.

حدود۸۰۰ – ۷۰۰  نفر از ساکنان شهر، از جمله  ۳۰۰ ترک مـِسخـِتی که قادر به ترک شهر نشده بودند توسط نیروهای دفاعی قراباغ به استپاناکرت منتقل و موقتاً درآنجا اسکان داده شدند. با وجود کمبود شدید خوراک و آذوقه برای سکنه ارمنی، روزی دو بار به آنها خوراک داده شد. حتی، به درخواست پناهندگان آذری، یک تعداد گوسفند در اختیار آنان گذاشته شد تا خود غذایشان را به شیوه ذبح اسلامی تهیه کنند. چند روز بعد، آوارگان آذری بدون هیچ گونه قید و شرطی از طریق صلیب سرخ به مقامات آذربایجان تحویل گردیدند. رویداد مزبور را سازمان حقوق بشر مستقر در مسکو به نام “مـِموریال Memorial ” گزارش نموده و سـِو ِتلانا کولچیتسکایا، گزارشگر مستقل  روسی نیز فیلم مستندی از آن تهیه کرده است.

هنگام ورود نیروهای ارمنی به شهر، تعدادی از عناصر ا ُمون (نیروهای ویژه نظامی آذربایجان) که در شهر مانده بودند از مخفی گاه خود اقدام به تیراندازی به سوی نیروهای مهاجم نمودند. اینها در جریان تیراندازی متقابل یا کشته شدند یا فرار کردند و یا به اسارت درآمدند، که طبق معمول، بعدا با اسیران ارمنی مبادله می شدند.

در واقع، گرفتن شهر و فرودگاه خوجالی، غیر از مقاومت معدودی از نیروهای ویژه ا ُمون به شرحی که رفت، تلفات دیگری نداشته است و اکثریت جمعیت خوجالی، بجز ۸۰۰ – ۷۰۰  نفری که به صلیب سرخ تحویل داده شدند، توانسته بود تا هنگام شب با استفاده از معبر خروجی شهر را ترک کنند. آنچه که به فاصله اندکی بعد از دست به دست شدن شهر اتفاق افتاد و به “فاجعه خوجالی” معروف شد، به شرحی که خواهد آمد، تماما در منطقه تحت کنترل نیروهای آذربایجان و در فاصله یازده کیلومتری خوجالی روی داد، یعنی در منطقه ای که از دسترس نیروهای ارمنی دور بود. این منطقه در ضمن فقط ۳ کیلومتر از شهر اقدم / آغدام فاصله داشت که درآن حدود ۳۰  تا ۳۵ هزار نفر از نیروهای مسلح آذربایجان متمرکز شده بودند. به شهادت گواهان متعدد (9) این نیروها به خوبی می توانستند کوچ کنندگان را تحت حمایت خود قرارداده و هرگونه اقدام نظامی ارمنی ها را خنثی نمایند.

به هر تقدیر، نیروهای آذری بعد از اینکه با تعلل و تاخیر بقیه ساکنان شهر را از شهر خارج کردند، به جای هدایت آنها به سوی اقدم، که پایگاه امنی برای حمایت از کوچ کنندگان می توانست باشد، آنها را به سوی پاسگاه دفاعی ارمنی مستقر در شهرک ناخیجـِوانیک (در فاصله ای نسبتا دور از مسیر اقدم) هدایت کردند. سپس، از میان آنها به سمت مدافعان پاسگاه آتش گشودند. نتیجه آن شد که آوارگان در میان آتش دو طرف قرار گرفتند. روز بعد، اجساد این قربانیان، به تعداد چند صد نفر (10) ، در منطقه تحت کنترل نیروهای آذری و در فاصله تقریبا سه کیلومتری شهر اقدم به صورت پراکنده بر خاک افتاده بود. طبق اطلاعاتی که ویلسون گور، مورخ کانادایی ارائه می دهد، نیروهای ا ُمون آذری مستقر در اقدم نیز اشتباها بر روی این بخت برگشته ها آتش گشودند (11). باید توجه داشت که این عملیات در منطقه وسیعی در هنگام شب صورت می گرفته و تشخیص افراد مسلح از غیرمسلح اساسا غیرممکن و امکان اشتباه از سوی هر دو طرف زیاد بود.

گزارش چنگیز مصطفی یف، ژورنالیست مستقل آذری، از رویداد مورد بحث نیز، این اطلاعات را تایید می نماید: ”بسیار امکان داشته که واحدهای مسلح آذری مستقر در اقدم کوچ کنندگان را در تاریکی شب با مهاجمان ارمنی اشتباه گرفته و به روی آنها آتش گشوده اند. سپس، برای پنهان کردن آثار اشتباه مرگبار خود، جسدها را تا حد غیرقابل شناسایی مثله و صبح روز بعد با بوق و کرنا ارامنه را مسوول این جنایت معرفی کرده اند” (12). لازم به یادآوری است که واحدهای دفاعی قراباغ دستور اکید داشتند که به روی کودکان و زنان و افراد غیرمسلح شلیک نکنند و چنین هم نکردند.

به طور خلاصه، واقعیت اینست که قربانیان خوجالی در منطقه ای که تحت کنترل نیروهای آذری و ۱۱ کیلومتر دور از دسترس نیروهای دفاعی قراباغ بود به خاک افتادند. وقوع این فاجعه در زمانی بود که جنگ قدرت بین دولت وقت آذربایجان به رهبری ایاز مـُطلـّبوف و “جبهه خلق آذربایجان” به رهبری ایلچی بیگ به اوج خود رسیده و طرفین از هیچ چیز برای ضربه زدن به یکدیگر رویگردان نبودند. اوضاع وقت خوجالی موقعیت ایدآلی را برای طرفداران ایلچی بیگ فراهم آورد. علت تعلل نیروهای آذری در تخلیه بموقع ساکنان شهر با وجود آگاهی قبلی از حمله قریب الوقوع نیروهای بومی قراباغ را هم باید در همین جنگ شوم قدرت جستجو کرد. قربانیان خوجالی آوارگانی بودند که تا آخرین روزها از شهر تخلیه نشده بودند، اما توانسته بودند از معبری که نیروهای دفاعی قراباغ به همین منظور باز گذاشته بودند شهر را ترک کنند. درواقع، آنها توانسته بودند خود را به منطقه تحت سلطه نیروهای آذری برسانند. لکن، عوامل و عناصر “جبهه خلق آذربایجان” که اهداف دیگری غیر از امنیت مردمشان در سر داشتند، موقعیتی ایجاد کردند که براثر آن این کوچ کنندگان درمیان دو آتش قرارگرفتند.

دو هفته پس از فاجعه خوجالی، ایاز مُطلـّبوف ، رییس جمهور از مقام خود خلع و مدتی بعد فراری گردید.

دلیل دیگری نیز برای دامن زدن به این فاجعه از سوی نیروهای آذری وجود داشت. با از دست دادن خوجالی، در واقع کنترل منطقه خودمختار قراباغ از دست نیروهای دولت آذربایجان خارج می شد. هدف نیروهای آذری و به ویژه عناصر جبهه خلق در ضمن این بود که با ایجاد عمدی فاجعه به هر قیمت که شده، نیروهای ارمنی را متهم به کشتار زنان و کودکان و مقصر در فاجعه جلوه دهند. باید گفت که در این هدف خود تا حدی هم موفق شدند، زیرا از کمک و دستیاری بی دریغ مقامات و دستگاه های تبلیغاتی دولت ترکیه برخوردار گردیدند (رجوع شود به پانویس (10).

ایرادی که پاره ای از سازمانهای حقوق بشر بین المللی (مثل Human Rights Watch) به نیروهای ارمنی می گیرند اینست که ولو اینکه نیروهای آذری مردمشان را آگاهانه دم گلوله توپ گذاشته بودند و ولواینکه تشخیص افراد مسلح از غیر مسلح درآن هرج و مرج آسان نبوده، ارمنیان کلا نمی بایستی روی آذری ها آتش می گشودند، چون به هرحال امکان داشت که افراد بی گناه در این میان قربانی شوند.

به هر تقدیر، سلسله رویدادهایی که منجر به این فاجعه شد اتهامات بی اساس و افسانه سرایی طرف های آذری و ترک را که نیروهای ارمنی هنگام ورود به شهر به ” قتل عام” ساکنان پرداختند بی اعتبار می سازد. هیچ جا سند و مدرکی دال بر تایید این مدعا که نیروهای دفاعی قراباغ عامدا و قاصدا به روی افراد بیگناه آتش گشوده اند، مشاهده نشده است (13).

ادعا شده که نیروهای روسی (هنگ موتوریزه ۳۶۶ شوروی سابق ) نیز در گرفتن شهر خوجالی شرکت داشته اند. دلایل نشر این افسانه به شرح زیر است.

هنگ موتوریزه یاد شده در نزدیکی استپاناکرت، پایتخت قراباغ مستقر و خود آماج آتشبارهای ارتش آذربایجان قرارداشت  و تلفاتی هم متحمل شده بود (14). بعد از این تلفات، از مرکز فرماندهی روسی به هنگ دستور داده می شود که پاسخ آتش توپخانه آذری را بدون خروج از پایگاه خودشان بدهند. جدال آتشبارهای دو طرف (طرف آذری و روسی) چند روز قبل از سقوط شهر را ساکنان فراری خوجالی گزارش داده اند. اما این جدال ربطی به موضوع گرفتن خوجالی نداشته است. امکان داشته که پاره ای از نفرات هنگ یادشده که خود شاهد موشک باران بیرحمانه شهرها و روستاها توسط نیروهای آذری بوده اند با سرپیچی از دستور، نظامیان قراباغ را همراهی کرده اند. لکن، نیروهای دفاعی قراباغ در واقع نیازی به کمک آنها نداشتند، زیرا خود به قدر کافی تجهیزات و ادوات زرهی از ارتش در حال فروپاشی شوروی مصادره کرده بودند. در وضعیت هرج و مرجی که در آنزمان بر شوروی سابق حکمفرما بود، شرکت این یا آن واحد نظامی روسی در منازعه به جانبداری از این یا آنطرف چیز غیرعادی نبود، چنانکه در حمله به منطقه شاهومیان در شمال قراباغ ارتش آذربایجان از کمک و مساعدت موثر نیروهای شوروی مجهز به تانک و ادوات زرهی برخوردار شدند (15).

به نظر می آید که دلیل نشر این اطلاعات غیرواقع این باشد که اولا : مدافعان شکست خورده خوجالی عملکرد، و درواقع بی عملی خود را نزد هموطنانشان بتوانند توجیه کنند و ثانیا: این اولین بار بود که آنان می دیدند نیروهای دفاعی قراباغ از ادوات و خودروهای زرهی استفاده می کنند.

چند شهادت مهم از گواهان آذری

در زیر ترجمه بخشی از یادداشت های روزانه عین الله فتح الله یف، روزنامه نگار آذری را که خود به منطقه قراباغ سفر کرده و یادداشت هایش را پس از مراجعت به باکو انتشار داده در معرض توجه خوانندگان قرار می دهیم. این گزارشگر شجاع پس از انتشار یادداشت هایش در باکو دستگیر و محاکمه شد و فقط این اواخر پس از گذراندن بیش از چهارسال زندان و پس از درخواست ها و فشارهای مکرر سازمانها و مراجع حقوق بشر بین المللی ، آزاد گردید.

ترجمه از انگلیسی

KHOJALY: The chronicle of unseen forgery and falsification

http://www.xocali.net/EN/realazer.html

خوجالی: تاریخچه تلاش کم سابقه ای از جعل اسناد و دروغسازی

بخشی از یادداشت های روزانه عین الله فتح الله یف

“آنها توانستند گاوها وگوسفندانشان را خارج کنند، اما مردمشان را نه!”

“با دیدن خوجالی نتوانستم بهت و حیرتم را پنهان کنم. این شهرک آذری نشین که با خاک یکسان شده بود، اکنون به طورکامل بازسازی شده و نام “ایوانیان”، اسم ژنرالی که نقش موثری در تصرف شهر داشته، به خود گرفته است.

تراژدی خوجالی، درد عمیقی که بر اثرگسترش طلبی ارمنیان در خاک رنج کشیده آذربایجان بر روح و جسم ما وارد شده، در طول همه ملاقات های من در عسکران همراهم است.

با خودم فکر می کنم آیا هیچ نشانه ای از انسانیت در این مردم باقی مانده؟

معهذا، برای رعایت عدل و انصاف، باید اذعان کنم که سالها قبل، فراریانی را که موقتا در “نفتالان” سکنا گزیده بودند دیدم که صریحا اعتراف کردند که روز پیش از حمله گسترده واحدهای روسی (؟) – ارمنی به خوجالی، شهر توسط این نیروها محاصره شده بود. لکن، چندروز قبل از حمله، ارمنیان با بلندگوها به ساکنان شهر درباره حمله قریب الوقوع هشدار دادند و توصیه کردند که جمعیت شهر را ترک کند و از طریق دالان امنی در امتداد رود کـَرکـَر از حلقه محاصره خارج شود. طبق گفته ساکنان شهر، آنها هم از این معبر خروجی استفاده کردند و سربازان ارمنی که در اطراف رودخانه موضع گرفته بودند روی آنها آتش نگشودند. لکن، تعدادی از سربازان هنگ جبهه خلق آذربایجان، به دلایلی بخشی از جمعیت مهاجر را به طرف روستای ناخیجـِوانیک که در آنزمان تحت کنترل هنگی از واحدهای ارمنی عسکران بود، هدایت کردند. بقیه سکنه در کمرکش اقدم پراکنده شدند.

در عسکران، به اظهارات معاون شهرداری، اسلاویک آروشانیان، گوش می دهم  تا خاطرات او را با گفته های ساکنان خوجالی که در آن مقطع زیر آتش نیروهای آذری قرارگرفته بودند، مقایسه کنم.

از آروشانیان خواستم که معبر خروجی را که ساکنان خوجالی از آن عبورکردند به من نشان دهد. پس از شناسایی و بررسی ویژگی های جغرافیایی منطقه با اطمینان و یقین می توانم بگویم که ادعاهای مربوط به عدم وجود دالان امن به کلی بی اساس اند. معبر خروجی امن واقعا وجود داشته است. در غیر اینصورت، ساکنان خوجالی که به طورکامل در محاصره قرار گرفته و از دنیای خارج منزوی شده بودند، هرگز نمی توانستند از حلقه محاصره خارج شوند. معهذا، پس از خارج شدن از حلقه محاصره و رسیدن به آنطرف رود کرکر، خط کوچ کنندگان به چند گروه تقسیم شد و معلوم نیست که چرا بخشی از مردم خوجالی راه ناخیجـِوانیک را در پیش گرفتند یا به آن سمت هدایت شدند. به نظر می رسد که هدف واحدهای جبهه خلق آذربایجان نه نجات جان سکنه خوجالی، بلکه ریخته شدن خون بیگناهان به منظور خلع مطلـّبوف از قدرت بود. آروشانیان به من گفت: “چندروز پیش از حمله، رییس جمهور وقت شما، ایاز مطلـّبوف به مگردچیان، رییس جمهور پیشین ما زنگ زد و از او خواست که شرایطی به وجود آوریم تا مردم بتوانند از محاصره خارج شوند. پاسخ مگردچیان به مطلـّبوف این بود: مشکلی نیست، اما چرا شما به سرنوشت مردمتان علاقه ای ندارید؟ هلی کوپترهای ارسالی شما گاوها و گوسفند ها را نجات می دهند نه مردم را”.

بله، آنها توانستند گله های گاو وگوسفند را نجات بدهند، اما نه مردم را. صحبت راجع به منازعه اول قراباغ خاطرات تلخی را به ذهن آدم باز می آورد.

از ساکنان عسکران پرسیدم: به من گفته اند که اینجا آذری ها هم زندگی می کنند، درست است؟

موقعی که آروشانیان گفت: “همین حالا می توانیم به دیدنشان برویم”، تعجب کردم!

واقعا هم، یکنفر آذری به نام توفیق علی یف در ناف عسکران زندگی می کند. و خیلی جالب بود که بعدازاینکه فهمید که من از باکو آمده ام اصلا دست پاچه نشد.

علی یف:  من از سال ۱۹۶۰ اینجا زندگی می کنم. ما از منطقه اوجار به اینجا کوچ کردیم. پس ازگسترش اغتشاشات و ناآرامی ها به آذربایجان رفتیم، اما دوباره به اوجار برگشتیم. در آذربایجان ادامه حیات برایمان غیرممکن بود.

فتح الله یف:  چه موقع به عسکران برگشتی؟

علی یف:  در ۱۹۹۱. درست است که در مقطعی آنها (ارمنیان) می خواستند مرا بکشند.

در اینجا آروشانیان صحبت ما را قطع می کند: راست می گوید. اما، من مداخله کردم و به بچه ها گفتم برای چی بکشیمش؟ گناهش چیست؟ امروز دیگر برای ما مهم نیست که توفیق چه ملیتی دارد.

خوب، این داستان به قدری مرا تکان داد که پس از برگشتن از قراباغ خیلی دلم می خواست که شنیده ها و دیده هایم را با خوانندگانم در میان بگذارم. اما چقدرتعجب کردم که آقای محمدیاروف، وزیر باصطلاح امور خارجه ما، پس از شنیدن خاطراتم آنها را مردود شناخته و در اشاره به آن برچسب رایج “پرووکاسیون” (تحریکات) را به کار برد”.

شهادتی دیگر از یکی از وزیران سابق جمهوری آذربایجان، رحیم قاضی یف

واقعیت های مربوط به خوجالی

http://ara-ashjian.blogspot.com/2008_02_01_archive.html

ترجمه بخشی از مصاحبه او با نشریه اینترنتی www.realazer.com  در دسامبر ۲۰۰۸

“قاضی یف که به اتهام خیانت در واقعه سقوط شهر شوشی محاکمه و به ده سال زندان محکوم شده بود، در این مصاحبه چنین اظهارنظر می دارد که توطئه ای برای خلع مطلـّبوف از قدرت در خوجالی در کار بود. قاضی یف می گوید که وی در ۱۶ فوریه ۱۹۹۲ راجع به حمله قریب الوقوع ارمنیان به خوجالی اطلاع پیدا کرد. طبق اظهار وی: “در ۲۵ فوریه، بار دیگر راجع به تدارکات حمله به من خبررسید.” به گفته قاضی یف نیروهای مسلح آذری سلاح کافی در اختیار داشتند که به کمک مردم خوجالی بشتابند و ارامنه را متوقف کنند. درآن روزها امکان حفظ مواضع و جلوگیری از آن فاجعه وجود داشت.

روزنامه نگاری که اخیرا، از منطقه قراباغ بازدیدکرده از قاضی یف می پرسد: “آنها (ارامنه) گذرگاه امنی را که ارمنیان عسکران بازگذاشته بودند و توسط بخش اعظم جمعیت شهر برای خروج مورد استفاده واقع شده بود ، به من نشان دادند. گذرگاه در مسیری در موازات رود کـَرکـَر گسترش دارد. آیا صحیح است که عناصر فعال جبهه خلق (اذربایجان) مردم خوجالی را گمراه کردند؟”

قاضی یف پاسخ می دهد: “من هم راجع به این قضیه و همینطور چیزهای شرم آوری که افراد ما انجام دادند، شنیده ام. اما، باید توجه داشته باشید که به من آنقدر اتهام وارد شده که می ترسم باز هم محاکمه شوم. اِلدار باقروف، از عناصر فعال جبهه خلق در شهر ا َقـَدم، راجع به دستوراتی که وی از رهبران جبهه خلق دریافت کرده بود چیزهایی به من گفت. اما، خیلی زود حرفش را قطع کرد. هنگامی که راجع به خیانت سربازان جبهه خلق صحبت می کرد داشت دیوانه می شد”.

روزنامه نگار می گوید هنگامی که وی در شوشی بوده، ارامنه کلیسای بازسازی شده را به او نشان دادند و گفتند هنگامی که وارد شهر شده اند، دیدند که کلیسا پر از اسلحه و مهمات است. قاضی یف ضمن تایید این موضوع که تعداد ۱۲ هزار گلوله در کلیسا انبارشده بود، چنین پاسخ می دهد: “به خدا قسم که حتی یک گلوله هم از دولت دریافت نکردم. همه این مهمات توسط نیروهای داوطلب جمع آوری شده بود و کل آن در شوشی جا گذاشته شد”. طبق اظهار وزیر سابق، “سلاح ها و مهمات شامل ۴ دستگاه تانک ، ۹ دستگاه خودرو زرهی، ۲ دستگاه سکوی پرتاب موشک گراد و ۲۰ دستگاه خمپاره بوده است که قسمت اعظم آن در دفاع از شهر بلااستفاده ماند.”

شهادت ایاز مطلـّبوف ، رییس جمهور پیشین آذربایجان:

مطلـّبوف طی مصاحبه ای با روزنامه روسی  نـِزاویسیمایا گازتا در سال ۱۹۹۲ ، تاکید می ورزد که “یک معبر خروجی برای خروج مردم توسط ارمنیان بازگذاشته شده بود”.

“اگر من ادعا کنم که اپوزیسیون آذربایجان در این قضیه مقصر است، ممکن است آنها بگویند که من دروغ می گویم. معهذا، واقعیت اینست که معبر خروجی بازگذاشته شده بود تا مردم شهر را ترک کنند. دیگر برای چه روی آنها می بایستی آتش بگشایند؟ به ویژه در منطقه ای نزدیک به اقدم که در آن زمان نیروهای کافی برای کمک به مردم (آوارگان) در آن وجود داشته. یا اینکه می توانسته اند به توافقی با طرف دیگر برای خروج غیرنظامیان برسند. این نحوه عمل همیشه رایج بوده است.” (ترجمه از انگلیسی).

در مصاحبه دیگری با نشریه روسی نـُو ِیه ور ِمیا، می گوید: ” آتش گشودن روی سکنه خوجالی به روشنی توسط کسانی ترتیب داده شده بود که قصد غصب قدرت در آذربایجان را داشتند”.

http://www.xocali.net/EN/ayaz-mutalibov.html

___________________________________________________________

پانویسها

1 – Nagorno Karabakh Autonomous SSR    – به زبان ارمنی قراباغ  ” آرتساخ Artsakh “ ، به اسم تاریخی آن، خوانده می شود.

2 – این نبردها تا ماه مه ۱۹۹۴ ادامه پیدا کرد و نهایتا با برقراری آتش بسی شکننده که تا امروز نیز ادامه دارد، خاتمه پذیرفت .

3 –  نمونه ای از این نشریات کتابی است تحت عنوان “سقوط خوجالو”، از نسیمان یعقوبلو، چاپ و انتشار در باکو، به زبان آذری در سال ۱۹۹۲. کتاب مملو از زهر و تنفر و توهین به ملت ارمنی و حاوی فراخوان های بیشمار برای نابودکردن ارمنیان به عنوان یک ملت است. از جمله فراخوان زیر بارها و بارها درکتاب تکرار شده است: “ارمنیان کافرند. ارمنیان ظالم اند. ارمنیان خونخوارند. ارمنی توهین بزرگی است بر ساحت خداوند تبارک و تعالی و لکه ننگی است بر تمامی بشریت. شما ، وارثان محمد ، هشیار باشید از ارمنیان کافر، زیرا اینان خون انسانها را می مکند”.

4 –  برای مشاهده نمونه ای از تصاویرکاذب و بررسی وافشای کارشناسانه آنها به این تارنما مراجعه نمایید:

http://www.xocali.net/EN/realazer.html  ،  http://www.xocali.net/EN/h12.html

5 –  به یادداشتهای فتح الله یف در بالا مراجعه فرمایید.

6 –  به شهادت قاضی یف در بالا مراجعه نمایید.

7-  ”Grad” به معنای تگرگ در روسی است. دستگاه پرتاب موشک مورد بحث می تواند در هر ۲۰ ثانیه تعداد ۴۰ موشک پرتاب و ظرف  ۵/۲  دقیقه دوباره آماده آتش شود. رجوع شود به:

http://en.wikipedia.org/wiki/BM-21_Grad#Projectiles

8  –  رجوع شود به یادداشتهای فتح الله یف در بالا.

9 –  رجوع شود به اظهارات قاضی یف در بالا .

10 –  آمار رسمی دولت آذربایجان از کشته شدگان فاجعه خوجالی فوق العاده ابهام آمیز است. پس از وقوع فاجعه، سخنگوی مجلس آذربایجان به دروغ اعلام می دارد که حمله ارمنیان دفع شده و فقط دو نفر از مدافعان شهر کشته شده اند. بعد از مدتی سکوت، وزیر داخله، کریموف به آژانس خبری “اینترفاکس” اطلاع می دهد که تعداد کشته ها ۱۰۰ نفر، زخمیان ۲۵۰ نفر و ناپدیدشدگان ۳۰۰ نفر می باشد. این تعداد به تدریج بالا می ورد در حدی که در هفته اول ماه مارس رسانه های غربی که از منابع خبری آذری و ترکی تغذیه می شدند، تعداد قربانیان را  ”هزاران”  نفر ذکر می کنند. تا اینکه توماس گولتز، گزارشگر انگلیسی از باکو به روزنامه “ساندی تایمز” گزارش می دهد که تعداد قربانیان طبق آمار روحانی شهر اقدم که برای دفن قربانیان جواز صادرکرده ، ۴۷۸ می باشد.

ذکر این مطلب هم چندان بی مورد نیست که گولتز تا پیش از ورود به آذربایجان در اواخر سال ۱۹۹۱ مدتی طولانی در ترکیه مشغول گزارشگری بوده است. همسر ترک او، هجران گولتز، در آذربایجان در معیت او بوده و اخبار وقایع خوجالو را به بخش ترکی بی بی سی مخابره می کرده است. همچنین، گزارشگران ترک با علاقمندی ویژه ای خدماتشان را به عنوان مترجم در رابطه با اخبار خوجالی به ژورنالیست های خارجی عرضه کرده اند. در این خوش خدمتی، رهبر بشیر اوغلو، گزارشگر روزنامه ملیت چاپ ترکیه، احمد سل  مجری کانال ۵ تلویزیون فرانسه و نیز رادیوتلویزیون ار. ت. اف. RTF  بلژیک جای ویژه ای دارند. روشن است که این عناصر خبری قرائت مراجع آذری از وقایع خوجالی را به خورد جهانیان می دادند، در حالی که ارمنیان قراباغ چنین امکاناتی نداشتند .

http://budapest.sumgait.info/khojaly/number-of-cas...

11 – مورخ نظامی کانادایی، پاتریک ویلسون گور، در هنگام معرفی آخرین کتابش : جنگ و منازعه پسا شوروی در قفقاز جنوبی ” در ژوئن ۲۰۰۸  در اوتاوا، در رابطه با واقعه خوجالی می گوید: ” نظامیان آذری از ترک های مسخـِتی که از آنها به عنوان سپر انسانی استفاده می کردند، سریعتر فرار می کردند”. به گفته او ، عناصر ا ُمون مستقر در اقدم طی عقب نشینی شان به سمت پادگان اقدم با اشتباه گرفتن غیرنظامیان خوجالی به جای نیروهای ارمنی، به روی آوارگان (ترکهای مسخـِتی) آتش گشودند. پاتریک ویلسون گور همچنین اظهار می دارد که نیروهای آذربایجانی در روز پیش از شروع نبرد خوجالی ، 32 نفر از اسرای جنگی ارمنی را اعدام کردند.

Patrick Wilson Gore, “Tis Some Poor Fellow’s Skull-Post- Soviet Warfare in the Southern
Caucasus” . http://www.abebooks.co.uk/9780595486793/Tis-poor-f...

12 – چنگیز فواد اوغلی مصطفی یف، گزارشگر مستقل آذری که در ۲۸ فوریه ۱۹۹۲ از صحنه فاجعه خوجالی ویدئوهایی تهیه کرده بود، راجع به ادعاهای مقامات آذربایجان درباره روند به وجودآمدن فاجعه تردید داشت، لذا خود مستقلا شروع به تحقیقات کرد. لکن، اولین گزارش او درباره احتمال دست داشتن نیروهای آذربایجانی در فاجعه خوجالی به ” D-Press “  آژانس خبری مسکو، به قیمت جانش تمام شد. وی در همانزمان ، در ۱۵ ژوئن ۱۹۹۲ در نزدیکی اقدم در شرایط مشکوکی به قتل رسید.

جالب توجه است که هنگامی که مصطفی یف گزارش یافته ها و شک و تردیدهایش را درباره ادعاهای مسئولان جبهه خلق از وقایع خوجالی به اطلاع ایاز مطلـّـبوف رییس جمهور وقت رساند، رییس جمهور به وی هشدارداد که از ابراز و اعلام نظراتش خودداری کند، زیرا وی نگران بود که عناصر جبهه خلق قصد جان وی را خواهند کرد.

http://cpj.org/killed/1992/chingiz-fuad-ogly-musta...

13 –  مورخ کانادایی در همان منبع بالا :

“There is no evidence that the Armenians of Nagorno-Karabagh committed  “genocide against Meskhetian Turks of Khojaly,”

“سند و مدرکی دال براینکه ارمنیان ترک های مسخـتی خوجالی را کشته باشند وجود ندارد”.

14 –  اطلاعات مربوط به این موضوع از تارنمای زیر به دست آمده است :

http://budapest.sumgait.info/khojaly/366.htm

15 –  در بهار- تابستان سال ۱۹۹۱ ، نیروهای زرهی شوروی با همراهی نیروهای ا ّمون آذری ۲۳ روستاهای ارمنی نشین در منطقه شاهومیان (شمال قراباغ) را محاصره و با حملات گازانبری ساکنان آنها را که تعدادشان بالغ بر ۱۷۰۰۰  نفر می شد بیرون راندند . دراین عملیات تعداد زیادی نیز کشته و زخمی شدند.

http://en.wikipedia.org/wiki/Shahumian

۴ اسفند ۱۳۹۰  برابر با  23 فوریه 2012

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای نظریان تمام سعی خود را کرده است تا قتل عام خوجالی را جعلی نشان بدهد اگر به فرض محال قبول بکنیم که تمام اسناد و گفته های آقای نظریان درست است و اسنادی بر خلاف آنها نیز وجود ندارد حال به دو سناریوی زیر توجه بکنید که هر دو منطبق بر گفته های آقای نظریان است ولی ایشان یکی را قتل عام می دانند و دیکری را نه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام به دوستان ... جالب است که در کلام آریایی پرستی تنها معنایی که موج میزند ، عصبیت است .. و عصبیت مختص تاریخ ماست که متعلق به خاورمیانه هستیم ..اروپایی ها اگر هم جنگیده اند به خاطر منافع اشان بوده است . حتی جنگ جهانی دوم محصول شکست تحقیر آمیز آلمان در جنگ اول و تحمل کردن بار اقتصادی سنگین آن شکست بود تا عصبیت از فرانسه یا انگلیس یا آمریکا .. اینکه ما در حلقه بسته و معیوب عصبیت گرفتار آمده ایم ناشی از معلمین ناآگاهی است که داشته ایم و ما ترکها به عنوان آغازگر تجدد در ایران و آغازگر رفرمها در منطقه خاورمیانه از طریق امپراتوری عثمانی در اینکه جوابی برای عصبیت نشاندیشیده ایم مقصریم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
https://youtu.be/m9rj5C8LPbA

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
لابد از جمعيت ٩ميليونى آذربايجان ٩٩/٩٩٩٩٩٪‏ راضى و از تجاوز آذربايجان به جمهورى قره باغ خوشحال هستند وكشته شدن چند برابر بيشتر فرزندانشان در جنگ ناحق پايكوبى هم ميكنند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای نظریان اولا عین همین فیلم در یوتوپ بزبان ارمنی است که میتوانی خوب گوش کنی دوما در خود فیلم نیز با زبان ارمنی گفته میشود که چرا برادر من به خاطر خاکی که متعلق بما نیست کشته شده و این فیلم جریان آورده شدن جسد جوان ارمنی کشته شده در خاک اشغالی آذربایجان است و پلیس ارمنستان از حمل جنازه و اعتراض مردم ممانعت میکند . اما وقتی مینویسی که عین نوشته ات « در ضمن مردم ارمنستان اين چهل پنجاه نفر نيستند » خوب مچت باز میشود آقای محترم جنگ طلب و اشغال گر نشستی در جای گرم میگوئی ازکشته شدن بچه مردم در مانده بمن چه .! طرفدار سر کسیان و خو چاریان تروریست و آدم کش بوذن عاقبتش چنین میشود که به باز ماندگان سر باز کشته شده میگوید که مردم ارمنستان که این چهل و پنجاه نفر نیستند پس کی ها هستند نکند منظورت همان جانیان و آدم کشان مثل زور بالایان و خو چاریان و سر کسیان هستند ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اين فيلم كه همش تركى بود وتركها به ميل خود صحبت ميكردن اجازه نميدادند ببينيم طرف واقعاً جى ميگه در ضمن مردم ارمنستان اين چهل پنجاه نفر نيستند با اين فيلمهاى و ترجمه جعلى كه تاريخ عوض نميشه. راست گفتند تركها خيلى ساده هستند وحكومتشان دراحتى آنها را فريب ميده. دوره دوره اينترنته يه ذره از منابع غير تركى وبيطرف اطلاعات بگيريد چشماتونو باز كنيد تاريخ آذربايجان رو از بدو تاسيس تا به حال كه كمتر از صد ساله مطالعه كنيد منابع غير تركى وغير ارمنى مطالعه كنيد بجاى ديدن اين پرت وپلا هائى كه دولت باكو به خوردتون ميده.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مردم ارمنستان گفتند: سرزمینی که مال ما نیست، ما در آن چکار می کنیم؟؟؟ این فیلم جوابگوی همه یاوه گو های جنگ طلب است که زندگی مردم را از هم میپاشند و دنبال اشغال سرزمین آذربایجان - قره باغ هستند این فیلم را خوب نگاه کن آقا نظریان .

https://www.facebook.com/950693308339285/videos/1025327827542499/?permPage=1

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
لاچین هم جهانی شد!خ خ خ خ خ خ خ
...
یه سوال :
چرا ای عین ب ترکه اوغلی سوژه هاشو یا سر چهار راه ها پیدا می کنه و یا بالای کوه؟ از وقتی بهش چسبوندن که تو ایران نیستی و واسه گرفتنه اجاره ها میری ایران ! الانه هرچی کامنت میده یه نقطه جغرافیایی ازایران چاشنیش می کنه.
اون دفعه نگفتی که کیم.حالا بگو:
ممدچش قشنگه
آفرین.پانترک باشی و اینقدر باهوش

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پاسخ سئوال شما در متن كامنت قبلى من موجود است مشكل قره باغ نه از بيست سال قبل بلكه از حدود ٩٥ سال قبل شروع شده در آن هنگام كه قره باغ با مشت آهنين استالين وعليرغم مخالفت ساكنين ٩٥ در صد ارمنى آن از ارمنستان كنده وبه جمهورى تازه تاسيس آذربايجان اهدا شد و نام آنرا جمهورى خودمختار قره باغ گذاشتند ودر حدود هفتاد سال تحت ديكتاتورى شوروى خواسته مردم كه همانا آزادى بود سركوب شد تا زمان فروپاشى حكومت شوروى با باز شدن فضاى سياسى مردم قره باغ هم خواسته خود را مانند ساير جمهورى هاى شوروى مطرح و آنرا در مجلس وقت به راى گذاشته با راى اكثريت قاطع نمايندگان مجلس بتصويب رساندند. پاسخ اين اقدام وخواسته دمكراتيك مردم را حكومت باكو با بمب وموشك وخمپاره داد و مردم قره باغ با تشكيل گروههاى مقاومت پاسخ دندانشكنى به سركوبگران دادند وبا چنگ ودندان به دفاع از سرزمينشان پرداختند وبا توجه به جمعيت ٢٠٠٠٠٠ نفرى،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شخص بی نام،لطفا به چند سوال مشخص پاسخ بدهید واگر نتوانستید از تحقیق محقق تان بپرسید وجواب بدهید1نیروهای اشغالگر ارمنی در بیست درصد ازخاک کشور همسایه چه کارمیکنند2-سازمان ملل متحد در مورد جنک قره باغ چهار قطنامه صادر کرده ومتجاور را محکوم کرده از محققتان بپرسید این کشور متجاور کیست؟شخص بی نام عزیز ، نه عمق یازده کیلومتری خوجالی بلکه شوشا،خان کندی، آق دام، زنگیلان،فضولی، جبرائیل،لاچین، گلبجر وده ها شهر وروستای دیگر که در اشغال نیروهای متجاوز ارمنستان هستند جزو سرزمین ججمهوری آذربایجان هستند.بعد از بیست سال اشغال سرزمین آذربایجان توسط نیروهای متجاوز داشناک ارمنستان تا کنون،نه هیچ مرجع بین المللی ونه هیچ کشوری این اشغال را به رسمیت نه شناخته اند بلکه تجاوز ارمنستان به خاک آذربایجان را محکوم کرده اند.آقا ویا خانم محترم،کسی نا سزا ویا زبانم لال دشنام به مردم ارمنی نمیکند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام به همه ... راستش من باب تحقیق چند بار در مدیاهای فارسی زبان از جمله بی بی سی فارسی و صدای آمریکا به مقاله های آذربایجانی ستیز و ترک ستیز کامنت گذاشتم ولی منتشر نشدند .. ظاهرا ایران گلوبال تنها سایت فارسی زبانی است که به کامنتهایی که به ترک ستیزی و آذربایجانی ستیزی پاسخ میدهند نیز اجازه نشر میدهد . ظاهرا به همین دلیل هم هست که در سایت گویا لینک این سایت وجود ندارد ... از دیدگاه پان کردها و پان ارمنی ها و آریایی پرستان ، که در ضدیت با ترکها ، منافع مشترکی دارند فقط یک روایت از تاریخ وجود دارد ، ترکها آدم بده تاریخ و آنها آدم خوبه تاریخ و احیانا مظلوم واقع شده تاریخ هستند و لاغیر .. حال با نصیحت یا مستندات تاریخی نمیشود در مورد چیستی حقیقت آنها را آگاه ساخت .. تعمدی در کار است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هيچ سازمانى حق تعين سرنوشت مردم قره باغ را نديده نگرفته ونميگيرد وانسانها آزاد متولد شدند وبايد آزادانه نسبت به سرنوشت خود وكشورشان تصميم گيرى كنند وفشار وزور وسركوب در دراز مدت اثر خود را از دست ميدهد همانطور كه ديديم استالين به زرو و عليرغم ميل باطنى مردم قره باغ اين منطقه را از ارمنستان كند و به آذربايجان داد ونتيجه آن را امروز ميبينيم هيچ نيروى نظامى در بلند مدت نميتواند خواست خود را بر مردم بومى تحميل كند. ابر قدرتى چون امريكا نهايتاً حريف مردم بومى ويتنام نشد شجاعت واراده مردم قره باغ كمتر از ويتنامى ها نيست وآنها اراده كرده اند آزاد زندگى كنند خريد هاى ميلياردى اصلحه كمكى به آذربايجان نميكند جز بالا بردن تلفات هر دو طرف ولى اينكه كسى فكر كند از طريق نظامى مردم قره باغ را شكست داده وقلمرو ابا اجداديشان را تصرف ميكند يا ساده لوح است يا دروغگو وفريبكار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شما از مرحله پرتى ونميدانى اجساد كشته شده هاى خوجالى در منطقه تحت نفوذ آذربايجان پيدا شدند ونه در خود خوجالى كه به تصرف ارمنى ها در آمده بود منطق ميگويد اگر ارمنى ها قصد كشتن اين بينوايان بيگناه را داشتند در همان خوجالى آنها را كشته اجسادشان را سر به نيست ميكردند ودليلى نداشت آنها را از دالان امن به قلمرو تحت كنترل نيروهاى آذرى هدايت كنند وبعد خود را به عمق ١١ كيلومترى مواضع آذربايجان رسانده و دست به جنايتى بزنند كه فقط زيبنده پانتركهاى ضد بشر است مگر اينكه منطق پانتركها چيز ديگرى بگويد. البته شرط اصلى درك اين موضوع براى شما تحقيق از منابع بيطرف در مورد محل كشف اجساد و١١ كيلومترى پشت مواضع نيروهاى آذربايجانى در آن منقطع زمانى است.اگر واقعاً دنبال حقيقت باشيد در غير اينصورت ميتوانيد كماكان چشمهايتان را بسته و ناسزا نثار ارمنى ها كنيد وتحقيق محقيق نمنه دى

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با این مقالعه به اصطلاح تحلیلی آقای آرسن نظریان باید جای مظلوم را با ظالم عووض بکنیم.مرد حسابی شما در این به اصطاح تحقیقتان حتما در خواب شیرین ورویائی بودیدد که مثل انبیا برایتان وحی نازل شد که به این تحقیق پرداختید؟شما ااز چی صحبت میکنید؟عمق یازده کیلومتر منطقه تحت نفوذ آذربایجان را از کجا اخترا کردید؟متجاوزین داشناکیسیون ارمنی بیست در صدد از خاک آذربایجان را اشغال کرده،نزدیک یک میلیون آذربایجانی را از خانه وکاشانه آواره کرده اند.حدود سی هزار کشته در منطقه ازهر طرف به انسانها تحمیل کرده.سازمان ملل متحد چهار قطنامه بر علیه اشغال گری ارمنستان صادر کرده اتحادیه اروپا تجاوز ارمنستان را محکوم کرده اکثر سازمان های حقوق بشری تجاوز ارمنستان به خاک اذربایجان را محکوم کرده.حالا شما با این مغالطات وتوجیه گریها می خواهی ظالم را به جای مظلوم بگیرید؟واقعا وجدان انسانی تان را قربانی تماییلات

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اين خروارها سند فقط روي زبان شما موجود است ودر عالم واقعى وجود خارجى ندارد درضمن كاه ويونجه را با خروار محاسبه ميكنند نه سند ومدرك را

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عين اله فتح اليف خبرنگار آذربايجانى اياذ مطلبف رئيس جمهور وقت آذربايجان هم آريائى هستند كه حقيقت اين جنايت را برملا كردند؟ اينكه كشته شده هاى خوجالى در عمق ١١ كيلومترى منطقه تحت نفوذ آذربايجان به خاك وخون كشيده شده اند هم امثال شما را بيدار نميكند و كماكان مزخرفات ساخته وپرداخته سرويسهاى اطلاعاتى تركيه وآذربايجان را طوطى وار تكرار ميكنيد حاكى از اين است كه در واقع شما خواب نيستيد بلكه دستور داريد خود را به خواب بزنيد وبا پرت وپلا گوئى وادعا هاى بى سند ومدرك وساختگى براى پنهان ماندن چهره واقعى جنايت پيشگان آذربايجانى كه مردم خوجالى را به خاك وخون كشيدند تلاش كنيد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام به همگی .. آرسن نظریان یک ایرانی ارمنی یا یک ارمنی ایرانی در مورد واقعه خوجالی تحقیق کرده و نظرش را منتشر کرده است .. جریان آریایی پرستی ایرانی نیز از ایشان حمایت کرده است . فکر میکنید قبل از خواندن مقاله نمیشود در مورد چیزی که قرار است مقاله بگوید حدسهایی زد ؟ من حدسم را زدم و چند سطر از اول و آخر مقاله را خواندم و چند کلمه هم از نظرات آریایی پرستها را هم خواندم ..وقتی حقیقتی آشکارا انکار میشود ، احتیاجی به عصبانیت یا تنش نیست .. حتی اگر کل مقاله را به عنوان حقیقت بپذیریم ، تنفری که از ترکها و آذربایجانی ها در کلام آرسن نظریان و یا آریایی پرستان حامی او وجود دارد نمیشود مخفی کرد ... این همه تنفر برای چیست ؟ و آیا کسانی که چنین تنفر و نفرت عقده آمیزی دارند ، اساسا میتوانند حقیقت را آنطور که هست ببینند و ابرازش کنند ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای مسئول کامنتها یا جواب من را منتشر کنید و یا کامنت فوق را حذف کنید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بسیار جالب است که تورکان و پان تورکان و تورانیان، همه ی مردم جهان را بد می دانند جز خودشان را. من در جایگاه یک ایرانی هرگز از مردم ارمنی ایران نه بدی دیده ام و نه رفتاری که نشان از خشم و کینه آنها در برابر قوم ها و مردمان کشورهای دیگر باشد.
تورک ها باید بیاموزند که دشمن تراشی هنر نیست. اگر آز و طمع خودتان را کم کنید و چشم به خاک و فرهنگ و تاریخ دیگران نداشته باشید می توانید در کنار دیگران با آشتی زندگی کنید. آیا باید قوم ها و کشورهای دیگر دست در دست همدیگر شما را برای همیشه نابود کنند تا دست از باورهای واپسگرایانه بردارید؟!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به پانترك هائى كه شستشوى مغزى داده شده اند پيشنهاد ميكنم مقاله "حاكميت دروع "به قلم روزنامه نگار وفعال حقوق بشرترك تبار خانم عائشه گونايسو نوشته شده را مطالعه نمايند تا متوجه شوند پانتركها چه بلائى سر شان آورده وچگونه شعور سياسى وانسانى آنها را به سخره گرفته بخش كوچكى از اين مقاله در اينجا عيناً كپى شده شايد بخشى از فريب خوردگان ترك را ترقيب نمايد كل مقاله را مطالعه كنند.
تای نظامی سال ۱۹۸۰ و دوران ترور و وحشتی که به دنبال آن شروع شد از سرتا پا ساخته و پرداخته دروغ بود. نظامیان به گفته خودشان قدرت را برای خیر ملت و کشور به دست گرفتند. اعدامها، قتلهای زیرشکنجه، زندانهای پراز محبوسین، اینها همه برای "خیر" ملت ترک بود.
سالهای دهه نود هم زیر سیطره و حاکمیت دروغ طی شد. زعمای ترک هرگز اذعان نکردند که هزاران روستای کردی را طعمه آتش و یا با خاک یکسان کرده و ملیونها سکنه کرد را وادار به مهاجرت

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به تورکقلی.من میگم دامنان داما-تومیگویی بانان بانا.اصلا مامیگوییم ایران کنونی درطی تاریخ مربوط به تورکان بوده وشمافرافکنی کرده اینجاراباتاجیکستان قدیم عوضی گرفته اید.
مامیگوییم بودجه ملی ما که صاحبان اصلی این سرزمین هستیم رابه شمامهاجران تاجیک وفارسیان هندی توسط انگلیس آورده شده داده میشود،وفرزندان مارابزورزندان وتفنگ وزنجیرفارس(تاجیک)میکنند.شمافرافکنی کرده بااینکه دراین سرزمین مهاجری بیش نیستیدخودراصاحب خانه دانسته وفکرمیکنیددنیا به روی همین پاشنه خواهدچرخید.
تواگرراست میگویی سه نسل خودراپی گیری کن اگرهندی قدیم(پاکستان.بنگلاشی.افغانی.کشمیری.تاجیک)نبودی آنموقع بفرماتاباهم صحبت کنیم.البته اگرازنسل تورکان آسیملاسیون شده نباشی درآن صورت حرفی ندارم.
نفرت راشمامهاجران بازورگویی صدساله پخش میکنید وبازهم فرافکنی میکنی.
درضمن مابافارس درهیچ جایی نگفتم دشمنی داریم.ماباتبعیض وحق کشی سیستم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
قتل عام خوجالى را كسى تكذيب نميكند بلكه روشنگرى ميكنند كه قتل عام توسط همفكران هيتلر وپانتركهائى اتفاق افتاده كه الگوى هيتلر بودند ودر زمان جنگ دوم جهانى هم در ركاب هيتلر ميجنگيدندوهيتلرقتل عام را از آنها ياد گرفته. سخنرانى معروف هيتلر كه در زمان بر پائى كوره هاى آدم سوزى گفت. امروز ديگر كسى قتل عام ارمنى ها را بياد ندارد ....وبه اين ترتيب به زير دستان خود اطمينان ميداد اين قتل عام را هم تا چند سال ديگر كسى بياد نخواهد داشت و محاكمه اى ومجازاتى در كار نخواهد بود. اياذ مطلبوف رئيس جمهور سابق آذربايجان به خوبى پته جنايت كاران باكو را به روى آب انداخته كه براى رسيدن به قدرت از هيچ جنايتى حتى عليه ملت خود فروگذار نبوده اند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نه زورى بالايان همچين كتابى نوشته ونه نويسنده جعلى كه گويا در لبنان زندگى ميكند وجود خارجى دارد بهتره به جاى اين جعليات گفتگو هاى رئيس جمهور سابق آذر بايجان اياذ مطلبوف را كه با روزنامه هاى معتبر انجام داده وآرشيو آن موجود وغير قابل انكار است وبخوبى پنه جنايتكاران كثيف خوجالى را بر روى آب انداخته مطالعه كنيد تا بدانيد كدام از خدا بى خبر قتل عام را انجام داده. اگر نسخه اى از كتاب جعلى كه به زورى بالايان يا ان نويسنده نيست در جهان كه گويا در لبنان است يافتيد آنرا انتشار دهيد در غير اينصورت اين جعليات فقط موجب بى آبروئى بيشتر دروغگويان ونفرت پراكنان پانتورك ميشود

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
قتل عام خوجالى را كسى تكذيب نميكند بلكه روشنگرى ميكنند كه قتل عام توسط همفكران هيتلر وپانتركهائى اتفاق افتاده كه الگوى هيتلر بودند وهيتلر از آنها ياد گرفته. سخنرانى معروف هيتلر كه در زمان بر پائى كوره هاى آدم سوزى گفت. امروز ديگر كسى قتل عام ارمنى ها را بياد ندارد ....وبه اين ترتيب به زير دستان خود اطمينان ميداد اين قتل عام را هم تا چند سال ديگر كسى بياد نخواهد داشت و محاكمه اى ومجازاتى در كار نخواهد بود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تکذیب کنندهگان قتل عام خوجالی تنها نیستند. همفکران ایشان کورههای ادم سوزی هیتلر را هم تکذیب می کنند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پان ارمنی گرامی جناب ارشین نظریان! با سلام ، شما که بعنوان یک داشناک! منکر جنایتهای تروریستهای ارمنی در قتل عام مردم خوجالی هستید، اگر انسان آزاده و دمکراتی هستید، اجازه دهید جنایتهای تکان دهند داشناکهای ارمنی را از زبان شعرا و نویسندگان خودشان بشنویم. این نوشته ها بعنوان اسناد زنده و معتبر جنایت علیه بشریت، اکنون درلابلای سطور کتابها از دست نویسندگان شان خارج شده و دیگر قادر به تکذیب آن نیستند. بخش کوچکی از آن بعنوان نمونه بمحضرتان میرسد!
(زوری بالایان) یکی‌ از شعرا و نویسندگان مشهور ارمنی در کتابی‌ تحت عنوان ( احیا دوباره روحمان) چاپ شده در صفحه (۲۶۰ تا ۲۶۲ )نشریه "وانادزور" بتاریخ ۱۹۹۶. از قتل عام مردم خوجالی در تاریخ ۲۶ فوریه ۱۹۹۲ که خود نیز در آن شرکت داشته چنین مینویسد: "با خاچاتوریان، به خانه ای که تصرف کرده بودیم وارد و کودک ۱۳ ساله ترکی راديديم که توسط سربازان ارمني به پنجره

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تمام کمنت ها و نوشته ها و کلمات ات راسیستی و پیشداورانه و دروغ و داستانسرایی ترکی هستند . فارس و ایرانی این رفتار شما را میشناسند و به حرفهایت می خندند . در اروپا و امریکا هزاران خارجی هستند که بتدریج زبان مادری و ایلی خودرا فراموش کرده و زبان کشور و میهن دوم را خوب یاد میگیرند ولی کسی نتیجه راسیستی و یا نتیجه ضد ایرانی و ضد فارسی از آنها نمی گیرد . به این دلیل چون سطع فرهنگ و سواد و قضاوت .... شما پان ترک تجزیه طلب نازل است در خاتمه بصورت .... تراژدی در ذهن کاربران خواهی ماند . حیف از این سایت فارسی زبان ایرانی که مورد سوء استفاده شما 3-2 نفر ضد ایرانی قرار گرفته. در حالیکه باید پاتق مبارزه برای عشق و آزادی و عدالت و زبایی و همبستگی و امید باشد .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ای شستشوی مغزی داده شده هایی که در آتش کینه و نفرت نسبت به ارمنیان می سوزید و فکر و ذکرتان چیزی جز سیاه کردن آنها و آب پاک ریختن بر جنایات جلادانشان نیست، هیچ فکر کرده اید که چیزی از نازیان یهودی ستیز که میلیونها انسان بی گناه را به کوره های آدم سوزی فرستادند، کم ندارید؟. با این وضع، هیچ دولت و حکومتی، خواه اسلامی باشد یا سوسیالیستی یا غیر آن امثال شما را بر نمی تابد. شما حتی در یک حکومت ملی و مردمی هم جایی ندارید، برای اینکه کاملا معلوم است که اگر زمانی قدرت دست شما بیفتد به مثال جلادان عثمانی و داعشی های عصرجدید جنگ قومی و مذهبی راه می اندازید و حمام خون و قتل عام و تجزیه و فجایع بزرگی از این دست که در سوریه شاهدش هستیم. مردم ایران باید تکلیفشان را با امثال شما روشن کنند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-روزی درکوه به یک گروه بزرگ کوهنوردی برخوردم که اکثرسرودهای چپ دوران انقلاب 57 وسرودهای کنفدراسیون رامیخواندند من هم باپیوستن به آنها تا آخرمسیررفتم .اکثراسرودوترانه های تورکی میخواندند.البته تک وتوکی ازسرودهای فارسی راهم چندنفری خوانده ودیگران باآنهاهم دهن میشدند.
درمسیرمتوجه شدم که خوانده اصلی که تورکی میخواندوصدای زیبایی داشته وبدرستی ترانه های تورکی راسرمیداد بچه انزلی بود.
درجمع سی وسی وپنج نفری تعدادی تورکان تبریز ودیگرنقاط آزربایجانی ساکن تهران دراکثریت مطلق بودند.
یکی ازاین تورکان باپسرحدودبیست ساله آمده بوداسم پسرش سهندبود وسهند تورکی نمیتوانست حرف بزندولی متوجه میشد.
بنظرشمابه این تورکی که خودچپ بود وپسرش تورکی بلدنبود ،چه بایدنام بگذاریم ،باسود ،روشنفکر،انقلابی،مبارز،آسیملاسیون شده.بی هویت،متوهم ،مانقورد،خودزن،خودفروش،کم سواد،پان ایرانیست؛پان تورک،پان فارس، شمابفرمایید

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Barev Baron

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مسئولین محترم سایت, به آدمهائی ... ارمنی چون بابک نظریان اجازه چنین توهین را ندهید. اینهم کامنت او:
تاریخ مطلب:
پنجشنبه, می 19, 2016 - 10:11
نام:
بابك ناظريان
نظر:
حتى اگر دروغ ساختگى پسر بچه ميخ شده بديوار را واقعى فرض كنيم مگر زورى بالايان ديوانه بود كه آنرا در كتاب خود مكتوب وجنايت جنگى همكيشان خود را گواهى دهد. يكى به اين پانتركها بايد بگه دنيا را مثل خودتان فرض كرده ايد ولى خ. خودتان هستيد.
نوشته شده در:
در خوجالی چه گذشت؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مقاله آقاى نظريان بسيار روشنگر و منطقى بود اى كاش در بين مخالفين ايشان هم كسى پيدا شود كه بدور از سبك رايج پانتركها جوابيه اى منطقى وبا استناد به فاكتهائى كه توسط اشخاصى غير از خود پانتركيستها ساخته وپرداخته شده باشد تحرير ميكردند تا روشنگر وقابل باور باشد. اكثر فاكتهاى ارائه شده آقاى نظريان از روزنامه نگاران وروشنفكران خود جمهورى باكو ميباشند به همين دليل پذيرش آنرا آسانتر ميكند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
میتوانید توضیح دهید چرا نوشته من نیامده؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
داشناک معروف آقای بابك ناظريان! شما با حرفهای بی محتوا و خنده دارتان، کینه و نفرت را نسبت به مردم مظلوم آزربایجان به حدی رساندید، حتا در فردای سرزمین موسوم به ایران، خود را بدست خود تهجیر خواهید کرد. جائی میان مردم ایران نخواهید داشت. مگردر بیابانهای یزد و کرمان. ....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از مقاله شما اقای نظریان که برای روشن شدن بعضی واقعیات نوشتید سپاسگذارام جای اینگونه نوشته ها در وب فارسی بسیار خالی است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حتى اگر دروغ ساختگى پسر بچه ميخ شده بديوار را واقعى فرض كنيم مگر زورى بالايان ديوانه بود كه آنرا در كتاب خود مكتوب وجنايت جنگى همكيشان خود را گواهى دهد. يكى به اين پانتركها بايد بگه دنيا را مثل خودتان فرض كرده ايد ولى خ. خودتان هستيد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
زورى بالايان را من در لندن به چشم خود ديده ام وهمچنين در ده ها كشور اروپائى وبنادر اروپائى در زمانى كه با كشتى دور اروپا را گردش ميكرد كه هيچ مشكلى نداشت و پليس بين الملل بر مبناى خيالپردازى ودروغ بافى پانتركها كه كتابى را كه وجود خارجى ندارد را پايه ادعا هاى شرم آور خود قرار داده اند ايشان را تحت تعقيب قرار نميدهد. پانتركها دروغ به اين بزرگى را آنقدر تكرار كرده اند كه كم كم خودشان هم باور كرده اند كه اينچنين كتابى وجود دارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از مسئولین محترم تمنی میشود این تکست انگلیسی را بااینکه ترجمه نشده است . در این قسمت منتشر کنند. اقای نظریان حق ندارد با بی شرمی تمام در جلو چشمه همه به تحریف و انکار فاجعه خوجالی بپردازد.
جالب است که این نوشته با این جمله ها خاتمه می یاد: من هرگز نشنیده ام کسی از ارمنی ها به این پاراگراف زوری بالایان جواب داده باشند. قتلل عام(خوجالی) بعنوان افتخار یک ملت با خوشحالی در یاد داشت تاریخ خواهد ماند.
http://www.dpreview.com/forums/post/40753432

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای آرسن نظریان
از اشغال قره باغ چند صد سال نمی گذردکه تمام اتفاقات را منکر هستید
همین دو هفته پیش بود که رئیس جمهور امریکا ازارمنستان به خاطر اسکان دادن 17000هزار خانواده ارمنی سوری تشکر کرد این ارمنی آواره درقره باغ اسکان دادشدند
ازنظر شما اشغالگر کیست ؟
ارمنها همیشه درطول تاریخ دراین منطقه درخدمت بیگانگان بودند درگذشته درخدمت روم ،اعراب بودند واعراب مبازات ترکها رابه رهبری بابک با کمک سمبادارمنی وافشین فارس توانستند شکست دهند وبعد ها به خدمت ورسیه درآمدند تا اینکه صفویان آنها را به اصفهان انتقال دادند
آزربایجان درسال 1392ارتشی نداشت که ارمنی ها توانستند با کمک روسیه بیش از یکمیلیون آزربایجان را آواره کنند وبیش ازسی هزارنفررا بکشند ارمنی ها به اهداف نخواهند رسید.
آقای نظریان ضرب المثال معرفی است *چاه کن همیشه ته چاه است * شما ارمنی ها با این همه لابی باید این را بهتر بدانید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آرسن ,
بهتر بود شما به خاطر جنایتکارانی مانند سرژ سرکیسیان , میسیون دروغ گویی را به عهده نمیگرفتید . فکر فردا را بکنید که در غیاب اربابان آخوندی , ارمنی های ایران در مقابل با ۴۰ میلیون ترک در ایران اگر نمک خورده و نمکدان بشکنند , ظلم بزرگی به خود کنند . اگر به فکر تجربه قراباغ در ایران هستید , این بار حتی اربابان روسی هم برای شما کاری نخواهند توانست . تنفر , دروغ گویی , آلت دست بیگانه بودن , متاسفانه .... مردم عادی ارمنی را بیشتر از همه به بدفرجامی کشانده است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مادرم از خاطرات مادر بزرگم در زمان جيلولوق میگوید که سربازان ارمنی در ارومیه کودکان ترک را سر نیزه بلند میکردند. اهل ارومیه میدانند که زمان شاه این شهر بسیار چند فرهنگی بود. بچه های همبازی ما ارمنی، آسوری، یهودی و بهایی بودند و ما بچه ها به خانه همدیگر رفت و آ مد میکردیم و غذا می خوردیم. مادرم مدیر مدرسه بود و پدرم پزشک و هیچ یادم نمی آید که در خانه ما نسبت به ارامنه یا دیگران بد گفته شده بود. بنابراین نقل قول به احتمال زیاد معتبر است. بار اول که دوستان ارمنی ما که خواهر و برادر بودند به خانه ما آمدند مادرم برايمان خوردنی گذاشت. آنها اول نخوردند و در عالم بچگی گفتند که به آنها گفته اند که خانه ترکها ( یا غیر ارمنی ، درست یادم نيست) چیزی نخورند. البته بعد خوردند.
از این داستان منظوري ندارم که بگويم ارامنه بدند. دوستان دختر و پسر ارمنی در دانشگاه هم در ایران داشته ام. ولی درست نیست که

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
امیدوارم ملتهای اطراف از صبر ما تورکها سو استفاده نکنند و از خدا می خواهم که دشمنان ما را نیز به آرامش فرا خواند
کشتارهای ارمنی ها به رهبری مارشیمون در اورمیه و خوی و سالماس و همچنین کشتارهای کردها به رهبری اسماعیل اقا سیمیتقو و همچنین کشت و کشتارهای روسیه در زمان عباس میرزاو تخریب ها و توهین های فارسها که ملت تورک آذربایجان را استحاله و یکسان سازی نژادی در بین فارسها نموده اند توقف یابد در غیر اینصورت در آینده جنگ خانمانسوزی اتفاق خواهد افتاد که همه 5ملت نامبرده شده را نابود خواهد کرد
چون در این بین فقط ماترکها هستیم که اسلحه بدست نگرفته ایم و هنوز هم مقاومت می کنیم که بدست نگیریم ولی پانفارسها کم کم مجبور میکنند که ترکها نیز سلاح بدست بگیرند
یادمان باشد بزرگترین کشور منطقه را ما ترکها برای نسل فعلی به ارث گذاشته ایم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای دیرنج مین ائللی، آقایان پان ترکیست دیگر،
زیاد قالماقال نکنید و هیاهوی بسیار برای هیچ راه نیاندازید. اینکه آذربایجان اعلام کرده می خواهد دادگاهی بین المللی همانند لاهه آنها را محاکمه کند که دلیل و مدرک نمی شود. جهت اطلاع جنابعالی و دیگران، رژیم باکو در 1994 شکایتی علیه بالایان با ادعای اینکه وی در یک بمب گذاری در باکو شرکت داشته به اینترپل فرستاد، اما ریاست اینترپل اعلام کرد که از نظر وی شکایت باکو به انگیزه سیاسی است و لذا ترتیب اثری به ان داده نمی شود. رجوع کنید به: https://en.wikipedia.org/wiki/Zori_Balayan
باکو به دلیل کذب اظهارات و تبلیغاتش جرات طرح شکایت درمورد کتاب مجعول مورد علاقه شما را نداشته، زیرا در اینصورت خود در مظان اتهام افترا و بهتان قرار می گرفت.
دروغ مربوط به این کتاب مجعول نمونه خوبی از شعار معروف ژوزف گوبلز، وزیر تبلیغات رژیم نازی است که می گفت دروغ را باید

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
افسانه حضور فعال نیروهای روسی (هنگ موتوریزه ۳۶۶ شوروی سابق ) در گرفتن شهر خوجالی همان افسانه ای است که امروز هم در شرق اوکراین در آبخازیای گرجستان در اوستیای گرجستان در کریمه در حلب سوریه درلاذقیه سوریه تکرار می شود. یعنی ارتش روس با صدها تانک و نفربر و حمله هوایی یک منطقه ای را اشغال می کند و چند تا عروسک می آیند و در جلوی دوربین می گویند ما بودیم. کدام روس کدام نیروی آلفا شما اینحا روس می بینید؟ آرسن نظریان باید این قصه ها را برای نوه هایش تعریف کند. در ضمن به قول آرسن ما ارتش آزربایجان( در آن زمان آزربایجان ارتش نداشت و فقط پلیس داشت) با برنامه ریزی و با سلاح به شهرهای ارمنی حمله می کرد. اولا در کجای دنیا نیروی پلیس یا به قول ادبیات روسی OMON سلاح سنگین دارد که اینها داشته باشند در ثانی اگر داشت طرف مقابل مگر نداشت خب این سلاحهای سنگین که چند برابر
تصویر دیرنج مین ائللی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به اقای آرسن نظریان,
زوری بالایان وخاچاطور از زمان انتشار کتاب تحت تعقیب اینتر پل هستند. دولت ارمنستان از دستگیری آنها امتناع می کند. آزربایجان اعلام کرده می خواهد دادگاهی بین المللی همانند لاهه آنها رامحاکمه کند. اگر آنچه که شما می گوئید درست بود ارمنستان لحظه ای درنگ نمی کرد وهردورا تحویل دادگاه می داد تا با حکم تبرئه بر درام تبلیغات محکمتر بکوبد.
باور کنید با پارزیتهای اطلاعاتی و تکذیبیه های آبکی راه بجائی نخواهید برد. خروارها سند موجود است که در اواخر قرن بیستم در مقابل چشمان دنیا روسها و ارمنستان به بهانه استقلال قاراباغ بیش از 800هزار آزربایجانی را از خانه و کاشانه خود رانده و ده ها هزار نفر را سللاخی کرده اند.
ازنظر روسها و ارامنه چون خوجالی ترک نشین در مسیر فرودگاه و خانکندی مرکز قاراباغ قرار داشت باید سریعا بدون فوت وقت نابود می شد. درک این مسئله بسیط مستلزم هوش سرشار نیست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای نظریان کافی است در Google و یا در youtube بنویسید خوجالی و یا xocali با هزاران فیلم و عکس و سند روبرو خواهید شد که ارمنی ها مردم بیچاره و بی دفاع را بالخص زن و بچه و پیر زن و پیر مرد را شبانه قتل عام کرده اند یعنی هیچ راه گریزی از این عمل کثیف و جنایت نیست یعنی همان عملی جنایتی که در اورمیه سلماس و خوی توسط ارامنه شه و همین هفته یک گور دسته جمعی در اورمیه پیدا شده که سند همان جنایات ارامنه و آسوری هاست http://oyrenci-sesi.info/yeni/23388 یک گور دسته‌جمعی در اورمیه که حدس زده می‌شود مربوط به قتل‌عام جیلولوق در اورمیه باشد کشف شد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای دیرنج میر ائللی
لطفا خیلی جوش نزنید، این دروغ شرم آور راجع به "کتاب" مجعولی که گویا زری بالایان نوشته، عایشه گونایسو، ژورنالیست و فعال حقوق بشر ترک در مقاله خود تحت نام "حاکمیت دروغ" به خوبی افشا کرده است. شما را رجوع می دهم به لینک مربوطه: http://akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=45939
"... حتی اگر کسی اطلاع نداشته باشد که چنین کتابی از زُری بالایان وجود خارجی ندارد، از لحن و سیاق متن نقل قول باید کاملا روشن باشد که این "نقل قول" متن مجعولی است. مساله شوک آور، اما این بود که "نقل قول" نه از جانب یکنفر ترک افراطی متعصب و دشمن ارمنیان انجام می شد، بلکه از جانب کسی که صادقانه نژادپرستی و تبعیض را محکوم می کرد. چند روز بعد از چاپ مقاله ، کایماز در

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای نظریان  از همین پاراگراف اول  خیلی زیرک تشریف داری این عین نوشته شماست « در رابطه با این فاجعه اخبار و اطلاعات آنقدر ضد و نقیض و در هاله ابهام فرو رفته که تشخیص واقعیت از غیرواقع همواره آسان نیست. »
یعنی مشخص نیست که قتل عامی صورت گرفته و اگر هم صورت گرفته مشخص نیست چه کسانی انجام داده . ببینید در جلو چشم همگان و در جلو دوربین ها و عکسهاو فیلم قتل عامی صورت گرفته و آقا نظریان راه فرار قاتلان ارمنی میگردد ولی زوری بالایان یکی‌ از شعرا و نویسندگان مشهور ارمنی در کتابی‌ تحت عنوان: احیا دوباره روحمان؛ از قتل عام خوجالی در تاریخ ۲۶ فوریه ۱۹۹۲ که خود نیز در آن شرکت داشته چنین مینویسد:
با خاچاتوریان به خانه ای که تصرف کرده بودیم وارد و کودک ۱۳ ساله ترکی رادیدیم که توسط سربازان ارمنی به پنجره اتاق میخکوب شده بود خاچاتوریان برای اینکه جلوی گریه و فریادهای کودک را بگیرد پستان
تصویر دیرنج مین ائللی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آرسن نظریان هنوز نمی داند که برای تحریف قتل عام خوجالی در اختیار داشتن منوپل رسانه های ارتباط جمعی لازم است و یکصد سال زمان. زخمها تازه تر از انی هستند که می پندارد و اگر جای او بودم نمک نمی پاشیدم.
زوری بالایان قهرمان ملی ارمنستان در کتاب خاطرات خود از جنگ خوجالی می نویسد " وقتی من و خاچاطور وارد خانه ای شدیم , مشاهده کردیم سربازان پسر بچه 13 ساله ای را به پنجره میخکوب کرده اند. پسرک جیع می کشید و برای ساکت کردنش خاچاطور سینه مادر بچه را برید و در دهان او قرار داد. بعد من کاری که پدران او با ما کرده بودند با او کردم. من پوست سینه و شکم پسرک ترک را کندم. او 7 دقیقه بعد جان داد. این وظیفه ملی من بود. بدلیل اینکه شعل پیشین من پزشکی بود اومانیسم درونی من اجازه خوشحالی از این عمل را نمی داد اما افتخار می کنم که درصدی از انتقام ملتم را گرفتم. خاچاطور پسرک را تکه تکه کرده خوراک