قربانیان ساکت نسل کشی ارمنستان و روسیه

با مراجعه به منابع آماری روسیه میتوان به ابعاد فاجعه و آنچه بر ملیونها ترک آزربایجانی در طی 200 سال اخیر رفته پی برد.از کشتار و پاکسازیهای وحشیانه قومی کافی قید گردد که بر اساس آمار دولتی, ارامنه در ارمنستان تا اواسط قرن بیستم در اقلیت بودند , حال انکه امروز خالص ترین کشور ائتنیکی منطقه هستند.و مرزهای جمهوری ارمنستان را دائما گسترش می دهند.

از هزاران سال تاریخ ملل هزاره های قبل و مابعد میلاد مسیح, چند صد صفحه بیشتر آنهم بصورت واقعه نگاری مبهم که نه در زمان ما وقع بلکه بعضا پس از قرنها  و در بسیاری موارد نه از جانب افراد منتصب به ان ملت بلکه دیگران و حتی دشمانشان نگاشته شده است موجود نیست. طبععتا چنین تاریخی چیزی نخواهد بود جز ملغمه ای از افسانه ها و آرزوها که مملو از تناقضات آشکار بوده و نمی تواند  و نباید مبنای تفکر انسان  قرن 21 قرار گیرد چراکه  هر گونه استباطی را با حقیقت مطلق قلمداد کردن یکی و نادرست خواندن دیگری ممکن می سازد و ملتها را در جنگی خانمانسوز درگیر می سازد. برخی اندیشه های سیاسی و حکومتهای غاصب با استناد , بسط و افزودن جعلیاتی دیگر به این باصطلاح اسناد و مدارک , دست به پاکسازی قومی ملل همسایه زده و در مواردی دولت-ملتی راسیستی از طریق نسل کشی سفید و سرخ,  کشورهای ائتنیکی خالص را در منطقه ای نظیر باریکه  قفقاز که از دیرباز معبر ملل گوناگون بوده  مهندسی کرده اند.

از جمله این دولت ملتها کشور ارمنستان است که با کشتار خونین و نسل کشی آزربایجانیها در طی دو سده اخیر شکل گرفته است. ارامنه  ازطریق مصادره کلیساهای آلبانهای مسیحی و بعضا دستکاری در اسناد مربوطه, ملت خود  را بیش از همه دچار چنان توهمی کرده اند که فکر می کنند هزاران سال پیش, از خزر تا مدیترانه ساکن و ماللک این سرزمینها بوده اند. در منطقه ای که حیات و ممات  انسان  با استناد به قرائت خاصی از  چند برگ بجا مانده از دوران ظلمت مطلق به بازی گرفته می شود ,نتیجه  ای  جز ظهور کهریزکیان, پان ایرانیسم, داعشیان, ارمنستان, یهودیسم و غیره  نخواهد داشت که به غلط مشروعیت سیستم های سیاسی خود را با خوانش خاص خود از تاریخ مرتبط دانسته , خشونت و نسل کشی را باز تولید می کنند.

در موارد خاصی جاعلین حتی تاریخ مکتوب و آماری 200 سال اخیر را نیز با سو استفاده از نقاط کور معلومات مخاطبین , قدرت تبلیغاتی خود و مخفی سازی زیر پوشش مبارزه با دشمنی مشترک , ماهیت ضد انسانی خود را از دیده ها پنهان می سازند . نمونه بارز این رفتار, دولت ارمنستان و مبلغین آن می باشند که هیچ اشاره ای به نسل کشی های مسلم خود نکرده و در همسوئی کامل با سیاستهای روسیه,  بسیچ دیاسپورای ملیونی خود در ایالات متحده و فرانسه, اتحاد با بازماندگان سازمانهای ارتجاعی مذهب مسیحیت از جمله واتیکان,  فریب تشکیلات چپ اروپائی و اجازه استفاده ابزاری دولتهای بزرگ به منظور اعمال فشار  به ترکیه و جمهوری آزربایجان در مناسبات دوجانبه ,  نقش مخرب خود را در منطقه و جهان ایفا می کنند.

یک نمونه از خروارها جعلیات ارامنه, سرنوشت ترکان آزربایجانی ساکن جمهوری ارمنستان که نام تاریخی ان چوخور سعد می باشد است. بر اساس اسناد آماری روسیه تزاری و کمونیستی, بعد از معاهده ترکمانچای و گلستان, سیل ارامنه از مناطق مختلف ممالک محروسه قاجار و ممالک عثمانی به آزربایجان شمالی آغاز شد و تزار روسیه اکثر آنان را در منازل خیل عظیم آزربایجانیهائی که به جنوب  و یا غرب ارس  مهاجرت کردند اسکان داد. سیاست دراز مدت تزاران روسیه ایجاه منطقه  حائل مسیحی ما بین روسیه و ممالک عثمانی بود و ارامنه  مهاجر زیادی به چوخور سعد (ارمنستان فعلی)  فرستاده شدند تا به کمک  ساکنین جدید روس ارتباط آزربایجان و ترکیه را قطع کنند. با مراجعه به منابع آماری روسیه میتوان به ابعاد فاجعه و آنچه بر ملیونها ترک آزربایجانی در طی 200 سال اخیر رفته پی برد.از کشتار و پاکسازیهای وحشیانه قومی کافیست قید گردد که بر اساس آمار دولتی,  ارامنه در ارمنستان تا اواسط قرن بیستم در  اقلیت بودند , حال انکه امروز خالص ترین کشور ائتنیکی منطقه هستند.و مرزهای جمهوری ارمنستان را دائما گسترش می دهند. آخرین سرزمینهائی که به محدوده سیاسی ارمنستان اضافه شدند مناطق زنگزور  در جنوب و کرانه های شرقی گوی گل (سوان ) بودند.  در دوران زمامداری استالین به یمن خدمات کمونیستهای ارامنه,  پیشنهاد الحاق قاراباغ  به ارمنستان  داده شد, اما ارامنه  که تصور می کردند  قاراباع را براحتی در مراحل بعدی میتوان گرفت, خواهان الحاق  زنگه زور در جنوب  با اکثریت جمعیت آزربایجانی شدند  تا نخجوان را از آزربایجان جدا کرده و آنرا نیز در فرصتی دیگر ببلعند. در ماههای اولیه شکل گیری مسلحانه  جمهوری اول ارمنستان, داشناکها اچمیادزین را بعنوان پایتخت برگزیدند چراکه در هیح شهر دیگری از جمله ایروان , ارامنه ازاکثریت  برخودار نبودند.

جدول زیر آمار ترکیب ائتنیکی  ایروان را از زمان الحاق به روسیه در اوائل قرن 19  با استناد به آماررسمی نشان میدهد.  لازم به توزیح است که جدول زیر از محافل علمی!!! تحت کنترل ارامنه بر گرفته شده که مذبوحانه ارامنه را در 1650 و 1725 با اکثریت مطلق قید کرده در حالیکه هیچ گونه امار جمعیتی در این برحه ازتاریخ در مماللک محروسه قاجار موجود نبوده است بگونه ایکه حتی قادر نبوده اند اقم کل جمیت را ارائه دهند.  بر خلاف خواننده های ما , چون خواننده اروپائی قادر به درک این نکته نیست ناآگاهیش  مورد سواستفاده قرار گرفته است.

  سیاست  کشورگشائی ارامنه در زمان اتحاد جماهیر شوروی  نیز ادامه داشت. با یک نگاه به مرزهای سیاسی جمهوری اول آزربایجان و ارمنستان   در سال 1918  و مقایسه وسعت دو کشور در 1990  میتوان به حرص بی پایان ارامنه در غصب سرزمینهای دیگران پی برد.

 

 

 

سرزمین اشغالی قاراباغ و شهرهای مجاور     

 

چه در زمان تزار و چه در دوران کمونیسم, بدلیل عدم اعتماد به آزربایجانیها تعداد ارامنه  در ارتش تزاری و سرخ ده ها برابر بیشتر بود. نظامیان ارمنی ارتش سرخ, در اوخر دهه 80 به سرعت ارتش ارمنی را سازماندهی کرده  و به کمک نیروهای نظامی  و تجهیزات زرهی هنگ ۳۶۶ موتوری روسیه به جمهوری تازه تاسیس و بدون ارتش آزربایجان تجاوز کرده  , ده ها هزار نفر را کشته , 850 هزار  آزربایجانی بی دفاع  را از خانه و کاشانه خود راندند و 20 درصد خاک  کشور همسایه  را اشغال کردند. ارمنستان به پشتیبانی روسیه تاکنون 4 قطعنامه سازمان ملل مبنی بر تخلیه خاک آزربایجان را نادیده گرفته  و همچنان سیاست کشورگشائی  و پاکسازی قومی را دنبال می کند و خواهان برقراری کشوری از سواحل خرر تا دریای مدیترانه است که بخشهائی از آزربایجان جنوبی را نیز شامل می شود . ارامنه که هر چند دهه یکبار عمق تاریخ  و سرزمین خود را بسط و گسترش می دهند!!!  در مواردی عنان کار از دستشان در می رود  از آنجمله جشن 170-مین سال  مهاجرت از مراغه به قاراباغ بود که  چند سال پیش با حضور جمع کثیری در خانکندی  برگزار شد.

 

 

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ارتش شوروى از بدو شروع استقلال طلبى قره باغ كه قبل از فرو پاشى شوروى شروع شده بود در كنار پليس ونيروهاى ضد شورش آذربايجان عليه ارامنه استقلال طلبى ارامنه وارد عمل شده وآنها را سركوب ميكرد. اينكه شما ادعا كنيد دولت مركزى وارتش كشورى در كنار استقلال طلبان قرار بگيرد ادعائى كذب است. روسها طى چند سال اخير بيش از ٤٠ ميليارد دلار اسلحه به جنايت كاران حاكم در باكو فروخته اند واين ادعاى كذب شما را بر ملا ميكند. بجاى توسل به دروغگوئى چشمهاى خود را بر روى واقعيات باز كنيد مردم قره باغ پس از حمله وحشيانه رژيم باكو جهت سركوب استقلال طلبى شان در برابر قتل عام ديگرى قرار گرفتند بناچار اسلحه بدست گرفته متجاوزين را كه چندين برابر آنها جمعيت واسلحه وپول داشتند بيرون انداختند. در تاريخ بار اولى نيست كه متجاوز بزرگتر در مقابل اراده كشور كوچكتر شكست خورده زانو ميزند مصداق بارز آن فرار وبى آبروئى امريكا از

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام،وعرض ادب،به هزارویک دلیلی که غربیان اسراییل را برای کنترول اعراب ومسلمانان واعمال نفوذ در حساسترین نقطه سه قاره جهان که سر مسلمانان را گرم وهمیشه سرگرم نگه داشته،وتوازن دو طرفه را مد نظر دارند ،به همان دلیل هم روسها ارامنه را در قلب امپراتوری مسلمانان قرار دادند تا مسلمانان وبیشتر دنیای ترک را کنترول وسرگرم وموازنه قدرت ایجاد کنند وهمیشه ارمنستان ابزار روسها باشد،